ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰٬۰۶۱ تا ۸۰٬۰۸۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۸۰۰۶۱.

تأثیر ویژگی های زمانه بر صدور، فهم و تبیین روایات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۶
دین اسلام به عنوان دین جاوید و آخرین دین الهی برای همه انسان ها تا قیامت، قوانین ثابتی را پایه گذاری کرده است؛ اما با نگاه دقیق به برخی مصادیق معلوم می شود که تغییرات و متغیّرهای یک جامعه در دوران خاص، در بیان کیفیت آموزه ها تأثیرگذار است و نمی توان همه آن آموزه ها را در همه زمان ها جاری دانست. در اصطلاح، به قضایایی که سریان در همه زمان ها دارند قضیه حقیقیه و به قضایای مختص، قضیه خارجیه اطلاق می شود. تغییرهای فرهنگی، اقتصادی و علمی از نوع قضایای خارجیه هستند. آموزه هایی مانند ابهام در میزان سنجش و یا ابهام حاصل شده در فهم مقصود بر اثر گذر زمان، در نگاه ابتدایی، موهم تأثیرپذیری از تغییرات زمانه هستند، ولی دقت در آنها گویای عمومیّت و حقیقیه بودن آن است. هدف این پژوهش، تبیین تأثیرگذاری تغییرات جامعه، در گذر زمان بر شناخت قضایای حقیقیه و خارجیه روایات از یکدیگر است.
۸۰۰۶۲.

تأملی بر دیدگاه یورگن هابرماس در باب نسبت اخلاق و حقوق

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۶
پرسش از نسبت و رابطه اخلاق و حقوق، تاریخی نسبتاً طولانی دارد و به مناسبات ارزش ها و ایده آل های انسان و یکی از نیازهای عینی بشر، یعنی نظم، امنیت و صلح باز می گردد. دغدغه زندگی اخلاقی، همزاد آدمی بوده و شئون حقوقی که قوام آن به برخورداری از حمایت الزامی و اجباری است، همواره در بخشی از زندگی اجتماعی انسان وجود داشته است، اما به نظر می رسد «حقوق» در مفهوم امروزین آن، عمدتاً معلول پیدایش نخستین دولت شهرها و سپس دولت فراگیر ملّی بوده که نخستین کار ویژهٔ آن استقرار نظم و صلح داخلی بوده است. تحقّق این امر بیش از هر چیز به واقعیت های جامعه و شهروندان، یعنی باورها، گفتار و کردار آنان وابسته است. هنجارهای اخلاقی اگر چه بی ارتباط با امکانات و شخصیت فاعل نیستند، لکن به این اندازه وامدار و تابع واقعیت های فردی و اجتماعی نیز نیست. از این رو، چگونگی سازش بین دوگانهٔ اخلاق و حقوق قرن هاست که معضل جدّی اندیشمندان اجتماعی شده است. یورگن هابرماس - فیلسوف و اندیشه پرداز اجتماعی معاصر - در نظریه اجتماعی کلان خود، در مقام تبیین چگونگی آشتی اخلاق و حقوق نیز برآمده است. هدف این نوشتار، بررسی و تأمل مختصر و به شیوه تحلیلی ۔ انتقادی در آراء او در این باب است. ارزش نخستین در اندیشه هابرماس، نظم و منافع عمومی است و بر این باور است که این هدف با اجماع ناشی از گفتمان مبتنی بر اراده آزاد انسان های برابر محقق می شود. انسان آزاد و برابر در اندیشهٔ او، از انسان اخلاقی نمایندگی می کند و گویا هابرماس - در فرض تزاحم بین این حقوق و اخلاق - حقوق (نظم و منافع عمومی برآمده از گونه ای توافق در عدد و شرایط) را بر هنجارهای اخلاقی ترجیح می دهد.          
۸۰۰۶۳.

نظم عمومی اقتصادی و اختیارات دادستان؛ با تأکید بر نهاد اداره، تحقق شفافیت و مدیریت تعارض منافع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
قوه قضاییه اصلی ترین جبهه تأمین نظم عمومی اقتصادی است و دادسرا با محوریت دادستان طلایه دار این جبهه می باشد. دادستان با استفاده از اختیارات, صلاحیت ها و امکانات قانونی خود می تواند در تضمین نظم عمومی اقتصادی در صیانت از این نوع نظم در سطح جامعه و کشور باشد. در این میان به دلیل جایگاه مهم اعمال اداری، گردش آزاد اطلاعات و تعارض منافع در مقوله جرایم و تخلفات اقتصادی، اختیارات دادستان خاصه اختیارات پیشگیرانه دادستان در حوزه های مذکور قابل ملاحظه و بنیادین می باشد. قانون گذار با علم به تعاقب خود در موضوعی چون فساد به مثابه امری پیوسته نوآیین و روزآمد، همواره وی را در نصوص قانونی اش مبسوط الید ساخته و اختیاراتی جامع در حوزه های کلان نظیر نظارت بر جامعه و یا اداره و یا در حوزه هایی همچون پیگیری تحقق شفافیت حکمرانی و مدیریت تعارض منافع اعطا کرده است، لذا تعلل سیستماتیک نهاد دادستانی در اِعمال این نوع از اقتدار مشروع کاملاً مشهود است. بر این اساس, پژوهش حاضر بر آن است با استفاده شیوه تحلیلی استناجی و بهره گیری از روش کتابخانه ای و از طریق ابزار فیش برداری توانمندی های قانونی نهاد دادستانی را باتوجه به اختیار قانونی دادستان به منظور استیفای نظم عمومی اقتصادی بررسی نموده و میزان شفافیت را حوزه گردش آزاد اطلاعات دنبال کرده و نقش دادستان در صیانت از این امر حیاتی و تعارض منافع را در مدیریت وی مورد واکاوی قرار می دهد تا میزان نظارت عمومی و پاسخگویی این مدیر قضایی و «چگونی» ایفای وظایف و اعمال صلاحیت ها مشخص شود. این پژوهش دارای کاربردهای عملیاتی و اجرایی در حوزه های مربوط می باشد.
۸۰۰۶۴.

دراسة السيرورة الزمنيّة في ملحمة الكائن الحربيّ أو ما غناه الياسمين في طريقة إلي المعركة لجميل أبي صبيح(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۲
لا یمکن تخیّل السّرد دون تواجد العنصر الزمنیّ وعلاقته بالمبنی الحکائی للسرد. والزَّمن السَّردیّ یحتضن الأحداث، وتتکوّن الحبکه السَّردیّه بالعلاقه المنسجمه التی یمنحها العنصر الزمنیّ للعناصر بشدّ اطرفها بعضها إلی البعض. إنَّ دراسه البناء الزمنیّ، دراسه منهجیه لمجموعه من المتتالیات الزمنیّه أو المفارقه الزمنیّه ومتابعه للحرکه الزمنیّه والوعی بالزَّمن داخل الخطاب السَّردیّ له إسهام کبیر فی الوصول إلی فهم عمیق عنه. هذه الورقه البحثیه تسعی، بتبنّی هذا المنهج المحدد وبالاعتماد علی المنهج الوصفیّ _ التحلیلیّ، إلى دراسه قصیده «ملحمه الکائن الحربیّ» للشاعر الأردنیّ المعاصر، جمیل أبو صبیح. نصبو فی هذا المشوار البحثیّ إلی مقاربه شعره والکشف عن رؤیته وأفکاره عبر دراسه العنصر الزمنیّ الذی یطغی حضوره علی قصائد الشاعر. وتشیر النتائج إلی أنَّ القصیده تتجلَّی فیها شتی أنماط الحرکه الزمنیّه وتنطلق من اللحظه الزمنیّه الراهنه زمن الصراع بین الشخصیّه ونزعاتها الجسدیه ومحاوله قمع وتکبیل هذه النزعات الطائشه وتسیر نحو النهایه الزمنیّه المفتوحه کما نلاحظ أنّ القصیده مشحونه بالمفارقه وأنّ الشاعر بوعیه السَّردیّ العالی یستخدم تقنیه الاسترجاع والاستباق الزمنیّ وفی بعض المشاهد السَّردیّه تعود عدسه الکامیرا السَّردیّه إلی الوراء وتسرد التجربه الماضویه للشخصیّه وعلاقتها بالأحداث الماضیه حیث عبثت بالحیاه بنزعاتها الجسدیه وفقدت الشخصیّه کلّ قیمها عند احتدام هذه النزعات الباطله والقطع الزمنیّ واستخدام الاستباق الزمنیّ المسرود فی تمحوره حول حضور وهج الرُّوح وحضور القصیده فی لیل الشتاء، یؤکد به الشاعر علی حتمیّه فاعلیّه الحیاه بعد التَّخلص من النزعات القاتله العابثه.
۸۰۰۶۵.

خوانشی نو از آیه «ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۷
مفسران فریقین آیه «ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى» را با مسئله تأخیر در نزول وحی مرتبط دانسته اند. ارتباط این آیه با مسئله «تأخیر در نزول وحی» براساس روایات اسباب نزول مطرح شده است. جعفر مرتضی عاملی در کتاب تفسیر سوره الضّحی با بررسی این روایات، نااستواری و ضعف آن ها را نمایان ساخته است. این پرسش مطرح می شود که اگر این آیه با مسئله تأخیر در نزول وحی مرتبط نباشد، چه عاملی زمینه ساز نزول آن شده است؟ پژوهش حاضر براساس انسجام سوره ضحی و بازخوانی این آیه در بستر این سوره و باتوجه به پیوند این سوره با سوره انشراح وبا بررسی معنای طردشدگی و خشم و طرح وارهٔ شناختیِ مربوط به طردشدگی و خشم در گفتمانِ پرستش در عصر نزول وحی انجام شده است و نشان می دهد که آیهٔ مزبور به دلیل دشواری در «دریافت وحی» نازل نشده است، بلکه نزول آن با مشکلات راه تبلیغ و انجام رسالت پیوند دارد و ناظر به طعنه هایی است که مخالفان، به سبب ایمان نیاودن افراد سرشناس و گرایش قشرِ پایین اجتماعی مطرح می کردند.
۸۰۰۶۶.

اعتبارسنجی احادیث تأویلی سوگندهای سوره «تین»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۸
درروایات معصومان(ع)، واژه های «تین»، «زیتون»، «طور سینین» و «بلد امین» در سوره «تین»، به سرزمین های خاصّ و برخی اهل بیت(امامان:حسن، حسین، علی و رسول خدا(علیهم السلام)) تأویل مصداقی شده است. بعضی این روایات را به دلیل ضعف سند، غالی بودن راویان،موهن بودن و ناسازگاری متن این روایات با سیاق آیات، مجعول شمرده اند. این پژوهش به روش تحلیلی توصیفی به ارزیابی سند و تحلیل محتوای روایات باطنی سوگندهای سوره «تین» بر اساس سنجه «قرآن و سنّت» پرداخته است. متن هر دو دسته از این روایات که مبتنی بر «مجاز» است خالی از «غلوّ» و برخوردار از قرائن مضمونی در «قرآن و سنّت» است. همچنین سند دسته نخست این روایات، معتبر است و دسته دیگر، «شهرت روایی» دارند که بر مبنای «تراکم ظنون» اعتبار می یابند. دفع اتهام غلوّ از راویان احادیث باطنی سوره «تین» و اثبات وثاقت برخی آنان، و نیز استدلال بر اعتبار بعضی اسناد این روایات، از جمله دستاورد این جستار است. شاخص در اعتبار سنجی متن این روایات که در قلمرو بطن آیات است، ناسازگار نبودن با ظاهر آیات است نه هماهنگی با سیاق آیات. زیرا قاعده «سیاق» قرینه کشف «ظهور» آیات است نه «باطن».
۸۰۰۶۷.

معناشناسی تاریخی واژه «حنیف» و شناسایی تحول معنایی آن با تأکید بر نفی ارزش های موهوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۷
واژه «حنیف» یکی از واژگان غریب قرآن کریم است که تاکنون پژوهش های متعددی درباره آن سامان یافته است. دلیل غرابت معنایی این واژه آن است که معنای ریشه ای واژه «حنیف»، «منحرف» و «نجس» است، درحالی که در قرآن کریم این واژه به معنای «موحّد» به عنوان وصف حضرت ابراهیم(ع) به کار رفته است. روشن است این تحول معنایی عمیق، با توجه به مخاطب خاص و با هدف مشخصی رخ داده است. شناسایی این تحول معنایی و دلیل کاربرد «حنیف» در معنای «موحّد»، مسئله این پژوهش است. برای پاسخ به این پرسش، از روش معناشناسی تاریخی استفاده می شود. واژه «حنیف»، در برخی آیات در گفتمان جدلی بین قرآن و اهل کتاب برای انکار باورهای نژادپرستانه و خرافی بنی اسرائیل به کار رفته است. استفاده از دانش معناشناسی تاریخی می تواند دلایل تحول معنایی واژه «حنیف» را در ارتباط با دو مؤلفه معنایی «سلامت» و «ابراهیم»(ع) تبیین نماید. هدف از کاربرد واژه «حنیف» به جای واژه «موحّد»، در قرآن کریم به چالش کشاندن باورهای نژادپرستانه و خرافی اهل کتاب، ارزش های غیرواقعی و بنیان نهادن یک نظام اندیشه موحدانه و عقلانی، در اندیشه اسلامی بوده است. فهم معنای التزامی و تاریخی واژه «حنیف» به عنوان مهم ترین و اصلی ترین ارزش قرآنی، می تواند دلیل کاربرد این وصف را برای حضرت ابراهیم(ع) در قرآن با توجه به بافت متنی تبیین نماید. معنای التزامی واژه «حنیف» می تواند ارزش های موهوم نژادپرستی، جنسیتی، مکانی و مادی را نفی کند و ارزش حقیقی توحید را اثبات نماید.
۸۰۰۶۸.

نفی اماریت «سن» برای بلوغ دختران با تأکید بر بررسی در پرتو مبانی کلامی اجتهاد(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۷
مشهور فقیهان امامیه، سن نه سالگی را از امارات شرعی بلوغ دختران دانسته اند که امروزه غالب دختران نه ساله بالغ نیستند و برخی سن سیزده سالگی را از امارات شرعی بلوغ دختران دانسته اند که به دلیل معتبر نیاز دارد. این مقاله در صدد بررسی صحت سن نیست، بلکه در صدد بررسی این پرسش است که با توجه به تأثیر امور فراوانی مانند وراثت ، شرایط جغرافیایی ، کم و کیف تغذیه ، ویژگی های جسمانی و روان شناختی و ... در سن بلوغ، و تفاوت فراوان سن در بلوغ دختران ، آیا به طور اساسی سن (نه سالگی یا غیر آن ) را می توان اماره ثابتی دانست که شارع مقدس آن را برای بلوغ قرار دهد یا اینکه اماره قرار دادن، امری متغیر برای امری جاودانه مشکل ثبوتی دارد؟ در صورت دوم، سن که در روایات نشانه بلوغ دانسته شده چگونه قابل توجیه است؟ در این مقاله اثبات شده که اساساً سن (نه سالگی یا غیر آن ) را نمی توان اماره ثابتی دانست که شارع مقدس آن را برای بلوغ قرار دهد، درنتیجه باید گفت سنی که در روایات، درباره بلوغ دختر وارد شده ، از شأن بیان حکم شرعی صادر نشده واماره ای جاودانه نیست بلکه صادر از شأن غیر تبلیغی معصوم و درنتیجه حکمی شرعی نیست.
۸۰۰۶۹.

نقش علوم بلاغی در تفسیر قرآن (مطالعه موردی کنایه و تعریض در تفسیر تبیان شیخ طوسی و کشاف زمخشری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۸
یکی از پُررنگ ترین جلوه های هنری هر زبان، به کنایه سخن گفتن است؛ که نشانگر قدرت تعبیر گوینده و باعث اثربخشی سخن می باشد. قرآن کریم نیز به مثابه متنی اعجازآمیز و متناسب با اقتضائات زبان مخاطب، از تعابیر کنایی بهره گرفته است. باتوجه به اهمیت کنایه های قرآنی و نقش دیدگاه های بلاغی مفسران در فهم این کتاب آسمانی، تحقیقی در این زمینه شایسته و ضروری است. در پژوهش حاضر کوشش شده تا با مقایسه دو تفسیر مهم و معتبر جهان اسلام- تبیان و کشاف- نقش آرای بلاغی شیخ طوسی و زمخشری در باب کنایه و تعریض و اسلوبی که در بیان کنایه ها و تعریض های قرآنی برگزیده اند، و تأثیر آن در تفسیر آیات قرآن، تحلیل شود. حاصل این پژوهش که با روش توصیفی - تحلیلی انجام شده، گویای آن است که: شیخ طوسی و زمخشری به تفاوت میان کنایه و تعریض، تعابیر مختلف از مفهوم کنایه، توجه به بحث لزوم در کنایه و نقش سیاق در کشف معنای تعریضی پرداخته اند. زمخشری در برخی موارد متأثر از شیخ طوسی بوده است؛ اما در چگونگی تفسیر آیات صفات الهی که اراده معنای اصلی محال است و بیان اغراض کاربرد کنایه و تعریض، زمخشری بحث های مفصل تر و کامل تری دارد.  
۸۰۰۷۰.

بررسی اعانه برجرم بامحوریت توجه به ارزش های اخلاقی در اسلام و حقوق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۸
منظور ازمعاونت در جرم این است که فردی یا افرادی با همکاری و مساعدت با مباشر جرم به نحوی از انحاء مانند: تحریک، ترغیب، تطمیع، دسیسه، فریب و نیرنگ، سوءاستفاده از قدرت،اخفاء، تهیه وسایل ارتکاب جرم،با ارائه طریق ارتکاب جرم و تسهیل وقوع جرم بدون دخالت معاون در عنصر مادی، آن جرم صورت پذیرد، البته این همکاری باید قبل یا مقارن با وقوع جرم اصلی باشد. مجرمانه بودن عمل اصلی، شرط تحقق معاونت است. بدین معنا که رکن قانونی معاونت درجرم،آن است که عمل مباشر(عملش) مجرمانه باشد تا کار شخص، معاونت در جرم محسوب گردد. در فقه نیز معاونت در جرم، گناه و ستم، خود جرم است که کیفر تعزیر دارد. اثم در لغت به معنای گناه، بزه، ذنب و عدوان به معنای ظلم و ستم، بدخواهی و بی عدالتی است که درزمره مصادیق ومعیارهای، ضدارزشهای اخلاقی قلمداد می گردد بدین جهت استنباط می شود که؛ قرآن کریم تعاون در اثم و عدوان را نهی و تعاون در بر و تقوی که از شاخص های افعال نیک اخلاقی است را مقرر می کند و می فرماید: «تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعانوا علی الاثم و العدوان» (مائده: 2). در تعریف معاونت برخی می گویند که این آیه بر حرمت اعانت در اثم و عدوان دلالت دارد و غیر از تعاون است. اعانت این است که کسی دیگری را یاری دهد، ولی تعاون عبارت است از همکاری دو یا چند نفر یا یک گروه با یکدیگر. به تعبیر دیگر، تعاون از باب تفاعل (مشارکت وهمکاری ) است و انجام آن بین دویا چند فاعل دارد. قاعده حرمت برا ثم یکی از قواعد فقهی است که در مقاله حاضر نگارنده ابتدا مدارک و مستندات این قاعده را از قرآن و روایات ارائه می کند و حکم عقل و اجماع را بیان می کند و معانی لغوی و اصطلاحی لغات این قاعده را تشریح می کند وبه رابطه معاونت و شرکت در جرم مغایربا ارزش های اخلاقی می پردازد.
۸۰۰۷۱.

بررسی تطبیقی مسأله جبر در تفسیر کبیر فخر رازی و تفسیر المیزان علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۹
بررسی تطبیقی مسأله جبر در تفسیر کبیر فخر رازی و تفسیر المیزان علامه طباطبایی جبر و اختیار یکی از قدیمی ترین مباحث کلامی در عالم اسلام است که تفکر و تدبر در آیات قرآنی سبب طرح آن گردید. متکلمان و مفسران اسلامی در تفسیر این گونه آیات به دو دسته جبری و قدری تقسیم شدند. فخررازی که از مهم ترین مفسران و متکلمان اشعری است سعی بسیاری در اثبات نظریه جبر و برهانی نمودن آن می نماید. نظریه او در این زمینه دارای بخش های مختلفی است که یکی از مهم ترین آنها اثبات این نظریه با استفاده از تفسیر آیات قرآنی است. رازی در این استدلالها با استفاده از شریک نداشتن خداوند، خالق و جاعل بودن و تعلق علم او به افعال اختیاری به اثبات جبری بودن آنها می پردازد. با توجه به مبانی فکری علامه طباطبائی در تفسیرالمیزان، برخی از این استدلال ها دچار ناسازگاری درونی اند و با آیاتی که اثبات اختیار انسانی می کنند، نقض می شوند. خالق و جاعل بودن خداوند نیز مستلزم جبری بودن افعال انسانی نیست. زیرا که خداوند انسان را مختار خلق نموده و علم او به انجام اختیاری افعال تعلق گرفته است.
۸۰۰۷۲.

بررسی تطبیقی معناشناسی اولی الامر در آیات 59 و 83 سوره نساء از دیدگاه فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
واژه «اولی الامر» تنها در دو آیه 59 و 83 سوره نساء به کار رفته و از نظر اصطلاح شناسی مورد نزاع فریقین است. بسیاری از بزرگان شیعه مصداق این تعبیر را در آیه 59 تنها بر معصومین(ع) حمل کرده اند و با تکیه بر سیاق و روایاتی متعدد عصمت «اولی الامر» را ضروری پنداشته اند. تعیین مصداق این اصطلاح در آیه 83، شیعیان را به دو دسته تقسیم کرده است: گروهی با ادله درون متنی و استناد به روایات، لزوم عصمت را استنباط کرده و اهل بیت(ع) را مصداق متعیّن دانسته اند و برخی دیگر با برداشتی متفاوت از سیاق، به چنین انحصاری قائل نبوده و با ذکر روایاتی بر جواز اشتمال این تعبیر بر دیگران حکم رانده اند که به نظر می رسد به صواب نزدیکتر است. اکثر محققان اهل سنت نیز ضمن مخالفت با دیدگاه شیعه در هر دو آیه، با دلایلی ناتمام مصادیق متعددی چون حاکمان بر حق، عالمان، فقیهان و اهل حل و عقد را برای اولی الامر برشمرده اند که با کاستی هایی رو به روست.   
۸۰۰۷۳.

Ichwani Tafsīr Method: An Integrative Approach to the Interpretation of the Qur’an(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۷
This article introduces Ichwani tafsīr method, an integrative approach to Qur’anic interpretation that combines various traditional and contemporary methods. The main issue raised is the need for a more comprehensive approach to interpretation, which includes not only classical interpretation but also takes into account modern contexts and socio-historical dynamics. The purpose of this method is to provide a more relevant interpretation while maintaining the authenticity of the message of the Qur’an. The Ichwani method consists of nine steps, starting with language analysis (tafsīr lughawī), classical tafsīr analysis (bil-maʾthūr), and contemporary tafsīr (bil-raʾy), followed by understanding the background of the verse (asbāb al-nuzūl) and socio-historical analysis. These steps culminate in thematic interpretation (tafsīr mawḍūʿī), assessment based on maqasid al-shariah, as well as renewal (tajdīd) and reform (iṣlāḥ). The findings of this article show that Ichwani method can produce a holistic and contextual interpretation, answering modern challenges without abandoning its traditional roots. The author recommends this method as a new approach that can enrich the study of Qur’anic interpretation and encourage dialogue between various disciplines to understand the sacred text more deeply and in a more relevant manner.
۸۰۰۷۴.

حکایت زنگی بسکردی و اجازت نامه و سفارش نامه نجم الدین کبری در حق وی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۳
یکی از مریدان حلقه صوفیانه نجم الدین کبری (م. 618 ق) فردی با نام زنگی بسکردی بوده که نخستین بار علاء الدوله سمنانی (م. 736 ق) حکایتی از وی یاد کرده است. در این حکایت زنگی در برابر مجدالدین بغدادی (م. 606 ق) قرار می گیرد و هنگام سماع صدمه ای به صورت مجدالدین می زند. این حکایت نشان از تفاوت های فراوان میان مریدان دارد و از دشمنایگی پنهان و ناخودآگاه میان ایشان پرده برمی دارد. از زنگی بسکردی اطلاع دیگری در دست نیست، جز دو اجازت نامه و سفارش نامه از نجم الدین کبری درباره وی که در یکی از کهن ترین دستنویس های متون مشایخ کبروی موجود است و در این مقاله متن مصحح آن عرضه می شود. متن اجازت نامه از جایگاه عرفانی زنگی نزد نجم الدین کبری حکایت دارد که دستوریِ تربیت مریدان را به وی می دهد. نجم الدین در سفارش نامه اش به مردم جوین سفارش می کند که زنگی را به خانقاه ها راه دهند تا بتواند خدمتگزاری از خادمان آن اماکن باشد.
۸۰۰۷۵.

رهیافتی تطبیقی بر مؤلفه های معنایی «ذائقه» در قرآن کریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۸
درک معانی واژگان قرآن کریم نقش بسزایی در فهم عمیق پیام الهی دارد. در پژوهش پیش رو با روش توصیفی-تحلیلی، ظرافت های معنایی واژگان مرتبط با مفهوم «ذائقه» مورد ارزیابی و تحلیل معنایی قرار گرفته است. در این مرحله با قراردادن کلمه «ذائقه» در نقطه کانونی این حوزه، بعضی کلماتی که بیشترین مؤلفه های معنایی مشترک با این واژه را در قرآن کریم داشته اند مورد تحلیل معنایی قرار گرفته است. واژگانی همچون: «طعم»، «خبر»، «أنبا»، «آنس»، «بصر»، «رأی»، «شاهد»، و «عرّف». نتایج تحقیق حاکی از آن است که واژه ی «ذوق» هرچند به معنای چشیدن و به ظاهر معنای اندک بودن را می رساند، در واقع به مفهوم عمق آنچه را که باید درک شود به مخاطب منتقل می نماید. این کلمه در معنای دانستن، علم داشتن، قدرت شناختی، ادراک قلبی، احساس کردن، امتحان، تجربه کردن و نیز دیدن مجازات، استعمال شده است. این واژه بیشتر به معنای چشیدن عذاب به کار رفته است، ولی در مواردی نیز به معنای چشیدن رحمت آمده است. به نظر می رسد استفاده ی این کلمه برای چشیدن مرگ نه از باب کاربرد آن برای عذاب، بلکه از باب درک معنا با عمق وجود و تجربه کردن استفاده شده است. دیگر واژگان در این حوزه نیز هرکدام دارای وجوه معنایی تمییزدهنده ای اند که آن را از دیگر واژگان متمایز می سازد.
۸۰۰۷۶.

التّجلّيات النّوعيّة لأنساق ثنائيّة "الحرب / الموت" في شعر الخوارج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۱
لا غرو فی أنّ الصّراعات السّیاسیّه بلغت أوجها فی العصر الأمویّ؛ عصر الخلافات الأیدیولوجیّه التی أحدثت شرخاً عظیماً فی الثّقافه الإسلامیّه التی بدأت تتجزّأ وحدتها بعد تبلور أحزاب متحاربه فیما بینها؛ من أمویّین وشیعه وزبیریّین وخوارج. ولکنّ حزباً لم یمتلک ثقافه الحرب کحزب الخوارج الذی نشأ نشأهً جدلیّه قوامها معارضه النّسق الجمعیّ لأنصار علیّ (ع)، إلى أن صارت معارضتهم معارضهً مرکّبه؛ فثاروا على علیّ وعلى معاویه معاً، ولم یتقاربوا مع أیّ فریقٍ من فرق العصر الأمویّ على اختلافها، رافعین فی کلّ ذلک رایات الحرب، ظانّین أنّ القتال هو معیار إثبات الشّجاعه والسّیاده المرجوّتین، ولذلک سیطر شبح الموت على حیاتهم وسلوکیّاتهم. وعلیه، أعلنت أنساق أشعار الخوارج تجلّیاتٍ نوعیّهً للحرب ومستلزماتها من شجاعه وقوه، ولاسیّما أنّها –على زعمهم- حرب الحقّ، الذی أعلنت أشعارهم جمالیّاته وأحقّیّتهم فی تولّی أمر المسلمین. ولکنّها أضمرت ما أضمرت من أنساق رفض الآخر، والإقصاء، والقلق الوجودیّ لحزبٍ لم یعرف أصحابه الرّکون إلى السّلم، بل ظلّوا بین غبار النّقع وساحات الوغى یتربّص بهم شبح الرّدى.
۸۰۰۷۷.

طلاق به عوض در پرتو مقاصد شریعت و روح قانون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۰
در خصوص طلاق به عوض قانون مدنی ساکت است. اما در فقه شهید ثانی برای اولین بار درستی آن را مطرح و تأیید کرد. بر همین اساس و بعد از ایشان این نوع از طلاق، که بعضی از استادان حقوق آن را معادل طلاق توافقی و صحیح دانسته اند، به مباحث فقه و حقوق خانواده اضافه شد. برخی آن را همان خلع و مبارات دانستند و عده ای هم ضمن تأیید دوگانگی آن با طلاق خلع به درستی این نوع طلاق رأی دادند و البته راه هایی هم برای توجیه آن در قالب عقود دیگر یا قرارداد خصوصی پیشنهاد کردند. اما در عین حال کسی به بطلان آن فکر نکرده است؛ با آنکه به نظر می رسد توجه به مقصود شریعت و روح قانون و لحاظ آن در مسئله دست کم احتمال آن را نشان می دهد. زیرا از یک طرف برآیند همه روایات و احکام طلاق سخت گیری در رخ داد جدایی است که به طور قطع طلاق مزبور با آن هماهنگ نیست و همین نوعی نهی از وقوع طلاق به عوض محسوب می شود و از طرف دیگر نهی در چنین معاملاتی دست کم از یک نظر و با توجه به روح شریعت موجب بطلان است.
۸۰۰۷۸.

تحلیل راهکارهای تقویت حیا و عفاف بر اساس آموزه های قرآن و حدیث

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۷۷
حیا و عفت به عنوان مکانیسم های محافظتی در ابعاد روانی و اجتماعی عمل کرده و بر پایه اصولی چون ایمان، اعتدال و مسئولیت پذیری استوارند. در سطح فردی، ایمان به عنوان محور اصلی با ایجاد حس مسئولیت پذیری در برابر خداوند، بازدارنده ی تمایلات ناسالم شناخته می شود. همچنین، اعتدال در ارضای غریزه جنسی با تأکید بر ازدواج به موقع، راهکاری تعادلی محسوب می شود. در سطح خانوادگی، خانواده به عنوان نخستین نهاد تربیتی، مسئول انتقال ارزش ها از طریق الگوسازی رفتاری، رعایت حریم خصوصی و آموزش اصول اخلاقی است. آیاتی مانند ضرورت اجازه گیری کودکان برای ورود به حریم والدین و تفکیک بستر خواب فرزندان، بر حفظ سلامت روانی کودکان تأکید دارد. در سطح اجتماعی، ایجاد فضای سالم با رعایت حجاب، کنترل نگاه به نامحرم و پرهیز از عوامل تحریک کننده مورد توجه است. آیات و روایات، حجاب را ابزاری برای صیانت از کرامت زن و کاهش تعرضات اجتماعی معرفی می کنند. چالش ها شامل نفوذ رسانه های غیراخلاقی و تغییر الگوهای فرهنگی است که اجرای این راهکارها را دشوار می سازد. پیشنهادها مبتنی بر همکاری نهادهای آموزشی، خانواده و حکومت، تولید محتوای اخلاق محور و تقویت قوانین حمایتگر است. در نهایت، تلفیق آموزه های دینی با نیازهای جامعه ی معاصر، گامی ضروری برای تحقق جامعه ای متعادل و عفت مدار است.
۸۰۰۷۹.

واکاوی ادبی و نقد ترجمه های گزاره «أَیقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِک» در مناجات شعبانیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۱
مناجات شعبانیه از دعاهای مورد توجه همه امامان معصوم(ع) بوده که وجود آموزه های متعدد توحیدی و عرفانی در آن، نظر اهل معرفت را به خود جلب کرده است. از جمله این آموزه ها، «محبت خدا و بندگان» است که از عباراتی مانند «أَیقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِک» به دست می آید. مبتنی بر اصول و قواعد فهم متون و ارتکاز ذهنی مخاطب، احتمال های متعدد در ترجمه این عبارت وجود دارد که بر اساس آن، شارحان و مترجمان، هر کدام این عبارت را به گونه ای معنا کرده اند. این اختلاف نظر ناشی از تعدد معانی حرف «لام»، وجود احتمال های متفاوت در ساختار صرفی_ معناییِ «مَحَبَّه» و وجود دو احتمال در نوع اضافه مصدر به مضاف الیهِ خود در ترکیب «مَحَبَّتِک» است. برداشت های متعدد مترجمان و شارحان از این عبارت ما را بر آن داشت تا با فهم روشمند و با روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی احتمال های مربوط بپردازیم. نتیجه نهایی بر تعلیلی بودن حرف «لام» و اضافه به مفعول بودنِ ترکیب «محبتک»، معنای «مرا برای محبت ورزیدن به خودت بیدار کردی» را برای عبارت «أَیقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِک» به دست می دهد که مبتنی بر آن، نقد و بررسی ترجمه های موجود از این عبارت صورت گرفته است.
۸۰۰۸۰.

بررسی تطبیقی آیه 124 سوره بقره از نگاه مفسران فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۸۲
مطالعات تطبیقی در متون اسلامی، به ویژه در آیات قرآن، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. با توجه به اهمیت آیه 124 سوره بقره، به دلیل به کار رفتن واژه هایی مانند «کلمات»، «امام» و «عهد» که باعث شده برخی مفسران دیدگاه های متفاوتی را در این زمینه بیان کنند، پژوهش حاضر به بررسی آراء مفسران فریقین در این زمینه پرداخته است. سه واژه «کلمات»، «امام» و «عهد» در آیه پیش گفته نقش تعیین کننده ای برای تبیین این آیه دارند. از ره گذر این جستار، مشخص می شود که واژه «کلمات» با توجه به سیاق آیه یادشده و آیات مشابه، به انجام دادن کارهایی عملی دلالت دارد که حضرت ابراهیم (ع) لازم بود برای رسیدن به امامت، آن ها را انجام دهد. درباره تفسیر کلمه «إِمَام»، دیدگاه هایی هم چون زعامت سیاسی، قدوه، نبوت و... مطرح شده است که برخی از مفسران، سعی دارند با معانی که در نظر گرفته اند، امامت حضرت ابراهیم (ع) را منکر شوند. اما با توجه به سیاق آیه پیش گفته و تفسیر کلمه «عهد» که بیش تر مفسران فریقین آن را به معنای امام بیان کرده اند، مشخص می شود که حضرت ابراهیم (ع) و فرزندانش به مقام امامت نایل شدند. در این نوشتار، سعی گردیده آیه یادشده، با استفاده از تفاسیر فریقین، آیات مشابه و روایات، تا حد امکان بررسی گردد

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان