ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۸۱ تا ۱٬۷۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۱۶۸۱.

شناسایی عوامل مؤثر بر پیشرفت ریاضی دانش آموزان ایرانی پایۀ هشتم با توجه به داده های تیمز 2019(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۲۸
این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر پیشرفت ریاضی دانش آموزان ایرانی شکل گرفت. در راستای رسیدن به این هدف، با استفاده از داده های حاصل از نتایج آخرین مطالعه انجمن بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی یعنی تیمز 2019، و هم چنین با استفاده از تحلیل عاملی بر روی گویه های پرسشنامه دانش آموزی، عوامل همبسته با پیشرفت ریاضی دانش آموزان ایرانی مورد بررسی قرار گرفت. در بررسی اولیه، با استفاده از شواهد پژوهشی، فهرستی آزمایشی از 59 گویه از پرسشنامه دانش آموزی، برای تجزیه و تحلیل داده ها انتخاب شد و در معرض تحلیل عاملی با مؤلفه های اصلی و چرخش واریماکس قرار گرفت. بر اساس آزمون اسکری و مقادیر ویژه بیش از یک، هفت عامل به عنوان بیش ترین تبیین کننده های واریانس شناخته شدند. این عوامل که به طور کلی 618/41 درصد از واریانس را تبیین می کردند که به ترتیب عبارت اند از: نگرش دانش آموزان نسبت به ریاضیات، امکانات آموزشی در منزل، ارزش دهی به ریاضیات، خودپنداره ریاضیات، دلبستگی به مدرسه، جو مدرسه و مشارکت والدین. به طور کلی، داده های تیمز 2019 نشان دادند که در پیش بینی پیشرفت دانش آموزان ایران، عامل نگرش دانش آموزان نسبت به ریاضیات دارای بیش ترین اثر بر نمره ریاضی دانش آموزان برای کل نمونه و برای هر دو جنسیت است. هر چند نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل نشان داد که این عامل بر نمره ریاضی دختران اثر بیش تری نسبت به کل نمونه و پسران دارد. تاکید بر روش هایی که منجر به ایجاد خودپنداره و نگرش مثبت نسبت به ریاضی می شود، نتیجه گیری کاربردی از پژوهش حاضر است.
۱۶۸۲.

مقایسۀ نگرش به ابراز هیجانات همسر در زنان با صمیمیت عاطفی بالا و پایین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۴
یکی از عوامل بالقوه اثرگذار بر صمیمیت، نگرش همسر به ابراز هیجانات است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه نگرش نسبت به ابراز هیجانات همسر در زنان با صمیمیت عاطفی بالا و پایین انجام شد. در این مطالعه از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده گردید. جامعه موردپژوهش را زنان متأهل شهر تهران در سال ۱۴۰۰ تشکیل می دادند. نمونه شامل ۲۰ نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند و با درنظرگیری اصل اشباع انتخاب شدند. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل آن ها با روش هفت مرحله ای پدیدارشناختی کلایزی انجام شد. تجزیه وتحلیل داده ها به هفت مضمون اصلی در هر گروه منتهی شد. مضامین اصلی مستخرج از گروه با صمیمیت عاطفی بالا عبارت بودند از: «زاویه دید جامع و مثبت»، «انعطاف پذیری»، «باور به نقش عاملیت خود»، «ضرورت گفتگوهای تسهیل گرانه»، «ضرورت تعیین مرز مشترک و خصوصی»، «ضرورت تنظیم ابرازگری»، «نگرش وابسته به هیجان و عامل برانگیزاننده آن»؛ مضامین اصلی مستخرج از گروه با صمیمیت عاطفی پایین نیز شامل «زاویه دید محدود و منفی»، «انعطاف ناپذیری»، «خودناباوری»، «نقش عقلانیت در مدیریت هیجان»، «عدم بروز هیجان به منزله فقدان آن»، «انتظارات وابسته به جنسیت» و «برچسب ها و انتظارات شکل دهنده نگرش» بودند. بر اساس نتایج به دست آمده، به نظر می رسد که تفاوت های نگرشی این دو گروه غالباً مبتنی بر میزان انعطاف و واقع بینی نسبت به ابراز هیجانات همسر و نیز درنظرگیری نقش خود در این زمینه باشد.
۱۶۸۳.

ارتباط ذهنی سازی با رضایت جنسی زنان : نقش میانجی گر خلق منفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۶۲
زمینه: ذهنی سازی یک عامل کلیدی در عملکرد اجتماعی و سلامت روان است. با این حال، تأثیر آن بر بهزیستی و رضایت جنسی اخیراً توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. از آنجای که بین ذهنی سازی سبک های دلبستگی و تنظیم هیجانی اثرات متقابلی وجود دارد بررسی ذهنی سازی با حالت های خلقی و رضایت جنسی یک ضرورت پژوهشی برای انجام تحقیقات در این حوزه و یک ضرورت تجربی برای استفاده از مداخلات مبتنی بر ذهنی سازی است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی ارتباط ذهنی سازی با رضایت جنسی زنان با توجه به نقش میانجی خلق منفی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر وش یک مطالعه مقطعی (توصیفی- همبستگی) که به روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری را کلیه دانشجویان متاهل زن دانشگاه های تهران در سال 1400-1401 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 637 نفر از دانشجویان زن متأهل بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس های ذهنی سازی (فوناگی، 2016)، مقیاس اضطراب و افسردگی و استرس (لوی باند، 1995) و مقیاس رضایت جنسی (مستون، 2005) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS.22 و AMOS.24 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرون نشان داد که بین ذهنی سازی (مؤلفه اطمینان) با رضایت جنسی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (05/0 >P). بین ذهنی سازی (مؤلفه عدم اطمینان) و خلق منفی با رضایت جنسی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (05/0 >P). نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که الگوی پیشنهادی برازنده با داده هاست و مؤلفه عدم اطمینانبه صورت مستقیم و غیر مستقیم از طریق خلق منفی بر رضایت جنسی زنان تأثیر می گذارد. همچنین ضریب استاندارد غیرمستقیسم مؤلفه اطمینان به رضایت جنسی از طریق خلقی منفی معنی دار بود. نتیجه گیری: این پژوهش با مدل های پاسخ جنسی زنان مطابقت دارد و حمایت اولیه از پیوند حالت خلقی و رضایت جنسی را نشان می دهد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که رضایت جنسی پدیده تک علتی نیست و برای درمان آن بایستی از متغیرهای فراتشخیصی (ذهنی سازی و تنظیم هیجانی) نیز استفاده کرد.
۱۶۸۴.

نقش میانجی تکانشگری و تاب آوری در رابطه والدگری هلیکوپتری و پریشانی روانشناختی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تکانشگری و تاب آوری در رابطه والدگری هلیکوپتری و پریشانی روانشناختی نوجوانان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر و پسر متوسطه دوم شهر رشت در سال تحصیلی 1403- 1402 بودند. به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 220 دانش آموز دختر و پسر انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس والدگری هلیکوپتری (HPS؛ لمونه و بوچانان، 2011)، مقیاس تکانشگری بارات (BIS-11؛ پاتون و همکاران، 1995)، مقیاس تاب آوری (CD-RISC؛ کونور و دیویدسون، 2003) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21؛ لاویبوند و لاویبوند، 1995) استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که والدگری هلیکوپتری به طور مثبت، تاب آوری به طور منفی و تکانشگری به طور مثبت بر پریشانی روانشناختی اثر مستقیم دارند (05/0>P)؛ همچنین والدگری هلیکوپتری به طور مثبت بر تکانشگری و به طور منفی بر تاب آوری اثر مستقیم داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که تکانشگری و تاب آوری بین والدگری هلیکوپتری و پریشانی روانشناختی نقش میانجی داشتند (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که والدگری هلیکوپتری به طور مستقیم و با میانجی گری تکانشگری و تاب آوری بر پریشانی روانشناختی نوجوانان اثر داشت.
۱۶۸۵.

رابطه توسعه حرفه ای معلمان بر اساس انگیزش شغلی معلمان با میانجی گری کیفیت زندگی کاری در معلمان متوسطه شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۲
هدف پژوهش حاضر رابطه توسعه حرفه ای معلمان بر اساس انگیزش شغلی معلمان با میانجی گری کیفیت زندگی کاری در معلمان متوسطه شهر اهواز بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مرد مقطع متوسطه (دوره دوم) شهر اهواز بود که در سال 1401-1400 به تعداد 2600 نفر بود که به صورت تصادفی خوشه ای تعداد 480 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. داده های پژوهش به کمک پرسشنامه توسعه حرفه ای (SPD) شاه پسند (1387)، مقیاس انگیزش شغلی (MPS) هاکمن و اولرهام (1980) و مقیاس کیفیت زندگی کاری (QWL) والتون (1973) گردآوری گردید. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که انگیزش شغلی اثر مستقیم بر توسعه حرفه ای دارد (001/0>p). همچنین کیفیت زندگی کاری معلم به طور غیرمستقیم و از طریق انگیزش شغلی اثر معناداری بر توسعه حرفه ای معلمان دارد (05/0>p) و در نهایت، نتایج نشان داد که مدل پژوهش، از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج نشان می دهد که کیفیت زندگی کاری می تواند رابطه بین توسعه حرفه ای معلمان و انگیزش شغلی را میانجی گری کند.
۱۶۸۶.

رابطه حافظه خودزندگی نامه ای و تفکر آینده نگر با خرد: نقش میانجی تنظیم هیجان و تامل اکتشافی در نمونه غیر بالینی بزرگسال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه: تعریف و عملیاتی سازی «خرد» به عنوان نقطه اوج بلوغ روان، امری چندبعدی و پیچیده است و با وجود اهمیت نظری و کاربردی آن، همچنان خلا پژوهشی وجود دارد. با توجه به نقش تجارب زندگی در روشن تر شدن مفهوم خرد، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه خرد با حافظه خودزندگی نامه ای و تفکر آینده نگر و نقش میانجی تنظیم هیجان و تأمل اکتشافی بود. روش کار: این پژوهش در چارچوب پارادایم اثبات گرایی و با رویکرد کمی در قالب طرح همبستگی از نوع تحلیل مسیر انجام شد. جامعه شامل افراد 20 تا 50 سال بود که با روش نمونه گیری در دسترس 450 نفر انتخاب شدند. ابزارها شامل مقیاس خودارزیابی خردمندی، دشواری در تنظیم هیجان، تأمل اکتشافی، آزمون خاطرات خودزندگی نامه ای و تفکر آینده نگر بودند. داده ها با نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 تحلیل شدند. یافته ها: مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار بود ( ۹۸/۰=GFI ،۹۷/۰=CFI). رابطه حافظه خودزندگی نامه ای با خرد با میانجی تنظیم هیجان معنادار بود (001/0>P ،94/1-β=). اما تفکر آینده نگر از این مسیر معنادار نبود (089/0>P ،38/۰β=). مسیر حافظه خودزندگی نامه ای از طریق تامل اکتشافی با خرد معنادار بود (0۰۱/0>P ،۲۹/۰β=). مدل کامل 47 درصد واریانس خرد را تبیین کرد، در حالی که مدل بدون میانجی تنها 14 درصد را تبیین نمود. نتیجه گیری: متغیرهای میانجی تنظیم هیجان و تأمل اکتشافی در تبیین خرد نقش مؤثری دارند. مطابق نتایج، خردمندی بیش از آن که به محتوای تجارب گذشته یا تفکر آینده وابسته باشد، به نحوه تنظیم هیجان و شیوه تأمل فرد نسبت به زندگی مرتبط است. یافته ها می توانند مبنای مداخلات روان شناختی و آموزشی برای تقویت این مهارت ها قرار گیرند.
۱۶۸۷.

مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سوگیری توجه و نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف در مصرف کنندگان هروئین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سوگیری توجه و نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف در مصرف کنندگان هروئین بود. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل همه مصرف کنندگان هروئین بود (400 نفر) که به صورت اقامتی 6 ماه در اردوگاه کرامت شهرستان مبارکه در سال 1404-1403 بستری بودند. نمونه پژوهش عبارت بود از90 نفر از مصرف کنندگان هروئین که به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدندکه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری مورد سنجش قرار گرفتند. جلسات هر دو مداخله در 10 جلسه 120 دقیقه ای هفته ای 2 اجرا شد. گروه کنترل مداخله خاصی دریافت نکرد. شرکت کنندگان هر سه گروه آزمون سوگیری توجه دات پروب و پرسشنامه نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف را تکمیل کردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان پذیرش و تعهد موجب کاهش نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف شد، در حالی که تاثیر بر سوگیری توجه نداشت. از سوی دیگر، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث کاهش سوگیری توجه در مصرف کنندگان هروئین شد، ولی تاثیری بر نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف نداشت. به علاوه، تغییرات معنادار در مرحله پیگیری نیز پایدار باقی ماندند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان اذعان نمود که روش درمانی پذیرش و تعهد و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به ترتیب مداخلات موثری در جهت بهبود نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف و سوگیری توجه مصرف کنندگان هروئین است.
۱۶۸۸.

راهبردهای طراحی بازی فرار آموزشی برای سنجش نامحسوس کلاسی در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۷
تحول نظام های آموزشی نیاز به پرورش مهارت های قرن بیست ویکم مانند همکاری، خلاقیت و تفکر انتقادی، بازنگری در روش های ارزشیابی کلاسی را ضروری ساخته است. این پژوهش کاربرد بازی های فرار آموزشی را برای ارزشیابی نامحسوس در دوره ابتدایی بررسی کرده است. زیرا بازی های فرار با تلفیق داستان پردازی، معما و همکاری گروهی، محیطی جذاب و ایمن برای یادگیری فعال و تعامل طبیعی فراهم می اورند. پژوهش با مرور سیستماتیک و تحلیل محتوای کیفی ۳۴ منبع علمی معتبر از پایگاه های معتبر علمی انجام شد. منابع با نمونه گیری هدفمند و معیارهای ورود و خروج با تمرکز بر بازی های فرار آموزشی و انتشار در بازه ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۴ انتخاب و با روش تحلیل مضمون در سه مرحله تحلیل شدند. یافته ها پنج راهبرد را با عناوین طراحی معماهای هدفمند برای سنجش مهارت های شناختی، سناریوهای داستانی برای ارزیابی همکاری ، چالش های زمان دار برای سنجش مدیریت زمان و تمرکز، بازخورد تعاملی برای ارزیابی خودتنظیمی، جوایز بازی محور برای سنجش انگیزه درونی را شناسایی کرد که توضیحاتی در این راستا ارائه گردید.. اجرای بازی های فرار نیازمند حمایت نظام آموزشی است تا این ابزار میزان مشارکت و انگیزه را در میان دانش آموزان افزایش دهد و ارزشیابی اصیل را برای مهارت های مورد نیاز انان بطور نامحسوس فراهم آورد.
۱۶۸۹.

پیش بینی استفاده از فناوری های دیجیتال با استفاده از ویژگی های شخصیتی، تاب آوری و سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۴
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی استفاده از فناوری های دیجیتال با استفاده از ویژگی های شخصیتی، تاب آوری و سبک های دلبستگی انجام شده است. مطالعه حاضر از نظر هدف به عنوان یک تحقیق توصیفی و از نظر روش تحقیق همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور قشم بود که تعداد کل آن ها 3000 نفر برآورد شد. نمونه گیری در این پژوهش به صورت نمونه گیری طبقه ایی خواهد بود بدین صورت که از بین کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور قشم دانشکده علوم انسانی انتخاب شد و سپس از بین گروه ها، گروه علوم انسانی و در گروه علوم انسانی رشته های علوم تربیتی و روانشناسی انتخاب شد. تعداد دانشجویان در این گروه تعداد 1200 نفر برآورد شد که با توجه به جدول مورگان تعداد 291 نفر به صورت نمونه انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر پرسشنامه کاربرد فناوری دیجیتال (2022)، پرسشنامه ویژگی های شخصیتی (باس وهمکاران، 1975) و پرسشنامه تاب آوری کانر- دیویدسون (2003) بود. داده های به دست آمده در پژوهش حاضر در نرم افزار Spss-26 با روش تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. نتایج نشان داد که شیب خط رگرسیونی استاندارد شده متغیر ویژگی های شخصیتی برابر (0.852)، برای متغیر تاب آوری برابر (0.09)، برای متغیر سبک های دلبستگی برابر (0.01-) می باشد و با توجه به این که سطح معنی داری این ضرایب در متغیر ویژگی های شخصیتی کمتر از 0.05 می باشد این ضریب اختلاف معنی داری با صفر دارد و در نتیجه فرضیه اول (پیش بینی استفاده از فناوری دیجیتال با استفاده از ویژگی های شخصیتی) پژوهش تایید می شود و فرضیه دوم (پیش بینی استفاده از فناوری دیجیتال با استفاده از تاب آوری)و سوم (پیش-بینی استفاده از فناوری دیجیتال با استفاده از سبک های دلبستگی) پژوهش رد می شود.
۱۶۹۰.

تاثیر هوش مصنوعی در آموزش هندسه پایه یازدهم برای رفع خطاهای مفهومی بر اساس مدل سیستم های آموزشی هوشمند(ITS)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر استفاده از سیستم های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری مفاهیم هندسه و رفع خطاهای مفهومی در دانش آموزان پایه یازدهم رشته ریاضی-فیزیک انجام شد. با توجه به پیچیدگی مفاهیم هندسی و خطاهای مفهومی در این درس، نیاز به روش های نوین آموزشی احساس می شود. هوش مصنوعی، به ویژه در قالب سیستم های آموزشی هوشمند(ITS)، این قابلیت را دارد که با تحلیل الگوهای رفتاری دانش آموزان، بازخوردهای شخصی سازی شده و آموزش تطبیقی ارائه دهد و فرایند یادگیری را اثربخش تر سازد. این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه یازدهم رشته ریاضی-فیزیک در شهرستان ملارد در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ است که ۱۱۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش(55 نفر) و کنترل(55 نفر) قرار داده شد. گروه آزمایش با استفاده از سامانه آموزش هندسه مبتنی بر هوش مصنوعی، و گروه کنترل به روش سنتی و مبتنی بر تدریس معلم آموزش دیدند. ابزار گردآوری داده ها شامل آزمون عملکرد هندسه، پرسش نامه سنجش علاقه مندی به هندسه و تحلیل کیفی پاسخ های مفهومی بود. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که عملکرد دانش آموزان گروه آزمایش در آزمون پس آزمون به طور معناداری بهتر از گروه کنترل بود. همچنین ۸۵٪ از دانش آموزان گروه آزمایش افزایش، علاقه مندی به درس هندسه و درک بهتر مفاهیم آن را گزارش کردند. یافته ها نشان داد استفاده از هوش مصنوعی در قالب آموزش تطبیقی، تحلیل خطاهای مفهومی و بازخورد هوشمند می تواند به طور چشمگیری در ارتقاء یادگیری مفاهیم هندسی و کاهش خطاهای رایج دانش آموزان مؤثر باشد.
۱۶۹۱.

فراترکیب مدل های ارزیابی کار تیمی در محیط های یادگیری آنلاین با تکیه بر واکاوی یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۱
با افزایش روزافزون یادگیری مشارکتی در محیط های دیجیتال، سنجش دقیق تعاملات دانشجویان به چالشی اساسی تبدیل شده است. واکاوی یادگیری به عنوان یک رویکرد داده محور، با ردیابی ردپای دیجیتال فراگیران، پتانسیل منحصربه فردی برای شفاف سازی فرایندهای گروهی ارائه می دهد. ادبیات پژوهشی این حوزه با پراکندگی مدل ها و ناهمگونی شاخص ها مواجه است. این مقاله با هدف ایجاد انسجام در این حوزه، به ارائه یک فراترکیب کیفی از مدل های ارزیابی کار تیمی آنلاین مبتنی بر واکاوی یادگیری می پردازد. این مطالعه با جستجوی نظام مند در پایگاه های داده معتبر علمی انجام شد که پس از غربال گری ۲۷۹۰ منبع و ارزیابی کیفیت، نهایتاً ۴۵ مقاله واجد شرایط با روش سنتز موضوعی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد مدل ها در سه دسته اصلی استادمحور (استفاده از داشبوردها برای مداخله آموزشی)، دانشجومحور (استفاده از داده ها برای خودتنظیمی) و چارچوب های مفهومی (پیوند پداگوژی با تحلیل داده) قرار می گیرند. همچنین، یک روند تحولی مشخص از شاخص های محصولی و سطحی (مانند نمرات و تعداد پست ها) به سمت شاخص های فرآیندی و عمیق تر (مانند تحلیل شبکه اجتماعی، پردازش زبان طبیعی و داده های چندوجهی) مشاهده شد. نتایج، چالش های کلیدی چون تفسیرپذیری داده ها، نیاز به سواد داده کاربران، و عدم همخوانی ابزارها با زمینه های واقعی آموزشی را برجسته می سازد. این فراترکیب نتیجه می گیرد که پژوهش های آتی باید بر طراحی داشبوردهای انسان محور و تلفیق تحلیل های کمی و کیفی متمرکز شوند تا شکاف میان توانمندی فنی و یکپارچه سازی پداگوژیک پر شود.
۱۶۹۲.

تأثیر بازخورد هوش مصنوعی بر انگیزش و یادگیری شخصی سازی شده در یادگیری زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۵
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بازخورد ابزارهای هوش مصنوعی بر انگیزش و یادگیری شخصی سازی شده دانش آموزان در یادگیری زبان انگلیسی انجام شد. روش تحقیق از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان متوسطه دوم بود که از میان آن ها 45 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به سه گروه مساوی تقسیم شدند: گروه بازخورد معلم، گروه بازخورد هوش مصنوعی و گروه بازخورد ترکیبی. مداخله آموزشی در یک دوره 6 جلسه ای اجرا شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس 1977 و پرسشنامه محقق ساخته یادگیری شخصی سازی شده بودند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو گروه بازخورد هوش مصنوعی و بازخورد ترکیبی تأثیر معناداری بر افزایش انگیزه پیشرفت و ارتقاء یادگیری شخصی سازی شده دانش آموزان داشتند. همچنین، در مقایسه میان گروه ها، بازخورد ترکیبی به طور معناداری از بازخورد معلم مؤثرتر بود، اما در زمینه یادگیری شخصی سازی شده، تفاوت معناداری بین بازخورد هوش مصنوعی و بازخورد ترکیبی مشاهده نشد. این یافته ها نشان دهنده پتانسیل بالای هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار کارآمد برای افزایش انگیزه و ارتقاء یادگیری شخصی سازی شده در دانش آموزان بود.
۱۶۹۳.

تعیین مؤلفه های اصلی شایستگی های حرفه ای تکنولوژیست های آموزشی دانشگاه فرهنگیان: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۳۱
پژوهش حاضر با هدف تعیین مؤلفه های اصلی شایستگی های حرفه ای تکنولوژیست های آموزشی دانشگاه فرهنگیان صورت گرفت. مسأله پژوهش، چیستی مؤلفه های اصلی شایستگی های حرفه ای تکنولوژیست های آموزشی دانشگاه فرهنگیان بود که به روش مرور نظام مند و با استفاده از پروتکل پریزما انجام شد و از بین 162 مقاله، تعداد 58 مقاله وارد پژوهش شد. معیارهای ورود مقاله ها به فرآیند، ارتباط کامل عنوان مقاله با موضوع شایستگی های تکنولوژیست آموزشی، جدید بودن سال انتشار، انتشار بین سال های 2025-2000، اعتبار نشریه و سایت نمایه شده، اعتبار و کافی بودن رفرنس مقاله، میزان ارجاع های داده شده به مقاله، استفاده از روش های صحیح پژوهشی و معیارهای خروج مقاله از فرآیند پژوهش، عدم ارتباط موضوعی، پایین بودن رتبه پژوهشی نشریه، در محدوده مورد نظر نبودن سال انتشار، تکراری بودن موضوع و محتوا، زبان های غیر از فارسی و انگلیسی و نامعتبر بودن روش پژوهش بود. کلمات کلیدی مورد استفاده تکنولوژیست، تکنولوژیست آموزشی، فناوری آموزشی، شایستگی ها و کلمات مرتبط بود. مقاله های پژوهشی منتشر شده در پایگاه های معتبر داخلی و خارجی مورد بررسی قرار گرفت. با مطالعه منابع، مقاله ها و کتب واحد تحلیل انتخاب و بررسی شد. محتوای متون مطالعه و کدگذاری گردید، کدها در مرحله اول کدگذاری تعداد 638 کد استخراج و در مرحله دوم، پس از طبقه بندی کدها تعداد 28 زیر مؤلفه و در مرحله سوم 17 مؤلفه اصلی الگو مشخص گردید. یافته ها نشان داد که مؤلفه های اصلی شامل شایستگی های مدیریتی، سازمانی، اخلاقی، همکاری، شناختی و ادراکی، علمی، تکنولوژیکی، کاربرد هوش مصنوعی در آموزش، طراحی آموزشی، طراحی محیط های یادگیری، طراحی و تولید محتوا، رسانه های آموزشی، ارزشیابی و بازخورد، آموزش از راه دور، حمایتی، کارآفرینی و بهبود عملکرد می باشد. پیشنهاد گردید این شایستگی ها برای تکنولوژیست های آموزشی و هم چنین دروس مرتبط با تکنولوژی آموزشی در دانشگاه فرهنگیان به کار گرفته شود.
۱۶۹۴.

طراحی و اعتبار سنجی الگوی برنامه ریزی درسی سواد رسانه ای با تاکید بر فضای مجازی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۹
گسترش فناوری های نوین و فضای مجازی زندگی کودکان را تحت تأثیر قرار داده و آموزش سواد رسانه ای در دوره ابتدایی را ضروری کرده است. این مهارت شامل توانایی تحلیل، ارزیابی، تولید و تعامل آگاهانه با پیام های رسانه ای است و پرورش شهروندان مسئول و آگاه در عصر دیجیتال را ممکن می سازد. با وجود اهمیت این مهارت، نظام آموزشی ایران هنوز برنامه ای جامع و بومی برای سواد رسانه ای در دوره ابتدایی ندارد و معلمان و خانواده ها در هدایت کودکان در مواجهه با رسانه ها با چالش های جدی روبه رو هستند. فقدان چارچوب علمی و عملیاتی باعث شده است کودکان بدون مهارت های لازم در فضای مجازی رشد کنند و در معرض آسیب های فرهنگی، روانی و تربیتی قرار گیرند. پژوهش حاضر از نوع آمیخته اکتشافی متوالی بود. در فاز کیفی، با سنتزپژوهی ۱۶ مطالعه منتخب، مؤلفه های الگوی برنامه درسی سواد رسانه ای استخراج و الگوی اولیه طراحی شد. در فاز کمی، پرسشنامه ای محقق ساخته بر اساس این الگو تهیه و بر روی ۲۰۰ نفر از معلمان و متخصصان حوزه برنامه ریزی درسی و سواد رسانه ای اجرا شد تا روایی و پایایی ابزار و اعتبار الگو سنجیده شود. یافته ها نشان داد الگو با پنج مؤلفه اصلی مهارت های تحلیلی، امنیت دیجیتال، سواد بصری، روش های اجرا و چالش ها از اعتبار و قابلیت اجرایی بالایی برخوردار است و می تواند به عنوان چارچوبی جامع برای ارتقای سواد رسانه ای، تفکر نقادانه، خلاقیت و شهروندی دیجیتال دانش آموزان دوره ابتدایی مورد استفاده قرار گیرد. اجرای موفق این الگو نیازمند هماهنگی بین بخشی، آموزش معلمان و پایش مستمر است تا همگام با تحولات سریع فناوری بهبود یابد و اثرگذاری پایدار داشته باشد.
۱۶۹۵.

غنی سازی فناوری هوش مصنوعی در برنامه فلسفه برای کودکان و بررسی تاثیر آن بر مهارت های شناختی و استدلالی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۸
در دهه های اخیر، برنامه «فلسفه برای کودکان» به عنوان یک راهبرد پرسش محور و گفت وگومحور، توانسته به طور معناداری مهارت های تفکر انتقادی، خلاق، همکارانه و استدلالی دانش آموزان دوره ابتدایی را تقویت کند از این رو پژوهش حاضر با هدف غنی سازی فناوری هوش مصنوعی در برنامه فلسفه برای کودکان و بررسی تاثیر آن بر مهارت های شناختی و استدلالی دانش آموزان دوره ابتدایی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 04-1403 بود که ۳۴ نفر از آنان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۷ نفر) و کنترل (۱۷ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه آموزش برنامه فلسفه برای کودکان مبتنی بر قابلیت های هوش مصنوعی را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل آموزش متداول را گذراند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس استدلال تامسون (۲۰۰۵) و پرسشنامه استاندارد مهارت های شناختی نجاتی (۱۳۹۲) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری بررسی شد. یافته ها نشان داد بین میانگین نمرات دو گروه در مهارت های شناختی و استدلالی تفاوت معناداری در مرحله پس آزمون وجود دارد (P<0.05). بنابراین، اجرای برنامه فلسفه برای کودکان مبتنی بر هوش مصنوعی می تواند به طور معناداری موجب ارتقای مهارت های شناختی و استدلالی دانش آموزان شود.
۱۶۹۶.

ارائه مدل پریشانی هیجانی بر اساس رفتارهای ارتقا دهنده سلامت و احساس انسجام روانی با نقش میانجی گری معنای زندگی در افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۲۷۲
بروز بیماری های فیزیولوژیک همانند بیماری عروق کرونر قلبی نظم شناختی و هیجانی بیماران را مختل نموده و آنان را با پریشانی هیجانی مواجه می سازد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر، الگویابی ساختاری پریشانی هیجانی بر اساس رفتارهای ارتقا دهنده سلامت و احساس انسجام روانی با نقش میانجی گری معنای زندگی در افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلبی بود. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش همبستگی به شیوه مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلبی مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر بندرعباس در فصل زمستان سال 1401 بودند. از بین جامعه آماری 245 نفر به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه پریشانی هیجانی (کسلر و همکاران، 2002)، پرسشنامه رفتارهای ارتقا دهنده سلامت (والکر و همکاران، ۱۹۸۷)، پرسشنامه احساس انسجام روانی (فلسنبرگ، ونتکولت و مریک، 2006) و پرسشنامه معنای زندگی (استگر و همکاران، 2006) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری، به وسیله نرم افزار SPSS و Amos ویرایش 23 صورت گرفت. نتایج نشان داد که رفتارهای ارتقا دهنده سلامت بر معنای زندگی (05/0p<، 617/0β=) و پریشانی هیجانی (05/0p<، 482/0-β=) افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلبی دارای اثر مستقیم معنادار بوده و توانسته به ترتیب 38 و 2/23 درصد از واریانس این متغیرها را تبیین کند. همچنین احساس انسجام روانی بر معنای زندگی (05/0p<، 548/0β =) و پریشانی هیجانی (05/0p<، 538/0-β =) افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلبی دارای اثر مستقیم معنادار بوده و توانسته به ترتیب 30 و 9/28 درصد از واریانس این متغیرها را تبیین کند. در نهایت معنای زندگی بر پریشانی هیجانی (05/0p<، 442/0-β =) افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلبی دارای اثر مستقیم معنادار بوده و توانسته 5/19 درصد از واریانس این متغیر را تبیین کرده و در رابطه بین رفتارهای ارتقا دهنده سلامت و احساس انسجام روانی با پریشانی هیجانی افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلبی نیز نقش میانجی معنادار ایفا کند (05/0p<). با توجه به نقش میانجی معنادار معنای زندگی، می توان با بکارگیری مداخلات موثر همانند آموزش معنای زندگی از بروز پریشانی هیجانی افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلبی کاست.
۱۶۹۷.

مدل یابی ساختاری پیش بینی سوگ پیچیده پایدار در میان افراد سوگوار ناشی از کرونا بر اساس کیفیت روابط ابژه با تمرکز بر نقش واسطه ای نشخوار خشم و احساس تنهایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۷ تعداد دانلود : ۳۲۷
پژوهش حاضر با هدف ارایه مدل ساختاری پیش بینی سوگ پیچیده پایدار در میان افراد سوگوار ناشی از کرونا بر اساس کیفیت روابط ابژه با تمرکز بر نقش واسطه ای نشخوار خشم و احساس تنهایی انجام شد. طرح پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی با استفاده از معادلات ساختاری بود. نمونه پژوهش را 300 نفر از افراد سوگوار ناشی از کرونا در شهر تهران که یکی از اعضای نزدیک خانواده خود شامل همسر، برادر، خواهر، والدین و فرزندان را به علت کوید 19 از دست داده اند و شرایط ورود به پژوهش را داشتند، تشکیل دادند. در این پژوهش از پرسشنامه های سوگ پیچیده (پریگرسون و ماسیچواسکی، 1995)، روابط موضوعی بل (بل، 2003)، نشخوار خشم (ساکودولسکی و همکاران، 2001) و احساس تنهایی (راسل و همکاران، 1993) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر جهت بررسی روابط علی بین متغیرها انجام شد. نتایج برازندگی مدل پیشنهادی حاکی از برازش خوب مدل با داده ها بود و 1/33 درصد از تغییرات سوگ پیچیده پایدار با روابط ابژه، نشخوار خشم و احساس تنهایی تبیین می شود. ضرایب مستقیم مدل نشان داد روابط ابژه (126/β=0)، نشخوار خشم (475/β=0) و احساس تنهایی (135/β=0) بر سوگ پیچیده پایدار اثر مثبت معنادار دارد. همچنین با ورود متغیرهای نشخوار خشم و احساس تنهایی به مدل به ترتیب اثر غیرمستقیم روابط ابژه بر سوگ پیچیده پایدار به صورت مثبت 1692/0 و 0518/0 شد. بنابراین درک صحیح از تجربه سوگ نوظهور ناشی از کرونا و عوامل مرتبط با آن و امکان سنجش دقیق تر وضعیت بازماندگان، تشخیص افراد در معرض خطر را ممکن می کند تا بتوان درمان و حمایت مناسب را برای آن ها فراهم کرد.
۱۶۹۸.

زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر حساسیت نسبت به طرد و نشانگان برانگیختگی جنسی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۳۳۳
هدف از پژوهش حاضر، تعیین زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر حساسیت نسبت به طرد و نشانگان برانگیختگی جنسی زوجین بود. روش پژوهش، آزمایشی تک موردی از نوع طرح های خط پایه چندگانه ناهمزمان است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زوج های دارای مشکلات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اهواز در سال 1401 بوده که درنهایت 3 زوج (6 نفر) به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری داده ها از پرسشنامه حساسیت به طرد (RSQ، برنسون و همکاران، 2009) و مقیاس تمایل جنسی (SDS، هالبرت، 1992) استفاده شد. پکیج درمان (زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد) در 12 جلسه و 4 مرحله خط پایه و پیگیری اول 45 روزه و پیگیری دوم 3 ماهه در مورد شرکت کننده ها اعمال شد. نتایج با استفاده از شاخص تغییر پایا، ترسیم دیداری و درصد بهبودی تحلیل شدند. نتایج تحلیل ها نشان داد که مواجهه زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد در حساسیت نسبت به طرد و افزایش نشانگان برانگیختگی جنسی زوج ها از نظر بالینی و آماری (05/0>p) معنی دار است و این اثرگذاری در طول زمان تداوم داشت. براین اساس استفاده از این مداخله زوج درمانی می تواند به طور معناداری موجب کاهش مشکلات زناشویی مانند حساسیت نسبت به طرد شود و از سوی دیگر از طریق افزایش نشانگان برانگیختگی جنسی به بهبود صمیمیت زوج ها به ویژه صمیمیت جنسی کمک کند.
۱۶۹۹.

Analysis of Sexual Health of Adolescents Living in Residential Centers Based on Experts' Opinions(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۴۷
Objective: The aim of this study was to analyze the sexual health of adolescents living in residential centers based on the opinions of experts in the city of Isfahan. Methods: This qualitative study was conducted using thematic analysis. The participants included sexual health experts from the city of Isfahan, selected through purposive sampling based on inclusion criteria. These individuals were examined using semi-structured interviews, and data saturation was achieved with 10 interviews. Findings: After data analysis and coding, 94 initial codes, 11 axial codes, and 4 core codes were extracted. The core codes included the experience of negative emotions, various sexual disorders, experiences of neglect and rejection in the environment, and incorrect sexual upbringing. The axial codes were classified as feelings of hatred towards one's body due to sexual exploitation and income, belief in one's own badness due to sexual abuse, sexual problems of abused adolescents, inclination towards same-sex attraction, confusion about sexual orientation, sexual abuse of adolescents living in centers, lack of proper sexual education in the adolescents' families, inability to protect oneself due to the absence of support in situations of sexual abuse, compensating for rejection through non-committal sexual-emotional relationships, sexual vulnerability related to insecure attachment, and incorrect sources of sexual information. Conclusion: Based on the findings, it can be concluded that adolescents living in residential centers face sexual health problems. It is recommended that psychologists and supervisors of these centers use the findings of this study to improve the sexual health of adolescents.
۱۷۰۰.

اثربخشی مداخله ذهنیت رشد یابنده دوئیک بر تاب آوری تحصیلی و خود ناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان دختر ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۲۱
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی مداخله ذهنیت رشد یابنده دوئیک بر تاب آوری تحصیلی و خود ناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان دختر ابتدایی شهر اصفهان بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی بود که در سال تحصیلی 1402-1401 در مدارس شهر اصفهان مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 30 دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تاب آوری تحصیلی (ARQ) ساموئلز (2004) و پرسشنامه خودناتوان سازی تحصیلی (ASHS) شوینگر و استینسمر پلستر (2011) بود. گروه آزمایش در 8 جلسه 50 دقیقه ای مداخله ذهنیت رشد یابنده دوئیک را دریافت کردند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده گردید. یافته ها نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تاب آوری تحصیلی و خودناتوان سازی تحصیلی در دو گروه تفاوت معناداری در سطح (05/0>P) وجود داشت. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان گفت مداخله تغییر ذهنیت دوئیک می تواند در افزایش تاب آوری تحصیلی و کاهش خود ناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان مؤثر باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان