ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۷۲۱.

تبیین پدیدارشناسانه چالش های والدگری در والدین کودکان با نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۰
والدین دارای فرزند با نیازهای ویژه تجارب رنج آور و دغدغه های بسیاری را پیرامون مراقبت از فرزند ناتوان خود تجربه می کنند . این پژوهش بر اساس رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد و هدف از اجرای آن، بررسی چالش های والدگری از دیدگاه مادران دارای فرزندان با نیازهای ویژه مشغول به تحصیل در سال 1404-1403 بود. بازه زمانی اجرا پژوهش آذرماه تا دی ماه سال تحصیلی بود. حجم نمونه سیزده نفر بود و ملاک های اصلی برای انتخاب شرکت کنندگان داشتن حداقل یک فرزند با نیازهای ویژه و داوطلب بودن برای شرکت در پژوهش بود. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده و تجربه های زندگی شرکت کنندگان بررسی شد. برای تحلیل مصاحبه ها از روش کلایزی استفاده شد. نتایج مصاحبه ها پس از استخراج موضوعی و طبقه بندی، در 2 مقوله اصلی چالش های والدگری در بدو تولد و چالش های والدگری در طول زندگی و 13 مقوله فرعی طبقه بندی شدند. در مجموع، واکاوی چالش های والدگری در والدین دارای فرزندان با نیازهای ویژه نشان داد آنها در ابعاد مختلفی تحت تاثیر وضعیت فرزند خود قرار می گیرند. بنابراین از این مقوله ها می توان به منظور تدوین برنامه های آموزشی و روانشناختی برای والدین دارای کودکان با نیازهای ویژه استفاده کرد.
۷۲۲.

مدل یابی اعتیاد به بازی های رایانه ای بر مبنای ویژگی های روانشناختی و سبک های والدگری با میانجی گری نگرش به تحصیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۸
مقدمه: اعتیاد به بازهای رایانه ای به عنوان استفاده بیش از حد از آن ها تعریف شده است که به مشکلات اجتماعی و عاطفی منجر می شود و کاربر با وجود این مشکلات، قادر به کنترل این استفاده نیست. هدف: هدف این پژوهش ارائه مدل ساختاری اعتیاد به بازی های رایانه ای بر مبنای ویژگی های روانشناختی و سبک های والدگری با میانجی گری نگرش به تحصیل بود. روش: روش این پژوهش توصیفی-همبستگی برمبنای معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 1404 - 1403 بود که 250 نفر از آن ها به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های اعتیاد به بازی های رایانه ای زندی پیام و همکاران (1394)، فقدان لذت جویی اسنیت و همکاران (۱۹۹۹)، تحمل پریشانی سیمون و گاهر (۲۰۰۵)، سبک والدگری دیانا بامریند(1972) و پرسشنامه نگرش تحصیلی اکبری (۱۳۸۳) را تکمیل نمودند. تحلیل داده ها با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS نسخه26و Amos نسخه 24 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که ضرایب مسیرهای مستقیم ویژگی روانشناختی (55/0β= ، 004/0= P) و سبک های والدگری به نگرش به تحصیل (43/0β= ، 008/0= P)، ویژگی روانشناختی (31/0β= ، P < 0.001)، سبک های والدگری(46/0β= ، P < 0.001) و نگرش به تحصیل به اعتیاد به بازی های رایانه ای (27/0β= ، P < 0.001)، معنی دار بود. نتایج اثرات غیرمستقیم نیز نشان داد که نگرش به تحصیل در این مدل نقش میانجی گری دارد(P < 0.005). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ویژگی روانشناختی و سبک های والدگری از طریق میانجی گری نگرش به تحصیل بر اعتیاد به بازی های رایانه ای اثر می گذارند؛ بنابراین برگزاری کارگاه هایی با هدف کاهش و پیشگیری از اعتیاد به بازی های رایانه ای توصیه می شود.
۷۲۳.

اثربخشی آموزش به روش داستان گویی مبتنی بر پویانمایی بر یادگیری درس ریاضی دانش آموزان پایه اول ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۸
هدف پژوهش بررسی اثربخشی آموزش به روش داستان گویی مبتنی برپویانمایی بر یادگیری درس ریاضی بود. تحقیق از لحاظ هدف کاربردی واز لحاظ روش نیمه آزمایشی با گروه آزمایش و کنترل بود.روش ها : جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر پایه اول ابتدایی شهر الیگودرز در سال تحصیلی1403-1402، به تعداد898 نفر بود. دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 28 نفر) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای آموزش داستان گویی مبتنی بر پویانمایی از بسته آموزشی میشا و کوشا استفاده شد. برای سنجش یادگیری درس ریاضی از نمره های آزمون های محقق ساخته برای هر مبحث استفاده شد. پایایی آزمون ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ 956/0 (پایایی مطلوب)بدست آمد. یافته ها: : نتایج نشان داد، روش آموزش داستان گویی مبتنی بر پویانمایی بر یادگیری درس ریاضی(381/0 = ضریب اتا، 000/0=P ، 32.610=F )، بر یادگیری مبحث شمارش(132/0 = ضریب اتا، 8.082= F)، بر یادگیری مبحث عدد نویسی(133/0 = ضریب اتا، 8.164= F)، بر یادگیری مبحث الگویابی(432/0 = ضریب اتا، 40.360= F) ، یر یادگیری مبحث سودوکو(087/0 = ضریب اتا، 0.019= F) ، بر یادگیری مبحث جمع و تفریق(062/0 = ضریب اتا، 3.479= F)، بر یادگیری مبحث ارزش مکانی(298/0 = ضریب اتا، 22.518= F)، بر یادگیری مبحث محور درس ریاضی (343/0 = ضریب اتا، 27.672= F)و بر یادگیری مبحث حل مسئله درس ریاضی(231/0 = ضریب اتا، 15.940= F) در دانش آموزان دختر پایه اول ابتدایی اثر بخش است.نتیجه گیری: چون دانش آموزان کلاس اول ابتدایی در دوران کودکانه خود به سر می برند؛ اگر معلمان با نرم افزارهای آموزشی به تدریس درس ریاضی بپردازند، دانش آموزان با دقت بیشتری به درس توجه می کنند و فرآیند یادگیری ریاضی در آنها بهتر شکل می گیرد. پیشنهاد می شود؛ مدارس هوشمندسازی شوند و معلمان به استفاده از سی دی های آموزشی تشویق وترغیب شوند.
۷۲۴.

نقش میانجی اعتیاد به بازی های آنلاین در رابطه خشم و خلاقیت بدخواهانه در نوجوانان با نشانه های اختلال نارسایی توجه -بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۷۵
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی اعتیاد به بازی های آنلاین در رابطه میان خشم و خلاقیت بدخواهانه در نوجوانان با نشانه های اختلال نارسایی توجه -بیش فعالی بود. روش پژوهش توصیفی -همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دارای نشانه های اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی مقطع متوسطه دوم ناحیه 1 شهر رشت در سال تحصیلی 1403-1402 بود که به روش هدفمند، 240 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل سیاهه علائم مرضی کودکان (CSI-4) گادو و همکاران (1984)، مقیاس رفتار خلاقیت بدخواهانه (MCBS) هاو و همکاران (2016)، سیاهه خشم و پرخاشگری کودکان (ChIA) نیلسون و فینچ (2000)، و سیاهه اعتیاد به بازی های آنلاین (OGAI) وانگ و چانگ (2002) بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری انجام شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج ضرایب اثرات مستقیم نشان داد که خشم اثر مستقیم و معناداری بر خلاقیت بدخواهانه و اعتیاد به بازی های آنلاین داشت و اعتیاد به بازی های آنلاین نیز اثر مستقیم و معناداری بر خلاقیت بدخواهانه داشت (01/0>p). نتایج آزمون بوت استرپ بیانگر اثر غیرمستقیم خشم بر خلاقیت بدخواهانه با میانجی گری اعتیاد به بازی های آنلاین بود (05/0>p). نتایج این پژوهش نشان داد افزایش خشم در افزایش خلاقیت بدخواهانه نقش دارد؛ همچنین این رابطه توسط اعتیاد به بازی های آنلاین میانجی گری می شود. درواقع می توان بیان کرد اعتیاد به بازی های آنلاین و خشم می توانند تبیین کننده خلاقیت بدخواهانه باشند.
۷۲۵.

مقایسه اثربخشی درمان چند سیستمی و طرحواره درمانی مبتنی بر آموزش مادران بر واکنش پذیری بین فردی در نوجوانان دختر دارای رفتارهای جامعه ستیز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۵
زمینه و هدف: پژوهش های اخیر حاکی از آن است که نوجوانان جامعه ستیز در واکنش پذیری بین فردی دچار مشکل هستند. بدین ترتیب، پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان چندسیستمی و طرحواره درمانی مبتنی بر آموزش مادران بر واکنش پذیری بین فردی در نوجوانان دختر دارای رفتارهای جامعه ستیز انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه های دهم و یازدهم 4 مدرسه دولتی دخترانه شهرکرج در سال تحصیلی 1402_ 1403 بود. از میان 520 دانش آموز این مدارس، 30 نوجوان دارای رفتارهای جامعه ستیز براساس نمره برش 27 در پرسشنامه جامعه ستیزی لونسون به عنوان نمونه پژوهش با روش در دسترس، انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه (در هر گروه 10 نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش یکم به مدت 12 جلسه هفتگی درمان چندسیستمی و گروه آزمایش دوم به مدت 12 جلسه هفتگی طرحواره درماتی به صورت گروهی شرکت کردند، در حالی که گروه گواه آموزش های معمول مرکز آموزشی خود را دریافت می کردند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس خودسنجی جامعه ستیزی (لونسون، ۱۹۹۵) و مقیاس واکنش پذیری بین فردی (دیویس، ۱۹۸۳) بود. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بن فرونی با نرم افزار SPSS-24 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش درمان چندسیستمی و طرحواره درمانی مبتنی بر آموزش مادران در مقایسه با گروه گواه در واکنش پذیری بین فردی مؤثر بوده است (001/0>p). با این وجود، درمان چندسیستمی بیشتر از طرحواره درمانی بر بهبود واکنش پذیری بین فردی در نوجوانان دختر جامعه ستیز اثر داشته است (001/0>p). نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده، درمان چندسیستمی روش مؤثرتری برای مقابله با پیامدهای روان شناختی دانش آموزان با رفتارهای جامعه ستیز است. بنابراین از این درمان ها می توان به عنوان یک روش مکمل در کنار سایر روش های دیگر در درمان و برنامه های پیشگیرانه استفاده کرد.
۷۲۶.

مدل مفهومی تاب آوری معنوی بر اساس دعای هفتم صحیفه سجادیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۲۱
مقدمه و اهداف: تاب آوری یکی از مهم ترین مفاهیم روان شناسی معاصر است که به توانایی افراد برای رویارویی با مشکلات، حفظ ثبات روانی و بازگشت به شرایط عادی پس از تجربه بحران اشاره دارد (ماستن، ۲۰۱۴). بخش زیادی از پژوهش های موجود در این زمینه در بستر فرهنگی غرب انجام شده، و بیشتر بر منابع فردی یا اجتماعی تمرکز دارد؛ با این حال در جوامع اسلامی، دین و معنویت نقش محوری در تجربه زیسته افراد ایفا می کنند و می توانند به عنوان منبعی مهم برای ارتقای تاب آوری به شمار آیند (پارگامنت و ساندرز ، ۲۰۰۷).  متون دعایی و عبادی اسلام (به ویژه صحیفه سجادیه)، افزون بر ارزش های عبادی و اخلاقی، ظرفیت بالایی برای بازنمایی سازوکارهای روان شناختی سازگاری دارند. دعای هفتم صحیفه سجادیه از امام سجادj که در شرایط سختی و گرفتاری ها خوانده می شود، نمونه ای بارز از متنی است که می تواند چارچوبی مفهومی برای تاب آوری معنوی ارائه دهد. با توجه به خلأ موجود در مطالعات بومی و نیاز به الگوهایی متناسب با فرهنگ دینی جامعه ایرانی، پژوهش حاضر با هدف کشف و صورت بندی مراحل و مؤلفه های تاب آوری معنوی در دعای هفتم صحیفه سجادیه انجام شد؛ در این راستا پژوهش سه هدف اصلی را دنبال کرد: نخست، شناسایی مضامین کلیدی مرتبط با تاب آوری در متن دعا؛ دوم، ارائه مدلی مفهومی از فرایند تاب آوری معنوی براساس محتوای دعای هفتم و سوم، بررسی میزان انسجام و اعتبار مدل استخراج شده از طریق معیار «تراکم ظنون (QCq-K)». انتظار می رود نتایج این پژوهش بتواند به توسعه ادبیات نظری تاب آوری معنوی یاری رساند و همچنین کاربردهای عملی برای حوزه های مشاوره، روان درمانی و مدیریت بحران را فراهم سازد. روش: این پژوهش از نوع کیفی بوده، با روش تحلیل نظام مند متن انجام شد. متن مورد مطالعه دعای هفتم صحیفه سجادیه بود که به دلیل محتوای آن در زمینه گرفتاری ها و سختی ها انتخاب شد. فرایند پژوهش در پنج مرحله اساسی صورت گرفت؛ در مرحله نخست، متن دعا بارها با رویکرد مشاهده نظام مند قرائت شد تا پژوهشگر با زبان و فضای معنوی آن انس بگیرد؛ در مرحله دوم، داده ها استخراج و واحدهای معنایی مرتبط با تجربه بحران، طلب یاری، امید و بازسازی روانی شناسایی شد؛ در مرحله سوم، فرایند کدگذاری باز و تحلیل قیاسی استقرایی اجرا شد و مفاهیم اولیه به مقوله های اصلی و فرعی سازمان یافتند؛ مرحله چهارم به اعتبارسنجی اختصاص یافت، بدین منظور از شاخص «تراکم ظنون (QCq-K)» استفاده شد که میزان همپوشانی و تکرار مضامین در متن را بررسی می کند و بدین شیوه انسجام درونی مدل مفهومی سنجیده می شود و درنهایت در مرحله پنجم، یافته ها بارها بازبینی و با ادبیات موجود مقایسه و با دریافت بازخورد از صاحب نظران، مدل مفهومی نهایی تثبیت شد. ویژگی برجسته این روش، ماهیت اکتشافی آن است؛ یعنی پژوهشگر به جای آزمون فرضیات از پیش تعیین شده، تلاش کرد ساختارهای نهفته در متن دعا را آشکار کند؛ بدین ترتیب رویکرد پژوهش با سنّت پژوهش های کیفی همخوان است و نیز نوآوری روش شناختی در استفاده از معیار «تراکم ظنون» برای اعتبارسنجی یافته ها را نشان می دهد.   نتایج: تحلیل محتوای دعای هفتم صحیفه سجادیه نشان داد که مفهوم تاب آوری معنوی در این متن براساس یک چرخه پنج مرحله ای شکل می گیرد؛ نخستین مرحله، «پذیرش بحران و ضعف انسانی» است که در آن امام سجادj گرفتاری ها، مشکلات و ناتوانی انسان در برابر سختی ها را بیان می کند. این مرحله با اذعان به محدودیت های بشری و نیاز مبرم به یاری الهی آغاز می شود؛ مرحله دوم، «جستجوی منبع معنوی» است که در آن دعا به روشنی توکل و پناه بردن به خداوند را به عنوان تنها راه برون رفت از مشکلات مطرح می کند؛ مرحله سوم، «کنش فعال در مسیر اصلاح» است که شامل طلب مغفرت، تصمیم به بازگشت و توبه و تلاش برای تغییر مثبت در رفتار است؛ در مرحله چهارم، «حفظ ارزش های بنیادین» نمود می یابد؛ یعنی تأکید بر استمرار عبادت، ارتباط با خدا و پایبندی به اصول معنوی و سرانجام در مرحله پنجم، «بازگشت به امید و آرامش» تحقق می یابد که در آن فرد با اعتماد به رحمت الهی به آرامش و اطمینان قلبی دست می یابد. افزون بر این مراحل، شاخص «تراکم ظنون» نشان داد که مضامین مربوط به تاب آوری در فرازهای فراوان دعا با بسامد بالا تکرار می شوند و این موضوع انسجام و قدرت مدل مفهومی را تأیید می کند؛ بر این اساس می توان نتیجه گرفت که دعای هفتم نه تنها به عنوان متنی عبادی، بلکه به عنوان چارچوبی روان شناختی عمل می کند و قابلیت به کارگیری در حوزه های متنوع فردی و اجتماعی دارد. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که دعای هفتم صحیفه سجادیه الگویی نظام مند از تاب آوری معنوی را ارائه می دهد که از پذیرش و اذعان به بحران آغاز می شود و با جستجوی منبع معنوی، اقدام اصلاحی، حفظ ارزش ها و درنهایت بازگشت به امید و آرامش ادامه می یابد. این الگو با برخی مدل های روان شناسی معاصر از جمله نظریه «رشد پس از سانحه» (تدسچی و کالهون، ۲۰۰۴) و الگوهای «مقابله دینی» (پارگامنت، ۲۰۰۷) شباهت دارد؛ با این تفاوت که در دعای هفتم، محوریت رابطه عاشقانه و توکل کامل به خداوند، بعدی متمایز و بومی به مدل می بخشد. کاربردهای عملی این مدل فراوان است. در مشاوره و روان درمانی اسلامی می تواند مبنای طراحی مداخلات بومی قرار گیرد. در توان بخشی بیماران و مددجویان، این مدل راهی برای بازسازی امید و معنا فراهم می کند؛ همچنین در آموزش و تربیت دینی، به ویژه برای نسل جوان می تواند الگویی عینی از نحوه مواجهه با دشواری ها ارائه دهد. در سطح اجتماعی نیز در مدیریت بحران ها و بلایای طبیعی، این الگو توان ارتقای تاب آوری جمعی را دارد. با وجود این، پژوهش محدودیت هایی نیز داشت؛ از جمله تمرکز صرف بر یک متن خاص و استفاده از رویکرد کیفی که تعمیم پذیری یافته ها را محدود می کند. بنابراین پیشنهاد می شود در مطالعات آینده، مدل ارائه شده در زمینه های بالینی و جمعیت های مختلف آزمون گردد و ابزارهای سنجش بومی برای تاب آوری معنوی طراحی شود. در مجموع پژوهش حاضر نشان داد دعای هفتم صحیفه سجادیه نه تنها منبعی معنوی، بلکه الگویی کاربردی برای ارتقای تاب آوری در سطح فردی و اجتماعی به شمار می رود..
۷۲۷.

اثربخشی دانش افزایی مهارت محور بر بهبود کارکردهای هیجانی و ارتباطی والدین دارای فرزند نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۲
پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه دانش افزایی مهارت محور بر بهبود کارکردهای هیجانی و ارتباطی والدین دارای فرزند نوجوان (12 تا 16 سال) بود. در این راستا، از جامعه والدین دانش آموزان شهر تبریز در سال 1399، تعداد 60 نفر از طریق غربالگری با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته «میزان آگاهی والدین از بلوغ جسمی و جنسی فرزندان» انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 30 نفر) جایگزین شدند. برای گروه آزمایش، برنامه دانش افزایی مهارت محور طی 12 جلسه 45 دقیقه ای اجرا شد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) و پرسشنامه مهارت های ارتباطی کویین دام در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره نشان داد که برنامه دانش افزایی مهارت محور بر بهبود راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی تنظیم هیجان، کاهش اضطراب، و ارتقای مهارت های ارتباطی (شامل توانایی تبادل پیام، کنترل عاطفی، مهارت گوش دادن، بینش به فرایند ارتباط، ارتباط قاطع، دانش نقش ها، ارتباطات، پاسخگویی عاطفی، همراهی عاطفی، کنترل رفتار، حل مسئله و کارکرد کلی) در والدین اثر مثبت و معنی داری دارد (p < 0/05).
۷۲۸.

اثربخشی یکپارچه سازی طرحواره درمانی و درمان پذیرش و تعهد بر بهزیستی ذهن و نگرانی از تصویر بدنی زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۹ تعداد دانلود : ۱۷۷
زمینه: سرطان سینه یکی ازشایع ترین سرطان هاست و به عنوان یک بیماری مزمن دارای عوارض روانشناختی متعددی است. لذا اثربخشی مداخلات روانشناختی یکپارچه که بتواند ابعاد هیجانی، شناختی، رفتاری و بین فردی را مورد توجه قرار دهد یک ضرورت کاربردی است. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی یکپارچه سازی طرحواره درمانی و درمان پذیرش و تعهد بر بهزیستی ذهنی و نگرانی از تصویر بدنی زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش شبه آزمایشی از سری طرح های پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماه با گروه گواه بود. پژوهش جامعه آماری پژوهش را تمام زنان مبتلا به سرطان پستان شهرستان یزد را در سال 1402 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 30 نفر از زنان مبتلا به سرطان پستان بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. دو نفر از شرکت کنندگان گروه آزمایش در مرحله پس آزمون ریزش داشتند و دو نفر از اعضا گروه کنترل برای تساوی گروه ها کنار گذاشته شدند (13 نفر در هر گروه). یکپارچه سازی طرحواره درمانی و درمان پذیرش و تعهد در 8 جلسه 5/1 ساعته به گروه آزمایشی آموزش داده شد. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های بهزیستی ذهنی (مولوی و همکاران، ۱۳۸۸)، و نگرانی از تصویر بدنی (لیتلتون و همکاران، 2005) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 27 و آزمون تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها: یافته های به دست آمده از تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در میزان بهزیستی ذهنی و نگرانی از تصویر بدنی پس از دریافت مداخله جلسات درمانی یکپارچه سازی طرحواره درمانی و درمان پذیرش و تعهد تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >p). همچنین یافته های مرحله پیگیری نشان داد که کاهش میزان نگرانی از تصویر بدنی و افزایش بهزیستی ذهنی در گروه آزمایش در مرحله پیگیری پایدار بوده است (05/0 >p). نتیجه گیری: یکپارچه سازی طرحواره درمانی و درمان پذیرش و تعهد، یک مداخله امیدوارکننده را برای زنان مبتلا به سرطان پستان ارائه می دهد که فرآیندهای شناختی و عاطفی را هدف قرار داده، باعث بهبود مشکلات روانشناختی آن ها می شود؛ اما برای نتیجه گیری بهتر، تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.
۷۲۹.

شناسایی فانتزی ها و دفاع های ناخودآگاه مشترک مؤثر در تناسب و تعارض زناشویی: یک مطالعه موردی پدیدار شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۹۷
زمینه: بر اساس نظریه های روانکاوی فانتزی ها و دفاع های ناخودآگاه مشترک منبع اصلی جذابیت، تناسب زناشویی و همین طور منشأ تعارضات زوجی هستند. بااین وجود مطالعات انجام شده بر روی این مفاهیم محدود است درحالی که با شناسایی و تحلیل این مکانیسم های ناخودآگاه، زوج درمانگران می توانند به زوجین کمک کنند تا ریشه های تعارضات خود را درک کرده و به سمت روابط سالم تری حرکت کنند. هدف: این پژوهش با هدف شناسایی فانتزی ها و دفاع های ناخودآگاه مشترک مؤثر در تناسب و تعارض زناشویی در قالب یک مطالعه پدیدار شناختی انجام شد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. جامعه ی مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل تمام زوج های دارای تعارض زناشویی بود که در طول سال 1403 به مراکز مشاوره و روانشناسی تبریز مراجعه کرده اند. نمونه پژوهش یک زوج بود که به روش هدفمند انتخاب شد. اطلاعات از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته بر اساس اصل اشباع جمع آوری شد. داده ها از طریق تحلیل تفسیری پدیدار شناختی (IPA) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: فانتزی های ناخودآگاه مشترک زوج در پنج نوع اختصاصی: ترس و اجتناب، قدرت و کنترل، تأیید و پذیرش، محرومیت و ناکامی و سرزنش و ناارزنده سازی خود در مقابل سرزنش و ناارزنده سازی همسر و دفاع های ناخودآگاه مشترک زوج در سه نوع همانندسازی فرافکنانه مکمل، متقابل و همخوان شناسایی شد. همچنین اجتناب از صمیمیت مهم ترین دفاع زوج مورد مطالعه، تشخیص داده شد که به تداوم تعارشان دامن می زد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش فانتزی ها و دفاع های ناخودآگاه زوج منجر به تناسب ناخودآگاه و همین طور ایجاد چرخه معیوب تعارضات در ارتباط آن ها شده بود. این یافته می تواند دریچه ای برای فهم بهتر پیچیدگی های روابط زوجی و غنای زوج درمانی باشد.
۷۳۰.

نقش گردشگری در ارتقاء سلامت روان و رفاه: مروری بر شواهد و سازوکارها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۲۵۱
زمینه: گردشگری با کارکردهای فردی (تفریح و تجربه)، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، جایگاهی چندبعدی در توسعه جوامع دارد و همواره مورد توجه سیاست گذاران و پژوهشگران بوده است. در سال های اخیر، نقش گردشگری به ویژه در قالب طبیعت گردی و تعاملات فرهنگی، فراتر از منافع سنتی، به عنوان مداخله ای مؤثر در ارتقاء سلامت روان و بهزیستی فردی و اجتماعی شناخته شده و به یکی از دغدغه های اصلی حوزه توسعه پایدار تبدیل شده است. هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی مرور سیستماتیک نقش گردشگری در ارتقاء سلامت و بهزیستی روانشناختی بود. روش: در این مطالعه مرور سیستماتیک بدین صورت که یافته های پژوهشی از سال های میلادی 2020 تا 2025 در پایگاه های اطلاعاتی SID،Magiran، Springer، Scopus، Pubmed، Science direct و Google Scholar با جستجوی کلمات کلیدی گردشگری، سفر، تعطیلات، اوقات فراغت، گردشگر، مسافر، گردش، سلامت روان، بهزیستی روانشناختی، بهزیستی، کیفیت زندگی، استرس، اضطراب، افسردگی، خلق و خو، شادی، رضایت از زندگی، اثرات روانشناختی، فواید روانشناختی مورد بررسی قرار گرفت که در نهایت براساس معیارهای ورود و خروج 30 مقاله وارد پژوهش و با استفاده از نرم افزار اکسل نتایج طبقه بندی، خلاصه و گزارش شد. یافته ها: یافته های این مرور نظام مند نشان می دهد گردشگری، به ویژه گردشگری مبتنی بر طبیعت و تجارب معنادار، نقش مؤثری در ارتقاء سلامت روان، کاهش افسردگی، اضطراب و استرس، و افزایش شادی، رضایت از زندگی و کیفیت روابط اجتماعی دارد. این اثرات در گروه های مختلف شامل دانشجویان، سالمندان، گردشگران و ساکنان محلی مشاهده شده و در مطالعات مختلف تأیید شده است. همچنین، گردشگری می تواند خطر ابتلا به اختلالات شناختی در سالمندان را کاهش دهد و به عنوان یک مداخله پیشگیرانه و غیردارویی برای بهبود سلامت و بهزیستی فردی و اجتماعی توصیه می شود. بر اساس شواهد، استمرار و تکرار فعالیت های گردشگری و توجه به طراحی تجارب معنادار، در کنار سیاست گذاری مبتنی بر شواهد و حمایت از گروه های آسیب پذیر، برای ارتقاء سلامت روان و توسعه پایدار اهمیت ویژه ای دارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که گردشگری به عنوان یک مداخله غیر دارویی و فراگیر، ظرفیت قابل توجهی در ارتقاء سلامت روان و بهزیستی فردی و اجتماعی دارد و می تواند به طور مؤثری در کاهش علائم منفی روانشناختی و افزایش کیفیت زندگی گروه های مختلف جمعیتی نقش آفرینی کند. شواهد به دست آمده بر ضرورت توجه سیاست گذاران و برنامه ریزان حوزه سلامت و گردشگری به توسعه راهبردهای مبتنی بر شواهد، ایجاد فرصت های دسترسی همگانی به تجارب گردشگری و طراحی برنامه هایی با رویکرد چندبعدی برای ارتقاء بهزیستی جسمانی، روانشناختی و اجتماعی تأکید می کند.
۷۳۱.

مقایسه اثربخشی روش های آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای و آموزش نقشه مفهومی بر توجه و تمرکز دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۹۹
زمینه: نقص توجه و تمرکز یکی از اختلالات شایع دوران کودکی و بزرگسالی است و بر روی عملکرد و انگیزه تحصیلی بسیاری از دانش آموزان تأثیر منفی بجا می گذارد. تاکنون برای بهبود توجه و تمرکز این افراد آموزش های مختلفی مانند بازتوانی شناختی رایانه ای و آموزش نقشه مفهومی در مطالعات جداگانه انجام شده است؛ ولی هیچ مطالعه ای به مقایسه آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای و آموزش نقشه مفهومی در جهت بهبود توجه و تمرکز نپرداخته است. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای و آموزش نقشه مفهومی بر توجه و تمرکز دانش آموزان دارای نقص توجه و تمرکز بود. روش: روش پژوهش حاضر آزمایشی و از سری طرح های پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دختر شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1399 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 60 نفر از دانش آموزان دارای مشکلات نقص توجه بود که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. ابزار گردآوری اطلاعات آزمون عملکرد دیداری – شنیداری (سندفورد و ترنر، 1994) و آزمون محقق ساخته درک مطلب بود. گروه بازتوانی شناختی رایانه ای آموزش مبتنی بر الگوی (کاپیتان لاگ، 2018) در 8 جلسه 30 دقیقه ای دریافت کردند، گروه دوم آموزش نقشه مفهومی را مبتنی بر الگوی (پاپاداگیس و همکاران، 2022) همزمان دریافت کردند و گروه گواه آموزش صرف کلاسی دریافت کرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس تک متغیری با استفاده از نرم افزار SPSS.26 استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای بر توجه و تمرکز دانش آموزان دارای نقص توجه و تمرکز اثربخشی مثبت داشته است (001/0 >P). نتایج آزمون های تعقیبی بنفرونی نشان داد که بین اثربخشی دو مداخله بازتوانی شناختی رایانه ای و آموزش نقشه مفهومی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0 >P). از بین دو روش آموزشی روش آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای بر توجه و تمرکز اثربخش تر بود. نتیجه گیری: نتایج نشان دادند آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای بر توجه و تمرکز دانش آموزان دارای نقص توجه و تمرکز اثربخش بود درحالی که آموزش نقشه مفهومی بر توجه و تمرکز اثربخش نبود.
۷۳۲.

مقایسه اثربخشی آموزش حافظه فعال و هوش موفق استرنبرگ بر عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۱
نظر به تأثیر متقابل عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی بر یکدیگر و کیفیت زندگی دانش آموزان، مداخلات هدفمند می توانند نقش مهمی در بهبود این دو متغیر ایفا کنند. لذا هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش حافظه فعال و هوش موفق استرنبرگ بر عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی دانش آموزان متوسطه بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و دوره پیگیری بود. جامعه آماری در این پژوهش، دانش آموزان دختر متوسطه اول مناطق 1 و 3 تهران بود. طبق نمونه گیری دردسترس، 51 دانش آموز انتخاب و در سه گروه 17 نفره به صورت تصادفی (کنترل، آزمایش اول، آزمایش دوم) قرار گرفتند. گروه های آزمایش تحت مداخلات آموزش حافظه فعال و هوش موفق استرنبرگ قرار گرفتند. پرسشنامه های کفایت اجتماعی پرندین (1385) و عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) ابزار پژوهش بودند. داده های پژوهش به وسیله آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد اثربخشی هوش موفق و حافظه فعال بر عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی متفاوت است. میانگین های تعدیل شده نشان داد که در هردو متغیر اثربخشی آموزش هوش موفق بیشتر است زیرا میانگین کفایت اجتماعی و عملکرد تحصیلی آن، از گروه حافظه فعال بیشتر است. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان داد این اثربخشی و تفاوت آن در دوره پیگیری دوماهه نیز تداوم داشت (001/0>P). طبق یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی مدارس به ویژه برای دانش آموزان متوسطه، از روش های مبتنی بر هوش موفق به عنوان یک رویکرد جامع و کارآمد برای بهبود هم زمان عملکرد تحصیلی و مهارت های اجتماعی بهره ببرند.
۷۳۳.

بررسی ارتباط دلیریوم بیمار با اضطراب در مراقبین خانوادگی بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۳۴
مقدمه: دلیریوم نوعی تخریب شناختی نوسان دار و یک مشکل حاد در بیماران بستری است که می تواند باعث ایجاد پاسخ های روانشناختی در مراقبین خانوادگی گردد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین دلیریوم بیمار و اضطراب در مراقبین خانوادگی بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه انجام شده است. روش: در این مطالعه مقطعی در سال 1402، تعداد 256 جفت از بیماران و مراقبین خانوادگی  بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از سه پرسشنامه شامل اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه CAM-ICU و پرسشنامه GAD7 استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزاز SPSS نسخه 16 تحلیل شدند. یافته ها: نمره دلیریوم در 200 مورد از بیماران (1/78 %) مثبت گزارش شد. تعداد 240 نفر (8/93%) از مراقبین خانوادگی علائم اضطراب را گزارش کرده بودند که تعداد 43 نفر (8/16%) اضطراب خفیف، 84 نفر (8/32%) اضطراب متوسط و 113 نفر (2/44%) اضطراب شدید را تجربه کرده بودند. ارتباط آماری معنی داری بین دلیریوم بیمار و اختلال اضطراب فراگیر مراقبین خانوادگی گزارش شد (001/0 >P). نتیجه گیری: وجود میزان بالای اضطراب در مراقبین خانوادگی لزوم توجه بیشتر کادر پرستاری به کاهش اضطراب را نمایان می کند. مراقبین خانوادگی نقش مهمی در حمایت از فرد بیمار برعهده دارند و حمایت از آنان به معنای تداوم مراقبت است. داشتن ارزیابی مناسب از نیازهای مراقبین خانوادگی و تلاش در جهت پاسخ به این نیازها می تواند موجب بهبود کیفیت مراقبت و افزایش رضایتمندی از دریافت خدمات مراقبتی گردد.
۷۳۴.

ارائه مدل علی ادراک از سبک مدیریت کلاس و خودناتوان سازی تحصیلی با نقش واسطه ای سرمایه های روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۹
این پژوهش با هدف ارائه مدل علی ادراک از سبک مدیریت کلاس و خود ناتوان سازی تحصیلی با نقش واسطه ای سرمایه های روان شناختی درمیان دانش آموزان انجام گرفت. روش انجام پژوهش توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه ی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان آباده به تعداد 4100 نفر در سال تحصیلی 1402-1401 بود که 351 نفر از دانش آموزان به صورت طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه های سبک مدیریت کلاس (ولفگانک و گلیکمن، 1986)، خود ناتوان سازی تحصیلی(میجلی و همکاران، 2000) و سرمایه های روان شناختی(لوتانز و همکاران، 2007) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر با نرم افزار لیزرل ورژن52/8   استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که سبک مدیریت کلاس تعاملی و غیر مداخله گر اثر مستقیم و مثبت بر سرمایه های روان شناختی دارد و سبک مدیریت کلاس مداخله گر اثر مستقیم و منفی بر سرمایه های روان شناختی دارد. همچنین، افزایش سرمایه های روان شناختی مستقیما بر خود ناتوان سازی تحصیلی تاثیر منفی بر جای می گذارد. سبک مدیریت تعاملی و غیرمداخله گر بصورت غیرمستقیم و با واسطه گری سرمایه های روان شناختی موجب کاهش خودناتوان سازی می شود  و سبک مدیریت مداخله گر بصورت غیرمستقیم سبب افزایش خود ناتوان سازی می شود. نتایج پژوهش نشان داد از میان متغیرهای برونزا به ترتیب سبک مدیریت تعاملی (31/0-)، سبک مدیریت غیر مداخله گر(28/0-) و سبک مدیریت مداخله گر(23/0) بالاترین تا پایین ترین ضریب همبستگی را با خود ناتوان سازی تحصیلی دارا می باشند که همه ضرایب در سطح 01/0 معنی دار می باشند از میان متغیر های درونزا نیز به ترتیب خودکارآمدی(49/0-)، خوش بینی(42/0-)، تاب آوری(40/0-)و امیدواری(38/0-)، بالاترین تا پایین ترین ضریب همبستگی را با خود ناتوان سازی تحصیلی دارا هستند که تمامی این ضرایب منفی و از نظر آماری در سطح 01/0 معنی دار هستند. بالاترین ضریب همبستگی مربوط به رابطه بین خودکارآمدی و خودناتوان سازی تحصیلی(49/0-) و پایین ترین ضریب همبستگی در این ماتریس مربوط به رابطه بین سبک مداخله گر و سبک تعاملی(18/0-) است که هر دو از نظر آماری در سطح 01/0 معنی دار هستند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که بهبود ادراک دانش آموزان از سبک مدیریت کلاس از طریق به کارگیری رویکردهای تعاملی و غیرمداخله گرانه، همراه با تقویت سرمایه های روان شناختی، می تواند به عنوان یک راهبرد مؤثر در کاهش خودناتوان سازی تحصیلی مورد استفاده قرار گیرد.
۷۳۵.

مطالعه پدیدارشناسانه ادراک کارکنان نظامی از مشاوره و تأثیرات آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۳
امروزه مشاوره و بهره مندی از خدمات مرتبط با آن، یکی از نیازهای اساسی انسان در دستیابی به بهزیستی به شمار می رود.پژوهش حاضر با هدف شناسایی ادراک کارکنان سپاه پاسداران اسلامی نسبت به مشاوره و خدمات آن انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی انجام گرفت. مشارکت کنندگان شامل ۱۲ نفر از مردان شاغل در سپاه پاسداران اسلامی استان همدان در سال 1404 بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و پس از پیاده سازی، با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل داده ها به شناسایی هفت مضمون اصلی در ادراک کارکنان سپاه پاسداران اسلامی نسبت به مشاوره و خدمات آن انجامید که عبارت اند از: مشاوره به عنوان منبعی حمایتی و قابل اعتماد در شرایط متعارض و بحرانی، مشاوره به عنوان حرفه ای صلاحیت محور، حرفه ای سودمند و اثربخش، حرفه ای مبتنی بر تخصص و مهارت، حرفه ای مبتنی بر اعتماد، ضرورت توجه به مؤلفه های فرهنگی و بومی در ارائه خدمات مشاوره ای و در نهایت، ادارک منفی نسبت به مشاوره ناشی از عوامل فردی و عملکردی. بر اساس یافته های این پژوهش، مشاوره از یک سو به عنوان حرفه ای تخصصی، ضروری، فرهنگ محور و قابل قبول درک می شود و از سوی دیگر، ممکن است تحت تأثیر عملکرد مشاوران یا عوامل شخصی و اجتماعی با نگرش منفی همراه گردد. در مجموع، می توان نتیجه گرفت که تقویت مهارت های عملی و تخصصی مشاوران، همراه با توجه به ویژگی های شخصیتی آنان، نقشی اساسی در بهبود نگرش مراجعان، به ویژه در محیط های نظامی، و افزایش رضایت آن ها از خدمات مشاوره ای ایفا می کند .
۷۳۶.

رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه با علائم روان تنی در زنان نابارور: نقش میانجی گر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۶۹
مقدمه: علائم روان تنی یکی از مشکلات شایع در زنان نابارور می باشد که منجر به اختلال در کیفیت زندگی و عملکرد روزانه این افراد می شود. با توجه به اهمیت بهبود و درمان این علائم، پژوهش در خصوص عوامل روانشناختی موثر بر علائم روان تنی ضروری می باشد. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین طرحواره های ناسازگار اولیه با علائم روان تنی با نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در زنان نابارور می باشد. روش: مطالعه حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و مدل معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری این پژوهش زنان نابارور مراجعه کننده به کلینیک ناباروری در مشهد بودند که 360 نفر به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های فرم کوتاه طرحواره های ناسازگار اولیه، علائم روان تنی و فرم کوتاه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، معادلات ساختاری و آزمون تحلیل مسیر به کمک نرم افزار SPSS نسخه 22 و AMOS نسخه 24 صورت گرفت. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش طرحواره های ناسازگار اولیه و راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان با علائم روان تنی رابطه مثبت و راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان با علائم روان تنی رابطه منفی معنی داری دارند (001/0>P.).  نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که راهبردهای تنظیم شناختی هیجان نقش میانجی در رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و علائم روان تنی ایفا می کند و شاخص های برازش نیز همگی حاکی از برازش مطلوب مدل بودند. نتیجه گیری: آنچه از یافته های حاضر می توان نتیجه گرفت، اهمیت آموزش مهارت های تنظیم شناختی هیجان در زنان نابارور است. با توجه به بروز علائم روان تنی در این افراد، استفاده از راهبردهای سازگار تنظیم شناختی هیجان منجر به کاهش شدت و بروز این علائم می شود
۷۳۷.

اثربخشی طرحواره درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی، خشم و نشخوار فکری دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۸۴
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرحواره درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی، خشم و نشخوار فکری دانشجویان بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دختر 18 تا 40 ساله دانشگاه فردوسی مشهد در نیم سال دوم سال تحصیلی 1403-1402 بودند. نمونه پژوهش شامل 30 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای سنجش شامل مقیاس نشخوار فکری-تامل تراپنل و کمپل (1996، RRQ)، پرسشنامه حالت-صفت بیان خشم اسپیلبرگر (1999، STAXI-2) و پرسشنامه کوتاه سازمان جهانی بهداشت (1996، WHOQOL-BREF) استفاده به عمل آمد. گروه آزمایش تحت طرحواره درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی طی ۸ جلسه ۹0 دقیقه ای هفته ای یکبار قرار گرفت و گروه کنترل هیچگونه مداخله درمانی دریافت نکرد. جهت تجزیه و تحلیل از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون کیفیت زندگی، خشم و نشخوار فکری در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 01/0 وجود داشت. یافته های این پژوهش نشان داد طرحواره درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش کیفیت زندگی و کاهش خشم و نشخوار فکری دانشجویان اثربخش بوده است.
۷۳۸.

اثربخشی طرحواره درمانی بر حساسیت بین فردی، ترس از ارزیابی های منفی و شرم درونی شده در نوجوان با تجربه طلاق والدین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۵
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر حساسیت بین فردی، ترس از ارزیابی های منفی و شرم درونی شده در نوجوان با تجربه طلاق والدین بود. پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه نوجوان با تجربه طلاق والدین و مراجعه کننده به مراکز درمانی و مشاوره شهر تهران در سال 1403 بودند که از بین آنها 30 نفر به طور در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جایگذاری شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه حساسیت بین فردی بایس و پارکر (1989، IPSM)، پرسشنامه ترس از ارزیابی های منفی لری (1983،BFNES)، پرسشنامه شرم درونی شده کوک (1993، ISS) بود. گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای هر هفته یک جلسه طرحواره درمانی را دریافت کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری بین پس آزمون گروه آزمایش و گواه در حساسیت بین فردی، ترس از ارزیابی های منفی و شرم درونی شده در نوجوان با تجربه طلاق والدین وجود داشت (05/0p<). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که طرحواره درمانی بر حساسیت بین فردی، ترس از ارزیابی های منفی و شرم درونی شده در نوجوان با تجربه طلاق والدین تأثیر داشته است.
۷۳۹.

مقایسه اثربخشی درمان فراتشخیصی و درمان پذیرش و تعهد بر سلامت روان زنان مطلقه سرپرست خانوار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۱
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان فراتشخیصی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سلامت روان زنان مطلقه سرپرست خانوار بود. مواد و روش ها: روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با دو گروه آزمایش و گروه گواه و جامعه آماری شامل کلیه زنان مطلقه سرپرست خانوار در شهر اصفهان در سال 1402 که به روش نمونه گیری در دسترس 45 نفر انتخاب، و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (گروه درمان پذیرش و تعهد 15 نفر و گروه درمان فراتشخیصی 15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) قرار گرفتند. سپس به گروه آزمایش درمان پذیرش و تعهد 8 جلسه 90 دقیقه ای و به گروه آزمایش درمان فراتشخیصی هم 8 جلسه 90 دقیقه ای ارائه شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ، ۱۹۷۲)، بود. داده ها به وسیله روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد، F مشاهده شده، بین میزان تأثیرگذاری دو روش درمان فراتشخیصی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سلامت روان تفاوت معناداری وجود ندارد. نتیجه گیری: بنابراین، می توان گفت، بین میزان تأثیرگذاری دو روش درمان فراتشخیصی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانه ها و شکایات جسمانی، اضطراب، نارسایی عملکرد اجتماعی، و افسردگی زنان مطلقه سرپرست خانوار تفاوت معناداری وجود ندارد.
۷۴۰.

کاربردشناسی زبان در کودکان با رشد بهنجار و مقایسه آن با کودکان دچار اختلالات عصب رشدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۵
زمینه و هدف: یکی از عوامل ناتوان کننده در کودکان، آسیب در ارتباط اجتماعی است. کاربردشناسی زبان یکی از اجزای اصلی ارتباط اجتماعی است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و مقایسه توانایی کاربردشناسی در کودکان با رشد بهنجار و مقایسه آن با کودکان دچار اختلالات عصب رشدی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع مقطعی (علی مقایسه ای) و جامعه آماری کودکان 5 تا 9 ساله شهر تهران ) 1400-1399) بودند. 35 کودک دارای رشد بهنجار و 119 کودک دچار اختلالات عصب رشدی شامل اختلال طیف اتیسم (24 نفر)، اختلال نقص توجه/ بیش فعالی (25 نفر)، اختلال نقص توجه (24 نفر)، اختلال رشدی زبان (21 نفر) و اختلال ارتباط اجتماعی (25 نفر)، از 3 دبستان و مرکز پیش دبستانی و نیز 11 مرکز توانبخشی به صورت غیر تصادفی انتخاب شدند. تشخیص براساس نظر تیم تخصصی چند رشته ای بود که بر اساس مشاهدات، تاریخچه پزشکی و خانوادگی، خطوط راهنمای تشخیصی و درمانی اختلالات روانی انجمن روانپزشکی آمریکا و نیز نتایج آزمون های پرسشنامه توانایی کاربردشناختی زبان، آزمون تشخیصی اتیسم گیلیام- نسخه دوم (گارز -2)، آزمون اسنپ-4، آزمون رشد زبان نیوکامر و هامیل، نسخه فارسی مجموعه آزمون ارزیابی تشخیصی آوایی و واجی، آزمون ایران- استنفورد- بینه و فهرست وارسی ارتباطی کودکان- نسخه دوم، انجام شد. سپس مادران پرسشنامه توانایی های کاربرد شناسی زبان را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکراهه انجام شد. یافته ها: درهر سه عامل«قواعد گفتگو و کنش های گفتاری» «بافت» و «درک و تعامل اجتماعی» کودکان دارای رشد بهنجار تفاوت معناداری با کودکان دچار اختلالات عصب رشدی شامل اختلال طیف اتیسم، اختلال نقص توجه/ بیش فعالی، اختلال نقص توجه ، اختلال رشدی زبان و اختلال ارتباط اجتماعی داشتند (0.001 >p). نتیجه گیری: کودکان دچار اختلالات عصب رشدی در مولفه های توانایی های کاربردشناسی مشکل دارند، بنابراین درمانگران کودک باید ابعادی از کاربردشناسی زبان را که آسیب دیده اند شناسایی و بر این اساس، مداخلات درمانی ویژه ای طراحی نمایند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان