فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۸۰۱ تا ۱۰٬۸۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه: قلدری به عنوان یکی از مسائل حل نشده در مدارس، پیامدهای نامطلوبی به بار می آورد، در ارتباط با قلدری عواملِ مؤثر نظیر بی تفاوتی اخلاقی حائز اهمیت است. با این وجود مطالعه کیفی که به تدوین مدل بی تفاوتی اخلاقی و قلدری بپردازد انجام نشده است. هدف: کشف عوامل زمینه ای، فرآیندی و پیامدیِ بی تفاوتی اخلاقی در قلدری بود. روش: رویکرد پژوهش حاضر، کیفی با روش نظریه زمینه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول و دوم در شهر ابهر بود. از طریق روش نمونه گیری هدفمند تعداد 17 دانش آموز، با میانگین سنی 5/15 سال در طی سال تحصیلی 98-97 انتخاب شدند. ابزار پژوهش در مطالعه حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و تحلیل داده ها بر اساس روش شناسی کوربین و اشتراوس (2008) استفاده از نرم افزار ATLAS.ti 8 نسخه 2017 انجام شد . یافته ها: از میان 630 کد اولیه، 19 مضمون فرعی و 7 مضمون اصلی به دست آمد . نتایج حاصل نشان داد که طبقه مرکزی باورها و نگرش کارکردی به قلدری، تحت تأثیر عواملِ زیربنایی شامل تجربه های تعیین گر و جوّ خشونت و قلدری و عوامل فرآیندی شامل ادراک شناختی هیجانی ضعیف، ادراک اجتماعی معیوب و اِسنادهای بیرونی قرار دارد. نتیجه گیری: عوامل زمینه ای، فرآیندی و مقوله های مرتبط، منجر به استفاده از مکانیسم بی تفاوتی اخلاقی در ارتکاب قلدری را می شود.
پیش بینی پیشرفت و مسئولیت پذیری براساس ادراک شایستگی، تاب آوری و نوجویی دربین دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم بهار (اردیبهشت) ۱۴۰۰ شماره ۹۸
219-232
حوزههای تخصصی:
زمینه : در خصوص ارتباط میان پیشرفت و مسئولیت پذیر با ادراک شایستگی، تاب آوری و نوجویی پژوهش های اندکی وجود داشته و ماهیت این روابط دقیقاً مشخص نیست. به عبارتی دیگر، هنوز مشخص نیست که آیا پیشرفت و مسئولیت پذیری متأثر از ویژگی های شخصیتی نوجویی، ادراک شایستگی و تاب آوری می باشد. هدف : تحقیق حاضر بررسی نیاز به پیشرفت و مسئولیت پذیری براساس ادراک شایستگی، تاب آوری و نوجویی در دانشجویان صورت گرفت. روش: پژوهش حاضر کاربردی و از نظر روش از نوع پژوهش های همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل 987 نفر دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران و نمونه پژوهش شامل 350 نفر بود که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. و داده های بدست آمده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ابزار گردآوری تحقیق شامل پرسش نامه انگیزه پیشرفت هرمنس (1977)، پرسشنامه سنجش مسئولیت پذیری کالیفرنیا (1987)، مقیاس ادراک شایستگی هارتر (1985)، مقیاس تاب آوری کانر - دیویدسون (2003) و پرسشنامه سرشت و منش کلونینگر (1994) بود. یافته ها : نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر نشان داد که؛ ادراک شایستگی و تاب آوری و نوجویی با متغیر نیاز به پیشرفت رابطه مستقیم و معنی داری دارند. هم چنین، ادراک شایستگی، نوجویی و تاب آوری با متغیر مسؤولیت پذیری رابطه مستقیم و معنی داری دارند. ادراک شایستگی و نوجویی، می تواند میزان نیاز به پیشرفت تحصیلی را به طور معنی داری در سطح (0/001 p< ) پیش بینی کند. تاب آوری نمی تواند میزان نیاز به پیشرفت تحصیلی را به طور معنی داری پیش بینی کند. ادراک شایستگی و تاب آوری نمی تواند میزان مسئولیت پذیری را پیش بینی کند و نوجویی می تواند میزان مسئولیت پذیری را به طور معنی داری در سطح (0/001 p< ) پیش بینی کند. نتیجه گیری: می توان گفت ادراک شایستگی و نوجویی به عنوان جزئی از ویژگی های شخصیت قدرت پیش بینی کنندگی عادت ها، رفتارها و یا عملکرد افراد را در شرایط متفاوت دارند.
پیش بینی شادکامی براساس تمایز یافتگی خود با میانجیگری سبک های مقابله ای در زنان و مردان فربه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۶)
460 - 479
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی شادکامی براساس تمایز یافتگی خویشتن در افراد فربه با میانجی گری سبک های مقابله ای در زنان و مردان فربه بود. روش پژوهش : روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل افراد مبتلا به چاقی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی منطقه 1 شهر تهران در سال 1400 بود. پژوهش شامل 210 نفر از جامعه مذکور بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه شادکامی آکسفورد (آرگایل و لو، 1990)، پرسشنامه تمایزیافتگی خود (اسکورون و فریدلندر، 1998)، پرسشنامه سبک های مقابله ای ( اندلر و پارکر، 1990) به دست آمد. داده های جمع اوری شده با استفاده از روش الگوی معادلات ساختاری و نرم افزارهای آموس نسخه 22 داده ها تحلیل شد. یافته ها : سبک های مقابله ا ی (02/0=B؛ 001/0>P) در رابطه بین شادکامی و تمایزیافتگی خویشتن در افراد فربه نقش میانجی دارند ضرایب به دست آمده حاصل از تحلیل مسیر حاکی از معناداری روابط بود (05/0P<). نتیجه گیری : الگو شادکامی براساس تمایز یافتگی خویشتن در افراد فربه با میانجی گری سبک های مقابله ا ی دارای برازش بود. پیشنهاد می شود نسبت به تربیت متخصص توسط سازمان های مربوطه در زمینه بهبود شادکامی، تمایزیافتگی، و سبک های مقابله ا ی در افراد فربه برنامه ریزی صورت گیرد.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش عواطف منفی و بهبود کیفیت زندگی در افراد وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۲
۸۴-۶۱
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر کاهش عواطف منفی و بهبود کیفیت زندگی در افراد وابسته به مواد بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به مراکز کمپ ترک اعتیاد شهر دزفول در سال 1398 بود که از میان آن ها 50 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (25 نفر) و گروه کنترل (25 نفر) جای گرفتند. گروه آزمایش طی 10 جلسه 90 دقیقه ای به صورت یک بار در هفته درمان پذیرش و تعهد را دریافت نمودند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه عاطفه مثبت و عاطفه منفی و پرسشنامه کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1996) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معناداری باعث کاهش عاطفه منفی و ابعاد آن و بهبودکیفیت زندگی و ابعاد آن شدند و این تفاوت در مرحله پیگیری یک ماهه نیز پابرجا بود. نتیجه گیری: بر اساس این نتایج، درمان پذیرش و تعهد می تواند در کاهش عواطف منفی و بهبود کیفیت زندگی افراد وابسته به مواد سودمند واقع شود و متغیر یادشده می تواند میزان بالایی از تغییرپذیری عواطف و کیفیت زندگی را در افراد وابسته به مواد تبیین نماید.
تاثیر فضای مجازی بر سبک زندگی و هویت نوجوانان در دوران اپیدمی کرونا
حوزههای تخصصی:
کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در جهان معاصر با سرعت فزاینده ای در حال گسترش است و پیامدهای مثبت و منفی آن به عنوآن یک پدیده نوین در اجتماعات انسانی موردتوجه قرارگرفته است. نقش های مثبت آن در توسعه اقتصادی و نقش های منفی آن در توسعه فرهنگی توسط صاحب نظران برجسته سازی می شود. با شیوع ویروس کرونا این راه ارتباطی بیش ازپیش نقش پررنگ تری در زندگی انسان ها پیداکرده و تأثیرات خود را بر روی اقشار جامعه نشان می دهد. پژوهش حاضر از نوع مطالعه مروری است که در جستجوی اولیه، تعداد 97 مقاله استخراج شد که پس از حذف موارد تکراری و ارزیابی عنوان و چکیده، 76 مقاله برگزیده شد. پس از برسی متن کامل مقالات درنهایت 45 مقاله شرایط لازم برای شرکت در مطالعه حاضر را دارا بودند. هدف از پژوهش، برسی تأثیر فضای مجازی بر سبک زندگی و هویت نوجوانان در دوران اپیدمی کرونا است.
Investigating the Persian Translation of English Advertising Slogans from the Perspective of Relevance Theory(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Considering globalization, advertisement translation has turned into an important issue in the field of translation studies, yet it is a rather difficult and challenging job for translators to overcome cultural, social, and ideological differences present in advertisements. With regards to this fact, the present study is designed with the aim of investigating advertisement translation from the perspective of Relevance Theory, an uprising pragmatic theory that provides a unified account of translation. For this purpose, a sample of 10 English advertising slogans, along with their Persian translations were selected from among the slogans available on the Internet. The collected sample was analyzed critically on the grounds of Relevance Theory’s concepts and principles, proposed by Sperber and Wilson (1995). In the process of analyzing the data, Gutt’s (2000) theory of translation, which is based on the application of Relevance Theory to translation, was also brought into focus. Hence, the translators’ choices were justified based on the main tenets of Relevance Theory, and it was observed that in most of the examples, the translations adhered to the principles of Relevance Theory; in Gutt’s terms, the translated slogans interpretively resembled the originals. So, most of the translations were successful advertisements in appealing to the target audience. The findings of the present study gave evidence for the fact that Relevance Theory can be an appropriate approach for evaluating translations, especially in the realm of advertisement translation.
اثر هوش هیجانی بر بهره وری منابع انسانی با توجه به نقش میانجی ترومای سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی اثر هوش هیجانی بر بهره وری منابع انسانی با نقش متغیر میانجی ترومای سازمانی بود که به روش پیمایشی و مبتنی بر الگویابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SMART PLS انجام شد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های استاندارد هوش هیجانی وانگ و لو (2000)، ترومای سازمانی دیهیم پور و دولتی (1398) و بهره وری نیروی انسانی هرسی و گلد اسمیت (1980) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان سازمان بنادر و کشتیرانی چابهار تشکیل دادند . از این جامعه، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده 103 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت تعیین پایایی پرسش نامه ها از روش های آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و جهت تأیید روایی آن ها نیز از روایی واگرا و همگرا استفاده شد. نتایج نشان داد هوش هیجانی بر ترومای سازمانی اثر منفی (57/0-) و بر بهره وری منابع انسانی اثر مثبت (30/0) دارد. اثر منفی ترومای سازمانی نیز بر بهره وری منابع انسانی مورد تأیید قرار گرفت (28/0-). اثر غیرمستقیم هوش هیجانی بر بهره وری منابع انسانی از طریق نقش میانجی گر ترومای سازمانی نیز تأیید شد (01/0p<). با توجه به نتایج پژوهش، متغیر هوش هیجانی در کارکنان جهت بالا رفتن بهره وری منابع انسانی از اهمیت بالایی برخوردار است. ضمن این که، توجه به هوش هیجانی کارکنان برای جلوگیری از اثرات مخرب ترومای سازمانی مهم و حائز اهمیت می باشد.
ارزیابی ساختار عاملی پرسشنامه بیان خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۷)
549 - 566
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خانواده محیط مهمی برای یادگیری در مورد احساسات و نحوه بیان آنها در یک زمینه اجتماعی باشد. هدف: هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی ساختار عاملی پرسشنامه بیان خانواده بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری بود.جامعه آماری این پژوهش از میان 378 مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان درمانی بود. شرکت کننده ها به پرسشنامه های بیان خانواده هالبرشتات(1986) و کارکرد شخصیت جان بزرگی و همکاران (1400) پاسخ دادند. در این پژوهش جهت تعیین روایی همگرا و واگرا پرسشنامه بیان خانواده از پرسشنامه کارکرد شخصیت (جان بزرگی و همکاران، 1400) استفاده شد. برای تحلیل داده های توصیفی و استنباطی از آخرین ورژن نرم افزار spss و لیزرل ورژن 8.5 با استفاده از تحلیل مسیر توسط برنامه AMOS اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرها بدست آمد و داده ها به صورت ماتریس های کوواریانس یا همبستگی درآمده و یک مجموعه معادلات رگرسیون بین متغیرها تدوین شد. از تحلیل مسیر برای ارزیابی مدل فرضی نیز استفاده گردید. یافته ها: بار عاملی استاندارد همه نشانگرها بزرگتر از 32/0 است. بزرگترین بارعاملی متعلق به نشانگر p6 (763/0=β) و کوچکترین بارعاملی متعلق به نشانگر p20 (457/0=β) بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مؤلفه های مثبت غالب و مثبت مغلوب پرسشنامه بیان خانواده بر خلاف مؤلفه های منفی غالب و منفی مغلوب آن به صورت مثبت و در سطح معناداری 01/0 با مؤلفه های چهارگانه پرسشنامه کارکرد شخصیت (هویت، صمیمیت، همدلی و خودراهبری) همبسته اند. این یافته ها نشان می دهد که پرسشنامه بیان خانواده از روایی همزمان برخوردار است. همچنین ضریب آلفای کرونباخ مؤلفه های مثبت غالب، مثبت مغلوب، منفی غالب و منفی مغلوب به ترتیب برابر با 081/0، 74/0، 86/0 و 79/0 به دست آمد. این نتایج بیانگر همسانی درونی قابل قبول پرسشنامه بیان خانواده است.
اثربخشی آموزش عمل اخلاقی مبتنی بر نظریه بلازی بر مسؤلیت پذیری و رفتار مدنی - تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم زمستان (دی) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۶
۱۷۳۱-۱۷۱۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: مسؤلیت پذیر بودن و رعایت رفتار مدنی - تحصیلی در ارتقاء جایگاه سازمانی نظام های آموزشی نقش تعیین کننده ای دارد. علی رغم اهمیت این مسأله، ضعف های متعددی در این زمینه مشاهده می شود. بنابراین تربیت دانشجویانی متعهد، اخلاقی و دارای رفتار ایثارگرانه ضرورت پیدا می کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش عمل اخلاقی مبتنی بر نظریه بلازی بر مسؤلیت پذیری و رفتار مدنی - تحصیلی در دانشجویان انجام شد. روش: روش این پژوهش شبه آزمایشی و با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و با پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل 12008 دانشجوی دانشگاه جامعه المصطفی شهر قم در سال تحصیلی 99-1398 بود. برای نمونه گیری، تعداد 30 نفر دانشجوی در دسترس مشخص و سپس به صورت تصادفی در 2 گروه (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه گواه) جای دهی شدند. بسته آموزشی عمل اخلاقی مبتنی بر نظریه بلازی (1993) برای گروه آزمایش اجرا شد. زمان این برنامه آموزشی 13 جلسه 90 دقیقه ای و زمان آموزش نیز 5 هفته به صورت گروهی بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مسؤلیت پذیری کالیفرنیا گاف، مک گوسکی و مهل (1952) و رفتار مدنی - تحصیلی گل پرور (1389) استفاده شد. داده ها از طریق آزمون های آماری توصیفی و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی و بوسیله نرم افزار SPSS24 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد برای هر دو متغیر مسؤلیت پذیری و رفتار مدنی - تحصیلی، اثر گروه، اثر زمان و اثر متقابل گروه × زمان معنادار بود (0/001P˂). از طرفی نتایج آزمون تعقیبی بنفرونی حاکی از پایداری تأثیر مداخله آموزشی در مرحله پیگیری بود (0/001 P˂). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که چنانچه دانشجویان در معرض آموزش عمل اخلاقی مبتنی بر نظریه بلازی قرار گیرند، میزان مسؤلیت پذیری و رفتار مدنی - تحصیلی در آنان افزایش می یابد.
تبیین روابط علی بین شیوه های والدگری مادران و مشکلات هیجانی فرزندان دختر بر اساس نقش میانجی گر دشواری های بین فردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: والدگری به شیوه های اجتماعی سازی فرزندان از سوی مراقبان مربوط می شود که گاهی اوقات می تواند روابط والدین را به خصوص با فرزندان دختر به کشاکش بکشد؛ در نتیجه والدین و فرزندان با مشکلات عاطفی و اجتماعی مختلفی روبرو می شوند که لازم است برای حل آنها تصمیمات مناسبی اتخاذ کنند. پژوهش حاضر به بررسی و تبیین روابط علی بین شیوه های والدگری مادران و مشکلات هیجانی فرزندان دختر بر اساس نقش میانجی گر دشواری های بین فردی پرداخته است. روش: روش مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را دختران مقطع متوسطه دوم شهر کرج در سال تحصیلی1400- 1399 به همراه مادران تشکیل دادند. در این پژوهش 256 دانش آموز دختر به همراه مادران خود شرکت داشتند که در مجموع 512 شرکت کننده این مجموع را تشکیل داده اند و بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه های مقیاس دشواری های بین فردی (1996)، پرسشنامه سبک والدگری بامریند (1991)، و مقیاس افسردگی، اضطراب و تنیدگی لاوی بند و لاوی بند (1995) استفاده شد تحلیل داده ها با روش مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار AMOS انجام شد. یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده سبک والدگری استبدادی و دشواری های بین فردی نقش مثبت و معناداری بر مشکلات هیجانی دارد (0/05>p ) و نقش میانجی گر دشواری های بین فردی نیز معنادار است (05/0>p ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت بین سبک تربیتی استبدادی و مشکلات هیجانی رابطه مثبت معنادار وجود دارد و دشواری های بین فردی نیز در این رابطه نقش میانجی گر دارند. بنابراین، توجه به نقش سبک های تربیتی والدین و ایجاد روابط مناسب والد کودک در پیشگیری از مشکلات هیجانی دارای اهمیت است.
اثربخشی یادگیری مشارکتی بر انگیزه تحصیلی، اهمال کاری و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دبیرستان دوره اول متوسطه شهر بابل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم دی ۱۴۰۰ شماره ۱۰ (پیاپی ۶۷)
۲۹۷-۲۸۷
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی یادگیری مشارکتی بر انگیزه تحصیلی، اهمال کاری و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دبیرستان دوره اول متوسطه شهر بابل بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بوده و جامعه پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر اول متوسطه مدرسه پوراصغر شهر بابل در سال تحصیلی 00-1399 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس 60 نفر (30 نفر در گروه آزمایش و 30 نفر درگروه گواه) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش به منظور جمع آوری داده ها مربوط به هر یک از متغیرها، پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس (A.T.M) (1970)، مقیاس اهمال کاری تحصیلی (A.P.Q) (سواری، 2011)، مقیاس سرزندگی تحصیلی (A.V.Q) (دهقانی زاده و چاری، 1391) و در جهت برگزاری جلسات یادگیری مشارکتی از روش جیگساو استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد مداخله برنامه ی «یادگیری مشارکتی» در افزایش انگیزه تحصیلی (001/0=p ، 05/54= (58 / 1)F)، کاهش اهمال کاری تحصیلی (001/0=p ، 41/35= (38 / 1)F) و افزایش سرزندگی تحصیلی (001/0=p ، 88/41= (38 / 1)F) تأثیرگذار بوده است. براساس نتایج حاصل می توان بیان نمود که مدارس با به کارگیری فرایند یادگیری مشارکتی می توانند زمینه لازم جهت افزایش انگیزه پیشرفت تحصیلی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان را فراهم نموده و همچنین اهمال کاری تحصیلی آنان را کاهش دهند.
نقش مزاج در آمادگی به اعتیاد در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از عوامل مؤثر بر آمادگی به اعتیاد، ویژگیهای شخصیتی و مزاجی است. با توجه به اینکه تاکنون در زمینه ارتباط مزاجهای گوناگون طب ایرانی با آمادگی به اعتیاد مطالعه اندکی صورت گرفته است، پژوهش حاضر درصدد بررسی نقش این مزاجها در آمادگی به اعتیاد دانشجویان بود. مواد و روشها: طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع مقطعی بود. تعداد 241 دانشجوی مشغول به تحصیل در دانشگاه های شهر مبارکه با روش نمونه گیری سهمیه ای انتخاب شدند و به مقیاس ایرانی آمادگی به اعتیاد و پرسشنامه تعیین مزاج پاسخ دادند. پس از تعیین مزاج افراد نمونه، میانگین آمادگی به اعتیاد افراد با 9 نوع مزاج با استفاده از روش تحلیل واریانس مقایسه شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس نشان داد که میانگین آمادگی به اعتیاد در حداقل یکی از مزاجها با مزاجهای دیگر تفاوت معناداری دارد. بررسی نتایج آزمون تعقیبی حداقل اختلاف معنی دار نشان داد که میانگین آمادگی به اعتیاد در مزاج گرم- معتدل به طور معناداری از میانگین آمادگی به اعتیاد در مزاجهی سرد- تر، سرد- معتدل، سرد- خشک و گرم- خشک پایین تر است. نتیجه گیری: به طور کلی نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که افراد دارای انواع مزاجهای سرد و مزاج گرم- خشک بیشترین آسیب پذیری و افراد با مزاج گرم- معتدل کمترین آسیب پذیری را نسبت به اعتیاد دارند. این نتایج در بافت نظری و پژوهشی تبیین شد و راهکارهای طب ایرانی در حفظ سلامتی و اعتدال مزاجها، برای محافظت از گرایش به اعتیاد در افراد با مزاجهای آسیب پذیر و جلوگیری از حرکت مزاجهای غیرآسیب پذیر به آسیب پذیر ارائه شد.
بررسی وضعیت شیوع مصرف مواد مخدر در سربازان پادگان های سطح استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۵
35 - 51
حوزههای تخصصی:
برخورداری از اطلاعات کافی نسبت به شیوع مصرف موادمخدر، نوع موادمخدر مصرفی و مدت زمان وابستگی در سربازان می تواند نقش مهمی در پیشگیری از ابتلای سربازان و درمان آنها داشته باشد. لذا دراین راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی شیوع مصرف موادمخدر در سربازان پادگان های سطح استان لرستان انجام شده است. این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه موردمطالعه شامل کلیه سربازان پادگان ها در استان لرستان بود. براین اساس 400 نفر از سربازان پادگان ها با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی دردسترس به عنوان گروه نمونه انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای ارزیابی شیوع مصرف مواد در سربازان پادگان ها از پرسشنامه محقق ساخته در این زمینه استفاده شد. داده ها توسط آزمون آماری کای دو تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که فراوانی مصرف موادمخدر در دوران سربازی نسبت به قبل از سربازی به شکل معنی داری افزایش داشته است. اما نوع موادمخدر مصرفی و مدت زمان وابستگی در قبل و بعد از ورود به دوران خدمت سربازی تفاوت معنی داری نداشته اند. باتوجه به یافته های پژوهش، نتیجه گرفته می شود که دوران خدمت مقدس سربازی از اهمیت خاصی در سلامت جسمانی و روانی جوانان برخوردار بوده و توجه به شرایط و مشکلات جوانان در این دوران خطیر می تواند نقش مهمی در پیشگیری و حتی درمان اختلالات اعتیادی در آنها داشته باشد.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب و افسردگی زنان مطلقه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: از نظر قانونی، طلاق آخرین مرحله از ازدواج است ولی از نظر روان شناختی، آغاز یک مرحله ی تازه از ازدواج است. طلاق پدیده ای است که می تواند عواقب و پیامدهای منفی قابل ملاحظه ای داشته باشد. یکی از پیامدهای طلاق بروز افسردگی و اضطراب ناشی از طلاق است که بیشتر در بین زنان رخ می دهد. هدف از تحقیق حاضر برررسی شناخت درمانی مبتنی برذهن آگاهی بر اضطراب و افسردگی زنان مطلقه است.. مواد و روش ها: تحقیق حاضر از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه آزمایش و گواه است. جامعه تحقیق حاضر زنان مطلقه شهر نیشابور بودند. نمونه شامل ۲۴ نفر از زنان مطلقه شهر نیشابور بود که به صورت دردسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (۱۲ نفر) و کنترل (۱۲ نفر) به شیوه تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را در طی ۸ جلسه دریافت کردند و گروه کنترل در لیست انتظار قرار داشتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه افسردگی بک و اضطراب بک مورد مطالعه قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس سری زمانی انجام پذیرفت. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان می دهد آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی اضطراب و افسردگی زنان مطلقه را کاهش می دهد . همچنین نتایج یافته های مرحله پیگیری نشان می دهد اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در طی زمان پایدار بوده است. نتیجه گیری : بنابراین آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، پردازش شناختی زنان مطلقه را بهبود می بخشند، هیجان های منفی را کاهش و هیجان های مثبت را افزایش دهند؛ در نتیجه اضطراب و افسردگی را کاهش دهد .
طراحی واعتبار بخشی الگوی توانمندسازی خود مراقبتی معنوی دانشجویان با رویکرد مدل قلب سلیم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : میزان همدلی، تعهد، احترام به مراجعان و دریافت بازخورد از نتایج خدمات سلامت، در کارکنان نظام سلامت از کیفیت مورد انتظار جامعه پایین تر است . مدل مراقبت معنوی قلب سلیم، مراقبت ودرمان بیماران را بالاترین عبادت می داند. ارائه خدمات سلامت، نیازمند تزکیه ، تعمیق معنویت و توانمندسازی معنوی دانشجویان علوم پزشکی است . این مطالعه با هدف طراحی و اعتبار بخشی الگوی توانمندسازی خود مراقبتی معنوی دانشجویان با رویکرد مدل قلب سلیم انجام شد. روش : با روش جستار فلسفی، رویکرد تحلیل مفاهیم و نظریه مشتق شده – کیفی مبتنی بر تلفیق مفهوم مورس و همکاران طی شش مرحله با تعیین: مفاهیم معرف پدیده اصلی - سطح تکامل یافتگی مفهوم - ارتباط بین مفاهیم، تشریح جزئیات مفهوم مرکزی - تشریح مفاهیم جهت تعیین ارتباطات بین مفاهیم - فرموله نمودن مدل مفهومی، الگوی توانمندسازی معنوی دانشجویان طراحی شد. استحکام ، دقت ، کامل بودن، امکان درک روشن و منطقی یافته ها، با اجرای پیشنهادات مورس ، استفاده از متون معتبر اسلامی و سه پنل تخصصی توسط اساتید گروه سلامت معنوی فرهنگستان تایید شد. یافته ها : عناصر مدل مفهومی شامل:-جلب اعتماد دانشجویان - دانش افزایی درباره سلامت معنوی –توسعه ارتباط با خدا، خود ، مردم و عالم خلقت –ایجاد انگیزه ، تقویت اعتماد به نفس و احساس خود کار امدی، نیازمند محاسبه نفس روزانه بر اساس فرآیند حل مشکل است. باید اساتید از تفتیش عقاید دانشجویان اجتناب نمایند. به عنوان منتور با انجام تزکیه خودشان ، اقدام به تربیت دانشجو نمایند. نتیجه گیری : با توجه به چالشهای فرهنگی و تربیتی در دانشگاههای ایران و ضرورت تربیت معنوی دانشجویان ، مدل توانمندسازی معنوی به عنوان راهکار اجرایی پیشنهاد می شود.
تحلیل تربیت جنسی اسلامی ادراک شده والدین شهر قم؛ یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل تربیت جنسی اسلامی ادراک شده والدین انجام شد. این مطالعه، با رویکرد تحقیق کیفی و با روش تحلیل مضمون (تماتیک) انجام شد؛ از طریق مصاحبه ای نیمه ساختاریافته و با نمونه گیری هدفمند، جمع آوری داده ها، توسط هشت والد انجام شد و با اشباع اطلاعات، به همین مقدار اکتفا شد. تجزیه و تحلیل داده ها، به طور مستمر همزمان با جمع آوری داده ها و به صورت مقایسه ای انجام گردید. طی فرایند تحلیل داده ها و پس از مشخص شدن کُدها، چهار مضمون فراگیر (ماهیت، نیاز، آموزش و پرورش) و سیزده مضمون سازمان دهنده مشخص شدند. این مضمون ها، بیانگر تربیت جنسی اسلامی از دیدگاه والدین مسلمان شهر قم می باشد. طبق نتایج این پژوهش، والدین تربیت جنسی را با آموزش جنسی متفاوت دانسته و ضرورت تربیت جنسی را غیرقابل انکار دانسته، معتقدند که تربیت جنسی از سال های اولیه کودکی شروع می شود، افزون بر اینکه، آموزش مسائل خاص جنسی را برای کودکان مضر و ضد آموزش دانسته، بر پیشگیری از انحرافات جنسی از سنین پایین تأکید می کنند.
هم سنجی تأثیر درمان حالت روان بنه و درمان متمرکز بر هیجان در الگوهای ارتباطی همسران تازه ازدواج کرده دارای تعارض.(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: تعارضات زناشویی در پنج سال نخست زندگی افزایش می یابد و به کارگیری مداخلات تأثیرگذار برای کاهش این تعارضات ضروری است. هدف: پژوهش حاضر با هدف هم سنجی تأثیر مداخلات درمان حالت روان بنه و درمان متمرکز بر هیجان بر الگوهای ارتباطی همسران تازه ازدواج کرده متعارض انجام گرفت. روش: طرح این پژوهش کاربردی، آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری همسران متعارض کمتر از شش سال ازدواج بود که در سال 1398 میان ماه های خرداد تا شهریور به مراکز مشاوره پیوند زندگی و اندیشه در شهرستان آستارا مراجعه کرده بودند. از میان آن ها 30 زوج (60 زن و شوهر) با نمونه گیری در دسترس و گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. ابزار پژوهش، پرسش نامه الگوهای ارتباطی(Christensen & sullaway,1984) و مصاحبه بالینی بود. درمان حالت روان بنه، طی 12 جلسه90 دقیقه ای و درمان متمرکز بر هیجان طی 10 جلسه120دقیقه ای اجرا گردید و پس از سه ماه پیگیری، برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره با اندازه گیری مکرر و SPSS-24 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که درمان حالت روان بنه، الگوی ارتباطی سازنده متقابل را به صورت پایدار افزایش داده (01/0> P) و الگوی توقع-کناره گیر را کاهش می دهد(01/0> P). درمان متمرکز بر هیجان الگوی سازنده متقابل را افزایش داده (01/0> P) و الگوی اجتناب متقابل (05/0> P) و توقع-کناره گیر(01/0> P) را کاهش می دهد. درمان حالت روان به صورت کارآمدتری الگوی سازنده متقابل را افزایش داده (01/0> P) و الگوی توقع-کناره گیر را کاهش می دهد(01/0> P) و درمان متمرکز بر هیجان در کاهش الگوی اجتناب متقابل مؤثرتر بود (01/0> P). نتیجه گیری: مداخلات درمان حالت روان بنه و درمان متمرکز بر هیجان را می توان برای بهبود الگوهای ارتباطی زوجین متعارض به کار بست.
تدوین الگویی در جهت ساماندهی زنان وابسته به مواد بی خانمان و خیابانی شهر کرمانشاه: یک رویکرد کیفی با نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال پانزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۵۹
85-110
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف تدوین الگویی در جهت ساماندهی زنان وابسته به مواد بی خانمان و خیابانی شهر کرمانشاه انجام شد. روش: پژوهش حاضر با روش نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه مورد مطالعه شامل همه زنان وابسته به مواد بی خانمان و خیابانی در شهر کرمانشاه بود. 37 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با روش کدگذاری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: براساس مدل پژوهش، علل اصلی پدیده مورد مطالعه شامل عوامل اقتصادی و خانوادگی؛ شرایط زمینه ای شامل عوامل فرهنگی و روان شناختی؛ عوامل مداخله گر شامل عوامل مدیریتی–قانونی و عوامل اجتماعی بود. نتیجه گیری: اقدامات ساماندهی زنان وابسته به مواد بی خانمان و خیابانی بصورت تک بعدی و صرفا محدود به مراکز حمایتی-اصلاحی است و پس از پاکی، متاسفانه این زنان با قطع حمایت ها در جامعه رها می گردند و از طرفی از آنجایی که این زنان نیز از سوی جامعه طرد شده اند، لذا پس از آزادسازی از مراکز حمایتی، جامعه پذیرای این زنان نیست. بنابراین، زمینه بازگشت آنان به حالت اولیه و در نهایت عدم اثربخشی اقدامات ساماندهی و هدر رفت هزینه ها را فراهم می کند. بنابراین، لازم است پیگیری فرآیندهای حمایتی تا بهبود کامل زنان، در سیاست گذاری ها مورد توجه قرار گیرد.
ارزیابی مدل علی الگوی شخصیتی پدران و ناگویی خلقی دختران نوجوان: نقش واسطه ای سبک های فرزندپروری ناکارآمد پدران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش واسطه ای سبک های فرزندپروری ناکارآمد پدران در رابطه بین الگوی شخصیتی پدران و ناگویی خلقی دختران نوجوان انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی (مدل یابی معادلات ساختاری) می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر دانش آموزان دختر مدارس شاهرود و پدران آن ها بود که تعداد 244 نفر از دختران دانش آموز مقاطع مختلف مشغول به تحصیل در مدارس شاهرود و پدرانشان به عنوان گروه نمونه به صورت دردسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های ، شش عاملی شخصیت هگزاکو (60 HEXACO- ) (آشتون و لی، 2001)، ناگویی خلقی ( TAS-20 ) (تورنتو، پارکر و تیلور، 1979) و سبک فرزندپروری ( BPS ) (بامریند، 1972)، بین آن ها توزیع گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار 24- Amos و روش معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاکی از برازش مناسب مدل پژوهش بود. نتایج نشان داد مسیر مستقیم سبک شخصیتی پدران بر سبک فرزندپروری مستبد پدران ( 18/1 ,T= 001/0 P= )، سبک شخصیتی پدران بر سبک فرزندپروری سهل گیر پدران ( 22/0- ,T= 001/0 P= )، سبک شخصیتی پدران بر ناگویی خلقی نوجوانان (61/0- T= , 001/0 P= ) معنی دار بود. همچنین ضرایب تأثیر غیرمستقیم سبک شخصیتی پدران بر ناگویی خلقی با میانجی گری سبک فرزندپروری مستبد پدران (40/0 ,T= 001/0 P= ) و سبک شخصیتی پدران بر ناگویی خلقی با میانجی گری سبک فرزندپروری سهل گیر پدران (06/0- ,T= 001/0 P= ) معنی دار بود. درنتیجه می توان گفت سبک فرزندپروری ناکارآمد پدران در ارتباط بین سبک شخصیتی پدران با ناگویی خلقی در نوجوانان نقش میانجی دارد. بنابراین، با توجه به نتایج به دست آمده، ناگویی خلقی از دو جنبه زیستی و آموزشی برخوردار است و در نظام خانواده شکل می گیرد و برای پیشگیری از آسیب های ناشی از آن میتوان مداخلاتی برای اصلاح سبک فرزندپروری پدران طراحی و اجرا نمود.
رواسازی و اعتباریابی پرسش نامه نوموفوبیا در نمونه ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف این پژوهش، رواسازی و اعتباریابی پرسش نامه نوموفوبیا (NMP-Q) جهت استفاده از آن در ایران بود. مواد و روش ها: این پژوهش، مطالعه ای از نوع همبستگی آزمون بود. شرکت کنندگان در این پژوهش 280 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه های شهر مشهد درسال 96-1395 بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به ماده های نسخه ترجمه شده پرسش نامه نوموفوبیا (NMP-Q) و مقیاس استفاده آسیب زا از تلفن همراه (COS) پاسخ دادند. جهت بررسی اعتبار بازآزمون، 40 نفر از شرکت کنندگان دو هفته بعد دوباره به سؤالات پرسش نامه پاسخ دادند. در این پژوهش از روش همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. برای تحلیل داده ها، نرم افزار آماری SPSS نسخه 20 و همچنین نرم افزار لیزرل نسخه 8/8 مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از اعتبار بالای پرسش نامه (آلفای کرونباخ برای کل ماده ها برابر 0/921 و برای خرده مقیاس ها بین 0/748 تا 0/885) بود. روایی هم زمان برابر با 0/51 و اعتبار بازآزمون برابر با 0/81 به دست آمد. همچنین نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد همه چهار عامل پرسش نامه اصلی در نسخه فارسی تأیید شدند. نتیجه گیری: طبق نتایج به دست آمده، نسخه فارسی پرسش نامه نوموفوبیا برای استفاده در ایران از روایی و اعتبار مطلوبی برخوردار است.