ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۰۱ تا ۱٬۳۲۰ مورد از کل ۸۳٬۴۳۴ مورد.
۱۳۰۱.

خداشناسی حکمی از نظر ملاصدرا و قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۷
"خداشناسی حکمی"، عنوانی است که زیبنده خداشناسی ملاصدرا بوده و شایسته است که خداشناسی وی به این نام، معنون شود. ایشان بر اساس مشرب فلسفی خود (حکمت متعالیه)، تفسیری از خداشناسی ارائه می دهد که هم بر موازین عقل استوار است، هم با کشف و شهود سازگار است و هم در توافق با قرآن است. مسئله این پژوهش، خداشناسی از نظر ملاصدرا و تأثیری است که از قرآن می پذیرد. روش این مطالعه، تحلیل نظر او بر اساس قرآن می باشد؛ قرآن، دعوت کننده به تعقل است، از خدای یکتا و یگانه سخن می گوید و عالم، نشانه اوست. قرآن اقدام به استدلال آوری کرده و بر اثبات خدا –هرچند کلاسیک نیست- برهان اقامه می کند. ملاصدرا براهین توحیدی خداشناسی را بر اساس مبانی حکمتش که مهم ترین آن اصالت وجود است، از قرآن استخراج می نماید. از نظر او وجود حق تعالی، مصداق یگانه هستی و عالم، تشعشعی از جلوه ذاتش است. این نوع خداشناسی نه صرفا عقلی، بلکه شهودی و قرآنی هم است؛ خداشناسی حکمی است. این اندیشه، ما را به این رهنمون می شود که معرفت ربوبی و حکمت الهی، سعادت بزرگ و شادمانی سترگ است؛ تحصیل آن، غایت انسان را پوشش می دهد و زندگیش بر اساس عشق بنا شده و او سعادتمند است.
۱۳۰۲.

کارکرد نظام نمادی در فرهنگ سازی اقتصاد مقاومتی: چارچوب تحلیلی مقاوم سازی اقتصادی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۱
این مقاله به بررسی این پرسش اصلی می پردازد که نمادسازی چگونه می تواند به عنوان یک مکانیسم فرهنگی، در خدمت ارتقای فرهنگ اقتصاد مقاومتی و افزایش مقاوم سازی اقتصادی جامعه قرار گیرد؟ برای پاسخ به این پرسش، از روش تحلیل نظری مبتنی بر چارچوب های تعاملی و سلسله مراتبی استفاده شده است. در این چارچوب، تعامل پویای نمادها، هنجارها، باورها و ارزش ها در دو سطح ارتباطی و سلسله مراتبی تحلیل می شود. یافته اصلی مقاله نشان می دهد که نمادها از طریق مکانیسم های ارتباطی (انتقال ارزش ها) و مشارکتی (تقویت همبستگی اجتماعی)، نقش محوری در نهادینه سازی مؤلفه های کلیدی اقتصاد مقاومتی ایفا می کنند. بازطراحی نظام نمادین موجود با استفاده از راهبردهای سه سطحی شناختی (بنیادی)، ارزشی و هنجاری (میانی) و عملیاتی (رفتاری)، به ایجاد فرهنگ اقتصادی مطلوب و مقاوم در برابر چالش های داخلی (تقابل نمادهای غالب مانند مصرف گرایی با اهداف اقتصاد مقاومتی) و خارجی (تحریم) کمک می کند. این راهبردها با ایجاد چرخه های بازخوردی مثبت، همسویی نمادها، هنجارها، باورها و ارزش ها را تسهیل می کنند. در نهایت، مقاله با ارائه توصیه های سیاستی، بر لزوم مدیریت هوشمندانه نظام نمادین برای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی تأکید می کند.
۱۳۰۳.

Explaining the Purposiveness of the Stories of the Divine Prophets in the Qur'an and the Old Testament(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۲۳
The stories of the Prophets ( Qaṣaṣ al-Anbīyāʼ ) in the Qur'an and the Old Testament (OT), while seemingly narrating shared figures, reflect two distinct conceptual frameworks at the level of structure, function, and message. This article employs a comparative approach to examine the fundamental differences between these two texts in narrating the Prophets' stories. It demonstrates that the Qur'an presents these narratives as a tool for individual spiritual development, social reform, and the realization of Divine Laws (Sunan Ilahi) in history. In contrast, these stories in the OT are predominantly ethnocentric, historical, and confined to the fate of the Israelites. In the Qur'an, the Prophets are universal models for combating oppression, inviting to Monotheism, and establishing a Monotheistic Nation; whereas in the OT, they often function as tribal leaders or local advisors. These differences have profound implications in the educational, theological, and civilizational spheres, such that the Qur'anic stories have served as a civilizational and epistemic pillar of the Islamic world, shaping the Ummah system and its universal values. Conversely, the OT's perspective on these stories largely serves to establish ethnic and territorial identity. The present article uses a descriptive-analytical method, analyzing the content of the Holy Qur'an and the Old Testament, to investigate this distinction and its functions across social, historical, and doctrinal dimensions. In the Qur’an, prophets are introduced as universal exemplars—leaders in the struggle against injustice, advocates of monotheism, and architects of a unified, God-conscious community. In the Hebrew Bible, however, prophets typically function as tribal leaders or local moral reformers. These divergent portrayals carry far-reaching implications in theological, educational, and civilizational domains. Qur’anic prophetic narratives, as a foundational epistemic and civilizational component of Islamic thought, have played a pivotal role in shaping the vision of a global ummah and its ethical values. In contrast, the Hebrew Bible’s rendering of prophetic stories serves predominantly to affirm national and territorial identity. This article employs a descriptive-analytical method, using content analysis of the Qur’an and the Hebrew Bible, to investigate this structural and functional divergence and its ramifications in the social, historical, and doctrinal dimensions.
۱۳۰۴.

دیپلماسی اقتصادی و نقش رایزنان اقتصادی ایران در دوران تحریم های هدفمند علیه صنعت نفت، گاز و اقتصاد کشور

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۱
دیپلماسی اقتصادی به عنوان یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، در دوران تحریم های هدفمند علیه صنعت نفت و گاز، نقش حیاتی در حفظ و ارتقاء منافع ملی ایفا می کند. رایزنان اقتصادی به عنوان نمایندگان تخصصی کشور در عرصه بین المللی، وظیفه دارند با بهره گیری از ظرفیت های حقوقی و دیپلماتیک، موانع ناشی از تحریم ها را کاهش دهند و فرصت های جدیدی برای تعامل اقتصادی فراهم آورند. تحلیل عملکرد رایزنان در این شرایط حساس، علاوه بر روشن کردن نقاط قوت و ضعف ساختاری و عملیاتی، به بهبود راهبردهای مقابله ای کمک می کند.با توجه به پیچیدگی و شدت تحریم ها، تقویت ساختار حقوقی و نهادی نهاد رایزنی اقتصادی و ایجاد هماهنگی میان دستگاه های مرتبط، از الزامات اساسی برای موفقیت دیپلماسی اقتصادی است. این مقاله ضمن بررسی مبانی نظری دیپلماسی اقتصادی، آثار حقوقی تحریم های هدفمند، و نقش رایزنان اقتصادی، به آسیب شناسی و ارائه چارچوب های تقویتی می پردازد تا ضمن حفظ منافع اقتصادی، در برابر فشارهای تحریمی مقاومت موثرتر و پایدارتر داشته باشد.
۱۳۰۵.

سَحَر به مثابه صبح: بازخوانی دلالت های متنی در قرآن، حدیث و کاربردهای کهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۰
سحرگاه از گذشته های دور در فرهنگِ اسلامی تداعی گرِ بیداری های شبانه ماهِ رمضان برای خوردنِ سحری در آخرین زمانِ باقی مانده از شب و آماده شدن برای روزه داریِ روزی است که با پایانِ سحر و اذانِ صبح آغاز می شود. افزون براین، سحر ارزش آیینیِ بالایی نیز دارد و فراتر از ماهِ رمضان هم آن را به مثابه ساعت استجابت دعاء می شناسند و عباداتِ مختلفی را در آن پی می گیرند. جا دارد پرسیده شود که در گذرِ زمان انگاره مسلمانان از سحر دچار چه تحولاتی شده، و مفهوم سحر و دیگر مفاهیمی که با آن تداعی می شوند چه تغییراتی پیدا کرده است. این پرسش ازآن رو اهمیت پیدا می کند که در منابعِ تفسیریِ کهنِ اسلامی برخی کاربردهای قرآنیِ سحر نه با پایان شب که با طلوع فجر و زمانی بعد از آن پیوند می خورند. فرضیه مطالعه پیش رو به مثابه گام نخست از مطالعه تاریخِ انگاره سحر آن است که سحر تا اواخرِ سده نخست هجری نه هم چون بخشِ پایانیِ شب که مترادف با طلوعِ فجر و آغازِ صبح شناخته می شده، بر زمان هایی بعد از اذانِ صبح تا طلوع آفتاب دلالت می کرده، و دلالتِ انحصاریِ سحر بر زمانی پیش از اذانِ صبح احتمالاً به تدریج در ادوارِ متأخرترِ فرهنگِ اسلامی شکل گرفته است. نقطه تمرکزِ این مطالعه روی شواهد هم سو با فرضیه یادشده است و تحلیل شواهد ناهم سو با آن موضوع مطالعه دیگری خواهد بود. هرگاه فرضیه یادشده پذیرفتنی باشد، لازم خواهد آمد که مدلولِ سحر در برخی گزارش های بازمانده از سده نخست هجری را متفاوت بینگاریم و درک خود از برخی روایات اسلامی را بازنگری و تعدیل کنیم.
۱۳۰۶.

نقد فرضیه حذف فرایند ذهنی در دلالت اسامی خاص و عام بر اساس اندیشه علامه مصباح یزدی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۵
برخی از فیلسوفان تحلیلی همچون راسل و ویتگنشتاین اول معتقدند برای برون رفت از اشکال ذهن گرایی، عبارات وصفی در گزاره های حاکی از عالم خارج باید به عبارتی در ناحیه موضوع ختم گردد که دلالت آن بر متعلق اش در خارج بدون تبادر هیچ معنایی در ذهن و مستقیم صورت پذیرد (أتمیسم منطقی). اسامی اشاره و نام های خاص چنین نقشی را در ساحت واژگان بر عهده دارند. موافق با ایشان دانلان، پاتنم و کریپکی نیز نظریه علی دلالت را مطرح کرده اند؛ کریپکی معتقد است این گونه دلالت مخصوص امور متشخص نیست، بلکه در ارجاع از اسامی عام به انواع موجودات در عالم فیزیک نیز برقرار است و برای ادعای خود به دلایلی استناد می کند. نوشتار حاضر ابتدا با روش توصیفی - تحلیلی به تبیین مهم ترین دلایل این نظریه می پردازد و پس از نقادی آنها، نظر فلسفه اسلامی در مبحث «نام گذاری» را با تأکید و الهام از آرای علامه مصباح ارائه می دهد. این رویکرد با تحلیل کیفیت ساخت مفهوم جزئی و ماهوی، به این نتیجه دست می یابد که انتقال از طریق اسامی اشاره و نام ها اساساً انتقالی مستقیم نیست، بلکه از طریق حکایت مفاهیم پیش گفته تدارک می گردد. در این میان به پیامد های مهم هر یک از این دو نگاه نیز پرداخته خواهد شد.
۱۳۰۷.

نگرشی فقهی بر ضرورت فرزندآوری در سبک زندگی اسلامی با تأکید بر دیدگاه مقام معظم رهبری معظم له

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۲
فرزندآوری برای بقای نسل و جلوگیری از کاهش جمعیت مسلمانان از گذشته تاکنون از دغدغه های عالمان دینی و کارشناسان خانواده و جمعیت بوده است. امروزه با ورود مردم به دوره زندگی مدرن و آشنایی با آموزه های غربی، این موضوع مورد تردید و بی مهری بسیاری از خانواده ها قرار گرفته است. در جمهوری اسلامی ایران سیاست کنترل و محدود کردن جمعیت از سال 1368 از سوی نهادهای حاکمیتی برای برون رفت از مشکلات اجتماعی و اقتصادی مورد توجه قرار گرفت و تا سال های متمادی بدون توجه به عواقب سوء آن، اجرا شد. در سال های اخیر و با نمایان شدن خطرات جدی و جبران ناپذیر این سیاست، رهبر حکیم و فرزانه جمهوری اسلامی بیش از هرکس دیگر بر تجدیدنظر در این سیاست و بازگشت از آن تأکید کرده و عواقب سوء تداوم آن را گوشزد کرد. این فرمایشات که از سوی سکان دار نظام و ولی فقیه جامع الشرایط مطرح شده است علاوه بر پشتوانه فکری و کارشناسی، از مستندات فقهی و شرعی نیز بهره مند است که می تواند به مثابه سیاست جمعیتی جمهوری اسلامی ایران مبنای عمل قرار گیرد. مقاله حاضر بااستناد به سخنان مقام معظم رهبری، دیدگاه ایشان در زمینه جمعیت و تنظیم خانواده را با محورهای اساسی آن بیان کرده و با مراجعه به منابع فقهی و طرح و بررسی دیدگاه های مختلف در این زمینه مبانی و مستندات فقهی این دیدگاه را تبیین کرده است.
۱۳۰۸.

تبارشناسی واژه ی «حکیم» در زبان های سامی با بررسی کاربردهای قرآنی – عهدینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۸
یکی از جنبه های مطالعات تطبیقی قرآن و عهدین، پژوهش زبانشناسی تاریخی تطبیقی واژگان این متون است. ماده ی (ح ک م) در بیشتر شاخه های زبان سامی با ساختار و معنایی نزدیک به هم وجود دارد. یکی از مشتقات این ماده، واژه ی حکیم است که در عهدین و قرآن کاربرد متنوعی دارد. پژوهش حاضر با روش کتابخانه ای بر اساس زبان شناسی تاریخی تطبیقی به بررسی ریشه ی (ح ک م) در شاخه های زبان سامی با تحلیل ساختاری و معنایی و کاربردهای آن در عهدین و قرآن و یافتن وجوه افتراق و اشتراک پرداخته-است. همچنین معناشناسی واژه مذکور بر اساس روابط همنشینی در قرآن و عهدین نیز بخشی از پژوهش است. نتایج پژوهش نشان می دهد که گستره ی معنایی حکیم در فرایند زمان محدود گردیده است. مهمترین وجه اشتراک کاربرد حکیم در عهدین و قرآن توصیف خداوند به این صفت است با این تفاوت که در قرآن 92 بار و در عهدین هر کدام یکبار آمده است.
۱۳۰۹.

اصالت شبکه باور- عاطفه بر پایه آرای ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۰
باورها و عاطفه ها دو ساحت مهم شخصیت انسانی هستند. برخی همچون کلیفورد، قائل به اصالت باور و برخی همچون جیمز، قائل به اصالت عواطف هستند. ملاصدرا به این موضوع به صورت مستقیم نپرداخته است و هدف ما از این پژوهش، عرضه این پرسش به نظام فکری ملاصدرا و یافتن پاسخ حکمت متعالیه به آن است. ما در این پژوهش از روش تحلیلی استفاده کرده ایم و بنابر نگرش وجودی و نظریه النفس کل القوی، به این نتیجه رسیدیم شبکه باور-عاطفه اصالت دارد؛ نفس، هم مبدأ ادراک ها و هم محرکِ تحریک ها است و مدیریت شبکه باورها و شبکه عواطف را توامان بر عهده دارد. باورها، رابطه شبکه ای با یکدیگر دارند. عواطف نیز رابطه شبکه ای با یکدیگر دارند. باورها و عواطف نیز با یکدیگر رابطه شبکه ای دارند و در ظرف نفس بر یکدیگر تأثیر می گذارند. این تأثیرگذاری همچون ارتباط ظروف مرتبطه است و ترکیب شبکه باورها و عواطف، شاکله نفس انسانی را می سازند. لذا هیچ باور و عاطفه غیرمهمی وجود ندارد. نفس انسانی به مثابه رباطِ ساحت های نفسانی همه این ساحت ها را به هم مرتبط می کند. شبکه باورها و عواطف هر فرد، درجه نفس انسانی را می سازد و نفس مبتنی بر مرتبه وجودیِ خود، باورها و عواطف جدیدی را تولید می کند.
۱۳۱۰.

قلمروی شاکله مندی رفتار آدمی در تطوّر تاریخی سه اندیشه متفاوت الهیاتی ( فخر رازی، ابن عاشور و علامه طباطبایی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۸
تحلیل مفهوم " شاکله" و قلمروی آن در رفتار انسان در آیه شریفه شاکله، مساله پژوهش حاضر است. مفسرین در زمان های مختلف با مبانی فکری متعدد الهیاتی- فلسفی به این مساله پرداخته اند که منجر به پیامدهای متفاوت انسان شناسانه و رفتارگرایانه شده است. از میان خیل آنان سه نماینده ( فخررازی؛ ابن عاشور؛ علامه طباطبایی) برگزیده شد که با سه برداشت متفاوت الهیاتی به این مساله نگریسته اند. تبیین حاضردر طیّ دو بخش ارائه شده است: 1. چیستی مفهوم شاکله و به تبع آن بررسی لوازم و پیامدهای معنای مورد نظر در کیفیت رفتار انسان ؛ 2. دامنه و قلمروی شاکله مندی رفتار. در بخش اول، چیستی شاکله از نظر فخر رازی، " طبیعت و جبلّت فرد انسانی" است اما از نظر ابن عاشور، شاکله به معنای " طریقت و سیرت آدمی" به حساب آمده است. این در حالی است که علامه طباطبایی قائل به " دوگانه انگاری شاکله" می باشد بدین صورت که بخشی از شاکله می تواند برخاسته از بنیه مزاجی و ذاتی فرد باشد ( طبیعت)؛ و بخشی دیگر، از محیط بیرونی و در ظرف زندگی او شکل گرفته باشد. در بخش دوم ( قلمروی شاکله مندی رفتار) می توان گفت که آیه شریفه شاکله، سه سور دارد: سور کنشگر، سور رفتار، و سور شاکله. بدین معنا که " از هر انسانی برخی از رفتارها بر وفق برخی از شاکله هایش سر می زند".
۱۳۱۱.

تبیین الگوی ویژگی های یاوران صاحب الزمان (عج) مبتنی بر روایات مهدویت کتاب بحار الانوار(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف اصلی پژوهش حاضر، رسیدن به ویژگی های یاوران خاص امام مهدی (عج) است. این پژوهش در استخراج روایات از روش تحلیل محتوا و در تحلیل داده ها از روش داده بنیاد استفاده نموده است. قلمرو مطالعه این پژوهش، آیات قرآن و روایات مهدویت کتاب بحارالانوار است. تحلیل داده ها از طریق کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شد و الگوی پارادایم طراحی گردید. نتایج پژوهش حاکی از آن است که از مهم ترین عوامل مؤثر: اعتقاد به توحید و معاد، اعتقاد به امامت و پیروی از امام، ایمان و یقین داشتن، مؤمن حقیقی بودن، روحیه جهاد و سلحشوری، روحیه شهادت طلبی است. عوامل زمینه ای را می توان عوامل فیزیولوژیکی، عوامل عبادی، عوامل اقتصادی، عوامل موفقیت، عوامل نظامی، عوامل دینی-اجتماعی نام برد. در این میان راهبردهایی مانند اخلاق مدار و صبوری، مسئولیت پذیری و تدبیر و نظم در برنامه ریزی، مهیا بودن قبل از ظهور، عدالت محوری و شایسته سالاری، رعایت تولی و تبری، متحد و همدل و خدمتگزار مردم بودن را می توان اثرگذار دانست. از جمله موانع را می توان داشتن ریب و شک و شبهه، سستی و تنبلی و منتظر بدون عمل، دانست.
۱۳۱۲.

واکاوی مفهوم «اصل» و «روش» در تربیت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۳۶
نظام سازی در معارف و بحث های نظری کاری ضروری است. چراکه موجبات روشنایی مطالب و دسته بندی اطلاعات را فراهم می آورد. مجموعه معارف تربیتی نیز باید در یک چارچوب به هم پیوسته و منسجم تدوین شود تا هر عنصر جای خود را پیدا کرده و ارتباط خود را با بقیه بیابد. ازاین رو تلاش برای تعریف دقیق عناصر نظام تعلیم و تربیت اسلامی و تبیین منطقی روابط بین آنها از اهمیت بالایی برخوردار است. اصل و روش دو عنصر بسیار مهم در نظام معرفتی تعلیم و تربیت هستند. اهمیت این دو عنصر بیشتر بدان جهت است که مربیان در صحنه تعاملات تربیتی خود بیشتر و بیشتر با آنها سروکار دارند. ما باید بدانیم منظور چیست که می گوییم: «مربی در عمل تربیتی خود باید به درستی از روش ها و اصول تربیتی استفاده کند». تا وقتی مفهوم روش و اصل معلوم نباشد، نمی توان پاسخ دقیقی به این سؤال ارائه کرد. هدف این تحقیق آن است که مفهوم اصل و روش، و همچنین روابط آنها، را مورد بازبینی قرار داده و تعریف روشن تری ارائه کند. بررسی ها نشان داد که تعریف رایج اصل و روش به قواعد رفتاری مربی تعریف تام و تمامی نیست. چنان که تمیز بین آنها براساس کلیت و جزئیت شدنی نیست. روش تحقیق مورد استفاده در این تحقیق عمدتاً توصیف و تحلیل مفاهیم و گزاره های مربوط است. بدین منظور ابتدا دیدگاه ها و تعاربف ارائه شده در منابع مختلف مربوط به چند دهه اخیر بازبینی و مقایسه می شوند و با یک تحلیل نهایی، نهایتاً، تعریف مختار به دست می آید. دیدگاه های مورد نظر بیشتر از کسانی مانند استاد خسرو باقری، مرحوم استاد غلامحسین شکوهی، استاد علیرضا اعرافی، مرحوم آیت الله مصباح یزدی، استاد سید علی حسینی زاده به دست آمد و این تعاریف سرمایه غنی نویسنده برای تحلیل و جمع بندی و نتیجه گیری نهایی شد. دقت در اصول پیشنهادی این اندیشمندان نشان می دهد که منظور ایشان از اصل نوعی روش یعنی اقدامی کلی است که باید انجام گیرد. به عنوان مثال اصل «فعالیت» از مربی می خواهد که متربی را به تجربه و وارسی شخصی اشیاء و دست ورزی مسائل پدیدآمده وا دارد و به هیچ عنوان به مشاهده تجارب دیگران اکتفا نکند. (شکوهی، 1390، صص142-160) این توضیحات نشان می دهد که مراد از آنچه به نام اصل آمده نوعی اقدام عملی است که مربی باید صورت دهد. مراجعه به «اصول» دیگر یادشده نیز همین فرضیه را تأیید می کند. به عبارت دیگر، «اصل» در ادبیات قدما همان «روش» کلی است (که می تواند مصادیقی داشته باشد). پس از آنکه معلوم شد مفهوم پیشنهادی روش ما را از «اصل» به معنای شایع و مشهور آن بی نیاز می کند، این سؤال مطرح می شود که آیا برای کارآمدی عملیات تربیت، به کارگیری روش ها یعنی اقدامات تربیتی کافی است یا علاوه بر اقدامات تربیتی عنصر دیگری نیز باید حضور داشته باشد. بررسی فرایند تربیت و مطالعه آن نشان می دهد که برای موفقیت در آن به کارگیری روش ها کافی نیست. گاهی روش انجام می شود ولی تأثیر تربیتی ندارد و شاید در دراز مدت اثر عکس بگذارد. مثلاً تشویق بدون رعایت نکات و شرایط لازم نه تنها احتمال تکرار فعل را بیشتر نمی کند؛ بلکه ممکن است به نوعی بازدارنده باشد. در واقع مربیان موفق روش های تربیت را به همراه ابزار دیگری، که می توان «اصول تربیت» نامید، به کار می گیرند. اگر از این زاویه به مسأله بنگریم، «اصول» تربیت عبارت است از قواعد رفتاری و راهنمای عمل مربی که نحوه اجرا و چگونگی اقدام را نشان می دهد. به عبارت دیگر، مربی در فرایند تربیت نمی تواند اقدامات تربیتی یا روش ها را به هر شکل و نحوه ای انجام دهد و نسبت به قواعد رفتاری و شرایط کاری خود بی توجه باشد. موفقیت در فعالیت های تربیتی، مشروط به آن است که آن را چگونه انجام دهیم و در نتیجه توجه به این قواعد و رعایت آنها ضروری است. به عبارت دیگر، رعایت اصول تربیتی شرط تأثیرگذاری و کارآمدی روش ها و فرایند تربیت هستند. و ای بسا که رعایت شرایط انجام کاری از خود آن مهم تر باشد. چراکه در بسیاری از موارد خسارت انجام اقدامات به شکل غلط از خسارت ترک آنها بیشتر است. برای دستیابی به «اصل» به معنای شرایط «روش» نیز از قیاس عملی استفاده می کنیم که به دو مقدمه نیاز دارد؛ یکی هدف و دیگری مبنا. گزاره هدف چنین گزارش می شود: «مطلوب است روش تربیتی به شکلی کارآمد و مؤثر اجرا گردد». اما چه چیزی در تحقق این هدف یاری می رساند؟ رعایت شرایط مورد نظر. این در واقع مقدمه دوم قیاس عملی است که نقش مبنا را ایفا می کند: «کارآمدی و تأثیرگذاری روش مشروط است به رعایت اصول و شرایط آن». از این دو مقدمه اصل را نتیجه می گیریم: «مربی باید شرایط و کیفیت خاص روش را رعایت کند». به عنوان مثال، می دانیم که «آگاهی بخشی» یک روش بسیار مفید و کلیدی در امر تربیت است. هرچه متربی نسبت به حقایق پیرامونی و نسبت به وظایف خود آگاه تر باشد جریان تربیت به هدف خود نزدیک تر خواهد شد و توفیقات مربی در اجرای وظایف مربوط بیشتر خواهد بود. اما نیک می دانیم که آگاهی بخشی در صورتی کارآمد است که با صداقت در گفتار و عمل همراه باشد. مربی بی عمل و فاقد شرایط موفق نیست. این حقیقت به شکلی بسیار صریح در کلام امیر بیان آمده است: «مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً، [فَعَلَیْهِ أَنْ یَبْدَأَ] فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ؛ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ...». (نهج البلاغه، حکمت 73) جمع بندی مباحث فوق حکایت از آن دارد که ادبیات موجود در زمینه تعلیم و تربیت اسلامی می تواند چابک تر و روان تر تدوین شود. به این منظور پیشنهاد این مقاله آن است که مفهوم اصل به معنای مشهور جای خود را به روش بدهد. در واقع آنچه به عنوان اصل مطرح می شود چیزی جز همان روش کلی نیست که مقسم انواع روش های زیر مجموعه خود است. در کنار این عنصر که روش نام دارد، مقاله عنصر دیگری را نیز پیشنهاد داده است که حکایت از شرایط موفقیت و تأثیرگذاری روش هاست. به عبارت دیگر، هر روش در صورتی تأثیرگذار است که اصول و شرایطی نیز در کنار آن رعایت شود. نام این عنصر جدید اصل است.
۱۳۱۳.

روش های توانمندسازی اخلاقی روانشناختی از منظر روانشناسی جامعه نگر و قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۵۷
روانشناسی جامعه نگر به روابط افراد با اجتماعات مربوط می شود، این رشته با ادغام پژوهش و عمل، به دنبال درک و ارتقای کیفیت زندگی افراد، اجتماعات و جوامع است. این جستار موضوع روش های توانمندسازی اخلاقی روانشناختی را از منظر روانشناسی جامعه نگر و قرآن پی می گیرد. روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی در قلمرو آیات قرآن است و از پیشینه روانشناسی جامعه نگر برای ادبیات علمی بحث و قالب های جستجو استفاده شده است. یافته های این پژوهش در چهار محور عبارتند از:1. روش های معنوی: ایمان، اخلاص،توکل، رضایت باطنی،دعا ، نماز،ولایت و تقوی؛ 2.روش های آگاهی بخشی و معرفت بخش: علم، معرفت، یقین، تفکر، بصیرت ؛ 3.روش های اخلاقی: تزکیه، فضیلت، برّ ، عزم، همت،استقامت و عمل به طور کلی و حرّیت، عزت، شرف، شجاعت، صبر، حلم، صدق و فتوّت به طور خاص؛ 4.روش ها و راهکارهای اجتماعی: اخوت، الفت، خدمت، احسان، معاشرت، مواسات ، مسئولیت،دوستی و رفاقت. هدف اصلی این جستار استفاده از ادبیات علمی روانشناسی جامعه نگر برای توانمندسازی با توجه به رویکرد بومی و اسلامی است.
۱۳۱۴.

بازیابی تقلیل خسارت در حقوق کامن لا، از طریق قاعده اقدام در فقه اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۷۳
قاعده تقلیل خسارت، مفهومی بنیادین در نظام حقوقی کامن لا است که زیان دیده را موظف می سازد، اقدامات معقولی برای جلوگیری از افزایش خسارت انجام می دهد و مانع جبران خسارات قابل اجتناب می شود. در حقوق ایران، به دلیل فقدان تصریح قانونی در این زمینه، قضات در استناد به این قاعده با چالش هایی مواجه هستند و ناگزیر به جست وجوی مبانی مشابه در حقوق داخلی، به ویژه فقه اسلامی، روی می آورند.این پژوهش با رویکردی تطبیقی و تحلیلی، ضمن معرفی قاعده تقلیل خسارت و قاعده اقدام، موارد کاربرد آن ها را با ذکر نمونه هایی از آرای دادگاه های خارجی، منابع فقهی و مواد قانونی در هر دو نظام حقوقی بررسی می کند. نتایج این بررسی نشان می دهد قاعده اقدام در فقه اسلامی که بر اصل مسئولیت فرد در قبال نتایج اعمال خویش استوار است، می تواند مبنای محکمی برای پذیرش و اجرای قاعده تقلیل خسارت در حقوق ایران فراهم آورد. این هم خوانی به قضات اجازه می دهد حتی در غیاب نص قانونی، به قاعده تقلیل خسارت استناد کنند و درنتیجه، به تقویت و روزآمدسازی رویه قضایی کشور یاری رسانند.
۱۳۱۵.

توظيف النعم السياسيه في الوصول إلى الحضاره الإسلاميه الجديده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
إن مشروع بناء الحضاره الإسلامیه الجدیده، والسعی نحو تحقیقها کضروره اجتماعیه ملحه، یفرض علینا استخراج الشبکه الدلالیه الإسلامیه المرتبطه بها. إذ لا یمکن رسم معالم المتغیرات المؤثره فی عملیه الوصول إلى هذه الحضاره من دون الکشف عن هذه الشبکه الدلالیه. وفی هذا السیاق، یعد النص القرآنی الکریم المصدر الأول والأوضح لاستخراج هذه المفاهیم والمعانی. فالقرآن الکریم یحمل فی طیاته رساله محوریه تتمثل فی بناء رؤیه شمولیه لدى الإنسان (رؤیه حضاریه) تنظم علاقته بالوجود، والخالق، والمعاد. ویسعى القرآن دائما إلى ترسیخ هذه العلاقه وتعزیزها عبر مفهوم «الذکر» وتذکیر الإنسان بالعوامل الضروریه لإحیاء حیاته الاجتماعیه، مما یسهم فی نشوء الرؤیه الحضاریه وصیانتها وتطویرها. ویعنى النص القرآنی بتذکیر النعم الکبرى کالأمن، والوحده، والإحسان، والعدل، والحریه، والتی یمکن إدراجها ضمن إطار «النعم السیاسیه». الهدف الرئیس من هذا البحث هو تحلیل أثر النعم السیاسیه الإلهیه، مع الترکیز على نعم: الوحده، والأمن، ودفع الخطر، والولایه، فی مسار تحقیق الحضاره الإسلامیه الجدیده. وتتمثل الإشکالیه المرکزیه فی: ما معنى الذکر والتذکیر ب «النعمه» فی القرآن الکریم من منظور حضاری؟ وکیف تسهم النعم السیاسیه- لا سیما الوحده، والأمن، ودفع الخطر، والولایه- فی بناء هذه الحضاره؟ أما السؤال الرئیس الذی یطرحه البحث فهو: کیف تؤثر النعم السیاسیه الإلهیه على مسارات تحقق الحضاره الإسلامیه الجدیده وبلوغها؟ تنطلق فرضیه البحث من أن القرآن الکریم، من خلال التأکید على التذکیر بهذه النعم وضروره الاستفاده الرشیده منها، یوجه الأمه الإسلامیه نحو المسار الحضاری الرفیع، ویحول دون انحدارها. ویعتمد البحث على المنهج الوصفی التحلیلی، مستندا إلى شواهد قرآنیه، وتحلیل الآیات ذات الصله، للکشف عن دور هذه النعم السیاسیه کعناصر جوهریه فی دینامیکیه الحضاره الإسلامیه. وقد بینت نتائج البحث أن القرآن الکریم، عبر تأکیده على النعم السیاسیه الإلهیه - مثل الوحده، والأمن، ودفع الخطر، والولایه - وعلى ضروره شکرها والوفاء بها، یوجه الأمه نحو بناء حضاره قائمه على العداله، والتقدم العلمی، والرفاه الاجتماعی، والقیم الأخلاقیه، کما یحول دون تدهورها. فعلى سبیل المثال: تعزز «الوحده» التماسک الاجتماعی والتقارب بین مکونات الأمه؛ ویعد «الأمن» شرطًا أساسًا لتحقیق العدل والنهوض؛ أما «دفع الخطر» فیوفر بیئه مستقره متینه تعین على البناء؛ فیما تسهم «الولایه»، کنظام حکم عادل مستند إلى الشریعه، فی توجیه المجتمع نحو الرقی والتحضر. ولا تقف آثار هذه النعم عند حدود الأخلاق الفردیه، بل تمتد لتعزیز المسؤولیه الاجتماعیه، وتقویه أسس الحضاره الإسلامیه. بینما یؤدی غیابها إلى ضعف الأمه وزوال حضارتها. وعلیه، فإن القرآن الکریم، بتأکیده المستمر على هذه النعم وضروره شکرها واستثمارها، یرسم خارطه طریق للأمه نحو النهوض الحضاری. ویشکل هذا التوجه استراتیجیه وقائیه فاعله للحفاظ على الحضاره الإسلامیه وتطویرها، کما یمثل نموذجا یحتذى به فی بناء المجتمعات الإسلامیه المعاصره.
۱۳۱۶.

تاریخ زهدنگاری در کوفه و قم: بازخوانی جریان های نص گرای شیعه؛ سده های دوم تا چهارم هجری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۶
این مقاله با هدف بررسی سنت زهدنگاری در تاریخ اخلاق روایی شیعه نگاشته شده است. زهدنگاری، به عنوان یکی از شاخه های مطالعاتی در دانش اخلاق، می تواند زمینه ساز تحلیل های تازه ای در شناخت سنت اخلاقی شیعه باشد. شناسایی جریان های شکل دهنده تراث اخلاقی، مقدمه ای ضروری برای تبیین جریان های اخلاقی شیعه در سده های نخستین است. در این پژوهش تلاش شده است تا ضمن بررسی گرایش های فکری و جغرافیایی زهدنگاران شیعی، نشانه هایی از جریان های اخلاقی شیعه آشکار شود. محدثان شیعه در فاصله سده های دوم تا چهارم هجری، آثاری در حوزه زهدنگاری پدید آورده اند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که زهدنگاری در این سده ها چه جایگاهی در تاریخ اخلاق روایی شیعه داشته است؟ فرضیه مقاله بر آن است که نمی توان الگوی ثابتی در گرایش محدثان شیعی به تدوین مجامع حدیثی با محوریت زهد ارائه کرد، بلکه این جریان باید در یک روند تاریخی و در قالب گرایش های علمی محدثان نص گرا در دو مدرسه کوفه و قم بررسی شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که زهدنگاری در سنت شیعه ریشه در نگاشته های عالمان تفسیری (سده دوم)، عالمان فقهی (سده سوم) و محدثان (سده چهارم) دارد و در هر دو مدرسه کوفه و قم استمرار یافته است.
۱۳۱۷.

جلوه های بلاغی صحیفه سجادیه در آیینه لطائف «لام عامل»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۳۵
صحیفه سجادیه در انتقال معانی والا و ارزشمند خود از ویژگی های کم نظیر زبان عربی به شایستگی بهره برده و دریافت شیوه های معناپردازی آن راه استفاده هرچه بیشتر از این منبع بی نظیر را هموار می سازد. در این میان ارزیابی معناشناسی حروف و جایگاه آن در ارتباط میان کلمات و شکل گیری دلالت های معنایی زبور آل محمد امری بس مهم و قابل تحقیق است. کمیت قابل توجّه حروف در زبان عربی و گستره تأثیرگذاری آن بر مضامین و مفاهیم، نوشتار توصیفی تحلیلی حاضر را بر آن داشته است که با دقت بر جایگاه حرف لام و ظرفیت به کارگیری و معنارسانی آن در قرآن کریم و متون روایی، مسئله چگونگی کاربست این حرف را در کلام زیباترین روح پرستنده دنبال نماید. یافته های تحقیق حاکی از آن است که لام عامل به سه صورت؛ (جر، نصب و جرم) در کلام سید الساجدین؟ع؟ به کار رفته و در هریک از مواضعِ کاربست، دربردارنده معنایی متناسب با سیاق و مراد دعای ایراد شده و مقتضای بلاغت است.
۱۳۱۸.

نسبت سنجی رابطه فقه و اخلاق با تأکید بر آموزه زکات در پرتوآیات و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۶
دین اسلام با دارا بودن آموزه هایی در حوزه عقاید، فقه واخلاق، رشد و سعادت انسان را رقم زده است. سازگاری میان این آموزه ها سبب فراهم نمودن زمینه ای برای تربیت انسان شده است. بنابراین در پیوند میان اخلاق و فقه، زمینه مناسبی برای اجرای تکالیف فقهی با زیربنای اخلاقی برای مسلمانان فراهم می آید. در این مقاله نگارنده به هدف پاسخ به این سؤال است که «رابطه فقه و اخلاق با تأکید بر آموزه زکات چگونه است؟»، و با استفاده از آیات و روایات معصومین(علیهم السّلام)، به تبیین این رابطه با محوریت زکات پرداخته است. یافته های این تحقیق در دو سطح مبانی و فضیلت های اخلاقی آموزه زکات بیان شده است. این پژوهش از نظر هدف، پژوهش کاربردی و از نظر جمع آوری داده ها، یک پژوهش کیفی مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. از نظر روش پژوهش نیز توصیفی، تحلیلی می باشد
۱۳۱۹.

آیه 34 سوره نساء: تفسیر تطبیقی فضل الرحمن و خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۰۴
 آیه «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ» (نساء: 3۴) از مهم ترین آیات اجتماعی حقوقی در تبیین نقش و مسئولیت زنان و مردان در خانواده است که با ظهور چالش های جدید، نیاز به بازنگری در تفسیر آن افزایش یافته است. فضل الرحمان، با روش تاریخی اجتماعی و نظریه دوحرکتی، قوامیت را در چارچوب زمانه نزول تفسیر می کند. خامنه ای، با رویکرد اجتهادی و عقلانیت اسلامی، سعی دارد از قوامیت فهم متناسب با شرایط اجتماعی امروز ارائه دهد. هدف این مقاله بررسی مبانی روش شناختی این دو اندیشمند در فهم و تفسیر آیه 3۴ سوره نساء است. یافته های این مطالعه نشان می دهد که هر دو دانشور، با وجود تفاوت در مبانی و روش ها، اتفاق نظر دارند که زن و مرد نسبت به یکدیگر برتری ذاتی ندارند. اختلاف نظرشان این است که فضل الرحمان بر نقش اقتصادی مردان تأکید دارد و بر این باور است که با شرکت زن در تأمین هزینه زندگی، برتری مرد کاهش می یابد. خامنه ای قوامیت را ناشی از تفاوت های طبیعی و مکمل بودن زن و مرد می داند و اعتقاد دارد که مردان، بدون برتری ذاتی، مسئولیت تأمین معیشت خانواده را بر عهده دارند.  
۱۳۲۰.

تفسیر تطبیقی آیات 11-13 سوره طارق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۱۸
 در آیات 11-12 سوره طارق، از «رَجع» و «صَدع» سخن رفته است: «وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ * وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ»؛ و در آیه 13 آمده است: «إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْل». مفسران در تبیین معانی رجع و صدع در این آیات و مرجع ضمیر در آیه 13 دیدگاه های مختلفی مطرح کرده اند. این پژوهش، پس از استخراج و دسته بندی اظهارنظرهای مفسران و نقد و تحلیل آرای موجود، سعی در روشن کردن ارتباط سوگندها با یکدیگر و نیز ارتباط سوگندها با پاسخ آنها برآمده است. از پژوهش حاضر این نتیجه به دست می آید که افزون بر پذیرش معانی و مصادیق ابتدایی در ارتباط با سوگندها، معنای برگشت اجرام سماوی در مدار خود برای رجع و مفهوم قابلیت شکاف برداری و تجزیه پذیری زمین و تبدیل ماده به انرژی هسته ای برای صدع، به عنوان دو اعجاز علمی و در قالب معنایی عمیق تر، قابل مشاهده است. با اتخاذ معانی امروزی و برقراری تناسب بین سوگندها ضمیر در آیه 13 به قرآن بازمی گردد. درستی این پیش بینی قرآن درباره رجع آسمان و صدع زمین حقانیت قرآن را ثابت می کند و پیش بینی رجع حتمی نفس انسان را در قیامت مستدل می سازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان