مسئله سهم الارث زوجه از اموال شوهر یکی از مباحثی که به طور ویژه ای به آن پرداخته شده است. در مورد محرومیت زوجه از ارث بردن بعض از ترکه شوهر که از منفردات امامیه است و بر آن ادعای اجماع شده است، اتفاق نظر کامل وجود ندارد و آرا و عقاید مخالف نیز وجود دارد. در مورد انواع اموالی که زوجه از آن ها ارث نمی برد و همچنین در مورد اینکه این حرمان اختصاص به زوجه غیر ذات ولد دارد یا مطلق زوجه، به سبب اختلاف روایات، اقوال و آرا متفاوتی از جانب فقها ابراز گردیده است. حقوقدانان نیز به پیروی از فقها نظرات مختلفی در این خصوص ارائه نموده اند. اخیراً مجلس شورای اسلامی نیز در جهت حمایت از حقوق زنان و اجرای عدالت از نظر فقها و حقوقدانانی پیروی کرده است که زوجه را به طور مطلق، چه ذات ولد و چه غیر ذات ولد، مستحق ارث بری از تمام اموال زوج- از عین اموال منقول و از قیمت اموال غیر منقول اعم از عرصه و اعیان می داند.
پژوهش حاضر درصدد است تا علم به غیب امامان علیه السلام را از منظر قرآن کریم بررسی و اثبات کند. شیوة بحث در این پژوهش تحلیلی، مبتنی بر روش تفسیر موضوعی است. از آیة رؤیت اعمال (توبه:105) به دست می آید که علاوه بر خدا و رسول او صلی الله علیه و آله، جمعی از مؤمنان نیز حقیقت و باطن اعمال مردم را در دنیا می بینند. ازآنجاکه مشاهدة حقیقت اعمال به صورت عادی برای عموم مؤمنان امکان پذیر نیست، مراد مشاهده ای است که با موهبت الهی توسط برخی از اولیای الهی یعنی امامان معصوم علیه السلام انجام می شود. از آیة امت وسط (بقره:143) نیز به دست می آید که جمعی از امت پیامبر صلی الله علیه و آله، گواهان بر امت در روز قیامت هستند. چنین شهادتی نیز بدون برخورداری از علم غیب به اعمال بندگان امکان پذیر نخواهد بود. شواهد نقلی نیز مؤید این هستند که پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کسی جز امامان معصوم ادعای علم غیب و ملکوت عالم را نداشته است. مرتبه ای از علم غیب نیز برای برخی اولیای خاص الهی ثابت است؛ اما مرتبة کامل آن ویژة پیشوایان معصوم علیه السلام است.
در جهانى که بسیارى جنگ را سادهترین نوع برخورد میان فرهنگها مىدانند، شعار گفتوگوى تمدنها داراى زیبایى و جلوه خاصى است . به باور نویسنده، اخلاق را مىتوان یکى از محوررهاى اصلى این گفتوگوها دانست، و البته زمانى این گفتوگو نتیجهبخش خواهد بود که مساله اخلاق امرى کاملا نسبى قلمداد نشود و از اطلاق قابل توجهى برخوردار باشد . بر این اساس، نوشتار حاضر پس از بیان انواع سهگانه نسبىگرایى اخلاقى به نقد آنها مىپردازد .
از دیدگاه عقل، قرآن و روایات، بیشتر مردم اهل سعادت و نجاتند؛ زیرا سعادت دایر مدار اطاعت، به شرط عناد نورزیدن است. اکثریت بر دستورهاى آیین خود یا از حکم فطرت انسانى خویش در حوزه اخلاق، پیروى مىکنند، اینان به طور مستقیم یا غیرمستقیم و پس از پاک شدنشان در قیامت رهسپار بهشت مىشوند و از نعمتهاى الهى بهرهمند خواهند شد. در قیامت کسى که معذور باشد، نمىسوزد و اگر معذور نباشد، به اندازه سلب معذوریتش، عذاب خواهد شد. تنها کافران عنود، لجوج و جهول به دوزخ مىروند که اینان اندکند. هدایت، نجات و سعادت، مراتب طولى و شدت و ضعف دارند. بیشتر مردم از درجه پایین و متوسط آنها بهرهمندند و تنها اندکى از انسانها به مراتب بالا مىرسند؛ چنان که اندکى نیز از این کثرتِ طولى، بىبهرهاند.
اگر چه اصولى که در این مقاله از دیدگاه متفکر شهید مطهرى مورد بحث قرار مىگیرد، چه بسا در قالب یک اصل قابلِ جمع و توصیف باشد؛ ولى نگارنده با رویکرد تشریح به مباحث استاد مىنگرد. از این رو، موضوع را در 9 اصل اثبات مىکند که عبارتند از: 1ـ اصل پیوند میان خدا و انسان؛ 2ـ اصل هدایت عامّه؛ 3ـ اصل رحمت گسترده؛ 4ـ اصل سلامت؛ 5ـ اصل علاقه به عدل، احسان و انفاق؛ 6ـ اصل تطهیر و مغفرت عام؛ 7ـ اصل شفاعت؛ 8ـ اصل تسلیم در برابر حقیقت؛ 9ـ اصل عذر (قصور).
خسارت تأخیر تأدیه در کتب حقوقی تحت عنوان عام و کلی را خسارت حاصله از عدم اجرای تعهدات مطرح کردهاند و بر همین اساس در باب تعهدات مطرح شده است. نگارنده در این مقاله دربارة چگونگی مطالبة خسارت تأخیر تأدیه توسط بانکها و تاریخچة عملیات بانکی در زمینة پیدایش خسارت تأخیر تأدیه در بانک و میزان و چگونگی مطالبة خسارت تأخیر تأدیة بانکها قبل از انقلاب اسلامی و وضعیت قراردادها و مطالبات بانکها از بدو پیروزی انقلاب اسلامی تا شروع قانون عملیات بانکی بدون ربا سخن به میان آورده و همچنین به بررسی خسارت تأخیر تأدیه از نظر قانون و فقهای عظام و حقوقدانان و طرح نظریات و دلایل موافقان مشروعیت مطالبة خسارت تأخیر تأدیه و نیز طرح دلایل مخالفان و پاسخ به آنها پرداخته است.
این مقاله، با رویکرد تحلیلی و نظری به بررسی بایسته های اخلاقی همسران و آثار آن در تحکیم خانواده میپردازد. از منظر آموزه های دینی و روان شناختی، هر یک از همسران در برابر دیگری وظایفی دارند که التزام به آنها در ایجاد فضای مثبت و بانشاط خانوادگی، تأثیر قابل توجهی دارد. تکریم، رعایت ادب، قدردانی، خوش خلقی، محبت، خوش بینی، صیانت از آبروی یکدیگر، مدارا و... از مسائلی است که همسران با عمل به آنها، میتوانند روابط میان خود را جذاب و مستحکم سازند. با نگاهی روان شناختی به آموزه های مزبور، درمییابیم که تعهد همسران به وظایف اخلاقی، موجب احساس همگرایی و همدلی مثبت اندیش شده، و فضای خانوادگی در اثر این نتایج، بالنده و بانشاط خواهد شد. همچنین فرزندان چنین خانواده ای در اثر یادگیری اجتماعی و مشاهده ای، به سوی خیر، صلاح و تعهدمداری سوق پیدا میکنند.