فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۸۱ تا ۳٬۱۰۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :یکی از دلایل شایع تر بودن مشکلات روان شناختی در افراد مبتلا به چاقی، کنترل کمتر هیجانات در این افراد است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تکنیک های تنظیم هیجان بر کاهش مشکلات روان شناختی زنان مبتلا به چاقی انجام شد. مواد و روش ها:این پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی بود و با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری انجام گردید. نمونه گیری به روش در دسترس، از بین زنان دارای شاخص توده بدنی (Body mass index یا BMI) بالاتر از 25 شهر اصفهان در سال 1394 صورت گرفت و 24 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (تکنیک های تنظیم هیجان) و شاهد قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسش نامه 90-Symptom Chek List (90-SCL) جمع آوری گردید. گروه آزمایش 8 جلسه آموزشی تنظیم هیجان مدل Gross را دریافت کرد؛ در حالی که گروه شاهد از این آموزش بی بهره بود. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کواریانس در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها:ابعاد آسیب شناختی روانی نشان داد که تنظیم هیجان بر کاهش اضطراب و وسواس در مرحله پس آزمون تأثیر معنی داری نداشت (050/0 < P)، اما این اثر در مرحله پیگیری معنی دار بود (050/0 > P). همچنین، تنظیم هیجان تأثیر معنی داری بر کاهش افسردگی و جسمانی سازی در دو مرحله پیگیری و پس آزمون داشت (050/0 > P). نتیجه گیری:آموزش تنظیم هیجان به شیوه گروهی، بر بهبود علایم آسیب شناختی روانی بیماران مبتلا به چاقی اثربخش است و تلویحات مهمی در توجه به درمان های گروهی تنظیم هیجان در کاهش مشکلات بیماران مبتلا به چاقی دارد.
رابطه علی بین کمرویی و تنهایی با میانجیگری سبک های شوخ طبعی (خود ارزنده سازانه و پیوندجویانه) و عزّت نفس در دانش آموزان دختر شهرستان نجف آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه علی بین کمرویی و تنهایی با میانجیگری عزّت نفس و سبک های شوخ طبعی (خودارزنده سازانه و پیوندجویانه) بود. نمونه پژوهش 150 دانش آموز دختر دبیرستانی را شامل می شد که در دبیرستان های شهرستان نجف آباد مشغول به تحصیل بودند و به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری متغیرهای پژوهش شامل پرسشنامه سبک های شوخ طبعی مارتین و همکاران (HSQ)، مقیاس عزّت نفس روزنبرگ (RSES)، مقیاس تنهایی راسل (UCLA) و پرسشنامه کمرویی استنفورد (SSI) بود. آزمون مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم الگوی پیشنهادی پژوهش، به ترتیب با استفاده از رو ش های تحلیل مسیر و بوت استرپ انجام شد. یافته ها نشان داد که عزّت نفس و سبک های شوخ طبعی میانجی ارتباط بین کمرویی و تنهایی است. در پایان می توان نتیجه گرفت که افراد کمرو با بالا بردن عزّت نفس و به کارگیری سبک های شوخ طبعی پیوندجویانه و خودارزنده سازانه در روابط میان فردی خویش، می توانند در جامعه و در بین همسالان خود بیشتر حضور یابند و بدین گونه ارزیابی های مثبت از خود را افزایش داده و در نهایت از تنهایی خود بکاهند.
نشانه های پرخاشگری در آزمون نقاشی آدمک در پسران 9 ساله(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"
خلاصه
مقدمه: آزمون نقاشی آدمک به عنوان فرافکنی دنیای درونی می تواند اطلاعاتی در مورد علایق، اضطراب ها، دفاع ها و بازداری فرد نشان دهد. هدف این مطالعه بررسی نشانه های پرخاشگری در آزمون نقاشی آدمک دانش آموزان پسر بود.روش کار: در این مطالعه ی تبیینی، 57 نفر از دانش آموزان پسر پایه ی سوم دوره ابتدایی یکی از مدارس شهر خرم آباد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. مطابق دستورالعمل تست آدمک در ابتدا از آن ها خواسته شد تصویر یک فرد را نقاشی کرده و سپس ویژگی های یک فرد پرخاشگر را بنویسند و در آخر تصویر یک فرد پرخاشگر را بکشند. جهت تعیین نشانه های پرخاشگری، نشانه های موجود در نقاشی آدمک پرخاشگر با آدمک معمولی مقایسه گردید. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های غیر پارامتر یک نظیر آزمون علامت، مک نمار وضریب همبستگی فی تجزیه و تحلیل گردیدند.یافته ها: بر اساس تحلیل داده ها، خطوط پررنگ، رنگ قرمز، شکل دهان ( قوس به پایین)، ابروی کج و گره ای، سر بدون مو، موی سیخ شده وگرفتن ابزار پرخاشگری در دست (مخصوصا چاقو) به عنوان نشانه های پرخاشگری در آزمون آدمک پرخاشگر استخراج شدند که به طور معنی داری (001/0P<) از فراوانی بالاتری نسبت به آزمون نقاشی آدمک معمولی برخوردار بودند.نتیجه گیری: بین نتایج این مطالعه درخصوص بعضی نشانه های پرخاشگری با سایر مطالعات هم خوانی وجود دارد. چون در این مطالعه نمایش ابزارهای پرخاشگری به خصوص چاقو قابل ملاحظه بود، این مسئله باید مورد توجه خا�%
"
بررسی میزان افسردگی، هیجان خواهی، پرخاشگری، سبک های دلبستگی و تحصیلات والدین به عنوان پیش بین های وابستگی به مواد مخدر در نوجوانان پسر شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی میزان افسردگی، هیجان خواهی، پرخاشگری، سبک های دلبستگی و تحصیلات والدین به عنوان پیش بین های وابستگی به مواد مخدر در نوجوانان پسر شهر اهواز است. افراد مورد مطالعه تحقیق شامل 112 نوجوان معتاد و 112 نوجوان غیرمعتاد بودند. در این پژوهش، برای انتخاب نمونه معتاد از نمونه در دسترس و برای انتخاب نمونه غیرمعتاد از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای استفاده شد. ابزار مورد استفاده در این تحقیق عبارت بودند از: پرسش نامه افسردگی بک، مقیاس هیجان خواهی زاکرمن، پرسش نامه پرخاشگری اهواز و پرسش نامه دلبستگی به والدین و همسال. برای تحلیل داده ها، علاوه بر روش آمار توصیفی، روش تحلیل ممیز به کار بسته شد. نتایج به دست آمده همه فرضیه های این پژوهش را تایید کرد و نشان داد که وابستگی به مواد مخدر در نوجوانان را می توان بر اساس متغیرهای افسردگی، هیجان خواهی، پرخاشگری، سبک های دلبستگی و تحصیلات والدین پیش بینی نمود. نتایج به دست آمده و مدل ارایه شده توسط این پژوهش به تفضیل مورد بحث قرار گرفته است.
مقدمه ای بر حسن تصادف: نامه ها - مشاوره
منبع:
پیوند ۱۳۵۹ شماره ۱۲
حوزههای تخصصی:
بررسی اثربخشی گروه درمانی به شیوه تحلیل تبادلی بر رضایت زناشویی
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی گروه درمانی به شیوه تحلیل تبادلی بر رضایت زناشویی زوج ها بود. جامعه آماری این پژوهش متشکل از کلیه زوج های مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز خدمات روان شناختی و مشاوره سطح شهر اصفهان جهت دریافت کمک های تخصصی در زمینه مسائل زناشویی بود. با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، ابتدا 4 مرکز خدمات روان شناختی انتخاب گردید، سپس تعداد 16 زوج به طور تصادفی از میان مراجعه کنندگان به این مراکز انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. در نهایت پس از ریزش اولیه، هر یک از گروه ها متشکل از 6 زوج بود. گروه آزمایشی تحت 8 جلسه 2 ساعته درمان به شیوه تحلیل تبادلی قرار گرفت؛ گروه گواه هیچ گونه درمانی دریافت نکرد. ابزار اندازه گیری در این پژوهش دو پرسشنامه «شاخص رضایت زناشویی» و «مقیاس سازگاری دونفری» بود. بر اساس نتایج بدست آمده، رضایت زناشویی مردان، زنان و به طور کلی زوج های گروه آزمایشی به طور معنی داری نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون و پی گیری افزایش نشان داد (05/0P<).
بررسی رابطه ابعاد کمال گرایی و اهمال کاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمال کاری نوعی شکست در خودتنظیم گری فراگیر است که تقریبا یک پنجم از جمعیت بزرگسالان و نیمی از جمعیت دانشجویان را مبتلا می سازد. شناخت متغیرهای تاثیرگذار بر اهمال کاری می تواند در حوزه پیشگیری و درمان از اهمیت برخوردار باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ابعاد کمال گرایی با اهمال کاری می باشد. بدین منظور، تعداد ۵۲۸ نفر (۲۷۴ زن، ۲۵۴ مرد) از دانشجویان دانشگاه تهران در این پژوهش شرکت کردند که از آنها خواسته شد مقیاس کمال گرایی چند بعدی تهران (TMPS) ، و مقیاس اهمال کاری ناب (PPS) را کامل کنند. نتایج نشان دادند که بعد کمال گرایی خودمحور با اهمال کاری رابطه منفی و غیر معنادار دارد و ابعاد دیگرمحور و جامعه محور کمال گرایی با اهمال کاری رابطه مثبت معنادار دارند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز نشان داد که کمال گرایی خودمحور را می توان به عنوان پیش بین منفی و کمال گرایی دیگرمحور و جامعه محور را می توان به عنوان پیش بین مثبت اهمال کاری قلمداد کرد. در نظر گرفتن ابعاد کمال گرایی به عنوان متغیر مهم در رابطه با اهمال کاری می تواند متخصصان حوزه سلامت روان را در زمینه کاهش این مشکل کمک کند. بدین وسیله که ابعاد مثبت کمال گرایی تقویت و ابعاد منفی آن تضعیف شوند.
پیشگیری از عود مروری بر مدل رفتاری- شناختی مارلات
حوزههای تخصصی:
پیشگیری از عود ، جزء مهمی از درمان الکلیسم است. این مدل به وسیله مارلات و گوردون پیشنهاد شده است. آنها معتقدند که تعیین کننده های بی واسطه، ( برای مثال، موقعیت های پر خطر، مهارت های کنارآمدن ، پیامد انتظارات و تاثیر پرهیز از تخلف) و پیشایندهای پنهان (برای مثال، عوامل سبک زندگی و اشتیاق ها و ولع ها )، می توانند در عود اعتیاد سهیم باشند. همچنین، مدل پیشگیری از عود، راهبردهای مداخله ای جهان و خاص بی شماری را که درمانگر و مراجع، در هر قدم از فرایند عود، با آن مواجه می شوند، یکپارچه می سازد. مداخلات خاص، شامل شناسایی موقعیت های پر خطر برای هر مرجع و افزایش مهارت های آنان برای کنار آمدن با این موقعیت ها، افزایش خودکارآمدی مراجع، از بین بردن باورهای غلط درباره اثرات الکل، مدیریت لغزش ها و بازسازی ادراکات مراجع، از فرایند عود است. راهبردهای جهانی ازجمله، ایجاد تعادل در سبک زندگی مراجع و کمک به آنها در جهت ایجاد علایق مثبت، باعث به کارگیری فنون کنترل محرک ها و فنون مدیریت اشتیاق به مصرف مواد و بسط دادن نفشه های مسیر عود می شود. در این چارچوب، مطالعات چندی، از مدل پیشگیری از عود حمایت نظری و عملی کرده است.
اثربخشی تحول راهبرد خود نظم دهی بر عملکرد نوشتن دانش آموزان دچار اختلال کمبود توجه بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف میزان اثربخشی تحول راهبرد خود نظم دهی بر عملکرد نوشتن دانش آموزان دچار اختلال کمبود توجه بیش فعالی صورت گرفت.
روش: روش پژوهش از نوع آزمایشی و جامعه آماری کلیه دانش آموزان پایه سوم تا پنجم ابتدایی شهر شیراز به تعداد 86521 نفر بود. به منظور انجام این پژوهش، تعداد20 دانش آموز دچار اختلال بیش فعالی پس از اجرای آزمون های تشخیصی (آزمون هوشی وکسلر کودکان (1385)، پرسشنامه علائم کودکان استونی بروک (1994) و آزمون اختلال نوشتن فلاح چای (1384) به شیوه نمونه-گیری خوشه ای چند مرحله ای به طور تصادفی انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. راهبردهای خود نظم دهی به آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 1 ساعته هفته ای یک جلسه آموزش داده شد، گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. داده های به دست آمده با استفاده از روش آماری کوواریانس تحلیل شد.
یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد عملکرد نوشتن آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه به طور معناداری بهبود یافته و خطاهای املای آن ها کم شده است. پیگیری پس از گذشت 3 ماه نیز موید پایداری آموخته ها بود.
نتیجه گیری: بر مبنای نتایج این پژوهش راهبردهای خود نظم دهی سبب کاهش خطاهای املای دانش آموزان دچار کمبود توجه بیش فعالی می شود. بنابراین می توان به مربیان این کودکان، مشاوران و روان شناسان پیشنهاد نمود که با استفاده از این راهبردها برای بهبود عملکرد نوشتن دانش آموزان دارای اختلال نوشتن بکوشند.
بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس سنجش مهارت های اجتماعی دنیلسون در کودکان بهنجار و مبتلا به اختلال کمبود توجه- بیش فعالی مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، هنجارگزینی و بررسی اعتبار، روایی تشخیصی و ساختار عاملی «مقیاس سنجش مهارت های اجتماعی دنیلسون» در دو گروه بهنجار و مبتلا به اختلال کمبود توجه- بیش فعالی بوده است.
روش: به منظور دستیابی به هدف پژوهش، 271 نفر از کودکان مقطع ابتدایی شهر اصفهان به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای و 45 کودک مبتلا به اختلال کمبود توجه- بیش فعالی به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده از کلینیک های روان شناسی و روان پزشکی شهر اصفهان انتخاب شدند. «مقیاس سنجش مهارت های اجتماعی دنیلسون» برای هر دو گروه اجرا شد.
یافته ها: ضریب آلفای کرونباخ برای گروه بهنجار 75/0 به دست آمد. نتیجه تحلیل عاملی با استفاده از روش واریماکس و بر اساس آزمون اسکری بیانگر وجود چهار عامل (زیرمقیاس رفتار پسندیده اجتماعی، زیرمقیاس تکانشگری، زیرمقیاس روابط با همگنان و زیرمقیاس مهارت های ارتباطی) در این مقیاس بود که در مجموع بیش از 68/41 درصد واریانس کل آزمون را تبیین کردند. رتبه های درصدی و نمره t به عنوان هنجارهای مقیاس سنجش مهارت های اجتماعی دنیلسون محاسبه شد. ضریب روایی تشخیصی نمرات کل و عضویت گروهی برابر با 71/0 به دست آمد. نتایج تحلیل تمایزات نشان دهنده نقطه برش 69/65، حساسیت 100درصد و ویژگی 5/91 درصد بود.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده می توان گفت مقیاس سنجش مهارت های اجتماعی دنیلسون ابزاری معتبر، با روایی بالا و ویژگی مطلوب برای کاربرد در پژوهش های روان شناختی و فعالیت های بالینی است.
یادگیری الکترونیکی و روان شناسی شناختی... فرصت ها و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر با رویکرد کیفی از طریق روش تحلیل استادی، اصول، روش ها، فرصت ها و چالش های یادگیری الکترونیکی با توجه به روان شناسی شناختی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از انجام تحقیق ارائه اصول و روش های کاربردی یادگیری الکترونیکی با توجه به روان شناسی شناختی بوده است. جامعه آماری، منابع مرتبط با یادگیری الکترونیکی و روان شناسی شناختی است که در نشریات و پژوهش های مرتبط با موضوع تحقیق موجود می باشد و نمونه گیری به شیوه هدفمند انجام شده و بر این اساس از منابع فوق الذکر استفاده گردیده است. ابزار پژوهش نیز فیش برداری بوده و یافته های حاصل از پژوهش مورد تحلیل کیفی قرار گرفته است که عمده ترین یافته های تحقیق نشان می دهد، یکی از مهم ترین بخش های مرتبط به یادگیری الکترونیکی محتوای آموزشی است و تحقق یا عدم تحقق اهداف آموزشی را از طریق تحلیل محتوا می توان بررسی کرد، یادگیرنده الکترونیکی تمایل دارد، محتوای مورد نظر را متناسب با شیوه دلخواه خود دریافت کند. فعالیت های یادگیری، تمرین ها و مطالعات موردی گوناگون را متناسب با سبک های یادگیری و ویژگی های فردی خود انجام دهد و منابع یادگیری را هماهنگ با سطح شناختی و نیازهای یادگیری خود جستجو و بررسی کند و بر این اساس لازم است ساختارهای مناسب فراهم شود با توجه به اینکه بر اساس روان شناسی شناختی انسان ظرفیت محدود برای پردازش اطلاعات دارد و از دو کانال این پردازش را انجام می دهد و همچنین یادگیری به وسیله پردازش فعال در سیستم حافظه رخ می دهد لازم است از پتانسیل های محیط های الکترونیکی از طریق طراحی محتوای الکترونیکی تعاملی و مبتنی بر چند رسانه ای ها در جهت تقویت یادگیری استفاده شود و از راهبردهایی که به یادگیرندگان در جهت توجه به اطلاعات و بازیابی اطلاعات از حافظه بلند مدت کمک می کند، استفاده کرد که به این منظور استفاده از پیش سازماندهنده ها، الگوهای مفهومی و سؤالات پیش آزمون در جهت تقویت یادگیری توصیه می شود. در ضمن تنوع در نظام ارزشیابی و تأکید بر ارزشیابی تکوینی و مشاهدات تدریجی رفتار جهت ارائه بازخورد و تأکید بر استفاده از فعالیت های یادگیری متنوع با توجه به سبک یادگیری فراگیر و توجه به ارائه اطلاعات با شیوه های گوناگون (دیداری، شنیداری و...) با توجه به تفاوت های فردی یادگیرندگان مورد توجه قرار گرفت.
ابزارهای روانشناختی: سنجش حافظه ی دیداری
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش واسطه ای هیجان های تحصیلی در ارتباط میان اهداف پیشرفت و راهبردهای خودگردانی یادگیری: ارائه الگوی ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای هیجان های مثبت و منفی در ارتباط میان اهداف پیشرفت (تبحری، عملکردی رویکردی، عملکردی اجتنابی) با راهبردهای خودگردانی یادگیری (راهبردهای شناختی و فراشناختی) در دانش آموزان دختر و پسر دبیرستان های شهر تهران بود. برای این منظور، 840 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از دبیرستان های واقع در شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز تهران انتخاب شدند. داده ها از طریق تحلیل عامل تأییدی و مدل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد به استثنای اثر مستقیم جهت گیری هدفی تبحری بر راهبردهای شناختی خودگردانی یادگیری، اثر مستقیم هیچ کدام از متغیرهای برون زا بر راهبردهای شناختی و فراشناختی معنادار نبوده است. اثر غیرمستقیم (از طریق هیجان های تحصیلی مثبت و منفی) همه متغیرهای برون زا بر راهبردهای خودگردانی یادگیری معنادار بدست آمد. اثر مستقیم همه متغیرهای برون زا بر هیجان های مثبت معنادار بوده است. اثر متغیرهای برون زای جهت گیری هدفی تبحری و عملکردی اجتنابی بر هیجان های منفی معنادار بوده، اما اثر متغیر برون زای جهت گیری هدفی عملکردی رویکردی بر هیجان های منفی معنادار بدست نیامد. نتیجه اینکه، اهداف پیشرفت تبحری، عملکردی رویکردی و عملکردی اجتنابی با واسطه هیجان های تحصیلی بر خودگردانی یادگیری اثر دارند.
آسیب شناسی فرهنگی زنان (با تاکید بر تولیدات فرهنگی شبکه های مختلف تلویزیون ایران) از دیدگاه دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان سال تحصیلی 86 1385
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی تاثیر تولیدات فرهنگی شبکه های مختلف تلویزیون ایران بر آسیبهای فرهنگی زنان از دیدگاه دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان در سال تحصیلی86 ـ 1385 اجرا گردید. به همین منظور از تعداد 6575 دانشجوی زن دانشگاه با روش نمونه گیری چند مرحله ای، 380 نفر انتخاب گردیدند. از میان 380 پرسشنامه توزیع شده 366 مورد تکمیل شده و عودت داده شد که همین تعداد در ارزیابی ها مورد استفاده قرار گرفت. ابزار مورد استفاده در پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته ای بودکه 49 سؤال بسته پاسخ برای بررسی آسیبهای فرهنگی زنان در 5 محور؛ معیارهای همسرگزینی، روابط اعضای خانواده و به ویژه همسران، بروز خشونت علیه زنان، گرایش زنان به تجملات، مد و آرایش و توسعه مشارکتهای اجتماعی و اقتصادی زنان و یک سؤال باز پاسخ داشت. روش تحقیق غالب، توصیفی ـ پیمایشی بود. آلفای کرونباخ کل پرسشنامه 94/0 به دست آمد که بیانگر اعتبار بالای پرسشنامه بود. تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفت، در سطح آمار توصیفی از فراوانی، درصد، نمودار میانگین و در سطح آمار استنباطی از آزمون T تک متغیره، T هتلینگ، تحلیل واریانس، آزمون توکی و رگرسیون استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که از نظر دانشجویان زن شرکت کننده در پژوهش، تولیدات فرهنگی شبکه های مختلف تلویزیونی ایران بر معیارهای همسرگزینی (با میانگین 56/3)، روابط اعضای خانواده و به ویژه همسران (با میانگین 56/3)، خشونت علیه زنان (با میانگین 74/3)، گرایش زنان به تجملات، مد و آرایش (با میانگین 97/3) و بر توسعه مشارکتهای اجتماعی و اقتصادی زنان (با میانگین 72/3) تاثیرگذار بوده است. با توجه به ویژگیهای جمعیت شناختی بین دیدگاههای دانشجویان زن در سطح 01/0 برحسب سن، رشته تحصیلی، وضعیت تاهل و شغل در مورد میزان تاثیرگذاری تولیدات فرهنگی بر محورهای پنجگانه آسیب فرهنگی مورد مطالعه، تفاوت معنادار وجود داشت و بیشترین نمره تاثیر بر گرایش زنان به تجملات، مد و آرایش و کمترین نمره به معیارهای همسر گزینی و روابط خانوادگی اختصاص یافت.
بررسی تاثیر مشاوره ی شغلی به شیوه ی نگره ی یادگیری اجتماعی و شغل گزینی کرام بولتز بر تغییر نگرش کارآفرینانه در دانش جویان دانشگاه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"یکی از فرضیه های بنیادین که پذیرش همه گانی یافته این است که نگرش افراد به کارآفرینی می تواند سطح فعالیت آن ها را در این زمینه تحت تاثیر قرار دهد. نگرش بهترین پیش بینی کننده گرایش های کارآفرینانه است. نگرش آموختنی است و بر پایه آموزش های خانوادگی، محیط اجتماعی، و کار پدید می آید؛ بنابراین، می توان با آموزش و مداخله آن را دگرگون ساخت.
در این پژوهش، اثر بخشی مشاوره شغلی گروهی به شیوه نگره یادگیری اجتماعی و شغل گزینی کرام بولتز بر تغییر نگرش کارآفرینانه دانش جویان دانشگاه اصفهان بررسی شده است. برای این بررسی، 30 دانش جوی مراجعه کننده به مرکز کارآفرینی دانشگاه اصفهان به شیوه تصادفی گزیده و سپس با گمارش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جای گزین شدند. هر یک از گروه ها پیش از مداخلات با آزمون نگرش کارآفرینانه (EAO) بررسی شدند. سپس گروه آزمایش در نشست های مشاوره شغلی گروهی به شیوه کرام بولتز 8) نشست مشاوره و 1 نشست پی گیری( شرکت کردند.
داده ها با آمار توصیفی، آزمون کوواریانس، و تحلیل مانووا بررسی شد. یافته ها نشان داد که مشاوره شغلی گروهی به شیوه نگره کرام بولتز بر تغییر نگرش کارآفرینانه در مرحله پس آزمون موثر نبوده (P=0.1)، ولی در مرحله پی گیری تاثیر داشته است (P=0.01). هم چنین این مداخلات در برخی از زمینه های نگرش کارآفرینانه هم به ویژه تاثیر گذاشته است
"
ارتقاء تعامل والدین و فرزندان با استفاده از آموزش روش های نوین فرزند پروری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده اولین و مهم ترین نظام ارتباطی برای کودکان به شمار می رود و استفاده از شیوه های مناسب حل مسئله در این محیط می تواند تاثیر قابل توجهی بر رشد روانی و اجتماعی کودکان داشته باشد. این پژوهش، با هدف بررسی اثربخشی آموزش حل مسئله به والدین بر شیوه های تربیتی و تعاملی آنها با فرزندان شان انجام شده است. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون تک گروهی است. گروه نمونه شامل 28 نفر از مادران دانش آموزان پیش دبستانی و دبستانی مدارس غیر انتفاعی شهر تهران بوده است که با روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شده بودند. مادران در کارگاه های آموزش تربیت فرزندان با روش حل مسئله شرکت کردند که هفته ای یک بار در 9 جلسه 2 ساعته برگزار شدند. قبل از شروع و بعد از اتمام هر کارگاه، والدین پرسش نامه روش های تربیتی والدین و سیاهه رابطه والد- کودک را تکمیل کردند. یافته های حاصل از تحلیل اندازه گیری های مکرر نشان داد شرکت در کارگاه آموزش روش تربیتی مبتنی بر حل مسئله به افزایش میانگین روش تعامل بر اساس حل مساله و کاهش میانگین روش تنبیه و توبیخ در پرسش نامه روش های تربیتی والدین منجر شده است. داده های حاصل از سیاهه رابطه والد- کودک نیز نشانگر افزایش میانگین ایجاد محدودیت می باشد. آموزش مهارت حل مسئله به والدین می تواند باعث افزایش به کارگیری سبک تربیتی مبتنی بر حل مسئله و کنترل کودکان به وسیله والدین از راه ایجاد قانونمندی در خانواده شود.
ساخت و اعتباریابی آزمون تشخیصی حساب نارسایی برای کودکان پایه پنجم دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش ساخت و اعتباریابی آزمون تشخیصی حساب نارسایی برای دانش آموزان پایه پنجم دبستان شهر اصفهان بود. نمونه مورد نظر در این پژوهش 300 نفر از دانش آموزان پایه پنجم دبستان (152 پسر و 148 دختر) بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از نواحی پنج گانه آموزشی شهر اصفهان در سال تحصیلی 85-86 انتخاب شدند. در این پژوهش، کتاب ریاضی پایه پنجم دبستان تحلیل محتوا شد. ضریب کریپندورف مبنی بر توافق تحلیل محتوا 0.84 محاسبه شد. بر اساس مقوله های استخراج شده و هدف های رفتاری هر مقوله و با توجه به نظریه شناختی بلوم و حجم هر مقوله در کتاب درسی ریاضی 150 سوال طرح و به صورت مقدماتی اجرا گردید. سپس فرم نهایی اجرا و پارامترهای سوالات آزمون بر اساس نظریه کلاسیک آزمون و نظریه سوال-پاسخ محاسبه گردید. نتایج نشان داد که این آزمون دارای روایی مطلوب و نیز پایایی مناسب =0.92) و ضریب بازآزمایی (0.94= بوده و حساسیت و دقت این آزمون به ترتیب 99 و 96 درصد به دست آمد. پارامتر تشخیصی a (g) و دشواری b (g) بر اساس نظریه سوال-پاسخ نیز نشان داد که همه سوالات دارای قدرت تشخیص مناسب (بالای (0.5 و دشواری مطلوب بوده و با مدل 2 پارامتری برازش کامل دارند (P>0.05). منحنی تابع آگاهی آزمون نیز نشان داد که مناسب ترین کاربرد این آزمون در سطوح توانایی ریاضی -0.2 (?) تا +2 است.
بررسی نقش واسطه گری جهت گیری هدف در رابطه ی خودکارآمدی و ارزش تکلیف با انواع راهبردهای شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضربررسی نقش واسطه گری جهت گیری هدف در رابطهی خودکارآمدی و ارزش تکلیف با انواع راهبردهای شناختیبود. به این منظور تعداد 365نفر (173 پسر و 192 دختر) از دانش آموزان پایهی اول دبیرستان در شهر شیراز به روش نمونه گیری خوشهای تصادفی چند مرحله ایانتخاب شدند. مشارکت کنندگان پرسشنامهی جهت گیری هدف الیوت و مک گریگور و مقیاس های خودکارآمدی، ارزش تکلیف و راهبردهای شناختی از پرسشنامهی راهبردهای انگیزشی برای یادگیریپنتریچ و همکاران را تکمیل نمودند. به منظور بررسی هدف پژوهش،رابطهی متغیرها در قالب یک مدل علّیبررسیو مورد آزمون قرار گرفت. روش تحلیل مسیر حاکی از برازش خوب مدل بود ونتایج نشان داد که متغیرهای مستقل برونزای خودکارآمدی و ارزش تکلیف هم به طور مستقیم و هم به واسطهی انواع جهت گیری هدف بر متغیرهای درونزای راهبردهای شناختی تاثیر دارند. به این صورت که دو متغیر خودکارآمدی و ارزش تکلیف از طریق جهت گیری هدف تسلط گرایشی انواع راهبردهای شناختی را به نحو مثبت و معناداری تبیین کردند.بین دو متغیر برونزای پژوهش با جهت گیری هدف تسلط اجتنابی رابطهی معناداری به دست نیامد و هدف مذکور هیچ یک از انواع راهبردهای شناختی را نتوانست پیش بینی نماید. متغیر خودکارآمدی بر جهت گیری هدف عملکرد گرایشی بطور مثبت و معناداری تاثیر داشت و این هدف نیز راهبرد بسط را به نحو مثبت پیش بینی نمود. جهت گیری هدف عملکرد اجتنابی بطور منفی توسط خودکارآمدی پیش بینی شده، و این هدف هم راهبرد مرور ذهنی را به نحو مثبت پیش بینی کرد. همچنین نتایج نشان داد که جهت گیری هدف غالب در بین دانش آموزان مورد مطالعه، از نوع تسلط گرایشی و عملکرد گرایشی می باشد.
بررسی تاثیر آموزش راهبردهای فراشناختی بر عملکرد حل مساله(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش آموزش مهارت های فراشناختی در عملکرد حل مساله، مقایسه شیوه های آموزش این مهارت ها و تعیین موثرترین شیوه برای آموزش مهارت های فراشناختی است. به همین منظور 62 دانش آموز مقطع سوم راهنمایی شهر تهران به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. سپس تمامی آزمودنی گروه نمونه پرسش نامه ای به سبک اسناد کودکان و پرسش نامه ای فراشناختی را تکمیل نمودند. همچنین هر آزمودنی به طور انفرادی در معرض موقعیت آونگ قرار گرفت.
سپس آزمودنی ها به طور تصادفی در سه گروه آزمایش آموزش ترکیبی، آموزش دوجانبه، آموزش اسناد و یک گروه کنترل قرار گرفتند و پس از انجام آموزش های فوق مجددا در معرض پس آزمون قرار داده شدند. نتایج حاصل از پیش آزمون و پس آزمون در گروه های فوق با استفاده از آزمون های ناپارامتریک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها بیانگر این مطلب است که آموزش راهبردهای فراشناختی بر عملکرد حل مساله دانش آموزان تاثیرات بسزایی دارد.