پژوهش های مشاوره

پژوهش های مشاوره

پژوهش های مشاوره جلد 24 تابستان 1404 شماره 94 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

مدل مفهومی رشد انحصار جنسی و نقش آن در پیشگیری از انحراف جنسی و خیانت زناشویی: ارایه یک رویکرد در باره وارستگی جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۲
هدف: انحرافات جنسی و خیانت زناشویی از عوامل آسیب رسان به پایداری رابطه زوج ها محسوب می شوند. هدف این مقاله ارائه یک مدل مفهومی نوین با عنوان «رشد انحصار جنسی» است که تبیین می کند چگونه رشد جنسی سالم می تواند به محدود شدن تمایل جنسی فرد به رابطه متعهدانه با همسر منجر شود و احتمال رفتارهای جنسی آسیب زا را کاهش دهد. روش: روش پژوهش در این مقاله تدوین یک مدل مفهومی بر اساس تجربه نویسنده طی 30 سال کار را افراد مبتلا به انحراف جنسی و خیانت زناشویی و کاربرد نظریه ها مربوطه در این زمینه بوده است. یافته ها: بر اساس حمع بندی نتایج کار با مراجعین دارای سابقه انحراف جنسی و خیانت زناشویی این نتیجه بدست آمد که بلوغ جنسی صرفاً به تغییرات زیستی محدود نمی شود و به عنوان فرآیندی چندبعدی شامل رشد شناختی، هیجانی، اخلاقی و خودتنظیمی در نظر گرفته می شود. بر اساس ادبیات نظری و شواهد بالینی نویسنده، مدل ارائه شده شامل ده مرحله تحول یابنده است که طی آن محرک های جنسی ناهمخوان به تدریج حذف شده و تمرکز جنسی فرد بر رابطه همسرمحور شکل می گیرد. این مقاله ضمن مرور دیدگاه های روان تحلیلی، تکاملی، دلبستگی و یادگیری در زمینه انحرافات جنسی، تبیین می کند که تجارب جنسی زودرس و کاستی های تربیتی می توانند رشد انحصار جنسی را مختل سازند و زمینه ساز احتمال خیانت زناشویی در آینده شوند. نتیجه گیری: در پایان، پیامدهای این مدل برای مشاوره پیش از ازدواج و ضرورت انجام پژوهش های تجربی برای آزمون پذیری آن مطرح شده است.
۲.

عوامل مؤثر بر ماندگاری زنان در ازدواج های پایدار نارضایتمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۱
هدف: در برخی روابط زناشویی، علی رغم حفظ ثبات ساختاری نهاد خانواده، سطح رضایت عاطفی و روانی زوج ها در حداقل ممکن قرار دارد. این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر ماندگاری زنان در ازدواج های پایدار اما نارضایتمند می پردازد. روش: پژوهش حاضر به روش کیفی از نوع رویکرد قراردادی انجام شد و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با ۱۳ زن که حداقل ۲۰ سال در ازدواج خود باقی مانده اند، اما از زندگی مشترکشان ناراضی بودند، جمع آوری گردید. یافته ها: نتایج تحلیل محتوای داده ها نشان داد که عوامل اقتصادی، فرزندان، خانواده، باورهای فرهنگی و اجتماعی، ویژگی های شخصیتی فردی و عوامل مربوط به همسر، مهم ترین دلایل تداوم این ازدواج ها هستند. وابستگی مالی، نگرانی درباره آینده فرزندان، فشارهای اجتماعی، نداشتن مهارت های لازم برای استقلال، و تغییرات مثبت در رفتار همسر از جمله عواملی بودند که موجب ماندگاری زنان در این شرایط شدند. نتیجه گیری: به نظر می رسد ماندگاری زنان در ازدواج های پایدار اما نارضایتمند تحت تأثیر مجموعه ای از عوامل درونی و بیرونی همچون وابستگی اقتصادی، نقش فرزندان در تصمیم گیری، فشارهای خانوادگی و اجتماعی، باورهای فرهنگی، ویژگی های شخصیتی فردی و تغییرات در رفتار همسر، به عنوان عوامل کلیدی قراردارد که هیچ یک از این عوامل به تنهایی تعیین کننده ماندن یا رفتن نیستند، بلکه ترکیب آن ها است که می تواند بر تصمیم زن در ماندن در ازدواج تأثیر بگذارد. با توجه به این یافته ها، درک عمیق تر از این ابعاد می تواند به برنامه های مشاوره ای و مداخلات اجتماعی کمک کند تا نیازها و چالش های زنان در چنین موقعیت هایی بهتر شناسایی شود.
۳.

تبیین فرآیند رشد و تعالی مشاوران خانواده: فراتحلیل کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۲
هدف: رشد و تکامل مشاوران فرآیندی پیوسته و مادام العمر است. از این رو هدف پژوهش تبیین فرآیند رشد و تعالی مشاوران خانواده بود. روش: این پژوهش کیفی، از نوع فراتحلیل کیفی و جمعیت مورد مطالعه مقالات فارسی و لاتین حوزه رشد و تعالی مشاوران خانواده بود. در این پژوهش، 107 مقاله کیفی فارسی و انگلیسی بررسی شد که از میان آن ها، 18 مقاله به طور کامل مرتبط شناسایی شدند. مقالات مرتبط از طریق جست وجوی گسترده در پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Google Scholar، Scopus، Web of Science، سید، نورمگز و مگیران انتخاب شدند. تحلیل داده ها به روش مرور نظام مند و با استفاده از فرآیند تحلیل مضمون بر اساس روش توماس و هاردن، شامل سه مرحله کدگذاری آزاد، سازماندهی کدها به مضامین توصیفی و در نهایت ایجاد مفاهیم تحلیلی انجام گرفت. یافته ها: تحلیل مضامین موجود در پژوهش های کیفی منجر به شناسایی 4 مضمون اصلی، 13 مقوله فرعی و 230 زیرمقوله شد. مضامین اصلی شامل «آغاز و جهت گیری؛ فعالیت و کاوشگری؛ انتقال و پیگیری؛ ادغام و هم افزایی» بودند و مقولات فرعی شامل این موارد بود: «یاری رسان غیرحرفه ای؛ دانشجوی مبتدی و خودتردیدی؛ درک فلسفه و ارتقاء دانش حرفه ای؛ عملکرد در سطح پایه؛ ورود به مسیر کارآموزی و دریافت نظارت؛ برچسب زنی به خود به عنوان یک متخصص حرفه ای؛ عملکرد در سطح حرفه ای نوپا؛ درک بافتاری از جامعه حرفه ای؛ عملکرد در سطح حرفه ای باتجربه؛ تعمیق مکاشفه شخصی و شغلی؛ یکپارچگی خود فردی و حرفه ای؛ از خودفراروی و خود تعالی بخشی؛ رسالت محوری». نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که حس مسئولیت و اعتماد به نفس در دوران آموزش به مشاوران کمک می کند تا صدای منحصر به فرد خود را در حرفه پیدا کنند و به یکپارچگی بین خودِ شخصی و حرفه ای دست یابند.
۴.

تحول دلبستگی در بستر طلاق والدین: مطالعه ای کیفی مبتنی بر تجارب زیسته دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۵
هدف: طلاق والدین به عنوان یک رویداد پیچیده خانوادگی، تأثیرات عمیقی بر تحول دلبستگی دختران نوجوان دارد و بررسی تجارب زیسته آن ها برای طراحی مداخلات حمایتی ضروری است. از اینرو هدف پژوهش حاضر بررسی تجارب زیسته دختران نوجوان در زمینه تحول دلبستگی در بستر طلاق والدین بود. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. نمونه گیری هدفمند از 28 دختر نوجوان 14 تا 16 ساله که در 5 سال گذشته طلاق والدین را تجربه کرده بودند، در شهر اصفهان انجام گرفت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق (به طور متوسط 50 دقیقه) جمع آوری و با روش کلایزی تحلیل شدند. اعتبار تحلیل با استفاده از بازبینی توسط مشارکت کنندگان و بازبینی توسط همکار تأیید شد. یافته ها: تحلیل داده ها سه مضمون فراگیر را شناسایی کرد: 1) مرحله پیش از طلاق: گسست پایه های دلبستگی ایمن با تزلزل عاطفی و بی ثباتی خانوادگی؛ 2) در تلاطم طلاق: پدیدآیی دلبستگی پاندولی با نوسان عاطفی و تعارض وفاداری؛ 3) دوران پس از طلاق: جست وجوی منابع جدید دلبستگی با گسست از منابع اولیه و گرایش به دلبستگی های جبرانی. این مضامین نشان دهنده تأثیر عمیق طلاق بر روابط دلبستگی و هویت عاطفی نوجوانان بودند. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که طلاق والدین، فرایندی چندمرحله ای و پویا در تحول دلبستگی دختران نوجوان ایجاد می کند که با چالش های عاطفی، هویتی و اجتماعی همراه است. این مطالعه بر لزوم توسعه مداخلات روان شناختی هدفمند برای تقویت امنیت عاطفی و حمایت اجتماعی این گروه تأکید دارد و چارچوبی کیفی برای درک عمیق تر این تجارب و طراحی برنامه های بومی مشاوره و حمایت خانوادگی ارائه می دهد.
۵.

تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی سازگاری با سندروم آشیانه خالی و اثربخشی آن بر احساس شکست و تحمل پریشانی سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: هدف پژوهش تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی و اثربخشی آن بر احساس شکست و تحمل پریشانی سالمندان بود. روش : مطالعه حاضر طی دو مرحله انجام شد. ابتدا بسته مشاوره ای سازگاری با آشیانه خالی تدوین و برای اعتباریابی آن از اعتبار محتوایی استفاده شد. سپس در این پژوهش برای سنجش اثربخشی بسته از طرح تجربی تک موردی یا تک آزمودنی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را سالمندان آشیانه خالی شهر تهران در سال 1401 تشکیل داده و نمونه گیری به صورت در دسترس بوده است. نمونه ها شامل 3 خانم سالمند آشیانه خالی مراجعه کننده به سرای محله های شهرآرا و قلهک بودند که نمره بالایی در احساس شکست داشتند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) و احساس شکست (گیلبرت و آلن، 1998) استفاده شد. بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی در 9 جلسه 60 دقیقه ای بافاصله 1 هفته بین جلسات ارائه شد. روش تحلیل داده ها به صورت تحلیل نگاره ای بود و برای به دست آوردن اثربخشی بسته سازگاری یا آشیانه خالی از فرمول درصد بهبودی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی باعث کاهش احساس شکست و افزایش تحمل پریشانی سالمندان آشیانه خالی شده است. نتیجه گیری: باتوجه به اینکه بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی یک بسته مبتنی بر تجارب زیسته سالمندان آشیانه خالی است کمک می کند تا سالمندان بتوانند تحمل پریشانی بیشتری را تجربه و همچنین میزان احساس شکست آن ها کاهش پیدا کند.
۶.

واکاوی راهبردهای مقابله ای افراد درگیر سندروم آشیانه خالی با بهزیستی روان شناختی بالا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۹
هدف: سندروم آشیانه خالی نوعی احساس غم و تنهایی است که والدین یا سرپرستان پس از ترک خانه توسط فرزندان تجربه می کنند. این پژوهش با هدف واکاوی راهبردهای مقابله ای والدین درگیر این سندروم که از بهزیستی روان شناختی بالایی برخوردارند، انجام شد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی اجرا شد. در سال 1402، 137 نفر از والدین شهرستان اسلام آباد غرب به «مقیاس بهزیستی معنوی» (دهشیری و همکاران، 1392) پاسخ دادند. از میان آنان، 23 نفر که نمره ای بالاتر از یک انحراف معیار نسبت به میانگین کسب کرده بودند، انتخاب شدند و در نهایت، 13 نفر با استفاده از نمونه گیری هدفمند و بر اساس ملاک های ورود در مطالعه شرکت کردند. داده ها از طریق مصاحبه های بی ساختار گردآوری و با روش کولایزی در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل تجارب شرکت کنندگان منجر به شناسایی 251 کد باز، 39 کد محوری و 3 کد انتخابی شامل راهبردهای مقابله ای فردی، خانوادگی و اجتماعی شد. نتیجه گیری: بهره گیری از راهبردهای فردی مانند خودآگاهی و مثبت اندیشی، راهبردهای خانوادگی همچون تقویت ارتباط و همدلی، و راهبردهای اجتماعی از جمله مشارکت در فعالیت های مذهبی و اجتماعی می تواند به کاهش علائم سندروم آشیانه خالی و سازگاری بهتر والدین کمک کند.
۷.

اثربخشی مدیریت دفاع های تاکتیکی مبتنی بر روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) در کاهش افسردگی و اضطراب دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی مدیریت دفاع های تاکتیکی مبتنی بر روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) در کاهش اضطراب و افسردگی دانشجویان انجام شد. روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان در حال تحصیل دانشگاه شهید رجایی تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بودند. نمونه مورد مطالعه در پژوهش حاضر ۱۴ نفر بودند که به روش نمونه گیری در دسترس و از طریق فراخوان انتخاب و پس از تکمیل پرسشنامه های افسردگی بک (1996)، اضطراب بک (1988) و مصاحبه بالینی اولیه به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۷n=) و کنترل (۷n=) گمارش شدند. شرکت کنندگان پرسش نامه های اضطراب و افسردگی بک را قبل و بعد از مداخله آزمایشی تکمیل نمودند. گروه آزمایش در ۶ جلسه دوره مدیریت دفاع های تاکتیکی مبتنی بر روان درمانی گروهی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) شرکت نمودند ولی گروه کنترل مداخله خاصی دریافت نکرد. داده ها به وسیله تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که مدیریت دفاع های تاکتیکی مبتنی بر روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) موجب کاهش اضطراب و افسردگی دانشجویان شده است (۰۵/۰p<). نتایج: نتایج حاکی از آن است که استفاده از مدیریت دفاع های تاکتیکی مبتنی بر روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) در کاهش اضطراب و افسردگی دانشجویان مؤثر می باشد
۸.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر خودشفقت ورزی بر خودانتقادگری، شرم و انگ درونی در افراد وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۸
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر خودشفقت ورزی بر خودانتقادگری، شرم و انگ درونی در افراد وابسته به مواد بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد سروش شهر شاهرود در سال 1403 بود. از این بین 32 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر) قرار گرفتند. شرکت کنندگان هر دو گروه مقیاس سطوح خودانتقادی گیلبرت و همکاران (2004)، مقیاس شرم بیرونی گاس و همکاران (1994) و مقیاس انگ مصرف مواد لوما و همکاران (2010) را در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر خودشفقت ورزی در 8 جلسه 90 دقیقه ای با فراوانی یک جلسه در هفته بر روی گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد و آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر خودشفقت ورزی می تواند باعث کاهش مولفه های خودانتقادی شامل خودناکافی (22/21=F، 001/0P=)، خودمنفور (24/23=F، 001/0P=) و خوداعتمادی (21/31=F، 001/0P=)؛ مولفه های احساس شرم شامل احساس حقارت (31/30=F، 001/0P=)، احساس پوچی (51/14=F، 001/0P=) و شرمساری از انجام اشتباه (70/8=F، 007/0P=) و متغیر انگ درونی (11/9=F، 006/0P=) در افراد وابسته به مواد گردد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، متخصصین حوزه ی اعتیاد می توانند با استفاده از آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر خودشفقت ورزی بر بهبود خودانتقادگری، شرم و بهبود انگ درونی تأکید کنند.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۹