چکیده از جمله روش هایی که کتاب های مقدس برای تبلیغ و آموزش بشر به کار می برند، استفاده از قصه است؛ قصه هایی که ریشه در وقایع حقیقی تاریخ داشته، عبرت و الگوی خوبی برای آیندگانند. سرگذشت فرعون و فرعونیان و چالش هایی که حضرت موسی (ع) و دیگر انبیاء در مقابل فرعون با آن مواجه بوده اند، یکی از موضوعاتی است که هم قرآن کریم و هم عهد قدیم را به خود مشغول داشته است. این تحقیق با جستجو در آیات قرآن کریم و کتاب مقدس (عهد قدیم)، به معرفی فرعون پرداخته است. بخشی از زندگی، رسالت و مبارزه ی موسی(ع) به فرعون طاغوت زمانش مربوط می شود، از طرف دیگر همین پیامبر در کتاب مقدس به عنوان منجی و نجات دهنده بنی اسرائیل از چنگال فرعون معرفی شده است. این که فرعون زمان موسی(ع) در قرآن و کتاب مقدس به چه نحوه ای معرفی شده، بر روی چه فرازی از زندگی و شخصیت او در هر دو کتاب تأکید شده و به چه جنبه ها و فرازهایی از زندگی این شخصیت و حکومت او کمتر پرداخته شده و یا اصلاً پرداخته نشده، از مواردی است که سعی شده است در این پژوهش به آن پرداخته شود. هر یک از قرآن و کتاب مقدس بر بخش های ویژه ای از زندگانی و منش فرعون و حضرت موسی (ع) متمرکز شده اند. در پایان، وجوه اشتراک و افتراق این دو کتاب را در بیان سیمای فرعون تلخیص کرده ایم. واژگان کلیدی: قرآن، عهد قدیم، موسی، فرعون، بنی اسرائیل.
در این مقاله نگارندگان در پی بازکاوی انگاره فقیهان امامیه و بررسی موضع نظام حقوقی ایران در پاسخ به این پرسش ها هستند که آیا طلاق به عنوان یکی از حقوق مختصه زوج امری به طور کامل شخصی بوده، به نحوی که مباشرت زوج در آن شرط است و امکان انجام دادن آن توسط دیگری وجود ندارد و آیا تفویض و توکیل طلاق از منظر فقه و نظام حقوقی ایران مجاز است یا خیر و چه مؤیداتی بر جواز وکالت در طلاق وجود دارد؟ در پاسخ به این پرسش ها مشهور فقهای امامیه بر این باورند که گرچه شارع، طلاق را به ید زوج سپرده، این امری قابل نیابت است و زوج می تواند اجرای آن را به ثالث یا خود زوجه واگذار کند؛ چنانکه قانون مدنی نیز همین نظر را پذیرفته است. در مقابل اعتقاد مشهور فقهای امامیه و به تبع آن قانون مدنی ایران، بر عدم جواز تفویض طلاق به زوجه و عدم وقوع طلاق در صورت تخییر است، در حالی که در پذیرش اصل تفویض و وقوع طلاق به این طریق هیچ اختلافی بین فقهای عامه وجود ندارد. در جستار حاضر نگارندگان در پی اثبات روایی این دو نهاد در فقه و نظام حقوقی ایران هستند.
ارسطو از معدود اندیشمندانی است که تأملاتی ژرف در بارة عدالت و سعادت داشته است. وی تأثیر عدالت در تحصیل سعادت را پذیرفته، به گونهای که دستیابی به سعادت را بدون اجرای عدالت امکان ناپذیر میداند. به تعبیر صحیحتر از نظر وی اعتدال از فضایل عمده در تحصیل سعادت است؛ میان عدالت و سعادت رابطة عمیق و ژرفی وجود دارد به گونهای که عدالت شرط لازم برای تحصیل سعادت است و معنای این سخن این است که امور دیگری نظیر داشتن حکمت، عفت، شجاعت، خیراتخارجی و دوستی نیز در تحصیل سعادت نقش دارند و همراه عدالت علتتأمه برای نیل به سعادت میگردند و این بدین خاطر است که هر پدیدهای برای تحقق به صدها عامل نیاز دارد و عدالت تنها یکی از عوامل تحصیل سعادت است، بنابراین عدالت به عنوان شرط لازم، وسیله و مقدمه ای برای نیل به سعادت به شمار میآید و نسبت منطقی میان آن دو عام و خاص مطلق است.
شبهات عقیدتى و کلامى از رایجترین بحثهایى است که امروزه در عرصه مباحث انتقادى دینى مطرح مىشود . پاسخگویى به این گونه شبهات در دفاع از دین از مهمترین وظایف دینپژوهان دینباور است . مباحثى که در چند سال اخیر از جانب نویسنده محترم آقاى دکتر سروش مطرح شده است نوعا جنبه انتقادى نسبتبه اینگونه باورها که قرنها از جانب متکلمان دینى پذیرفته شده است دارد . آنچه که در مقاله حاضر (به تعبیر بهتر مصاحبه) مطرح شده استبه نظر این جانب از صریحترین مقالات ایشان در همین عرصه است . در این بحث نویسنده به صراحتبه مباحثى اشاره مىکند که شاید در مقالات دیگر از طرح صریح آن پرهیز داشته است . در این مقاله به گونهاى مساله ختم نبوت و دوام و جاودانگى احکام و معارف اسلامى، جهانى و فراعصرى بودن اسلام و حتى آسمانى بودن قرآن و وحى و شریعت زیر سؤال رفته است در این مقاله کوشیدهایم با دیده انصاف و کاملا تحقیقى و استدلالى به موضوعات مطروحه در این مقاله بپردازیم .
امام علی(ع) بعد از رسیدن به خلافت، مهم ترین و اصلی ترین برنامه خویش را اجرای اصلاحات برای بازگشت جامعه به سنّت و جامعه نبوی قرار داد. رسوبات باقیمانده از جاهلیّت و سنّت ها و تحوّلات بعد از رحلت رسول الله(ص)، مانعی بر سر راه امام برای تحقق اصلاحات بود. این موانع مؤلّفه های متعدّدی داشت که بخشی به جامعه قبایلی و نگرش های حاکم در جامعه و بخشی دیگر مجموعه تحوّلات دوران خلفای قبل از امام علی(ع) باز می گشت. در مقالة حاضر، این مؤلّفه ها بررسی و تحلیل میشود.
بخشی از آیات قرآن به بیان احکام شرعی دین مبین اسلام می پردازد. از این رو قرآن کریم اولین و مهم ترین منبع استناد و استخراج احکام فقهی میان فقهای فریقین است. به نظر مشهور اندیشمندان علوم قرآنی تعداد این آیات، که به آیات الاحکام شهرت دارد، 500 آیه است. این تحقیق بر آن است تا به بررسی آیاتی بپردازد که امامان معصوم(ع) از آن آیات، استنباط فقهی داشته اند اما جزء آیات الاحکام مشهور شمرده نشده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که با توجه به وسعت دلالت آیات قرآن و نیز استشهادهای امامان معصوم(ع) به آیاتی که در ظاهر و دلالت اولیه خود ارتباطی به احکام و مسائل فقهی ندارند، می توان دایره آیات الاحکام را وسیع تر از آنچه تاکنون پذیرفته شده، دانست. همچنین این گونه استنادهای امامان معصوم(ع) و برداشت های ظریف فقهی آنان از برخی آیات قرآن، حاکی از بینش الهی ویژه آنان در پرتو امامت است.
معاد جسمانی از اصول عقائد اسلامی است که خداوند متعال در قرآن کریم به صراحت از آن یاد کرده است، تا قرن دهم هجری حکیمان اسلامی تنها راه اثبات آن را تعبّد به وحی می دانستند، ولی در قرن یازدهم هجری صدر المتألهین شیرازی (متوفی 1050 ه.ق) افزون بر آن به برهانی کردن آن نیز همت گماشت. نظریه او مورد نقد فیلسوفان بعدی، از جمله مرحوم آقا علی مدرس زنوزی طهرانی (ره) (متوفی 1307 ه.ق) قرار گرفت. وی با نقد صدرالمتألهین به طرح نظریة ابتکاری خود در این موضوع پرداخت که بعدها مورد پذیرش برخی از اعاظم و اکابر فلاسفه اسلامی، از جمله حکیم متأله مرحوم آیة الله میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی ره (متوفی 1395 ه.ق) قرار گرفت. به عقیدة آقا علی مدرس (ره) بر خلاف تصور رایج میان عوام متشرعه، معاد جسمانی، نزول دوبارة نفس پس از مفارقت از بدن به همان بدن عنصری دنیوی با حفظ مرتبه دنیویت آن نیست، زیرا این امر از مستحیلات عقلیه است، بلکه معاد جسمانی صعود بدن در اثر حرکات جوهریه و استکمالات ذاتیه به سوی نفس مفارق است.
ما در این نوشتار با استفاده از کلمات حکیم مؤسس مرحوم آقا علی مدرس (ره) به شرح و توضیح نظریة علامه رفیعی (ره) در باب معاد جسمانی میپردازیم.