فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۴۸۱ تا ۱۸٬۵۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از مهم ترین اختلالات روان شناختی که همراه با تحولات اجتماعی، بیشتر خود را نشان داده، اختلال اضطراب اجتماعی است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف پیش بینی میزان اضطراب اجتماعی دانشجویان دختر دانشگاه مازندران بر اساس ویژگی های شخصیتی آن ها صورت پذیرفت.\nروش کار: جامعه آماری این پژوهش توصیفی، شامل تمام دانشجویان دختر دانشگاه مازندران در سال تحصیلی 94-1393 بود و تعداد 384 نفر دانشجو از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های مربوط به اضطراب اجتماعی از مقیاس اضطراب اجتماعی واتسون و فرند (FNE,SAD) و برای ویژگی های شخصیتی از فرم کوتاه پرسش نامه ی شخصیتی (NEO) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS نسخه ی 22 و به روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه (هم زمان) انجام پذیرفت.\nیافته ها: نتایج نشان داد که بعد روان رنجورخویی، پیش بینی کننده ی مثبت و معنی دار اضطراب اجتماعی (000/0P<، 50/0=β) و ابعاد برون گرایی (000/0P<، 32/0- =β) و توافق پذیری (049/0P<، 10/0- =β)، پیش بینی کننده ی منفی و معنی دار اضطراب اجتماعی هستند. ابعاد تجربه پذیری و وظیفه شناسی، توان پیش بینی اضطراب اجتماعی را ندارند.\nنتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر حاکی از این است که ویژگی های شخصیتی مختلف پیش بینی کننده های متفاوت از سطوح اضطراب اجتماعی دانشجویان دختر می باشند.
بررسی آسیب های موجود در تعامل زوجین با والدین خود بعد از ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی آسیب های موجود در تعامل بین افراد متأهل با والدین خود بود. پژوهش قابل تفکیک به دو بخش می باشد. روش پژوهش در بخش اول، تحلیل کیفی بود که ابتدا متون نظری و پژوهشی مرتبط با عنوان بررسی شد، سپس با استفاده از مصاحبه ی نیمه ساختاریافته بر روی یک نمونه ی 36 نفری (شامل افراد متأهل و والدین) که به صورت هدفمند انتخاب شدند، مهم ترین آسیب های تعاملی زوجین با والدین استخراج گردید. سپس اطلاعات حاصل از تحلیل مصاحبه ها و کتب و مقالات مرتبط ادغام گردیده و از آن در جهت تهیه ی پرسشنامه ی آسیب شناسی تعاملی استفاده شد. در بخش دوم که به روش توصیفی مقطعی انجام گردید، پرسشنامه ی مذکور بر روی نمونه ای شامل 135 نفر (78 زن متأهل و 57 مرد متأهل) که به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند، اجرا گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار spss و با روش محاسبه فراوانی، میانگین، انحراف استاندارد و آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که از منظر کیفی بیشترین آسیب ها عبارتند از وابستگی، انتظارات نابجا، بی اعتنایی، دخالت و رفتارهای منفی. در بخش کمی پژوهش نتایج نشان داد که آسیب های وابستگی عاطفی، انتظارات نابجای والدین، بی اعتنایی والدین و دخالت، با اختصاص بیشترین میانگین ها به ترتیب اولویت های اول تا چهارم را به خود اختصاص دادند. همچنین نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که در خصوص آسیب های تعاملی، در گروه افراد متأهل تفاوت معناداری (05/0>p) بین زنان و مردان وجود ندارد.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر تنظیم هیجان و کیفیت زندگی زنان دارای همسر معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعتیاد باعث ایجاد مشکلات بسیاری برای فرد معتاد و خانواده او می شود، به طوری که خانواده فرد معتاد از مشکلات بیشتری رنج می برند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر تنظیم هیجان و کیفیت زندگی زنان دارای همسر معتاد بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بوده و از طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را زنان دارای همسر معتاد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر رشت در سال 1393 تشکیل می دهند. 20 نفر با استفاده به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (10 نفر برای هر گروه). گروه آزمایش در 8 جلسه آموزش ذهن آگاهی شرکت کردند، درحالیکه گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. از مقیاس تنظیم هیجان و پرسشنامه کیفیت زندگی برای جمع آوری داده ها استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار Spss نسخه 18 و به شیوه تحلیل کواریانس تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد و آموزش ذهن آگاهی به طور معناداری موجب افزایش تنظیم هیجان و کیفیت زندگی در زنان دارای همسر معتاد شده است (01/0>P). لذا انجام مداخلات بر اساس این رویکرد می تواند در افزایش بهزیستی هیجانی و کیفیت زندگی این زنان مفید باشد.
اثربخشی آموزش مدیریت حافظه هیجانی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیش بینی شادکامی زوجین بر اساس هوش معنوی و سبک های عشق ورزی: نقش واسطه ای سازگاری زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش پیش بینی شادکامی زوجین بر اساس هوش معنوی و سبک های عشق ورزی با نقش واسطه ای سازگاری زناشویی بود. طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، به حجم 360 دانشجوی متأهل مرد و زن از میان 840 دانشجوی ساکن در خوابگاه متأهلین دانشگاه تهران انتخاب شد. به منظور جمع آوری داده ها، پرسشنامه های عشق استرنبرگ، هوش معنوی کینگ، شادکامی آکسفورد و سازگاری زناشویی اسپانیر استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری (تحلیل مسیر) استفاده شد. نتایج نشان داد که هوش معنوی، سبک های عشق ورزی و سازگاری زناشویی با شادکامی زوجین رابطه معنی داری دارند. همچنین نتایج مدل نشان داد که هوش معنوی و سبک های عشق ورزی اثر مستقیمی بر شادکامیزوجین دارند. متغیر هوش معنوی اثر غیر مستقیمی بر شادکامی زوجین ندارد در حالی که سبک های عشق ورزی به واسطه سازگاری زناشویی با شادکامی زوجین رابطه دارد. در مجموع،نتایج حاصل از این پژوهش نشان دادکه سازگاری زناشویی، نقش واسطه ای در پیش بینی شادکامی زوجین بر اساس هوش معنوی و سبک های عشق ورزی دارد.
مقایسه مشکلات بین فردی و پرخاشگری در دانشجویان دارای رگه های خودشیفتگی بیمارگون خودبزرگ بین، آسیب پذیر و افراد فاقد این رگه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شواهد موجود حاکی از وجود دو نوع مجزا از خودشیفتگی به شکل خودشیفتگی خودبزرگ بین و آسیب پذیر می باشد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه میزان پرخاشگری و مشکلات بین فردی در این دو نوع از خودشیفتگی و نیز مقایسه آنها با افراد فاقد ویژگی های خودشیفته وار بود. تعداد 90 نفر آزمودنی از بین دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه ها تهران که بر اساس غربالگری به وسیله پرسشنامه خودشیفتگی مرضی، در سه گروه 30 نفره دارای رگه های خودشیفتگی خودبزرگ بین، آسیب پذیر و فاقد رگه های خودشیفتگی قرار می گرفتند، توسط پرسشنامه پرخاشگری باس و پری و سیاهه مشکلات بین فردی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها به وسیله روش آماری تحلیل واریانس چندراهه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از تفاوت معنادار بین گروه های دارای رگه های خودشیفتگی و فاقد رگه ها در مقیاس های پرخاشگری بدنی، خشم و خصومت و نیز همه خرده مقیاس های سیاهه مشکلات بین فردی به جز مقیاس فقدان جامعه پذیری بود. در خرده مقیاس اخیر تفاوت تنها بین گروه آسیب پذیر با گروه فاقد رگه ها معنادار بود. نتایج از یک سو تأیید کننده پرخاشگری و نقص در حوزه بین فردی در افراد دارای رگه های خودشیفتگی و از سوی دیگر حاکی از شباهت دو نوع خودشیفتگی می باشد.
تحلیل برنامه درسی کتاب مطالعات اجتماعی پایه هشتم متوسطه اول بر اساس رویکرد پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: از وظایف اصلی تعلیم و تربیت افزایش معلومات دانش آموزان از مضرات اعتیاد به مواد مخدر است. پژوهش حاضر به بررسی محتوای اعتیاد به مواد مخدر در کتاب مطالعات اجتماعی می پردازد. روش: این پژوهش از نوع ترکیبی است جهت مشخص نمودن مؤلفه های اعتیاد به مواد مخدر از روش توصیفی و سپس از روش تحلیل محتوا به منظور بررسی و تحلیل برنامه درسی مطالعات اجتماعی استفاده شده است. جامعه آماری محتوای برنامه درسی کتاب مطالعات اجتماعی پایه هشتم متوسطه چاپ سال 1393بود و نمونه گیری به صورت هدفمند انجام گرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات، سیاهه تحلیل محتوای کتب درسی، سیاهه تحلیل فعالیت ها، کاربرگه ها و سیاهه تحلیل تصاویر بود که پس از مطالعه مبانی نظری و بسترهای قانونی، طرح پیشنهادی تهیه و تدوین شد و روایی آن توسط متخصصان علوم تربیتی و کارشناسان مربوطه تعیین گردید. این کتاب شامل 12 فصل و 190 صفحه و بر اساس واحد تحلیل جمله مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. واحد تحلیل جملات مندرج در متن کتب درسی، متن فعالیت ها و به کار ببندید و نیز تصاویر مندرج در کتب درسی بوده است. یافته ها: در مجموع در برنامه درسی مطالعات اجتماعی پایه هشتم 18% به مفاهیم مربوط به مواد مخدر، 28% به انواع آسیب ها، 17% به علل گرایش به مواد مخدر و 36% به راه های پیشگیری از مواد مخدر پرداخته شده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، توجه به علل گرایش به سمت مواد مخدر و همچنین انواع مواد مخدر در این کتاب درسی کمتر به آن پرداخته شده که نیاز به توجه بیشتر دارد.
کیفیت خواب در دستیاران تخصصی پزشکی و ارتباط آن با سلامت عمومی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف مطالعه حاضر تعیین کیفیت خواب و ارتباط آن با سلامت عمومی در دستیاران سال اول و دوم رشته های مختلف تخصصی پزشکی شاغل در مراکز آموزشی-درمانی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی ایران بود. روش : این مطالعه یک بررسی مقطعی و توصیفی-تحلیلی بود. از بین 1246 دستیار سال اول و دوم رشته های مختلف پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران، تعداد 330 نفر (1/56 درصد مرد؛9/43 درصد زن؛ میانگین سن 9/31 سال) به طور تصادفی انتخاب و بررسی شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه محقق ساخت برای کسب اطلاعات جمعیت شناختی و عادات دستیاران، پرسشنامه کیفیت خواب پیتسبورگ ( PSQI ) و پرسشنامه سلامت عمومی 28 سؤالی ( GHQ-28 ) بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون لجستیک چند اسمی استفاده شد . یافته ها : متوسط نمره پرسشنامه کیفیت خواب پیتسبورگ (±انحراف معیار) در این افراد 5/0±9/6 بود (میانه 5).200 نفر (6/60 درصد) نمرات بالاتر از 5 داشتند که نشان دهنده کیفیت نامطلوب خواب بود. نمرات کیفیت خواب همبستگی نسبتاً قدرتمندی با نمرات زیرمقیاس های اضطراب و بی خوابی و نیز نمره کل GHQ-28 (در تمام موارد: 6/0> r ؛ 001/0> p ) داشت. از بین متغیرهای زمینه ای، تعداد 8 تا 12 کشیک در ماه (360/3= adjusted OR ؛ فاصله اطمینان 95 درصد: 750/1 تا 451/6) و بیشتر از 12 کشیک در ماه (020/2= adjusted OR ؛ فاصله اطمینان 95 درصد: 007/1 تا 053/4) نسبت به کمتر از 8 کشیک در ماه و سلامت عمومی نامناسب در GHQ-28 (141/9= adjusted OR ؛ فاصله اطمینان 95 درصد: 006/4 تا 862/20) نسبت به سلامت عمومی مناسب با افزایش احتمال کیفیت نامطلوب خواب مرتبط بودند. نتیجه گیری : بیش از نیمی از دستیاران سال اول و دوم دچار اختلالاتی در کیفیت خواب بودند و کیفیت خواب رابطه معنی دار و معکوسی با وضعیت سلامت عمومی و تعداد کشیک های ماهانه داشت .
اثربخشی گروه درمانی با رویکرد معنا درمانی بر سلامت عمومی سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش نعیین میزان اثربخشی گروه درمانی با رویکرد معنا درمانی بر سلامت عمومی سالمندان بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری و جامعه آماری شامل کلیه سالمندان مراجعه کننده به مرکز توان بخشی یاس در 6 ماه اول سال 1393 بود که تعداد آن ها حدود 150 نفر برآورد شد. نمونه پژوهش 24 سالمند 75-65 ساله بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 12 نفره گواه و آزمایش جایگزین شد. پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (1978) در هر 3 مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری اجرا شد. مداخله شامل ارائه بسته معنا درمانی(فرانکل، 1374) به شیوه گروهی بود که در 8 جلسه 2 ساعته، هفته ای 2 جلسه برای گروه آزمایش ارائه شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد مداخله با رویکرد معنا درمانی سلامت عمومی سالمندان را افزایش داده است (04/5 =F، 001/0 =P). نتایج حاصل از پیگیری نیز حاکی از ماندگاری اثر درمان در طول زمان بود (577/8 =F ، 002/0 =P) نتیجه گیری: این شیوه درمانی می تواند به سالمندان کمک کند تا وضعیت سلامت روانی خود را بهتر بشناسند و بیش تر به زندگی امیدوار شوند. بنابراین لازم است درمان گران نیز با افزایش دانش و تجربه خود در این زمینه امکانات رشد و سلامت روانی سالمندان را فراهم سازند.
اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر فشار مراقبتی و کیفیت زندگی مراقبان خانگی سالمندان مبتلا به دمانس(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف:مراقبت از بیماران مبتلا به دمانس، از جمله آسیب پذیرترین و چالش برانگیزترین نوع مراقبت به شمار می رود و منجر به افزایش فشار مراقبتی و کاهش کیفیت زندگی در مراقبان می گردد. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر فشار مراقبتی و کیفیت زندگی مراقبان خانگی سالمندان مبتلا به دمانس انجام شد. مواد و روش ها:این مطالعه از نوع نیمه تجربی همراه با پیش آزمون، پس آزمون و گروه شاهد بود. نمونه های مورد مطالعه به روش نمونه گیری در دسترس و از بین مراقبان خانگی انتخاب شدند که از میان آن ها، 30 نفر به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و شاهد قرار گرفتند. ابزارهای اندازه گیری، پرسش نامه فشار مراقبتی (Caregiver Burden Inventory یا CBI) و مقیاس کیفیت زندگی مراقبان (Caregivers' quality of life) بود که توسط شرکت کنندگان در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل گردید. گروه آزمایش طی 7 جلسه هفتگی 60 دقیقه ای، تحت آموزش مهارت های ارتباطی قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها:آموزش مهارت های ارتباطی باعث بهبود کیفیت زندگی و فشار مراقبتی گروه آزمایش در مرحله پس آزمون و پیگیری شد. نتیجه گیری:نتایج بر اهمیت کاربرد این مداخلات در فشار مراقبتی و کیفیت زندگی مراقبان خانگی سالمندان مبتلا به دمانس و ارایه افق های جدید در مداخلات بالینی این بیماران تأکید دارد و می توان از آن به عنوان یک روش مداخله ای مؤثر بهره گرفت.
باز پژوهشی نقش سرمایه های انسانی معلمان و مدیران در چابک سازی مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مواجهه با چالش های نوین حوزه ی تعلیم و تربیت، مستلزم آمادگی مستمر نهاد مدرسه در مسیر تبدیل شدن به سازمانی چابک و منعطف برای پاسخ گویی به فرصت هاست. با توجه به نقش حیاتی سرمایه های انسانی بر چابکی سازمان، هدف پژوهش حاضر باز پژوهشی نقش سرمایه های انسانی معلمان و مدیران در چابک سازی مدارس متوسطه شهر تهران بوده است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از جهت شیو ه ی گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری شامل کلیه مدارس متوسطه پسرانه دولتی و غیردولتی شهر تهران بود که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 79 مدرسه به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری در این پژوهش از نوع خوشه ای چند مرحله ای بوده است. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه چابکی مدارس (محقق ساخته) و سرمایه انسانی نادری (1394) استفاده شده است. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای چابکی مدارس «804/0» و سرمایه انسانی «853/0» ارزیابی شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد، سرمایه های انسانی معلمان و مدیران با چابکی مدارس رابطه ی مثبت و معناداری دارد. نتیجه اینکه، بهبود سرمایه های انسانی مدیران آموزشی و معلمان منجر به بهبود قابلیت های چابکی مدارس می شود.
نقش واسطه ای ذهن آگاهی مادر و تاب آوری خانواده در رابطه ی بین مشکلات رفتاری کودک دارای اختلال های طیف اوتیسم و بهزیستی روان شناختی مادر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش واسطه ای ذهن آگاهی مادر و تاب آوری خانواده در رابطه ی بین مشکلات رفتاری کودک دارای اختلال های طیف اوتیسم و بهزیستی روان شناختی مادر بود. جامعه آماری شامل مادرانِ کودکان دارای اختلال های طیف اوتیسم در دامنه ی سنی 3 تا 16 سال شهرهای تهران، کرج و قزوین بودند که از بین آنها 170 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از پرسشنامه های بررسی مشکلات و نقاط قوت کودک، مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف، پرسشنامه پنج وجهی ذهن آگاهی و پرسشنامه ی تاب آوری خانواده برای سنجش استفاده شد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که دو متغیر ذهن آگاهی و تاب آوری خانواده در رابطه ی بین متغیرهای پیش بین (مشکلات رفتاری کودک دارای اختلال های طیف اوتیسم) و ملاک (بهزیستی روان شناختی مادر) نقش واسطه ای ایفا می کنند. با توجه به نتایج پیشنهاد می شود متخصصان این حوزه در اقدام برای مداخله های درمانی، توجه خود را علاوه بر راهکارهای متمرکز بر کودک دارای اختلال های طیف اوتیسم، بر شرایط سلامت روانی والدین، محیط خانواده، منابع موجود در جامعه و سایر عوامل مربوط به بافت زندگی کودک نیز معطوف کنند.
مقایسه دو روش آمادگی بدنی بر تحکیم (مبتنی بر ارتقاء) حافظه حرکتی آشکار دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف:با توجه به نقش خواب بر بهبود اجرای مهارت های حرکتی، پژوهشگران به دنبال راهکارهای مؤثر جهت اثربخشی بیش تر خواب شبانه هستند. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آمادگی بدنی (گرم کردن اختصاصی و تسهیل عصبی عضلانی) بر تحکیم (مبتنی بر ارتقاء) حافظه حرکتی آشکار دانشجویان بود.
بررسی اختلالات حافظه در مصرف کنندگان متاآمفتامین در دوره فروکش کامل اولیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره پانزدهم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۶۰
368-379
حوزههای تخصصی:
سو ء مصرف مواد در رأس تهدیدهای اجتماعی قرار دارد. در دهه های آینده این پدیده تظاهر انفجارآمیزی خواهد داشت، بنابراین بررسی ابعاد مختلف این پدیده از اهمیت بسزایی برخوردار است. امروزه توجه متخصصین حوزه سوءمصرف مواد به بررسی اثرات وابستگی به متا آمفتامین افزایش یافته است. یکی از بارزترین این عوارض، اختلالات شناختی ناشی از مصرف متا آمفتامین است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی نقایص ابعاد مختلف حافظه در افرادی که در دوره فروکش کامل اولیه از وابستگی به متاآمفتامین بودند، انجام شد. پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی بود. 40 آزمودنی از بین معتادان بستری شده دربیمارستان روانپزشکی ابن سینا در شهر مشهد از طریق نمونه گیری در دسترس گزینش شدند، به همراه 39 نفر از خویشاوندان غیر معتاد آنها که از نظر اطلاعات دموگرافیگ همگن شده بودند، آزمون حافظه وکسلر را انجام دادند. داده ها با استفاده از آزمون های کای دو پیرسون، تحلیل رگرسیون چندمتغیره و T دو گروه مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که میانگین نمره استاندارد همه ابعاد مورد سنجش حافظه به جز مهار ذهنی در گروه مهار بیشتر از گروه آزمایش بود. (0/001> p ) نتایج نشان دهنده اثر طولانی مدت مصرف متاآمفتامین بر ابعاد حافظه حتی در طول دوره ترک بود.
رابطه سبک های دلبستگی و تعارض پدر-فرزند در فرزندان جانبازان: بررسی نقش آسیب ثانویه به عنوان یک عامل میانجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۵ بهار ۱۳۹۵ شماره ۵۷
81-100
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش آسیب ثانویه به عنوان یک عامل میانجی در ارتباط بین سبک های دلبستگی و تعارض پدر-فرزند در نمونه ای از فرزندان جانبازان انجام شد. مطالعه حاضر یک پژوهش همبستگی بود که با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری صورت گرفت. جامعه پژوهش حاضر شامل فرزندان جانبازان شهر های یزد، اصفهان، نجف آباد و یاسوج بود که در مدارس شاهد و ایثارگر این شهرها مشغول به تحصیل بودند. با روش نمونه گیری خوشه ای 607 نفر از این جامعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس استرس آسیب ثانویه، مقیاس دلبستگی بزرگسالان و مقیاس تعارض با والدین استفاده شد و درنهایت داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که سبک های دلبستگی ناایمن اجتنابی و ناایمن دوسوگرا از طریق آسیب ثانویه با پرخاشگری کلامی و فیزیکی پدر-فرزند ارتباط معنی دار دارد. سبک دلبستگی ایمن هیچ ارتباط مستقیم و غیرمستقیمی با آسیب ثانویه و ابعاد تعارض پدر-فرزند نداشت. اما سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی با پرخاشگری کلامی و استدلال در تعارض پدر-فرزند ارتباط معنی دار مستقیم داشت. در نهایت، شاخص های برازش نشان داد که مدل ارائه شده در پژوهش حاضر با انجام اصلاحات جزئی مورد تأیید قرار گرفت. بر اساس یافته های بدست آمده می توان نتیجه گرفت که آسیب ثانویه به عنوان یک عامل میانجی در ارتباط بین سیک های دلبستگی ناایمن و تعارض والد-فرزند نقش معنی داری ایفا می کند و بنابراین احتمالاً می توان با آموزش های مبتنی بر دلبستگی از انتقال آسیب ثانویه در فرزندان و درنتیجه از تعارض پدر-فرزند در فرزندان جانبازان پیشگیری کرد.
تدوین ابزار سنجش سطح تعادل کار- زندگی و بررسی وضعیت این مفهوم بر اساس برخی ویژگیهای فردی و سازمانی؛ موردپژوهی معاونان مدارس شهرستان ورامین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش تلاش دارد تا ضمن تدوین ابزاری معتبر به بررسی وضعیت تعادل امور کاری و خانوادگی معاونان مدارس شهرستان ورامین پرداخته و از این طریق گامی در راستای تدوین برنامه های لازم جهت ایجاد تعادل بیشتر بین این دو حوزه بردارد. از نقطه نظر تاریخی بحث تعادل با استفاده از نظریه های تعارض کار و زندگی مورد مطالعه قرار گرفته و تعادل در معنای نبود تعارض تفسیر می شود. بر این اساس، الگوی تعارض کار- خانواده کارلسون و همکاران (2000) به عنوان چارچوب مفهومی این تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. بر اساس این مدل تعارض کار - خانواده به دو طریق شکل می گیرد؛ الف)تعارض نقشهای کاری با امور خانواده وب)تعارض نقشهای خانوادگی با امور کاری. همچنین هر یک از این دو حوزه از سه منظر تعارض ناشی از زمان، توان فرسایی و رفتار مورد توجه قرار می گیرند. به منظور اجرای این تحقیق نمونه ای مشتمل بر 400 نفر از اعضای جامعه مورد نظر با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شد. در ادامه با استفاده از مدل مذکور اقدام به تدوین ابزار لازم، تایید عاملی ابزار و سنجش وضعیت تعارض حوزه کار و زندگی کارکنان شد. پس از تدوین ابزار مناسب و تایید روایی صوری (توسط کارشناسان) و ساختاری با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی (CFA) داده های گردآوری شده توسط این ابزار، با استفاده از روشهای آمار ناپارامتریک همچون فریدمن و کروسکال والیس تحلیل شد. نتایج حاصل در بین نمونه مورد مطالعه حاکی از آن بود که وضعیت تعادل امور کاری و زندگی غیرکاری بر حسب جنسیت، شاغل بودن همسر، سطح تحصیلات، سن، سابقه کاری و تعداد فرزندان در بین معاونان مدارس متفاوت است.
بررسی اثر ترس القاشده بر سطوح فشار خون سیستولیک و دیاستولیک ضمن حل مسایل طبقه بندی شده کشف مفهوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:این پژوهش با هدف بررسی اثرترس القاشده برسطوح فشار خون سیستولیک و دیاستولیک ضمن حل مسایل طبقه بندی شده کشف مفهوم انجام شد.که تعداد 60 نفر از دانشجو یان که ازلحاظ هیجانی خنثی بودند دراین پژوهش مشارکت داده شدند. روش:پژوهش حاضر ازنوع آزمایشی و از طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه های کنترل استفاده شد. روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای بود که از بین 8 دانشکده دانشگالزهرا(س) 200 دانشجو بطور تصادفی انتخاب شده و با پرسشنامه شخصیتی درون گرایی_ برون گرایی آیزنک مورد ارزیابی قرار گرفتند که از این تعداد 60 نفرآنها که از نظر درون گرایی_برون گرایی خنثی بودند انتخاب شده وبطور تصادفی به 6 گروه 10نفره(3 گروه آزمایشی و3 گروه کنترل) تقسیم شدند.سپس هرگروه تحت تأثیر یک سطح از مسایل طبقه بندی شده کشف مفهوم(ساده،نیمه پیچیده و پیچیده) طی دو مرحله قرار گرفتند و بین دو مرحله هیجان ترس به گروه های ازمایشی القا گردید. ابزارآزمایشی علاوه بر پرسشنامه شخصیتی آیزنک،کارتهای محقق ساخته جهت کشف مفهوم، برنامه القای ترس، دستگاه فشار سنج و کرونومتر بود. و داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دو عاملی وبه وسیله نرم افزار آماری spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها:یافته ها نشان دادند که ترس بر فشارخون سیستولیک گروه ها در هر سه سطح تکلیف و بر فشارخون دیاستولیک گروه ها در دوسطح تکلیف ساده وپیچیده تأثیر معناداری داشته(p
بررسی تحلیل عاملی و ویژگی های روانسنجی مقیاس ارزیابی کارکردی درمان سرطان- پستان (نسخه ی 4) در زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مقیاس ارزیابی کارکردی درمان سرطان- پستان (FACT-B)، به طور گسترده ای برای اندازه گیری کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بیماران مبتلا به سرطان مورد استفاده قرارمی گیرد. هدف از مطالعه حاضر، اعتباریابی B FACT- در یک نمونه از زنان ایرانی مبتلا به سرطان پستان است. روش: نمونه متشکل از 300 زن مبتلا به سرطان پستان از بیمارستان ها و کلینیک های آنکولوژی در کرمانشاه و شیراز بود که به شیوه ی در دسترس انتخاب شدند. از افراد خواسته شد تا نسخه ی فارسی از مقیاس FACT-B، مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی و پرسشنامه ی کیفیت زندگی متعلق به سازمان اروپایی تحقیق و درمان سرطان EORTC QLQ30 را تکمیل کنند. برای روایی عاملی از روش های آماری تحلیل عاملی تأییدی، روایی همزمان و روایی تشخیصی و برای همسانی درونی از ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد. یافته ها: همسانی درونی به روش آلفای کرونباخ بین 63/0 تا 93/0 برای خرده مقیاس ها و کل پرسشنامه نیز 92/0 به دست آمد. همبستگی های معنادار بین B FACT- و سایر مقیاس ها نیز نشان می دهدکه این مقیاس از روایی همزمان و تشخیصی برخوردار است. مقادیر شاخص های برازش نیز در حد متوسط قرار داشتند. نتیجه گیری: نسخه ی فارسی مقیاس FACT-B ابزاری روا و معتبر است و بنابراین، این مقیاس را می توان در موقعیت های پژوهشی و بالینی برای ارزیابی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بیماران ایرانی مبتلا به سرطان پستان مورد استفاده قرار داد .
بررسی رابطه کانونی ابعاد خرد و سبک های هویت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خرد عبارت است از توانایی فکر و عمل با استفاده از دانش، تجربه، درک، حس مشترک و بینش. فرض بر این است که بین خرد و هویت موفق ارتباط وجود دارد، ولی این رابطه کمتر شناخته شده است. بنابراین، هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین ابعاد خرد و سبک های هویت می باشد. جامعه مورد مطالعه کلیه دانش آموز دختر چهارم متوسطه شهرستان ارومیه (2599 نفر) بود. نمونه مورد مطالعه 360 دانش آموز می باشد که به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای از جامعه مذکور انتخاب شدند و به طور همزمان به پرسشنامه سبک های هویت برزونسکی (1989) و مقیاس سه بعدی خرد آردلت (2003) پاسخ دادند. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. برای تحلیل داده ها از روش آماری همبستگی کانونی استفاده شد. نتایج تحلیل دو مجموعه معنی دار از روابط بین ابعاد خرد و سبک های هویت را تشخیص داد. در مجموعه اول هر سه بعد خرد با سبک های هویت اطلاعاتی و تعهد رابطه مثبت معنی دار و با سردرگم/اجتنابی رابطه منفی معنی دار نشان دادند. و ابعاد خرد به صورت معنی داری 4 درصد از تغییرات سبک های هویت را تبیین نمودند. در مجموعه دوم رابطه ابعاد شناختی و هیجانی خرد با سبک هویت اطلاعاتی، هنجاری و تعهد معنی دار بودند. در مجموعه دوم سبک های هویت و ابعاد خرد 2 درصد از واریانس یکدیگر را تبیین کردند.