ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱٬۷۰۱ تا ۸۱٬۷۲۰ مورد از کل ۸۴٬۷۳۰ مورد.
۸۱۷۰۱.

نبرد کوت العماره و نقش شیعیان در پیروزی عثمانی بر بریتانیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۱۱
ناتوانی و ضعف حکومت عثمانی در سال های پایانی حیاتش، سبب بروز آشفتگی در سرزمین گسترده و ناهمگون این حکومت شده بود. ورود عثمانیان به جنگ جهانی اول، به مشکلات آنان در سرزمین های تابعه افزود و سبب نابسامانی هر چه بیشتر این مناطق شد. تهاجم قدرت های اروپایی در کنار عدم فرمانبرداری مناطق به اصطلاح تابعه، عثمانیان را در تنگنا قرار داد که سرانجام آن، شکست های مستمر و فروپاشی بود. عثمانیان در جنگ جهانی اول، پیروزی هایی نیز به دست آوردند که محدود به نبرد چَناق قلعه و کوت العماره بود. در محاصره نیروهای بریتانیا در کوت العماره که از 6 دسامبر ۱۹۱۵ تا ۲۹ آوریل ۱۹۱۶م به طول انجامید و به اسارت نیروهای مهاجم منجر شد، گروه های متعددی فعال بودند که مهم ترین آن ها گروه های شیعی بودند. باتوجه به توصیفی و تحلیلی بودن رویکرد پژوهش، تلاش شده است تا باتکیه بر شیوه کتابخانه ای و مطالعه و بررسی منابع و پژوهش های عربی و ترکی، به واکاوی نقش شیعیان در تحقق پیروزی بر نیروهای بریتانیا در کوت العماره پرداخته شود. یافته های پژوهش نشان داده است که شیعیان در سه زمینه اصلی صدور فتوا برای مقابله با نیروهای بریتانیا، حضور در جریان مبارزه و فرماندهی نیروهای نظامی و نیز حضور فعال قبایل و عشایر شیعی در تأمین نیروی انسانی سپاه عثمانیان نقش آفرینی کرده اند.
۸۱۷۰۲.

A Reflection on "Immortality" from Farabi's Perspective

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۰
One of the contentious issues concerning Farabi's views is whether he asserts the immortality of souls or not, and, if the former, whether this immortality is personal (individual) or generic (of the species). This article, employing a descriptive-analytical method, argues that Farabi holds the view of personal immortality, though not for all humans, but only for certain individuals. The fundamental reason for the confusion and conflict in views regarding Farabi's stance on the issue of immortality stems from the failure to distinguish between the different souls in the various cities (societies) in his philosophy. Farabi's criterion for explaining immortality is the actualization of human intellect through connection with the Active Intellect. Based on this criterion, he considers only the inhabitants of the two types of cities—the Virtuous City and the Transgressing City—to be immortal, because only the intellect of these two groups of humans becomes actualized. The difference is that the inhabitants of the Virtuous City act upon their knowledge, whereas the inhabitants of the Transgressing City abstain from acting upon their knowledge. Humans in all other cities only experience worldly life, and their souls perish with the decay of the body due to the non-actualization of their intellect. Regarding the issue of immortality being personal or generic, a reflection on Farabi's works leads to the conclusion that he posits a specific connection between the body and the temperament on the one hand, and the temperament and the soul on the other, considering each soul specific to a body and vice-versa. Therefore, just as we encounter multiple and individuated souls in worldly life due to the multiplicity of bodies and temperaments, in the afterlife, souls will also be distinguished from one another and will continue their immortal life in an individuated and personalized manner due to the acquisition of multiple and different dispositions and habits.
۸۱۷۰۳.

بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن و اناجیل هم نوا درباره پیامبری عیسی (ع)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۸۷
مسیح شناسی، بنیادی ترین مسئله در الهیات مسیحی است که به جایگاه، سرشت و هویت انسانی یا خدایی و جایگاه مسیح در آموزه تثلیث می پردازد. الهیاتِ رایج مسیحی، عیسی(ع) را خدا و هم ذات با او می داند؛ درحالی که قرآن با تأکید بر پیامبری عیسی(ع)، این ادعا را رد می کند. این پژوهش با تحلیل متنی قرآن و اناجیل هم نوا، نشان می دهد هر دو منبع بر پیامبری عیسی(ع) تصریح دارند. یافته ها بر آن دلالت دارد که اعتقاد به الوهیت عیسی(ع)، محصول تفاسیر بعدی برخی نویسندگان عهد جدید مانند پولس و یوحنا و الهی دانان مسیحی است و در آموزه های عیسی(ع) و باورهای اولیه مسیحیان ریشه ندارد.
۸۱۷۰۴.

درآمدی بر قواعد عام روش تفسیرآیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۹۹
هر روش، از مبانی، آغاز و بر اساس قواعد و قوانینی کاربردی که از خطا در اصل تفسیر و روش تفسیر جلوگیری کرده و به بهره گیری از منابع پرداخته تا تفسیری قانونمند و روشمند ارائه دهد. در ساختار روش تفسیر، قواعد به دو قسم عام و خاص تقسیم می شوند. قواعد عام، خطای در اصل تفسیر را کاهش داده ولی در مصونیت روش و گرایش تفسیری از خطا نقش ندارند و قواعد خاص، قوانینی اند که به حرکت درست مفسر در مرز روش و گرایش تفسیری اش از خطا مصونیت می بخشند. در این مقاله، پس از بررسی جایگاه قواعد در ساختار نظامند روش تفسیر، با پژوهشی در تفسیرهای آیت الله خامنه ای، برخی از اقسام قواعد عام که تقسیم جامع و مانعی از آنها ارائه نگردیده، معرفی شده اند. این قواعد نشان می دهند که تفسیر آیت الله خامنه ای علیرغم روزآمدی، قانونمند نیز هست. این قواعد عبارتند از: لغتِ قرآن محوری، قرینه محوری، منبع محوری و اصول محوری.
۸۱۷۰۵.

گونه شناسی تحلیلی روایات جری (مورد مطالعه: سوره آل عمران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۲
در بسیاری از روایات، مفاد آیات قرآن بر مصادیق، تطبیق شده است. از این روایات تحت عنوان روایات جری نام برده می شود. این ویژگی قرآن که از آن به قاعده جری و تطبیق یاد می شود، ضامن جاودانگی قرآن است. از آن جا که از یک سو در منابع روایی، روایات جری که در زمره روایات تأویلی به شمار می روند، از روایات تفسیری، جداسازی نشده، و از سوی دیگر مصادیقی که آیات قرآن بر آنها تطبیق شده است، انواع گوناگونی دارند، از این رو، استخراج روایات جری از بین روایات تفسیری و گونه شناسی آنها اهمیت و ضرورت می یابد. سؤال اصلی این پژوهش آن است که روایات جری در سوره آل عمران به چه گونه هایی قابل تقسیم اند؟ در راستای تحقق پاسخ به سؤال مذکور، ابتدا روایات جری از بین روایات تفسیری سوره آل عمران استخراج و مورد مطالعه قرار گرفت و با روش توصیفی- تحلیلی مشخص شد که روایات جری در سوره یادشده به پنج گونه قابل تقسیم هستند که عبارت اند از: یک: روایات بیان کننده مصداق اطلاق یا عموم آیه در گذر زمان، دو: روایات بیان کننده مصداق اتمّ اطلاق یا عموم آیه در زمان نزول، سه: روایات بیان کننده مصداق اتمّ اطلاق یا عموم آیه در گذر زمان، چهار: روایات بیان کننده مصداق باطنی آیه در زمان نزول، پنج: روایات بیان کننده مصداق باطنی آیه در گذر زمان.
۸۱۷۰۶.

کتاب «الفن القصصی فی النثر العربی حتى مطلع القرن الخامس الهجری» اثر رکان الصفدی در بوته نقد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۲۹
امروزه نقد آثار نوشته شده در حوزه های مختلف علمی، ادبی و دانشگاهی از جایگاه والایی برخوردار است و می تواند راهگشای مسئولانِ امر در زمینه انتخاب کتابی مناسب برای تدریس باشد. کتاب «الفن القصصی فی النثر العربی حتى مطلع القرن الخامس الهجری اثر رکان الصفدی» یکی از کتاب هایی است که در حوزه ادبیات داستانیِ قدیم عربی نگاشته شده است. نویسندگان با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از معیارهای اثبات شده علمی به بررسی انتقادی این اثر پرداخته و به این نتایج دست یافته اند: واقعیت امر این است که نقاط قوّت کتاب حاضر آن قدر بر نقاط کاستی آن غالب است که با رفع چندین نقص، که بیشتر در بُعد ظاهری اثر نمودار است، می توان کتاب حاضر را یک کتاب علمی دقیق و قابل تحسین معرفی کرد. در بعد ظاهری: عنوان اثر، مقدمه، اهداف روشن، عدم وجود اشتباهات نوشتاری و نیز زبان کتاب از نقاط قوّت نویسنده و در مقابل: نداشتن پشت جلد مناسب، نداشتن پیشگفتار، صفحه آرایی ضعیف، عدم یکسانی فهرست مطالب و نیز نداشتن تصویر و شکل را از نقاط ضعف اثر برشمرد. در بُعد محتوایی نیز کتاب دارای نقاط قوّت بی شماری است مانند: داشتن نظم منطقی و انسجام مطالب، تطبیق کامل آن با سرفصل درسی، سازگاری با فرهنگ اسلامی، رعایت بی طرفی علمی و نیز قدرت بالای نویسنده در تحلیل علمی و داشتن خاتمه ای پربار. در مقابل چندین نقطه ضعف سطحی دارد که با قابل رفع است مانند: نداشتن پیشینه علمی و اندکی ادعاهای به نظر جانب گرایانه.
۸۱۷۰۷.

گونه شناسی دسته جات افراد در ساختار جامعه قوم نوح (ع) بر اساس تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۳
یکی از راهکارهای اصلاح معضلات اجتماعی مذهبی، مطالعه مشکلات مشابه در ادوار گذشته است. یافته های اولیه نشان می دهد میان جامعه عصر نوح(ع) و جامعه امروزی از حیث گرایش به علوم غیرمادی، رواج شیطان پرستی و اندیشه های غیرتوحیدی، شباهت هایی وجود دارد. این اشتراک، انگیزه ای برای پژوهش حاضر فراهم کرده است تا با تحلیل ساختار جامعه آن دوران و رویدادهای تاریخی عصر نوح(ع)، الگویی برای دعوت جامعه معاصر به توحید ارائه دهد. جامعه امروزی متشکل از انسان هایی با قومیت ها و استعدادهای متنوع است؛ اما جامعه در عصر نوح(ع) از گروه هایی از انسان ها، جنّیان و موجوداتی موسوم به «نَسْنَاس» تشکیل می شد. برخی از این گروه ها هدایت ناپذیر بودند و برخی دیگر نیز چالش هایی در مسیر هدایتگری این پیامبر اولوالعزم ایجاد می کردند. حضرت نوح(ع) برای رفع این مشکلات، دعاها و درخواست هایی از خداوند داشت. در میان مفسران قرآن، بهره گیری از آراء صاحب تفسیر المیزان، می تواند راه دستیابی به هدف این پژوهش را هموار کند. این تحقیق بر آن است تا با تحلیل داده ها درباره افراد، گروه های اجتماعی و گونه های مختلف در قوم نوح، و با بررسی نقاط تمایز آنان، به همراه «چینش یابی زمانی» در آیات قرآن و با محوریت تفسیر المیزان، به شناسایی گونه های مؤثر در رخدادهای قوم نوح(ع) بپردازد. با نگاه ساختاری به سوره نوح، در مجموع، وجود شش گروه در آن دوران به اثبات می رسد که از میان آن ها می توان «جنّیان» و «کافرین دیّار» را نام برد که با طوفان از بین نرفته اند.
۸۱۷۰۸.

ترتب از دیدگاه محقق نایینی و آثار فقهی مترتب بر آن(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۳
از مباحث مهم علم اصول که آثار فراوانی بر آن بار شده، بحث ترتب است و نخستین بار توسط محقق کرکی طرح شد؛ سپس محققان بعد از ایشان به آن پرداختند. در امکان ترتب، یعنی امکان به فعلیت رسیدن امرِ به مهم در صورت عصیان امر به اهم؛ اختلاف دیدگاه وجود دارد؛ برخی قائل به امتناع و عده ای قائل به امکان آن شده اند. از کسانی که دیدگاه دوم را اختیار کرده و بر امکان ترتب، برهان اقامه کرده اند، محقق نایینی است. ایشان بعد تنقیح وتشریح دقیق محلّ نزاع و تبیین آن و اینکه منشأ تزاحم بین امر به اهم و امر به مهم، اطلاق آن دو است نه اصل دو خطاب، می فرماید که اگر لازمه ترتب، طلب جمع بین ضدین باشد - چنانچه قائلان به امتناع، توهّم کرده اند- استحاله و امتناع ترتب، بدیهی و ضروری است؛ زیرا مکلّف قادر بر امتثال ضدین در یک زمان نیست؛ امّا اینگونه نیست، بلکه لازمه اش، جمع بین ضدین است که با مشروط کردن امر به مهم به ترک امر به اهم و مترتب کردن امر به مهم بر ترک امر به اهم، بر طرف می شود. در این نوشتار، نخست ادلّه قائلان به امتناع ترتب نقل شده؛ سپس برهان محقق نایینی بر امکان ترتب و نقد ادلّه مخالفان، تشریح و تبیین شده و در پایان، بعد از نقل اشکال ها بر برهان محقق نایینی و نقد آنها، دیدگاه ایشان ترجیح داده شده است؛ زیرا به باور نگارنده، ادلّه محقق نایینی بر امکان ترتب، اقوی است. در پایان به برخی از ثمره های فقهی مترتب برمسأله ترتب اشاره شده است.
۸۱۷۰۹.

فشرده گویی (تکثیف) و انواع آن در ومضه های شعری نجاه عبداللّه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۴
بیان مسئله و هدف: پژوهش حاضر با هدف و بررسی تکنیک فشرده‌گویی در ومضه‌های شعری بانو، نجاه عبداللّه، شاعر معاصر عراقی، همچنین تبیین جایگاه این تکنیک در شکل و محتوای ومضه‌های موجود در دفترهای شعری وی نگاشته شده است. امروزه قالب شعری «قصیده الومضه» با توجه به رشد فزاینده جهان مدرن معاصر از استقبال گسترده‌ای برخوردار بوده است. این نوع شعر برای لحظه‌های ناب است که از برخورد لحظه‌ای شاعر با یک پدیده حاصل می‌گردد و به‌مانند یک برق در ذهن او می‌درخشد. در‌نتیجه، به شکل عبارت‌هایی بسیار فشرده نمود پیدا می‌کند. «قصیده الومضه» در ساختارهای متنی خود از تکنیک‌هایی برخوردار است که مهم‌ترین آنها عنصر «التکثیف» (فشرده‌گویی)، «المُفارقه» (تضادّ) و «الختام المُبهِر» (پایان شگفت‌انگیز) است. شاعر کلاسیک در ساحت شعر با تکیه بر مکانیزم «ایجاز» در تلاش بود تا عنصر تکثیف را برجسته‌تر جلوه دهد، اما شاعر معاصر پا از این امر فراتر می‌نهد و سعی می‌کند تا این ساحت را در حوزه شکل، همچنین ترکیب کلام (ساختار نحوی) نیز با عنصر تکثیف هماهنگ کند. اگر‌چه پایه و اساس شعر به‌طور کلی عنصر تکثیف است و شعر زمانی که موضوعات خود را بیان می‌کند، معانی را بیش از آنچه در ذهن‌های مردم وجود دارد به موضوعات خود تحمیل می‌کند، اما این عنصر در «قصیده الومضه»، که حاصل لحظه‌های ناب شاعرانه است، برجسته‌تر جلوه می‌نماید و شاعر «ومضه» برای بیان اندیشه‌های خود در مساحتی اندک به تکنیک‌های دیگری در حوزه‌های معنا، شکل و ترکیب کلام روی می‌آورد تا این مساحت اندک با لحظه‌های شاعرانه‌اش‌ منسجم‌تر شود. این پژوهش بر آن است تا برای این سؤالات اساسی پاسخی مناسب بیابد که عنصر تکثیف در ومضه‌های شعری نجاه عبداللّه در بخش‌های معنا، شکل و ساختار نحوی با چه اسلوب‌هایی نمود پیدا می‌کند؟ همچنین محتوا و بسامد انواع سه‌گانه این عنصر در ومضه‌های وی چگونه است؟ روش­‌شناسی: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، بدین‌صورت که ابتدا دفترهای شعری نجاه عبداللّه مطالعه و بررسی شده است. با توجه به اینکه ایشان بیشتر متن‌های شعری خویش را در قالب «قصیده الومضه» سروده، عنصر غالب بر ومضه‌های ایشان همان فشرده‌گویی است. در این راستا به منابع مرتبط با موضوع، همچنین به مصادر مختلف اعم از قدیم و جدید مراجعه گردید، سپس دریافته شد که می‌توان این عنصر را در سه سطح معنا، شکل و ساختار نحوی تقسیم‌بندی کرد. شواهد شعری از ومضه‌ها بر‌اساس این سه سطح استخراج، دسته‌بندی و تحلیل شده است. این سه سطح در شیوه‌هایی همچون صور بیانی، هم‌گذاری، سفیدنویسی، نشانه‌های نگارشی، طولی و عمودی‌نویسی، زدودن قیدهای اضافی از جمله‌ها، حذف یک جمله یا جمله‌ها از نحو کلام، غریب‌سازی در نظم جمله و... نمود پیدا می‌کند. بحث و تحلیل: این پژوهش کوشیده است تا عنصر تکثیف را، که از ارکان مهم در «قصیده الومضه» محسوب می‌شود، در آثار شعری نجاه عبداللّه واکاوی نماید. مهم‌ترین مواضعی که تکنیک «فشرده‌گویی» در آنها جلوه می‌نماید، شامل سه بخش معنا، شکل و ساختار نحوی است. شاعر در موضع تکثیف در معنا از روش‌هایی همچون، تمثیل، استعاره، ضرب‌المثل، کنایه، تلمیح، نماد، تناقض، واژگان محوری، تکرار هنرمندانه و... بهره می‌جوید. وی با استخدام انواع صور بیانی، که در آن صاحب‌سبک است، همواره ومضه‌ها را با نامأنوسی واژگان و ابهام‌سازی تعابیر در‌هم می‌آمیزد تا از طرفی زمینه را برای خوانش‌های متفاوت، همچنین انبوه‌سازی دلالت‌ها در برابر خواننده فراهم ‌سازد. از طرف مقابل، خواننده نیز با پیش‌فرض‌های گوناگون از‌جمله افق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، رزمی، دینی و... رو‌به‌رو شود. نجاه عبداللّه در موضع فشرده‌گویی در شکل به اسلوب‌هایی همچون هم‌گذاری، تقسیم‌بندی سطرهای شعری در فضای صفحه، سفیدنویسی، طولی و عمودی‌نویسی کلمات، استفاده از نقطه‌چین‌ها، علامت‌های نگارشی، و... متوسل می‌شود. وی با تکیه بر این شیوه‌ها سعی بر آن دارد تا، علاوه‌بر اینکه به ومضه‌های خویش شکلی مناسب و ابعاد معنایی عمیق‌تری (تکثیف) ببخشد، جایگاه نوگرایی را در آنها نیز استوار سازد. ایشان برای تحقق این امر به حالت‌های موجود در ذات خود توجه بسیاری دارد و هم‌سو با این حالت‌ها به هنرهای دیگری همچون سینما متوسل می‌شود تا تکنیک هم‌گذاری را از آن وام بگیرد و فضای تصویری «قصیده الومضه» را استادانه ترسیم نماید. نجاه عبدالله در موضع تکثیف در ساختار نحوی از شیوه‌هایی همچون غریب‌سازی در نحو کلام، زدودن قیدهای زائد از ساختار جمله‌ها، حذف یک یا چندین جمله از متن شعر، دوری جستن از اغراق در تزیین کلام و... بهره می‌برد. وی برای اینکه احساسات شاعرانه و عواطف زنانه خود را در ومضه‌ها به اشتراک بگذارد، تا حد ممکن به ارکان اصلی جمله بسنده می‌کند تا ومضه‌ها، با حفظ ویژگی تراش‌خوردگی، حُکم جمله‌های قصار را به خود بگیرد و به‌آسانی در ذهن مخاطب بنشیند. دستاوردها: یافته‌های این پژوهش حکایت از آن دارد که عنصر تکثیف، علاوه‌بر اینکه از ارکان مهم «قصیده الومضه» در آثار نجاه عبداللّه به‌شمار می‌رود، با ظرافت‌های هنری ویژه‌ای در ومضه‌ها آشکار می‌گردد. بدین‌صورت تکثیف به‌عنوان رکنی اساسی در سه بخش معنا، شکل و ساختار نحوی در ومضه‌های شعری او خودنمایی می‌کند و، از میان این امور سه‌گانه، فشرده‌گویی در معنا از نظر بسامد بر دو نوع دیگر تقدم دارد. نجاه عبدالله در قسمت‌های معنا، شکل و ساختار نحوی با تکیه بر اسلوب‌هایی که ذکر آنها پیش از این گذشت، سعی بر آن دارد تا هم ساختار کوتاه‌نویسی را در متن شعری خود شدت ببخشد و هم متن را با عناصری همچون غریب‌سازی، ابهام، چند پهلو، حذف، جنبه‌های دیداری، ایجاد شکاف و... هم‌سو کند تا از این رهیافت‌ها بین مخاطب و اثر هنری نوعی چالش ایجاد نماید و خواننده را از حالت انفعال خارج کند و به سمت خواننده فعال بکشاند.
۸۱۷۱۰.

بازخوانی واژه ی «سلطان» در قرآن کریم و متون مقدس یهودی-مسیحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۸
پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی یا درزمانی به مطالعه واژه ی قرآنی «سلطان» پرداخته است. این واژه برساخته از ریشه ی «س-ل-ط»، و سی و هفت بار در قرآن به کار رفته است. در این مطالعه، از همزادهای واژه در سایر زبان های سامی یاد شده است. افزون بر این، کاربست های واژه در متون پیشاقرآنی مشتمل بر متون مقدس یهودی-مسیحی به زبان های آرامی، عبری و سریانی و نیز اشعار کهن عربی به صورت مبسوط مطالعه شده است. نتایج و یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که مفهوم بنیادین واژه ی «سلطان» در زبان های مختلف سامی با قدرت پیوند دارد، چنانکه از مفاهیم اقتدار، فرمانروایی، پادشاه، فرمانروا و مانند آن برای واژه یاد شده است. با کاربست مجازی واژه، مفاهیم دیگر نظیر مجوز، اذن و حق نیز پدید آمده اند. از آنجا که مدلول واژه ی «سُلطان» در بسیاری از کاربست های قرآنی خود درهم تنیده از مفاهیم پیشین است، مقاله حاضر معادل فارسی «دستور» را پیشنهاد کرده است. این واژه ی فارسی مانند «سلطان»، همزمان دال بر همه معانی پیش گفته است. با این حال، در برخی آیات که تنها یکی از این مفاهیم برجسته می شود، می توان همان وجه را صرفاً با برابرنهاده های «چیرگی»، «پروانه» یا «مجوز» و «حق» بازتاب داد
۸۱۷۱۱.

چرایی و چیستی اجتهاد در فلسفه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۴۴
موفقیت در فلسفه آموزی منوط به رعایت ضوابطی است که تنقیح آنها - در واقع - ترسیم نوعی روش شناسی در حوزه فلسفه ورزی است. گرچه فیلسوفان مسلمان خود به هنجارهای فلسفه آموزی پرداخته اند، امّا کلام ایشان، معمولاً ناظر به شرایط معنوی فلسفه-آموزی بوده و در آن به ضوابط آموزشی کمتر پرداخته شده است. علاوه براین، به اقتضاء شرایط کنونی، معیارهای آموزشی گذشتگان نیازمند بروزرسانی است. این مقاله تلاشی است برای تنقیح روش شناسی فلسفه آموزی در حوزه فلسفه اسلامی. بدین منظور، مقاله پیش رو، نخست به ضرورت فلسفه آموزی توجه داده و نشان داده است که با توجه به فضای حاکم بر دانش فلسفه، این ضرورت جز با نیل به اجتهاد تأمین نخواهد شد و سپس، کوشیده است با تتبع در آثار گفتاری و نوشتاری برخی از برجسته ترین فیلسوفان مسلمان معاصر، تصویر روشنی از چیستی اجتهاد در فلسفه ارائه دهد که در آن، اجتهاد را به مهارت های پنجگانه ای تحویل برده شده است، که عبارت اند از: 1) نگاه منطقی خُرد و کلان، 2) منبع شناسی، 3) تسلط بر منابع، 4) نگاه تاریخی/تحلیلی و 5) نوآوری و خلاقیت. در نهایت، پس از بازشناسی اجتهاد بر اساس این شاخصه ها، تمرکز بر ویژگی سوم را به عنوان راهکار نیل به اجتهاد معرفی شده و به اختصار توضیح داده شده است که چگونه می توان از این طریق به اجتهاد نائل شد.
۸۱۷۱۲.

بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا اهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت پیامبر علیهم السلام از منظر مفسران فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۲
آیات متعددی ازقرآن کریم برمرجعیت علمی اهل بیت (ع)دلالت می کند.برخی از آیات به طور روشن و با دلالت مطابقی و برخی دیگر با دلالت التزامی. از جمله آیاتی که به صراحت مرجعیت علمی اهل بیت علیهم السلام را بیان کرده آیات 43 سوره نحل است که در سوره انبیا آیه 7 با تفاوت اندکی تکرار شده است.خداوند متعال می فرماید: وَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ إِلَّا رِجَالًا نُّوحِى إِلَیهِْمْ فَسَْألُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ؛ در این مقاله پس از بررسی مفاهیم کلیدی،دیدگاههای مختلف در باره مصداق اهل ذکرمورد بررسی قرار گرفته است.ابتدا دیدگاهی که بر اساس سیاق آیات ،اهل ذکر را اهل کتاب می داند مطرح شده و اشکالات آن بیان گردیده و سپس محذور دیدگاهی که آیه را از جهت سائل ،مسئول و مسئول عنه عام می داند روشن شده است. و در پایان دیدگاه کسانی که از فریقین با تکیه بر روایات،مصداق اهل ذکر را اهل بیت علیهم السلام می دانند تییین و روایاتی که در منابع فریقین در این باره آمده مورد توجه قرار داده است.
۸۱۷۱۳.

بررسی سندی و متنی روایت «کَانَ جِبْرِیلُ ینْزِلُ عَلَى النَّبِی (ص) بِالسُّنَّهِ»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۷
برخی سخنان رسول اکرم 2 را اجتهاد آن حضرت می دانند و برخی سخنان ایشان را وحی می دانند. یکی از دلایل روایی مورد استناد گروه دوم روایت «کَانَ جِبْرِیلُ ینْزِلُ عَلَى النَّبِی 2 بِالسُّنَّهِ، کَمَا ینْزِلُ عَلَیهِ بِالْقُرْآنِ» است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای صورت پذیرفته و به بررسی سندی و دلالی این روایت پرداخته است. هدف از این پژوهش تبیین دلایل قرآنی و روایی وحیانی بودن سنت نبوی در خلال بررسی روایت مذکور است؛ اما با قراین درون متنی تقویت می شود که روایت سخن تابعی بوده و کلام رسول اکرم 2 نیست. نتایج پژوهش عبارت است از اینکه سخنان رسول اکرم 2 اجتهاد شخصی ایشان نبوده و همان گونه که قرآن کریم از جنس کلام وحیانی است، جزئیات و تفاصیل شریعت در قالب سنت و سیره آن حضرت نیز به صورت وحی به ایشان داده شده است. این دریافت های وحیانی با تعابیری همچون «وحی لیس بقرآن»، «وحی السنه»، «وحی غیر قرآنی»، «وحی غیرمتلوّ» در آثار فریقین از آن یاد شده است، ولی تعبیر «وحی بیانی» گویاتر است .
۸۱۷۱۴.

از حسن و قبح عقلی تا زاگزبسکی: استقلال شناختی اخلاق و پیامدهای آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۹
این پژوهش به بررسی این پرسش اساسی می پردازد که آیا می توان میان نظریه «استقلال شناختی اخلاق از دین» در فلسفه اخلاق معاصر غرب (با محوریت آرای لیندا زاگزبسکی) و نظریه «حسن و قبح عقلی» در کلام امامیه و معتزله همگرایی معناداری یافت؟ همچنین، پیامدهای این همگرایی برای جهان شمولی اخلاق و امکان گفت وگوی بین ادیانی مورد تحلیل قرار می گیرد. روش تحقیق به کار گرفته شده در این مطالعه، روش تطبیقی-تحلیلی با رویکرد کیفی-انتقادی است. داده های پژوهش از طریق مطالعه عمیق آثار زاگزبسکی در فلسفه اخلاق غربی و متون پایه ای کلام امامیه و معتزله گردآوری شده اند. تحلیل داده ها در سه سطح صورت گرفته است:۱. سطح مفهومی (مقایسه مفاهیم پایه مانند «حسن و قبح عقلی» و «استقلال شناختی»)؛۲. سطح نظری (بررسی ادله هر دو طرف)؛۳. سطح پیامدی (تحلیل دلالت های بین فرهنگی و امکان سنجی گفت وگوی ادیان).یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو دیدگاه، علی رغم تفاوت های زمینه ای، به توانایی مستقل عقل در شناخت ارزش های اخلاقی باور دارند. این همگرایی محوری، پیامدهای مهمی در پی دارد: نخست آنکه اخلاق را به مثابه زبان مشترک بین انسان ها و ادیان مطرح می سازد؛ دوم آنکه ادعاهای نسبی گرایی اخلاقی را به چالش می کشد؛ و سوم آنکه امکان تأسیس «چارچوب عقلانیت اخلاقی فرافرهنگی» را به عنوان مبنایی برای مطالعات بین ادیانی و فلسفه تطبیقی فراهم می آورد. این پژوهش مسیر را برای تحقیقات آتی در حوزه های اخلاق مقایسه ای، الهیات گفت وگو و فلسفه تطبیقی هموار می سازد و نشان می دهد که چگونه می توان از میراث فکری متفاوت برای حل چالش های مشترک بشری بهره جست.
۸۱۷۱۵.

بررسی انتقادی نظریه تطابق معارف برهان و عرفان با قرآن (نقد و بررسی نظریه حکمت متعالیه در روش کشف معارف دینی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۵
تعیین و تبیین روش کشف معارف دینی و شیوه ارزیابی آن ها از مسائل مهم دین شناسی است. در این باره این سئوال مطرح است که آِیا معارف بشری غیردینی در فهم و کشف معارف دینی نقش دارد یا خیر. در پاسخ به این مسئله ازسوی دانشمندان اسلامی دیدگاه های گوناگون پدید آمده است. بر اساس برخی دیدگاه ها، معارف بشری هیچ نقشی در کشف معارف دینی ندارند و طبق دیدگاهی دیگر، همه معارف بشری در این باره موثرند. دیدگاه دیگری نیز بر تباین و جدایی معارف دینی از فلسفه و عرفان تأکید دارد. یکی از دیدگاه هایی که در پاسخ به این مسئله طرفداران زیادی پیدا کرده است، دیدگاه حکمت متعالیه است. طبق این دیدگاه نه تنها فلسفه و عرفان که از علوم بشری به شمار می آید در کشف معارف دینی نقش دارد، بلکه برهان (فلسفه)، عرفان و قرآن یکی بوده و محتوای فلسفه و عرفان با محتوای قرآن کریم انطباق دارند. در این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی این دیدگاه از جهات مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
۸۱۷۱۶.

شیوه های بازنمایی کارگزاران اجتماعیِ «خود» و «دیگری» در سوره مؤمنون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۷
تحلیل گفتمان قرآن به معنای بررسی و تحلیل ساختار و مضامین موجود در قرآن است. در تحلیل گفتمان قرآن، مفاهیم، الگوها و ساختارهای موجود در قرآن مورد بررسی قرار می گیرد و هدف اصلی آن تحلیل، روشنی، توجیه و تبیین معانی و مفاهیم موجود در قرآن و ارائه تفسیرهایی همسو با متن قرآنی است. پژوهش حاضر در تلاش است با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به الگوی جامعه شناختی-معنایی وَن لیوون (2008م) شیوه های بازنمایی کارگزاران اجتماعیِ «خود» و «دیگری» در سوره مؤمنون را بررسی نماید. این سوره گزارشی فشرده از حضور «خود» در قالب اهل ایمان و «دیگری» در قالب کفار معرفی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد در این سوره کارگزار اجتماعیِ «خود» و «دیگری» بیشتر بر اساس شیوه های اظهار بازنمایی شده است تا شیوه های حذف. این کارکرد گفتمانی ارتباط مستقیمی با پیام اصلی سوره مؤمنون دارد؛ بدین شکل که بخش مهمی از این سوره به توصیف اهل ایمان پرداخته و آن ها برجسته سازی شده و در بخشی دیگر به مهم ترین خصوصیات کفار ارجاع داده شده و آن ها حاشیه رانی شده اند. بنابراین برای تحقق این پیام لازم است از تمامی شیوه های اظهار جهت تعیین هویت کارگزاران اجتماعی «خود» و «دیگری» استفاده شود تا پنهان سازی و حذف آن ها.
۸۱۷۱۷.

حقیقت صلح عمری و جایگاه آن در نظام ثبتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۸۵
زمینه و هدف: صلح عمری در نظام ثبتی ایران به عنوان راهکاری حقوقی و مشروع غالبا به منظور جلوگیری از نزاع ورثه و در عین حال در راستای محقق ساختن مطلوب و مقصود مورث در تعیین تکلیف اموال غیرمنقول خود برای پس از مرگ به کار گرفته می شود. هدف مقاله حاضر بررسی حقیقت صلح عمری و جایگاه آن در نظام ثبتی ایران است. مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: یافته ها در خصوص حقیقت صلح عمری اختلاف وجود دارد. برخی آن را عقد نامعین دانسته اند و برخی دیگر ماهیت صلح را به عنوان یک عقد معین برای آن قائل شده اند. از طرفی آنان که صلح عمری را نوعی عقد صلح و تابع احکام صلح می دانند، در اینکه نتیجه عقد عمری می دهد یا صلح به شرط عمری است یا اینکه عین در زمان عقد و منفعت پس از وفات مصالح به ملکیت متصالح وارد می شود، اختلاف نظر دارند. صلح عمری حقیقتی مستقل از صلح ندارد و از همان ماهیت برخوردار است. نتیجه: با توجه به معمول بودن صلح عمری در نظام ثبتی ایران، اما رویه و رویکردها به آن متفاوت است که در مقام عمل، چالش هایی را نیز به همراه داشته است به نحوی که گاه صلح عمری و صلح به شرط عمری را یکی می پندارند، در حالی که این دو نتایج و احکام متفاوتی را به دنبال دارند.
۸۱۷۱۸.

«فعلیت بخشی تفسیری» در آراء نشانه شناختی امبرتو اکو و نظریه سنتی تفسیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۴
درباره چیستی تفسیر و تحلیل ماهیت آن، دیدگاه های مختلفی ارائه شده است. مفسران سنت گرای اسلامی، غایت تفسیر را بیان مفاد استعمالی آیات و کشف مراد الهی می دانند؛ در مقابل رویکردهای جدید هرمنوتیکی و زبان شناختی، یافته های مفسر یا دلالت های پیدا و پنهان متن را به عنوان غایت تفسیر نام می-برند. در این پژوهش به منظور بررسی ماهیت و چیستی تفسیر، در مطالعه ای تطبیقی ، برخی مؤلفه های فعلیت بخشی به متن در نگاه اکو، تبیین و با رویکرد مفسران اجتهادگرای سنتی مقایسه شده است. بر اساس نتایج پژوهش، در نظریه نشانه شناسی اکو، میان قصد مؤلف و قصد مفسر، امکان سومی به نام قصد متن وجود دارد. براساس این نظریه، طی یک فرایند، عملی را که مؤلف آغاز کرده، خواننده تکمیل می کند و در این میان، مفهوم متن شکل می گیرد. در واقع نظریه اکو، مفهوم تفسیر را از "کشف مراد" به "فعلیت بخشی به مراد" سوق می دهد. اکو، برخلاف رویکرد مفسران سنت گرای اسلامی، فعلیت بخشی تفسیری را همان فهم متن می داند که قصد مؤلف در فرایند آن به عنوان معیار درستی و نادرستی فهم نقش دارد. براین اساس، توان پنهان متن در تفسیرِ نامحدود و داشتن معانی بسیار، باعث پذیرش هر نوع کنش تفسیری نیست و متن خود سبب ایجاد محدودیت در قبول تفسیرهای ممکن است.
۸۱۷۱۹.

اثبات تناظر مراتب چهارگانه معارف با عوالم چهارگانه وجود بر اساس روایتی از امام صادق (ع)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۳۱
این نوشتار به بررسی شواهد تناظر مراتب چهارگانه معارف و عوالم چهارگانه وجود می پردازد. نویسنده برای دست یابی به این مهم ابتدا بر اساس روایتی از امام صادق (ع)، مراتب چهارگانه معارف را تبیین کرده است. این امر به فهم عمیق متون دینی و کشف وجوه هستی شناسانه آنها بسیار کمک می کند. متون دینی ضمن نشان دادن راه هدایت، واقعیت جهان را نیز به انسان نشان می دهند. غفلت از این مهم، بستر فهم سطحی از متون دینی را فراهم می آورد و از طرف دیگر علوم عقلی را از یک منبع الهام بخش برای تفکر محروم می سازد. چنان که خواهد آمد، در این روایت کعبه، بیت المعمور، عرش و تسبیحات چهار مرتبه از نماد یک فرع دینی (حجّ) معرفی شده است. سه مرتبه از این مراتب در عالم فراماده قرار دارد. در عوالم چهارگانه هستی نیز سه عالم غیرمادی وجود دارد. محتوای موجود در علوم عقلی در خصوص عوالم چهارگانه، شباهت چشمگیری با توصیف های آموزه های دینی در خصوص بیت المعمور، عرش و ... دارد.
۸۱۷۲۰.

کرامت انسان، معیار حقوق انسان در حکومت علوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۸۲
حکومت امام علی(ع)، نمونه کامل زمام داری مبتنی بر دین است که رهیافت رعایت حقوق انسان را برای کاربست در نظام های سیاسی امروز به دست می دهد. امام در جایگاه حاکم اسلامی، اصول و مصادیق حقوق انسان را در پرتو کرامت انسان بیان نمود و کارگزاران حکومت را به رعایت حقوق اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی انسان سفارش کرد. پژوهش حاضر با این پرسش که معیار حقوق انسان در حکومت علوی چیست در چارچوب نظری حقوق و کرامت ذاتی انسان با روش کتابخانه ای تحلیلی توصیفی تاریخی با هدف تبیین نگرش و منش امام علی(ع) در باب معیار حقوق انسان به این نتیجه رسید که حقوق انسان در حکومت علوی، دائرمدار کرامت او است و سیره امام در تأمین برابر حقوق انسان ها با تأکید بر «إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ»، تلاش برای تحقق آیه «لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ» برای همگان است؛ زیرا بدون تأمین کریمانه حقوق جامع انسان، کرامت انسان، جامه عمل نمی پوشد. حقوق برابر انسان با معیار کرامت ذاتی انسان در حکومت علوی عبارت از حق مساوات، امنیت، مصونیت، برابری نسبت به بیت المال، معیشت، تعلیم و تربیت، عدالت، مالکیت، حریت و تعیین سرنوشت است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان