مبادی کنش در دیدگاه ملاصدرا و نظریه خودتعیین گری دسی و رایان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
471-492
حوزههای تخصصی:
رفتار انسان و فرایند شکل گیری، هدایت، کنترل و تغییر آن از مباحث بنیادینی بوده که در حوزه های مختلف علمی به تفصیل بررسی شده است. با وجود پژوهش های متعدد، مقایسه نظام مند میان تبیین فلسفیِ «مبادی عمل» در اندیشه ملاصدرا و نظریه «خودتعیین گری» دسی و رایان کمتر صورت گرفته است. هدف این پژوهش شناسایی وجوه اشتراک و افتراق این دو رویکرد و بررسی پیامدهای آن برای روان شناسی و آموزش است. ملاصدرا، موضوع مبادی عمل را در چارچوب انسان شناسی مورد بررسی قرار داده و تلاش نموده است تا تمامی رفتارهای انسانی را بر پایه اصول فلسفی تحلیل کند. در فلسفه ملاصدرا، مبادی عمل در قالب سلسه ای از قوای نفس، از «تصور» تا «قوه فاعله»، و با تأکید بر پیوند انگیزش با مراتب وجودی انسان تبیین می شود. نظریه خودتعیین گری، بر سه نیاز ذاتی -خودمختاری، شایستگی و ارتباط- به عنوان محرک های اصلی رفتار و پیوستاری از انگیزش درونی تا بی انگیزگی تأکید دارد. این مطالعه با رویکرد تطبیقی-تحلیلی و بر پایه منابع اصیل فلسفی و روان شناختی انجام شد. نتایج نشان می دهد هر دو دیدگاه نقش اراده را اساسی می دانند و میان عوامل درونی و بیرونی تمایز می گذارند، اما در خاستگاه انگیزش و ساختار آن تفاوت دارند؛ ملاصدرا انگیزش را بر بنیاد غایات متعالی و ساختاری سلسله مراتبی می بیند، در حالی که دسی و رایان بر نیازهای روان شناختی و تعامل هم زمان مؤلفه ها تأکید دارند. این مقایسه می تواند به غنی سازی روان شناسی انگیزش و طراحی مداخلات آموزشی کمک کند.