فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۵۰۱ تا ۱۸٬۵۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی تاثیر روش های مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر نظریه شناختی- اجتماعی، سازه گرایی و انگیزشی بر اشتیاق مسیرشغلی دانشجویان انجام گردید. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و دارای طرح پیش، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه الزهرا در سال تحصیلی 95-94 بودند. به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم جامعه تعداد 361 نفر از دانشجویان پرسشنامه اشتیاق مسیرشغلی را تکمیل کردند. از بین آنها تعداد74 نفر نمره یک انحراف استاندارد پایین تر از میانگین کسب کردند. مرحله دوم 60 نفر از افرادی که داوطلب شرکت در مرحله دوم پژوهش بودند انتخاب شده و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش(هر کدام 15) و یک گروه کنترل قرار گرفتند. مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر نظریه شناختی- اجتماعی، سازه گرایی و انگیزشی در مورد سه گروه آزمایش انجام شد. در پایان چهار گروه دوباره با استفاده از پرسشنامه اشتیاق مسیرشغلی هیرشی (2014) سنجیده شدند. یافته ها: نتایج درون و بین آزمودنی حاصل از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و واریانس چندمتغیری نشان دادند که ارائه آموزش بر بهبود میانگین نمرات اشتیاق مسیرشغلی تاثیر داشته است(p < 0/001). نتایج آزمون تعقیبی بیان گر آن بود که نمره کل اشتیاق مسیرشغلی در مراحل پس آزمون و پیگیری در گروه کنترل به طور معناداری از سه گروه مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر رویکرد شناختی- اجتماعی، سازه گرایی و انگیزشی کمتر بود(p < 0/001). نتیجه گیری: پژوهش حاضر بیانگر این است که آموزش مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر رویکرد شناختی- اجتماعی، سازه گرایی و انگیزشی بر افزایش اشتیاق مسیرشغلی دانشجویان دختر موثر است.
نقش خوددلسوزی و ذهن آگاهی در پیش بینی استرس تحصیلی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطة بین خوددلسوزی و ذهن آگاهی با استرس تحصیلی در دانش آموزان دختر بود. روش پژوهش این مطالعه همبستگی است. جامعة آماری شامل دانش آموزان دختر دورة دوم متوسطه است که مشتمل بر 2900 نفر دانش آموز بود. روش نمونه گیری مطالعة حاضر، نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای و دربرگیرندة 341 نفر از دانش آموزان دختر بود. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسش نامة مقیاس خوددلسوزی نف، ذهن آگاهی بائر و پرسش نامة استرس تحصیلیزاژاکووا است. یافته ها نشان داد که بین ذهن آگاهی با استرس تحصیلی در سطح (01/0P<) و بین خوددلسوزی با استرس تحصیلی در سطح (01/0P<)، رابطة معنادار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که 32 درصد از واریانس استرس تحصیلی توسط ذهن آگاهی و خوددلسوزی قابل پیش بینی است؛ در نتیجه، ذهن آگاهی و خوددلسوزی به عنوان سازه های مثبت، نقش بسزایی در کاهش استرس تحصیلی دانش آموزان دختر دارد.
پیش بینی سبک های تصمیم گیری مصرف کنندگان با استفاده از سیستم های فعال سازی و بازداری رفتاری مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف اصلی پژوهش حاضر پیش بینی سبک های تصمیم گیری مصرف کنندگان از طریق ویژگی های شخصیت است. برای تعیین سبک های تصمیم گیری از الگوی اسکات و بروس مشتمل بر سبک های منطقی، شهودی، وابسته و اجتنابی و برای تعیین ویژگی های شخصیتی از مدل گری ویلسون مشتمل بر سیستم های فعال سازی رفتاری، بازداری رفتاری و جنگ/گریز استفاده شده است. روش: نمونه مورد مطالعه، 375 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز قم که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. پرسشنامه های سبک های تصمیم گیری اسکات و بروس و ویژگی های شخصیتی گری - ویلسون توزیع و با استفاده از تحلیل رگرسیون چند متغیره، سبک های تصمیم گیری آزمودنی ها پیش بینی گردید. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که علاوه بر وجود رابطه معنی دار بین مؤلفه های سبک های تصمیم گیری، شرکت کنندگان پژوهش که دارای سیستم های فعال سازی رفتاری و جنگ/گریز هستند، از سبک تصمیم گیری منطقی و در سیستم بازداری رفتاری از سبک تصمیم گیری اجتنابی و شهودی استفاده می نماید.
تعیین نقش میانجی گری خودکارآمدی عمومی در رابطه تمایز یافتگی خود و هویت اجتماعی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۵ بهار ۱۳۹۵ شماره ۵۷
41-57
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی گری خودکارآمدی عمومی در رابطه بین تمایز یافتگی خود و هویت اجتماعی در دانشجویان انجام شد. روش : این پژوهش به روش توصیفی، از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه های شهید بهشتی و علامه طباطبایی بودند، که تعداد 120 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های تمایز یافتگی ( DSI )، خودکارآمدی عمومی ( GSE-17 ) و هویت اجتماعی استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. لازم به ذکر است که کلیه فرایند یاد شده با استفاده از نرم افزار spss 20 و لیزرل انجام شده است. یافته ها : نتایج نشان داد که 40% از پراکندگی نمرات تمایز یافتگی از طریق خودکارآمدی عمومی و هویت اجتماعی تبیین می شود. و 30% از پراکندگی نمرات هویت اجتماعی از طریق مولفه های تمایز یافتگی تبیین می شود ، همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که خودکارآمدی عمومی در رابطه بین تمایز یافتگی و هویت اجتماعی نقش مبانجی گری دارد.
اثربخشی روان درمانی امیدمحور بر انگیزشِ درمان افراد وابسته به مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روان درمانی امیدمحور بر انگیزشِ درمان افراد وابسته به مواد مخدر انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی و طرح آن از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری عبارت بودند از: افراد وابسته به مواد مخدر مراجعه کننده به مراکز و کلینیک های ترک اعتیاد مناطق 9، 10 و 11 شهر مشهد. برای نمونه گیری تعداد 40 نفر از بین افراد داوطلب انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند و کاربندی نیز به تصادف به یک گروه (آزمایش) اختصاص پیدا کرد. گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای روان درمانی گروهی امیدمحور دریافت نمودند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. هر دو گروه، مقیاس آمادگی برای تغییر و انگیزشِ درمان میلر و تونیگان را به عنوان پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. یافته ها: نتایج نشان داد روان درمانی امیدمحور بر افزایش انگیزش درمان و مؤلفه های بازشناسی، دوسوگرایی و گام برداریِ افراد وابسته به مواد مخدر مؤثر است. نتیجه گیری: به کارگیری اصول روان درمانی امید محور نقش مهمی در افزایش انگیزش درمان افراد وابسته به مواد مخدر داشته و استفاده از آن می تواند موفقیت برنامه های درمانی و سایر پیامدهای مثبت درمانی را در آن ها به دنبال داشته باشد.
مقایسه ی کارکرد توجه پایدار در افراد وابسته به مت آمفتامین، هروئین و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه ی کارکرد توجه پایدار در افراد وابسته به مت آمفتامین، هروئین و افراد عادی بود. روش: در مطالعه ی حاضر که از نوع علّی - مقایسه ای می باشد، از بین مردان مراجعه کننده به کانون ترک اعتیاد تولد دوباره شهر تبریز، با استفاده از نمونه گیری هدفمند، تعداد 30 نفر برای گروه وابسته به متامفتامین، تعداد 30 نفر برای گروه وابسته به هروئین، و تعداد 30 نفر نیز برای گروه عادی انتخاب شدند. این سه گروه از نظر سن، جنسیت، میزان تحصیلات، وضعیت تأهل، و وضعیت اجتماعی-اقتصادی با هم همتا شده بودند. هر سه گروه با استفاده از پرسشنامه ی خصوصیات جمعیت شناختی، و آزمون عملکرد پیوسته مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که در زمان واکنش آزمون عملکرد پیوسته، به عنوان شاخصی از توجه پایدار، تفاوت بین گروه متامفتامین و گروه هروئین و بین گروه مت آمفتامین و افراد عادی معنادار بود، که میانگین گروه متامفتامین بیشتر بود (0/01 P<). در خطای ارتکاب و پاسخ حذفی این آزمون نیز به عنوان شاخص های دیگری از توجه پایدار تفاوت بین گروه عادی و هروئین معنادار به دست آمد (0/01 P<). نتیجه گیری: در نتیجه می توان مطرح کرد که کارکرد افراد مصرف کننده ی متامفتامین و هروئین در تکلیف توجه پایدار نسبت به افراد عادی، ضعیف تر است. شناسایی و درک بهتر این عوامل علاوه بر درک دقیق تر مشکل، می تواند راهگشای مؤثرتر بودن درمان های کنونی و نیز ارائه ی راهکارهای جدید درمانی باشد.
تأثیر آموزش بخشایش در میزان احترام به همسر و رضایت زناشویی در زنان دچار مشکلات زناشویی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش بخشایش در احترام به همسر و رضایت زناشویی در زنان دچار مشکلات زناشویی انجام گرفت. روش : پژوهش آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان دچار مشکلات زناشویی مراجعه کننده به مرکز مشاوره شهرستان بابل و نمونه پژوهش شامل 30 نفر از این زنان بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پس از همتاسازی به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. آزمودنی های دو گروه مقیاس های احترام به همسر و رضایت زناشویی را در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. آزمودنی های گروه آزمایش شش جلسه آموزش بخشایش دریافت کردند و گروه گواه در فهرست انتظار بودند و مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکوا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها : نتایج نشان داد که این مداخله به طور معنی داری باعث افزایش میزان احترام به همسر و رضایت زناشویی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، در مرحله پس آزمون و پیگیری چهار ماهه، شده است (001/0 P< ). نتیجه گیری : آموزش بخشایش به عنوان یک رویکرد شناختی- رفتاری با ایجاد تغییر در شناخت و رفتار فرد، نقش مهمی در بهبود روابط زوجین دارد .
رابطه بین صبح خیزی، عاطفه مثبت و منفی، رفتار خوردن و خوردن شکلات در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین صبح خیزی، رفتارهای خوردن، عاطفه مثبت و منفی، و خوردن شکلات و بررسی این متغیرها با توجه به خوردن صبحانه انجام شد. روش : طرح این پژوهش از نوع همبستگی بود. 125 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، پرسشنامه رفتار خوردن داچ، مقیاس عاطفه مثبت و منفی و مقیاس ترکیبی صبح خیزی را تکمیل کردند. 80 نفر از این افراد پس از تکمیل پرسشنامه ها، در یک آزمایش چشیدن دروغین شکلات شرکت کردند. تعداد شکلات هایی که افراد آنها را از لحاظ مزه بررسی کرده بودند به عنوان شاخصی عینی از رفتار خوردن در نظر گرفته شد. یافته ها : صبح خیزی با عاطفه مثبت، رابطه مثبت (01/0 p< ، 35/0 r= ) و با رفتار خوردن بیرونی رابطه منفی (01/0 p< ،24/0- r = ) معنی داری داشت، اما بین صبح خیزی با عاطفه منفی ارتباطی یافت نشد. از بین متغیرهای مورد مطالعه تنها بین رفتار خوردن هیجانی با تعداد شکلات ها در آزمایش ارتباط مشاهده شد (01/0 p< ،25/0 r= ). اگرچه بین تعداد روزهای صبحانه خوردن در هفته با صبح خیزی ارتباط وجود داشت (05/0 p< ،19/0= r اسپیرمن)، در هیچ یک از متغیرهای مورد مطالعه بین افرادی که صبحانه خورده بودند و افرادی که صبحانه نخورده بودند تفاوتی مشاهده نگردید . نتیجه گیری : همبستگی بین تعداد شکلات مصرف شده با رفتار خوردن هیجانی یافته مهم این پژوهش است که آزمایش فوق را به عنوان ابزاری عینی برای بررسی پدیده خوردن هیجانی مطرح می کند. همچنین صبح خیزی، همسو با پژوهش های گذشته، با عاطفه مثبت و خوردن بیرونی ارتباط داشت.
آشنایی با کوچینگ: روش نوین کمک درمانی برای اختلال نقص توجه- بیش فعالی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
علاقبندراد و همکاران (1) طی یک نامه به سردبیر، گزارشی از راه اندازی کلینیک فوق تخصصی اختلال های تکاملی بزرگسالان در بیمارستان روزبه را ارائه دادند. در این نامه، یکی از روش های نوین درمانی به نام کوچینگ 1 که در این کلینیک جهت درمان اختلال نقص توجه- بیش فعالی 2 بزرگسالان به کار می رود، به طور مختصر شرح داده شد (1). هدف از مقاله حاضر، معرفی این رویکرد نوین درمانی است که در کنار سایر مداخلات درمانی غیردارویی برای بهبود عملکرد بیماران، خصوصاً بزرگسالان ، به کار می رود. «کوچینگ» چگونه باعث بهبود اختلال بیش فعالی- نقص توجه در بزرگسالان می شود: آسیب در کارکردهای اجرایی نقش مهمی در اختلال نقص توجه - بیش فعالی دارد. عملکرد اجرایی به فرد کمک می کند تا عوامل حواسپرتی را شناسایی و آن ها را حذف کند، موضوعات مختلف را در ذهن نگه دارد، در مورد پیامدها فکر کند و موارد دیگری از این قبیل را در برمی گیرد. بنابراین اختلال نقص توجه- بیش فعالی، فرد را با مشکلات متعددی در فعالیت های معمول روزمره از جمله پرداخت قبوض، خواب کافی، مصرف دارو به طور مرتب، به خاطر سپردن انجام کارهای معمول خانه و غیره روبه رو می سازد. اختلال نقص توجه- بیش فعالی یک مشکل شخصیتی نیست، بلکه یک اختلال عصب- زیستی 3 است که از بین نمی رود(2). کوچینگ بر روی این تفاوت بیولوژیکی ویژه در ذهن افراد مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش فعالی متمرکز می شود. در این روش، علائم عصبی- زیستی به عنوان پایه عادات و الگوهای رفتاری منفی در این افراد به حساب می آید و بیماران یاد می گیرند که چالش های روزانه ای که بر اثر این علائم به وجود می آید را مدیریت کنند. در واقع این افراد یاد می گیرند که پیامدهای عملکرد خود را نه به طور عمدی، بلکه به دلیل اختلالی که در ذهنشان وجود دارد، فراموش کنند. وقتی که افراد این موضوع را یاد بگیرند، می توانند راهبرد های لازم را برای ایجاد تغییر به کار گیرند. کوچینگ پلی بین علاقه فرد برای شروع به تغییر و مجموعه اعمالی است که باید برای تغییر انجام دهد (2) و در واقع پل بین توانایی و عملکرد است (3). درمانگری که با اصول کوچینک کار می کند با موضوعات عملی زندگی روزانه افراد مثل برنامه ریزی، سازمان دهی، اولویت بندی و مدیریت زمان سر و کار دارد (4). جنبه دیگر کوچینگ، همه جانبه 4 بودن این روش درمانی است. درمانگر از افراد می خواهد که به همه جنبه های زندگی توجه کنند و راهبردهایی را به کار گیرند که همه جنبه های زندگی ،که نیازمند تغییر است، را مدیریت کنند. او به افراد کمک می کند که گام ها را یکی یکی بردارند. با توجه به این که افراد مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش فعالی تمایل دارند که همه کارها را همزمان با هم انجام دهند، این روش درمانی اهمیت بیشتری می یابد (2). کوچینگ به افراد کمک می کند تا همواره سطح مناسبی از «فشار روانی» را تجربه کنند. افراد مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش فعالی، اغلب نیاز به سطح خاصی از فشار روانی دارند تا بتوانند اهداف خود را پیگیری کنند. برای این که این افراد احساس فوریت کنند لازم است فکر کنند که «زمانم به پایان رسیده است، بنابراین باید کارم را الان به اتمام برسانم.» بنابراین لازم است به مراجعان کمک شود که یک برنامه مدون و سقف زمانی را تعیین کنندو برای پایبندی به این برنامه (از طریق تلفن، ایمیل و پیامک) پیگیری شوند (2). در واقع یکی از تفاوت های عمده ای که این مداخله با سایر انواع مداخلات دارد، پیگیری مداوم و بین جلسه ای مراجع است. در پایان مراجعین یاد می گیرند که برای خود، یک سطح عملکردی از فوریت را ایجاد کنند (2). کوچر [1] برای ایجاد تغییر در مراجع از چه تکنیک هایی استفاده می کند: کوچینگ از طریق آموزش روان شناختی به افراد کمک می کند که رفتارهای انطباقی و سازگارانه ای را در زندگی روزمره خود تمرین کنند (4) درمانگر به مراجع می آموزد که اختلال نقص توجه- بیش فعالی، بخشی از زندگی روزانه او است و خود به خود از بین نمی رودو اکثر کشمکش ها و مشکلاتی که تجربه می کند ناشی از این اختلال است. به مراجع می آموزد که برای شروع کار بر روی مشکلاتش، یکی یا دو مورد را انتخاب کند. لازم است که افراد مبتلا به اختلال نقص توجه - بیش فعالی، برای کنار آمدن با چالش ها، یک طرح مخصوص به خود را طرح ریزی کنند. درمانگر به مراجع کمک می کند تا راهبردهای مخصوص به خود را طراحی کنند. در این راه، فرد نه تنها باید خلاق باشد، بلکه لازم است توانائی های خود را نیز بشناسد و از آن ها استفاده کند. به طور قطع، چالش برانگیزترین بخش برای بیشتر مراجعین، کار کردن بر روی طرح برنامه ریزی شده است. این کار نیاز به تلاشی مداوم، طولانی و عمیق دارد. از آن جا که توجه بزرگسالان مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش فعالی، به وسیله موضوعات و ا
بررسی اثرات تعدیل کنندگی مقابله ی مذهبی مثبت و منفی در رابطه ی بین استرس ادراک شده و همدلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تعدیل کنندگی مقابله ی مذهبی مثبت و منفی در رابطه بین استرس ادراک شده و همدلی دانش آموزان بود.
روش: در این مطالعه ی توصیفی همبستگی 193 نفر از دانش آموزان پسر شهر خرم آباد انتخاب شدند. سپس دانش آموزان پرسش نامه استرس ادراک شده (PSS)، پرسش نامه ی سبک مقابله ی مذهبی (RCOPE) و مقیاس همدلی (BES) را کامل نمودند. داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان دادند که بین استرس و همدلی رابطه ی معناداری وجود دارد (001/0 p
بررسی خصوصیات روان سنجی مقیاس جهت گیری حریم خصوصی اینترنتی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی خصوصیات روان سنجی مقیاس جهت گیری حریم خصوصی اینترنتی در دانشجویان بوده است.
روش: روش این پژوهش از نوع همبستگی بود. تعداد 400 دانشجو به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه حریم خصوصی چندبُعدی بارو و سمالسیرلار (2014) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها علاوه بر آمار توصیفی، از آزمون همبستگی پیرسون، ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد.
یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد، چهار عامل حریم خصوصی به عنوان حق قانونی، نگرانی در مورد حریم خصوصی اطلاعات شخصی، حریم ارتباط با دیگران و نگرانی در مورد حریم خصوصی دیگران مجموعاً 37/69 درصد از واریانس کل را تبیین می کنند. همچنین نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان داد که این مقیاس از روایی و اعتبار نسبتاً مطلوبی برخوردار است و شاخص های برازش نشان می دهد که مقیاس، برازندگی و روایی سازه مطلوبی دارد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل می توان نتیجه گرفت که این آزمون در جامعه ی ایرانی با اعتبار و روایی مناسبی قابل اجرا است.
دلبستگی و پیامدهای تحولی: نقش بازنمایی های ذهنی در پیش بینی مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین نقش بازنمایی های ذهنی در پیش بینی مشکلات درونی سازی و برونی سازی در کودکان پیش دبستانی بود. نمونه پژوهش شامل 75 کودک 4 تا 6 ساله (52 دختر ، 23 پسر) بود که از شش مهدکودک به روش خوشه ای چندمرحله ای در تهران انتخاب شدند. مادران فهرست رفتاری کودک (آشنباخ و رسکولا، 2001) را تکمیل کردند و بازنمایی های ذهنی کودکان نیز به وسیله مجموعه داستان های مک آرتور (امد، ولف و اپنهایم، 2003) ارزیابی شد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان دادند بازنمایی های ذهنی منفی از خود، موضوع های اخلاقی، روابط همدلانه، هیجان منفی و تعارض کلامی مهم ترین پیش بینی کننده های مشکلات درونی سازی و بازنمایی های ذهنی پرخاشگری، تعارض کلامی و بازنمایی منفی از والدین مهم ترین پیش بینی کننده های مشکلات برونی سازی در کودکان است. یافته های پژوهش همسو با نظریه دلبستگی نشان دادند مدل های کاری درونی کودک می تواند مکانیزم اثرتعامل والد کودکبر پیامدهای تحولی باشد.
تأثیر توانمندسازی تربیتی مادران مطلقه بر مشکلات عاطفی-رفتاری دختران 7 تا 10 سال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین تاثیر آموزش توانمندسازی تربیتی مادران مطلقه بر مشکلات عاطفی – رفتاری دختران 7 تا 10 ساله اجرا شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری یک ماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دختران 7 تا 10 ساله محروم از پدر مقطع دبستان غرب تهران که در سال تحصیلی 94-95 مشغول به تحصیل بودند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی بوده؛ به این صورت که از بین دانش آموزان دختر محروم از پدر ارجاع داده شده (به دلیل مشکلات هیجانی و رفتاری) به مرکز مشاوره منطقه 22 تهران و بر اساس مطالعه پرونده این دانش آموزان و با اعلام رضایت مادرانشان جهت محرمانه ماندن اطلاعات و حضور در جلسات درمان 20 نفر از مادران این دانش آموزان به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار سنجش پرسشنامه توانایی ها و مشکلات (گودمن، 1997) بود. در گروه آزمایش 8 جلسه (هر جلسه 90 دقیقه) مداخله صورت گرفت. داده ها از طریق مدل آماری آزمون اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار Spss-21 تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش توانمندسازی تربیتی مادران مطلق بر کاهش مشکلات عاطفی (افسردگی و اضطراب) و مشکلات رفتاری (سلوک، بیش فعالی و مشکل با همسالان) در دختران 7 تا 10 ساله در مرحله پس آزمون و پیگیری موثر بوده است ((P≤0/01. همچنین این نتیجه در مورد بهبود نوع دوستی در این کودکان در مرحله پس آزمون و پیگیری نیز موثر بود ((P≤0/01.
مقایسه اثربخشی درمان فراشناختی به شیوه گروهی و انفرادی بر بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری -عملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلال وسواس فکری- عملی یکی از رایج ترین اختلالات روان شناختی است که اثر زیادی بر عملکرد و کیفیت زندگی مبتلایان دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان فراشناختی به شیوه های گروهی و انفرادی بر نشانه های وسواس و افسردگی بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری– عملی است. تعداد 30 نفر از بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی پس از ارزیابی بالینی و احراز شرایط پژوهش، انتخاب و در سه گروه درمان فراشناختی گروهی (10 نفر)، درمان فراشناختی انفرادی (10 نفر) و کنترل (10 نفر) گماشته شدند. گروه های آزمایشی 10 جلسه هفتگی درمان فراشناختی را دریافت کردند. شرکت کنندگان مقیاس وسواس فکری- عملی ییل براون (Y-BOCS) و پرسشنامه افسردگی بک ( BDI-II) را در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه تکمیل کردند. یافته های پژوهش نشان دادند درمان فراشناختی به شیوه های گروهی و انفرادی در کاهش نشانه های وسواس و افسردگی اثربخش است و درمان فراشناختی در مقایسه با گروه کنترل در مرحله پس آزمون موجب کاهش معنادار نشانه های وسواس و افسردگی می شود. بین درمان گروهی و درمان انفرادی تفاوت معناداری مشاهده نشد. دستاوردهای درمانی در مرحله پیگیری نیز حفظ شده است. بر اساس نتایج حاضر، درمان فراشناختی به شیوه های گروهی و انفرادی بر درمان اختلال وسواس فکری- عملی موثر است و می توان از این درمان به شیوه های گروهی و انفرادی برای درمان اختلال وسواس فکری- عملی استفاده کرد.
پیش بینی رضایت زناشویی و سلامت عمومی جانبازان شیمیایی بر اساس هوش معنوی و بینش شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۰ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
347-366
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین سهم هوش معنوی و بینش شناختی در پیش بینی رضایت زناشویی و سلامت عمومی جانبازان بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری شامل تمامی جانبازان شمیایی ساکن شهرستان سردشت به تعداد 1400 نفر بود. با استفاده از جدول کرجسی-مورگان، 302 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب و در نهایت تعداد 4 پرسشنامه به دلیل مخدوش و ناقص بودن از روند تحلیل حذف و تعداد 298 پرسشنامه کامل تحلیل شد. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های هوش معنوی کینگ (2008)، بینش شناختی بک، بروچ، بالتر، استیر و وارمان (2004)، رضایت زناشویی انریچ 1989 و سلامت عمومی گلدبرگ 1972 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد هوش معنوی (47/0=β، 0001/0=P) و بینش شناختی (39/0=β، 0002/0=P) توانایی پیش بینی سلامت عمومی جانبازان، و همچنین هوش معنوی (47/0=β، 0002/0=P) و بینش شناختی (36/0=β، 0001/0=P) توانایی پیش بینی رضایت زناشویی جانبازان را دارند. نتیجه گیری : از آن جا که رضایت زناشویی و سلامت عمومی جانبازان ممکن است به دلیل مشکلات جسمانی و روانی ایجاد شده ناشی از جنگ کاهش یابد، لذا می توان از طریق اقداماتی چون آموزش هوش معنوی و بینش شناختی زمینه ارتقاء رضایت زناشویی و سلامت عمومی جانبازان را فراهم آورد و از مشکلات دیگر جلوگیری کرد.
میزان همکاری نویسندگان مقاله های فصلنامه علمی-پژوهشی روان شناسی کاربردی در فاصله سال های 1385 تا 1394(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۰ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
559-572
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین میزان همکاری نویسندگان در مقاله های فصلنامه روان شناسی کاربردی دانشگاه شهید بهشتی بود. روش: روش پژوهش ارزیابانه و جامعه آماری 686 نویسنده 235 مقاله فصلنامه مزبور از شماره 1 تا شماره 36 در سال های 1385 تا 1394 بود. ابزا گردآوری داده ها سیاهه محقق ساخته شامل مشخصات مقاله، تعداد، جنس و مقطع تحصیلی نویسندگان، موسسه و دانشگاه محل تحصیل آن ها بود. داده ها از طریق مراجعه به نسخه چاپ شده مقاله ها گردآوری و با استفاده از آمار توصیفی و فرمول محاسبه ضریب همکاری تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد میانگین تعداد نویسندگان در بازه زمانی 9 ساله، حدود 3 نفر و بیش ترین تعداد نویسندگان برای هم نویسندگی مقاله ها مربوط به سال های 1393 و 1394 برابر با 6 نویسنده است. از لحاظ سهم دانشگاه ها در انتشار مقاله، پژوهشگران دانشگاه شهید بهشتی در انتشار 33/33 درصد از مقاله ها و پژوهشگران سایر دانشگاه ها در انتشار 66/66 درصد از مقاله های فصلنامه روان شناسی کاربردی سهم داشته اند. ضریب همکاری نویسندگان در نوشتن مقاله های فصلنامه روان شناسی کاربردی در داخل دانشگاه شهید بهشتی برابر با 59/0 و در خارج دانشگاه 62/0 بود. نتیجه گیری: از آن جا که میزان همکاری گروهی بین تولیدکنندگان مقاله در مجله روان شناسی کاربردی در سطح متوسطی قرار دارد و برابر با 58/0 است؛ لازم است تاکید کلیه مجله ها بر افزایش تعداد نویسندگان در مقاله ها باشد تا این هم نویسندگی در این مجله و تمام مجله های وزارتین به سطح مطلوبی برسد.
اثربخشی روان درمانی گروهی مبتنی بر کیفیت زندگی بر حمایت اجتماعی ادراک شده در زنان نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۰ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲ (پیاپی ۳۸)
175-191
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش تعیین اثربخشی روان درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی بر حمایت اجتماعی ادراک شده در زنان نابارور بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه و جامعه آماری زنان نابارور در مرکز رویان شهر اراک در سال 1395-1394 بود. از میان آن ها 32 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، از نظر ملاک های ورود به پژوهش همتا و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شد. ابزار پژوهش پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت، داهلم، زیمت، و فارلی، 1988 و 5 جلسه مداخله روان درمانی گروهی مبتنی بر کیفیت زندگی فریش، 1390 هفته ای یک بار هر جلسه 90 دقیقه بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس تکرار سنجش تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد روان درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی، حمایت اجتماعی ادراک شده گروه آزمایش را افزایش داده (09/33 = F، 001/0 = P) و نتیجه درمان در مرحله پیگیری پایدار مانده است (087/0 = F، 001/0 = P). نتیجه گیری : می توان از برنامه درمانی کیفیت زندگی به عنوان روشی موثر برای بهبود حمایت اجتماعی ادراک شده زنان نابارور سود جست و سلامت روان آن ها را ارتقاء بخشید.
مقایسه کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی در زوجین هر دو شاغل و یکی شاغل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان شناسی تحلیلی شناختی سال هفتم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲۷
19 - 27
حوزههای تخصصی:
ارزیابی تناسب شخصیت-شغل و رابطه آن با عملکرد شغلی با توجه به نقش میانجی گر تعهد سازمانی در کارکنان شرکت فولاد خوزستان
حوزههای تخصصی:
در دهه اخیر مدیران منابع انسانی بر تناسب شغل با ویژگی های شخصیتی شاغل به عنوان یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر موفقیت در پیشبرد اهداف سازمان و افزایش تعهد و عملکرد شغلی تأکید نموده اند. هدف از انجام پژوهش حاضر ارزیابی وضعیت تناسب شخصیت–شغل در شرکت فولاد خوزستان و نیز بررسی رابطه آن با عملکرد شغلی با میانجی گری تعهد سازمانی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان شرکت فولاد خوزستان می باشند. از این جامعه تعداد 384 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه های تیپ های شخصیتی، تعهد سازمانی و عملکرد شغلی بود. نتایج نشان داد کارکنان شرکت فولاد خوزستان از نظر تناسب شخصیت-شغل در موقعیت مناسبی (بالاتر از میانگین) قرار دارند. همچنین نتایج حاصل از تحلیل معادلات ساختاری با نرم افزار لیزرل نشان داد که بین تناسب شخصیت–شغل با عملکرد شغلی کارکنان مستقیم و غیرمستقیم با میانجی گری تعهد سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.