فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۴۱ تا ۲٬۴۶۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تعیین میزان تاثیر آموزش منظم به والدین دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان فلاورجان بر روابط متقابل و پیشرفت تحصیلی آنان بوده است. روش تحقیق تجربی انتخاب شد. جامعه آماری، والدین دانش آموزان مقطع متوسطه شهر فلاورجان در سال تحصیلی 87 ـ 86 بودند. 60 نفر از والدین به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 30 نفر) جایگزین گردیدند. متغیر مستقل آموزش منظم به والدین بود که برای 7 جلسه تدوین و اجرا شد. ابزار سنجش، پرسشنامه سنجش خانواده و پرسشنامه مقیاس ارزیابی انطباق پذیری و همبستگی خانواده بود. برای ارزیابی پیشرفت تحصیلی از معدل دانش آموزان قبل و بعد از اجرای متغیر مستقل استفاده گردید. فرضیه های تحقیق عبارت بود از: 1ـ آموزش منظم به اولیا بر روابط متقابل آنها تاثیر دارد. 2ـ آموزش منظم به والدین بر ابعاد روابط خانوادگی تاثیر دارد. 3ـ آموزش منظم به والدین بر همبستگی و انطباق پذیری خانواده تاثیر دارد. 4ـ آموزش منظم به والدین بر پیشرفت تحصیلی آنان تاثیر دارد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح توصیفی از آماره های فراوانی، میانگین و انحراف معیار و در سطح استنباطی از روش کواریانس (ANCOVA) استفاده گردید. یافته های حاصل نشان داد که آموزش منظم به والدین در سطح (05/0>P) بر روابط متقابل و خرده مقیاس های روابط خانوادگی، انطباق پذیری و همبستگی خانواده و پیشرفت تحصیلی فرزندان تاثیر مثبت داشته است.
پیش بینی روابط فرازناشویی از روی سبک های دلبستگی، عزت نفس و میزان خودشیفتگی در بین دانشجویان متاهل
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی روابط فرا زناشویی از روی سبک های دلبستگی، عزت نفس و خودشیفتگی بود. جامعه پژوهش حاضر دانشجویان متأهل دانشگاه های تهران، شهید بهشتی و علامه طباطبائی بود و حجم نمونه بر اساس جدول مورگان و روش پژوهش 357 نفر از دانشجویان متأهل بودند و روش نمونه گیری به صورت هدفمند بود. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های نگرش به خیانت، سبک دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید، عزت نفس کوپراسمیت و شخصیت خودشیفته استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا توان پیش بینی روابط فرا زناشویی در افراد را دارند و این توان در سطح 000/0 P< معنادار بود. همچنین عزت نفس اجتماعی و خانوادگی نیز توان پیش بینی گرایش افراد به روابط فرا زناشویی را دارند که این توان در سطح 000/0 P< معنادار است. میزان خودشیفتگی نیز در سطح 02/0 P< گرایش افراد به روابط فرا زناشویی را پیش بینی می کند. سبک های دلبستگی ناایمن و عزت نفس آسیب دیده و پایین و همچنین خودشیفتگی از عواملی هستند که می توانند گرایش افراد به روابط فرا زناشویی را پیش بینی نمایند؛و روانشناسان و مشاوران می توانند برای تشخیص این آسیب های پیش رو از آزمون های روانشناختی برای سنجش این متغیرها در زوجین استفاده نمایند تا مداخلات مناسبی را ترتیب دهند.
تاثیر شیوه واقعیت درمانی گروهی برکاهش بحران هویت دانش آموزان دوره ی راهنمایی تحصیلی شهر خرم آباد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر شیوه واقعیت درمانی گروهی برکاهش بحران هویت در دانش آموزان دوره ی راهنمایی تحصیلی شهر خرم آباد است.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع شبه تجربی (طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه شاهد و انتخاب تصادفی) می باشد. در سال تحصیلی 87-1386 از میان کلیه دانش آموزان پایه ی سوم راهنمایی شهر خرم آباد 418 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و پرسش نامه ی هویت شخصی برای آن ها تکمیل شد. 32 نفر از کسانی که نمره ی بالاتری در این آزمون داشتند انتخاب و به صورت تصادفی به 2 گروه تقسیم شدند. بعد از اجرای 10 جلسه مشاوره ی گروهی با استفاده از روش واقعیت درمانی در یک گروه تمام آزمون ها مجددا آزمون هویت شخصی را تکمیل نمودند. به منظور تحلیل داده ها از محاسبه ی میانگین و انحراف معیار، رگرکسیون چند متغیره و تحلیل کوواریانس استفاده شد.
یافته ها: استفاده از مشاوره ی گروهی با رویکرد واقعیت درمانی به طور معنی داری باعث کاهش بحران هویت در دانش آموزان می شود . علاوه بر این، در بین دو گروه دختران و پسران از لحاظ میزان اثربخشی مشاوره به روش واقعیت درمانی گروهی تفاوت معنی داری وجود ندارد.
بحث: برای کاهش بحران هویت در نوجوانان و جوانان (صرف نظر از تفاوت های جنسیتی آنان) از روش مشاوره ای واقعیت درمانی گروهی می توان استفاده نمود.
سامانه فعال ساز مغزی و سامانه مهاری مغزی در اختلال شخصیت مرزی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شیوع گسترده اختلال شخصیت مرزی و پیامدهای مخرب اجتماعی، بهداشتی و اقتصادی آن، لزوم توجه بیشتر به این اختلال و عوامل زمینه ساز آن را برجسته می نماید. هدف پژوهش حاضر، بررسی سیستم های مغزی رفتاری بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و وجوه تمایز این سیستم ها در افراد بیمار با افراد عادی بود.
مواد و روش ها: بدین منظور 30 فرد بیمار که با تشخیص اختلال شخصیت مرزی در بیمارستان رازی تبریز بستری بودند، پرسش نامه BIS/BAS Carver و White را تکمیل نمودند. گروه شاهد شامل 30 فرد فاقد سابقه تشخیص روان پزشکی بود.
یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که دو گروه مورد مطالعه در متغیرهای سیستم بازداری رفتاری و سیستم فعال ساز رفتاری و خرده مقیاس جستجوی لذت تفاوت معنی دار با یکدیگر دارد (01/0 < P). در این میان عامل جستجوی لذت با مقدار Wilk's Lambda (42/0) و سیستم فعال ساز رفتاری با Wilk's Lambda (53/0) در تمایزگذاری دو گروه نقش قابل توجهی داشت.
نتیجه گیری: فعالیت بالای سیستم بازداری رفتاری زمینه ساز اضطراب دایمی و احساسات منفی تجربه شده در فرد بود و فعالیت بالای سیستم فعال ساز رفتاری می تواند عامل زیربنایی تکانشگری باشد که از مؤلفه های هسته ای اختلال شخصیت مرزی است. این مطالعه هماهنگ با سایر مطالعات مبتنی بر بررسی چگونگی تأثیر عوامل زیستی- عصبی در بروز اختلال شخصیت مرزی می تواند راه گشای فهم دقیق تر این اختلال و به پیرو آن ایجاد راه کارهای مناسب جهت پیش بینی احتمال بروز بیماری و پیش گیری های نخستین و نیز گسترش روش های درمانی مؤثرتر باشد.
اثربخشی روش درمان فعال سازی رفتاری و قراردادی گروهی بر درمان بیماران وابسته به مواد افیونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش درمان فعال سازی رفتاری و قراردادی گروهی بر درمان اختلالات مصرف مواد افیونی بود. در یک طرح آزمایشی صدوبیست بیمار مرد با تشخیص وابستگی به مواد افیونی (بر پایه معیارهای (DSM-IV-TR) که برای درمان نگهدارنده با متادون مراجعه کرده بودند به صورت تصادفی به تساوی در سه گروه آزمایشی و یک گروه گواه در هر گروه 30 نفر اختصاص داده شدند: 1) گروه درمان با روش فعال سازی رفتاری و قراردادی گروهی همراه با متادون (2 گروه درمان با روش فعال سازی رفتاری و قراردادی گروهی همراه با آموزش حمایت خانواده و متادون؛ (3 گروه درمان با روش شناختی - رفتاری همراه با متادون؛ و (4 گروه درمان با متادون. گروه های آزمایشی اول و دوم هشت جلسه و گروه آزمایشی سوم دوازده جلسه تحت روان درمانی گروهی قرار گرفتند. آزمودنی ها توسط مصاحبه ساختاریافته شاخص مصرف مواد افیونی (OTI) و پرسشنامه سلامت روانی (MHI) قبل از شروع درمان و پنج ماه پس از پایان درمان گروهی مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه گواه بدون هیچ درمان گروهی تنها داروی متادون دریافت کرد. داده ها به کمک روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که در هر سه گروه آزمایشی، شاخص های درمانی شامل بهبود عملکرد اجتماعی، کاهش رفتارهای بزهکارانه، بهبود تندرستی، افزایش بهزیستی روان شناختی، کاهش درماندگی روان شناختی از گروه دریافت کننده درمان با متادون تنها موثرتر بود. با توجه به یافته های پژوهش به نظر می آید به کارگیری روش درمان فعال سازی رفتاری و قراردادی گروهی به نحو قابل توجهی اثربخشی درمان دارویی را در درمان بیماران وابسته به مواد افیونی افزایش می دهد.
نقش باورهای غیرمنطقی بر سلامت روان دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش نقش باورهای غیرمنطقی بر سلامت روان دانش آموزان دختر دوره متوسطه است. جامعه مورد مطالعه، همه دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1387 است. نمونه پژوهش360 نفر با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای تعیین شد. جهت جمع آوری داده ها از دو ابزار عمده: الف) پرسش نامه باورهای غیرمنطقی جونز (IBT) دارای 100 سؤال 5 گزینه ای در 10 مؤلفه ب) پرسش نامه سلامت روان گلدبرگ دارای 28 سؤال 4 گزینه ای در 4 مقیاس.
پردازش داده های پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی انجام گرفت و نتایج پردازش داده ها، فرضیه های پژوهش را تایید کردند بدین معنا که: 1- 50 درصد از دانش آموزان دوره متوسطه دارای باور منطقی، 5/10 درصد در حد متوسط- یعنی بین باور منطقی و غیرمنطقی در نوسان هستند- و 5/39 درصد از دانش آموزان دارای باور غیرمنطقی هستند. 2- بین مؤلفه های سلامت روان دانش آموزان تفاوت معنی داری وجود دارد. بالاترین رتبه مربوط به «افسردگی» و پایین ترین رتبه مربوط به «نشانه های بدنی» است. 3- از روی نمرات باورهای غیرمنطقی می توان اختلال در سلامت روان دانش آموزان را پیش بینی کرد. قدرت پیش بینی باورهای غیرمنطقی در بُعد «درماندگی برای تغییر» بیشتر از «بی مسئولیتی هیجانی» و «بی مسئولیتی هیجانی» بیشتر از «اجتناب از مشکل» و «اجتناب از مشکل» بیشتر از «سرزنش کردن خود» و «سرزنش کردن خود» بیشتر از «توجه مضطربانه» است.
بررسی مقایسهای باورهای خودکارآمدی شغلی دختران و پسران دبیرستانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"
مقدمه: شواهد موجود بیانگر نقش باورهای خودکارآمدی در انتخاب مشاغل و رشد حرفهای است. این باورها ممکن است در دو جنس متفاوت باشند. تحقیق حاضر با هدف مقایسهی باورهای خودکارآمدی شغلی دختران و پسران دبیرستانی استان فارس انجام شده است. روش کار: تحقیق حاضر از نوع علی مقایسهای است و جامعهی آماری آن را کلیهی دانشآموزان دبیرستانی استان فارس تشکیل میدهد. نمونهی پژوهش شامل 1833 دانشآموز دبیرستانی (1007 دختر و 826 پسر) از بین مناطق مختلف استان فارس است که به شیوهی نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شد و پرسش
نامهی خودکارآمدی شغلی را تکمیل کردند. پایایی و روایی ابزار با استفاده از ضرایب آلفای کرونباخ و روایی ملاکی بررسی شد و به منظور تحلیل دادهها از تحلیل واریانس یک سویه استفاده گردید.نتایج: نتایج نشان داد که دختران و پسران در خودکارآمدی تحصیلی مشاغل مردانه تفاوت معنیداری ندارند(05/0<P)، اما در مورد باور خودکارآمدی انجام وظایف شغلهای مردانه تفاوت معنیداری به نفع پسران وجود دارد.(03/0= P). برعکس، دختران دارای میانگین بالاتری در خودکارآمدی تحصیلی مشاغل زنانه (0001/0=P) و نیز خودکارآمدی انجام وظایف شغلی زنانه
( 0001/0=P) هستند.نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر لزوم فراهم سازی فرصتهای شغلی برای دختران و ارایهی راه کارهایی به منظور افزایش خودکارآمدی شغلی آنان را نشان می دهند.
"
اثربخشی بازی درمانی خانواده محور بر تعامل مادر- فرزند و میزان پرخاشگری کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به این موضوع که نوع رابطه والد- فرزند نقش بسزایی در رشد یا اختلال کودک دارد. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر خانواده بر بهبود رابطه مادر- فرزند و کاهش پرخاشگری انجام شد. در یک طرح شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل، 27 کودک با نشانه های پرخاشگری با نمونه گیری هدفمند در دو گروه آزمایش (10) و گروه کنترل (17) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش مداخلات مبتنی بر رویکرد رشد یکپارچه انسان و گروه کنترل مداخله نما (ایمنی در خیابان) را دریافت کرد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه رابطه مادر- فرزند و پرسشنامه پرخاشگری کودکان پیش دبستانی بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد مداخلات رابطه مثبت کلی مادر- فرزند را به طور معناداری افزایش و خرده مقیاس های تعارض و وابستگی را به طور معناداری کاهش داد اما در خرده مقیاس نزدیکی افزایش معناداری حاصل نشد همچنین پرخاشگری به طور معناداری کاهش یافت. مداخلات توانست رابطه مادر- فرزند را بهبود بخشیده و پرخاشگری را کاهش دهد. این امر لزوم طراحی یک مداخله جامع و در ارتباط با انواع چالش های رشدی دوران کودکی را آشکار می سازد.
مشاوره با والدین کودکان استثنایی
حوزههای تخصصی:
رمز گشایی متن نشانه ها یا علائم معنی دار در متن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هیچ متنی بدون پیام نیست. بعضی متن ها پیام های آشکار، بعضی دیگر پیام های پنهان، و بعضی هر دو پیام آشکار و پنهان ر دارند. خوانندگان متن، برای فهم آن، آگاهانه یا ناخودآگاه آن را تحلیل می کنند. در خوانش متن سه حالت صورت می گیرد. گاهی مؤلف ملاک است؛ گاهی خود متن یعنی، مرگ مؤلف مطرح است؛ و گاهی خود خواننده ملاک اصلی است. در هر حال اتفاقی که رخ می دهد، تحلیل محتوای متن است. تحلیل محتوا، خواننده را به رمزگشایی متن سوق می دهد. روانکاوی، زبان شناسی، هرمنوتیک، جامعه شناسی هنر، جامعه شناسی ادبیات، و جامعه شناسی زبان از جمله دیدگاه های بررسی متن هستند که هریک نشانه هایی را برای تحلیل متن در نظر می گیرند.
"رابطه لذت جسمانی و عاطفه مثبت و منفی در دانشجویان دانشگاه اصفهان "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"پژوهش های روان شناختی و روان زیست شناختی انجام شده در مورد لذت چندان زیاد نیستند، در حالی که پژوهش های انجام شده در مورد درد و رنج، نسبتاً فراوان است. از این رو، هدف این پژوهش بررسی رابطه بین لذت جسمانی و عاطفه مثبت و منفی در دانشجویان دانشگاه اصفهان بود. بدین منظور، در قالب طرح پژوهشی از نوع همبستگی،80 نفر (33 مرد و 47 زن) از دانشجویان دانشگاه اصفهان، به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای ارزیابی میزان لذت جسمانی، از «مقیاس لذت جسمانی» محقق ساخته استفاده گردید. افراد شرکت کننده، 15 روز متوالی به سؤالات این مقیاس پاسخ دادند. عاطفه مثبت و منفی نیز با استفاده از مقیاس عاطفه مثبت و منفی واتسون و همکاران (1988) مورد ارزیابی قرار گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که هر اندازه لذت
"
شناسایی اختلالات رفتاری در کودکان دارای پدر معتاد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" مقدمه: اعتیاد والدین (یا والد) می تواند منجر به پیدایش یا افزایش میزان اختلالات رفتاری در کودکان شود (12). پژوهش حاضر به بررسی میزان اختلالات رفتاری در کودکان دارای پدر معتاد و مقایسه آن با میزان این اختلالات در کودکان دارای پدر غیرمعتاد اختصاص دارد.
مواد و روش تحقیق: اختلالات رفتاری در 250 دانشآموز متشکل از 125 دانش آموز با پدر معتاد و 125 دانش آموز با پدر غیر معتاد با استفاده از پرسشنامه اختلالات رفتاری راتر ویژه معلمان مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که میزان اختلالات رفتاری در کودکان دارای پدرمعتاد بیشتر از کودکان دارای پدر غیرمعتاد بود. میزان اختلالات رفتاری در پسران بیشتر از دختران بود. میزان تحصیلات پدر با میزان اختلالات رفتاری فرزندان رابطه داشت؛ با افزایش تحصیلات پدر میزان اختلالات رفتاری فرزندان کاهش می یافت. میزان غیبت از مدرسه و تعداد دفعات ارجاع به مشاور مدرسه در کودکان دارای پدر معتاد نسبت به کودکان دارای پدر غیر معتاد بیشتر بود. بین اختلالات رفتاری و پیشرفت تحصیلی همبستگی منفی معنادار وجود داشت.
بحث و نتیجه گیری: بین اعتیاد پدر و اختلالات رفتاری در کودکان رابطه وجود دارد.
"
ارتباط سلامت روانی مادران با سبک فرزندپروری در کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال بیش فعالی و نقص توجه (ADHD) شایع ترین اختلال روان پزشکی در کودکان است و خانواده، نقش بسیار مهم در مدیریت رفتار کودکان دارد. هدف از مطالعه ی حاضر، بررسی وضعیت سلامت روانی والدین با سبک فرزندپروری در کودکان مبتلا به این اختلال می باشد.
روش کار: جامعه ی آماری این مطالعه ی توصیفی-تحلیلی در سال 93-1392 شامل مادران کودکان ADHD مراجعه کننده به درمانگاه روان پزشکی بیمارستان های طالقانی و 5 آذر گرگان می باشند. گروه آزمون شامل 64 کودک مبتلا به ADHD انتخاب شده بر اساس نمونه گیری تصادفی و گروه شاهد نیز شامل 64 کودک دبستانی شهر گرگان بودند که بر اساس نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. پس از ارایه ی توضیحات به مادران، پرسش نامه های مشخصات جمعیت شناختی، فرزندپروری بوری و سلامت عمومی (GHQ) تکمیل گردیدند. داده ها با کمک نرم افزار SPSS نسخه ی 16، آمار توصیفی و تحلیلی و آزمون مجذور خی تحلیل گردیدند.
یافته ها: در هر گروه 47 نفر پسر و 17 نفر دختر با میانگین سنی گروه ADHD (84/1+42/8 سال) و گروه شاهد (10/1+84/8) سال بودند. نمرات مادران دو گروه در خرده مقیاس های نشانه های جسمانی، اضطراب و افسردگی و نمره ی کل پرسش نامه ی GHQ، اختلاف معنی داری داشتند (به ترتیب 01/0=P، 001/0=P و 01/0=P) و مادران کودکان ADHD مضطرب تر، افسرده تر و از سلامت جسمانی پایین تری برخوردار بودند. میانگین سبک فرزندپروری مقتدرانه نیز در مادران دو گروه، اختلاف معنی داری نشان داد (002/0=P). سن مادران در گروه ADHD به طور معنی داری بالاتر ولی تحصیلات ایشان، پایین تر از گروه شاهد بود (به ترتیب 01/0=P، 001/0=P).
نتیجه گیری: به نظر می رسد از برایند 4 عامل اختلال بیش فعالی و نقص توجه، تحصیلات مادر، سلامت روان مادر و سن مادر بر به کارگیری سبک فرزندپروری مقتدرانه، عامل اختلال بیش فعالی و نقص توجه، نسبت به سلامت روان مادر تاثیر بیشتری دارد.
نقش ویژگی های شخصیت و راهبردهای مقابله ای در خود- مراقبتی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دیابت به عنوان یک بیماری مزمن به رفتارهای خود- مراقبتی ویژه ای تا پایان عمر نیاز دارد. عوامل روان شناختی نقش مهمی در پیروی از برنامه های خود- مراقبتی در بین بیماران مبتلا به دیابت دارند. هدف از مطالعه حاضر، بررسی نقش ویژگی های شخصیت و راهبردهای مقابله ای در خود- مراقبتی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بود.
روش: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 320 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 با روش نمونه گیری در دسترس از انجمن دیابت و بیمارستان سینای شهر تبریز انتخاب شده و با استفاده از پرسشنامه پنج عاملی شخصیت نئو، پرسشنامه مقابله لازاروس- فولکمن و مقیاس رفتارهای خود- مراقبتی دیابت مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد که روان رنجوری، برون گرایی و وظیفه شناسی توانستند رفتارهای خود- مراقبتی را در بین بیماران دیابتی نوع 2 پیش بینی کنند و هر دو راهبرد مقابله ای هیجان- مدار و مسأله- مدار قادر به تعدیل روابط بین ویژگی های شخصیت و رفتارهای خود- مراقبتی بودند.
نتیجه گیری: راهبردهای مقابله ای رابطه بین ویژگی های شخصیت و خود- مراقبتی را در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 تحت تأثیر قرار می دهند. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند در برنامه ریزی های پیشگیرانه و شناسایی بیماران در معرض خطر بالا در تبعیت ضعیف از برنامه های خود- مراقبتی و طراحی مداخله های روان شناختی مفید باشد.
بررسی رابطه بین مدل پردازش اطلاعات اجتماعی با علائم مشکل نافرمانی مقابله ای در دانش آموزان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از روزآمدترین مدلهای شناختی در حوزه تعاملات بین فردی، مدل شناختی پردازش اطلاعات اجتماعی می باشد. این مدل از رهگذر تعاملات اجتماعی موفق به بررسی علل و پیشگیری مشکلات عاطفی و رفتاری کودکان و نوجوانان شده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین مدل پردازش اطلاعات اجتماعی با علائم مشکل نافرمانی مقابله ای در دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر اصفهان می باشد. روش: روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی (تحلیل رگرسیون) است. نمونه مورد استفاده در این پژوهش 100 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی بودند که به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای از نواحی مختلف شهر اصفهان انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش عبارت از پرسشنامه مشکلات رفتاری اخن باخ و داستان های اجتماعی برایان و تورکاسیا بود. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از رگرسیون چندگانه (گام به گام) استفاده شد. یافته ها: نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که در گام اول مرحله تفسیر 46 درصد واریانس مشکل نافرمانی و در گام دوم تفسیر و رمزگردانی 49 درصد واریانس مشکل نافرمانی مقابله ای را پیش بینی می کند. نتیجه گیری: براساس یافته های حاصل از پژوهش مدل پردازش اطلاعات می تواند علائم نافرمانی مقابله ای دانش آموزان را پیش بینی کند. به عبارت دیگر، دانش آموزانی که در پردازش اطلاعات اجتماعی نمرات کمتری کسب کرده بودند علائم نافرمانی مقابله ای را به میزان بیشتر نشان می دادند در مجموع نتایج حاصل از این پژوهش کارآیی مدل پردازش اطلاعات اجتماعی در پیش بینی علائم نافرمانی مقابله ای را تأیید نمود.