ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۹۸۱.

عوامل فردی و بافتی پیش بینی کننده قربانی قلدری: یک مطالعه مدل یابی چند سطحی در آزمون پرلز 2021(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۴۳
قلدری و قربانی شدن در مدرسه توجه زیادی را در سال های اخیر از سوی رسانه ها و مردم و همچنین معلمان، مسئولان مدارس، محققان، درمانگران و قانون گذاران جلب کرده است. هدف مطالعه حاضر بررسی عوامل فردی و بافتی پیش بینی کننده قربانی قلدری بود. جامعه پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه چهارم ایرانی، معلمان و مدیران آن ها در سال تحصیلی 1400-1399 شمسی بود که تعداد کل حجم جامعه ایران طبق گزارش مرکز مطالعات بین المللی پرلز 2021 برابر با 43697 مدرسه و 1348842 دانش آموز پایه چهارم بود که از این تعداد 6262 دانش آموز و والدینشان از 218 مدرسه (218 معلم و مدیر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. از روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای طبقه بندی شده در آزمون پرلز استفاده شده است. نتایج تحلیل چندسطحی نشان داد در سطح دانش آموز متغیرهای خودپنداره خواندن و خودکارآمدی دیجیتال رابطه ی منفی معنی دار و وضعیت اجتماعی-اقتصادی رابطه مثبت و معنی داری با قربانی شدن داشت. دختران بیشتر از پسران مورد قلدری قرار گرفتند. در سطح مدرسه، نظم و امنیت مدرسه، میزان تأکید بر موفقیت تحصیلی و منطقه ی مدرسه رابطه ی منفی معنی دار و تعداد دانش آموزان کلاس و کمبود فضای آموزشی رابطه ی مثبت و معنی داری با قربانی شدن داشت. پیش بین های سطح دانش آموز 13 درصد از واریانس قربانی شدن را در سطح دانش آموز و پیش بین های سطح مدرسه 43 درصد از واریانس قربانی شدن را در سطح مدرسه تبیین نمودند.
۹۸۲.

ضرورت ها و اهداف برنامه درسی تربیت عاطفی در آموزش ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۳
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ضرورت ها و اهداف برنامه درسی تربیت عاطفی در آموزش ابتدایی ایران در سال ۱۴۰۳ در شهرستان آزادشهر و با حمایت دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر انجام شد. این مطالعه از نوع کیفی و با روش تحلیل محتوای قراردادی صورت گرفت. جامعه پژوهش شامل اساتید علوم تربیتی، روان شناسی، الهیات و ادبیات فارسی، و نیز معلمان و مدرسان آشنا با موضوع تربیت عاطفی بود که با روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری، ۱۸ نفر در پژوهش مشارکت داشتند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و داده های حاصل پس از پیاده سازی کامل با نرم افزار MAXQDA 2020 تحلیل شدند. برای اطمینان از روایی و پایایی داده ها، معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا (اعتبار، انتقال پذیری، اطمینان پذیری و تأییدپذیری) به کار گرفته شد. یافته ها نشان داد که ضرورت تربیت عاطفی در سه مقوله اصلی «پرورش مهارت های عاطفی و اجتماعی»، «بهبود کیفیت زندگی و یادگیری» و «تقویت نظام آموزشی و فرهنگی» و اهداف آن در سه محور «پرورش مهارت های عاطفی»، «بهبود رفتار و سلامت روان» و «تقویت ارزش های انسانی و فرهنگی» قابل طبقه بندی است. نتایج پژوهش علاوه بر شناسایی ضرورت ها و اهداف، منجر به استخراج مدل مفهومی تربیت عاطفی در آموزش ابتدایی ایران شد که روابط میان ضرورت ها و اهداف را تبیین می کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که گنجاندن مؤلفه های تربیت عاطفی در برنامه درسی رسمی دوره ابتدایی می تواند به ارتقای کیفیت یادگیری، کاهش اضطراب و پرخاشگری، افزایش تاب آوری، و تقویت همدلی و هویت فرهنگی دانش آموزان منجر شود. بنابراین، پیشنهاد می شود سیاست گذاران آموزشی با تدوین چارچوبی بومی برای آموزش مهارت های عاطفی، زمینه توانمندسازی معلمان و مشارکت فعال خانواده ها را فراهم سازند تا پیوند خانه و مدرسه در جهت پرورش نسلی متعهد، مسئول و برخوردار از سلامت روان تقویت شود.
۹۸۳.

رابطه بین ذهن آگاهی و بهزیستی روان شناختی دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر کرمان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه و هدف: با توجه به افزایش فشارهای تحصیلی و روانی در میان نوجوانان، ارتقای بهزیستی روان شناختی به عنوان یکی از اهداف کلیدی نظام های آموزشی اهمیت یافته است. از آنجا که ذهن آگاهی به عنوان رویکردی مؤثر در بهبود سلامت روان شناخته می شود، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین مؤلفه های ذهن آگاهی و بهزیستی روان شناختی در دانش آموزان دوره متوسطه دوم انجام شد. روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی–همبستگی است که با هدف بررسی رابطه بین ذهن آگاهی (متغیر پیش بین) و بهزیستی روان شناختی (متغیر ملاک) در میان دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر کرمان در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۲ انجام شد. نمونه ای ۳۴۰ نفره به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب گردید. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه پنج وجهی ذهن آگاهی بائر و همکاران (۲۰۰۶) و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (۱۹۸۹) بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه و از طریق نرم افزار SPSS-23 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد بین بهزیستی روان شناختی و مؤلفه های مشاهده، توصیف، عمل با هوشیاری، عدم واکنش و نمره کل ذهن آگاهی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (05/0>p)، در حالی که مؤلفه عدم قضاوت با بهزیستی روان شناختی رابطه معناداری نداشت. همچنین نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد مؤلفه های ذهن آگاهی در مجموع 1/11 درصد از واریانس بهزیستی روان شناختی را تبیین می کنند و مؤلفه های عمل با هوشیاری، مشاهده، عدم واکنش و توصیف بیشترین سهم را در پیش بینی بهزیستی روان شناختی دانش آموزان دارند. نتیجه گیری: به طور کلی، یافته های این پژوهش تأیید می کند که ذهن آگاهی و به ویژه مؤلفه های فعال تر آن (توجه، مشاهده و عمل آگاهانه) نقش مهمی در ارتقای بهزیستی روان شناختی نوجوانان دارند. از منظر کاربردی، آموزش مهارت های ذهن آگاهی در مدارس می تواند رویکردی مؤثر برای افزایش سلامت روان، کاهش استرس تحصیلی و تقویت سازگاری روانی-اجتماعی دانش آموزان باشد.
۹۸۴.

Examining the role of Emotional Security, Cognitive fusion and repetitive negative thinking in predicting stress caused by Covid-19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۸
Aim:There is no doubt that the Covid-19 pandemic is one of the most destructive mental health crises of our time. This study investigated the role of emotional security, cognitive fusion, and repetitive negative thinking in predicting stress caused by Covid-19. Methods:The descriptive research method used in this study was correlation, and the target population was the first-semester undergraduate students at Payame Noor University in Kermanshah during the academic year 2021-2022. In this regard, 174 students were selected as a statistical sample using the available sampling method and evaluated by Annie E Casey Belonging and Emotional Security Tool of family services, Gillanders et al Cognitive Fusion Questionnaire (CFQ), Ehring et al Repetitive negative thinking questionnaire and Corona Stress Scale (CSS-18) Questionnaire by Salimi's et al were analyzed online. The data were analyzed by SPSS22 software using Pearson's correlation test and multiple regression. Results: Based on the results, Covid-19 stress has a negative correlation with emotional security and a positive correlation with cognitive fusion and repetitive negative thinking. As a result of multiple regression analysis, cognitive fusion and repetitive negative thinking are significantly related to stress from Covid-19, and cognitive fusion with a Beta of 0.22 is more powerful in predicting stress from Covid-19. Conclusion:According to the findings of this study, cognitive fusion and repetitive negative thinking play a significant role in causing stress from Covid-19. Psychological interventions can be designed based on these results in order to reduce the stress associated with Covid-19.
۹۸۵.

شناسایی و طبقه بندی مداخلات روانی- تربیتی در مطالعات توازن خودهای ممکن: مرور دامنه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۲
مطالعه حاضر در صدد شناسایی و طبقه بندی انواع مداخلات روانی -تربیتی در حوزه توازن خودهای ممکن انجام شد. روش پژوهش مرور سیستماتیک توصیفی با رویکرد مرور دامنه است. حوزه مرور شامل مقالات منتشر شده بین سال های 2000 تا 2024 با استفاده از پایگاه های اطلاعاتی گوگل اسکالر، پابمد، ساینس دایرکت و سال های 1380 تا 1402 در پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی بود. از بین 3767 مقاله مرتبطِ شناسایی شده با توجه به کلمات تخصصی کلیدی، 11 مقاله پس از غربالگری حائز شرایط ورود به مرور دامنه شدند.در تعیین معیارهای ورود از چهارچوب جمعیت، مفهوم، زمینه (PCC) استفاده شد. یافته ها بیانگر این بود که مداخلات روانی- تربیتی انجام شده بر اساس رویکردهای شناختی، شناختی – رفتاری و شناختی-اجتماعی در سه حیطه ، آموزشی ، آموزشی- درمانی و درمانی انجام شده اند. عمده مداخلات مبتنی بر روش های تحقیق آزمایشی و نیمه آزمایشی بود. مداخلات روانی-تربیتی در حوزه خودهای ممکن عمدتا شامل مداخلات مبتنی بر جامعه، ذهن آگاهی ، هدف گذاری، خود ممکن-قدردانی و درمان شناختی-رفتاری بودند. این مداخلات به طور مستقیم یا غیر مستقیم افزایش یا تعدیل خود تنظیمی را مورد توجه قرار داده بودند. مهم ترین شکاف در مداخلات موجود این بود که مطالعه ای در حوزه توازن خودهای ممکن براساس تجربه زیسته افراد و تاثیرات فرهنگی و اجتماعی انجام نشده بود. همه مداخلات به کار گرفته شده اثربخشی بر رفتار را نشان دادند. اثر بخشی به صورت مستقیم بر متغیر خودممکن و به صورت غیر مستقیم بر انواع مدل های فرآیند کنترل خود تنظیمی متمرکز بود.
۹۸۶.

اگوی هوش هیجانی، هوش معنوی و حمایت اجتماعی با خلاقیت و انگیزه دانش آموزان با نقش میانجی گری خودسازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۴۲
زمینه: حمایت اجتماعی قدرتمندترین نیروی مقابله ی دشواری برای رویارویی موفقیت آمیز و آسان در زمان درگیری با شرایط تنش زا شناخته شده و تحمل مشکلات را برای بیماران تسهیل می کند. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر هوش هیجانی و معنوی و حمایت اجتماعی بر خلاقیت و انگیزه با نقش میانجی گری خودسازی بوده است. روش: پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دانش آموزان در درس هنر پایه ی چهارم ادبی استان المثنی به تعداد ٦٣٣ نفر بود، با استفاده از فرمول کوکران تعداد ٨٤١ نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمعآوری داده_های پژوهش، از شش پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی گلمن )2001(، هوش معنوی کینگ )2008(، حمایت اجتماعی زیمنت و همکاران)1988(، خودسازی کوپر )1997(، خلاقیت تورنس و انگیزه تحصیلی هارتر )1981( استفاده شد، روایی پرسشنامه به تایید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه هوش هیجانی ٩٨/٠، هوش معنوی ٤٨/٠، حمایت اجتماعی ٩٨/٠، خلاقیت ٧٨/٠، انگیزه تحصیلی ١٩/٠ و خودسازی ٩٧/٠ مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد هوش هیجانی، معنوی، حمایت اجتماعی و خودسازی بر خلاقیت و انگیزه دانش آموزان تاثیر مثبت و معنی داری دارد، همچنین نتایج نشان داد که نقش میانجی خودسازی در تاثیر گذاری هوش هیجانی، معنوی و حمایت اجتماعی بر خلاقیت و انگیزه دانش آموزان مثبت و معنی دار می باشد. نتیجه گیری: حمایت اجتماعی، از طریق ایفای نقش واسطه ای میان عوامل تنش زای زندگی و بروز مشکلات جسمی و روانی و همچنین تقویت شناخت دانش آموزان، باعث کاهش تنش و افزایش انگیزه در دانش آموزان می شود.
۹۸۷.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان هیجان مدار بر بی خوابی در زنان مبتلا به سرطان پستان با نشانه های اختلال استرس پس از سانحه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۵
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان هیجان مدار بر بی خوابی در زنان مبتلا به سرطان پستان با نشانه های اختلال استرس پس از سانحه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان مبتلا به سرطان پستان دارای نشانه های اختلال استرس پس از سانحه بود که به بیمارستان های شهر تهران در سال 1403 جهت پیگیری درمان مراجعه کرده بودند. حجم نمونه شامل 45 نفر (هر گروه 15 نفر) بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه جای گذاری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اختلال استرس پس از سانحه (PCL-5) ودرس و همکاران (1993) و شاخص شدت بی خوابی (ISI) مورین (1993) بود. گروه درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان هیجان مدار 8 جلسه 2 مداخله دریافت کردند. نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد که تفاوت میانگین پیش آزمون بی خوابی با پس آزمون و پیگیری معنادار است (001/0>P). همچنین نتایج نشان داد برای هر دو مولفه تفاوت گروه های آزمایش با گروه گواه معنادار است (001/0>P) و گروه هیجان مدار در مقایسه با گروه شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی کاهش بیشتری در بی خوابی نشان داده است (001/0<P). نتایج بیانگر این بود که درمان هیجان مدار در مقایسه با درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی احتمالا درمان کارآمدتری برای بهبود بی خوابی در زنان مبتلا به سرطان پستان با نشانه های اختلال استرس پس از سانحه است.
۹۸۸.

Psychometrics and Standardization of the Extended Persian Version of the Knowledge of Parenting Strategies Scale(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۶۱
Objective: This study seeks to validate and standardize the extended version of the knowledge of parenting strategies scale (KOPSS) among Iranian citizens. Methods:  This paper is a descriptive measure validation study, which falls in the category of quantitative research. The statistical population consisted of Iranian parents with children aged 3-12, living together. Thirty parents were selected through convenience sampling and were tested using the Persian KOPSS in order to estimate the standard deviation of the total KOPSS score and obtain the sample size for validation and standardization (n=725). Then, thirty parents were studied at an interval of three weeks to calculate the test-retest reliability. Furthermore, 330 other parents were selected through convenience sampling to measure internal consistency reliability and concurrent criterion validity. To calculate concurrent criterion validity, the Persian KOPSS scores were correlated with the scores of Robinson’s Parenting Styles and Dimensions Questionnaire (PSDQ). To obtain the standardized scores and percentile ranks of the raw Persian KOPSS scores, an online survey was conducted on 725 eligible parents (including 532 mothers and 193 fathers). Results: The correlation of the total Persian KOPSS-20 score with the PSDQ sub-scales was found to be larger than 0.40 (0.417-0.508). The standardized KOPSS-20 was obtained by converting the raw scores into normed z and T-scores and calculating the percentile ranks of the entire group (n=725). Conclusion: KOPSS-20 was found to yield reproducible and reliable results with satisfactory validity coefficients.
۹۸۹.

پیش بینی روابط اجتماعی زنان مبتلا به سرطان پستان براساس راهبرد مقابله ای مسئله مدار، روحیه مبارزه و دلمشغولی نگران کننده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف این پژوهش پیش بینی روابط اجتماعی زنان مبتلا به سرطان پستان براساس راهبردهای مقابله ای مسئله مدار، روحیه ی مبارزه و دلمشغولی نگران کننده بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادین و از لحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به به درمانگاه های تخصصی شهر تهران در سال 1400 بودند. که از بین آنها به صورت در دسترس250 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل سیاهه مقابله با استرس کالزبیک و همکاران (CISS، 1993)، مقیاس سازگاری روانی با سرطان واتسون (Mini-Mac، 1994) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL-BREF، 2007) بود. روش تحلیل پژوهش، تحلیل رگرسیون به روش همزمان بود. یافته ها نشان داد که مقابله مسئله مدار، روحیه ی مبارزه و دلمشغولی نگران کننده با روابط اجتماعی در زنان مبتلا به سرطان پستان رابطه داشت و در مجموع 3/41 واریانس متغیر روابط اجتماعی را تبیین می کند (05/0>p). نتیجه گیری می شود که بین راهبردهای مقابله ای مسئله مدار، روحیه ی مبارزه و دلمشغولی نگران کننده با روابط اجتماعی در زنان مبتلا به سرطان پستان رابطه وجود دارد.
۹۹۰.

مقایسه اثربخشی درمان سیستم خانواده درونی و شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشانه های افسردگی و بدریخت انگاری بدنی در زنان دارای تجربه ترومای کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۲۰۲
زمینه: رویدادهای تروماتیک کودکی یک نگرانی عمده برای سلامت عمومی است و مطابق با نتایج مطالعات ریشه بسیاری از مشکلات روانی مانند افسردگی و بدریخت انگاری بدنی است. با بررسی ادبیات موجود در این حوزه تاکنون اثر درمان های مختلفی بر افراد دارای تجربه ترومای کودکی بررسی شده است ولی هیچ مطالعه ای به مقایسه درمان سیستم خانواده درونی و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی نپرداخته است. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان سیستم خانواده درونی و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشانه های افسردگی و بدریخت انگاری بدنی در زنان دارای تجربه ترومای کودکی بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون باگروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان دارای تجربه ترومای کودکی مراجعه کننده به مراکز مشاوره در شهر لاهیجان در سال 1402 بود. از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 60 نفر انتخاب شدند و در 2 گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 20 نفر) گمارش شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی (بک، 1996)، بدریخت انگاری بدنی (فیلیپس و همکاران، 1997) و ترومای کودکی (برنستاین و همکاران، 2003) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار spss نسخه 25 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو مداخله بر نشانه های افسردگی و بدریخت انگاری بدنی اثربخش و در مرحله پیگیری اثر درمان پایدار بود (001/0 >P). همچنین نتایج نشان داد درمان سیستم خانواده درونی بر نشانه های افسردگی اثربخشی بیشتری دارد (001/0 >P). همچنین نتایج نشان داد بین درمان سیستم خانواده درونی و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر بدریخت انگاری بدنی تفاوتی وجود ندارد (001/0 >P). نتیجه گیری: باتوجه به نتایج به دست آمده می توان از درمان سیستم خانواده درونی و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان درمانی مؤثر در بهبود نشانه های افسردگی و بدریخت انگاری بدنی افراد دارای تروما استفاده نمود.
۹۹۱.

Comparison of the Effectiveness of Unified Transdiagnostic Treatment and Compassion-Based Approach on Suicidal Ideation and Spiritual Well-Being in Women Victims of Domestic Violence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۸۲
Objective: The present study aimed to compare the effectiveness of Unified Transdiagnostic Treatment and the Compassion-Based Approach on suicidal ideation and spiritual well-being in women victims of domestic violence. Methods: This study is applied in terms of its purpose and quasi-experimental in nature and method, utilizing a pre-test, post-test, and two-month follow-up design with a control group. The study population comprised all women victims of domestic violence who sought help from social emergency centers and family counseling clinics in Tehran during the second half of 2023. The sample consisted of 51 participants who were selected through purposive sampling and randomly assigned to experimental and control groups. The first experimental group received an eight-session (90-minute each) Compassion-Based Therapy intervention program, while the second experimental group received a ten-session (60-minute each) Unified Transdiagnostic Treatment program at these centers. The control group did not receive any intervention. Data collection tools included the Violence Against Women Questionnaire by Haj-Yahya (2001), the Beck and Steer Suicidal Ideation Scale (1991), and the Spiritual Well-Being Scale by Paloutzian and Ellison (1982). The obtained data were analyzed using repeated measures analysis of covariance (ANCOVA) and Bonferroni post hoc test with SPSS 27 software. Findings: The study findings indicate that both Compassion-Based Therapy and Unified Transdiagnostic Treatment led to a reduction in suicidal ideation and an increase in spiritual well-being in the experimental groups. Additionally, considering the mean difference, Unified Transdiagnostic Treatment had a greater effect than the Compassion-Based Approach in reducing suicidal ideation and enhancing spiritual well-being (p < .05). Conclusion: Based on the findings of this study, Compassion-Based Therapy and Unified Transdiagnostic Treatment are effective approaches for improving spirituality and reducing suicidal ideation in women victims of domestic violence. Psychologists and family specialists are encouraged to utilize these findings to enhance the quality of family life.
۹۹۲.

پیامدهای آموزش بازسازی شناختی بر یادگیری خودتنظیمی مبتنی بر تجربه دانشجویان: مرور نظام مند(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۵۴
هدف: این مرور نظام مند با هدف بررسی پیامدهای آموزش بازسازی شناختی بر یادگیری خودتنظیمی مبتنی بر تجربه در دانشجویان انجام شد.روش: پژوهش حاضر یک مرور نظام مند است. جستجوی مقالات منتشرشده بین سال های 2020 تا 2025 در پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Scopus، Springer، ProQuest، ScienceDirect و Google Scholar با استفاده از کلیدواژه های انگلیسی «Cognitive restructuring»، «Experiential learning»،«Self-regulated learning و فارسی («بازسازی شناختی»، «یادگیری تجربی»، «یادگیری خودتنظیمی») و عملگرهای بولی انجام شد. مقالات بر اساس معیارهای ورود (مانند مقالات پژوهشی اصلی، مداخله در محیط دانشگاهی و گزارش پیامدهای مرتبط) و خروج غربالگری شدند. داده های مقالات منتخب با استفاده از جدول بندی سیستماتیک استخراج و به روش کیفی و توصیفی تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل یافته ها نشان داد که آموزش بازسازی شناختی بر مؤلفه های یادگیری خودتنظیمی مبتنی بر تجربه تأثیر مثبت دارد. این مداخله با هدف گذاری مؤثرتر، بهبود نظارت و بازاندیشی در فرآیند یادگیری، و تقویت راهبردهای فراشناختی همراه است و به دانشجویان در مدیریت فعالانه تر و انعطاف پذیرتر تجارب یادگیری کمک می کند. نتیجه گیری: آموزش بازسازی شناختی به عنوان یک راهبرد مداخله ای مؤثر برای ارتقای یادگیری خودتنظیمی در بستر تجربی شناخته می شود. ادغام این آموزش در برنامه های درسی دانشگاهی می تواند کیفیت یادگیری دانشجویان را بهبود بخشد. انجام مطالعات بیشتر با طرح های پژوهشی قوی تر برای تعمیق این یافته ها پیشنهاد می گردد.
۹۹۳.

بررسی الگوهای رفتار خودتخریب گری در دانشجویان افغانستان و تدوین بسته آموزشی برای اصلاح الگوهای رفتارخود تخریب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۸
هدف :  هدف از پژوهش حاضر، در دو مرحله اصلی دنبال شد: نخست، شناسایی و مدل سازی مهم ترین الگوهای رفتار خودتخریب گری در میان دانشجویان، و دوم، تدوین یک بسته آموزشی جامع با هدف اصلاح و کاهش این الگوهای رفتاری در جمعیت دانشجویی است. روش : این پژوهش با رویکردی آمیخته (کمی-کیفی) اجرا شد. در فاز کمی، از یک طرح پژوهشی پیمایشی استفاده شد. داده ها با توزیع پرسشنامه آزمون الگوهای خودتخریب گر آقامحمدیان در میان دانشجویان دانشگاه هرات که دارای الگوهای خودتخریب گر بودند، گردآوری شد. در فاز کیفی و توسعه ای، با هدف آماده سازی بسته آموزشی، یک برنامه درمانی ده جلسه ای تدوین شد. این بسته آموزشی برای پنج الگوی کلیدی خودتخریب گر طراحی شده و مبتنی بر رویکردهای درمانی معتبر و متنوعی بود. منابع و رویکردهای درمانی استفاده شده شامل شناختی-رفتاری (CBT)، رفتاری، طرحواره درمانی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و درمان وجودی بودند. بسته آموزشی شامل فنون و تکنیک های مرتبط و عملیاتی برای اصلاح الگوهای شناسایی شده بود. یافته ها : به منظور تضمین کفایت و تناسب محتوای بسته آموزشی تدوین شده، روایی محتوایی آن مورد سنجش قرار گرفت. در این راستا، از شاخص نسبت روایی محتوا (CVR) استفاده شد. دیدگاه یازده نفر از متخصصان فعال و باتجربه در حوزه های درمانی پرخطر، اعتیاد و رفتارهای خودتخریب گر ارزیابی شد. نتایج تحلیل شاخص CVR نشان داد که تمامی مولفه ها و جلسات بسته آموزشی از روایی محتوایی نسبتاً بالایی برخوردار هستند و به تأیید متخصصان رسیدند. بر اساس این یافته ها، نتیجه گیری می شود که بسته آموزشی درمانی طراحی شده، ابزاری معتبر و متناسب با هدف پژوهش بوده و قابلیت عملیاتی لازم برای اصلاح و کاهش الگوهای رفتار خودتخریب گر در میان دانشجویان را داراست.
۹۹۴.

اثربخشی آموزش یادگیری مغزمحور بر نگرش خواندن و انگیزش خواندن در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۳۱
مقدمه: خواندن از مهم ترین نیازهای آموزشی دانش آموزان است. از عوامل مؤثر بر خواندن، نگرش خواندن و انگیزش خواندن است. یکی از رویکردهای نوآورانه در تدریس و یادگیری، یادگیری مغزمحور است که با طراحی طبیعی مغز سازگار است. هدف: بررسی تأثیر آموزش یادگیری مغزمحور بر نگرش خواندن و انگیزش خواندن در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی است. روش: پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون، با گروه آزمایش و کنترل و دوره پیگیری 2 ماهه انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1403-1402 شهرستان خمینی شهر بودند که از میان آنها 30 دانش آموز که واجد شرایط ورود به پژوهش بودند، به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند؛ سپس آموزش یادگیری مغزمحور بر روی گروه آزمایش اجرا و در پایان، هر دو گروه دوباره با پرسشنامه نگرش خواندن مک کنا و کی یر (1990) و پرسشنامه انگیزش خواندن ویگفیلد و گاتری (1997) ارزیابی شدند. یافته ها با استفاده از نسخه 27 نرم افزار SPSS و به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: آموزش یادگیری مغزمحور باعث افزایش میانگین نمره نگرش خواندن (83/0=Eta، 001/0>P، 908/138=F) و افزایش میانگین نمره انگیزش خواندن (94/0=Eta، 001/0>P، 87/462=F) در دانش آموزان شده است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های حاصل، به نظر می رسد آموزش یادگیری مغزمحور، در بهبود نگرش خواندن و انگیزش خواندن دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهرستان خمینی شهر، اثربخش بوده و توصیه می شود در مدارس برای ارتقای نگرش خواندن و انگیزش خواندن دانش آموزان، از این روش استفاده شود.
۹۹۵.

تدوین مدل ساختاری اشتیاق تحصیلی بر اساس طرح واره های هیجانی و مهارت های فراشناختی با میانجی گری هیجان های تحصیلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۲۷
این تحقیق با هدف تدوین مدل ساختاری اشتیاق تحصیلی بر اساس طرح واره های هیجانی و مهارت های فرا شناختی با میانجی گری هیجان های تحصیلی در دانشجویان مراکز و واحدهای دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی انجام گرفت. این مطالعه بر اساس هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات و به دلیل بررسی روابط بین متغیرها جزو مطالعات همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام دانشجویان در حال تحصیل در مراکز و واحدهای دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی بوده که تعداد آنها تقریباً 9000 نفر است. به دلیل استفاده از روش معادلات ساختاری از این جامعه، نمونه ای به حجم 647 نفر انتخاب و برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss 27 و Smartpls4 استفاده شد. جهت سنجش متغیرها از پرسش نامه های اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران (2004)، طرح واره های هیجانی لیهی (2009)، مهارت های فراشناختی ولز و کارترایت (1997) و هیجان های پیشرفت پکران و همکاران (2005) استفاده شد. شاخص برازش مدل استخراج و مدل پژوهش تأیید شد. همچنین طرح واره هیجانی مثبت، فراشناخت و هیجان های پیشرفت مثبت به صورت مستقیم اشتیاق تحصیلی دانشجویان را پیش بینی نمودند (05/0≥P). نتایج این پژوهش شامل تلویحاتی به دانشگاه ها و مراکز آموزشی عالی در زمینه اشتیاق تحصیلی است.
۹۹۶.

بررسی روابط علی حساسیت اضطرابی با علائم اختلال استرس حاد؛ نقش میانجی تکانشوری رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف از این پژوهش بررسی روابط علی حساسیت اضطرابی با علائم اختلال استرس حاد؛ نقش میانجی تکانشوری رفتاری بود. پژوهش حاضر همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه شامل کلیه دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی (13400 N= ) بود که 244 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه واکنش استرس حاد استنفورد راکاردنا، کلاسن و اسپیگل (1991) پرسشنامه حساسیت اضطرابی تیلور و کاکس (۱۹۹۸) و پرسشنامه تکانشگری رفتاری پاتون، استانفورد و بارت (1995) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS23 و Lisrel8.8 استفاده شد.حساسیت اضطراب علاوه بر اثر مستقیم، به طور غیر مستقیم و از تکانشوری رفتاری نیز بر استرس حاد تاثیر می گذارند. با توجه به میزان به دست آمده برای آماره VAF مشاهده می شود که 36 درصد تأثیر حساسیت اضطراب بر استرس حاد از طریق تکانشوری رفتاری می تواند تبیین گردد. بررسی های علمی و شناسایی ویژگی های رواشناختی اثرگذار بر بروز علائم استرس حاد به درمانگران در دستیابی به اهداف درمانی و کاهش علائم این اختلال کمک بسیار شایانی دارد
۹۹۷.

بررسی تأثیر امگا-۳ بر کیفیت زندگی و اختلال عملکرد جنسی در زنان مصرف کننده تاموکسیفن مبتلا به سرطان پستان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه و هدف: فیبرومیالژیا و اختلالات ناشی از درمان سرطان پستان، به ویژه مصرف تاموکسیفن، می توانند کیفیت زندگی و عملکرد جنسی زنان را به طور قابل توجهی کاهش دهند. مکمل های طبیعی مانند اسیدهای چرب امگا-۳ با اثرات ضدالتهابی، آنتی اکسیدانی و هورمونی، پتانسیل بهبود وضعیت بالینی بیماران را دارند. هدف از این مطالعه، بررسی اثر مصرف امگا-۳ بر کیفیت زندگی و اختلال عملکرد جنسی در زنان مصرف کننده تاموکسیفن مبتلا به سرطان پستان بود. روش کار: این مطالعه به صورت نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون بر روی ۱۴۰ زن مراجعه کننده به کلینیک پیشگیری از سرطان پستان شهید مطهری انجام شد. گروه مداخله روزانه یک کپسول ۱۰۰۰ میلی گرم امگا-۳ به مدت سه ماه مصرف کرد. کیفیت زندگی با پرسشنامهQLQ-C30 و عملکرد جنسی با پرسشنامه FSFI در دو مقطع پیش و پس از مداخله اندازه گیری شد. داده ها با آزمون های t زوجی و t مستقل تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مصرف امگا-۳ موجب افزایش معنی دار کیفیت زندگی و بهبود عملکرد جنسی در گروه مداخله شد، در حالی که گروه کنترل تغییر قابل توجهی نداشت. اثر بالینی این مداخله نیز بسیار بزرگ ارزیابی شد. نتیجه گیری: این نتایج بیانگر آن است که امگا-۳ به عنوان یک مکمل طبیعی و ایمن می تواند در مدیریت عوارض جانبی تاموکسیفن و ارتقای رفاه جسمی و روانی بیماران مؤثر باشد. این یافته ها می توانند به عنوان پایه ای برای تحقیقات آینده مورد استفاده قرار گیرند تا اثرات بلندمدت، دوز بهینه و تعامل امگا-۳ با سایر مداخلات حمایتی و دارویی بررسی شود.
۹۹۸.

مقایسه انعطاف پذیری هیجانی و تحمل پریشانی در بیماران مبتلا به ام اس و غیر مبتلا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۵
هدف از پژوهش حاضر بررسی تفاوت انعطاف پذیری هیجانی و تحمل پریشانی در بیماران مبتلا به ام اس و افراد غیر مبتلا بوده است، روش پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از جنس علی مقایسه ای بوده است، جامعه آماری پژوهش را کلیه مراجعه کنندگان بیمارستان سینا شهر تهران تشکیل داده اند، حجم نمونه 74 نفر مدنظر قرار گرفت که در نهایت نمونه آماری را دو گروه 37 نفر بیماران مبتلا به ام اس و افراد غیر مبتلا تشکیل دادند. نمونه گیری در پژوهش حاضر به صورت در دسترس انجام گرفت و سوالات دو پرسشنامه انعطاف پذیری هیجانی رشید و بیانت(1398) و تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) در داخل وبسایت به صورت آنلاین طراحی گردید که پس از توضیح درباره اهداف پژوهش آزمودنی ها به صورت داوطلبانه به آن پاسخ دادند، که در نهایت داده ها پس از جمع آوری به منظور آزمون فرضیه های این پژوهش با استفاده از نسخه 26 نرم افزار آماری SPSS و آزمون T گروه های مستقل مورد تجزیه تحلیل قرار گرفته است. نتیجه آزمون نشان داد که در انعطاف پذیری هیجانی و تحمل پریشانی در بیماران مبتلا به ام اس و افراد غیر مبتلا تفاوت معنی داری وجود دارد(P<0.05)، بنابراین با توجه به میانگین گروه ها می توان گفت انعطاف پذیری هیجانی و تحمل پریشانی در بیماران مبتلا به ام اس نسبت به افراد غیر مبتلا به صورت معنی داری کمتر است.
۹۹۹.

نقش ضربه عشق و دشواری در تنظیم هیجان در پیش بینی خودزنی غیرخودکشی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۲۹
زمینه: عوامل متعددی مانند کارکرد خانواده، نشخوار خشم، قلدری سایبری، تاب آوری، خود شفقت ورزی، صفات شخصیت مرزی، پریشانی روانشناختی با خودزنی غیرخودکشی مرتبط هستند. ضربه عشق و دشواری در تنظیم هیجان دو عامل دیگری هستند که می توانند پیش بینی کننده این رفتار باشند. باوجوداین بررسی ادبیات پژوهش نشان می دهد که توجه اندکی به ضربه عشق به عنوان یکی از پیش بینی کننده های خودزنی غیرخودکشی شده است. هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش ضربه عشق و دشواری در تنظیم هیجان در پیش بینی خودزنی غیرخودکشی دانشجویان بود. روش: این پژوهش بنیادی و توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور در سال 1402 بود. نمونه پژوهش شامل 200 نفر است که به روش نمونه گیری خوشه ای از بین دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی، علوم پزشکی و مهندسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور انتخاب شدند. ابزارهای بکار رفته در این پژوهش شامل پرسشنامه خود آسیب رسانی آگاهانه و تعمدی (گراتز، 2001)، سیاهه ضربه عشق (راس، 1999)، فرم کوتاه مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (کافمن و همکاران، 2016) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل رگرسیون گام به گام و نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که ضربه عشق و مؤلفه دشواری در کنترل تکانه مقیاس دشواری در تنظیم هیجان پیش بینی کننده خودزنی غیرخودکشی هستند (05/0 >p) و روی هم 9 درصد واریانس آن را تبیین می کنند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ضربه عشق و دشواری در کنترل تکانه نقش مهمی در خودزنی غیرخودکشی دانشجویان دارند. توجه به آن ها می تواند برای تمام سطوح پیشگیری مفید باشد.
۱۰۰۰.

مقایسه اثربخشی دو روش آموزش والدین با رویکرد آدلری و رفتاری بر مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۲۲۳
هدف اصلی در این پژوهش مقایسه اثربخشی دو روش آموزش والدین با رویکرد آدلری و رفتاری بر مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، والدین کودکان مبتلا به نقص توجه و بیش فعالی شهر تهران در سال 1402 بود که از بین آن ها به طور در دسترس 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفره جایگذاری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه رفتاری کودکان راتر (1964، RCBQ) بود. پس از اجرای پیش آزمون در هر سه گروه، گروه های آزمایش به مدت 10 جلسه، هفته ای یک جلسه، تحت آموزش و مداخله گروهی قرار گرفتند. سپس میزان مشکلات رفتاری در هر دو گروه آزمایش و همچنین گروه کنترل مجدداً مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون گروه های مداخله (آدلری و رفتاری) و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (05/0P<). بنابراین آموزش والدین چه با رویکرد آدلری و چه با رویکرد رفتاری بر مشکلات رفتاری کودکان مؤثر است. همچنین نتایج دو گروه آزمایش آدلری و رفتاری با یکدیگر تفاوت معناداری نداشتند (05/0P>). بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت آموزش والدین با دو رویکرد آدلری و رفتاری اثربخشی یکسانی بر مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان