۱.
این پژوهش به تبیین مسئله ضمانت روزی فرزندان در آیات قرآن کریم می پردازد. با وجود تصریح آیات قرآن در سوره های انعام و اسراء مبنی بر تعهد الهی به تأمین رزق و روزی، چگونگی و کیفیت این ضمانت در تفاسیر مختلف به طور شفاف و مشخص تبیین نشده است. بر این اساس، پرسش اصلی این است: خداوند چگونه روزی فرزندان را تأمین می کند؟ پژوهش حاضر با واکاوی دقیق این مسئله، در پی ارائه تصویری جامع و مبتنی بر استدلال از وعده الهی است؛ از این رو، با تحلیل و تفسیر کلامی آیات مرتبط و بررسی ارتباط میان فرزندآوری و تأمین روزی، به بررسی موضوع پرداخته است. این پژوهش به لحاظ ماهیت نظری و از نظر روش، تفسیری مسئله محور است که با استفاده از مطالعه کتابخانه ای و مراجعه به آثار تفسیری، کلامی و فلسفی و نیز با تحلیل عقلی و کلامی، به توسعه داده های پیشین می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد وعده الهی مبنی بر تضمین روزی فرزندان، وعده ای صادقانه است و این ضمانت از طریق کنش پذیری علل طبیعی تحت تأثیر عوامل غیبی محقق می شود. سه علت غیبی شامل نفس متعالی در پرتو فرزندآوری، صورت باطنی رابطه فرزندآوری و تأمین روزی، و اراده الهی بر روزی رسانی به فرزندان پس از فرزندآوری، زمینه تأمین روزی را فراهم می کنند.
۲.
پژوهش حاضر به تحلیل تطبیقی و ریشه یابی اختلافات و اشتراکات در رویکردهای تفسیری شیعه و اهل سنت نسبت به آیات الاحکام قصاص در قرآن کریم می پردازد. آیات قصاص به دلیل نقش بنیادین در نظام کیفری اسلام و تأثیر مستقیم بر حقوق و حیات افراد، همواره کانون بحث ها و تحلیل های تفسیری گسترده میان مذاهب اسلامی بوده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که با وجود اتفاق نظر هر دو مذهب بر اصل قرآنی قصاص، نحوه تفسیر و اجرای آن تحت تأثیر مبانی معرفت شناختی و اصول هرمنوتیکی متمایز، به نتایج متفاوتی انجامیده است. مفسران شیعه، با تکیه بر قرآن، سنت معصومان؟عهم؟ و عقل، در مسائلی همچون «تساوی در قصاص» از جمله قصاص مرد در برابر زن با پرداخت تفاضل دیه و نیز مسئله نسخ برخی احکام، دیدگاه های ویژه ای را مطرح می کنند. در مقابل، مفسران اهل سنت با استناد به قرآن، سنت نبوی، اقوال صحابه و بهره گیری از ابزارهایی چون قیاس و مصالح مرسله، در موضوعاتی نظیر گستره قصاص آزاد و برده، و نیز اعتبار قتل شبه عمد (به جز نزد مالکیه)، رویکردهای متنوعی ارائه کرده اند. این پژوهش نشان می دهد که تفاوت در منابع استنباط و روش های تفسیری، عامل اصلی واگرایی در فهم قلمرو قصاص، شرایط اجرا و تعادل میان عدالت کیفری و رحمت الهی است. این اختلافات تنها به سطح تفاوت های فقهی محدود نبوده، بلکه بازتابی از نظام های فکری عمیق تر در هر یک از این دو مذهب است.
۳.
این پژوهش به تفسیر آیه شریفه «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» با تاکید بر شبکه معنایی دعا در قرآن کریم می پردازد. طرح مسئله بر پراکندگی مطالعات پیشین در تحلیل اصطلاحات مرتبط با دعا و عدم تبیین نگاه نظام مند به روابط بین این مفاهیم است. ضرورت تحقیق با توجه به جایگاه محوری دعا در منظومه معارف دینی و نیاز به درکی جامع از ابعاد مختلف آن تبیین می شود. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از روش شبکه ای معناشناسی و تحلیل ریشه شناختی مصطلحات در منابع لغوی و تفسیری به تفسیر آیه شریفه «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» بر پایه شبکه معنایی دعا می پذیرد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مصطلحات دعا در قرآن در یک ساختار سلسله مراتبی سازمان می یابند که در آن «ذکر» به عنوان پایه شناختی، «دعا» به عنوان هسته مرکزی و «عبادت» به عنوان غایت نهایی است. همچنین، آیه «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» به عنوان محور شبکه دعا اشت که سایر مفاهیم؛ مانند: ندا، استغاثه و ابتهال حول آن معنا می یابند. این پژوهش الگویی نظام مند برای درک روابط بینامتنی مفاهیم دعا ارائه می دهد که می تواند در حوزه تفسیر موضوعی و تربیت دینی مورد توجه و بهره برداری قرار گیرد.
۴.
پنجاه وهفتمین آیه سوره مکی انعام، به موضوع ارائه «بیّنه» از سوی پیامبر؟ص؟ و مواجهه ایشان با مشرکان می پردازد. مفسران معمولاً با تکیه بر رویکردهای کلامی، دیدگاه های متفاوتی در تفسیر این آیه ارائه کرده اند که محوریت آن ها را مفهوم «بیّنه» و عبارت «مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ» تشکیل می دهد. همین امر سبب شده که آیه مذکور به مسئله اعجاز قرآن گره بخورد و بتوان آن را به منزله تقابلی میان دو گفتمان متفاوت دانست. سیاق آیات مورد نظر، حاوی احتجاج پیامبر؟ص؟ با مشرکان است. پژوهش حاضر بر این باور است که تکرار لفظ «آیه» در مواردی که به معنای معجزه در این سوره به کار رفته، جهت دار و دارای غرضی ویژه است و می توان آن را با آیه مورد بحث و واژه «بیّنه» به عنوان منطق پیامبرانه مرتبط ساخت. بر این اساس، در این مقاله کوشش شده تا با بررسی و نقد آراء مفسران در بیش از چهل تفسیر برگزیده از ادوار مختلف تاریخی، دیدگاهی نو ارائه شود که بر پایه آن، خود قرآن مستقل از انگاره اعجاز به عنوان حجتی کامل و بیّنه ای ذاتی کفایت می کند. برپایه مقاله حاضر رابطه «بیّنه» و «آیه» در سوره انعام دو دیدگاه تفسیری اصلی را نشان می دهد: برخی «بیّنه» را معجزات محسوس و برخی دیگر آن را خود قرآن می دانند. این امر نشان دهنده انتقال از معجزات حسی به برهان های فکری است. همچنین اشاره ضمیر «کذّبتم به» به قرآن و درخواست شتابزده کافران برای معجزه، نشان دهنده فهم نادرست آنان از اقتدار پیامبر و قضای الهی است.
۵.
آیه ۳۴ نساء از جمله آیات ظریف اجتماعی است که همواره مورد توجه مفسران بوده است. یکی از تعابیر کلیدی این آیه، عبارت «حافظاتٌ للغیب» است که مسئولیتی ویژه را برای زنان ترسیم می کند. این پژوهش با هدف تبیین مفهوم «غیب» در این آیه و تبیین حدود مسئولیت های ناشی از آن برای زنان انجام شده است. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی و مبتنی بر بررسی منابع تفسیری و آراء تفسیری مفسران متقدم و متأخر است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «حفظ غیب» در این آیه، ناظر به وظایف اخلاقی و دینی زنان در غیاب همسرانشان است. بیشتر مفسران، «غیب» را شامل پاکدامنی، رعایت حدود الهی، حفظ اموال، حقوق همسر، فرزندان و اسرار خانواده دانسته اند. پایبندی به این اصول، نقش بسزایی در تحکیم روابط زناشویی و کاهش آسیب های روانی و اجتماعی در نهاد خانواده ایفا می کند. این التزام از منظر دینی، وظیفه ای الهی با کارکردهای فردی و اجتماعی به شمار می رود. آیه موردنظر، ضمن اشاره به وظایف متقابل زن و مرد، بر اهمیت نقش زنان در حفظ بنیان خانواده که سنگ بنای سلامت اجتماعی است تأکید دارد. این نگرش با رویکرد عدالت محور فرهنگ دینی همسو است. مصادیقی همچون: حفظ پاکدامنی، رعایت حدود الهی و حفظ اسرار خانواده، از پشتوانه های قرآنی برخوردارند؛ در مقابل، برخی از پیروان خوانش های فمینیستی، این تعبیر را نه ناظر به فرمانبرداری محض، بلکه بیانگر فضایل اخلاقی و معنوی زنان شایسته می دانند.
۶.
داستان حضرت نوح(ع) از آموزنده ترین قصص قرآنی است که در تفسیر «تسنیم» با نگاهی عمیق، نظام مند و تربیت محور تحلیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی ظرفیت های تربیتی و اخلاقی این داستان، به تحلیل آموزه های آن در مواجهه با چالش های اخلاقی و اجتماعی انسان معاصر می پردازد. پرسش اصلی مقاله آن است که چگونه می توان با بهره گیری از آموزه های اخلاقی و معرفتی داستان نوح (ع)، به بازسازی هویت اخلاقی انسان امروز و حل بحران هایی همچون: فردگرایی، ضعف معنویت، بی تابی، مسئولیت گریزی و آشفتگی ارزش ها کمک کرد. این مطالعه با روش توصیفی تحلیلی و با اتکا بر تفسیر تسنیم انجام شده است. یافته ها نشان می دهد مفاهیمی چون: صبر، توکل، شکرگزاری، خیرخواهی، استغفار، دعا، استقامت و ادب معاشرت، ارکان تربیتی این داستان را تشکیل می دهند که می توانند به مثابه راهکارهایی معنوی و کاربردی در برابر بحران های اخلاقی کنونی به کار گرفته شوند. همچنین، این داستان با هشدار درباره پیامدهای انکار حق، پیروی از اکثریت گمراه، تقلیل معرفت به حس گرایی و کفران نعمت، مسیر اصلاح فرد و جامعه را ترسیم می کند. در مجموع، این مقاله نشان می دهد که خوانش تربیتی از داستان نوح؟ع؟، ظرفیتی اصیل برای بازسازی اخلاق فردی و اجتماعی در عصر حاضر فراهم می آورد.
۷.
یکی از راهکارهای اصلاح معضلات اجتماعی مذهبی، مطالعه مشکلات مشابه در ادوار گذشته است. یافته های اولیه نشان می دهد میان جامعه عصر نوح(ع) و جامعه امروزی از حیث گرایش به علوم غیرمادی، رواج شیطان پرستی و اندیشه های غیرتوحیدی، شباهت هایی وجود دارد. این اشتراک، انگیزه ای برای پژوهش حاضر فراهم کرده است تا با تحلیل ساختار جامعه آن دوران و رویدادهای تاریخی عصر نوح(ع)، الگویی برای دعوت جامعه معاصر به توحید ارائه دهد. جامعه امروزی متشکل از انسان هایی با قومیت ها و استعدادهای متنوع است؛ اما جامعه در عصر نوح(ع) از گروه هایی از انسان ها، جنّیان و موجوداتی موسوم به «نَسْنَاس» تشکیل می شد. برخی از این گروه ها هدایت ناپذیر بودند و برخی دیگر نیز چالش هایی در مسیر هدایتگری این پیامبر اولوالعزم ایجاد می کردند. حضرت نوح(ع) برای رفع این مشکلات، دعاها و درخواست هایی از خداوند داشت. در میان مفسران قرآن، بهره گیری از آراء صاحب تفسیر المیزان، می تواند راه دستیابی به هدف این پژوهش را هموار کند. این تحقیق بر آن است تا با تحلیل داده ها درباره افراد، گروه های اجتماعی و گونه های مختلف در قوم نوح، و با بررسی نقاط تمایز آنان، به همراه «چینش یابی زمانی» در آیات قرآن و با محوریت تفسیر المیزان، به شناسایی گونه های مؤثر در رخدادهای قوم نوح(ع) بپردازد. با نگاه ساختاری به سوره نوح، در مجموع، وجود شش گروه در آن دوران به اثبات می رسد که از میان آن ها می توان «جنّیان» و «کافرین دیّار» را نام برد که با طوفان از بین نرفته اند.
۸.
جمعی از مفسران، آیه «لا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» (بخشی از آیه ۲۵۶ سوره بقره) را به معنای «عدم اجبار در پذیرش دین» تفسیر کرده اند. برای تبیین این دیدگاه، دین را به عنوان مجموعه ای از امور ایمانی و اعتقادی تعریف می کنند و استدلال می کنند که باورهای دینی، اموری قلبی و عقلی هستند و نمی توان آن ها را با اجبار ایجاد کرد. پژوهش حاضر دو پرسش اصلی را مطرح می سازد: نخست، چرا دین تنها به عنوان امور اعتقادی تعریف شده، در حالی که در واقعیت، دین شامل ابعاد: اعتقادی، عبادی و اخلاقی است؟ دوم، چرا بخش بعدی آیه «قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ» که بر تبیین روشن خیر از شر و آثار آن تأکید دارد، به عنوان دلیلی بر «فطری بودن» احکام دین در نظر گرفته نمی شود؟ با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و با بررسی طیف گسترده ای از تفاسیر، یافته های این تحقیق نشان می دهد که اگرچه موضوع «عدم اجبار در پذیرش دین» در آیات دیگر قرآن قابل طرح است؛ اما آیه «لا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» درصدد بیان این مفهوم نیست. ادعای اصلی مقاله آن است که پیام محوری آیه یاد شده، نه نفی اجبار، بلکه «سازگاری ذاتی دین با فطرت انسان» است؛ به این معنا که آموزه های دینی با سرشت و طبیعت بشر در تعارض نیستند و نیازی به اعمال اجبار برای پذیرش آن ها وجود ندارد.