یکی از ترکیب های قرآنی که از دیرباز بحث های نحوی و تفسیری فراوانی را برانگیخته، ترکیب «وَیْکَأَنَّ اللَّهَ » و « وَیْکَأَنَّه» در آیة 82 سوره قصص است. این مقاله، آراء نحویان و مفسران را دربارة ساختار این ترکیب بررسی میکند. ابتدا سخن دانشوران نحو و تفسیر سده های نخستین نقل و ارزیابی و در پایان مقتضای بلاغت قرآن در آن باره بازگو شده است. دربارة ساختار این ترکیب، بیشتر محققان دانش نحو نظر سیبویه را مبنی بر مرکب بودن آن از «وَی» و «کَأنَّ» پذیرفته و آن را بهترین نظر دانسته اند.
امروزه میان اهل فن در این اختلافی نیست که «وَی» در ترکیب «وَیکَأنَّ» موقعیت و معنایی جدا از «کأنّ» دارد واسم صوتی است که بیاختیار در رویارویی با امری خلاف انتظار بر زبان جاری میشود. تنها گفتگو در مفهوم «کَأنَّ» است که آیا برای تشبیه است یا تحقیق و یقین یا چیز دیگر. حاصل بررسی آن است که ترکیب نامبرده آمیزه ای از گمان و شگفتی را با مایه ای از غافلگیری و بیداری پس از توّهم زدگی افاده می کند. علاوه بر تایید این معنی از جهت تحلیل نحوی و زبان شناختی ، فضای وقوع داستان هلاکت قارون و مضامین آیات پیرامونی آیه مورد بحث، قرینه ای روشن بر این معنی است.
دولت دینی، به عنوان نماد عملی مکتب اسلام, برای دستیابی به مقولة پیشرفت و توسعه، به راهبردهایی نیازمند است؛ پیشرفتی که میتواند نظام جمهوری اسلامی را به سوی کمال مادی و انسانی خود حرکت دهد.در کنار هر راهبرد، برای نیل به شاخصة لازم برای ارزیابی بهتر، لازم است به دورة مدرنیته، به عنوان تجربة عینی توسعه در جهان غرب اشاره شود. راهبردها در نگاه کلی، به چهار راهبرد تقسیم شده است که هر یک میتواند به راهبردهای کوچکتر نیز تقسیم گردد؛ ارتباط دولت و مردم به عنوان عوامل تحقق توسعه و پیشرفت؛ لزوم نگاه ارزشی به پیشرفت مزبور؛ مقولة زمان که نقشی بی بدیل در رسیدن به پیشرفت ایفا میکند؛ شناخت انسان و نیازها و تدبیرهای لازم در این باره به عنوان اصلیترین چالش پیشرفت دینی و غربی مطرح است.
اینکه نیازهای آدمی خاستگاه احکام اخلاقیاند، حاصل نظریه ایی است که در این نوشتار مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، دو هدف را دنبال میکند: اول این که، نظریه اخلاق مبتنی بر نیازها را بازشناسی و توصیف نماید. هدف دوم، ارزیابی نظریه است. برای رسیدن به این هدف ها، بیان و توضیح پیشینه بحث و برخی مباحث دیگر ضروری است. در این راستا، به سیر اندیشه های منتهی به این نظریه، تعریف و انواع نیاز و بررسی نظریات پیرامون اخلاق مبتنی بر نیازها پرداخته شده است و سرانجام، انتقادهای وارد بر این نظریه مورد باز کاوی قرار گرفته است.
اسکوفیلد نویسندة کتاب مقدس مرجع، چنانکه مسیحیان منتقد نوشته اند، در یادداشت های خود، دچار اشتباهات بزرگی شده است آرا و آموزه های او و تفسیرهایی که از کتاب مقدس انجام داده است، با آموزه های حضرت عیسیعلیه السلام منافات دارد. این مقاله به روش کتابخانه ای و با هدف نقد آرای اسکوفیلد از دیدگاه مسیحیت، نگاشته شده و درصدد است تا ثابت کند تدبیرها یا دوره های هفت گانه و دیگر عقاید او، مورد تأیید کتاب مقدس و اندیشوران مسیحی نیست. نداشتن نظام واحد، شخصی و خصوصی کردن آموزة نجات، رنگ سیاسی دادن به ظهور مسیح و حکومت هزارسالة او، تأکید بر پایه گذاری پادشاهی داودعلیه السلام توسط حضرت عیسیعلیه السلام و پادشاهی زمینی او، از اشکالات جدی کتاب اسکوفیلد است.
نگارنده، با نظرى به درونْمایه کتاب احیاء علوم الدین نوشته ابوحامد غزالى (متوفى 505 هجرى)، به شروط اعتبار حدیث مى پردازد که غزالى در کتاب دیگر خود «المستصفى» بیان کرده است. آنگاه برخى از احادیث کتاب احیاء العلوم را بر آن اساس ارزیابى کرده و ضعف آن احادیث را نتیجه مى گیرد. نگارنده، کلمات محدّثان اهل تسنّن ـ مانند ابن جوزى، زین الدین عراقى و جلال الدین سیوطى ـ در مورد اعتبار احادیث غزالى را نقل مى کند و یکى از مبانى او ـ یعنى وجوب حُسن ظنّ به تمام صحابه و اعتماد کامل به آنان ـ را نقد و بررسى مى کند.
چکیده: در جامعه معاصر، فرایند تربیت دینی نیز باید همگام و متناسب با تغییرات روز پیش رود تا بتواند جوابگوی نیاز مخاطبان خود باشد. این امر، بازنگری، تجدیدنظر و نوآوری در شیوه ها و روش های تربیت دینی را ضروری می نماید. هدف از تدوین این مقاله، بررسی دلایلی است که وجود نوآوری در روش های تربیت دینی را ثابت می کند. روش پژوهش در قالب مطالعه موردی با استناد به منابع روایی و علمی است و تلاش شده تا با استفاده از این منابع، ضرورت نوآوری در تربیت دینی از منظر مبانی دینی، فلسفی و علمی مورد بررسی قرار بگیرد. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که نوآوری در تربیت دینی به لحاظ دینی، فلسفی و علمی مورد تأکید است و بر اساس این مبانی، لازم است که به بحث نوآوری در تربیت دینی بیشتر توجه شود.
توکّل به معنای اعتماد و اتّکا بر خدا و نیز واگذاری کارها و تفویض امور به خداوند است. مسأله این است که: «تکلیف شخص متوکّل چیست؟»؛ اگر معنای توکّل واگذاری کارها به خدا به طور کلّی باشد که خلاف عقل است، و اگر معنایش این باشد که متوکّل به اسباب متمسّک شود و به وسایل رو کند، پس تفاوت او با شخص غیر متوکّل چه خواهد بود. ما در این نوشتار کوشیدهایم که به این سؤال پاسخ داده و شبهه را رفع کنیم
امیرمؤمنان علیبنابیطالب(ع) از صدر اسلام تاکنون به دروازه شهر علم نبوی مشهور است، نگاه و بیان ایشان نسبت به قرآنکریم همواره مرجع مفسّران و محققان بوده است . در این زمینه، یکی از رابطههای عمیق نهجالبلاغه با قرآن، تعلیل آیات قرآن در کلام علوی است. حضرت در قسمتهایی از نهجالبلاغه به تعلیل آیات پرداخته و علل و چرایی کلام الهی را در قرآنمجید بیان میدارد. در واقع، میتوان در نهجالبلاغه پاسخ عقلی و حکمی برخی از آیات الهی را دریافت نمود و از فلسفه آن مطلع شد. از جملهی آنها تعلیل فلسفی و عقلی مفهوم آیه شریفه «سبحان الله عمّا یصفون» است که حضرت دلایل ناتوانی انسان را از توصیف حقیقت باری تعالی بیان میدارد. این نوشتار سعی دارد، دو برهان منطقی ـ قیاسی و عقلی ـ فلسفی امام علی (ع) را در «سبوحیت الهی در توصیف» و چرایی و چگونگی آنرا نشان دهد.
وحدت وجود را می توان مهم ترین گزاره اکثر مکاتب عرفانی دانست. البته مکاتب گوناگون عرفانی، در نوع جهان بینی و دستورالعمل های مربوط به سیر و سلوک، تفاوت هایی با یکدیگر دارند، اما ظاهرا در این آموزه، اغلب با هم اختلاف اساسی ندارند. اما، توجیه منطقی و عقلانی این امر با مشکلات بزرگی روبه روست و کمتر مکتب فکری ای توانسته است از عهده تبیین آن برآید، بلکه گاهی برخی با صراحت گفته اند: اساسا این امر توجیه عقلانی ندارد و امری غیرعقلانی است. در این مقاله، نخست به بررسی مکاتب مختلف عرفانی پرداخته، و تشابه آنها را در موضوع «وحدت وجود» و چند آموزه مهم و مرتبط با آن بررسی کرده ایم و سپس، کوشش ملاصدرا و استیس را در توجیه وحدت وجود به بحث گذاشته ایم.
مدتی پیش خاطرات دکتر حسین کنعان، نماینده سابق پارلمان لبنان و از همراهان و نزدیکان امام صدر با عنوان « موسی الصدر، قدر و دور» به زبان عربی منتشر شد و مورد استقبال علاقهمندان قرار گرفت. این کتاب متن مصاحبهای با مولف پیرامون سالهای همراهی و مصاحبت با امام صدر است و بیش از آن که بیان زندگینامه و تحلیل ابعاد شخصیت امام باشد؛ ذکر وقایع، رویدادها و خاطراتی از روزهای همراهی با رهبر بزرگ لبنان است. متن پیش رو، بخشی از ترجمه اثر مورد اشاره (در دست چاپ) توسط مهدی سرمدی است که به موضوع ورود امام موسی صدر به صحنه سیاسی لبنان و مواجهه جریانهای فرهنگی، سیاسی و دینی این کشور با ایشان اختصاص دارد.
نامهها، اسناد معتبری برای مراجعه پژوهشگران به شمار میروند. بویژه آنکه اشخاص مختلف در نامهنگاریهای خود به صورت روشن و صریح مکنونات درونی خود پیرامون اوضاع و احوال، وقایع و رویدادها و اشخاص بیان میکنند. اسنادی که از خاطر مخاطبان گرامی خواهد گذشت مربوط به دو نامهای و یک میثاقنامه است که یکی از سوی امام موسی صدر برای یکی از بستگان نزدیک خانم فاطمه صدر عاملی-خواهر زادهاش- و همسر دکتر صادق طباطبایی- نگاشته شده و به مسائل عاطفی و اجتماعی در آن اشاره شده است و نامه دوم، مرقومه یکی از علمای جهان تشیع برای آیتالله شرفالدین در مورد ویژگیهای شخصیتی امام موسی صدر است. این اسناد توسط موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر در اختیار ما قرار گرفته است.