از حسن و قبح عقلی تا زاگزبسکی: استقلال شناختی اخلاق و پیامدهای آن
منبع:
دین پژوهی و کارآمدی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۷)
19 - 32
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی این پرسش اساسی می پردازد که آیا می توان میان نظریه «استقلال شناختی اخلاق از دین» در فلسفه اخلاق معاصر غرب (با محوریت آرای لیندا زاگزبسکی) و نظریه «حسن و قبح عقلی» در کلام امامیه و معتزله همگرایی معناداری یافت؟ همچنین، پیامدهای این همگرایی برای جهان شمولی اخلاق و امکان گفت وگوی بین ادیانی مورد تحلیل قرار می گیرد. روش تحقیق به کار گرفته شده در این مطالعه، روش تطبیقی-تحلیلی با رویکرد کیفی-انتقادی است. داده های پژوهش از طریق مطالعه عمیق آثار زاگزبسکی در فلسفه اخلاق غربی و متون پایه ای کلام امامیه و معتزله گردآوری شده اند. تحلیل داده ها در سه سطح صورت گرفته است:۱. سطح مفهومی (مقایسه مفاهیم پایه مانند «حسن و قبح عقلی» و «استقلال شناختی»)؛۲. سطح نظری (بررسی ادله هر دو طرف)؛۳. سطح پیامدی (تحلیل دلالت های بین فرهنگی و امکان سنجی گفت وگوی ادیان).یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو دیدگاه، علی رغم تفاوت های زمینه ای، به توانایی مستقل عقل در شناخت ارزش های اخلاقی باور دارند. این همگرایی محوری، پیامدهای مهمی در پی دارد: نخست آنکه اخلاق را به مثابه زبان مشترک بین انسان ها و ادیان مطرح می سازد؛ دوم آنکه ادعاهای نسبی گرایی اخلاقی را به چالش می کشد؛ و سوم آنکه امکان تأسیس «چارچوب عقلانیت اخلاقی فرافرهنگی» را به عنوان مبنایی برای مطالعات بین ادیانی و فلسفه تطبیقی فراهم می آورد. این پژوهش مسیر را برای تحقیقات آتی در حوزه های اخلاق مقایسه ای، الهیات گفت وگو و فلسفه تطبیقی هموار می سازد و نشان می دهد که چگونه می توان از میراث فکری متفاوت برای حل چالش های مشترک بشری بهره جست.