قرآن کریم به عنوان اصلی ترین مصدر تشریع اسلامی در خلال آیات خود به بیان کلیاتی از احکام فقهی پرداخته است. ازاین رو نخستین منبع استناد و استخراج احکام میان فقیهان فریقین است. پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای میان دو دیدگاه فقهی فریقین در آیات الاحکام حج است. به رغم آن که در ظاهر به نظر می رسد میان این دو گروه در استنباط احکام شرعی از آیات قرآن ناهمسویی و ناهمگونی های برجسته و چشم گیری وجود دارد، اما بررسی های دقیق و موشکافانه حاکی از همسویی و همگرایی آنان در احکام حج است. به گونه ای که در مواردی آراء شیعه امامی و برخی از مذاهب چهارگانه اهل سنت از هیچ گونه اختلافی برخوردار نیست. این تطابق بین شیعه و مذهب حنفی زیادتر بروز کرده است؛ زیرا پایه های استدلال این دسته در فقه همانند شیعیان امامی مبتنی بر روایات برگرفته از ائمه معصوم^ و براهین عقلی بوده و می توان ادعا کرد که از متانت و استواری بیشتری نسبت به سایر مذاهب چهارگانه اهل سنت برخوردار است.
بحث از رابطه آرمان گرایی به معنای در نظر داشتن اهداف عالیه و چشم بستن بر واقعیت ها، با واقع گرایی به معنای منطبق کردن حرکت تنها بر بنیان واقعیت ها، دیرینه ای بس دور و دراز دارد و به بحث های درازدامنی منجر شده است. برخی از آیات قرآن، انسان را به در نظر داشتن آرمان ها و بی توجهی به واقعیت ها فرا می خوانند و دسته ای دیگر، نسبت به غفلت از واقعیت ها هشدار می دهند. هر چند در نگاه آغازین، این دو دسته از آیات ناهمخوان به نظر می رسند اما به توجه به آیات دیگری همچون آیات مربوط به در نظر داشتن تعداد افراد دشمن در وجوب جهاد، آیات مربوط به میانه روی در انفاق و... می توان به این گونه بین آن ها جمع کرد که انسان مسلمان ضمن رصد دائمی آرمان ها و پایش چشم انداز باید به واقعیت های موجود توجه داشته باشد. به عبارت دیگر، قرآن انسان را به آرمان گرایی واقع بینانه فرا می خواند. روشن است که فراموشی آرمان ها، به انحراف از هدف و مقصد منجر شده و نادیده گرفتن واقعیت ها، شکست و عدم توفیق را به دنبال خواهد داشت.
پدیده غلو و غالی گری از جمله پدیده هایی است که از دیرباز بعنوان آسیبی جدی و ویرانگر پیکره و جوهره آیین الاهی را تهدید به نابودی و یا انحراف می کرده است از این رو رجال شناسان همواره در جهت شناسایی راویان اقوال ائمه اطهار ع و اشکار ساختن کج اندیشی ها و کژروی های اعتقادی و موجبات ضعف آنان به ویژه غالیان و متهمان به غلو کوشیده اند در این نوشتار تلاش شده است تا ضمن تبیین دیدگاه احمد بن علی نجاشی م 450 ق رجال شناس مشهور شیعه درباره جریان غلو و غالی گری متهمان به غلو در رجال نجاشی شناسایی و ملاک ها و نیز میزان اثر پذیری وی از اندیشه های مشایخ رجالی در تضعیف و یا توئیق این دسته از راویان مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد
این مقاله با این سؤال که اسم اعظم چیست؟ آغاز شده است. آراء و نظریات دربارة اسم اعظم، مختلف است که عمدتاً بر دو قسم تقسیم می شود: الف ـ قول شایع این است که اسم اعظم، اسمی است لفظی از اسماء خدا. ب ـ عده ای قائلند اسماء لفظی، اسماء اسماء هستند و عمده خود اسمایند، و پیامبر اسلام (ص)، اعظم اسماء الهی است. این، قول محققان است مانند امام خمینی، علامه طباطبائی، علامه حسن زاده آملی و ... . هریک از اسماء الهی، مربوط است به وصول به حقیقت آن اسماء، و این امر فقط با تهذیب نفس بهدست می آید. احادیثی از اصول کافی، التوحید و مصباح الشریعه موردتوجه قرار گرفته، همچنین دعاها مانند دعای سِمات نیز مورد نظر بوده است؛ و مختار مؤلف این مقاله، قول محققین است. اشعاری هم از مولوی و حافظ در این مقاله آمده است.