ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۷٬۵۴۱ تا ۳۷٬۵۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۳۷۵۴۱.

تشخیص اختلال استرس پس از سانحه با استفاده از داده های آزمون CANTAB و یک مدل یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۱
مقدمه: اختلال استرس پس از سانحه به عنوان یک واکنش شدید روانی و عاطفی به تجربه رویدادهای آسیب زا و ناگوار همچون جنگ، تهدیدات جانی، بلایای طبیعی و خشونت های شخصی شناخته می شود و اغلب منجر به ناهنجاری های مزمن روانی و جسمانی می شود. مطالعات نشان داده است که اختلال در عملکرد اجرایی از شاخصه های این اختلال می باشد و ارزیابی های شناختی می تواند معیار مهمی در تشخیص آن باشد. روش کار: در این پژوهش از داده های آزمونCANTAB تکلیف SWM بالینی برای ارزیابی معیارهایی مانند DTLR، CD، BE، WE، TF و DD استفاده شده است. داده ها پس از نرمال سازی، استاندارد شده و با اضافه کردن نویز گوسی تقویت شده اند. سپس یک مدل ماشین بردار پشتیبان با هسته گوسین که با توجه به ویژگی های خاص آن، توانایی بالایی در تفکیک الگوهای پیچیده و غیرخطی دارد، آموزش داده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که ویژگی های معرفی و استخراج شده در شناسایی تفاوت های پیچیده عملکرد شناختی، که نشانه های PTSD را بارز می سازند، به صورت موثری عمل نموده اند. اطلاعات جمع آوری شده از این ویژگی ها، توانایی بالای مدل را در شبیه سازی و تحلیل علائم PTSD و همچنین تمایز دقیق میان گروه های مبتلا و دارای اختلال به طور مؤثری نشان می دهد. نتیجه گیری: مدل یادگیری ماشین به کار گرفته شده در این پژوهش، امکان استفاده از آزمونCANTAB به عنوان یک ابزار عصب شناختی برای تشخیص اختلال PTSD را فراهم کرده است. صحت تشخیص مدل پیشنهادی در این مطالعه ۹۸ درصد بود که نشان دهنده قدرت بالا و اطمینان بخشی در تشخیص صحیح افراد مبتلا به این اختلال است.
۳۷۵۴۲.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر تنظیم شناختی هیجان، افسردگی و اضطراب زنان مبتلا به ام اس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۵
هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر تنظیم شناختی هیجان، افسردگی و اضطراب زنان مبتلا به ام اس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه پژوهش کلیه زنان مبتلا به ام اس شهر تهران در سال 1403-1402 بود که از بین آنها تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 12 جلسه90 دقیقه ای تحت درمان شناختی رفتاری قرار گرفتند. ابزارگردآوری داده ها شامل مقیاس افسردگی بک (BDI، بک، 1996)، مقیاس اضطراب بک (BAI، بک و همکاران، 1988)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی (CERQ، گارنفسکی و همکاران، 2001) بود. داده ها با تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تنظیم شناختی هیجان، افسردگی و اضطراب در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری در سطح 01/0 وجود داشت. براساس این نتایج درمان شناختی رفتاری یک مداخله رواندرمانی مناسب برای بهبود تنظیم شناختی هیجان، کاهش سطح افسردگی و اضطراب در زنان مبتلا به ام اس است.
۳۷۵۴۳.

رابطه بین آسیب دوران کودکی و پریشانی روان شناختی در افراد مبتلا به درد مزمن: نقش میانجی ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی در رابطه بین آسیب دوران کودکی و پریشانی روان شناختی افراد مبتلا به درد مزمن بود. روش این پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل افراد مبتلا به درد مزمن شهر نیشابور در سال 1403 بود که به مراکز درمانی مراجعه کرده بودند. 255 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه آسیب دوره کودکی (CQT؛ برنستاین و همکاران، 2003)، مقیاس پریشانی روان شناختی کسلر (K-10؛ کسلر و همکاران؛ 2002)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS؛ بکبی و همکاران، 1994) و پرسشنامه پنج عاملی ذهن آگاهی (FFMQ، بائر و همکاران، 2012) پاسخ دادند. داده ها به روش تحلیل مسیر تحلیل شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش برخوردار است. همچنین نتایج نشان داد که آسیب دوران کودکی بر ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی اثر مستقیم و معنادار داشت؛ همچنین اثر مستقیم ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی بر پریشانی روان شناختی نیز معنادار بود (05/0>P). علاوه بر این، نتایج نشان داد که ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی در رابطه بین آسیب دوران کودکی و پریشانی روان شناختی نقش میانجی دارد (05/0>P). بر این اساس می توان نتیجه گرفت که آسیب دوران کودکی به طور غیرمستقیم و با میانجی گری ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی بر پریشانی روان شناختی اثر داشت.
۳۷۵۴۴.

رابطه حافظه خودزندگی نامه ای و تفکر آینده نگر با خرد: نقش میانجی تنظیم هیجان و تامل اکتشافی در نمونه غیر بالینی بزرگسال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۱
مقدمه: تعریف و عملیاتی سازی «خرد» به عنوان نقطه اوج بلوغ روان، امری چندبعدی و پیچیده است و با وجود اهمیت نظری و کاربردی آن، همچنان خلا پژوهشی وجود دارد. با توجه به نقش تجارب زندگی در روشن تر شدن مفهوم خرد، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه خرد با حافظه خودزندگی نامه ای و تفکر آینده نگر و نقش میانجی تنظیم هیجان و تأمل اکتشافی بود. روش کار: این پژوهش در چارچوب پارادایم اثبات گرایی و با رویکرد کمی در قالب طرح همبستگی از نوع تحلیل مسیر انجام شد. جامعه شامل افراد 20 تا 50 سال بود که با روش نمونه گیری در دسترس 450 نفر انتخاب شدند. ابزارها شامل مقیاس خودارزیابی خردمندی، دشواری در تنظیم هیجان، تأمل اکتشافی، آزمون خاطرات خودزندگی نامه ای و تفکر آینده نگر بودند. داده ها با نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 تحلیل شدند. یافته ها: مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار بود ( ۹۸/۰=GFI ،۹۷/۰=CFI). رابطه حافظه خودزندگی نامه ای با خرد با میانجی تنظیم هیجان معنادار بود (001/0>P ،94/1-β=). اما تفکر آینده نگر از این مسیر معنادار نبود (089/0>P ،38/۰β=). مسیر حافظه خودزندگی نامه ای از طریق تامل اکتشافی با خرد معنادار بود (0۰۱/0>P ،۲۹/۰β=). مدل کامل 47 درصد واریانس خرد را تبیین کرد، در حالی که مدل بدون میانجی تنها 14 درصد را تبیین نمود. نتیجه گیری: متغیرهای میانجی تنظیم هیجان و تأمل اکتشافی در تبیین خرد نقش مؤثری دارند. مطابق نتایج، خردمندی بیش از آن که به محتوای تجارب گذشته یا تفکر آینده وابسته باشد، به نحوه تنظیم هیجان و شیوه تأمل فرد نسبت به زندگی مرتبط است. یافته ها می توانند مبنای مداخلات روان شناختی و آموزشی برای تقویت این مهارت ها قرار گیرند.
۳۷۵۴۵.

عوامل مؤثر بر ماندگاری زنان در ازدواج های پایدار نارضایتمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۰
هدف: در برخی روابط زناشویی، علی رغم حفظ ثبات ساختاری نهاد خانواده، سطح رضایت عاطفی و روانی زوج ها در حداقل ممکن قرار دارد. این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر ماندگاری زنان در ازدواج های پایدار اما نارضایتمند می پردازد. روش: پژوهش حاضر به روش کیفی از نوع رویکرد قراردادی انجام شد و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با ۱۳ زن که حداقل ۲۰ سال در ازدواج خود باقی مانده اند، اما از زندگی مشترکشان ناراضی بودند، جمع آوری گردید. یافته ها: نتایج تحلیل محتوای داده ها نشان داد که عوامل اقتصادی، فرزندان، خانواده، باورهای فرهنگی و اجتماعی، ویژگی های شخصیتی فردی و عوامل مربوط به همسر، مهم ترین دلایل تداوم این ازدواج ها هستند. وابستگی مالی، نگرانی درباره آینده فرزندان، فشارهای اجتماعی، نداشتن مهارت های لازم برای استقلال، و تغییرات مثبت در رفتار همسر از جمله عواملی بودند که موجب ماندگاری زنان در این شرایط شدند. نتیجه گیری: به نظر می رسد ماندگاری زنان در ازدواج های پایدار اما نارضایتمند تحت تأثیر مجموعه ای از عوامل درونی و بیرونی همچون وابستگی اقتصادی، نقش فرزندان در تصمیم گیری، فشارهای خانوادگی و اجتماعی، باورهای فرهنگی، ویژگی های شخصیتی فردی و تغییرات در رفتار همسر، به عنوان عوامل کلیدی قراردارد که هیچ یک از این عوامل به تنهایی تعیین کننده ماندن یا رفتن نیستند، بلکه ترکیب آن ها است که می تواند بر تصمیم زن در ماندن در ازدواج تأثیر بگذارد. با توجه به این یافته ها، درک عمیق تر از این ابعاد می تواند به برنامه های مشاوره ای و مداخلات اجتماعی کمک کند تا نیازها و چالش های زنان در چنین موقعیت هایی بهتر شناسایی شود.
۳۷۵۴۶.

اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر خود انسجامی، خشم، رفتار پرخاشگرانه و کیفیت زندگی معلمان با بیماری دیابت نوع دو شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۶
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر خود انسجامی، خشم، رفتار پرخاشگرانه و کیفیت زندگی معلمان با بیماری دیابت نوع دو شهر اصفهان بود. روش: پژوهش نیمه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان با بیماری دیابت نوع دو شهر اصفهان بود و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر از معلمان با بیماری دیابت نوع دو انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل) قرار گرفتند. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه خود انسجامی قربانی و همکاران (2008)، پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (1992) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (1996) بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کواریانس چند متغیره انجام شد. یافته ها: بر اساس مقادیر اندازه اثر، میزان تأثیرگذاری رفتاردرمانی دیالکتیکی بر خود انسجامی، خشم، رفتار پرخاشگرانه و کیفیت زندگی معلمان مبتلا به دیابت نوع دو به ترتیب 73/0، 27/0، 23/0 و 71/0 می باشد.نتیجه گیری: طبق نتایج این پژوهش می تواند جهت ارتقاء سلامت روانی بیماران دیابتی در مراکز مشاوره و آموزش و پرورش مورد توجه قرار گیرد.
۳۷۵۴۷.

ارائه مدل علی رضایت شغلی مربیان ورزشی براساس سخت رویی روانشناختی و تاب آوری با واسطه گری هیجانات پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۷
هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل علّی رضایت شغلی مربیان ورزش بر اساس سخت رویی روانشناختی و تاب اوری با واسطه گری هیجانات پیشرفت بود. روش این پژوهش از لحاظ شیوه گردآوری و تحلیل داده ها به روش توصیفی و از نوع طرح های همبستگی و روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه مربیان ورزش در شهرستان تبریز که شامل 560 نفر بود. که از طریق نمونه گیری خوشه ای مرحله ای برای انتخاب مشارکت کنندگان استفاده شد. ابزارهای سنجش، پرسشنامه سخت رویی روانشناختی کوباسا (۱۹۸۸) ، پرسشنامه تاب آوری کارنر و دیویدسون (2003)، پرسشنامه هیجانات پیشرفت فرنزل، پکران و گوئتز (2010) و مقیاس رضایت شغلی اسمیت و همکاران (1969) بود. نتایج نشان داد سخت رویی روانشناختی علاوه بر اینکه اثر مستقیم مثبت بر رضایت شغلی دارد، از طریق یک فرایند واسطه گری جزئی، یعنی با افزایش هیجانات پیشرفت مثبت (01/0, P<09/0 =β) منجر به افزایش رضایت شغلی می شود. سازه ی تاب آوری علاوه بر اثر مستقیمی که بر رضایت شغلی دارد، از طریق یک فرایند واسطه گری جزئی معنادار (006/0, P<16/0 =β) می تواند با افزایش هیجانات پیشرفت مثبت منجر به افزایش رضایت شغلی گردد. این نتایج نقش تاب آوری مربان ورزش و سخت رویی رواننشاختی را در افزایش رضایت شغلی شغلی نمایان ساخت. در نهایت مدل حاصل، دارای برازش مطلوب و مناسبی بود.
۳۷۵۴۸.

ادراک نوجوانان دختر دارای رفتار پرخطر از ویژگی های رابطه والد-فرزندی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۳
پژوهش حاضر با هدف مطالعه ادراک نوجوانان دختر دارای رفتار پرخطر از ویژگی های رابطه والد-فرزندی بود. در پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون استفاده شد. میدان پژوهش شامل دختران نوجوان 14تا 19 ساله دارای رفتار پرخطر بود. مشارکت کنندگان شامل 11 دختر نوجوان دارای رفتار پر خطر بود که به روش هدفمند و دردسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای شناسایی نوجوانان پرخطر از پرسشنامه خطرپذیری نوجوانان ایرانی استفاده گردید. فرایند مصاحبه ها از اردیبهشت تا شهریور 1403 (حدودا چهار ماه) به طول انجامید. برای تحلیل داده ها از روش شش مرحله ای براون و کلارک استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها منجر به شکل گیری یک مضمون هسته ای شامل «ناتوانی والدین در تنظیم هیجانات منفی و ایفای نقش والدینی به فقدان پذیرش و صمیمیت و نقض خودمختاری نوجوانان می انجامد» و هشت مضمون اصلی شامل نقض حودمختاری نوجوان، برخورد ابزاری با فرزند، اختلال در مرزها (ابهام، عدم انعطاف، گسستگی، درهم تنیدگی)، مشکل و ناهماهنگی والدین در ایفای نقش ها، ناتوانی در تنظیم هیجانات منفی، عدم درک دنیای نوجوان، فقدان امنیت و پذیرش و فقدان صمیمیت و حمایت شد. نتایج پژوهش نشان داد نوجوانانی که دارای رفتارپرخطر هستند از رابطه با پدر و مادر خود رضایت زیادی ندارند. بنابراین استفاده از روش های نادرست رفتار در رابطه والد-فرزندی می تواند نوجوانان را به سمت رفتارهای پرخطر سوق دهد.
۳۷۵۴۹.

تدوین مدل ساختاری اشتیاق تحصیلی بر اساس طرح واره های هیجانی و مهارت های فراشناختی با میانجی گری هیجان های تحصیلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۳
این تحقیق با هدف تدوین مدل ساختاری اشتیاق تحصیلی بر اساس طرح واره های هیجانی و مهارت های فرا شناختی با میانجی گری هیجان های تحصیلی در دانشجویان مراکز و واحدهای دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی انجام گرفت. این مطالعه بر اساس هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات و به دلیل بررسی روابط بین متغیرها جزو مطالعات همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام دانشجویان در حال تحصیل در مراکز و واحدهای دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی بوده که تعداد آنها تقریباً 9000 نفر است. به دلیل استفاده از روش معادلات ساختاری از این جامعه، نمونه ای به حجم 647 نفر انتخاب و برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss 27 و Smartpls4 استفاده شد. جهت سنجش متغیرها از پرسش نامه های اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران (2004)، طرح واره های هیجانی لیهی (2009)، مهارت های فراشناختی ولز و کارترایت (1997) و هیجان های پیشرفت پکران و همکاران (2005) استفاده شد. شاخص برازش مدل استخراج و مدل پژوهش تأیید شد. همچنین طرح واره هیجانی مثبت، فراشناخت و هیجان های پیشرفت مثبت به صورت مستقیم اشتیاق تحصیلی دانشجویان را پیش بینی نمودند (05/0≥P). نتایج این پژوهش شامل تلویحاتی به دانشگاه ها و مراکز آموزشی عالی در زمینه اشتیاق تحصیلی است.
۳۷۵۵۰.

روابط ساختاری خود بزرگ بینی با تجارب آسیب زای دوران کودکی: نقش میانجی قلدری سایبری در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۹
تجارب آسیب زای دوران کودکی می توانند تأثیرات بلندمدتی بر ویژگی های شخصیتی و رفتارهای اجتماعی افراد داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و ویژگی خودبزرگ بینی، با نقش میانجی قلدری سایبری در نوجوانان انجام شد. این پژوهش از نوع همبستگی با روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقاطع متوسطه اول و دوم ناحیه دو شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود. نمونه ای به حجم ۳۹۰ نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه قلدری سایبری آنتیادو و همکاران (۲۱۰۶)، پرسشنامه ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (۲۰۰۳) و مقیاس خودبزرگ بینی راسکین و تری (۱۹۸۸) بود. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای spss ۲۶ و Amose24 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی تأثیر مستقیم و معناداری بر قلدری سایبری (β=.51) و خودبزرگ بینی (β=58.) دارد. همچنین، قلدری سایبری تأثیر مستقیم و معناداری بر خودبزرگ بینی (β=.71) داشت. نتایج تحلیل میانجی نشان داد که قلدری سایبری نقش میانجی معناداری در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و خودبزرگ بینی ایفا می کند (β=.58، P<.001). شاخص های برازش مدل (RMSEA=.063، CFI=.964) نشان دهنده تناسب مطلوب مدل بودند. نتایج پژوهش نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی می توانند از طریق افزایش رفتارهای قلدری سایبری، ویژگی خودبزرگ بینی را در نوجوانان تقویت کنند. این یافته ها بر اهمیت شناسایی و مداخله زودهنگام در مورد تجارب آسیب زای دوران کودکی و طراحی برنامه های آموزشی و روان شناختی برای کاهش رفتارهای قلدری سایبری تأکید دارند.
۳۷۵۵۱.

نقش میانجی خودسرزنشگری و خودشفقتی در رابطه بین تجارب ناگوار کودکی با افسردگی در بین دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۰
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودسرزنشگری و خودشفقتی در رابطه بین تجارب ناگوارکودکی با افسردگی بود. در قالب یک طرح توصیفی_ همبستگی، ۳۲۴ نفر از دانشجویان دانشگاه مراغه در سال تحصیلی 1401 - 1400 به روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات، شرکت کنندگان پرسشنامه تجارب ناگوار کودکی، مقیاس سطوح خودسرزنشگری، مقیاس خودشفقتی و مقیاس افسردگی بک را تکمیل کردند. برای تحلیل آماری داده ها از روش همبستگی پیرسون و تحلیل میانجی چندگانه استفاده شد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که تجارب ناگوار کودکی با سطوح خودسرزنشگری همبستگی مثبت، با ابعاد مثبت و منفی خودشفقتی به ترتیب همبستگی منفی و مثبت و با افسردگی همبستگی مثبت داشت. همچنین خودسرزنشگری با افسردگی همبستگی مثبت و ابعاد مثبت و منفی خودشفقتی با افسردگی به ترتیب همبستگی منفی و مثبت دارد. نتایج تحلیل میانجی نشان داد سطوح خودسرزنشگری و ابعاد خودشفقتی، به استثنای ذهن آگاهی، ارتباط بین تجارب ناگوارکودکی و افسردگی را به صورت جزئی میانجی گری می کنند. این یافته ها حاکی ازاین هستند که تجارب ناگوار کودکی گرچه مستقیما عامل خطری برای افسردگی هستند، اما همچنین منجر به افزایش خودسرزنشگری و نیز سه بعد منفی خودشفقتی مانند خودقضاوتی، انزوا و همانندسازی افراطی شده و برعکس منجر به کاهش دو بعد مثبت خودشفقتی مانند مهربانی با خود و انسانیت مشترک شده و آنها نیز به نوبه خود منجر به افزایش افسردگی می شوند.
۳۷۵۵۲.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی فرانظری و درمان حساسیت زدایی منظم با حرکات چشم بر سبک دلبستگی ناایمن، سازگاری معنوی و ویژگی های شخصیتی کودکان آزار دیده جنسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۸
مقدمه: مشکلات موجود در حیطه ارتباطات بین فردی و خودپنداره، ناامیدی و عدم اعتماد به دیگران که اکثر کودکان آزادیده جنسی در زندگی روزمره با آن روبه رو می باشند، لزوم پژوهش و افزایش توجه به این حیطه را روشن می کند. هدف: هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان شناختی فرانظری و درمان حساسیت زدایی منظم با حرکات چشم بر سبک دلبستگی ناایمن، سازگاری معنوی و ویژگی های شخصیتی کودکان آزار دیده جنسی بود. روش: طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود.جامعه آماری شامل تمامی کودکان 7 تا 10 ساله آزاردیده جنسی شهر تهران، تبریز و ساری در سال 1403 بود. حجم نمونه شامل 45 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و یک گواه (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. گروه مداخله اول درمان شناختی فرانظری را طی 8 جلسه 45دقیقه ای و گروه مداخله دوم درمان حساسیت زدایی منظم با حرکات چشم را طی 6 جلسه 45 دقیقه ای دریافت کردند و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه روابط میانی دلبستگی (2006)، پرسشنامه پنج عامل شخصیت (2017) و مقیاس سازگاری معنوی(1388) استفاده شد. برای تحلیل داده های پژوهش از تحلیل کوواریانس، واریانس و آزمون تی مستقل در سطح معنی داری 05/0 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین مداخله شناختی فرانظری و درمان حساسیت زدایی منظم با حرکات چشم و گروه کنترل در پس آزمون متغیر سبک های دلبستگی ناایمن، سازگاری معنوی و ویژگی های شخصیتی تفاوت معنی داری وجود دارد (P≤0/005). بین سبک دلبستگی ناایمن، گروه مداخله درمان شناختی فرانظری و گروه مداخله حساسیت زدایی منظم با حرکات چشم در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود ندارد (502/0 P= 46/0 F=). نتیجه گیری: مداخله حساسیت زدایی منظم با حرکات چشم و درمان شناختی فرانظری با بهبود روابط کودکان با دیگران، سازگاری معنوی را در کودکان آزاردیده جنسی تقویت کرد و احساس تعلق و ارتباط عمیقتر با معانی معنوی را ایجاد کرد. بنابراین می توان از آن ها به عنوان روشی مؤثر بهره برد.
۳۷۵۵۳.

بازخوانی تجربه ی افراد وابسته به مواد بهبودیافته درباره سبک زندگی خود در گرایش و تداوم اعتیاد (مورد مطالعه: شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: از آنجایی که اعتیاد یک بیماری چندبعدی است که عوامل متعددی خصوصا مانند سبک زندگی بر آن مؤثرند، این پژوهش به بازخوانی تجربه ی افراد وابسته به مواد بهبودیافته درباره سبک زندگی خود در گرایش و تداوم اعتیاد در شهر شیراز انجام شد. روش: جامعه آماری این مطالعه شامل افراد وابسته به مواد بهبودیافته در شهر شیراز بود و از بین این جامعه 20 فرد با روش پدیدارشناسی تفسیری و به روش نمونه گیری هدفمند و با تکنیک گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با روش تماتیک تجزیه و تحلیل گردیدند. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به ظهور یک مضمون کلی به نام «سبک زندگی اعتیادگونه» شد که چهار بعد اصلی شامل ابعاد جسمانی، روانی، معنوی-روحانی و ارتباطی-اجتماعی را در بر داشت که در تداوم و شروع اعتیاد نقش اساسی داشتند. نتیجه گیری: سبک زندگی اعتیادگونه می تواند نقش مهمی در توسعه و حفظ وابستگی به مواد داشته باشد. بنابراین، با توجه به نقش محوری سبک زندگی در اعتیاد می توان خاطر نشان کرد که مراکز درمانی می توانند از تغییر سبک زندگی ناکارآمد به عنوان یک روش درمان غیردارویی مؤثر در جهت درمان اعتیاد برای کمک به افراد وابسته به مواد بهره ببرند.
۳۷۵۵۴.

تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر فشار روانی مادران در دوران قرنطینه: نوجوانان دختر مبتلا به ناسازگاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۲
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش وتعهد برفشار روانی مادران دارای دختر نوجوان ناسازگار در دوران قرنطینه بود. پژوهش از نوع تمام آزمایشی و با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل مادرانی بودند که ناسازگاری دختران نوجوان آنها بالای نمره برش بود. گروه نمونه متشکل از 60 شرکت کننده از چهار دبیرستان دولتی دوره دوم منطقه 14 شهر تهران در نیمه دوم سال تحصیلی 1400 به روش تصادفی انتخاب گردید. شرکت کنندگان به طور مساوی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استرس ادراک شده برای مادران و پرسشنامه سازگاری بل که توسط دختران تکمیل شد استفاده گردید. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد روی مادران گروه آزمایش به مدت 16 جلسه یک ساعته هفته ای دوبار در فضای ادوبی کانکت به صورت مجازی اجرا شد و مادران حاضر در گروه کنترل و نیز دختران در هر دو گروه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود فشار روانی مادران و کاهش ناسازگاری در دختران در دوران پاندمی موثربوده است. طبق یافته های بدست آمده، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند با آموزش تکنیک های اساسی خود مانند ذهن آگاهی، کاهش اجتناب تجربه ای، تصریح ارزش ها، پذیرش و تمایل، فشار روانی مادران را تعدیل کند و از این طریق ناسازگاری در دختران را بهبود بخشد.
۳۷۵۵۵.

پیش بینی کمرویی بر اساس سیستم های مغزی رفتاری و مهارت های اجتماعی هیجانی در دانش آموزان متوسطه اول(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: پژوهش این پژوهش با هدف پیش بینی کمرویی بر اساس سیستم های مغزی رفتاری و مهارت های اجتماعی هیجانی در دانش آموزان متوسطه اول شهرستان آق قلاانجام گردید روش: پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است و جامعه آماری پژوهش تمامی 667 دانش آموزان پسر متوسطه اول پایه نهم مدارس دولتی شهرستان آق قلا در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. با توجه به تعداد جامعه هدف به جدول کرجسی و مورگان تعداد 250 نفر به روش دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش از سه پرسشنامه شامل؛ پرسشنامه کمرویی (چیک- بریگز، 1990)، پرسشنامه سیستم های مغزی رفتاری (کارور و وایت، 1994) و مقیاس مهارت های اجتماعی-هیجانی (کورین و همکاران، 2009) استفاده شد. روش آماری پژوهش همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام بوده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین بازداری رفتاری با کمرویی در دانش آموزان متوسطه اول شهرستان آق قلا رابطه (34/0) مثبت و معنی داری در سطح 01/0 وجود دارد و بین فعال سازی رفتاری (29/0-) و مهارت های اجتماعی هیجانی (23/0-) با کمرویی در دانش آموزان متوسطه اول شهرستان آق قلا رابطه ی منفی معنی داری در سطح 01/0 وجود دارد و بازداری رفتاری، فعال سازی رفتاری،و مهارت های اجتماعی هیجانی، توان پیش بینی معنادار کمرویی در دانش آموزان متوسطه اول شهرستان آق قلا را دارا بودند. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود از آنجا که سیستم های مغزی رفتاری و مهارت های اجتماعی توان پیش بینی کمرویی را در دانش آموزان متوسطه اول دارند؛ لذا توجه به تنظیم سیستم های مغزی رفتاری و افزایش مهارت های اجتماعی دانش آموزان پیشنهاد می شود.
۳۷۵۵۶.

مقایسه سیستم های مغزی رفتاری و ولع مصرف مواد بین افراد تحت درمان نگهدارنده با داروهای متادون و بوپرنورفین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۴
هدف: پژوهش حاضر به مقایسه سیستم های مغزی رفتاری و میزان ولع مصرف مواد بین افراد تحت درمان نگهدارنده با داروهای متادون و بوپرنورفین پرداخت. روش: در این پژوهش علی-مقایسه ای، جامعه آماری شامل همه مددجویان تحت درمان نگهدارنده با داروهای متادون و بوپرنورفین در زندان های استان اردبیل بود که در سال 1403 جهت درمان مصرف مواد به صورت داوطلبانه به واحد متادون درمانی این ادارات مراجعه نموده بودند. دو گروه افراد تحت درمان متادون (40 نفر) و بوپرنورفین (40 نفر) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های شخصیتی گری ویلسون و سنجش وسوسه مصرف مواد استفاده شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شدند. یافته ها: میانگین نمرات بازداری رفتاری در افراد تحت درمان با بوپرنورفین به طور معناداری از گروه تحت متادون درمانی بیشتر بود. به هر حال، گروه تحت درمان با متادون در ابعاد فعال سازی رفتاری و نیز میزان ولع مصرف مواد نمرات بیشتری کسب نمودند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد افراد مراجعه کننده برای درمان مصرف مواد می توانند دارای ویژگی های شخصیتی بیولوژیکی متفاوتی باشند که باید در روند درمان در نظر گرفته شوند. به هر حال، این احتمال وجود دارد که درمان نگهدارنده با داروی بوپرنورفین گزینه ای مناسب برای تاثیر فعالیت سیستم های مغزی-رفتاری و کاهش ولع باشد.
۳۷۵۵۷.

نقش میانجی تصویر بدنی منفی در رابطه بین حمایت اجتماعی ادراک شده با پریشانی روان شناختی در زنان متأهل مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۱
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تصویر بدنی منفی در رابطه بین حمایت اجتماعی ادراک شده با پریشانی روان شناختی در زنان متأهل مبتلا به سرطان پستان بود. روش این مطالعه توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش زنان مبتلا به سرطان پستان شهر کرمان در شهریورماه سال ۱۴۰۳ بود. حجم نمونه با روش نمونه گیری هدفمند ۴۰۰ نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل مقیاس پریشانی روان شناختی کسلر و همکاران، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران و سیاهه تصویر بدنی منفی لیتلتون و همکاران بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم حمایت اجتماعی ادراک شده بر روی پریشانی روان شناختی معنادار بود. همچنین نتایج نشان داد که تصویر بدنی منفی در رابطه بین حمایت اجتماعی ادراک شده با پریشانی روان شناختی نقش میانجی و معنادار داشت. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود و درصد بالایی از واریانس پریشانی روان شناختی تبیین شد. با توجه به یافته های این پژوهش می توان از نتایج این پژوهش برای کاهش پریشانی روان شناختی در زنان مبتلا به سرطان پستان پیشنهاد می شود.
۳۷۵۵۸.

مدل ساختاری وابستگی به اینترنت بر اساس انسجام خانواده از طریق نقش میانجی حل مسئله اجتماعی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری وابستگی به اینترنت بر اساس انسجام خانواده از طریق نقش میانجی حل مسئله اجتماعی در نوجوانان شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه ی آماری پژوهش کلیه نوجوانان دختر و پسر مقطع متوسط دوم شهر اهواز در سال تحصیلی 1403-1404 بودند. به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای، نمونه ای به تعداد 270 نفر انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه اعتیاد به اینترنت ( IAT، یانگ، 1998)، پرسشنامه انسجام خانواده ( FCQ، سامانی، 1381) و پرسشنامه حل مسئله (PSI، هپنر، 1988) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه وتحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که بین انسجام خانواده و حل مسئله اجتماعی با وابستگی به اینترنت، همبستگی منفی و معنادار وجود دارد (01/۰p‹). همچنین متغیر انسجام خانواده به صورت غیر مستقیم و از طریق حل مسئله اجتماعی قادر به پیش بینی وابستگی به اینترنت در بین نوجوانان بود (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که انسجام خانواده با تقویت مهارت های حل مسئله اجتماعی می تواند به کاهش وابستگی نوجوانان به اینترنت کمک کند. این نتایج بر اهمیت مداخلات خانوادگی همراه با آموزش مهارت های حل مسئله در پیشگیری از وابستگی به اینترنت تأکید دارد.
۳۷۵۵۹.

تدوین مدل خود-خاموشی بر اساس رضایت زناشویی و سه گانه تاریک شخصیت با نقش واسطه ای تنظیم هیجان در زنان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۹
این پژوهش با هدف تدوین مدل خود-خاموشی بر اساس رضایت زناشویی و سه گانه تاریک شخصیت با نقش واسطه ای تنظیم هیجان در زنان متاهل انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش زنان متاهل شهر اصفهان در سال 1404 بودند. به روش نمونه گیری در دسترس نمونه ای به تعداد 253 نفر انتخاب و پرسشنامه های پژوهش را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه مقیاس خود-خاموشی (STSS، جک و دیل، 1992)، مقیاس زناشویی انریچ (EMS، فاورز و السون، 1989)، مقیاس سه صفت شخصیت تاریک (DTDDS، جانسون و وبستر، 2010) و پرسشنامه تنظیم هیجان (ERQ، گراس و جان، 2003) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که رضایت زناشویی هم به صورت مستقیم و هم غیر مستقیم از طریق ابعاد ارزیابی مجدد و سرکوبی متغیر تنظیم هیجان قادر به پیش بینی خود-خاموشی بودند. همچنین ویژگی های شخصیتی سه گانه تاریک ماکیاولیسم و جامعه ستیزی به صورت غیر مستقیم و از طریق سرکوبی، قادر به پیش بینی خود-خاموشی بودند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که رضایت زناشویی و ویژگی های شخصیتی سه گانه تاریک، با نقش کلیدی تنظیم هیجان، می توانند خود-خاموشی در زنان متأهل را تبیین کنند و بنابراین درک این مکانیسم ها می تواند به توسعه مداخلات روان شناختی برای بهبود کیفیت روابط زناشویی کمک شایانی کند.
۳۷۵۶۰.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تکانشگری، احساس گرفتاری و انعطاف پذیری شناختی در نوجوان پسر مبتلا به اختلال سلوک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۰
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تکانشگری، احساس گرفتاری و انعطاف پذیری شناختی در نوجوان پسر مبتلا به اختلال سلوک بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را نوجوانان پسر با تشخیص بالینی و روانپزشکی اختلال سلوک مراجعه کننده به مراکز درمانی و مشاوره شهر تهران در سال 1403 بودند که از بین آنها 30 نفر به طور در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جایگذاری شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه تکانشگری بارت (1995،BIS-11)، پرسشنامه احساس گرفتاری گیلبرت و الان (1998، FTQ)، مقیاس انعطاف پذیری شناختی دنیس و همکاران (2010، CFI) بود. گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای هر هفته یک جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری بین پس آزمون گروه آزمایش و گواه در تکانشگری، احساس گرفتاری و انعطاف پذیری شناختی در نوجوان پسر مبتلا به اختلال سلوک وجود داشت (05/0p<). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تکانشگری، احساس گرفتاری وانعطاف پذیری شناختی در نوجوان پسر مبتلا به اختلال سلوک در گروه آزمایش تأثیر داشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان