مطابقت علم انسان با جهان بیرون از ذهن و توجیه آن، اساسی ترین مسائل معرفتشناسی است که از گذشتة دور، موضوع مجادلات فیلسوفان و اندیشمندان بوده است. در این بارة آرای گوناگونی از اندیشمندان یونان و فیلسوفان مسلمان بر جای مانده که حاکی از نوع نگرش هستی شناسانة ایشان به آدمی، نفس او و حقیقت علمش است.فیلسوف معاصر، علامة طباطبایی در مواجهه با اندیشه های نو در این باب و با بهره برداری از میراث فلسفة مشاء، اشراق و به ویژه حکمت متعالیه، تقریری نو از این مطابقت ارائه کرده است.او علم حضوری را ریشة همة علوم حصولی بشر دانسته و بر این باور است که اگر آدمی با واقعیاتی که مبدأ فاعلی واقعیات مادی هستند، به طور مستقیم و بی واسطه ارتباط نداشته باشد، علم حصولی به اشیا نخواهد داشت.
مسئله « فواتح سور » - که مطلع و سر آغاز همه سوره های قرآن را تشکیل میدهد – از موضوعاتی است که از دیر باز نظر دانشمندان تفسیر و علوم قرآنی را به خود جلب کرده است لذا این موضوع در جنب سایر مواضیع دیگر ، در کتابهای تفسیر و علوم قرآنی ، فصلی را بخود اختصاص داده است . همه مفسران شیعی و محققان علوم قرآنی متعرض بحث و تحقیق درباره آن شده اند و با استناد به احادیث و روایات ، آراء و اقوال گوناگونی در بخشی از فواتح سور ( یعنی حروف مقطعه قرآن ) اظهار داشته اند . اگر چه آراء و اقوال فریقین در ارائه مدلول حروف مقطعه قرآن در حد نسبتاً وسیعی بهم نزدیک می باشد ، ولی هر یک از این آراء نسبت بهم نزدیک نیستند. بلکه احیاناً با هم متناقض و متعارضند. با وجود اینکه سابقه تحقیق درباره حروف مقطعه قرآن ، بسیار طولانی است ، و در تحقیقات و بررسیهای مربوط به معارف قرآنی ، نقطه عطفی در مطالعات دانشمندان علوم قرانی بوده است ، معهذا تا کنون در زمینه ارائه مدلول آن رأی قاطعی نمی بینیم . و نوعاً علماء تفسیر و دانشمندان معارف قرآنی محتاطانه در این باره اظهار عقیده کرده اند. باید بدانیم که در طول تاریخ اسلامی مطالعه درباره حروف مقطعه قرآن متوقف نماند بلکه کنکاش و تلاش در باز شناسی آن ادامه دارد، تا آنجا که کامپیوتر را برای شناخت مفاهیم آن به استخدام گرفته و از جنبه های ریاضی، حروف مقطعه قرآن را مورد مطالعه قرار داده و تا حدی به گوشه هائی از اسرار آن رهنمون شدند. در این مقاله سعی شده است که اولاً آراء و اقوال مربوط به فواتح سور و حروف مقطعه قرآن مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته باشد ، آراء و اقوالی که از آغاز امر تا زمان معاصر اظهار شده است . و ثانیاً بهترین و قابل قبول ترین اقوال ضمن مطالعه فوق ارائه گردد. لذا بحث خود را در مورد فواتح با استفاده از بیان سیوطی آغاز می کنیم.
اختلاف مبانی تفسیری در آیات الاحکام منشأ اختلافات فقهی شده است. مبانی ادبی، پیرامون حروف جاره ازآن جمله است. با وجود این اختلاف نظرها ضرورت تحقیق بیشتر در این زمینه محرز می شود تا به مراد جدی خداوند و استنباط فقهی صحیح دست یابیم. در این مقاله با روش تحلیلی-انتقادی به بررسی تطبیقی معنای «الی» در آیه 6 سوره مبارکه پرداخته شده است. در بین معانی حقیقی و مجازی مطرح شده برای حرف«الی»، معنی حقیقی «الی»، « انتهاء غایت» است. بقیه معانی مطرح شده همچون «الی» به معنی «مع»، «تبیین»، «فی»، «لام»، «من»، «عند»، «باء» و معنی تأکید، همه مجازی هستند که در غیر معنای حقیقی شان استعمال شده اند. مفسران فریقین استعمال «الی»را در این آیه شریفه به معنای «مع»، «من»، «حد» و «انتهاء غایت» دانسته اند.که با نقد و بررسی این نظرات به این نتیجه می رسیم که «الی» به معنای حقیقی انتهای غایت تحدیدیه به کار رفته است و قید مغسول است تا با توجه به اجمال واژه ید، حد شستن دستان را معلوم کند. «الی المرافق» قید موضوع «ایدیکم» است. با توجه به لزوم قرینه، عدم فصاحت، نبودن آیه در مقام بیان کیفیت غسل، وجود اخبار و روایات کثیر، «الی» جهت بیان انتهاء غایت مغسول است نه غسل، که به دلیل اجمال ید آورده شده تا حد شستن دستان در وضو مشخص شود و همچنین به دلایلی همچون سنت، عقل، اجماع و عرف اثبات می شود، کیفیت شستن دستان در وضو از آرنج ها به سمت انگشتان است.
آیه ۵۵ مائده، از آیات چالشی و مورد اختلاف میان علما، اندیشمندان و مفسران فریقین است. دلیل اصلی این اختلاف، وجود واژة «ولیّ» و عبارت «الذین آمنوا...» در ترکیب آیه است. مفسران و علمای اهل سنت در برداشت خود از معنای «ولیّن شیعه ارائه کرده اند و در ضمن بیان دیدگاه های خود، ایرادهایی به دیدگاه مفسران شیعی وارد کرده اند. جمعی از مفسران اهل سنت، ولیّ را در آیة ولایت، به معنای دوستی، یاری، محبت و ... پنداشته اند و مصداق «الذین آمنوا...» را منحصر در علی(ع) نمی دانند، این در حالی است که مفسران و علمای شیعه، ولیّ را به معنای سرپرستی، ولایت در تصرف، ولایت سرپرستی و... گرفته، تنها مصداق کسی که در حال نماز صدقه داده است، حضرت علی× می دانند. این دو برداشت متفاوت در تفسیر آیه، سرچشمة اختلاف بین علمای فریقین گشته است. این مقاله با روش استنادی، تحلیلی به بررسی و نقد پرداخته و در نهایت با تکیه بر ادلّه ای چند به اثبات دیدگاه مفسران شیعه پرداخته است.
چکیده
در بازار سهام اسلامی، اخلاق و ارزشهای اسلامی در مقایسه با کارایی در اولویت قرار دارد؛ از اینرو این نگرانی میان سیاستگذاران و قانونگذاران پدید میآید که فرایند اسلامیکردن ممکن است کارایی بازار را کاهش دهد. در این مقاله، بیان میشود بین ارزشهای اسلامی و کارایی بازار نهتنها هیچ رابطه معکوسی وجود ندارد، بلکه رابطهای مستقیم برقرار است. تلاش برای حاکمکردن اخلاق اسلامی در بازار، سرانجام به افزایش کارایی میانجامد. هنجارهای اخلاقی اسلامی از قبیل آزادی از ربا، غرر، غبن، جهالت، احتکار و ... با نظریات کارایی قابل شناساییاند.
امروزه فراوان از روشهای جلوگیری از بارداری استفاده میشود. دستهای از این روشها، روشهای اورژانسی نامیده میشود و شکلهای گونهگونی دارد که هر کدام عملکردی متفاوت دارد؛ ولی معمولاًیک یا چند عملکرد از این سه عملکرد رخ میدهد: 1. با از بین بردن اسپرم یا کند کردن حرکت اسپرم به سمت تخمک از لقاح و تشکیل نطفه ممانعت میشود؛ 2. مانع آزاد سازی تخمک از تخمدان میشود؛ 3. مانع لانهگزینی تخمک لقاحیافته در دیواره رحم میشود. از منظر فقهی، اصل برائت و ادله جواز عزل میتواند به عنوان دلیل بر حلیت روشهای جلوگیری از بارداری قبل از تشکیل نطفه اقامه شود؛ ولی در صورتی که نطفه منعقد شد اسقاط آن حرام است. با توجه به اینکه بیشتر راههای اورژانسی جلوگیری، ترکیبی عمل میکنند در صورتی که شک شود روشی، مانع لقاح است یا اینکه مانع لانهگزینی شده و سبب اسقاط نطفه منعقدشده میگردد، میتوان به استناد صحیح رفاعه حکم به تحریم داد؛ چه اینکه صحیح رفاعه بر حرمت استفاده از داروی سقط در صورت احتمال حاملگی دلالت دارد. بلکه صحیح اسحاقبنعمار که حرمت استفاده از دارو در صورت ترس از حاملگی را روایت میکند نیز بنابر یک احتمال، دلیلی بر این موضوع است. از این رو هیچ یک از راههای جلوگیری از بارداری جایز نیست، مگرآنکه مکلف احراز کند که نطفه هنوز منعقد نشده است. دیدگاه نهایی این نوشتار با باور برخی فقها متفاوت است. علت آن است که ایشان در بررسی استفاده از این راهها - با عنایت به اینکه انعقاد نطفه مشکوک است- به اصول عملیه استناد کرده اند؛ ولی در این مقاله با استناد به روایت و دلیل اجتهادی، تلقی حکم شده است.
بى شک صلح و امنیت در پرتو همزیستى مسالمتآمیز بشریتبه ارمغان خواهد آمد . با توجه به اهمیت این موضوع در مقاله حاضر به بررسى دیدگاه ادیان یهود، مسیحیت و اسلام درباره همزیستى مسالمتآمیز با پیروان ادیان دیگر پرداخته شده است . یقینا همه ادیان آسمانى و پیامبران الهى مروج توحید و منجى بشریت و منادى صلح، امنیت و رفتار محبتآمیز نسبتبه پیروان دیگر مذاهب مىباشند، ولى پیروان ادیان با گذشت زمان و در اثر دورى از رهبرى اولیاى خدا، بتدریج انحرافاتى را پذیرا شده و گاه تحت تاثیر ملل دیگر، منکر زندگى مسالمتآمیز با پیروان دیگر مذاهب شدهاند; چنان که پیروان دین یهود و مسیحیتبه نژادپرستى رو آورده و در این راستا جنگهاى زیادى به راه انداختند و انسانهاى فراوانى را به قتل رساندند و البته باید گفت در این زمینه یهودیان شدت عمل بیشترى داشتهاند و در قوم یهود تضاد با حقوق بینالملل به نحو واضح مشاهده مىشود; آنان علاوه بر این که معتقد به برترى نژاد خویش مىباشند، دیگر ملل را در خدمتخود مىانگارند . اما از نظر اسلام، صلح و همزیستى مسالمتآمیز انسانها با عقاید و مذاهب گوناگون، یک ارزش و هدف است و اعلامیه جهانى اسلام آیه 64 سوره آل عمران مىباشد که مىفرماید:
«قل یا اهل الکتاب تعالوا الى کلمة سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله»
سیره عملى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام نیز بر رفق و مدارا استوار بوده است .
در بحث معرفت دینی و خداشناسی یکی از بحثهای قابل توجه، شناخت فطری و راه یابی از طریق درون میباشد. در اینکه شناخت خداوند از طریق براهین قطعی عقلی و همچنین بیانات شرایع قابل اثبات میباشد جای شبهه نیست؛ در عین حال برای کسانی هم که به مبانی استدلال عقلی و اسباب درک مفاهیم مجهز نباشند، راهی روشن برای معرفت و ارتباط با ذات مقدس الهی وجود دارد که همان راه فطرت است. در مقاله حاضر برای نشان دادن معرفت فطری تنها به دو آیه از قرآن کریم استناد شده و در ذیل آیه اوّل به نکاتی اشاره شده که عمدتاً واقعگرایی انسان را در توجه به خداوند میداند که این مهم مقتضای فطرت انسان است واصل وجود این فطرت مرتبط با خداوند است. لذا اگر در مقام معرفت و ادراک و التفات به این حقیقت نرسد خطا کرده و هستی خود را نشاخته است. در بحث مربوط به آیه دوم چون بروز و فعلیّت فطرت خداشناسی در بعضی بحرانها مورد توجه قرار گرفته، این پرسش مطرح است که علت توجه خالصانه به خداوند در چنین مواردی چیست و آیا ترس و اضطراب بشر در خداشناسی نقشی دارد که انسان در مواقع ضروری به این راهکار دست میزند؟
نخبگان، نقشى برجسته در تحولات اجتماعى دارند و در نهج البلاغه نیز به این نقش اشاره شده است. نخبگان در نهج البلاغه گروههاى مختلف را شامل مىشود: انبیاى الهى، امامان معصوم، نیکان و صالحان و حتى رهبران کفر و نفاق. نقش پیامبر اسلام(ص) در تحول جامعه عرب از دیدگاه امام على(ع) و نقش امام معصوم و صالحان در تداوم حرکت اصلاحى پیامبر و عناصر دیگرى که از دیدگاه نهجالبلاغه در تغییرات اجتماعى ایفاى نقش مىکنند ـ مانند منافقان و رهبران جاه طلب و خودخواه ـ از مباحث مطرح شده در این نوشتار است. در پایان نیز به نقش آگاهى و جهل مردم در حرکت نخبگان اجتماعى پرداخته شده است.