نظریات مختلفی پیرامون نسبت بین متشابهات قرآنی و مشطحیات عرفانی شکل گرفته است. یکی از نظریات مهم و مورد توجه، در این زمینه، نظریه روز بهان بقلی است که توجه جمعی از متفکرین و مستشرقین معاصر از جمله هانری کربن را به خود جلب کرده است. در این نظریه، متشابهات قرآنی از سنخ شطحیات عرفانی دانسته شده و مورد تحلیل قرار گرفته است. ما در این مقاله هرمنوتیکی آنها، وجوه تمایز بنیادی این دو را از هم نشان داده و به نقد نظریه مذکور پرداخته ایم.
با توجه به تعالیم اسلام اعم از آیات قرآن و سیره قولی و فعلی پیامبر (ص) و تلاش وی در جهت تبیین جایگاه زن در عرصه خانواده و اجتماع و احقاق حقوق ایشان، توقع چنان بود که زنان موقعیت فراچنگ آمده را در دوره های بعد نیز محفوظ دارند. اما علی رغم این انتظار، پس از وفات پیامبر (ص) روند بهبود وضعیت زنان با موانعی مواجه گردید و در نهایت به پیدایش دیدگاهی منفی نسبت به ایشان و انزوا و عزلت نشینی آنان منجر گردید. از جمله عواملی که به تحول جایگاه زن در جامعه اسلامی انجامید، پیامدهای سو ناشی از فتوحات گسترده مسلمین بود.در این مقاله ابتدا به سیره نظری و عملی پیامبر (ص) در راستای تعالی فکری و اجتماعی زنان اشاره شده و با ذکر شواهد و اسناد گوناگون، ارتقای موقعیت زن در جامعه نوبنیاد اسلامی اثبات گردیده و پس از آن به افول منزلت زن اشاره شده و از میان عوامل متعددی که ممکن است بدین امر منجر شده باشد به به عامل فتوحات مسلمین و پیامدهای منفی آن یعنی نفوذ فرهنگ های بیگانه و بروز مفاسد اخلاقی در جامعه پرداخته شده است.
اصطلاح «صنعت» یکی از شایع ترین مفاهیم حوزه تمدن اسلامی است که کاربردهای متفاوتی داشته است. اطلاق این اصطلاح بر صنایع بشری، بخشی از معنای عام آن بوده است. حکما و دانشمندان اسلامی، مباحثی اساسی را درباره صنعت طرح کرده اند که امروز می توان با الگوگیری از آن ها، عرصه های جدیدی را در این موضوع باز کرد. مسئله این پژوهش، نگاهی فلسفی به صنعت و تبیین مبانی حکمی آن بر اساس آرای حکمای اسلامی است. مسئله نگاه فلسفی به صنعت با وجود اهمیت و ضرورت در دوران معاصر، هنوز از دیدگاه فلسفه و فیلسوفان اسلامی مورد پژوهش جدی قرار نگرفته است. در این مقاله ضمن برشمردن جهان بینی حاکم بر صنعت در نگاه حکمای اسلامی، به تحلیل و تبیین این مبانی می پردازیم. آگاهی از این مبانی برای فهم نگرش حکمای اسلامی به صنعت اهمیت دارد تا از این رهگذر، چگونگی سریان جهان بینی حکمای اسلامی بر صنایع سنتی مشخص شود و این مهم ما را در تدوین مبانی فلسفی صنعت مبتنی بر نگرش حکمت اسلامی توانا می کند. تقلیدی بودن صنعت از طبیعت، تقدم طبیعت بر صنعت، نگرش تشکیکی به صنایع، حکیمانه بودن تنوع صنایع، تبیین متافیزیکی از ضرورت وجود صنایع، نگرش معنوی به صنایع، روش کیفی، و تنوع روشی، اهم مبانی فلسفی حاکم بر صنعت قدیم است.
مقاله حاضر به ابعاد محتوایی و ساختاریِ توسعه و تعالی نظر و عمل انسان از مجرایِ بسط ارزش های مدنی در جامعه توجه دارد. تحلیل و تبیین این موضوع در این مقاله، بر پایه قرائت حکمت متعالیه از منظومه حکمت و معرفت اسلامی استوار است. در آغاز، پس از تبیین ماهیت حیات اجتماعی، به این مسئله اساسی عطف نظر شده که ارزش های بنیادین هدایتگر حیات مدنی و توسعه و تعالی انسان در ساحت عمومی را تحت چگونه ساختاری می توان مقوله بندی کرد. ترتب سه نظام «نیازها»، «عمل کردها» و «پاداش ها» بر ابعاد طولیِ تعاملات انسان، یعنی انسان در نسبت با پروردگار متعال، خود، دیگری و خلقت الهی، ساختاری را فراهم آورده که بر اساس آن می توان ارزش های بنیادین را شناسایی و ارائه کرد. در ادامه، چگونگیِ اصطیاد مفهومیِ ارزش های بنیادینِ آمده در ساختار یادشده، در چارچوب منظومه معرفت دینی و حِکمی توضیح داده شده است. ازجمله مباحث مهم در این مقاله، تبیین ساختار سه سطحیِِ بسط و انتشار ارزش ها در ساحت اخلاق عمومی و فرهنگ است.
حضرت علی(ع) شخصیتی است که منحصر به یک گروه یا عقیده و مرام خاصی نیست و از نخستین روزهای طلوع پرفروغ اسلام تاکنون شخصیتهای بزرگی با گرایشهای گوناگون مجذوب ابعاد شخصیت والای ایشان شده اند وهر یک به فراخور دانش‘ استعداد‘ گرایش و ذوق خویش در توصیف ایشان قلم زده اند. این مقاله درباره میزان حضور علی(ع) در شعر معاصر عربی به نگارش در آمده است. دیوانهای اشعار و قصائد بسیاری مورد مطالعه وبررسی قرار گرفته و نمونه های گوناگونی از اشعار که در ارتباط با علی(ع) سروده شده تحت عناوین مختلف آورده شده است که تقریبأ بیشتر جوانب زندگی علی(ع) را دربرمی گیرد. نویسنده معتقد است که علی (ع) نه تنها در اشعار عربی معاصر مورد بی مهری قرار نگرفته ‘ بلکه جوانب بیشتری از زندگی و صفات بی بدیل ایشان مورد توجه شاعران قرار گرفته است وسرایندگان زیادی اعم ازشیعه و سنی و مسیحی ‘از موهبت ممتاز ادبی خویش در بیان فضائل ومناقب حضرت استفاده نموده ند.
ابن سینا موجودى مجرد را به نام عقل فعال در نظام فلسفى خود پذیرفت و در پى تبیین عقلى براى ضرورت وجود آن برآمد. قبل از او، ارسطو عقل فعال را در فلسفه خود مطرح کرد. دغدغه اصلى ارسطو حل مسئله ادراک کلى بود؛ چراکه در نظام فلسفى او، نفس به مثابه امرى مادى، قادر به ادراک صور عقلى مجرد نبود. در نتیجه، ارسطو ضرورتا به عقل فعال مجرد رسید که جایگاه وجودشناختى آن در نزد وى، ابهاماتى دارد. ابن سینا در تلاش خود براى حل این مشکل، با رویکردى متفاوت با ارسطو به تبیین وجود عقل فعال پرداخت. آیا ابن سینا در رویکرد جدید خود، توانست به تبیین وجودى عقل فعال برسد و در صورت پاسخ مثبت، چگونه بدان پرداخت؟ در مقاله حاضر، پس از بیان رویکرد ابن سینا، با استفاده از قاعده الواحد و برهان ضرورت وجود عقل فعال به مثابه مُفیض صور عقلى، وجود آن اثبات مى شود و در پایان، نظر ابن سینا مورد ارزیابى قرار مى گیرد.
امروزه در اقتصاد پول را به عنوان نوعی بدهی تعریف می کنند و حسب اینکه مدیون این بدهی چه کسی باشد با سه نوع پول مواجهیم. نوع نخست از این بدهی، اسکناس و مسکوکات می باشد که بدهی بانک مرکزی به عامه مردم محسوب می گردد. نوع دوم، ذخایر بانک مرکزی است که در واقع بدهی بانک مرکزی به بانک های تجاری است. نوع سوم این بدهی نیز سپرده های بانکی است که موضوع این نوشتار را تشکیل می دهد و بدهی بانک های تجاری به سپرده گذاران می باشد.در تشریح چگونگی خلق پول یا همان سپرده های بانکی از جانب بانک های تجاری، دو نظر در میان اقتصاددانان وجود دارد. برخی بر این باورند که این فرآیند، متوقف بر دریافت سپرده اولیه بانک ها از سپرده گذاران است. در این فرآیند، بعد از اینکه بانک سپرده های مردم را جمع آوری می کند، از آن رو که تمامی مردم در یک زمان برای دریافت سپرده های خود به بانک مراجعه نمی کنند، بانک بیش از سپرده های خود به مردم اعطای اعتبار می کند. این منظور نمودن اعتبار، صرفاً با عملیات حسابداری صورت می گیرد و فی نفسه مابه ازایی ندارد؛ در حالی که مردم برای بازگرداندن این اعتبار زحمت کشیده و با عمل خود که مالیت دارد، موفق به بازپرداخت مبالغ می شوند. در نظریه دیگر که موضوع بررسی فقهی این نوشتار است، اساساً بانک برای اعطای اعتبار حتی نیاز به جمع آوری اولیه سپرده از مردم ندارد، بلکه بانک ها مستقلاً و بدون موجودی اقدام به اعطای اعتبار به مشتریان می نمایند.به منظور تشخیص اینکه این اقدام بانک های تجاری مشمول کدام یک از عناوین حقوقی است، دو فرضیه «أکل مال به باطل» و «غصب» را مطرح نموده ایم. حسب توضیحاتی که در این مقاله ارائه شده، به نظر می رسد خلق پول مشمول دو عنوان أکل مال به باطل و غصب می باشد و حکم فقهی آن نیز حرمت است. در شمول این عناوین بر خلق پول، نگاه کلان به مسئله بسیار راهگشا خواهد بود.