فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۴۱ تا ۴٬۳۶۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین میزان برخورداری شرکت سایپا یدک از ویژگی های سازمان های یادگیرنده با میزان هوش سازمانی در این شرکت بوده است. روش: روش پژوهش از نظر شیوه گردآوری اطلاعات توصیفی (همبستگی) و از نظر هدف کاربردی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران شرکت سایپا یدک به تعداد (104N=) نفر بوده است. ابزار گردآوری داده ها، دو پرسشنامه محقق ساخته سازمان یادگیرنده و پرسشنامه استاندارد هوش سازمانی «آلبرخت» بوده است. نتایج: نتایج استخراج شده از پرسشنامه ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان داده است که بین میزان برخورداری از مولفه های سازمان های یادگیرنده با مولفه های هوش سازمانی مدیران در شرکت سایپا یدک رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج حاصل از رگرسیون نیز نشان داده است که از میان مولفه های سازمان یادگیرنده، به ترتیب مهارت های تفکر سیستمی، چشم انداز مشترک، مهارت های فردی، یادگیری تیمی و در نهایت مدل های ذهنی پیش بینی کننده های مناسبی برای هوش سازمانی مدیران شرکت سایپا یدک خواهند بود. نتایج کلی پژوهش حاکی از آن است که بین میزان برخورداری از مولفه های سازمان یادگیرنده با مولفه های هوش سازمانی مدیران در شرکت سایپا یدک رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
"تاثیر اهداف پیشرفت و سطح توانایی بر رفتار و نگرش کمک طلبی تحصیلی "
حوزههای تخصصی:
با هدف تعیین تاثیر اهداف پیشرفت وابسته به موقعیت و سطح توانایی بر رفتار و نگرش کمک طلبی تحصیلی، تعداد 114 دانش آموز پسر پایه دوم راهنمایی با توانایی متفاوت در حل مسایل ریاضی (پایین، متوسط، بالا) انتخاب شدند. آزمودنی ها به صورت انفرادی در شرایط تکلیف درگیر و یا خوددرگیر به حل مسایل دشوار ریاضی پرداختند. یافته ها نشان داد که دانش آموزان در شرایط تکلیف درگیر بیشتر اقدام به کمک طلبی نموده و هدف از آن را بهبود یادگیری و رسیدن به موفقیت بیان می کنند. در مقابل در شرایط خوددرگیر، دانش آموزان کمتر به جستجوی کمک پرداخته و هدف از اقدام به کمک طلبی را دشواری تکلیف بیان می دارند. همچنین یافته ها بر این دلالت دارد که سطح توانایی دانش آموزان بر ماهیت کمک طلبی تاثیر می گذارد اما بر میزان کمک طلبی تاثیر معناداری ندارد. به علاوه دانش آموزانی که بیشتر به جستجوی کمک اقدام می کنند در انجام مسایل بعدی به صورت انفرادی و مستقل به موفقیت بیشتری نایل می شوند
بررسی مقایسه ای میزان افسردگی در افراد مبتلا و غیر مبتلا به فشار خون بالا(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: افزایش فشار خون یکی از مهم ترین مسایل سلامت همگانی در جهان امروز است که از جمله مهم ترین عوامل خطرساز بیماری های قلبی- عروقی محسوب شده است. افسردگی بیماری شایع عصر کنونی است که اغلب به عنوان یک اختلال همبودی در بیماران مبتلا به بیماری های جسمی مزمن تجربه می شود و در بسیاری از موارد ناشناخته باقی می ماند. این مطالعه با هدف بررسی مقایسه ای میزان افسردگی در مبتلایان به فشار خون در مقایسه با گروه سالم انجام شده است.
مواد و روش ها: در یک مطالعه Case-control 143 نفر بیمار مبتلا به فشار خون بالا به صورت تصادفی در دسترس بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شده، با 143 فرد غیر مبتلا به فشار خون از بستگان درجه اول آنان، از لحاظ علایم افسردگی با یکدیگر مقایسه شدند. داده های پژوهش از طریق یک پرسش نامه جمعیت شناختی و مقیاس افسردگی بک جمع آوری شد. اطلاعات با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی و با کمک SPSS نسخه 16 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
یافته ها: 4/59 درصد بیماران مبتلا به فشار خون بالا و 5/33 درصد افراد غیر مبتلا دچار درجاتی از افسردگی خفیف تا شدید بودند. یافته های تحلیل 2χ تفاوت معنی دار بین دو گروه را نشان داد (001/0 > P). نتایج آزمون Mann-Whitney نشان داد تفاوت معنی داری بین دو گروه در توزیع فراوانی شدت افسردگی در سه سطح خفیف، متوسط و شدید وجود دارد (001/0 > P). در بین مبتلایان به فشار خون مدت زمان بیماری و شدت افسردگی رابطه معنی دار مستقیم داشتند (001/0 > P).
نتیجه گیری: علایم افسردگی در بیماران مبتلا به فشار خون بیشتر از جمعیت غیر مبتلا است و با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد غربال گری افسردگی و مشاوره روان پزشکی در مبتلایان به فشار خون بایستی به طور جدی تری مورد توجه واقع شود.
تأثیر آموزش مهارت نظم جویی هیجان مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیک در وسوسه ی افراد مبتلا به سوء مصرف مواد: مطالعه ی تک آزمودنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده مقدمه: در فرایند درمان و پیشگیری از بازگشت اعتیاد، حالت های هیجانی منفی و مثبت، و وسوسه از مهم ترین عوامل خطر بازگشت می باشد. هدف مطالعه ی حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت نظم جویی هیجان مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیک در کاهش وسوسه ی افراد مبتلا به سوء مصرف مواد بود. روش: پژوهش در چارچوب طرح های تجربی تک آزمودنی با استفاده از طرح خطوط پایه چندگانه ی پلکانی اجرا شد. بر اساس میزان تمایل به شرکت در مطالعه، مصاحبه ی تشخیصی ساختار یافته و ملاک های ورود، از میان بیماران مرد مبتلا به سوء مصرف مواد، سه نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. هر سه آزمودنی به صورت انفرادی در خلال ده جلسه تحت آموزش مهارت نظم جویی هیجان مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیک قرار گرفتند. به منظور سنجش وسوسه از نسخه ی فارسی پرسشنامه ی عقاید وسوسه انگیز (بک، 1993) استفاده شد. یافته ها: آموزش مهارت نظم جویی هیجان مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیک به آزمودنی های پژوهش موجب کاهش چشم گیر نمرات وسوسه در مقیاس عقاید وسوسه انگیز شد، به طوری که نمرات در طی ده جلسه ی مداخله ی آموزشی کاهش قابل توجهی نسبت به نمرات خط پایه داشتند. بازبینی دیداری نمودارهای اثربخشی و اندازه ی ضریب تأثیر نیز بیانگر کاهش معنادار و قابل توجّه شدت وسوسه ی آزمودنی ها بود. نتیجه گیری: آزمودنی های مداخلات آموزشی نظم جویی هیجان مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیک می تواند در انتخاب راهبردهای مقابله ای با وسوسه مؤثر واقع شود و تلویحات کاربردی مطلوبی در زمینه درمان و پیشگیری از بازگشت سوء مصرف مواد دارد.
نقش واسطه ای کارکردهای خانواده برای تاب آوری فردی و باورهای معنوی و دلزدگی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تدوین الگویی برای پیش بینی دلزدگی زناشویی بر مبنای کارکرد خانواده، تاب آوری فردی و باورهای معنوی انجام شد. روش پژوهش همبستگی است. جامعه ی آماری شامل کارکنان متاهل مناطق بیست و دوگانه شهرداری شهر تهران و همسران آنان که حداقل سه سال از زندگی مشترک آنها سپری شده در سال 1390 بود. نمونه ی مورد مطالعه شامل 500 زوج بوده که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده ابزار سنجش عملکرد خانواده، مقیاس دلزدگی زناشویی، پرسشنامه ی تاب آوری و پرسشنامه ی معنویت/دینداری است. یافته ها نشان داد که کارکرد خانواده، تاب آوری فردی و باورهای معنوی تاثیر منفی و معنی داری در کاهش دلزدگی زناشویی داشت. همچنین تاب آوری فردی و باورهای معنوی با واسطه ی کارکرد خانواده، دلزدگی زناشویی را کاهش می دهد. نتایج به دست آمده از تحلیل مسیر نشان داد که کارکرد خانواده، تاب آوری فردی و باورهای معنوی، دلزدگی زناشویی را پیش بینی می کند و مدل از برازش مناسبی برخوردار است. در مجموع نتایج نشان داد که تاب آوری فردی، باورهای معنوی و کارکرد خانواده به طور مستقیم و غیر مستقیم در کاهش دلزدگی زناشویی موثر است. اما تاثیر تاب آوری فردی بر کارکرد خانواده در کاهش دلزدگی زناشویی بیشتر است. بنابراین توجه به نقش تاب آوری در کارکرد زناشویی و شیوه های افزایش تاب آوری در زوجین مفید به نظر می رسد.
اختلال عملکرد جنسی و وضعیت روانی در زنان
حوزههای تخصصی:
تأثیر آموزش ارتباط بر روابط زوجین شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تاثیر آموزش ارتباط بر اساس رویکرد برنامه ارتباط زوجین بوده است. نمونه این تحقیق، 30 زوج از زوجین مراجعه کننده به دفتر مشاوره کانون بانوان شهر اصفهان در سال 1385 بودند که به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش (15 زوج) و کنترل (15 زوج) جایگزین شدند. متغیر وابسته در این پژوهش کیفیت ارتباط زوجین بود که با آزمون کیفیت ارتباط ارزیابی شد. متغیر مستقل آموزش ارتباط بود که در هفت جلسه تنظیم و به گروه آزمایش آموزش نتایج نشان داد که آموزش ارتباط، روابط زوجین و ابعاد آن موثر است. نتایج نشان داد که آموزش ارتباط، روابط زوجین را بهبود بخشیده است (P<0.001). همچنین آموزش ارتباط بر ابعاد توجه کردن به همسر (P<0.001)، برنامه ریزی برای حل مشکلات (P<0.001) و سبک های ارتباطی (P<0.001) موثر بوده است.
مقایسه اثربخشی درمان تحلیل رفتار متقابل با درمان شناختی- رفتاری در بهبـود علائم مرضی شکست عاطفی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده مقدمه: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان تحلیل رفتار متقابل و درمان شناختی- رفتاری در بهبود علائم مرضی شکست عاطفی دانشجویان بود. روش: بررسی حاضر به روش نیمه آزمایشی تک موردی و از نوع خط پایه چندگانه انجام شد. بدین منظور شش مراجع (پنج دختر و یک پسر) به شیوه ی نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه جای داده شدند و هر گروه با یکی از دو روش یاد شده تحت درمان قرار گرفتند. مراجعین در مرحله ی پیش از درمان (خط پایه) و در طی جلسه های اول، سوم، پنجم، هفتم، هشتم، نهم، یازدهم و جلسه آخر (جلسه چهاردهم) و مراحل پیگیری سه ماهه و شش ماهه پرسشنامه های ضربه عشق، افسردگی، اضطراب، و نشخوار فکری را تکمیل کردند. همچنین در مرحله پیش از درمان، پرسشنامه میلون 3 را برای شناسایی الگوهای بالینی شخصیت کامل کردند. برای تحلیل داده ها از دو روش معناداری بالینی و شاخص درصد بهبودی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش درمانی تحلیل رفتار متقابل و شناختی- رفتاری در بهبود علائم مرضی شکست عاطفی اثربخش بوده اند و مقایسه ی نمرات مراجعین حاکی از آن است که تحلیل رفتار متقابل در اکثر آماج ها توانسته است تغییرات چشمگیرتر و پایدارتری ایجاد کند. ولی نمرات سلامت روان در هر دو درمان تقریباً یکسان بود. نتیجه گیری: تحلیل رفتار متقابل با توجه به فرآیند درمانی- فنی متفاوت و عمیق تری که نسبت به درمان شناختی رفتاری دارد در بهبود علائم مرضی دانشجویان دارای شکست عاطفی از اثربخشی بهتر و پایدارتری برخوردار است.
رابطه ابعاد چهارگانه پدیده سرایت (سرریز شدن) در حیطه های کار - خانواده با منابع و موانع سازمانی، خانوادگی و ویژگیهای فردی
حوزههای تخصصی:
بررسی اثر بخشی تحریک مکررمغناطیسی ترانس کرانیال با فرکانس بالا در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی عمده ی مقاوم به درمان دارویی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تحریک مکرر مغناطیسی ترانسکرانیال در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی عمده مقاوم به درمان دارویی بود.
روشکار: در یک طرح شبهآزمایشی، 12 آزمودنی مبتلا به اختلال افسردگی عمده مراجعهکننده به کلینیک آتیه از تابستان تا پاییز 1387 با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به مدت 30 جلسه تحت درمان تحریک مکرر مغناطیسی ترانسکرانیال با فرکانس20 هرتز بر روی ناحیهی پشتیجانبی کورتکس پیشپیشانی نیمکرهی چپ قرار گرفتند. آزمودنیها به کمک مقیاس افسردگی بک، پیش و پس از درمان و 5/1 ماه بعد از درمان ارزیابی شدند. دادهها به کمک روش آماری تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر تحلیل شدند.
نتایج: تحریک مکرر مغناطیسی ترانسکرانیال بهطور معنیداری سبب کاهش علایم افسردگی در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی عمده گردید (001/0P<) و این تغییرات 5/1 ماه پس از آن به طول انجامید.
نتیجهگیری: تحریک مکرر مغناطیسی ترانسکرانیال در درمان افسردگی عمدهی مقاوم به درمان دارویی تاثیر دارد و اثرات آن بیش از یک ماه و نیم بعد از درمان ماندگار است.
تأثیر کمبود و مکمل عنصر روی در رژیم غذایی موش های مادر بر یادگیری، حافظه و عملکرد حرکتی نوزادان آنها با استفاده از ماز آبی موریس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر، بررسی تاثیر دو نوع رژیم غذایی عنصر روی در دوران بارداری و شیردهی موش های ماده بر یادگیری، حافظه و عملکرد حرکتی نوزادان آنها بود. کمبود عنصر روی و مکمل عنصر روی در دوران بارداری و شیردهی مادر، ممکن است بر حافظه، یادگیری و عملکرد حرکتی نوزادان آنها تاثیر بگذارد. جامعة آماری تحقیق حاضر، موش های صحرایی ماده (نژاد آلبینو – ویستار) خریداری شده از انستیتو پاستور ایران بودند. بعد از مرحلة جفت گیری، 12 مادر باردار انتخاب و به 3 گروه تقسیم شدند و در هفتة آخر بارداری و کل دوران شیردهی رژیم غذایی مورد نظر را مصرف کردند. گروه اول، گروه کنترل بود که از غذای استاندارد استفاده کرد؛ گروه دوم، گروه دریافت کنندة مکمل روی که به مقدار ppm 10 مکمل روی به آب آنها افزوده شد؛ و گروه سوم، گروه کمبود روی که از غذای فاقد عنصر روی استفاده کردند. پس از اعمال متغیر مستقل، برای هر گروه 12 سر موش نر به عنوان نمونة آماری در نظر گرفته شد که در 56 روزگی تحت آزمون حافظه و یادگیری از طریق ماز آبی موریس قرار گرفتند و در 66 روزگی عملکرد حرکتی آنها به وسیلة دستگاه سنجش فعالیت حرکتی (Open Field) اندازه گیری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس یک طرفه، آزمون تعقیبی توکی و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر استفاده شد. یافته های تحقیق حاضر نشان داد که کمبود عنصر روی در هفتة آخر بارداری و دوران شیردهی موجب تخریب یادگیری، حافظه و ضعف در عملکرد حرکتی می شود. به علاوه مکمل عنصر روی، سبب بهبود یادگیری و حافظه شد، اما تأثیر معنی داری بر عملکرد حرکتی نوزادان نداشت.
بررسی اثر بخشی روان درمانی گروهی با رویکرد بین فردی بر ترمیم نیازهای زنان آسیب دیده از عهد شکنی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی روان درمانی با رویکرد بین فردی بر ترمیم نیازهای زنان آسیب دیده از عهد شکنی شهر تهران در سال های 1389-1390 اجرا شد. نمونه پژوهش 16 زن آسیب دیده بودند که به شکل هدفمند از جامعه زنان خیانت دیده در زندگی زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده شهر تهران انتخاب و پس از مصاحبه اولیه و تکمیل پرسشنامه سنجش خیانت همسر به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. طرح پژوهش، آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جلسات روان درمانی طی 8 جلسه انجام شد و گروه آزمایش در جلسات گروهی روان درمانی شرکت کردند. در خاتمه هر دو گروه مجدداً آزمون شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: 1- پرسشنامه سنجش خیانت همسر واگهان (2008 ) با 35 سؤال که اعتبار آن در پژوهش حاضر با استفاده از آلفای کرونباخ 71/. محاسبه شد. 2- پرسشنامه محقق ساخته ترمیم نیاز با 42 سؤال که اعتبار آن 75/. برآورد شد. فرضیه اصلی پژوهش این بود که «روان درمانی با رویکرد بین فردی بر ترمیم مهم ترین نیازهای عاطفی زنان آسیب دیده تأثیر گذار است». به منظور تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که روان درمانی با رویکرد بین فردی بر ترمیم مهم ترین نیازهای عاطفی زنان آسیب دیده از عهد شکنی همسر تأثیر گذار است05/0P< 05/0 - 44/5=F .
مولفه های اجتماعی روان شناسی سلامت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر به تدوین شاخص های سلامت اجتماعی از منظر روان شناسی می پردازد.
روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی و زمینه یابی است. جامعه آماری پژوهش عبارت است از کلیه متخصصان حوزه های روان شناسی (دکتری، دانشجوی دکتری و کارشناسی ارشد) که 215 نفر از آن ها به شیوه در دسترس از دانشگاه های سراسر کشور انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت است پرسشنامه محقق ساخته 60 گویه ای است که با استفاده از روش زمینه یابی (دلفی) مطابق نظر گروهی از روان شناسان جهت بررسی شاخص های سلامت اجتماعی در ایران طراحی شده است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و تدوین شاخص ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد.
یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل اکتشافی حاکی از وجود چهار شاخص انسجام اجتماعی، شکوفایی اجتماعی، مشارکت اجتماعی و پذیرش اجتماعی به عنوان مؤلفه های سلامت اجتماعی از منظر روان شناسی بود.
نتیجه گیری: با توجه به شناسایی مؤلفه ها و شاخص های سلامت اجتماعی می توان آن ها را در ایران اعتبار یابی و هنجاریابی نمود.
مشکلات رفتاری - هیجانی در فرزندان مبتلایان به اختلال دو قطبی و گروه گواه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
هدف علم و فلسفه (علم برای عمل، فلسفه برای نتیجه)
حوزههای تخصصی:
رابطه مؤلفه های هوش هیجانی با سلامت روان شناختی و موفقیت تحصیلی: نقش تعدیل کنندگی جنس
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی رابطه مؤلفه های هوش هیجانی با متغیرهای سلامت روان شناختی و موفقیت تحصیلی در دانشجویان دختر و پسر می پردازد. بدین منظور از میان کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل کارشناسی دانشگاه تهران، تعداد 260 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها نیز از ابزارهای هوش هیجانی (EIQ؛ شرینگ، 1999)، سلامت عمومی (GHQ؛ گلدبرگ و هیلر، 1979) و معدل کل واحدهای دوره لیسانس استفاده شد. نتایج به دست آمده با استفاده از شاخص های آماری میانگین، انحراف معیار، همبستگی پیرسون و آزمون تبدیل Z فیشر برای مقایسه دو همبستگی مستقل تجزیه و تحلیل شدند. نتایج بیانگر همبستگی معنادار بین مؤلفه های هوش هیجانی با متغیرهای سلامت روان شناختی و موفقیت تحصیلی در دو گروه دانشجویان دختر و پسر می باشد. از سوی دیگر تفاوت همبستگی های دو گروه دانشجویان دختر و پسر در مؤلفه های هوش هیجانی، سلامت روان شناختی و موفقیت تحصیلی معنادار است.
تاثیر موسیقی ارف در بهبود ساخت دهی زمانی (ضرب آهنگ)
حوزههای تخصصی:
"
تأثیر موسیقی ارف در بهبود ساختهای ضربآهنگی در دختران 11-6 سال شهر تهران در این پژوهش بررسی شده است. از بین دانش آموزانی که در کلاسهای آموزش موسیقی نام نویسی کرده بودند، 42 نفر برای گروه آزمایش انتخاب و بر اساس سن تحول یافتگی عقلی با استفاده از آزمون آدمک رنگی با همان تعداد از آزمودنی در گروه کنترل همتا شدند. آزمون ضربآهنگی استامباک در سه بخش سرعت ارتجالی ضربه ها، بازپدیدآوری ساختهای ضربآهنگی شنیداری، رمزگرایی وبازپدیدآوری دیداری پیش از آموزش موسیقی و سه ماه پس از آن به هر دو گروه ارائه شد. تحلیل دادهها نشان داد: (1) درحالی که تفاوت معناداری در کاهش سرعت ارتجالی وجود نداشت اما بهبود نظمدهی به ضربهها در آزمودنیهای گروه آزمایش مشاهده شد. (2) مقایسه نتایج دو گروه در بازپدیدآوری شنیداری به نتایج معنادار منجر نشد. (3) رمزگرایی دانش آموزانی که آموزش موسیقی دریافت کرده بودند بهبود بیشتری را نشان داد و بازپدیدآوری ساختهای ضربآهنگی فقط در گروه سنی 11-10 گروه آزمایشی پیشرفت داشت. نتیجه آنکه، تأثیر موسیقی ارف فقط در نظم ضربههای نواخته شده و بازپدیدآوری ساختهای ضربآهنگی دیداری گروه سنی 11-10 سال قابل مشاهده است.)
"