فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۷۰۱ تا ۲۳٬۷۲۰ مورد از کل ۸۴٬۷۳۰ مورد.
اندیشه ورزی در استنباط فقه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کمال و سعادت بشری در گرو اندیشه و تعقل است و اندیشه ورزی، دعوت به تفکر و همچنین سلب محدودیت از عقل و اندیشه تعریف شده است. پرسش اصلی مقاله این خواهد بود که اسلام در تحقق این امر در مباحث اصول فقه (که علم استنباط فقه و یکی از منابع آن عقل است) برای اندیشه ورزی چه اعتباری قائل شده است؟ هدف این مقاله اثبات وجود اندیشه ورزی در حد متعالی عقلانی در اصول فقه است، چراکه اصول فقه؛ علم به قواعد عمومی و عناصر مشترک در عملیات استنباط احکام شرعی (فرعی) است و روش صحیح استنباط را از منابع فقهی به ما مى آموزد. از این رو علم اصول مانند علم منطق علمی دستورى است. برای تحقق این هدف به تحقیق توصیفی- تحلیلی در این زمینه پرداخته شده است و در نهایت به این نتیجه رسیده ایم که اصول فقه نه تنها مخالف اندیشه ورزی نیست، حتی برای درست اندیشیدن نیز اصول و قواعدی ارائه کرده است و از روش هایی که اعتبار عقلانی ندارند، دوری می کند. همچنین به عقل وبنای عقلا اختیارات گسترده داده است و عقل را یکی از منابع استنباط می داند.
تأملی در غزل رؤیاهای مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غزل مولانا از نظر معنایی، تفاوت هایی عمده با سنت های شعر فارسی و کلام دیگر شاعران دارد. سخن مولانا آنجا که برآمده از تجربه فنا و ناآگاهی است، دارای معانی مبهم و شگفت انگیز است. وصول به تجربه فنا و قرار گرفتن در بافتی وحیانی در لحظات «گشادنِ درِ سخن» و ورود به حریم مقدس معنا، سبب می شود در دیوان کبیر، با غزل هایی مواجه شویم که تصویر رؤیایی عجیب و شگفت انگیزند؛ غزل هایی که عظمت معنا در آن ها به اندازه ای است که به دشواری می توان معنایی حتمی و مشخص برای آن ها تدارک دید. شدت هیجانات عاطفی و غلبه معانی غیبی، چنان است که در برخی از این غزل های رمزی، تشخیص متکلم و مخاطب بسیار دشوار است؛ تجارب شگفت مولانا در اقلیم عرفان، غزل هایی چنان مبهم و درک ناشدنی پدید آورده که پیش و پس از مولانا بی سابقه و بی نظیرند. در این نوشتار، پس از تمایز نهادن میان دو گروه غزل رؤیاوار مولانا به لحاظ ساختاری و معنایی، و بیان برجسته ترین خصایص آن ها، تعدادی از این غزل ها مشخص و تحلیل شده است. نگارنده مقاله بر آن است که با تکیه بر مواریث سخن صوفیه و به ویژه بنیان های اندیشه مولانا، به ساحاتی از این معانی رمزی و مبهم دست یابد.
حداقل وجدان جمعى در برقرارى نظم اجتماعى از دیدگاه اسلام
منبع:
معرفت ۱۳۷۷ شماره ۲۵
حوزههای تخصصی:
حلق و تقصیر(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
میقات حج ۱۳۷۳ شماره ۹
حوزههای تخصصی:
برهان صدیقین در فلسفه و کلام اسلامی (از قرن ششم تا دهم)
حوزههای تخصصی:
ملاصدرا علیت ضروری را با برهان صدیقین بوعلی با استفاده از امکان ماهوی و استحاله تسلسل شکل گرفته است، پس از صدرالمتالهین در آثار عرفانی و همچنین درآثار فلسفی و کلامی تحولاتی در جهت بررسی و یا تقریرهای مجدد برهان شکل می گیرد. این مقاله تحولاتی را پی می گیرد که در آثار فلسفی و کلامی بعد از بوعلی تا پیدایش حکمت صدرایی پدید آمده است، نخست به دو تقریر شیخ اشراق می پردازد، شیخ اشراق در تقریر دوم خود تلاش ناموفق برای استفاده نکردن از استحاله تسلسل دارد، تقریر دیگری از فخر رازی ارائه می شود و در نهایت تقریر موفق خواجه برای ابتنای استحاله تسلسل بر برهان بازگو می گردد، و در پایان به چگونگی اخذ وجود ممکن در برهان اشاره می شود. در برخی تقریرها نظیر تقریر سینوی وجود ممکن با تردید و به نحو علم اجمالی اخذ می شود. در برخی دیگر برهان بر علم تفصیلی به وجود ممکن بنا می شود و در تقریر نوع اول وجود واجب قبل از علم تفصیلی به وجود ممکن اثبات می شود.
گنج حکیم
منبع:
بینات ۱۳۸۵ شماره ۴۹ و ۵۰
خردورزی در هندسه معرفتی تفسیر سوره حجرات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعارض تعقل و تعبد محصول تصوری نا صواب از درک جایگاه عقل در نظام معرفتی دین و بیگانه شدن از معارف خالص وحیانی است. گرچه برخی تعالیم کتاب الهی جنبه تعبدی داشته و از دسترس عقل متعارف بیرون است، لکن تامل در آیات نشان می دهد که این امر به مفهوم گریز از تعقل و خردورزی نیست. هندسه معرفتی سوره حجرات که متضمن آداب و سبک زندگی دینی است، یک هرم چند وجهی است که وجهی از آن به ادب بندگان با حق تعالی، وجهی دیگر به ادب پیروان با رسول خدا| و وجهی به ادب اهل ایمان بایکدیگر نظر دارد، آنچه در رأس این هرم می درخشد خردپذیری گزاره های آن و سوق دادن مخاطبان به تعقل در جریان تعبد است. این مقاله با تأملی در مفردات، مضامین و سیاق سوره، در کنار اسلوب بیان نشان می دهد که چگونه این آیات، از سویی دارای گزاره های خردپذیر است و از سوی دیگر خرد انسانی را در دستیابی به حقایق، مدد و در جهت شکوفایی آن بسترسازی می کند. تعلیل احکام، تشبیه محسوس، وضع احکام اعتباری، تغییر خطاب، و مرزبندی مفهومی شیوه های این بسترسازی است.
یقظه و بیداری
منبع:
مبلغان ۱۳۸۷ شماره ۱۰۴
حوزههای تخصصی:
تبیین وجودی مرگ از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه مشاء
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه های مضاف
در این مقاله با استفاده از مبانی سه گانه هستی شناسی، جهان شناسی و انسان شناسی به تبیین مرگ از نظر ابن سینا و ملاصدرا پرداخته شده است. ابن سینا بر مبنای نگرش ماهوی، از مبانی انسان شناختی همانند دو ساحتی بودن انسان، روحانیة الحدوث و روحانیةالبقا بودن نفس در تبیین مرگ بهره می گیرد. در جهان شناسی ابن سینا مسأله مرگ، بدون حضور عالم مثال منفصل و با تأکید بر عالم عقل و نظریه افلاک تبیین می شود. او با استفاده از این مبانی و با تقسیم مرگ به دو قسم طبیعی و ارادی، تبیینی ماهوی و طبی از مرگ ارائه می دهد، بدین گونه که مرگ قطع تعلق نفس به بدن است و علت اصلی آن حرارت و طبیعت، عدم قابلیت بدن و تناهی قوای آن است، درحالی که ملاصدرا بر پایه نگرش وجودی از مبانی انسان شناختی و جهان شناختی در تبیین مرگ بهره می گیرد مانند انحای سه گانه تجرد نفس، جسمانیة الحدوث و روحانیةالبقا بودن آن و اعتقاد به عوالم سه گانه هستی که عبارتند از: عالم عقل، عالم مثال و عالم ماده که انسان در تداوم حرکت وجودی خود با مرگ، قوس صعود را در این عوالم طی می کند. ملاصدرا با تقسیم مرگ به سه نوع طبیعی، اخترامی و ارادی، تبیینی متافیزیکی و وجودی از مرگ طبیعی ارائه می دهد، با این توضیح که: مرگ، امری وجودی و پایان حرکت تکاملی و استقلالی نفس از بدن است. تفاوت این دو تبیین این است که در نظر ابن سینا بدن نقش اصلی در مرگ دارد، درحالی که در نظر ملاصدرا نفس نقش اصلی را در مرگ ایفا می کند.
راهکارهای تقریب دیدگاه فقه امامیّه و نظام بین الملل حقوق بشر در مسئله تنبیه بدنی کودکان
حوزههای تخصصی:
از جمله ی مسائل حسّاس و مهمّ تربیتی که خانواده ها و جوامع بشری دچار آن هستند، چگونگی برخورد با اعمال و کردارهای ناروای کودکان است. در دیدگاه اسلامی و به خصوص فقه سترگ شیعه که در کشور ما منبع الهام بخش جهت قانونگذاری محسوب می گردد، علاوه بر توجّه خاص به امور تربیتی کودکان و رشد و سعادت آنان، بر کرامت کودکان، مهروزی و مصلحت محوری در برخورد با آنان و جلوگیری از هرگونه زیان و آسیب به آن ها تأکید بسیار شده و از کیفر دادن، خشونت و آزار اطفال منع شده است. هرچند در مواردی نیز تنبیه کودکان به جهت رعایت مصلحت و غبطه ی آنان، جایز و بلامانع دانسته شده است. لیکن نظام بین الملل حقوق بشر تلاش می کند تا تنبیه بدنی کودکان را از جوامع حذف نماید و با ابزارهای گوناگون درصدد ترویج این دیدگاه بوده و معتقد است تنبیه کودکان بر خلاف کرامت انسانی و تمامیّت جسمانی کودکان بوده و گاه، امری غیر انسانی، تحقیر آمیز و خشن نیز محسوب می شود؛ لذا، تمام تلاش خود را بر این امر متمرکز نموده است که از اِعمال همه ی انواع تنبیه و مجازات بدنی کودکان در سطح جهانی جلوگیری کرده، و این عمل را به طور کلّ حذف نماید. بنابراین، در بدو امر و به ظاهر، دو رویکرد متعارض شکل می گیرد.
ما ضمن بررسی و تبی ین موضع واقعی این دو دی دگاه، سعی نموده ایم که با توجّه به غبطه و مصلحت
کودکان و منافع اجتماع، تربیت، رشد و حقوق کودکان، راه کارهای مناسب جهت نزدیکی دو رویکرد به یک دیگر ارائه دهیم.
معناشناسى واژه «استکبار» در قرآن کریم بر مبناى نظریه ایزوتسو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ۱۳۸۸ شماره ۱۴۳
حوزههای تخصصی:
واژه «استکبار» از مهمترین واژگان کلیدى در قرآن است و نقش برجستهاى در نظام اخلاقى قرآن، با بار معنایى منفى دارد، و براى نشان دادن یکى از صفات بارز کافران به کار مىرود.
در زبان قرآن، واژههاى کلیدى دیگرى مانند بغى، بطر، عتو، استغناء و طغیان در حوزه کانونى واژه «استکبار» مورد بحث قرار مىگیرند.
هدف این نوشتار، تبیین واژه «استکبار» از لحاظ معناشناسى و ارائه الگویى است که در آن، مفاهیم کلیدى گزارههاى اخلاقى معانى شخصترى یابند.
این تحقیق با رویکردى معناشناسى به تبیین مباحث اخلاقى ـ دینى در حوزه واژه «استکبار» مىپردازد. این روش و شیوه داراى دستاوردها و تأویلهاى استوار است. چنین روشى همان چیزى است که آن را «تفسیر قرآن به قرآن» مىنامیم، با این تفاوت که از نظریه حوزه معنایى که شاخهاى از حوزه زبانشناسى است بهره گرفته مىشود.