فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۶۲۱ تا ۷٬۶۴۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
اختلالات شخصیت و اعتیاد
حوزههای تخصصی:
یکی از پدیده های خطرناکی که نس ل بش ر را در معرض سقوط و انحطاط روانی، اخلاقی و جسمانی قرار می دهد، اعتیاد به مواد مخدر است که تاثیر آن از فرد و خانواده عبور می کند و کل جامعه را درگیر می سازد. اعتیاد هزینه های اقتصادی، عاطفی و اجتماعی گزافی را بر فرد و جامعه تحمیل می کند. اعتیاد اختلالی چند عاملی است که اغلب سیری مزمن و عود کننده دارد. آنچه در این زمینه مهم است، این است که اعتیاد امری قابل پیشگیری و قابل درمان است، اما درمان آن ساده نیست چرا که اعتیاد ابعاد گوناگون دارد. پیشگیری، موثرتر و کم هزینه تر از درمان است و با شناخت عوامل، ویژگی ها و خصیصه هایی که افراد را در مقابل اعتیاد آسیب پذیر می کند، شروع می شود. اختلالات شخصیت از جمله عواملی هستند که همبودی بالایی با اعتیاد دارند و باعث آسیب پذیری در برابر اعتیاد می شوند. بنابراین با شناخت اختلالات شخصیتی در افراد معتاد به مواد مخدر می توان درمانی مناسب با شرایط این افراد انتخاب نمود که راه حل موثرتر و سازنده تری باشد. استفاده از خدمات روانپزشکی و روانشناسی در پیشگیری و درمان در کنار دارو درمانی در مراکز درمانی سوءمصرف مواد امری ضروری است.
مروری برابزارهای سنجش مراحل تحول اخلاقی کلبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تعدادی از آزمون های پرکاربرد در حوزه ی سنجش تحول اخلاقی است که برپایه نظریه تحول اخلاقی لارنس کلبرگ ساخته شده اند. از آنجا که رشد اخلاقی یکی از جنبه های مهم رشد روانی اجتماعی است و در موقعیت های مختلف می تواند عاملی موثر بر رفتار انسان ها باشد، مطالعه آن از اهمیت فراوانی برخوردار است. اکثر آزمون های ساخته شده براساس نظریه کلبرگ، رویکردی داستانی دارند که تفسیر استدلال ها را بااشکالاتی همراه می کند لذا تدوین آزمون هایی به شکل پرسشنامه مورد توجه پژوهشگران در سراسر دنیا قرارگرفته و در این مجال به بررسی این ابزارها می پردازیم.
ادراک زمان و روش های ارزیابی آن: یک مطالعه مقدماتی برای آزمودنی فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پایه های انگیزشی و هیجانی حسادت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حسادت یک هیجان دردناک و ناخوشایند است که منجر به احساس پستی، خشونت و رنجش از اینکه ویژگی ای مورد دلخواه فرد است که در تصرف دیگران است می باشد. حسادت از هیجاناتی است که در اکثر فرهنگ ها دیده می شود. دلیل اهمیت شناخت حسادت، در خشونت همراه با آن است که منجر به رفتارهای پرخاشگرانه می شود. طبیعت خصومت آمیز حسادت در بسیاری از جرم و جنایت های عمومی و تعارض های درون گروهی دیده می شود. حسادت هم چنین با تمایلات نابودگر مانند تمایل برای از بین بردن پیامدهای فردی برای کم رنگ کردن نقاط مثبت فرد مورد حسادت مرتبط است. حسادت با تمایل برای نابود کردن چیزهای خوبی که دیگران دارند و یا احساس لذت از این که فرد مورد حسادت یا حتی گروهی که به آن ها حسادت می شود شکست بخورند؛ حتی اگر مستحق رنج و شکست نباشند، ارتباط دارد. برای اولین بار فروید حسادت را برای دختران به کار برد و حسرت و رشک آلت مردانه را عنوان کرد. اما در واقع آلت مردانه نماد جامعه ی مردسالارانه برای مردان و زنان بود تا اینکه رشک به یک عضو فیزیکی باشد. فروید حسادت را در گروه های مختلف نیز عنوان کرد، به عنوان مثال در کودکان به خصوص در هم شیر ها، در کودک بزرگتر به کودکان تازه متولد شده و کوچکتر حسادت دیده می شود. پس از فروید، ملانی کلاین، اولین روان تحلیل گری بود که حسادت را در تئوری اش به کار برد. ملانی کلاین در کتاب حسادت و قدرشناسی، نظراتش راجع به حسادت را عنوان می کند. تئوری ملاین کلاین بر مبنای ارتباط مادر و کودک و نماد سینه مادر است. مفهوم اصلی خیال کلاین، کارهای وی روی اشیای درونی، و فهم وی از سائق های مرگ و زندگی، سوپر ایگو و عقده ادیپی به فهم دلیل بروز حسادت و مکان آن، چطور بروز پیدا می کند و چطور در درمان های روان کاوی عمل می کند، بسیار کمک کرده است. وی هم چنین معتقد بود که حسادت نوعی غریزه ی انکار زندگی و مخربی است که مملوء از خشم است (به دلیل حجم زیاد مباحث، خلاصه ای از نظریه ملانی کلاین در مورد حسادت به طور جداگانه در پیوست آمده است). در این پژوهش در ابتدا به تعریف حسادت، بیان انواع حسادت، دلایل ایجاد حسادت، پایه های انگیزشی و هیجانی حسادت و ویژگی های آن می پردازیم. سپس مطرح خواهیم کرد که افراد به چه کسانی با چه ویژگی هایی حسادت می کنند. پیامد های روانی و اثر حسادت بر رفتارها را مطرح خواهیم کرد. سپس تعدادی از جدیدترین پژوهش ها در زمینه ی حوزه های مختلف حسادت مطرح و مورد بحث قرار خواهد گرفت. نهایتا نقدی بر تمام مقالات و مباحث ارائه شده عنوان خواهد شد.
روانشناسی بهداشت
حوزههای تخصصی:
دوز بالای بوپرنورفین در سم زدایی مواد افیونی در یک روز:کارآزمایی بالینی
حوزههای تخصصی:
نقش تنظیم هیجان و کنترل فکر در پیش بینی اختلال استرس پس از آسیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اختلال استرس پس از آسیب بر اساس دشواری در تنظیم هیجان و راهبردهای کنترل فکر انجام شد.\nروش: شرکت کنندگان در پژوهش شامل، 149 نفر از افراد ساکن در روستاهای زلزله زده شهرستان هریس بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از مقیاس نشانگان اختلال استرس پس از آسیب- فرم مصاحبه (PSS-I)، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS) و پرسشنامه راهبردهای کنترل فکر (TCQ) و جهت تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی، آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام بر پایه نرم افزار SPSS-16 استفاده شد.\nیافته ها: نتایج حاکی از ارتباط مثبت معنادار بین اختلال استرس پس از آسیب ، راهبردهای تنظیم هیجان و کنترل فکر (01/0>p) بود. ارتباط مثبت و معنادار بین راهبردهای عدم پذیرش هیجان، دشواری در رفتارهای هدفمند، دسترسی محدود به راهبردهای مؤثر تنظیم هیجان ، دشواری در کنترل رفتارهای تکانشی و نیز خودتنبیهی با اختلال استرس پس از آسیب (01/0>p) وجود داشت. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که دو خرده مقیاس از مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (دشواری در رفتارهای هدفمند و دسترسی محدود به راهبردهای مؤثر تنظیم هیجان) در مجموع 29 درصد از واریانس اختلال استرس پس از آسیب در گروه نمونه را پیش بینی می کنند.\nنتیجه گیری: بر اساس نقش دشواری در تنظیم هیجان، خصوصاً دشواری در رفتارهای هدفمند و همچنین دسترسی محدود به راهبردهای مؤثر تنظیم هیجان، به عنوان عوامل پیش بینی کننده اختلال استرس پس از آسیب، نتایج حاکی از ضرورت آموزش تنظیم هیجان در راستای پیشگیری و بهبود اختلال استرس پس از آسیب می باشد.
بررسی رابطه ی هیجان خواهی با نگرش به مصرف مواد مخدر در دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
بررسی میزان آگاهی زنان از خود، نقشها و وظایف و حقوق خود و ارتباط این آگاهی با تحصیلات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه بین سبک های رهبری (براساس نظریه لیکرت) مدیران مدارس با رضایت شغلی دبیران مقطع متوسطه شهرستان پارس آباد در سال تحصیلی 89-88
حوزههای تخصصی:
هدف کلی این تحقیق عبارت از تعیین رابطه بین سبک رهبری مدیران مدارس دولتی (براساس 4 سبک رهبری مورد نظر لیکرت) با میزان رضایت شغلی دبیران است. روش این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق عبارت است از کلیه مدیران مدارس متوسطه پارس آباد که برابر با 37 مدیر و کلیه دبیران مقطع متوسطه که برابر با 413 نفر می باشند. حجم نمونه مدیران با استفاده از جدول مورگان برابر با 32 نفر و حجم نمونه دبیران (به ازاء هر مدیر 5 دبیر) برابر با 160نفربه روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه، رضایت شغلی اسمیت کندال، هالین و پرسشنامه محقق ساخته تعیین سبک رهبری لیکرت استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است. 1. بین سبک رهبری استبدادی مدیران با رضایت شغلی دبیران رابطه وجود ندارد. 2. بین سبک رهبری خیرخواهانه با رضایت شغلی دبیران رابطه وجود دارد. 3. بین سبک رهبری مشورتی با رضایت شغلی دبیران رابطه وجود دارد. 4. بین سبک رهبری مشارکتی با رضایت شغلی دبیران رابطه وجود دارد. 5.میانگین استفاده از سبک های رهبری مشورتی و مشارکتی بیشتر از سایر سبک های رهبری می باشد. 6. میزان رضایت شغلی دبیران حدوداً 74% درصد بوده است. 7. از میان سبک های رهبری لیکرت، سبک مشورتی پیش بینی کننده بهتر رضایت شغلی می باشد.
روابط ساختاری مؤلفه های سرشت و منش شخصیت با اختلالات هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، تعیین عوامل مشترک و عوامل اختصاصی اختلال های اضطرابی و افسردگی بر اساس مولفه های سرشت و منش شخصیت در مدل کلونینگر بود.
روش: از بین بیماران مبتلا به اختلالات هیجانی تعداد 313 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به این پرسش نامه ها پاسخ دادند: پرسش نامه سرشت و منش شخصیت، پرسش نامه افسردگی بک ، شاخص حساسیت اضطرابی، پرسش نامه نگرانی ایالت پن، پرسش نامه وسواسی- جبری مادزلی، پرسش نامه ترس مرضی اجتماعی. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تأییدی و روش الگویابی معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد عامل آسیب پرهیزی با همه ی علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی رابطه ی مستقیم و معناداری دارد و عامل پیش بین برای همه ی علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی است. همچنین نتایج نشان داد که بین عامل خود راهبری و افسردگی رابطه معناداری وجود دارد. علاوه براین، نتایج مدل ساختاری نشان داد که عامل نوجویی پایین با اختلال فوبی اجتماعی و وسواسی جبری رابطه ی معناداری ندارد.
نتیجه گیری: عامل آسیب پرهیزی ویژگی مشترک اختلال های اضطرابی و افسردگی است و مسئول همپوشی مشاهده شده بین این اختلالات است.همچنین عامل خود راهبری ویژگی اختصاصی افسردگی است.
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، تعیین عوامل مشترک و عوامل اختصاصی اختلال های اضطرابی و افسردگی بر اساس مولفه های سرشت و منش شخصیت در مدل کلونینگر بود.
روش: از بین بیماران مبتلا به اختلالات هیجانی تعداد 313 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به این پرسش نامه ها پاسخ دادند: پرسش نامه سرشت و منش شخصیت، پرسش نامه افسردگی بک ، شاخص حساسیت اضطرابی، پرسش نامه نگرانی ایالت پن، پرسش نامه وسواسی- جبری مادزلی، پرسش نامه ترس مرضی اجتماعی. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تأییدی و روش الگویابی معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد عامل آسیب پرهیزی با همه ی علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی رابطه ی مستقیم و معناداری دارد و عامل پیش بین برای همه ی علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی است. همچنین نتایج نشان داد که بین عامل خود راهبری و افسردگی رابطه معناداری وجود دارد. علاوه براین، نتایج مدل ساختاری نشان داد که عامل نوجویی پایین با اختلال فوبی اجتماعی و وسواسی جبری رابطه ی معناداری ندارد.
نتیجه گیری: عامل آسیب پرهیزی ویژگی مشترک اختلال های اضطرابی و افسردگی است و مسئول همپوشی مشاهده شده بین این اختلالات است.همچنین عامل خود راهبری ویژگی اختصاصی افسردگی است.
اثربخشی راهبردهای نظم جویی فرآیندی هیجان در بهبود کارکردهای اجرایی معتادان بهبود یافته مراکز کاهش آسیب (DIC)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی راهبردهای نظم جویی فرآیندی هیجان در بهبود کارکردهای اجرایی در معتادان بهبود یافته مراکز کاهش آسیب شهر کرج بود. روش : روش پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری با گروه کنترل می باشد. نمونه مورد نظر شامل ۲۴ مرد از معتادان بهبود یافته مراکز کاهش آسیب شهر کرج بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند. گروه آزمایش برنامه راهبردهای نظم جویی هیجان مبتنی بر مدل گروس به مدت ده جلسه گروهی دریافت کردند در حالی که گروه کنترل تا پایان طرح هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری اطلاعات از آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین و برای تحلیل از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش راهبردهای تنظیم فرآیندی هیجان موجب ارتقا کارکردهای اجرایی در افراد گروه آزمایش شد. نتیجه گیری:آموزش راهبردهای نظم جویی فرآیندی هیجان تلویحات کاربردی مفیدی در درمان و پیشگیری از عود اعتیاد دارد.
اثربخشی آموزش گروهی مهارت های تحصیلی بر خودکارآمدی و انگیزش پیشرفت دانش آموزان پسر سال اول دبیرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش گروهی مهارت های تحصیلی بر خودکارآمدی و انگیزش پیشرفت دانش آموزان بود. در این پژوهش از روش آزمایشی و طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر سال اول دبیرستان های شهرستان خمینی شهر در سال تحصیلی 91-90 بود. روش نمونه گیری، خوشه ای چند مرحله ای و به این شکل بود که با روش تصادفی از بین مناطق موجود، یک منطقه و از بین دبیرستان های آن منطقه نیز یک دبیرستان انتخاب شد و پس از اجرای پیش آزمون خودکارآمدی شرر و انگیزش پیشرفت هرمنس بر روی دانش آموزان سال اول آن دبیرستان، تعداد 20 نفر از آن ها به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش مهارت های تحصیلی قرار گرفت، اما گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات آموزش، مجدداً در هر دو گروه پس آزمون ها به اجرا در آمد و داده های حاصل با روش کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش گروهی مهارت های تحصیلی در افزایش خودکارآمدی و انگیزش پیشرفت دانش آموزان گروه آزمایش مؤثر بوده است (001/0P<). بنابراین، می توان نتیجه گرفت که آموزش مهارت های تحصیلی، خودکارآمدی و انگیزش پیشرفت دانش آموزان را بهبود می بخشد.
تاثیر خاطرهگویی گروهی بر میزان افسردگی سالمندان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: بررسیهای جهانی نشان میدهد که جمعیت سالمندان به علت ارتقاء سطح بهداشت در حال افزایش است، این در حالی است که این گروه همچنان مشکلات بهداشتی ـ درمانی زیادی را تجربه میکنند به طوری که یکی از مشکلات اساسی سالمندان مساله افسردگی است . این مطالعه با هدف تعیین تاثیر خاطرهگویی گروهی بر میزان افسردگی سالمندان ساکن شهرکرد انجام شده است .
مواد و روشها: این مطالعه یک پژوهش کارآزمایی بالینی است که تعداد 64 نفراز سالمندان مراجعه کننده به کانون بازنشستگان کشوری شهرکرد در سال 1385 به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند. در گروه آزمون خاطرهگویی گروهی و در گروه شاهد جلسات گروهی به طول 8 جلسه و هر جلسه به مدت یک و نیم ساعت انجام شد. میزان افسردگی واحدهای پژوهش قبل و بعد از مداخله با استفاده از پرسشنامه افسردگی سالمندان ارزیابی گردید. دادههای جمعآوری شده با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمونهای آماری مجذور کای و تی زوجی تحلیل گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین امتیاز افسردگی سالمندان گروه آزمون از 95/17 قبل از مداخله به 92/12 بعد از مداخله رسید و نتایج اختلاف معنیداری را در این گروه نشان داد(04/0=p)، این در حالی است که در گروه شاهد قبل و بعد از مداخله اختلاف معنیداری مشاهده نشد .
نتیجهگیری: با توجه به نتایج میتوان گفت که خاطرهگویی گروهی بر کاهش میزان افسردگی سالمندان موثر است، لذا میتوان این تکنیک را که مورد بیتوجهی قرار گرفته است، به طور آسان، و قابل اجرا در تمام مراکز نگهداری سالمندان و یا در منزل به کار برد.
اثربخشی آموزش مهارتهای عاطفی به مادران در کاهش دلبستگی ناایمن و مشکلات رفتاری دانش آموزان مقطع دبستان شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ریشه بسیاری از مشکلات رشدی، عاطفی، رفتاری، اجتماعی و... ناشی از شکل گیری دلبستگی ناایمن و شرایط حاکم بر آن می باشد. از این رو، آموزش مهارت های عاطفی به مادران در کاهش دلبستگی ناایمن و مشکلات رفتاری راه حل مناسبی برای مشکل فوق است.
مواد و روش ها: نمونه ها با روش نمونه گیری تصادفی- خوشه ای، انتخاب و در دو گروه آزمایش و شاهد جایگزین شدند. آزمودنی ها در مراحل پیش آزمون و پس آزمون به پرسش نامه ها پاسخ دادند. آموزش مهارت های عاطفی به مادران در گروه آزمایش و در 8 جلسه به شکل گروهی انجام گرفت و گروه شاهد در طی پژوهش هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. داده ها با استفاده از آزمون کواریانس در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: در نتیجه آموزش مهارت های عاطفی، کیفیت دلبستگی آزمودنی ها در گروه آزمایش نسبت به گروه شاهد به طور معنی داری افزایش یافت (05/0 ≤ P). همچنین، کاهش معنی داری نیز در میزان مشکلات رفتاری کودکان مشاهده شد (05/0 ≤ P).
نتیجه گیری: به وجود آوردن تغییراتی در حساسیت مادرانه، پیش بینی کننده بسیار قوی برای تغییر دلبستگی کودک می باشد. مشکل بسیاری از مادران این است که شیوه و زمان تعاملشان با نیازهای کودک همسان نیست. حساسیت مادرانه می تواند از طریق آموزش مهارت ها به دست آید . علاوه بر این ، افزایش حساسیت مادرانه بر روی فرایندهای توجهی مادر اثر می گذارد و باعث می شود که رفتارهای فعلی کودک خود را بهتر درک کند.
توان پیشبینی سبکهای فرزندپروری ادراک شده و متغیرهای جمعیتشناختی بر احساس تنهایی دختران دانشآموز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"
مقدمه: احساس تنهایی، به عنوان حالتی ناخوشایند، پاسخهای هیجانی منفی و نارضایتی ادراکی فرد را در روابط اجتماعیاش شامل میشود. این تجربه نامطلوب و پریشانکننده میتواند به ناسازگاریهای شناختی، هیجانی و رفتاری فرد در مرحله نوجوانی منجر شود. شواهد پژوهشی حاکی از وجود رابطه بین سبکهای فرزندپروری و شایستگیهای اجتماعی کودکان و نوجوانان است. به همین دلیل، برخی از پژوهشگران، به منظور توان پیشبینی احساس تنهایی در نوجوانان، بر مطالعه سبکهای فرزندپروری (اقتدارمنش، دیکتاتوری و سهلگیرانه)، تاکید میکنند. از سوی دیگر، برخی نتایج پژوهشهای مبتنی بر رویکرد بوم شناختی براون فنبرنر نشان داده است که بافت خانوادگی (وضعیت اقتصادی-اجتماعی، تحصیلات والدین و جنسیت کودک)، در درک تحول اجتماعی و احساس تنهایی فرزندان حائز اهمیت است. پژوهش حاضر بر اساس مدل تعاملی، سعی در بررسی توان پیشبینی مولفههای سبکهای فرزندپروری ادراک شده و متغیرهای جمعیتشناختی بر احساس تنهایی دانشآموزان دختر نوجوان دارد.
روش کار: روش پژوهش حاضر، همبستگی از نوع رگرسیون چند متغیره گام به گام است. گروه نمونه با توجه به فرمول کرجسی و مورگان (416=n) نفر برآورد و به روش چند مرحلهای انتخاب گردید. به منظور گردآوری دادهها از سه پرسش نامه سبکها و ابعاد فرزندپروری، مقیاس افتراقی تنهایی و پرسش نامه جمعیتشناختی استفاده گردید.نتایج: نتایج به دست آمده بر اساس رگرسیون چندمتغیره گام به گام، نشان دهنده سه مرحله معنیدار در پیشبینی متغیر وابسته (احساس تنهایی) است. در اولین مرحله، بعد گرمی و حمایتگری از سبک فرزندپروری اقتدارمنش، بیشترین رابطه را با متغیر ملاک نشان داد (534/0=R، 000/0=F). در مرحله دوم، دو مولفه سبک فرزندپروری اقتدارمنش ( گرمی- حمایتگری و خودمختاری)، بالاترین میزان توان پیشبین احساس تنهایی را نشان دادند (556/0=R، 000/0=F). در مرحله آخر، سه متغیر ( بعد گرمی و حمایتگری، بعد خودمختاری و پایگاه اقتصادی-اجتماعی) دارای بیشترین توان پیشبینیکنندگی متغیر وابسته بودند (563/0=R، 000/0=F).بحث: با توجه به یافتههای به دست آمده از پژوهش حاضر می توان بیان داشت که سبک فرزندپروری اقتدارمنش، به ویژه دو بعد گرمی و حمایتگری و خودمختاری آن؛ و متغیر پایگاه اقتصادی-اجتماعی میتواند میزان احساس تنهایی را در دانشآموزان دختر کاهش دهد. این نتایج بایستی در سیاستگذاری سازمانهای بهداشت روانی و آموزش والدین و مشاوران بالینی مورد توجه قرار گیرد.
"