ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
۹۶۱.

مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و معنا درمانی مبتنی بر اندیشه های مولانا بر سرسختی روانشناختی در بیماران تحت همودیالیز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۰
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و معنا درمانی مبتنی بر اندیشه های مولانا بر سرسختی روانشناختی در بیماران تحت همودیالیز انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 45 روز بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیمارن کلیوی نیازمند دریافت خدمات همودیالیز شهر ساری در سال 1403 بودند. 45 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرسختی روانشناختی اهواز (AHI؛ کیامرثی و همکاران، 1377) استفاده شد. درمان پذیرش و تعهد بر اساس مدل هیز و استروسال و معنادرمانی مبتنی بر اندیشه های مولانا بر اساس مدل نوروزی و همکاران طی 8 جلسه برای گروه های مداخله به صورت گروهی اجرا شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل دو مداخله درمان پذیرش و تعهد و معنا درمانی مبتنی بر اندیشه های مولانا تا مرحله پیگیری بر افزایش سرسختی روانشناختی موثر بوده است (05/0>P). همچنین یافته ها نشان داد که بین دو مداخله درمانی تفاوت معناداری وجود داشت؛ در واقع اثر معنا درمانی مبتنی بر اندیشه های مولانا بر سرسختی روانشناختی بیشتر بود (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که معنادرمانی مبتی بر اندیشه های مولانا نسبت به درمان پذیرش و تعهد اثر بیشتر بر سرسختی روانشناختی بیماران تحت همودیالیز داشته است.
۹۶۲.

پیش بینی مهارت اجتماعی بر اساس شیوه مقابله با استرس و تمایز یافتگی خود در دانشجویان تک فرزند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۷
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی مهارت اجتماعی بر اساس شیوه مقابله با استرس باورها و تمایزیافتگی خود در دانشجویان تک فرزند انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان تک فرزند شهر اصفهان در سال 1403 بود. با روش نمونه گیری در دسترس 370 نفر در پژوهش شرکت کردند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه مقابله با شرایط پراسترس (CISS-21، اندلر و همکاران، 1990)، تمایزیافتگی خود (DSI-R، اسکورون و همکاران، 1998) و مهارت های اجتماعی (TISS، ایﻨﺪربیتزن و همکاران، 1992) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش رگرسیون چندگانه به روش همزمان انجام شد. نتایج حاصل از انجام تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که میان مهارت اجتماعی و مقابله با استرس و تمایزیافتگی رابطه معنادار وجود دارد (05/0>p) و حدود 1/18 درصد از واریانس مهارت اجتماعی توسط شیوه مقابله با استرس و تمایز یافتگی پیش بینی می شود. نتیجه گیری می شود که که شیوه مقابله با استرس و میزان تمایزیافتگی خود می توانند سهم معناداری در پیش بینی مهارت های اجتماعی دانشجویان تک فرزند ایفا کند و بخش قابل توجهی از واریانس این مهارت ها را تبیین نماید.
۹۶۳.

پیش بینی گرایش به خودکشی بر اساس سبک های دلبستگی و صفات تاریک شخصیت با نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در دانشجویان دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۴۰
  مقدمه: جوانان به ویژه دانشجویان دانشگاه با مشکلات متعددی مواجه هستند که ناتوانی در مقابله با این مشکلات منجر به ظهور افکار خودکشی می شود. پژوهش ها حاکی از آن بود که افکار خودکشی به عنوان پیش بینی کننده قوی برای خودکشی نوجوانان است؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر پیش بینی گرایش به خودکشی بر اساس سبک های دلبستگی و صفات تاریک شخصیت با نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بود. روش: این پژوهش کاربردی از نوع توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 1403-1402 که برابر با 2000 دانشجو بود. حجم نمونه به وسیله جدول مورگان و کرجسی 545 نفر تعیین گردید که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه افکار خودکشی بک (1961)، حمایت اجتماعی ادراک شده ی زیمنت و همکاران (1988)، مقیاس تجدیدنظرشده دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید (1990) و پرسشنامه شخصیت تاریک جانسون و وبستر (2010) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از در بخش آمار توصیفی از گزارش فراوانی، میانگین و انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی از محاسبه ی ضریب همبستگی اسپیرمن با نرم افزار SPSS و مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار  PLS استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و اضطرابی و نیز صفات تاریک شخصیت بر گرایش به خودکشی تأثیر معناداری ندارند. اما حمایت اجتماعی ادراک شده بر گرایش به خودکشی تأثیر منفی و معناداری دارد. نتایج حاصل از بررسی متغیر میانجی هم نشان داد که حمایت اجتماعی در رابطه بین سبک دلبستگی ایمن و صفات تاریک شخصیتی با گرایش به خودکشی تأثیری نداشته؛ اما در رابطه بین سبک دلبستگی ناایمن و اجتنابی با گرایش به خودکشی مؤثر بوده و باعث کاهش گرایش به خودکشی می شود. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت، شناخت عوامل پیش بینی کننده و میانجی گرایش به خودکشی می تواند در کاهش بروز خودکشی و تغییر گرایش ها و افکار دانشجویان کمک کند. به واقع سازمان ها و نهادهای مرتبط می توانند با آموزش صحیح والدین برای حمایت بهتر از فرزندان و نیز تقویت سبک های دلبستگی ایمن به صورت طولی و زمانی به کاهش آمار و ارقام تمایل به خودکشی و به تبع آن خودکشی و نیز به بهبود عملکرد و انگیزه دانشجویان کمک نماید و بر کارایی سیستم آموزشی نیز بیفزاید.
۹۶۴.

بررسی کیفی نگرش شغلی نسل X و Z: مقایسه ای از انتظارات و اولویت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۱۶۴
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه نگرش ها، انتظارات و اولویت های شغلی در نسل های X و Z انجام شده است. این مطالعه تلاش می کند، دیدگاه این دو نسل نسبت به محیط های کاری و الزامات شغلی را تبیین کند. روش: این پژوهش با رویکرد پایه کیفی و تحلیل تماتیک براون و کلارک (2006) طراحی شد. نمونه گیری به روش هدفمند از میان دو گروه جمعیتی شامل نسل X (۱۳۴۴-۱۳۵۹) و نسل Z (۱۳۷۵-۱۳۹۰) در شهر تهران انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 22 مشارکت کننده (12 نفر از نسل X و 10 نفر از نسل Z) گردآوری و تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که نسل Z محیط های کاری منعطف، یادگیری محور و مبتنی بر فرصت های رشد سریع و تنوع را ترجیح می دهد. در مقابل، نسل X به محیط های کاری باثبات، امنیت شغلی و مزایای مالی اهمیت بیشتری می دهد. این تفاوت ها منعکس کننده شرایط زیستی و فرهنگی متفاوت نسل ها هستند و نیاز به استراتژی های مدیریتی متناسب با هر نسل را برجسته می کنند. نتیجه گیری: توجه به تفاوت های نسلی در طراحی سیاست های منابع انسانی می تواند به افزایش بهره وری، رضایت شغلی و کاهش جابه جایی کارکنان منجر شود. پیشنهاد می شود، پژوهش های آتی از روش های کمی و ترکیبی استفاده کرده و تأثیرات فرهنگی گسترده تری را بررسی کنند تا نتایج پژوهش تعمیم پذیری بیشتری داشته باشد.
۹۶۵.

The role of cognitive flexibility and cognitive emotion regulation in predicting social anxiety in university students(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۳۲
Aim: Social anxiety disorder is a common problem in the field of mental health, one of its characteristic features is the fear of negative and positive evaluation by others. The purpose of this study was to investigate the role of cognitive flexibility and cognitive emotion regulation in predicting social anxiety of university students. Method: The research population included all female students from bachelor's degree to doctorate studying in Shahid Beheshti University, and 250 of these students responded to the online questionnaire related to the research. The method of the current research was correlation and multiple regression analysis, and in order to collect data from three cognitive flexibility questionnaires by Dennis et al. (2010), the questionnaire of cognitive emotion regulation strategies of Garnefsky and Kraaij (2006) and the Leibowitz LSAS social anxiety scale (1987) used. Results: The obtained results showed that the correlation of cognitive flexibility and cognitive emotion regulation with students' social anxiety was significant (0.05). The current study emphasizes that students who have poor emotional flexibility in social and functional situations and use only one method to solve a problem, and on the other hand, due to the high tension of that situation, have limited access to cognitive regulation of emotions. Conclusions: Finally, these factors can predict social anxiety in them. The results of this finding can be used by psychologists, counselors and other people who are in contact with students to help improve the symptoms of social anxiety in them by using treatments focused on these concepts.
۹۶۶.

The mediating role of positive and negative religious coping strategies in the relationship between psychological capital and the ability of forgiveness on family strengths(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۹۸
Aim: The family is the most basic and durable social-emotional unit that plays an important role in the entire development of a person and establishes her personality. The purpose of the present study was to investigate the mediating role of religious coping strategies in the relationship between psychological capital and the ability to forgive with family strength. Method: The research method is descriptive and correlation type, which was done using structural equation modeling. The statistical population of the research was all married employees with children in the executive bodies of Rasht; 400 people (200 men and 200 women) were randomly selected. To collect data, Pargament et al.'s religious coping strategies, Luthans' psychological capital, Ray's forgiveness, colleagues' questionnaires, and Sham et al.'s family strength scale were used. SPSS26 and AMOS24 software were used for data analysis and model fitting, and the bootstrap method in the MACRO program was used by Preacher and Hayes to investigate the role of mediating variables. Results: The research results showed that the proposed research model has a favorable fit. Psychological capital(P=0.001, β=0.155)  and the ability to forgive(P=0.003, β=0.139) have a direct effect on family strength, and Psychological capital(P=0.001, β=0.0745) and the ability to forgive(P=0.006, β=0.0655)  have an indirect effect on family empowerment through positive religious coping strategy. Also, a negative religious coping strategy does not mediate the relationship between psychological capital(P=0.210, β=0.0169) and the ability to forgive(P=0.0144, β=0.396) with family empowerment. Conclusion: Therefore, this conceptual model can be used in the process of family counseling interventions and couple therapy to improve the quality of life as well as the strength of the family
۹۶۷.

اثربخشی آموزش فرزندپروری با رویکرد آدلر - درایکورس بر همدلی و جرأت ورزی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۷
پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی آموزش فرزندپروری با رویکرد آدلر - درایکورس بر همدلی و جرأت ورزی دانش آموزان دبستان دخترانه زهرا مردانی2 با طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه مادرانِ دانش آموزان مقطع دبستان زهرا مردانی2 شهر تهران در سال تحصیلی 1398-1399 بود و از روش نمونه گیری در دسترس استفاده گردید. گروه نمونه شامل ۳۰ نفر از مادران، به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند و به پرسشنامه علاقه اجتماعی علیزاده و همکاران (1394) پاسخ دادند. گروه آزمایش، در یک دوره ی 10 جلسه ای 60 دقیقه ای فرزندپروری با رویکرد آدلر - درایکورس شرکت داده شدند و در پایان دوره ی آموزشی، گروه کنترل و آزمایش 15 نفره مورد پس آزمون قرار گرفتند. کلیه آموزش ها و آزمون ها به صورت مجازی صورت گرفت. داده ها به کمک SPSS تحلیل شد. نتایج تحلیل کوواریانس برای مقایسه همدلی و جرأت ورزی در گروه های آزمایش و کنترل درمرحله پس آزمون نشان داد به ترتیب سطح معناداری با مقدار 001/ 0و 011/0 در دو گروه دارای تفاوت معنادار هستند. باتوجه به بالاتر بودن میانگین نمرات گروه آزمایش در پس آزمون، می توان نتیجه گرفت که آموزش فرزندپروری با رویکرد آدلر درایکورس بر همدلی و جرأت ورزی کودکان تأثیر معناداری داشته و باعث افزایش همدلی و جرات ورزی در کودکان شده است.
۹۶۸.

اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان، عدم تحمل بلاتکلیفی و انعطاف پذیری شناختی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف: بررسی اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان، عدم تحمل بلاتکلیفی و انعطاف پذیری روان شناختی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. روش: پژوهش حاضر نیمه تجربی بود. جامعه آماری مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز روانپزشکی ارومیه در سال 1401 بودند. بدین منظور 30 ​​نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 15 نفره (آزمایش و کنترل) قرار گرفتند. گروه آزمایش از طریق 8 کلاس هفتگی 90 دقیقه ای جلسات روان درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (سگال، ویلیامز و تیزدل، 2002) را دریافت نمود. سپس داده ها با پرسشنامه های پس آزمون تنظیم هیجانی شناختی (گارنفسکی، کریج و اسینهوون، 2001)، عدم تحمل ابهام (باهر و داگاس، 2002) و انعطاف پذیری شناختی (دنیس و ووندروال، 2010) جمع آوری و با نرم افزار (SPSS V. 28) و آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که کاربرد درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث اثربخشی مثبت و معنادار بر تنظیم شناختی هیجان، عدم تحمل بلاتکلیفی و انعطاف پذیری روان شناختی شده و توسعه و تقویت این سه متغیر در در مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر شد. این اثربخشی در سطح آماری 1 درصد و با اطمینان 99 درصد قابل قبول و معنادار بود (P<0.01). بحث و نتیجه گیری: به نظر می رسد که با کمک درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی می توان باعث کنترل ذهن در مبتلایان دچار اضطراب فراگیر شد و آن ها را به زندگی معمول و نرمال در کنار خانواده و جامعه برگرداند.
۹۶۹.

نقش میانجی پریشانی روانی در رابطه بین بدرفتاری دوران کودکی و تعارض در رابطه والد- فرزند با اقدام به خودکشی زنان مناطق کمتر برخوردار در بستر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۳۸
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی پریشانی روانی در رابطه بین بدرفتاری دوران کودکی و تعارض در رابطه والد-فرزند با اقدام به خودکشی در زنان مناطق کمتر برخوردار در بستر فرهنگی بود. جامعه آماری مادران دانش آموزان مناطق کمتر برخوردار شهرستان خاش در سال ۱۴۰۳بود. نمونه پژوهش 220 نفر بود که به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی از پنج مدرسه در مناطق کم برخوردار انتخاب شدند. روش پژوهش همبستگی با استفاده ازتحلیل مسیر بود. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه های اقدام به خودکشی عثمان و همکاران (۲۰۰۱)، بدرفتاری دوران کودکی حسین خانی و همکاران (1392)، تعارض والد-فرزند پیانتا (1994) و پریشانی روانی کسلر و همکاران (۲۰۰۲) بود. داده ها با نرم افزارهای SPSS26 و AMOS24 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تمامی مسیرهای مستقیم متغیرهای بدرفتاری دوران کودکی و تعارض در رابطه والد- فرزند با اقدام به خودکشی و پریشانی روانی معنادار شد و مسیر پریشانی روانی به اقدام به خودکشی نیز معنا دارشد (۰۱/۰>P) . هم چنین تمامی مسیرهای غیرمستقیم از طریق میانجی پریشانی روانی معنادار شد. علاوه بر این مدل از نیکویی برازش مطلوبی برخوردار بود. طبق نتایج، شناخت عوامل مؤثر در اقدام به خودکشی زنان و اهمیت مداخلات فرهنگی برای کاهش پریشانی روانی و بهبود روابط خانوادگی در پیشگیری از خودکشی گام مهم و مفیدی محسوب می شود.
۹۷۰.

Comparison of the Effectiveness of Cognitive-Behavioral Therapy and Metaphor Therapy on Marital Burnout in Women with Marital Conflicts(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۸۹
Objective: The purpose of this study was to compare the effectiveness of cognitive-behavioral therapy (CBT) and metaphor therapy on marital burnout in women with marital conflicts. Methods: The research method was quasi-experimental with a pretest-posttest design, a control group, and a three-month follow-up period. The statistical population included women with marital conflicts who visited counseling centers in Shiraz in 2023. A total of 60 participants were selected voluntarily and randomly assigned to two experimental groups and one control group. The research instrument was the Marital Burnout Questionnaire (Pines, 1996, CBM). The educational interventions, based on the cognitive-behavioral approach (Gehart, 2012) and the metaphor-based approach (Coup, 2013), were conducted in eight 60-minute sessions for the two experimental groups. Data were analyzed using repeated-measures ANOVA. Findings: The results indicated a significant difference in the posttest and follow-up stages between the control group and the CBT group (p < .001) and the metaphor therapy group (p < .001). The effectiveness of CBT and metaphor therapy in improving marital burnout was 59.6% and 29.7% in the posttest, and 69.2% and 34.8% in the follow-up stage, respectively. Additionally, the findings showed a significant difference between the two experimental groups in both the posttest and follow-up stages, with differences of 26.3% and 37.1%, respectively. Conclusion: Based on the findings, it can be concluded that both CBT and metaphor therapy lead to improvements in marital burnout among women. Family therapists can utilize these educational approaches to enhance marital relationships in couples experiencing conflicts.
۹۷۱.

پیش بینی نشانه های وسواسی-اجباری بر اساس سوگیری شناختی و میانجی باورهای فراشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۶۰
هدف: هدف از این پژوهش بررسی نقش پیش بین سوگیری شناختی در نشانه های وسواسی-اجباری با میانجی گری باورهای فراشناختی در نوجوانان شهر تهران بود. روش شناسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود و بر روی ۳۹۵ دانش آموز دبیرستانی در شهر تهران انجام گرفت. نمونه گیری به صورت خوشه ای چندمرحله ای و بر اساس جدول مورگان انجام شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد نشانه های وسواسی-اجباری (OCI-R)، سوگیری شناختی (CBQ)، و باورهای فراشناختی (MCQ-30) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون در نرم افزار SPSS-27 و مدل یابی معادلات ساختاری با AMOS-21 صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان دادند که بین سوگیری شناختی و نشانه های وسواسی-اجباری رابطه معنادار وجود دارد (β = 0.31، p < 0.001) و همچنین سوگیری شناختی به طور مثبت باورهای فراشناختی را پیش بینی می کند (β = 0.45، p < 0.001). باورهای فراشناختی نیز پیش بینی کننده معنادار نشانه های وسواسی-اجباری بودند (β = 0.48، p < 0.001). مسیر غیرمستقیم از سوگیری شناختی به نشانه های وسواسی-اجباری از طریق باورهای فراشناختی معنادار بود (β = 0.22). مدل پژوهش برازش مناسبی داشت (χ²/df = 2.16، RMSEA = 0.054، CFI = 0.96). نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نقش همزمان سوگیری شناختی و باورهای فراشناختی را در شدت علائم وسواسی-اجباری تأیید می کند و نشان می دهد که مداخلات بالینی مؤثر باید بر اصلاح ساختارهای فراشناختی در کنار شناخت های تحریف شده تمرکز داشته باشند.
۹۷۲.

نقش تمیزی تمایزیافتگی خود و بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده در اختلال علائم جسمی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۲۲۶
شکایت های جسمی در بین نوجوانان شایع است و عوامل هیجانی نقش مهمی در بروز و تشدید آن دارند. پس هدف پژوهش تعیین نقش تمییزی تمایزیافتگی خود، بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده در نشانه های اختلال علائم جسمی است. پژوهش حاضر از نوع طرح های همبستگی هست. جامعه آماری را کلیه دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر خوی تشکیل می دهند که 265 نفر به شکل خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از پرسشنامه تجربه علائم جسمی (SSEQ)؛ مقیاس بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده (PIES) و نسخه کوتاه سیاهه تمایزیافتگی خود (DSI-Sf) جمع آوری شده و بعد از واردکردن در SPSS-22 با استفاده از آزمون ضریب همبستگی و رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین نشانه های اختلال علائم جسمی با بی اعتبارسازی هیجانی درک شده (46/0)، واکنش پذیری هیجانی (51/0)، هم آمیختگی با دیگران (42/0)، برش هیجانی (32/0) و جایگاه من (28/0) ارتباط معناداری در سطح 05/0 وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده، واکنش پذیری هیجانی و هم آمیختگی با دیگران 52 درصد از تغییرات اختلال علائم جسمانی را پیش بینی می کنند که در سطح 05/0 معنادار است. نتایج نشان دهنده نقش نبود درک هیجانی و نبود تمایزیافتگی در نشانه های اختلال علائم جسمانی بود، پیشنهاد می شود برای نوجوانان آموزش های لازم در زمینه ابراز هیجانی و تمایزیافتگی خود داده شود تا تجارب هیجانی خود سرکوب و به شکل جسمانی ابراز ننمایند.
۹۷۳.

Increased Age Linked to Delayed Face Detection in Ambiguous Stimuli(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۹
Previous research has identified correlations between individual differences, such as age, and perceptual processes. However, the specific roles of these factors in face and house detection and the categorization of ambiguous stimuli remain inadequately understood. To address this issue, we employed a face/house categorization task to investigate how participants of different ages perceive human agents versus non-natural objects amidst varying levels of visual noise (40%, 50%, 60%, and 70%). Our results revealed that older participants exhibit longer reaction times (RT) in face detection under low-noise, ambiguous conditions (40% noise)—pointing toward a selective effect of age on face processing rather than on other object categories, such as houses.
۹۷۴.

Review of Methods for Reducing Prejudice and in-Group Bias(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۹ تعداد دانلود : ۱۱۲
The intergroup bias makes us to place a greater value on our group members than other group members. In society, people sort themselves into groups and sometimes they label other groups as weak and incompetent. In some situations, minority groups are viewed as threats by majority groups when they differ too much from them. The effects of such attitudes and behaviors can be profound on society and communications, and lead to discrimination against outgroups and a social division. In this study, we review literature in this area in order to find practical ways to reduce prejudice and in-group bias. We discuss related influencing factors such as intergroup contact, intergroup acceptance, intergroup similarities, social norms, status of a group, and size. This study provides some significant takeaways include the relationship between anxiety and in-group bias and our tendency to behave less prejudiced in times of confidence and less stress; as well as the effect of revealing intergroup similarities through education and social media. Other procedures are also listed that can be used by everyone especially policymakers and researchers to find and develop effective approaches to improve societies by overcoming in-group bias. Other methods are also listed that can be used by everyone especially policymakers and researchers to find and develop effective approaches to improve societies by overcoming in-group bias.
۹۷۵.

نقش شایستگی هیجانی - اجتماعی و ادراک از جوّ مدرسه در پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان نوجوان در ساعت ورزش مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۳
هدف از این پژوهش بررسی نقش شایستگی هیجانی - اجتماعی و ادراک از جوّ مدرسه در پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان نوجوان در ساعت ورزش مدرسه بود. روش پژوهش زمینه یابی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. از میان جامعه آماری تعداد ۲۴۰ دانش آموز پسر به شیوه نمونه گیری خوشه ای تصادفی با میانگین سنی ۲۱/۱۵ و انحراف معیار ۶۸/۱ به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های انگیزه مشارکت ورزشی گیل (۱۹۸۳)، شایستگی هیجانی - اجتماعی دانش آموز زو و جی (۲۰۱۲) و ادراک از جوّ مدرسه بییر و همکاران (۲۰۱۶) پاسخ دادند. نتایج با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین شایستگی هیجانی - اجتماعی و ادراک از جوّ مدرسه با انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (۰1 /۰> P). نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که ۱۹ درصد از کل واریانس انگیزه مشارکت ورزشی به وسیله شایستگی هیجانی - اجتماعی و ادراک از جوّ مدرسه تبیین می شود. همچنین مؤلفه های مشارکت دانش آموزان در کل مدرسه و امنیت مدرسه از متغیر (ادراک از جوّ مدرسه) به صورت مثبت و معنادار توان پیش بینی انگیزه شرکت در فعالیت های ورزشی را در دانش آموزان داشت در مقابل مؤلفه نزاع و درگیری دانش آموزان در مدرسه به صورت منفی توان پیش بینی کنندگی انگیزه مشارکت دانش آموزان در فعالیت های ورزشی مدرسه را داشت؛ مؤلفه های خودآگاهی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط از متغیر (شایستگی اجتماعی / هیجانی) نیز به صورت مثبت و معنادار قابلیت پیش بینی انگیزه مشارکت در فعالیت های ورزشی دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خرم آباد را داشتند (۰1 /۰> P). نتایج حاصل از این پژوهش اطلاعات مفیدی را در جهت نقش متغیرهای شایستگی هیجانی - اجتماعی و ادراک از جوّ مدرسه در پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان نوجوان ارائه می نماید.
۹۷۶.

واکاوی آسیب های روان شناختی_ عاطفی ازدواج ناموفق در زنان و تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود آنان: کاربرد ذهن آگاهی، پذیرش و آگاهی از طرح واره ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۶
هدف این پژوهش، واکاوی آسیب های روان شناختی عاطفی ازدواج ناموفق و تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن آگاهی، پذیرش و آگاهی از طرح واره ها بر آنان بود. روش پژوهش آمیخته بود. در مرحله کیفی 16 نفر از زنان باتجربه ازدواج ناموفق با زمینه ازدواج ناخواسته و زودهنگام به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری شامل تمام زنان باتجربه ازدواج ناخواسته و زودهنگام شهر اهواز بود. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی مقیاس ارزیابی آسیب های روان شناختی عاطفی مصباح بود. داده ها در بخش کیفی به روش تحلیل مضمون و در بخش کمّی به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته های بخش کیفی شامل شناسایی 6 مضمون اصلی (اضطراب، افسردگی، عدم شایستگی، بدبینی و بی اعتمادی، شرم درونی شده و خلأ عاطفی) بود. یافته های بخش کمّی نشان داد مداخله گروهی بر بهبود آسیب های روان شناختی و عاطفی ازدواج در زنان مؤثر است. درمانگران می توانند از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (کاربرد ذهن آگاهی، پذیرش و آگاهی از طرح واره ها) در راستای بهبود مشکلات ازدواج زنان با تجربه ازدواج ناموفق بهره بگیرند.
۹۷۷.

تبیین فرآیند رشد و تعالی مشاوران خانواده: فراتحلیل کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: رشد و تکامل مشاوران فرآیندی پیوسته و مادام العمر است. از این رو هدف پژوهش تبیین فرآیند رشد و تعالی مشاوران خانواده بود. روش: این پژوهش کیفی، از نوع فراتحلیل کیفی و جمعیت مورد مطالعه مقالات فارسی و لاتین حوزه رشد و تعالی مشاوران خانواده بود. در این پژوهش، 107 مقاله کیفی فارسی و انگلیسی بررسی شد که از میان آن ها، 18 مقاله به طور کامل مرتبط شناسایی شدند. مقالات مرتبط از طریق جست وجوی گسترده در پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Google Scholar، Scopus، Web of Science، سید، نورمگز و مگیران انتخاب شدند. تحلیل داده ها به روش مرور نظام مند و با استفاده از فرآیند تحلیل مضمون بر اساس روش توماس و هاردن، شامل سه مرحله کدگذاری آزاد، سازماندهی کدها به مضامین توصیفی و در نهایت ایجاد مفاهیم تحلیلی انجام گرفت. یافته ها: تحلیل مضامین موجود در پژوهش های کیفی منجر به شناسایی 4 مضمون اصلی، 13 مقوله فرعی و 230 زیرمقوله شد. مضامین اصلی شامل «آغاز و جهت گیری؛ فعالیت و کاوشگری؛ انتقال و پیگیری؛ ادغام و هم افزایی» بودند و مقولات فرعی شامل این موارد بود: «یاری رسان غیرحرفه ای؛ دانشجوی مبتدی و خودتردیدی؛ درک فلسفه و ارتقاء دانش حرفه ای؛ عملکرد در سطح پایه؛ ورود به مسیر کارآموزی و دریافت نظارت؛ برچسب زنی به خود به عنوان یک متخصص حرفه ای؛ عملکرد در سطح حرفه ای نوپا؛ درک بافتاری از جامعه حرفه ای؛ عملکرد در سطح حرفه ای باتجربه؛ تعمیق مکاشفه شخصی و شغلی؛ یکپارچگی خود فردی و حرفه ای؛ از خودفراروی و خود تعالی بخشی؛ رسالت محوری». نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که حس مسئولیت و اعتماد به نفس در دوران آموزش به مشاوران کمک می کند تا صدای منحصر به فرد خود را در حرفه پیدا کنند و به یکپارچگی بین خودِ شخصی و حرفه ای دست یابند.
۹۷۸.

رابطه بین سبک های دلبستگی با قلدری و قربانی شدن سایبری در دختران نوجوان: نقش میانجی مقایسه اجتماعی مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۵
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی مقایسه اجتماعی مجازی در رابطه بین سبک های دلبستگی و قلدری و قربانی شدن سایبری انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 بود که از این میان 321 نفر به شیوه خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه تجربه قلدری-قربانی سایبری (CBVEQ؛ آنتیادو و همکاران، 2016)، مقیاس تجدید نظر شده دلبستگی بزرگسالان (RAAS؛ کولینز، 1996) و مقیاس جهت گیری مقایسه اجتماعی (SCOS؛ گیبونز و بونک، 1999) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد، مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. مشخص شد، ارتباط میان دلبستگی ایمن و قلدری و قربانی شدن به صورت منفی معنادار و ارتباط میان دلبستگی اضطرابی با قربانی شدن سایبری به صورت مثبت معنادار بود (001/0>p). ارتباط میان دلبستگی اضطرابی و قلدری سایبری معنادار نبود (05/0<P). مقایسه اجتماعی با قلدری و قربانی شدن سایبری رابطه مثبت معناداری داشت (001/0>p). میان دلبستگی اضطرابی و اجتنابی با مقایسه مجازی نیز ارتباط مثبت معناداری وجود داشت (001/0>p). در نهایت نتایج تحلیل بوت استرپ نشان داد، مقایسه مجازی در رابطه میان سبک های دلبستگی و قلدری و قربانی شدن سایبری به طور معنادار (001/0>p) نقش میانجی داشت. این نشان می دهد که سبک های دلبستگی با توجه به نقش مهم مقایسه مجازی می توانند تبیین کننده قلدری و قربانی شدن سایبری باشند و لزوم توجه به این عوامل در برنامه های کاهش قلدری و قربانی شدن سایبری ضروری است.
۹۷۹.

رابطه بین سبک های فرزندپروری و خودجرحی بدون قصد خودکشی در نوجوانان با میانجی گری سبک های هویتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سبک های فرزندپروری و خودجرحی بدون قصد خودکشی در نوجوانان با میانجی گری سبک های هویتی انجام شد. این پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان دختر و پسر متوسطه دوم (پایه دهم تا دوازدهم)، در سنین 14 تا 19 سال شهر بیرجند در سال 1403 تشکیل دادند که از بین آن ها 397 نفر با روش نمونه گیری چندمرحله ای خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند (PSQ، 1991)، پرسشنامه سبک های هویتی بروزنسکی (ISI، 1989) و سیاهه خودگزارشی رفتارهای خودآسیب رسان کلونسکی و گلن (ISAS، 2009) بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که سبک های فرزندپروری مختلف (مقتدرانه، مستبدانه، سهل گیرانه) می توانند هم به طور مستقیم و هم از طریق سبک های هویت (اطلاعاتی، هنجاری، سردرگم/اجتنابی) به طور غیرمستقیم رفتار خودجرحی در نوجوانان را پیش بینی کنند (001/0>P). سبک های هویت نیز به تنهایی با خودجرحی ارتباط معنادار دارند. بنابراین، سبک فرزندپروری با نقش میانجی سبک هویت، در تبیین خودجرحی نوجوانان نقش مهمی دارد.
۹۸۰.

رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل و کیفیت زندگی با میانجیگری قلدری سایبری و بی موبایل هراسی در دانشجویان علوم پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل و کیفیت زندگی با میانجیگری قلدری سایبری و بی موبایل هراسی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه آزاد استان مازندران در سال تحصیلی 1402- 1401 بودند که از بین آنها 340 نفر به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه های کیفیت زندگی (WHOQOL-SF36؛ وارور شربون، 1992)، اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل (AMQBSN ؛ خواجه احمدی و همکاران، 2017)، قلدری سایبری (CBS ؛ مینه سینی و همکاران، 2011) و بی موبایل هراسی (NMP-Q.؛ ییلدریم و کوریا، 2015) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان داد مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. همچنین یافته ها نشان داد که اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل، نوموفوبیا و قلدری سایبری بر کیفیت زندگی اثر معکوس و معنادار داشتند (05/0˂p). نتیجه آزمون بوت استراپ نشان داد که نوموفوبیا و قلدری سایبری در رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل و کیفیت زندگی نقش میانجی داشت (05/0˂p). در نهایت می توان نتیجه گرفت اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل به صورت مستقیم و با واسطه گری نوموفوبیا و قلدری سایبری بر کیفیت زندگی اثر دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان