ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۸۳٬۴۳۴ مورد.
۲۲۱.

"دنیا" در قاب "خانه": تحلیلی شناختی در زبان نهج البلاغه براساس نظریه استعاره شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
از آنجا که شناخت و درک جامع دنیا برای انسان ها حیاتی است و در بقاء و پیشرفت فردی و اجتماعی ایشان نقش بسزایی دارد، معرفی آن به صورت ملموس و قابل فهم برای بشر همواره از اولویت های متون مقدس اسلامی بوده است. بهترین شیوه برای انجام این مهم، استفاده از حوزه های عینی یا حداقل کمتر انتزاعی است؛ این همان است که امروزه به عنوان نظریه استعاره شناختی شناخته می شود (درک یک حوزه از طریق حوزه دیگر). نهج البلاغه به عنوان یک فرهنگ نامه جامع انسانی برای تمام بشریت، دنیا را به طور دقیق و با استفاده از حوزه های مبدا متعدد مفهوم سازی کرده است. از جمله این حوزه ها، "خانه" است. پژوهش حاضر با روش توصیفی، تحلیلی و تحلیل محتوای کیفی با رویکرد معنی شناسی شناختی به بررسی فرافکنی حوزه مبدا "خانه" بر حوزه مقصد "دنیا" می پردازد تا ببیند در این فرافکنی چه ویژگی ها و عناصری از مبدا بر مقصد انطباق یافته و این استعاره شناختی در درک انسان از "دنیا" چه نقشی دارد. از مهم ترین نتایج پژوهش آن است که در بررسی این فرافکنی، ویژگی های خاصی مانند پیچیده شدن با بلا، شهره بودن به خیانت، مشقت، دگرگونی احوال و ... از "خانه" به عنوان حوزه مبدا به طور مؤثر بر حوزه مقصد (دنیا) نگاشت شده که در تجربیات ما کمتر مورد توجه قرار می گیرد.
۲۲۲.

بازخوانی جایگاه مقبولیت مردمی در مشروعیت حکومت اسلامی از دیدگاه امامین انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۱
جایگاه و نقش مقبولیت مردمی در مشروعیت بخشی به حکومت اسلامی از موضوعات اساسی و پراهمیت در ادبیات این حوزه است که همواره محل بحث و اختلاف نظر بوده است. اهمیت این مسئله در تأثیر آن بر مشروعیت نظام سیاسی نهفته است؛ به گونه ای که فقدان مقبولیت مردمی می تواند به تضعیف یا عدم مشروعیت حکومت اسلامی بیانجامد. سوال اصلی پژوهش این است که مقبولیت مردمی چه جایگاهی در کنار مشروعیت الهی دارد. در راستای تحلیل مسأله، این مقاله ضمن مفهوم شناسی حکومت اسلامی و مولفه های مقبولیت مردمی، به تحلیل دیدگاه های مختلف در مورد مشروعیت حکومت اسلامی -شامل نظریه های انتصاب، انتخاب و تلفیق- پرداخته است. در ادامه، جایگاه مقبولیت مردمی در مشروعیت حکومت اسلامی در اندیشه های امام خمینی(ره) و آیت الله خامنه ای مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که دیدگاه این دو شخصیت، بیش از سایر نظریه ها، با نظریه تلفیق در قالب «ثبوت الهی و اثبات مردمی» هم خوانی دارد.
۲۲۳.

بررسی پیدایش و تحولات فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم در سده اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۷۲
مقدمه و اهداف: حوزه های علمیه در هر دوره ای متناسب با شرایط آن دوره و امکانات و مقدورات موجود به تبلیغ و ترویج دین و اخلاق و معنویت و تعلیم و تربیت مردم اهتمام داشته اند. نیروی مورد نیاز برای انجام این وظایف شامل معلمان، مبلغان، ائمه جماعات و ائمه جمعه را تربیت می کردند و با تأسیس مدارس و مکتب خانه ها به تربیت مردم همت می گماشتند. بررسی گذرا نشان می دهد که حوزه های علمیه علاوه بر فعالیت های تربیتی، در زمینه پژوهش و تولید علم در زمینه تربیت نیز پیشگام بوده اند و آثاری در زمینه اخلاق و تربیت اخلاقی، آداب و اخلاق تعلیم و تعلم، روش های تربیت و مانند آن تولید کرده اند. حوزه علمیه قم از زمان بازتأسیس توسط حاج شیخ عبدالکریم حائری به تعلیم و تربیت توجه داشته و در دو جنبه عملی و نظری فعال بوده است. هدف این مقاله این است که با رویکرد و نگاه تاریخی نقش حوزه علمیه قم در سده اخیر در شکل گیری و تحولات فلسفه تعلیم و تربیت را بررسی کند. پرسش این مقاله این است که حوزه علمیه قم در سده اخیر چه نقشی در پیدایش فلسفه تعلیم و تربیت به عنوان یک رشته علمی داشته است و در این فرایند چه تحولاتی رخ داده است؟ روش تحقیق. روش تحقیق این مقاله تاریخی-تحلیلی است؛ بدین معنا که با استفاده از داده های اسنادی و کتابخانه ای، سیر پیدایش، تحول و تعمیق فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم در سده اخیر مورد بررسی قرار گرفته است. با تحلیل روندها، اسناد رسمی، آثار منتشرشده در حوزه و دانشگاه، و تحولات نهادی مانند تأسیس دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، مسیر نظری و نهادی این تحول بازسازی و ترسیم شده است. تمرکز اصلی بر واکاوی محتوای متون علمی، مصوبات سیاستی و آثار علمی شاخص در هر دوره تاریخی بوده و تلاش شده است تا با رویکردی توصیفی-تحلیلی، تصویری منظم و تطبیقی از رشد دانش فلسفه تعلیم و تربیت در این نهاد علمی ارائه شود. مفهوم شناسی. فلسفهٔ تعلیم و تربیت عبارت است از بررسی تعلیم و تربیت با روش فلسفی و بر پایهٔ مفروضات و یافته های فلسفی. این تعریف بر این فرض استوار است که مضاف الیه فلسفه در «فلسفهٔ تعلیم و تربیت» «عمل یا فرایند» تربیت است. اما اگر مضاف الیه آن دانش تعلیم و تربیت باشد، تعریف آن عبارت است از: بررسی مفروضات، روش، اعتبار یافته ها و بررسی کارکرد آن علم. در این صورت، فلسفهٔ تعلیم و تربیت دانشی درجه دوم خواهد بود. آنچه رایج است همان تعریف اول است؛ زیرا در کاربرد رایج فلسفه تعلیم و تربیت همان معنای اول یعنی فلسفه عمل تعلیم و تربیت مراد است. یافته ها، حوزه علمیه قم و فلسفه تعلیم و تربیت. مباحث تربیتی در حوزه علمیه قم از زمان بازتأسیس مطرح بوده است. به ویژه بحث تربیت اخلاقی و تربیت دینی بسیار مورد توجه بوده است. اما علوم تربیتی جدید چندان مورد توجه نبوده است. فلسفه تعلیم و تربیت یکی از دانش های علوم تربیتی است که از دیگر دانش های تربیتی جوان تر است و سابقه آن در دنیا به صد سال هم نمی رسد. طبیعی است که نباید انتظار داشته باشیم سابقه ای طولانی در حوزه علمیه قم داشته باشد. با این حال، می توان برای فلسفه تعلیم و تربیت درحوزه علمیه قم سه دوره را مطرح کرد: ۱. دوره زمینه سازی و آمادگی (پیش از ۱۳۷۲). شهید مطهری از پیشگامان طرح مباحث تعلیم و تربیت اسلامی با رویکردی فلسفی در حوزه علمیه قم بود. او در دهه ۵۰ سخنرانی هایی با عنوان «تعلیم و تربیت در اسلام» برای دبیران و پزشکان ایراد کرد که بعدها به صورت کتاب منتشر شد. مطهری در این آثار به موضوعاتی مانند تربیت عقلانی، پرورش استعدادها، تربیت اخلاقی، کرامت نفس و عوامل مؤثر در تربیت پرداخت. اگرچه او این مباحث را مستقیماً فلسفه تعلیم و تربیت نخواند، اما پایه ای شد برای توجه جدی تر به این رشته پس از انقلاب فرهنگی. پس از انقلاب اسلامی، امام خمینی با تأکید بر خطر وابستگی فرهنگی، خواستار تحولی بنیادین و جایگزینی فرهنگ اسلامی به جای فرهنگ استعماری در دانشگاه ها شد. ایشان بر استقلال دانشگاه از شرق و غرب و تربیت نیروهای متعهد و خدوم تأکید کردند. در پی این فرامین، «ستاد انقلاب فرهنگی» در خرداد ۱۳۵۹ تشکیل شد. مأموریت اصلی این ستاد، اسلامی کردن دانشگاه ها از طریق گزینش استادان و دانشجویان، بازنگری منابع درسی (به ویژه در علوم انسانی) و تغییر مدیریت دانشگاه ها بود. به دنبال دستور امام برای بهره گیری از تخصص حوزه های علمیه، «دفتر همکاری حوزه و دانشگاه» در سال ۱۳۶۱ تحت نظارت جامعه مدرسین قم و با ریاست آیت الله مصباح یزدی تأسیس شد. هدف این نهاد، توسعه پژوهش برای تبیین دیدگاه های اسلامی در علوم انسانی و ایجاد تعامل بین مدرسین حوزه و دانشگاه بود که منجر به تشکیل گروه های کاری در رشته های مختلف از جمله علوم تربیتی گردید. ۲. دوره شکل گیری و تثبیت (۱۳۷۲-۱۳۸۲). در دوره شکل گیری و تثبیت فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم (۱۳۷۲-۱۳۸۲)، تمرکز اصلی بر بومی سازی این رشته بود. نقطه عطف این حرکت، انتشار کتاب «درآمدی بر تعلیم و تربیت اسلامی (۱): فلسفه تعلیم و تربیت» در سال ۱۳۷۲ توسط گروه علوم تربیتی دفتر همکاری حوزه و دانشگاه بود. این اثر، به عنوان اولین کتاب با رویکرد بومی و غیرترجمه ای، مباحثی چون مفهوم، ماهیت و اهداف تربیت را با استناد به منابع اسلامی بررسی کرد و با استقبال گسترده مواجه شد. جلد دوم این مجموعه با عنوان «اهداف تربیت از دیدگاه اسلام» در سال ۱۳۷۶ منتشر شد و اهداف غایی (مانند قرب به خدا) و واسطه ای را در چهار عرصه رابطه انسان با خدا، خود، دیگران و طبیعت تبیین کرد. به موازات این تلاش های تألیفی، آثار مهم غربی نیز ترجمه شدند تا دانش حوزه نسبت به مکاتب فلسفی غرب تعمیق یابد. همچنین، مجموعه ارزشمند «آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت» با بررسی اندیشه های حدود ۳۰ متفکر برجسته اسلامی، به مرجعی معتبر تبدیل شد. این تلاش های جمعی، زمینه شکل گیری و تثبیت دانش بومی فلسفه تعلیم و تربیت را در حوزه علمیه قم فراهم آورد. ۳. دوره شکوفایی و تعمیق (۱۳۸۳-۱۴۰۰). در دوره شکوفایی و تعمیق فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم (۱۴۰۰-۱۳۸۳)، مفهوم «بومی سازی» به وضوح معادل «اسلامی سازی» تعریف شد و آثار تولیدشده از نظر عمق و غنای محتوایی به بلوغ قابل توجهی رسیدند. این دوره شاهد گشایش افق های جدیدی بود، از جمله پرداختن به «مکتب ها و گرایش های تربیتی در تمدن اسلامی» و تدوین «فلسفه های تعلیم و تربیت اسلامی» براساس مکاتب فلسفی مشاء، اشراق و حکمت متعالیه. آثاری مانند ترجمه کتاب «مکتب ها و گرایش های تربیتی در تمدن اسلامی» و مجموعه های چندجلدی «فلسفه تعلیم و تربیت مشاء» و «فلسفه تعلیم و تربیت اشراق» منتشر شدند که به بررسی نظام مند مبانی انسان شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی این مکاتب و استخراج نظریه های تربیتی متناظر با آنها پرداختند. همزمان، تأکید مقام معظم رهبری بر لزوم «تحول بنیادین» در آموزش و پرورش و تدوین سند ملی مبتنی بر فلسفه ای بومی، نقش محرک قدرتمندی ایفا کرد. در پاسخ به این نیاز، دو اثر شاخص با عنوان «فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی» توسط مؤسسه امام خمینیe و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شد. این کتب با استناد به منابع اصیل اسلامی و فلسفه اسلامی، به تبیین مبانی، اهداف، اصول، ساحت ها و مراحل تربیت پرداختند و الگوهای جامعی ارائه دادند. یکی از این کتب با تعریف ۱۸ ساحت تربیتی در قالب روابط چهارگانه انسان، به منبعی درسی در دانشگاه فرهنگیان تبدیل شد. این دوره، نقطه اوجی در شکل گیری یک نظام فکری منسجم و بومی برای تعلیم و تربیت بود. ۴. دوره گسترش و کاربرد (۱۴۰۱ تاکنون). در دوره گسترش و کاربرد (۱۴۰۱ تاکنون)، فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم به سمت بررسی فلسفی ساحت های خاص تربیت مانند تربیت دینی و زیبایی شناختی حرکت کرده است. کتاب های «فلسفه تربیت دینی» و «تربیت زیبایی شناختی از دیدگاه اسلام» که در سال ۱۴۰۲ منتشر شدند، نمونه های بارق این جریان هستند که مبانی، اهداف و اصول هر ساحت را به طور مجزا تحلیل می کنند.   نتیجه گیری. حوزه علمیه قم با تحولی معرفتی، از رویکرد سنتی به سمت تولید دانش نظام مند در فلسفه تعلیم و تربیت حرکت کرده است. این تحول با تدوین آثار بومی مبتنی بر قرآن، روایات و حکمت اسلامی، و نقش نهادهایی مانند دفتر همکاری حوزه و دانشگاه محقق شده است. دستاوردهای این جریان، الگویی برای سایر علوم انسانی فراهم آورده و می تواند مبنای تحول بنیادین در نظام آموزشی کشور قرار گیرد، چراکه اهدافی مانند قرب به خدا و تعادل در روابط چهارگانه انسان را محور قرار داده است.
۲۲۴.

نقد انگاره جعل بودنِ مذهب اثنی عشریه در بستر ادعای غیبت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۳
یکی از مهم ترین شبهات مطرح شده در حوزه کلام امامیه، ادعای ساختگی بودن مذهب اثنی عشریه بر پایه غیبت امام دوازدهم (ع) است. بر اساس این انگاره، امام دوازدهم شخصیتی تاریخی و موجود نبوده و ادعای ولادت و غیبت وی، صرفاً ابزاری برای جلوگیری از فروپاشی مذهب امامیه پس از وفات امام حسن عسکری (ع) تلقی شده است. این دیدگاه، مکتب اثنی عشری را نه استمرار منطقی و تاریخی اندیشه امامت، بلکه پدیده ای نوظهور، بحران زده و مبتنی بر جعل مذهبی می داند. پرسش محوری در این تحقیق آن است که: آیا ادعای غیبت، صرفاً توجیهی تاریخی برای پرکردن خلأ جانشینی بوده و عنوان «اثنی عشریه» بعداً و به شکل تصنعی در پاسخ به این بحران شکل گرفته است؟ چالش اصلی نیز در تمایز میان روایت تاریخی درون مذهبی و نگاه انتقادی برون مذهبی به این رخداد نهفته است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی تحلیلی بوده و با استفاده از منابع کتابخانه ای، داده ها و مستندات تاریخی و روایی جمع آوری و مورد نقد و بررسی قرار گرفته اند. یافته های پژوهش بر اساس منابع تاریخی و روایی معتبر، نشان می دهد که اعتقاد به وجود امام دوازدهم و انتظار غیبت او، در میان شیعیان از قرن دوم هجری ریشه داشته و در کلام ائمه پیشین (ع) نیز اشاراتی روشن به غیبت، قیام و استمرار امامت در دوازده امام دیده می شود. همچنین تحلیل زمینه های اجتماعی، سیاسی و امنیتی دوران عباسی، به ویژه در عصر امام عسکری (ع)، امکان پنهانی بودن ولادت امام دوازدهم را قابل تبیین می سازد. افزون بر آن، وجود آثار حدیثی، رجالی و کلامی متقدم، مؤید آن است که غیبت یک واکنش اضطراری بوده و نه مذهب اثنی عشریه محصول یک بحران، بلکه نتیجه ی روندی باورمندانه، مستمر و معطوف به آموزه های دینی در بستر تاریخ اسلام است.
۲۲۵.

تبیین ابعاد و بایستگی های قانون مندی فضای مجازی در ایران در راستای کنترل و کنشگری در دنیای امروز با رویکرد حقوقی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۶
با شیوع استفاده از فضای مجازی در دهه کنونی و تأثیرگذاری آن در تحولات جهانی، حکمرانی در این عرصه برای تأثیرگذاری در تحولات جهانی ضروی است و بدیهی است برای جلوگیری از تصمیم گیری های سلیقه ای و موقت، نیازمند تدوین قانونی جامع در عرصه فضای مجازی ایران هستیم و این قانون با عنایت به رویکرد حقوقی بر مبنای فیلترینگ در فضای مجازی و دیدگاه اسلام در فلسفه مجازات، از جهت حقوقی باید دارای خصوصیاتی عمومی که عبارت اند از: روشن و مفهوم بودن، مطابق بافرهنگ عمومی جامعه بودن، قابلیت اجرا داشتن و ضمانت اجرا داشتن و اختصاصی که عبارت اند از: نرم بودن، آزمایشی بودن، تمهیدات ویژه برای کودکان و نوجوانان، تعیین محدودیت در استفاده از فضای مجازی در محیط های کاری دولتی و آموزشی، الزام ارائه ی خدمات در بستر اینترنت ملی، تعیین وظیفه ی دستگاه ها، الزام شرکت های داخلی فعال در فضای مجازی به ارتقاء، الزام شرکت های خارجی فعال در فضای مجازی به رعایت قوانین داخلی ایران، الزام شرکت های خارجی فعال در فضای مجازی به رعایت قوانین داخلی ایران، تعیین مشوق هایی برای بخش خصوصی و جرم انگاری خرید، فروش، تولید و استفاده از فیلترشکن باشد
۲۲۶.

تکفل و سرپرستی کودکان در فقه امامیه: نگاهی به داستان حضرت مریم(س)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۴
تکفل و سرپرستی کودکان یکی از موضوعات مهم در آموزه های اسلامی است که هم از منظر عاطفی و اخلاقی و هم از جنبه حقوقی و فقهی اهمیت ویژه ای دارد. فقه امامیه، به عنوان یکی از شاخه های اصلی فقه اسلامی، احکام و مقررات جامعی را در مورد سرپرستی کودکان ارائه داده است. سرپرستی نه تنها یک وظیفه فردی، بلکه مسئولیتی اجتماعی برای تقویت بنیان های اخلاقی و انسانی جامعه به شمار می رود. قرآن کریم، درجایگاه منبع اصلی شریعت اسلامی، در داستان حضرت مریم (س) و سرپرستی ایشان توسط حضرت زکریا (ع)، الگویی بارز از مسئولیت پذیری و تکفل ارائه می دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تکفل و سرپرستی کودکان در فقه امامیه و با تأکید بر آموزه های قرآنی و داستان حضرت مریم (س)، به روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از مبانی فقهی و مفاهیم قرآنی، این موضوع را مورد بررسی قرار داده است. ابتدا شرایط، احکام و وظایف سرپرستان در فقه امامیه تحلیل شده و سپس این مفاهیم در پرتو داستان حضرت مریم (س) بررسی شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که قرآن کریم الگویی عملی و الهام بخش از مسئولیت پذیری و حمایت از کودکان نیازمند ارائه می دهد و داستان حضرت مریم (س) نمونه ای از سرپرستی و تأمین نیازهای مادی و معنوی، شامل تربیت اخلاقی و رشد روحی کودکان است.
۲۲۷.

تبیین بقاء و فناء موجودات بر اساس مبانی حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۴۲
ملاصدرا با توجه به روش شناسی فلسفی ویژه خود و با توجه به مبانی میانی و نهایی که ازنظریات ایشان به دست می آید، در جاهای مختلف سخنان متفاوتی درباره فنا و بقای موجودات بیان کرده است. ایشان اسماء و صفات خداوند را باقی به بقای الهی می داند اما عقول و جهان عقل را گاهی باقی به ابقای خدای متعال، و در اکثر موارد باقی به بقای خدای متعال معرفی می کند. ملاصدرا بر این باور است که نفوس بعد از خروج از عالم طبیعت باقی به ابقا و پس از تحقق آن ها به وجود حقانی باقی به بقا می باشند. جهان طبیعت را مانند سایر فیلسوفان، به جهت ویژگی هایی مانند حدوث، تغییر و حرکت مکرراً فانی نامیده است. اما آن چه را از مجموع گفته های عرفا و فیلسوفان حکمت متعالیه و بر اساس مبانی نهایی آنان مانند وحدت شخصی وجود، بساطت موجودات و تفسیر علیت به تجلّی می توان به دست آورد این است که همه موجودات عالم هستی و تمام مراتب عوالم هستی باقی به بقای خدای متعال هستند نه تنها فنا معنا ندارد بلکه باقی به ابقا نیز بی معنا می باشد.
۲۲۸.

نقش ارتکاز متشرعه در اثبات انسداد نیابت خاص(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۸۶
ارتکاز متشرعه به شعور ناخودآگاه اهل یک شریعت نسبت به برخی امور اطلاق می شود. استنباط حکم بدون دریافت جایگاه حقیقی ارتکاز عقلا، عادات مردم و عرف رایج در میان جامعه ای که حکم در آن اجرا می شود کامل نخواهد بود؛ از این رو فقها در بسیاری از موارد ارتکاز را به عنوان دلیل برای تبیین نوع حکم شرعی به کار برده اند. ارتکاز متشرعه نقشی اساسی در اثبات نیابت خاصه دارد که تاکنون ظرفیت و جایگاه آن در این باره مغفول مانده است؛ از این رو، ضروری است نقش ارتکاز متشرعه در اثبات نیابت خاصه مبرهن گردد تا برهانی قاطع در برابر مدعیان نیابت خاصه در عصر غیبت باشد.پرسش اصلی پژوهش حاضر آن است که معناشناسی ارتکاز متشرعه و نقش آن در اثبات نیابت خاصه چیست؟ یافته پژوهش آن است که بر اساس ارتکاز و ثابتات ذهنی متشرعه، مقام نیابت خاصه تنها به نواب اربعه اختصاص دارد و هیچ فرد دیگری حائز این مقام در دوران غیبت کبری نیست.
۲۲۹.

هم گرایی و واگرایی خوف و طمأنینه در مواجهه با ذکر الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۹
این پژوهش به بررسی چگونگی جمع میان دو حالت قلبی وجل (ترس) در آیه ۲ سوره انفال و طمأنینه (آرامش) در آیه ۲۸ سوره رعد، که هر دو به مؤمنان در مواجهه با ذکر الهی نسبت داده شده اند، از منظر مفسران می پردازد.با تحلیل دیدگاه های تفسیری، مشخص شد که وجل به معنای خوف و فزع ناشی از عظمت الهی، ترس از عقاب یا خوف از تقصیر است و نشانه ی کمال ایمان شمرده می شود.در مقابل، طمأنینه به معنای سکون و آرامش قلبی است که از یاد رحمت و ثواب الهی، یقین به توحید و تدبر در قرآن حاصل می گردد. مفسران بر عدم تنافی ذاتی میان این دو حالت تأکید ورزیده و آن را ناشی از تفاوت در نوع ذکر (جلال/جمال، عقاب/رحمت)، مراتب سلوک (وجل مقدمه طمأنینه) یا حالات درونی مؤمن (خوف از گناه/امید به فضل) دانسته اند؛ امری که در آیه ۲۳ سوره زمر(تقشعر جلود و لین قلوب) نیز منعکس شده است. در مقابل، قلوب غیرمؤمنان از این حالات بی بهره و ناآرام است و ذکر الهی بر آنان اثری ندارد یا موجب انزجار می شود؛ چرا که اطمینانشان به غیر خدا، ریشه ی اضطراب و شقاوت آنان است. هم گرایی خوف و طمأنینه، نشانه ی پویایی ایمان و راهنمای مؤمن در مسیر کمال معنوی است.
۲۳۰.

اختلاف نظر فیلسوف با خود: بررسی دیدگاه فلدمن درباره اختلاف نظر دینی معقول(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۴
ریچارد فلدمن در مقاله «اختلاف نظرهای دینی معقول» با استفاده از آموزه های معرفت شناسی اختلاف نظر، استدلال دقیقی ارائه می دهد تا معقول بودن اختلاف نظر دینی با همتای معرفتی را رد کند. در این استدلال فلدمن تمام حالات ممکن برای اختلاف نظر دینی معقول را برشمرده و با ارائه دلیل کنار می گذارد، و در نهایت از نوعی شک گرایی متواضعانه در باب باور دینی دفاع می کند. موضوع مقاله حاضر بررسی استدلال فلدمن در مقاله مذکور است. پس از شرح استدلال، دو اشکال اساسی در ارتباط با آن مطرح می شود. اول این که، دیدگاه فلدمن درباره اختلاف نظر دینی در این استدلال، با دلالت های آثار بعدی او درباره اختلاف نظر دینی معقول ناسازگار است. علاوه بر این، در حالی که فلدمن نتیجه استدلال فوق را نوعی شک گرایی محدود می خواند، می توان دید که با کاربست همین استدلال به حوزه معرفت عرفی می توان شک گرایی گسترده را نیز از آن نتیجه گرفت. در این مورد نیز فلدمن در آثار بعدی خود با اتخاذ موضعی متفاوت نسبت به اختلاف نظر معقول با همتای معرفتی، از پذیرش چنین نتیجه ای اجتناب می کند. در نهایت، ریشه وجود ناسازگاری در آراء فلدمن تحلیل می شود.
۲۳۱.

چارچوبی اخلاقی برای پدیده پزشکی سازی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۵
ریشه اصطلاح پزشکی سازی اغلب به نقد پزشکی مدرن در دهه شصت و هفتاد میلادی و توسط کسانی چون ایوان ایلیچ، میشل فوکو، توماس سزاز و دیگران باز می‌گردد. بر اساس ادبیات این بحث برخی از مهم‌ترین نمونه‌های پدیده‌های پزشکی شده‌ عبارتند از کمرویی، اندوه، عشق، اعتیاد، مرگ، فقر، پیری، بارداری، یائسگی، زایمان، تغذیه نوزاد، عملکرد جنسی، خلق و خو، رفتار کودک، نژاد، جنایتکاری، زیبایی و طاسی. پرسش اصلی در نوشتار پیش رو این است که آیا می توان پزشکی سازی را در چارچوب مسائل اخلاقی تحلیل کرد؟ به تعبیر دقیق تر، آیا می توان از پزشکی سازی اخلاقی و غیراخلاقی یا بایسته های اخلاقی پزشکی سازی سخن گفت و برای آن معیار یا سنجه هایی مطرح نمود؟ اگر چنین است این معیار ها از چه قرار و به چه صورت هستند؟ در این مقاله با تبیین این نکته که پزشکی‌سازی درجاتی دارد و نیز امکان تفکیم پزشکی سازی مثبت از منفی، بر اساس عوامل و زمینه های این پدیده، تلاش شده با طرح چهار پرسش/ مرحله، چارچوبی اخلاقی برای پزشکی سازی پیشنهاد شود.
۲۳۲.

نقش روایت تعاملی در انتقال ارزش های مسئولانه؛ مطالعه موردی بازی رایانه ای من تنها نیستم(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۹
رسانه های تعاملی دیجیتال، به ویژه بازی های رایانه ای، در دهه های اخیر به ابزارهایی نوین در فرآیند تربیت اخلاقی و آموزش غیرمستقیم ارزش های اجتماعی تبدیل شده اند. در این میان، روایت تعاملی به عنوان ساختاری منحصربه فرد که در آن مخاطب کنشگر اصلی داستان است، نقش مؤثری در درونی سازی مفاهیم اخلاقی ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف تبیین ظرفیت روایت تعاملی در انتقال ارزش های مسئولانه، به تحلیل بازی رایانه ای من تنها نیستم به مثابه یک متن فرهنگی با ویژگی های اخلاقی پرداخته است. روش پژوهش از نوع تحلیلی-تفسیری است و تحلیل داده های کیفی با تکیه بر چارچوب مفهومی ارزش های مسئولانه (شامل مسئولیت پذیری، همکاری، همدلی، وفاداری، احترام به فرهنگ، حفاظت از طبیعت، و پاسخگویی) صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد که بازی رایانه ای من تنها نیستم، از طریق ساختار روایی چندلایه، انتخاب های اخلاقی و پیامدهای معنادار، فضیلت های اخلاقی را در دل تجربه ی تعاملی کاربر نهادینه می کند. روایت بازی نه از طریق آموزش مستقیم، بلکه با مواجهه عاطفی، مشارکت فعال و مواجهه با پیامدهای تصمیم ها، امکان انتقال مؤثر ارزش های مسئولانه و اخلاقی را فراهم می آورد. این پژوهش، روایت تعاملی را بستری مؤثر برای پرورش اخلاق در جامعه هدف از مخاطبان معرفی می کند و بر ضرورت توجه نظری و کاربردی به طراحی روایت های اخلاق محور در بازی های رایانه ای تأکید دارد.
۲۳۳.

نقد اشکال شیخ حر عاملی به دوری بودن استدلال موافقین تفسیر قرآن

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۱
موضوع حجیت فهم و تفسیر قرآن توسط غیرمعصومین یکی از مباحث چالش برانگیز و دیرین در میان فقها و محدثین شیعه به شمار می رود. این اختلاف، از همان آغاز اسلام نشأت گرفته و همچنان به حیات خود ادامه داده است و تفکرات گوناگونی درباره تفسیر قرآن شکل گرفته است. از جمله این تفکرات، جریان اخباریگری است که بر لزوم تفسیر قرآن همراه با روایات معصومین(ع) تأکید می کند و در صورت عدم بهره گیری از این روایات، تفسیر را جایز نمی داند. یکی از شخصیت های برجسته در این دیدگاه، شیخ حر عاملی است که در کتاب الفوائد الطوسیه، دلایلی را در اثبات حجت نبودن ظواهر قرآن و منع تفسیر آن بدون رجوع به روایات ارائه می دهد. یکی از مهمترین استدلال های وی، نظریه دوری است که با سه بعد مختلف مطرح شده و از توانمندی استدلالی او حکایت دارد. در این پژوهش، با استفاده از رویکردی نقادانه و روش تحقیق توصیفی و تحلیلی، به تحلیل و بررسی این ادله پرداخته شده است. هدف از این بررسی، ارائه پاسخ های نقضی و حلی به دلایل او و اثبات این مسئله است که براساس دیدگاه غالب دانشمندان شیعه و اهل سنت، ظواهر آیات قرآن کریم از حجیت برخوردارند و بر این اساس، تفسیر قرآن توسط غیرمعصومین نه تنها جایز، بلکه ضرورت انکارناپذیر برای فهم صحیح دین تلقی می شود .
۲۳۴.

نقد و راهبردهای مواجهه با حاکمیت سیاسی جاهلیت مدرن از منظر قرآن کریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۳
این پژوهش، درصدد تبیین مفهوم حاکمیت سیاسی جاهلیت مدرن، در عرصه سیاست و اجتماع است. فرض مطالعه بر آن است که حاکمیت سیاسی جاهلیت مدرن، در راستای حذف حاکمیتی ارزش های الهی، از عرصه اجتماع و حاکمیت، درصدد بارگذاری و تزریق ارزش های مبتنی بر آموزه های غیرالهی و تحمیل آنها بر اندیشه های مردم و جامعه است. این پژوهش، براساس تحلیل داده های مرتبط با موضوع و بهره مندی از شیوه تفسیر موضوعی، با تأکید بر روش استنطاقی شهید محمدباقر صدر است. آیات که دارای دلالت های روشن، در خصوص مبارزه با جهل دارند، مرجع استناد پژوهش قرار گرفته اند. مهمترین یافته های تحقیق، نفی خدا، معاندت با آموزه های وحیانی و پیروی از هوای نفس، استکبارورزی و فتنه انگیزی، درون مایه اصلی و عصاره ای حاکمیت سیاسی جاهلیت مدرن در ساحت جامعه و سیاست است. در این مطالعه، مبانی، جهان بینی و رفتارهای حاکمیت سیاسی جاهلیت مدرن، در عرصه های بنیادی، بویژه حیات سیاسی، از نگاه قرآن کریم، مورد بررسی و نقد قرار گرفته و ابطال آن تبیین شده است. راهبردهای قرآنی مواجهه با مبانی و رفتارهای حاکمیت سیاسی جاهلیت مدرن، بر مفاهیمی، چون خدامحوری، استکبارستیزی به هم آمیختگی دین و سیاست تکیه می کند و در همه مقدرات، رویکردها و رفتارها، التزام به بایدها و نبایدهای کلام وحی توجه دارد.
۲۳۵.

رویکرد افتراقی قانون گذار در دادرسی جرایم سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۸
افتراقی شدن دادرسی کیفری به معنای آنست که قواعد و مقررات حاکم بر دادرسی در حوزه خاصی متمایز با قواعد و مقررات عام دادرسی باشد. سیاست گذاری افتراقی در دادرسی جرم سیاسی به معنای تعیین وضعیت و رویه های خاص برای رسیدگی به جرم های سیاسی است و اهدافی، ازجمله امنیت مداری، حمایت از بزه دیده و مقابله مؤثر با شیوه ها و اشکال نوین ارتکاب جرم را دنبال می کند. این نوع سیاست گذاری معمولاً در کشورهایی با مسائل سیاسی پیچیده و حساس اجرا می شود. در سیاست گذاری افتراقی، تفاوت بین جرم های سیاسی و غیرسیاسی مورد توجه قرار می گیرد. این تفاوت ممکن است در مواردی مانند محدودیت هایی در آزادی بیان، حقوق انسانی و حقوق مدنی و نیز تأثیرات سیاسی و اجتماعی جرم بر جامعه بروز یابد. این مطالعه با هدف بررسی رویکرد افتراقی قانون گذار در دادرسی جرایم سیاسی با استفاده از منابع کتابخانه ای و به روش تحلیلی توصیفی انجام پذیرفته است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که هدف از رویکرد افتراقی قانون گذار معمولاً حفظ حقوق متهمان و تضمین عدالت در روند دادرسی است. برخی از انتقادکنندگان این رویکرد معتقدند که این افتراق قانون گذار در برابر جرایم سیاسی ممکن است منجر به نابرابری در برابر قانون و سوءاستفاده از قدرت شود.
۲۳۶.

جایگاه فقهی اصل عطف بما سبق در موقوفات در پرتو لایحه قانونی ملی کردن جنگل ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۷
جنگل ها و مراتع که از منابع طبیعی و جزء ثروت های عمومی جامعه محسوب می شوند متعلق به عموم مردم بوده و لازم است در جهت مصالح همگانی مصرف شود.در ماده 1 لایحه قانونی ملی کردن جنگل ها مصوب 27/10/1341، بدین مسأله توجه شده و جنگل ها و مراتع، جزء اموال عمومی قرار داده شده اند. تصویب این قانون موجب سلب مالکیت از افرادی شده که قبل از تاریخ فوق الذکر، اقدام به تصرف در بخشی از جنگل ها و مراتع نموده و با ثبت سند مالکیت به عنوان مالک این زمین ها اقدام به تصرفات مالکانه در آنها نموده اند.از آنجا که أصل أولیه آن است که قوانین و مقررات قابلیت عطف به ما سبق شدن را دارا نمی باشد؛ این سوال مطرح می شود که آیا عطف به ما سبق در این قانون نسبت به موقوفات صحیح است؟ و در صورت صحت، چه مبنای فقهی برای آن می توان لحاظ کرد؟در این تحقیق که با روش توصیفی -تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ایی و نرم افزار های مرتبط فراهم آمده، در صدد تبیین پاسخ سوال های مذکور بوده و نتیجه تحقیق حاکی از آن است که به لحاظ فقهی اصل اولی در قوانین عطف به ما سبق نشدن می باشد مگر در شرایط و موارد خاص. و ماده 1 قانون ملی کردن جنگل ها نیز از جمله قوانینی است که با استناد به مبانی مختلف فقهی مانند حکم حکومتی، قاعده عقلی أهم و مهم و لا ضرر می تواند عطف به ما سبق شود و این أمر نافی صحت موقوفات مزبور نخواهد بود چرا که بر اساس مستندات فقهی در مواردی که مال موقوفه مالیت خود را ازدست بدهد در این هنگام تبدیل به أحسن و أقرب و جواز فروش مال موقوفه وجه شرعی داشته و عوائد حاصله از فروش و تبدیل، جزء وقف محسوب خواهد شد.
۲۳۷.

ثمرات تلازم علمی علت و معلول بر اساس اصول حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۶
بیتردید انسان در سیر استکمالی خود در این عالم، با ماده و لوازم آن درآمیخته است و همواره مجهولات بسیار و معلوماتی اندک دارد. یکی از مسائل مهم در معرفت شناسی که در طول تاریخ حکمت اسلامی نظر فیلسوفان را بخود جلب کرده، طریقه یافتن پاسخ مناسب برای مجهولات، اعم از تصوری و تصدیقی است. درباره مجهولات تصوری کار چندان سخت نیست، زیرا از راه تعریف مفهوم اشیاء میتوان مجهولات تصوری را معلوم کرد، اما راه یافتن پاسخ مناسب برای مجهولات تصدیقی چندان هموار نیست. حکما با ارائه برهان إنّ و لمّ سعی کرده اند طریقی صحیح برای کشف مجهولات تصدیقی معرفی کنند و این بدان معناست که هر مجهول تصدیقی را یا از راه علت میتوان شناسایی کرد یا از راه معلول. آنچه در نوشتار پیش رو مورد بررسی قرار گرفته است، بررسی میزان معلوم شدن مجهولات از راه علت در برهان لم و نیز از راه معلول در برهان إنّ است. برای رسیدن به این هدف، ابتدا نظریات حکما نقل شده، سپس مبنای ملاصدرا در بحث رابطه خاص علت و معلول مطرح گردیده است. حاصل بحث اینست که سیر علمی از علت به معلول، با توجه به مبنای خاص ملاصدرا، در عین فقیر بودن معلول نسبت به علت و حمل حقیقت و رقیقت میان این دو یقین آور است، اما سیر علمی از معلول به علت یقین آور نیست. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است.
۲۳۸.

خلود در عذاب و شبهات آن از دیدگاه آیت الله جوادی آملی و مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۱
خلود در عذاب یکی از مسائل مربوط به معاد و کیفر الهی است که هر یک از اندیشمندان به اقتضای مبانی فکری خود، در پی تبیین آن برآمده اند. عده یی به این قائل شده اند که خلود در دوزخ، مساوی خلود در عذاب نیست و مخلدین در دوزخ، پس از اینکه مدتی عذاب میبینند، عذاب با طبع آنها سازگار شده و به عذب تبدیل میشود؛ در مقابل، بعضی معتقدند عذاب بهیچ عنوان برای مخلدین در دوزخ گوارا نخواهد شد. مسئله این نوشتار بررسی دیدگاه آیت الله جوادی آملی و مصباح یزدی در اینباره و تبیین شبهات پیرامون آن با توجه به نظر این دو اندیشمند است که بروش توصیفی تحلیلی نگاشته شده است. یافته ها نشان میدهند که از نظر این اندیشمندان، خلود در عذاب امری قطعی است و کفار، منافقین و مشرکین معاند، تا ابد در عذاب خواهند بود؛ همچنین این مسئله با رحمت، عدل و حکمت الهی ناسازگار نیست.
۲۳۹.

بررسی نقش ساختارهای بین المللی در تداوم استعمار معاصر: تحلیل تمدّن شناختی از ماهیت استعمار غربی در نظام سلطه جهانی، با تکیه بر منظومه فکری حضرت آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۵
استعمار در عصر معاصر دیگر تنها به معنای اشغال نظامی یا تسلط مستقیم نیست، بلکه از طریق ساختارهای بین المللی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به شکلی گسترده و پنهان، خود را حفظ کرده است. این مقاله با رویکردی تلفیقی (کیفی-کمی) و با هدف تبیین سازوکار این ساختارها در تداوم استعمار معاصر و ارائه راهکارهای مقابله بر اساس منظومه فکری اسلامی، انجام شده است. روش تحقیق به صورت «توالی اکتشافی» طراحی شد که در آن، بخش کیفی مبتنی بر «تحلیل مضمون» سخنان و متون حضرت آیت الله خامنه ای (مدّظلّه العالی) درباره استعمار، محور اصلی تحلیل را تشکیل می دهد. بخش کمی با استفاده از داده های ثانویه سازمان های بین المللی، به عنوان مکملی برای عینیت بخشی و تعمیم پذیری یافته های کیفی به کار گرفته شد. یافته های کیفی نشان می دهند که استعمار معاصر، پدیده ای عمدتاً «تمدنی-فرهنگی» است که از طریق مکانیسم های «سلب هویت»، «شبیه سازی فرهنگی» و «القای وابستگی فکری» عمل می کند. نهادهایی مانند صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، ابزارهای تحقق این «استعارت بدون مرز» هستند. داده های کمی نیز رابطه معنادار بین نفوذ این نهادها و سطح وابستگی اقتصادی کشورهای در حال توسعه را تأیید می کنند. در نهایت، این پژوهش بر اساس چارچوب نظری «مقاومت تمدنی»، «استعمارزدایی در سه سطح ذهن، فرهنگ و ساختار» را به عنوان راهبرد کلیدی پیشنهاد می دهد.
۲۴۰.

تبارشناسی اندیشه سیاسی گروه های تکفیری در جهان اسلام؛ تحلیل گفتمان با روش میشل فوکو(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف این پژوهش، تحلیل ریشه های تاریخی و گفتمانی اندیشه های تکفیری در جهان اسلام با استفاده از روش های «دیرینه شناسی» و «تبارشناسی» میشل فوکو است. این گروه ها با رفتارهای خشونت آمیز، تفسیرهای متعصبانه و ظاهرگرایانه از متون دینی، تکفیر دیگر فرق اسلامی (به ویژه شیعیان) و نیز استفاده ابزاری از رسانه برای نمایش خشونت، نه تنها امنیت جوامع را تهدید می کنند، بلکه بازخوانی انتقادی مبانی فکری آنان را ضروری ساخته اند. این پژوهش با تکیه بر مفاهیم فوکویی مانند: پیوند قدرت و دانش، گسست های تاریخی و نقش گفتمان در ساخت سوژه، در پی آن است که چگونگی تبدیل ایده های نخستین به گفتمان مسلط تکفیر را تبیین نماید. چارچوب نظری استفاده شده در این مقاله، تبارشناسی و دیرینه شناسی میشل فوکو است. در روش تبارشناسی، تاریخ را نه به مثابه روایتی خطی، بلکه به عنوان میدانی از گسست ها، تقابل ها و بازسازی های گفتمانی می داند که در آن، «قدرت» و «دانش» در هم تنیده اند. از نگاه او، حقیقت، امری ثابت نیست؛ بلکه برساخته ای است که در بستر روابط قدرت شکل می گیرد و از طریق گفتمان ها تثبیت می شود. دیرینه شناسی نیز به کاوش در لایه های پنهان گفتمان ها می پردازد و نشان می دهد که چگونه ایده های حاشیه ای در شرایط خاص تاریخی، به گفتمان مسلط تبدیل می شوند. این دو روش، به ما امکان می دهند تا با ردگیری تحولات گفتمانی، چگونگی شکل گیری اندیشه تکفیر را از مفاهیم اوّلیه در تاریخ اسلام تا ظهور گروه هایی مانند داعش تحلیل کنیم. کلیدواژه های فوکویی مانند «اپیستمه» (نظام دانشی یک دوره)، «سوژه» (فردی که تحت تأثیر گفتمان ها شکل می گیرد)، و «رژیم حقیقت» (نظامی که مشروعیت خود را از تولید دانش می گیرد)، ابزارهای تحلیلی قدرتمندی برای درک ماهیت گروه های تکفیری هستند. این گروه ها با ایجاد مرزهای سفت و سخت بین «خودی» و «غیرخودی»، سوژه ایده آل خود را می سازند و هرگونه تفاوت را از دایره «حقیقت» خارج می کنند. تبارشناسی اندیشه تکفیر، ما را به آموزه های ابن تیمیه (قرن ۷-۸ق) می رساند. وی با تأکید بر بازگشت به سلف صالح و نفی هرگونه تأویل در متون دینی، مرزهای هویتی سخت گیری را بین مسلمانان ترسیم کرد. او مخالفان فکری خود، از جمله شیعیان و صوفیان را «بدعت گذار» و خارج از اسلام می دانست و مشروعیت خشونت علیه آنان را تبلیغ می نمود. اگرچه این ایده ها در زمان او عمدتاً طرد شدند، اما به مثابه «دانش زیرزمینی»، در حافظه جمعی بخشی از جهان اسلام باقی ماند. در قرن ۱۸ میلادی، محمدبن عبدالوهاب با احیای اندیشه های ابن تیمیه و اتحاد با خاندان سعودی، گفتمان تکفیر را از حاشیه به متن قدرت کشاند. او با تکیه بر تفسیر ظاهرگرایانه از توحید، تمامی مظاهر فرهنگیِ پس از سلف صالح (مانند زیارت قبور و توسل) را شرک تلقی کرد و پیروانش را موظف به نابودی این «انحرافات» ساخت. این اتحاد دین و سیاست، سنگ بنای حکومت سعودی و گسترش وهابیت به عنوان گفتمان مسلط در شبه جزیره عربستان شد. در قرن بیستم، عوامل متعددی به بازتولید گفتمان تکفیر دامن زدند. فروپاشی امپراتوری عثمانی و استعمار، باعث تضعیف خلافت اسلامی شد و تقسیم جهان اسلام به دولت های ملی، بحران هویتی ایجاد کرد که گروه های تکفیری با وعده بازسازی امت واحد اسلامی، از آن سوءاستفاده نمودند. حمایت غرب و عربستان از گروه های جهادی در افغانستان علیه شوروی، به شبکه هایی مانند القاعده مشروعیت بخشید. گروه هایی مانند داعش با استفاده از ویدیوهای خشونت، نه تنها ترس را منتشر کردند، بلکه با ساختن روایتی حماسی از «جهاد»، جوانان محروم را به سوژه های مطیع گفتمان خود تبدیل نمودند. این گروه ها با الهام از وهابیت و تفسیری افراطی تر از ابن تیمیه، «تکفیر» را به ابزاری برای حذف هر صدای مخالف تبدیل کردند. آنان با انکار مرجعیت دینی سایر فرق، خود را تنها نمایندگان «اسلام ناب» معرفی می کنند و هرگونه تعامل با نظام های سیاسی غیراسلامی را خیانت می دانند. خشونت آنان صرفاً ابزاری برای ترور نیست؛ بلکه نمایشی نمادین برای اثبات حاکمیت «رژیم حقیقت» خود بر جهان اسلام است. از منظر فوکو، سوژه های انسانی، نه موجوداتی خودمختار، بلکه محصول گفتمان ها و روابط قدرت هستند. گروه های تکفیری با ایجاد شبکه ای از مفاهیم (مانند: جهاد، خلافت و تکفیر)، سوژه هایی می سازند که هویت خود را در نابودی «دیگری» تعریف می کنند. این سوژه ها با انکار عقلانیت انتقادی و تقلید کورکورانه از رهبران، به ابزارهایی برای تداوم خشونت تبدیل می شوند؛ به عبارت دیگر، تکفیری ها نه تنها بدن ها را نابود می کنند، بلکه با بازتعریف «حقیقت»، ذهنیت جامعه را نیز به اشغال درمی آورند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اندیشه تکفیر، برساخته ای تاریخی است که در تقاطع دین، قدرت و بحران های هویتی شکل گرفته است. اگرچه این گفتمان در کوتاه مدت با توسل به خشونت، خود را بازتولید می کند، اما تناقض ذاتی آن (نفی تکثر ذاتی اسلام) مانعی اساسی برای تداوم آن است. مقابله با این پدیده، مستلزم تقلیل ایدئولوژی تکفیر به جایگاه حاشیه ای آن از طریق بازخوانی انتقادی تاریخ و ترویج گفتمان های جایگزین مبتنی بر عقلانیت و مدارا است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان