فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۲۴۱ تا ۱۴٬۲۶۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
مبانی ترجمه قرآن با توجه به ترجمه آقای مجتبوی
حوزههای تخصصی:
نقش ترجمه قرآن کریم به عنوان آسان ترین راه برای دستیابی به فهم آیات قرآن و ضرورت این امر ارزشمند چنان بدیهی است که از استدلال بی نیاز است. در آیه 44 نحل آمده است: »… وانزلنا إْلیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفکرون« اگر تفکر و اندیشیدن در مردم که لازمه رسیدن به سعادت و خوشبختی است با تبیین آیات قرآن و معارف الهی پیوند استوار دارد،تحقق این هدف والای الهی برای بسیاری از انسان هایی که با زبان قرآن آشنایی ندارند،از طریق ترجمه امکان پذیر است. البته ترجمه باید با رعایت اصول کامل ترجمه و امانتداری و صداقت وبه دور از سلیقه ها و گرایش های فردی و در کنار متن اصلی قرآن باشد؛نباید با بسنده دانستن ترجمه قرآن،قرائت آن که از بهترین ذکرها وبرترین عبادتهاست در حاشیه قرار بگیرد.بلکه قرائت نیز به همراه تدبر و با آداب خاص خودش،باید مورد توجه قرار بگیرد.
مقایسه و تحلیل لطایف عرفانی قصه یوسف در کشف الاسرار و جامع الستین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قصه یوسف، یکی از عرصه های مناسب برای شکل گیری تأویل ها و استنباط های صوفیانه است. در این قصه، عمیق ترین ویژگی های سرشت بشری چون عشق و نفرت، هجران و وصل، هوی و هوس، کینه و شفقت و... در سطوح مختلف حضور دارند. گاهی وقایع مطرح شده در این قصه بر معانی و مفاهیمی فراتر از ظاهر و صورت واقعه دلالت می کند، و همین ویژگی ها دست مایه عارفان صاحب ذوق گشته است. میبدی، مؤلف معروف ترین تفسیر بر مذاق صوفیانه، در «النوبه الثالثه» نگاه عرفانی و هنری به آیات قرآن و قصص پیامبران دارد، و آن ها را به یاری رموز و تأویل های صوفیانه تفسیر کرده و در این میان، قصه یوسف، آیینه تمام نمای این نوع نگاه به آیات قرآن و قصص پیامبران است. پیش از میبدی، محمد بن زید طوسی در سال های 460ـ470 هجری قمری در الجامع الستین للطایف البساتین» اختصاصاً به تفسیر سوره یوسف پرداخته است و با تفسیر میبدی همانندی هایی دارد. مسئله اصلی این مقاله، مقایسه و تحلیل اشارات و لطایف عرفانی قصه یوسف در کشف الاسرار ابوالفضل میبدی و «جامع الستین محمد بن زید طوسی است.
بررسی تطبیقی اندیشه اخلاقی ارسطو و خواجه نصیرالدین طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی یونانِ باستان و روم سقراط تا ارسطو ارسطو (384-322 ق.م)
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
این مقاله بر مبنای بررسی تطبیقی نظرات اخلاقی ارسطو و خواجه نصیرالدین طوسی و بررسی شباهت دیدگاه های اخلاقی آنان نگاشته شده است. چنانکه نشان داده خواهد شد، فضایل اخلاقی نقش مهمی را در رسیدن به سعادت ایفا می کنند. سعادت برترین خیری است که هر کس فقط به خاطر خود سعادت، به دنبال آن است. خواجه نصیر همچون ارسطو می اندیشید که اخلاقیات، مبانی و پایه های عینی و واقعی دارند؛ اما برخلاف ارسطو، باور داشت که عقل انسان به تنهایی قادر نیست که به همه این مبانی برسد و علاوه بر عقل باید در به دست آوردن معرفت کامل در مورد ویژگی های اخلاقی، از شریعت یاری جست. همچنین شریعت با معرفی جهان آخرت چشمان ما را به روی یک زندگی پایان ناپذیر باز می کند که جزییات آن جهان توسط عقل شناخته نشده است. به هر روی، شریعت در نظر خواجه نصیر برای زندگی در متن چنین جهانی، لازم و ضروری خواهد بود. «عدالت» به عنوان منشأ فضایل و سعادت بشری، نقطه مشترک اندیشه اخلاقی ارسطو و خواجه نصیر است که هم در اخلاق ناصریو هم در اخلاق نیکوماخوسبر آن تأکید می کنند. عدالت در رویکرد آنان منشأ همه فضیلت ها (و نه جزیی از آن) است و تا عدالت نباشد، سعادت میسر نخواهد شد.
سیاست مذهبی غوریان
اخلاق و عرفان اسلامى از دیدگاه استاد مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ۱۳۸۶ شماره ۱۲۳
حوزههای تخصصی:
از جمله ویژگیهای عبادالرحمان این است که، ایشان به آیات الهی کاملاً دل میسپارند و پیرامون آن تأمّل و تفکر میکنند، و همچون کوران و کران با آن مواجه نمیشوند. در مقابل، مشرکان وقتی با آیات الهی مواجه میشوند، چنان کور و کرند که با وجود برخورداری از چشم و گوش ظاهری، نه آنها را میبینند و نه میشنوند. اینان چشم و گوش ظاهری دارند، اما از چشم و گوش باطنی بیبهرهاند. علاوه بر این دو گروه، برخی از مؤمنان گاهی در مواجهه با آیات الهی یا سخنان حکیمانه، احساس کسالت و بیحوصلگی میکنند و در مقابل، علاقه به لغو از خود نشان میدهند. علت این امر این است که آنان اولاً، نفس و دل خود را خوب تربیت نکردهاند. ثانیا، دل به سمتوسویی متمایل میشود که بدان علاقه دارد. از اینرو، در نماز حضور قلب و به هنگام مطالعه، تمرکز کافی ندارند، و در مجموع، مالک فکر و احساس خود نیستند.
با تربیت فکر و دل، دلسپاری به آیات الهی، و تأمّل و تدبّر در آنها، میتوان نشانههای عبادالرحمان را در خود زنده کرد.
حقوق مالکیت معنوى
منبع:
معرفت ۱۳۸۱ شماره ۵۳
حوزههای تخصصی:
روحانیت و عاشورا
منبع:
فرهنگ کوثر ۱۳۸۷ شماره ۷۳
حوزههای تخصصی:
ترجمه ناپذیری قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
نقد حجیت قاعده «کل ما لیس بمال ...» در عدم اعتبار شهادت زنان در دعاوی حقوقی غیرمالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکى از مسائل مطرح در بحث شهادت، نقش جنسیت در اعتبار شهادت است. امروزه در قوانین اغلب کشورها، مرد بودن جزو شرایط لازم براى اعتبار شهادت نیست؛ ولى در قوانین ایران، تفاوت هایى در اعتبار شهادت زن نسبت به شهادت مرد وجود دارد. مسأله مقاله حاضر این است که آیا زن یا مرد بودن می تواند تأثیرى در اعتبار شهادت داشته باشد یا خیر؟ بر اساس نظر فقها و قوانین موضوعه، شهادت زنان در امور حقوقى و حق الناس و اصولاً در امور غیر مالى مانند طلاق و رؤیت هلال، نه به صورت منفرد پذیرفته است و نه با انضمام به مردان. در مورد نکاح و قتل عمد اختلاف نظر وجود دارد؛ یکی از دلایل این امر، استناد به قاعده ای با عنوان «کل ما لیس بمال و لم یقصد منه المال لایثبت الا بشاهدین ذکرین عدلین» است. نویسنده در مقاله حاضر با بررسی قاعده یاد شده و مبنای فقهی آن و تحلیل نظریات، به این نتیجه دست یافته است که قاعده مورد بحث حجیت ندارد، بلکه مواردی هست که آن را نقض می کند. از این رو پیشنهاد می کند: ماده 230 آیین دادرسی مدنی اصلاح شود و شهادت زنان در حق الناس، چه مالی و چه غیرمالی پذیرفته شود مگر در مواری که دلایلی بر عدم حجیت شهادت زنان وجود داشته باشد.