ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۸۳٬۴۳۴ مورد.
۱۳۸۱.

واکاوی ضرورت شناسایی فقهی حقوقی وضعیت دوران عقد عرفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۳
تشکیل خانواده دارای آثار فردی و اجتماعی است. در منابع فقهی و قانونی، ضابطه خاصی برای مشخص کردن زمان شروع زندگی مشترک و تشکیل خانواده ذکر نشده است. ظاهر ادله فقهی و منابع قانونی حکایت از این دارد که از زمان انعقاد علقه زوجیت، می بایست تمامی حقوق و تکالیف متقابل زوجین برقرار شود؛ اما امروزه «دوران عقد» به عنوان مرحله ای عرفی قبل از تشکیل زندگی مشترک که در آن، علی رغم وجود علقه زوجیت عملاً خانواده تشکیل نشده، رواج گسترده یافته است. چالشی که این وضعیت به وجود آورده، عدم درک صحیح از این دوران و نیز فقدان قوانین مناسب با آن است. بررسی ضرورت شناسایی وضعیت دوران عقد عرفی، مسئله ای است فاقد پیشینه که در پژوهش حاضر بررسی شده است. در این راستا، پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است که مبانی فقهی به رسمیت شناختن دوران عقد عرفی چیست. ازآنجاکه عدم شناسایی دوران عقد، در وضعیت موجود سبب بروز مشکلاتی در استیفای حقوق متقابل زوجین (مانند نفقه و تمکین) و محرومیت آنان از برخی حقوق اجتماعی می شود و نیز ازآنجاکه «نامزدی» فاقد وجاهت شرعی است، نتیجه گیری شده است که دوران عقد عرفی می تواند نهاد مناسبی برای حل این معضلات باشد. همچنین با توجه به مشکلات عملی، پیشنهادهایی مانند لزوم ثبت رسمی مدت، تعیین ضمانت اجرا و لزوم تعیین تکلیف برای وضع قوانین خاص ارائه شده است.
۱۳۸۲.

تضمین کرامت انسانی در فرایند قضایی در نظام حقوقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۱
کرامت انسان از مهم ترین حقوق انسان و مورد توجه نظام های حقوقی در عصر حاضر به شمار می رود. رعایت این حق صرفاً نباید به عنوان یک توصیه اخلاقی در نظر گرفته شود، بلکه نظام های حقوقی می بایست نسبت به استیفای این حق در عرصه اجتماع و در مواقع مواجه شدن با چالش ها، تضمین هایی را قرار داده تا حفظ و رعایت کرامت انسان در عمل محقق شود. کرامت انسانی افراد با قرارگرفتن در فرآیند قضایی از شروع تا پایان نیازمند صیانت و تضمین است. در نظام حقوقی ایران تضمین هایی جهت رعایت کرامت انسانی افراد و حقوق ناشی از این کرامت در فرآیند قضایی پیش بینی شده است که می بایست مورد توجه قرار گیرد. تضمین های مذکور با تأکید بر حقوق افراد، موجب می شود هریک از مقامات و مسؤولین اعم از مقامات قضایی و ضابطین درصورت نادیده گرفتن حق کرامت انسانی مورد تعقیب کیفری یا انتظامی قرار گیرند. در این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به موضوع تضمین کرامت انسانی در فرآیند قضایی در نظام حقوقی ایران پرداخته و به این نتیجه می رسد که اولاً قوانین موضوعه در ایران دربردارنده مؤلفه های تضمین کرامت انسانی در فرآیند قضایی است؛ ثانیاً این تضمین ها صرفاً مخصوص متهم و محکومین نمی باشد و نسبت به سایر افرادی که در فرآیند قضایی نقش دارند، مؤلفه های تضمین کرامت انسانی وجود دارد که می توان به مؤلفه های تضمین کرامت انسانی قاضی اشاره نمود؛ ثالثاً در مواردی به دلیل وجود خلأهای قانونی، نیاز به وضع قوانین جدید و ایجاد سازوکارهای اجرایی جهت تضمین کرامت انسانی افراد در فرآیند قضایی وجود دارد.
۱۳۸۳.

گسترۀ مقایسه ورزی در الهیات مقایسه ای: مقایسۀ «الهیات ها» یا مقایسۀ «دین ها»؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۱
گستره محتواهای مورد مقایسه در الهیات مقایسه ای هنوز دچار ابهام است. پرسش این است که آیا در الهیات مقایسه ای، فقط «الهیات ها» با هم مقایسه می شوند یا «دین ها» که الهیات ها فقط بخشی از آنها هستند. هدف پژوهش، رفع این سردرگمی است. برای پاسخ به این پرسش، پس از معرفی رویکرد غالب به الهیات مقایسه ای، ابتدا چهارچوب مفهومی دو اصطلاح دین و الهیات، تاآنجاکه به این پژوهش ارتباط می یابد، توضیح داده می شود؛ سپس با تکیه بر ادبیات مکتوب و شفاهی موضوع، گستره محتواهای مورد مقایسه در الهیات مقایسه ای مشخص می گردد. پژوهش به این نتیجه می رسد که در الهیات مقایسه ای نیز همانند دین شناسی مقایسه ای، این «دین ها» هستند که مورد رجوع و مقایسه قرار می گیرند و آنچه الهیات مقایسه ای را از دین شناسی مقایسه ای متمایز می کند، محدود بودن محتوای مورد مقایسه به صرف الهیات ها نیست؛ بلکه هنجاری بودگی الهیات مقایسه ای و غیرهنجاری بودگی دین شناسی مقایسه ای است. برای سازگار کردن عنوان مضیق «الهیات» مقایسه ای با امر موسعی که در عمل اتفاق می افتد، دو راهکار وجود دارد: نخست توسعه معنای «الهیات»؛ دوم لحاظ معنای مصدری «اندیشیدن درباره خدا و دین» برای این اصطلاح. راهکار دوم موجه تر می نماید.
۱۳۸۴.

مطالعه تطبیقی نظریه سهروردی با نور در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۰۲
این پژوهش با هدف تطبیق نظریه سهروردی با نور در قرآن انجام شده است. همچنین به دنبال ارائه چارچوبی نوین برای تطبیق نظریات فلسفی با قرآن است. برای دستیابی به این هدف، یک فرایند چهارمرحله ای اجرا شد. در گام اول، با رجوع به آثار سهروردی، دستاورد حکمت اشراق در قالب یک گزاره مبنایی و اساسی تعیین شد. در گام دوم، ضمن مطالعه پیشینه موضوع، نحوه بهره برداری سهروردی از مصادیق نور در قرآن بررسی شد. در مرحله سوم، گزاره منتخب و آیات متناظر با آن بررسی و تحلیل شد. مرحله آخر با تطبیق و تحلیل گزاره منتخب با شبکه مفهومی «نور» در قرآن به سرانجام رسید. یافته های این پژوهش نشان می دهد که نخست، سهروردی بنیان مکتب اشراقی خود را براساس قرآن طراحی نکرده، ولی ادبیات این نظریه وامدار قرآن بوده؛ ازاین رو از آیات قرآن به صورت ذوقی، تلمیح و استشهاد بسیار بهره برده است. دوم، در قرآن واژه «وجود» به خداوند اطلاق نشده و قرآن نقشی ویژه برای صفت نور در میان سایر صفات الهی رقم زده است؛ بنابراین می توان نور بودن خداوند برای آسمان ها و زمین، یعنی کل گیتی، را با تعبیر «نورالانوار» سهروردی تطبیق داد.
۱۳۸۵.

نسبت سنجی مطالعات تطبیقی و میان رشته ای تفسیر: چیستی، قلمرو و روش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۶
در سال های اخیر، توجه به مطالعات میان رشته ای و تطبیقی در علوم دینی و قرآنی افزایش یافته است. با وجود این، به دلیل نوظهور بودن این مطالعات، ابعاد و مرزهای آنها هنوز به طور کامل شفاف نشده است و گاه پژوهشگران در استفاده از این روش ها تفاوت های موجود را نادیده می گیرند. این پژوهش با هدف بررسی چیستی، قلمرو و روش هر یک از این دو نوع مطالعه، به تحلیل مقایسه ای آنها پرداخته و نشان داده است که تفاوت های عمده ای بین ماهیت این دو روش وجود دارد. به طور خاص، اختلافات در روش شناسی، درون دانشی یا برون دانشی بودن، گستره موضوعات و اهداف نهایی به چشم می خورد. با این حال، این تفاوت ها مطلق نیستند و در برخی زمینه ها همچون تفسیر یا هدف میانی شناخت، نقاط مشترکی دارند. این مطالعه بر این اساس نسبت میان این دو رویکرد را با توجه به ماهیت و قلمرو، به صورت تباین و عام و خاص من وجه تعریف کرده است. همچنین، در ارزیابی روش شناسی، مشخص شد که با هر دو این مطالعات، معامله روش مطالعاتی می شود، اما با توجه به فرایند و نوع روش مطالعه (تطبیقی یا دینامیکی) رابطه ای تباینی دارند.
۱۳۸۶.

تحلیل مبانی اصالت ماهیت و اصالت وجود بر اساس صورت عینی مفاهیم فلسفی با تأکید بر آراء سهروردی، میرداماد و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۲
این مقاله با روش تحلیلی-تطبیقی به بررسی مبانی دو مکتب اصالت ماهیت و اصالت وجود در فلسفه اسلامی با محوریت مسئله «صورت عینی» معقولات ثانی فلسفی (وجود، امکان، وحدت) و مقولات منطقی (جنس، فصل) می پردازد. سهروردی و میرداماد به عنوانِ نخستین بنیانگذاران مکتب اصالت ماهیت، با انکار صورت عینی مستقل برای این مقولات و استناد به برهان امتناع تسلسل در عین، وجود را صرفاً «تقرر ماهیت» در ظرف خارج یا ذهن و ماهیت را تنها واقعیت اصیل می دانند. در این دیدگاه، واقعیت خارجی که همان «شیء واحدِ مخلوط» است، فاقد تمایزات ذاتی است و مقولات مذکور، اعتبارات ذهنی (معقولات ثانی) محسوب می شوند که ذهن از تحلیل ماهیات انتزاع می کند. پیامد معرفت شناختی این نگرش، چالشی جدی در تبیین انطباق کامل ذهن و عین و استوار شدن معیار صدق بر «صلاحیت ذاتی ماهیت» است. در مقابل، ملاصدرا در چهارچوب حکمت متعالیه و با تأکید بر اصالت وجود، وجود را واقعیتی واحد، بسیط، مشکک و همان صورت عینی اصیل می داند که مبنای تحقق ماهیاتِ اعتباری است. وی با تمایز نهادن میان «اتصاف انضمامی» (دارای صورت عینی مستقل برای صفت و موصوف) و «اتصاف انتزاعی» (فاقد صورت عینی زائد، مبتنی بر انتزاع ذهنی از نحوه وجود موصوف)، مسئله انطباق را بر اساس وحدت وجود و تشکیک مراتبی آن تبیین می کند. نتیجه آنکه پذیرش یا انکار صورت عینی مستقل برای این مفاهیم بنیادین، شالوده اصلی اختلاف این دو مکتب در تبیین ساختار واقعیت، نسبت ذهن و عین و معیارهای صدق معرفت شناختی است.
۱۳۸۷.

تتبع أنماط المقاربة الدينية في التوجه إلى القرآن: دراسة تحليلية حول الأنماط الثلاثة للتوجه إلى القرآن: المدرسية الكلاسيكية، والتجديدية الحديثة، والتنويرية ما بعد الحديثة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۴
إنّ تتبّع أنماط المقاربه للنص القرآنی لا یتأتّى إلّا من خلال الرجوع إلى تاریخ الوعی، والنظر فی تحوّلات العقلانیّه عبر أطوارها المتعاقبه، من العصر الکلاسیکی إلى العصور الحدیثه ثمّ ما بعد الحدیثه. ویتطلّب هذا الأمر فهماً لهذه الظاهره ضمن الأطر المعرفیّه الکبرى التی اضطلعت بدور فاعل ومؤثّر فی تاریخ الوعی الإسلامی. وبعباره أخرى، فإنّ تحلیل هذه الأنماط المختلفه فی مقاربه النص القرآنی فی التاریخ یتوقّف على تحدید السیاقات المعرفیّه والجذور النظریّه المرتبطه بسلسله التحوّلات الفکریّه والعلاقات التاریخیّه التی أنشأتها وأغذتها. إنّ هذه التحوّلات والعلاقات تعبّر عن تغیّرات عمیقه فی البُنى المعرفیّه التی وجّهت الفکر الإسلامی، وتکشف عن تنوّع فی أنماط العقلانیّه عبر المراحل المختلفه من تاریخه. وعلى هذا الأساس، تتولّى هذه الدراسه تحدیداً وتحلیلاً لثلاث مقاربات رئیسه فی التعامل مع القرآن: المقاربه المدرسیّه التقلیدیّه، والمقاربه الحداثیّه التجدیدیّه، والمقاربه ما بعد الحداثیّه العقلانیّه التنویریّه. کلّ واحده من هذه المقاربات تُعتبر نتاجاً لظروف معرفیّه وعلاقات خطابیه مخصوصه، وتمثّل شکلاً متمیّزاً من أشکال العقلانیّه. ویتمثّل الهدف الأساس من هذا البحث فی توضیح طرائق التوجه المختلفه إلى القرآن واستخلاص الفوارق المعرفیّه بین هذه المقاربات الثلاث. (الهدف الرئیس) وفی سبیل تحقیق هذا الهدف، تتمحور الإشکالیّه المرکزیّه للبحث حول السؤال الآتی: على أیّ أسس معرفیّه، وتحت أیّ فرضیّات نظریّه، نشأت کلّ واحده من هذه المقاربات؟ وکیف صاغت علاقه النصّ بالعقلانیّه والموقع التاریخی ضمن أفقها الخاصّ وظروف نشأتها وتشکّلها؟ فی الواقع، ینبغی أن یُطرح السؤال الآتی: کیف استطاعت هذه المقاربات الثلاث- فی إطار البُنى المعرفیّه المنبثقه من ظروفها التاریخیّه الخاصه، ومن خلال اعتمادها مناهج تفسیریّه وخطابیّه متمیّزه- أن تقدّم فهماً متماسکاً وفی الوقت ذاته مختلفاً للقرآن الکریم؟ وما هی الطاقات المعرفیّه التی أسهمت فی إعاده إنتاج أنماط العقلانیه الدینیه والتأملات التاریخیه التی أدت إلى هذا التنوّع اللافت فی فهم القرآن عبر العصور الثلاثه: الکلاسیکی، والحدیث، وما بعد الحدیث؟ (السؤال الرئیس) تعتمد هذه الدراسه على المنهج التحلیلی- التاریخی، وتندرج ضمن مقاربه نقدیّه- مقارِنه لمعالجه هذا السؤال المحوری فی أبعاده ومستویاته المتعدّده. وتسعى- بالاستناد إلى طاقات هذا المنهج- إلى إعاده بناء المنطق المعرفی الکامن خلف هذه المقاربات، وتحدید البارادایمات التفسیریّه الخاصه بها، واستخلاص أوجه التشابه والاختلاف الجوهریّه فی طرائق التوجه إلى القرآن ضمن هذه الحقول المعرفیّه الثلاثه الممتدّه على خطّ التاریخ البشری. تکمن الأهمیّه هنا فی أنّ هذه المقاربه تتیح لنا أن ننظر إلى هذه التیّارات لا بوصفها أنماطاً تفسیریّه محایده أو خارجه عن سیاقها الزمنیّ، بل باعتبارها تشکیلات معرفیّه منبثقه من أجهزه وعیٍ متمیّزه (Cognitive Apparatuses)، ومتفاعله مع التحوّلات التاریخیّه والعقلانیّات الناتجه عنها، ومن ثمّ نقوم بفهمها وتصنیفها (المنهجیه). وتُظهر نتائج الدراسه -کما تنعکس فی متن البحث أیضًا- أنّ هذه المقاربات الثلاث قدّمت طاقات معرفیّه متنوّعه ومتمایزه فی التوجه إلى القرآن الکریم. فعلى وجه الخصوص، إن المقاربه المدرسیّه التقلیدیّه، التی تستند إلى عقلانیّه نظامیّه کلاسیکیّه قائمه على القضایا، سعت إلى رصد الحقیقه واستنباطها من خلال الأطر التفسیریّه المقرّره والقواعد اللغویّه وقواعد أصول الفقه. وقد تمخّض عن هذه المقاربه علم التفسیر، الذی مثّل تیارات متعدده فی داخله. أمّا المقاربه التجدیدیّه الحدیثه، فاستندت إلى العقلانیّه التحلیلیّه والعقل الذاتیّ المستقلّ وعلوم الإنسان المعاصره، لتطرح قراءهً جدیده للقرآن فی الأفقین التاریخیّ والاجتماعیّ، من خلال منظومه من النظریّات المستنده إلى تأمّلات العلوم الإنسانیّه الحدیثه. وسعت هذه المقاربه إلى فهم «الواقع» الکامن فی مضامین القرآن الکریم وشرحه وفق المنهجیّه العلمیّه والعقلانیّه الحدیثه. وأخیراً، جاءت المقاربه الفکریّه ما بعد الحداثیّه، المرتکزه على العقلانیّه النقدیّه والسیاقیه، لتقدّم تصوّراً للقرآن باعتباره نصّاً سیّالاً، قابلاً للتخاطب ومفتوح الدلالات، تتولّد معانیه داخل «السیاقات» بوصفه ظاهره تفاعلیه مرتبطه بالسیاقات التاریخیه والاجتماعیه والخطابیه. لقد أفضى هذا المنحى إلى نوعٍ من التخاطب المفتوح والحوار المستمرّ مع القرآن الکریم، بوصفه نصّاً یظلّ أفقُ معناه فی حاله انفتاح دائم. إنّ هذا التمییز بین المقاربات الثلاث، القائم على تشخیص الطاقات الکامنه وراء کلٍّ منها، یتیح إمکانیه تحلیلٍ متعدّد الطبقات لظاهره التوجه إلى القرآن الکریم، وفهم آلیّات تشکّل هذه المقاربات الثلاث.
۱۳۸۸.

بازتاب مفهوم حدیثی «عاقّ والدین» در زبان فارسی؛ شواهد، زمینه ها و آثار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۵۳
«عاقّ والدین» ترکیبی است که در احادیث اسلامی مذموم دانسته شده است. تفاوت دستور زبان فارسی و عربی و جایگاه والای والدین، سبب رواجِ کاربرد مستقیم این ترکیب در فارسی، به صورت اضافه معنوی به تقدیر لام و به معنای «نفرین والدین» شده است. در این مقاله برای نخستین بار با روشی توصیفی تحلیلی، شواهد، زمینه ها و آثار برداشت نادرست از این ترکیب روایی بررسی شده است.«عاقّ والدین» در احادیث معصومین(ع)،نه به معنای «نفرین والدین»، بلکه به معنای فرزندِ ناسپاس، آزاردهنده، نافرمان و قطع کننده ارتباط با پدر و مادر به کار رفته است. عاقّ(عاقِق) اسم فاعلی است که به مفعول به خود یعنی والدین اضافه لفظی شده و مانند اضافه معنوی، در آن، حرف لامی در تقدیر نیست که معنای مالکیت را برساند. در گفتمان برآمده از برداشت «نفرین والدین» از «عاقّ والدین»، ایشان دارای قدرتی مشروع و برآمده از احادیث هستند و فرزندان نیز برای مصون ماندن از آن، سعی می کنند آن ها را راضی نگاه دارند. در حالی که در گفتمان برآمده از قرآن و احادیث، والدین و فرزندان محترمند و اگر فرزندان سعی می کنند نسبت به والدین احسان داشته باشند، به دلیل قدردانی از زحمات ایشان و عمل به دستورات قرآنی و حدیثی است، نه ترس از نفرین ایشان.
۱۳۸۹.

نقش بیگانگان در اثرگذاری بر فرقه های مدعی مهدویت در ایران معاصر و چالش های برآمده از آن(با تأکید بر دوران قاجار و پهلوی اول)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۹
در تاریخ معاصر ایران، وجود فرقی با ادعای مهدویت سبب شد تا مشکلات قابل توجهی در کشور ایجاد شود. این دسته از فرق با ادعاهای ناهمگون به خصوص در دورانی که ایرانیان با مشکلات گسترده اجتماعی از جمله فقر فراوان، روبه رو بودند سبب شد تا برخی از مردم به ایشان تمایل نشان دهند. در این میان پدیده نوظهور کشورهای استعمارگر، ملت های بحران زده را مورد توجه خود قرار دادند و این دست از فرقه ها در ایران، از جمله نمونه های بودند که می توانستند استعمارگران را برای رسیدن به مطامع خود کمک شایانی کنند. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است که این دست از کشورهای نوظهور، چگونه از فرصت پدید آمده توسط مدعیان مهدویت در کشور ایران، برای رسیدن به مقاصد خود استفاده کردند؟ در پاسخ اشاره شده است مهم ترین هدف کشورهای استعمارگر ایجاد اختلاف و برهم زدند وحدت ملی در میان ایرانیان بوده است. همچنین اشاره به این نکته اشاره شده است که کشورهای مذکور در ایجاد این دست از فرقه ها، به جهات مختلف اجتماعی و تاریخی می توانستند تأثیرگذار باشند، اما با ایجاد این فرق با بهره برداری فراوان و تقویت این جریان ها، سعی وافری داشتند در راستای منافع خود که ایجاد اختلاف در میان کشورهای فرودست بوده بهره لازم را ببرند.
۱۳۹۰.

بیع حق در حقوق ایران و فقه امامیه با رویکردی به نظر امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۷۱
این مقاله به بررسی امکان قرار گرفتن «حق» به عنوان مبیع در عقد بیع می پردازد. باوجود تعریف ماده ۳۳۸ قانون مدنی ایران از بیع به عنوان «تملیک عین به عوض معلوم» که برگرفته از دیدگاه مشهور فقهای امامیه است، نیازهای نوین زندگی و توسعه حقوق غیرمادی (مانند سرقفلی، حق تألیف و سهام) بازنگری در این تعریف را ضروری ساخته است. مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با بررسی ادله فقهی و حقوقی، نشان می دهد که دیدگاه مشهور فقهای متقدم مبنی بر انحصار مبیع به «عین» با چالش های جدی روبروست. استدلال شده که بیع یک «امر امضایی» و تابع عرف عقلاست و در کتاب و سنت قیدی بر عین بودن مبیع وجود ندارد. در این میان، دیدگاه پیشگامانه امام خمینی که با تکیه بر ماهیت عرفی بیع و تبادل «اضافات» (اعم از مالکیت یا حق)، صحت بیع حق را اثبات می نماید، به عنوان نظر برگزیده تبیین می گردد. در حقوق موضوعه نیز اگرچه برخی حقوقدانان به ظاهر ماده ۳۳۸ استناد می کنند؛ اما تصویب قوانین خاص متأخر (مانند قوانین مربوط به بورس و سرقفلی) و اصل اباحه، امکان تفسیری گسترده تر را فراهم می آورد. درنتیجه، مقاله با رد ادعای اجماع و نقد ادله مخالفان، صحت بیع حق را پذیرفته و پیشنهاد می کند واژه «عین» در ماده ۳۳۸ قانون مدنی به «مال» تغییر یابد تا همگام با تحولات عرفی و نیازهای جامعه باشد
۱۳۹۱.

غلبه تحلیل نظری بر توصیف تجربی واکاوی «نظریه زدگی» در مطالعه معنویت گرایی نوظهور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۶
این پژوهش به بررسی نحوه مواجهه صاحب نظران ایرانی با پدیده معنویت گرایی نوظهور پرداخته و با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک، بر پایه ۱۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته، مضامین اصلی را بازتولید و توسعه بخشیده است. تحلیل مصاحبه ها براساس چارچوب نظری لارن داوسون و با تفکیک میان برداشت های اولیه (توصیف های تجربی) و برداشت های ثانویه (تحلیل های نظری) انجام شده است. با این روش، مقاله می کوشد الگوها و مضامین کیفی را استخراج کند. البته سهم کمّی هر دسته از مضامین نیز با استفاده از روش مکمل کمّی سازی ثانویه شناسایی شده است. یافته ها نشان می دهد که مضامین برداشت های اولیه شامل: ۱. تکنیک های معنوی، ۲. مفاهیم عامه پسند، ۳. بازنمودهای زبانی و رسانه ای، ۴. سبک های زندگی ترکیبی، و ۵. انگیزه های روانی هستند؛ و مضامین برداشت های ثانویه عبارتند از: ۱. نقد معرفت شناختی، ۲. تحلیل فرهنگی، ۳. داوری الهیاتی، ۴. مواجهه ایجابی و بومی، و ۵. نقد روش شناسی مواجهه. تحلیل یافته ها با تطبیق مضامین بر چارچوب نظری منتخب انجام شده است و نشان می دهد در نگاه صاحب نظران ایرانی، برداشت های ثانویه از نظر کمی و کیفی به طور محسوسی بر برداشت های اولیه غلبه دارد. این وضعیت نشان دهنده نوعی «نظریه زدگی» است که ناشی از غلبه تفسیرهای الهیاتی، ایدئولوژیک و فلسفی بر شناخت پدیدارشناسانه از معنویت های نوظهور است. حتی برداشت های اولیه موجود نیز بازتاب تجربه زیسته و روایت درونی گروندگان نیست، بلکه بیشتر مبتنی بر جلوه های بیرونی پدیده شکل گرفته اند.
۱۳۹۲.

قرآن کاوی اندیشه های مقام معظم رهبری در حوزه ی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۷
خانواده شالوده ی جامعه و از مهم ترین عناصر تشکیل دهنده ی آن است. بحث از این بنیان اجتماعی در آراء و نظریه های مصلحان اجتماعی که ازجمله مهم ترین آن ها پیامبران اند، نشان از اهمیت آن دارد. رهبر معظم انقلاب، حضرت آیه الله خامنه ای (مدظله العالی)، نیز به عنوان رکنی اساسی در جامعه ی اسلامی به این مهم پرداخته اند. در ایران اسلامی مشکلات عدیده ای نظیر کاهش رغبت به ازدواج، افزایش سن جمعیت و کم جمعیتی خانوارها و ... به چشم می خورد. این پژوهش در نظر دارد تا با روش توصیفی تحلیلی با قرآن کاوی اندیشه ها و بیانات مقام معظم رهبری مباحث راهبردی در زمینه ی برون رفت از مشکلات را استخراج، بررسی و تنظیم نماید. همچنین با تبیین مبانی قرآنی دیدگاه های رهبری در مورد ارائه تعریف منقح از خانواده، معیارهای ازدواج، بیان کارکردها و عوامل تحکیم خانواده نسبت به راهکار عملی جهت تحقق فرمایشات ایشان اقدام گردیده است.
۱۳۹۳.

بازیابی منابع الکافی در پرتو تحلیل کارکرد حلقه مشترک با تأکید بر نقش حلقه مشترک حسن بن محبوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۶
  حلقه مشترک،[i] راوی تکرارشونده در سندهای مجموعه روایات یک اثر روایی (تک نگاشت یا جامع روایی) است که دارای مشایخ متعدد بوده و ازاین رو پس از نام وی در سوی متقدم اسانید پراکندگی و انشعاب وجود دارد. در این نوشتار با الهام از روشی بر پایه تحلیل کارکرد حلقه مشترک و با ارائه نکاتی در راستای تعمیق آن، بازیابی منابع الکافی در پرتو واکاوی سلسله سند علی بن ابراهیم از ابراهیم بن هاشم از حسن بن محبوب از علی بن رئاب از زراره، از پرتکرارترین سندهای آن در دستور کار قرار گرفت. رهاورد این تحقیق علاوه بر بازیابی و شناسایی برخی از منابع کلینی در الکافی ، نشان دهنده ضرورت توجه به انشعابات قسمت متأخر سند و شاگردان و راویان برجسته یک راوی در عین توجه به انشعابات قسمت متقدم سند و مشایخ راوی در راستای بازیابی منابع است؛ امری که به خصوص در سلسله سند یادشده و حلقه مشترک حسن بن محبوب قابل مشاهده است. 
۱۳۹۴.

تحلیل نشانه- معناشناختی گفتمان سوره عبس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۱۴
نشانه معناشناسی یکی از رویکردهای جدید در شناسایی و تجزیه و تحلیل متون و نیز در فهم چگونگی تولید و دریافت معنا نقش اساسی دارد. تحلیل گفتمان یکی از ابزارهای تحلیل متون ادبی است که ارتباط بین ساختارهای گفتمان مدار و دیدگاههای اجتماعی حاکم بر آن را مورد بررسی قرار میدهد. قرآن کریم سرشار از معانی و نشانه ها که همواره مسیر را برای به کارگیری رویکرد های مختلف تدبر و تحلیل متن را فراهم می سازد. مقاله پیش رو با به کارگیری رویکرد «نشانه معناشناسی گفتمان» و روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل سازوکار تولید معنا در فرآیند گفتمانی سوره عبس می پردازد. مرکزیت و جهتمندی فرآیند گفتمان سوره عبس بر «چگونگی ارزیابی و برقرارى ارتباط میان شخصیت های مختلف انسانها و هشدار به متکبرانی که خدا از هدایت قرآنی بی نیاز می دانند» شکل و بنا گرفته است. به طور کلی تحلیل گفتمانی سوره نشان می دهد که غالب عناصر سازنده نظام گفتمانی این سوره، از نوع نظام کنشی و نظام عاطفی شکل گرفته است.
۱۳۹۵.

چاپ نوشت (۱۸): مطبعه مبارکه شاهنشاهی: آوردگاه تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در دوره مشروطه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۲
مؤلف در این مقاله با اشاره ای به پیشینه چاپخانه دولتی در دوره های مختلف قاجار، به صورت اختصاصی به چگونگی راه اندازی مطبعه مبارکه شاهنشاهی در دوره مظفرالدین شاه می پردازد و فهرستی تفصیلی از کتاب های چاپ شده در این مطبعه را ارائه می دهد.
۱۳۹۷.

زاویه دید مطلوب برای فقیه تولید کننده فقه تمدنی با توجه به نظریه هرمنوتیکی «دیدگاه»(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۴۸
نظریه «دیدگاه» یا «زاویه دید» که در هرمنوتیک روشی مطرح شده است، به تأثیر زاویه دید مفسر بر فهم معنای متن اشاره دارد. این نظریه تأثیرات عمیقی بر فقه دارد، زیرا زاویه دید فقیه در برداشت های او از منابع متنی نقشی اساسی ایفا می کند و همین عامل می تواند علت تفاوت استنباط های فقها از یک متن واحد باشد. بر این اساس، پرسش اصلی این مقاله چنین مطرح می شود که اولا: زاویه دید چگونه بر فهم و برداشت های فرد تأثیر می گذارد؟ و ثانیا: زاویه دید مطلوب فقیه برای تولید فقه تمدنی چگونه شکل می گیرد؟ اهمیت این موضوع از آنجاست که فقه شیعی نقش ویژه ای در فرایند تمدن سازی نوین اسلامی ایفا می کند و فقها باید با استنباط های فقهی خود، نیازهای این فرایند را تأمین کنند؛ بنابراین، زاویه دید آنها در مواجهه با متون باید با این نیازها هماهنگ باشد. ازآنجاکه زاویه دید فرد، نتیجه منظومه فکری او و در ادامه تابع رویکرد کلان وی به مسائل است، این مقاله استدلال می کند که زاویه دید مطلوب برای یک فقیه تمدنی باید مبتنی بر مبادی کلامی ای باشد که مشروعیت حکومت فقیه در عصر غیبت را تضمین کند و اختیارات لازم برای حکمرانی را به او اعطا نماید، مقاصد کلی شریعت را، که با ماهیت اجتماعی از نصوص استخراج شده اند و عامل پویایی و انعطاف پذیری فقه هستند، در بر داشته باشد، شامل شناخت کافی از اقتضائات زمانه و نظامات اجتماعی باشد تا تأثیرات زمان و مکان بر موضوعات را به درستی تشخیص دهد. علاوه بر این، رویکرد کلان یک فقیه تمدنی در مواجهه با مسائل باید اجتماعی و حکومتی باشد و به صورت نظام مند پیگیری شود، چراکه با رویکردی فردی نمی توان به موضوع شناسی و حکم شناسی تمدنی دست یافت. 
۱۳۹۸.

تفسیر قرآن و قانون اساسی؛ مشابهت های سنت تفسیری فقه امامیه و حقوق آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۷
این پژوهش با رویکردی تطبیقی، به بررسی مشابهت های روش شناختی در سنت تفسیری فقه امامیه و حقوق آمریکا می پردازد. با وجود تفاوت های بنیادین در مبانی معرفتی و بسترهای فرهنگی، نتایج نشان می دهد که هر دو نظام در تفسیر متون مرجع خود قرآن کریم و قانون اساسی در چهار محور اصلی همگرایی دارند: محوریت معنای ظاهری و عرفی الفاظ، رویکرد اصالت گرایانه به معنا، احتیاط در پذیرش اهداف غیرمصرح قانون گذار، و بی توجهی نسبی به پیامدهای اجتماعی تفسیر. تحلیل تطبیقی این وجوه اشتراک، افق های تازه ای را برای توسعه مطالعات تطبیقی در حوزه اصول فقه و نظریه تفسیر حقوقی می گشاید و زمینه گفت وگو میان دو سنت حقوقی ظاهراً ناهمگون را فراهم می آورد.
۱۳۹۹.

An Analysis of Conflict of Interest Cases and Their Management Strategies: Insights from Qur’anic Narratives(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۲
The Qur’an, as a divine scripture, transcends a merely religious and spiritual text; it constitutes a unique compendium of knowledge and guidance for understanding and addressing diverse individual and social issues. With its comprehensive and boundless depth, this sacred text engages with all aspects of human life and elucidates the causes and conditions of various challenges. One of the significant issues discussed within this framework is the conflict of interest. The main question of this study is: What are the instances of conflict of interest from the Qur’anic perspective, and what solutions does the Qur’an propose for managing them? This paper aims to identify and explain the manifestations of conflict of interest based on Qur’anic teachings and to explore the corresponding management strategies. To achieve this goal, a descriptive-analytical method was employed, drawing upon four Qur’anic narratives: the Battle of Uḥud, the behavior of the Companions during the Prophet’s time, the story of Prophet Shuʿayb, and the account of Hābīl and Qābīl (Abel and Cain). The findings indicate that the Qur’an extensively addresses this issue and provides multiple approaches for confronting, managing, and avoiding conflicts of interest. The key managerial components include identifying the roots of conflict, preventing and controlling it through transparency, emphasizing ethical leadership, and managing group relations. Qur’anic strategies are based on such concepts as  al-taqwā (self-restraint), al-īmān (reinforced responsibility), al-infāq (almsgiving or reduction of inequality), and al-ṣabr (rational forbearance). Operationalizing these strategies through a three-level framework (individual, organizational, and social) can foster communities resilient against corruption. The results demonstrate that the Qur’an not only contributes to preventing conflicts of interest but also assists in cultivating a balanced and morally grounded society.
۱۴۰۰.

تبيين دور التوحيد الاجتماعي في إعادة بناء الهوية الحضارية للمسلمين: مقاربة مواطن الحضارة الإسلامية(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۰
یواجه العالم الإسلامی فی العصر الراهن أزمه عمیقه فی الهویه الحضاریه؛ أزمه تتجلّى فی أبعادها السیاسیه والثقافیه والاجتماعیه والفکریه، من خلال مظاهر التفرّق بین المذاهب والشعوب الإسلامیه، والضعف البنیوی للمؤسسات الدینیه والاجتماعیه، والانفصال عن القیم والمبادئ الأصیله للإسلام. ولم تؤدِّ هذه الحاله إلى إعاقه تشکّل هویه موحّده وحیویه بین المسلمین فحسب، بل مهّدت الطریق أیضًا لتغلغل وانتشار الخطابات غیر التوحیدیه والعلمانیه والإلحادیه فی المجتمعات الإسلامیه. وتکمن الإشکالیه الرئیسه التی یتناولها هذا البحث فی أن جزءًا من هذه التحدیات یعود إلى التراجع التدریجی لمفهوم التوحید، من کونه مبدأً اجتماعیًا وحضاریًا فی صدر الإسلام، إلى مجرّد قضیه نظریه وکلامیه. هذا التراجع أدّى إلى تهمیش الأسس الاجتماعیه والأخلاقیه والحضاریه للتوحید، مما أسفر عن ضعف فی التماسک والعداله وتحمل المسؤولیه داخل الأمه الإسلامیه. ویهدف هذا البحث إلى تحلیل وتبیین دور التوحید الاجتماعی بوصفه أساسًا فکریًا وعملیًا فی إعاده بناء الهویه الحضاریه للمسلمین، ومواجهه الخطابات غیر التوحیدیه. یرکّز هذا البحث على مقاربه "مواطن الحضاره الإسلامیه" من خلال تصمیم إطار عملی یتمثّل فی "میثاق المواطنه فی الحضاره الإسلامیه"، ویسعى إلى بیان أن إعاده قراءه التعالیم التوحیدیه على المستویات الاجتماعیه والسیاسیه والحضاریه، من شأنها أن تمهّد الطریق لإحیاء الهویه الفردیه والاجتماعیه للمسلمین، وتعزیز تماسک الأمه الإسلامیه وحیویتها، وتهیئه الأرضیه لظهور حضاره إسلامیه جدیده فی العصر الراهن. وعلاوه على ذلک، ینطلق هذا البحث من فرضیه مفادها أن إحیاء التوحید الاجتماعی فی نمط حیاه المواطن المسلم لا یتیح فقط إمکانیه إعاده بناء الهویه، بل یوفّر أیضًا فرصه لإعاده هندسه العلاقات الاجتماعیه والمؤسسیه، وذلک استجابهً للاحتیاجات العملیه للمجتمع الإسلامی المعاصر. تمّ اعتماد المنهج الوصفی- التحلیلی فی هذا البحث، مع اتباع مقاربه استنتاجیه تستند إلى المصادر الإسلامیه الأصیله وآراء المفکرین والعلماء المسلمین المعاصرین. وتُظهر نتائج البحث أن التوحید الاجتماعی، بما یتجاوز کونه مبدأً کلامیًا أو اعتقادیًا، یُعدّ الأساس الجوهری للتضامن والعداله الاجتماعیه، وتحمل المسؤولیه المتبادله، ولا سیما وحده الأمه الإسلامیه. وعندما یُعاد تعریف هذا المبدأ ویُفعّل فی مستوى نمط الحیاه، والنظام التعلیمی، والبُنى الاقتصادیه، والسیاسات الاجتماعیه، متجاوزًا بذلک الطابع النظری والتجریدی، فإنه یستطیع أن یؤدی دورًا استراتیجیًا فی تعزیز الکرامه الإنسانیه، وتوزیع الفرص بشکل عادل، ونشر العلم والتقدم، ومکافحه الظلم والفساد، وتقویه رأس المال الاجتماعی، وترسیخ ثقافه التعایش السلمی داخل المجتمعات الإسلامیه وخارجها. وتُبیّن نتائج هذا البحث أن مقاربه "مواطن الحضاره الإسلامیه"، بالاستناد إلى التعالیم التوحیدیه، تمتلک قدره عالیه على تربیه جیل جدید من المسلمین، یکون ملتزمًا بالقیم الإسلامیه الأصیله، ویشارک بفعالیه ومسؤولیه وأخلاقیه فی المجالات الاجتماعیه والعلمیه والثقافیه. استنادًا إلى ما سبق، یسعى هذا البحث من خلال اقتراح "میثاق المواطنه فی الحضاره الإسلامیه" بوصفه إطارًا نظریًا عملیًا، إلى ترقیه مبادئ مثل التوحید، والکرامه الإنسانیه، والعداله باعتبارها منظِّمه للعلاقات الاجتماعیه، والأخوّه الإسلامیه، ونمط الحیاه التوحیدی، من مستوى التعالیم المجرده إلى مستوى الالتزامات السلوکیه والمؤسسیه والبنیویه. ویؤکد هذا المیثاق، فی بُعده النظری، على العوده إلى المبادئ الأصیله للتوحید الاجتماعی، وفی بُعده العملی، على تجسید قیم مثل السعی للعلم والتقدم، ومکافحه جمیع أشکال التمییز والفساد، وترسیخ التعایش السلمی. کما یمکن لهذا المیثاق أن یعمل بوصفه وثیقه استراتیجیه للمؤسسات التعلیمیه والثقافیه والاجتماعیه فی الدول الإسلامیه، ویقدّم نموذجًا مشترکًا للمواطنه الإسلامیه یجمع بین البُعدین العالمی والوطنی. وتُظهر النتیجه النهائیه لهذا البحث أن إحیاء الدور الاجتماعی والحضاری للتوحید یمکن أن یشکّل استراتیجیه شامله لإعاده بناء الهویه الحضاریه للأمه الإسلامیه. وفی هذا السیاق، فإن "مواطن الحضاره الإسلامیه" لیس مجرد مفهوم نظری، بل هو نموذج للفاعلیه الأخلاقیه والمشارکه المسؤوله القائمه على الکرامه الإنسانیه، على المستویین الفردی والجماعی. وتحقیق هذا النموذج یتطلب إعاده التفکیر فی السیاسات الثقافیه، والأنظمه التعلیمیه، والبُنى الاقتصادیه، بالإضافه إلى إراده مشترکه بین النخب الدینیه والعلمیه والسیاسیه، من أجل إحیاء وحده الأمه الإسلامیه وتماسکها، وتهیئه الأرضیه لقیام حضاره إسلامیه جدیده. ومن ثم، فإن هذا البحث، من خلال رسمه لهذا الأفق، یمکن أن یشکّل أساسًا للدراسات التکمیلیه وصیاغه السیاسات العامه فی مجال الهویه والحضاره الإسلامیه فی العالم المعاصر.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان