نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۲٬۰۰۵ مورد.
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
135 - 144
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین و امکان سنجی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری بر بهزیستی روانشناختی مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی دارای فرزند مشغول به تحصیل دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 شهر اصفهان بود. تعداد 30 مادر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگذاری شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های بهزیستی روانشناختی (RSPWB، ریف و همکاران، 1989) و ترومای دوران کودکی (CTQ، برنستاین و همکاران، 2003) بود. گروه آزمایش بسته آموزشی توانمندسازی والدگری را در 10 جلسه 60 دقیقه ای دریافت نمودند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بین پیش آزمون و پس آزمون بهزیستی روانشناختی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود داشت. همچنین بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود نداشت و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. بنابراین می توان گفت بسته آموزشی توانمندسازی والدگری روش مداخله ای مناسب جهت ارتقای بهزیستی روانشناختی مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی است.
نقش واسطه ای ذهن آگاهی در پیش بینی اختلالات خوردن بر اساس اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
109 - 118
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای ذهن آگاهی در پیش بینی اختلالات خوردن براساس اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش توصیفی _ همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی قم در سال 1401، بودند که از بین آنها به صورت در دسترس 200 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های اضطراب اجتماعی کونور و همکارانSPI) ، 2000)، پرسشنامه ذهن آگاهی فرایبورگ FMI-SF) ، 2001)، پرسشنامه تشخیصی اختلالات خوردن استیک و همکاران EDDS) ، 2001) بود. درنهایت از روش تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها نشان داد مدل از براش مناسبی برخوردار است. بین اضطراب اجتماعی با مولفه های پرخوری عصبی و اختلال پرخوری در دانشجویان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (01/0>p). اما بین اضطراب اجتماعی با مولفه بی اشتهایی عصبی در دانشجویان رابطه معناداری مشاهده نشد (05/0<p). همچنین بین مولفه ترس، اجتناب، ناراحتی فیزیولوژی، اضطراب اجتماعی با ذهن آگاهی در دانشجویان رابطه منفی و معنادار وجود داشت (01/0>p). اما بین ذهن آگاهی با مولفه های بی اشتهایی عصبی، پرخوری عصبی و اختلال پرخوری در دانشجویان رابطه معناداری وجود نداشت (05/0<p). همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که ذهن اگاهی در ارتباط اضطراب اجتماعی و اختلال خوردن دانشجویان دانشگاه آزاد قم نقش واسطه ای ندارد. یافته های پژوهش نشان داد ذهن آگاهی نقش میانجیگری بین اضطراب اجتماعی و اختلال خوردن نداشت.
اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی بر تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و بازداری هیجانی دانش-آموزان پسر دارای رفتارهای پر خطر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
221 - 230
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی بر تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و بازداری هیجانی دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پرخطر بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر اردبیل (ناحیه یک) در سال تحصیلی 1404-1403 بود که تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند بعد از غربالگری انتخاب و در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) به روش تصادفی ساده جایگذاری شدند. گروه آزمایش ده جلسه ی 75 دقیقه ای تحت آموزش خودکنترلی هیجانی قرار گرفتند. ابزارگردآوری داده ها شامل مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی (IARS، سلیمانی نسب و همکاران، 1397)، پرسشنامه استاندارد مهارهیجانی (ECQ، راجر و نشوور، 1987) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی IUS)، فریستون و همکاران، 1994) بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و بازداری هیجانی دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پرخطر در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود دارد. در نتیجه آموزش خودکنترلی هیجانی موجب کاهش تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و افزایش بازداری هیجانی دانش آموزان دارای رفتارهای پرخطر شد. براین اساس، بهره گیری از این روش آموزشی از سوی مشاوران و روانشناسان مدارس و مراکز رواندرمانی جهت پیشگیری از رفتارهای پرخطر می تواند ثمربخش واقع شود.
مرورنظام مند نارسایی های شناختی در بیماران مالتیپل اسکلروزیس وارائه الگوی جامع نارسایی های شناختی در این: مطالعه مروری (مرور نظام مند)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولتیپل اسکلروزیس (ام. اس) یک بیماری التهابی مزمن دستگاه عصبی مرکزی است که نشانه های این اختلال شامل دامنه گسترده ای از علایم بالینی از جمله اختلال شناختی می باشد. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگویی جامع از نارسایی های شناختی افراد مبتلا به این بیماری است. این پژوهش که مطالعه ای بنیادی و مبتنی بر روش مرور نظام مند است، به بررسی مطالعات داخلی و خارجی در مورد نارسایی های شناختی و انواع آن در بیماری ام. اس پرداخته است. پایگاه های داده های معتبر انگلیسی مانند ساینس دایرکت و اسکوپوس در بازه زمانی سال های 2015 تا 2023 و پایگاه های داده های داخلی مانند مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و بانک اطلاعات نشریات کشور در بازه زمانی سال های 1394 تا 1402 به طور نظام مند مورد بررسی قرار گرفتند. پس از استخراج 2250 مقاله و انجام سه مرحله غربالگری شامل مطالعه مقدمه، چکیده و نتیجه گیری مقالات، 153 مقاله مرتبط باقی مانده و مورد بررسی کامل قرار گرفتندمقالات به زبان های انگلیسی یا فارسی و در بازه های زمان ذکر شده و مرتبط با نارسایی شناختی در این پژوهش وارد شدند.و معیار خروج آن ابتلا به سایر اختلالات سالمندی و رشدی و بالینی غیر مرتبط با بیماری ام.اس در نظر گرفته شد.تحلیل این مقالات نهایی منجر به شناسایی چهار متغیر اصلی نارسایی شناختی شامل حافظه، توجه، سرعت پردازش اطلاعات و خستگی شناختی شد. الگو جامع نارسایی های شناختی در بیماران ام. اس بر اساس این متغیرها ارائه شد. با توجه به دامنه گسترده اختلالات و نارسایی های شناختی ناشی از بیماری ام. اس، این مطالعه توانست به مهم ترین و اصلی ترین نارسایی ها دست یابد و با ارائه الگوی جامع، توجه محققان را به عوامل اصلی در تدوین و برنامه ریزی درمان های شناختی جلب کند.
پیش بینی افکار خودکشی بر اساس کمال گرایی ناسازگار، باورهای غیر منطقی و فرسودگی تحصیلی در دانشجویان پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۸)
۱۳۲-۱۲۳
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی افکار خودکشی دانشجویان پزشکی بر اساس کمال گرایی ناسازگار، باورهای غیرمنطقی و فرسودگی تحصیلی بود. روش مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های پزشکی شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1402 بود که تعداد 150 نفر بر اساس فرمول تاباچینک و فیدل، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه مقیاس افکار خودکشی (STS، محمدی فر و همکاران، 1392)، کمال گرایی ناسازگار (MPS، استوبر و رامبو، 2007)، باورهای غیرمنطقی (IBT، جونز، 1986)، و فرسودگی تحصیلی (SBI، سالما آرو و ناتانن، 2005)، جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از روش تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش همزمان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد افکار خودکشی دانشجویان پزشکی بر اساس کمال گرایی ناسازگار، باورهای غیرمنطقی و فرسودگی تحصیلی قابل پیش بینی است (05/ 0p<) و 4/36 از واریانس افکار خودکشی در دانشجویان پزشکی را تبیین می کنند. در نتیجه کمال گرایی ناسازگار، باروهای غیرمنطقی و فرسودگی تحصیلی می توانند بر افکار خودکشی دانشجویان پزشکی موثر باشند.
مقایسه میزان اعتیاد به گوشی های هوشمند و خودکنترلی در دانشجویان با و بدون نشانه های افسردگی و اضطرابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف مقایسه میزان اعتیاد به گوشی های هوشمند و خودکنترلی در دانشجویان با و بدون نشانه های افسردگی و اضطرابی انجام شد. نوع پژوهش توصیفی و روش آن نیز علی – مقایسه ای بود. جامعه پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه های شهر تهران در سال تحصیلی 1402 – 1403 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس 260 نفر (130 نفر در گروه با نشانه های افسردگی و اضطرابی و 130 نفر بدون این نشانه ها) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسش نامه های افسردگی بک (1996، BDI) و اضطراب بک (1990، BAI)، پرسش نامه اعتیاد به گوشی های هوشمند کوون و همکاران (2013، SAS) و پرسش نامه خودکنترلی – فرم کوتاه شده تانجی و همکاران (2004، BSCS) بود. روش تحلیل این پژوهش تحلیل واریانس چندمتغیره (مانوا) بود. یافته های پژوهش نشان داد که بین میزان اعتیاد به گوشی های هوشمند و خودکنترلی در دانشجویان مبتلا و غیر مبتلا به نشانه های افسردگی و اضطرابی تفاوت معناداری وجود داشت (05/0P<). میانگین نمرات گروه دانشجویان مبتلا به نشانه های افسردگی و اضطرابی در میزان اعتیاد به گوشی های هوشمند و خرده مقیاس های آن بالاتر از گروه دانشجویان غیر مبتلا به نشانه های افسردگی و اضطرابی بود (05/0P<). همچنین میانگین نمرات گروه دانشجویان مبتلا به نشانه های افسردگی و اضطرابی در میزان خودکنترلی پائین تر از گروه دانشجویان غیر مبتلا به نشانه های افسردگی و اضطرابی بود (05/0P<). این نتایج بر اهمیت توجه به مشکلات روانی در تبیین رفتارهای مرتبط با استفاده از گوشی های هوشمند تأکید دارد.
اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر هنر درمانی بیانی بر تنظیم هیجانی و سلامت روان دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۶)
۱۷۴-۱۶۵
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر هنر درمانی بیانی بر تنظیم هیجان و سلامت روان دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی، با طرح پیش از آزمون- پس از آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر متشکل از تمامی دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی دانشگاه آزاد تربت جام در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از بین آن ها تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صوت تصادفی در دو گروه 15 نفره کنترل و آزمایش جای دهی شدند. جهت جمع آور داده ها از پرسشنامه اضطراب اجتماعی جرابک (1996، JASA)، پرسشنامه تنظیم هیجانی گراس و جان (2003، ERQ)، پرسشنامه سلامت روان گلدبرگ (1978، GHQ) و پروتکل هنر درمانی بیانی طی 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت دو جلسه در هفته استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تنظیم هیجان و سلامت روان در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. در نتیجه می توان عنوان داشت هنر درمانی بیانی از قابلیت عملی خوبی برای تنظیم هیجانی و سلامت روان برخوردار بوده و می تواند به عنوان یک گزینه درمانی از سوی روانشناسان مورد استفاده قرار گیرد؛ و بدین طریق نقش مؤثری را بر افزایش توانمندی های روان شناختی دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی به جا گذارد.
اثربخشی بازی درمانی بر اضطراب، افسردگی و تصویر بدنی کودکان مبتلا به سرطان بستری در بیمارستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی بازی درمانی بر اضطراب، افسردگی و تصویر بدنی کودکان مبتلا به سرطان بستری در بیمارستان بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کودکان 7 تا 10 سال بستری شده در بخش سرطان بیمارستان کودکان مفید شهر تهران در پاییز سال 1402 بود که از این جامعه تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس اضطراب آشکار کودکان (RCMS) (رینولدز و همکاران، 1978)، افسردگی کودکان و نوجوانان (CDS-A) (لانگ و همکاران، 1978) و روابط چند بعدی بدن- خود (MBSRQ) (کش، 1985) را تکمیل کردند. پس از آن گروه آزمایش مداخله بازی درمانی در 8 جلسه 45 دقیقه و هفته ای دوبار دریافت کردند. داده های پژوهش، به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد در متغیر اضطراب تفاوت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون (05/0>p، 86/8=d) و پیش آزمون پیگیری (05/0>p، 34/6-= d) معنادار است. در متغیر افسردگی نیز تفاوت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون (05/0>p، 75/7=d) و پیش آزمون و پیگیری (05/0>p، 06/5-=d) معنادار گزارش شد؛ همچنین در متغیر تصویر بدنی نیز تفاوت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون (05/0>p، 36/9-=d) و پیش آزمون پیگیری (05/0>p، 5934/4= d) معنادار گزارش شد. بر این اساس می توان گفت استفاده از بازی درمانی می تواند در بهبود اضطراب، افسردگی و تصویر بدنی کودکان مبتلا به سرطان بستری در بیمارستان موثر باشد.
پیش بینی مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان بر اساس جو عاطفی خانواده و شفقت به خود: نقش واسطه ای امنیت روانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۸)
۱۷۲-۱۶۳
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مدل ساختاری مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان براساس جو عاطفی خانواده و شفقت به خود با نقش واسطه ای امنیت روانی انجام شد. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه شهرستان آبیک در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از بین آنها با روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای 360 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس خودگزارشی آخنباخ (YSR، آخنباخ، 1991)، پرسشنامه جو عاطفی خانواده FECQ) ، هیل برن، 1964)، پرسشنامه شفقت به خودFPQ) ، نف، 2003) و پرسشنامه امنیت روانی (MSQ، مازلو، 2004) بودند. روش تحلیل این پژوهش، مدل یابی معادلات ساختاری بود. نتایج تحلیل معادلات ساختاری، حاکی از برازش مناسب مدل بود. سایر یافته های پژوهش نشان داد متغیرهای جو عاطفی خانواده و شفقت به خود، اثر مستقیم و معناداری بر کاهش مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان دارند (05/0>P). همچنین اثر غیرمستقیم امنیت روانی در رابطه بین جو عاطفی خانواده و شفقت به خود و مشکلات هیجانی و رفتاری معنادار بود (05/0>P). بنابراین آموزش مؤلفه های شفقت به خود و تقویت جو عاطفی خانواده با در نظر داشتن امنیت روانی می تواند از مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان بکاهد.
تبیین پدیدارشناسانه چالش های والدگری در والدین کودکان با نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
211 - 220
حوزههای تخصصی:
والدین دارای فرزند با نیازهای ویژه تجارب رنج آور و دغدغه های بسیاری را پیرامون مراقبت از فرزند ناتوان خود تجربه می کنند . این پژوهش بر اساس رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد و هدف از اجرای آن، بررسی چالش های والدگری از دیدگاه مادران دارای فرزندان با نیازهای ویژه مشغول به تحصیل در سال 1404-1403 بود. بازه زمانی اجرا پژوهش آذرماه تا دی ماه سال تحصیلی بود. حجم نمونه سیزده نفر بود و ملاک های اصلی برای انتخاب شرکت کنندگان داشتن حداقل یک فرزند با نیازهای ویژه و داوطلب بودن برای شرکت در پژوهش بود. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده و تجربه های زندگی شرکت کنندگان بررسی شد. برای تحلیل مصاحبه ها از روش کلایزی استفاده شد. نتایج مصاحبه ها پس از استخراج موضوعی و طبقه بندی، در 2 مقوله اصلی چالش های والدگری در بدو تولد و چالش های والدگری در طول زندگی و 13 مقوله فرعی طبقه بندی شدند. در مجموع، واکاوی چالش های والدگری در والدین دارای فرزندان با نیازهای ویژه نشان داد آنها در ابعاد مختلفی تحت تاثیر وضعیت فرزند خود قرار می گیرند. بنابراین از این مقوله ها می توان به منظور تدوین برنامه های آموزشی و روانشناختی برای والدین دارای کودکان با نیازهای ویژه استفاده کرد.
اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر قانون گریزی و بی تفاوتی اخلاقی در نوجوانان دارای قلدری سایبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
231 - 240
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر قانون گریزی و بی تفاوتی اخلاقی در نوجوانان دارای قلدری سایبری بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرج در سال تحصیلی 1404-1403 بود. در این راستا، 30 نفر از دانش آموزان به صورت هدفمند انتخاب و به دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های قلدری و قربانی سایبری (CBVEQ، آنتیادو و همکاران،2016)، قانون گریزی (QATLB، خدایاری و همکاران،1396) و بی تفاوتی اخلاقی (MDS، بندورا و همکاران، 1996) استفاده شد. گروه آزمایش در 8 جلسه تحت مداخله آموزش تنظیم هیجان قرار گرفت و پس از آن از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری انجام شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون قانون گریزی و بی تفاوتی اخلاقی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 01/0>P وجود دارد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که این نوع آموزش تأثیر قابل توجهی بر قانون گریزی و بی تفاوتی اخلاقی نوجوانان دارای قلدری سایبری دارد.
پیش بینی اضطراب کودکان ابتدایی بر اساس انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
21 - 28
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اضطراب کودکان ابتدایی بر اساس انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران دانش آموزان دختر پایه پنجم و ششم مقطع ابتدایی در مدارس شهر آباده در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 219 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس اضطراب کودکان (SCAS، اسپنس، 1997)، سیاهه انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و واندروال، 2010) و سیاهه تمایزیافتگی خود (DSI، اسکورن و فریندلندر، 2009) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران با اضطراب کودکان رابطه منفی و معناداری وجود دارد (01/۰p‹). همچنین انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران در مجموع 39 درصد از تغییرات اضطراب کودکان را تبیین کردند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران می توانند تبیین کننده اضطراب کودکان ابتدایی باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش اضطراب کودکان ابتدایی ضروری است.
نقش میانجی خودکارآمدی دررابطه بین سلامت سازمانی و نگرش شغلی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
201 - 210
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه بین سلامت سازمانی و نگرش شغلی معلمان بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری معلمان مقطع ابتدایی و متوسطه شهر بیستون در نیمه دوم سال 1401 بودند که از بین آن ها 300 معلم با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردید. ابزارهای این پژوهش شامل پرسش نامه نگرش به شغل معلمی آستنر و همکاران (2009، ATTPT)، پرسش نامه سلامت سازمانی مدارس هوی و فلدمن (1996، OHI) و پرسش نامه خودکارآمدی شرر و همکاران (1982، SEQ) بود. داده ها به روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده برازش مطلوب داده ها با الگوی پیشنهادی پژوهش بود. همچنین نتایج نشان دادند سلامت سازمانی بر نگرش شغلی و خودکارآمدی بر نگرش شغلی اثر مستقیم و معناداری داشتند (001/0>P). همچنین، سلامت سازمانی با میانجی گری خودکارآمدی بر نگرش شغلی اثر غیرمستقیم و معنادار داشتند (001/0>P). در مجموع می توان گفت سلامت سازمانی و خودکارآمدی منجر به نگرش شغلی مثبت در معلمان و افزایش انگیزه برای تلاش و کوشش در زمینه آموزش دانش آموزان می شود و پیشرفت عملکرد تحصیلی و به دنبال آن رشد و اعتلای نظام آموزشی را به دنبال دارد.
طراحی و اعتباریابی پرسشنامه تله های بنیادین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
231 - 242
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش طراحی و اعتباریابی پرسشنامه تله های بنیادین بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات در سال 1402 تشکیل دادند که به روش نمونه گیری در دسترس 392 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته تله های بنیادین بر روی آنان اجرا گردید. براساس نتایج تحلیل عاملی ۱۷ گویه از ۴۷ گویه آزمون حذف شده و ۳۰ گویه باقی مانده بار عاملی بالایی را نشان داد. یافته ها حاکی از آن بود که ۳ بعد پرسشنامه در مجموع 34/54 درصد از واریانس گویه ها را تبیین می کنند. ضریب پایایی آلفای کرونباخ و بازآزمایی پرسشنامه تله های بنیادین به ترتیب ۷۹/۰ و ۸۲/۰ به دست آمد که سطح مطلوبی از پایایی را نشان می دهد. بنابراین هماهنگی بین ابعاد با نمره کل قابل قبول بود و روایی و پایایی پرسشنامه محقق ساخته تله های بنیادین در سطح مطلوبی قرار دارد و نشان می دهد که پرسشنامه از کفایت لازم برخوردار است.
پیش بینی مهارت اجتماعی بر اساس شیوه مقابله با استرس و تمایز یافتگی خود در دانشجویان تک فرزند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
79 - 88
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی مهارت اجتماعی بر اساس شیوه مقابله با استرس باورها و تمایزیافتگی خود در دانشجویان تک فرزند انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان تک فرزند شهر اصفهان در سال 1403 بود. با روش نمونه گیری در دسترس 370 نفر در پژوهش شرکت کردند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه مقابله با شرایط پراسترس (CISS-21، اندلر و همکاران، 1990)، تمایزیافتگی خود (DSI-R، اسکورون و همکاران، 1998) و مهارت های اجتماعی (TISS، ایﻨﺪربیتزن و همکاران، 1992) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش رگرسیون چندگانه به روش همزمان انجام شد. نتایج حاصل از انجام تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که میان مهارت اجتماعی و مقابله با استرس و تمایزیافتگی رابطه معنادار وجود دارد (05/0>p) و حدود 1/18 درصد از واریانس مهارت اجتماعی توسط شیوه مقابله با استرس و تمایز یافتگی پیش بینی می شود. نتیجه گیری می شود که که شیوه مقابله با استرس و میزان تمایزیافتگی خود می توانند سهم معناداری در پیش بینی مهارت های اجتماعی دانشجویان تک فرزند ایفا کند و بخش قابل توجهی از واریانس این مهارت ها را تبیین نماید.
اثربخشی طرحواره درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی، خشم و نشخوار فکری دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
11 - 22
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرحواره درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی، خشم و نشخوار فکری دانشجویان بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دختر 18 تا 40 ساله دانشگاه فردوسی مشهد در نیم سال دوم سال تحصیلی 1403-1402 بودند. نمونه پژوهش شامل 30 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای سنجش شامل مقیاس نشخوار فکری-تامل تراپنل و کمپل (1996، RRQ)، پرسشنامه حالت-صفت بیان خشم اسپیلبرگر (1999، STAXI-2) و پرسشنامه کوتاه سازمان جهانی بهداشت (1996، WHOQOL-BREF) استفاده به عمل آمد. گروه آزمایش تحت طرحواره درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی طی ۸ جلسه ۹0 دقیقه ای هفته ای یکبار قرار گرفت و گروه کنترل هیچگونه مداخله درمانی دریافت نکرد. جهت تجزیه و تحلیل از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون کیفیت زندگی، خشم و نشخوار فکری در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 01/0 وجود داشت. یافته های این پژوهش نشان داد طرحواره درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش کیفیت زندگی و کاهش خشم و نشخوار فکری دانشجویان اثربخش بوده است.
پیش بینی تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان بر اساس انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
103 - 110
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان بر اساس انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر تهران در سال 1402 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس به تعداد 264 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس تحول مثبت نوجوانی (PYDS، گلدوف و همکاران، 2014)، پرسشنامه پذیرش و عمل - نسخه دوم (AAQ-II، باند و همکاران، 2011) و مقیاس شفقت به خود فرم کوتاه (SCS-SF، ریس، 2011) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود با تحول مثبت نوجوانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/۰p‹). همچنین انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود در مجموع 25 درصد از تغییرات تحول مثبت نوجوانی را تبیین کردند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود می توانند تبیین کننده تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های ارتقا تحول مثبت نوجوانی ضروری است.
پیش بینی گرایش به مصرف الکل بر اساس تحمل پریشانی و تنظیم هیجان در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
121 - 128
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی گرایش به مصرف الکل بر اساس تحمل پریشانی و تنظیم هیجان در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه نوجوانان دختر و پسر متوسطه دوم منطقه 8 شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 بود که از بین آنها 200 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس و غیرتصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه گرایش به مصرف مشروبات الکلی شیخ (1393 ACTQ,)، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (۲۰۰۵DTS, ) و پرسشنامه تنظیم شناختی گارنفسکی و کرایج (2006،CERQ ) جمع آوری گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد تحمل پریشانی و تنظیم هیجان قادر به پیش بینی گرایش به مصرف الکل بوده اند (05/0>p) و درمجموع 39 درصد از واریانس گرایش به مصرف الکل را تبیین می کنند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که تحمل پریشانی و تنظیم هیجان نقش معنی داری در پیش بینی گرایش به مصرف الکل دارند و لزوم توجه به این عوامل برای کاهش گرایش به مصرف الکل در نوجوانان ضروری به نظر می رسد.
نقش میانجی صفات اولیه خودشیفتگی در رابطه روابط موضوعی و نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
11 - 20
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی صفات اولیه خودشیفتگی در رابطه روابط موضوعی و نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری شامل انشجویان 18 الی 24 سال دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1403-1402بود که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای خوشه ای 350 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خود گزارشی علائم اختلال نافرمانی مقابله ای بزرگسالان (ASROS-5) جانستون و همکاران (2020)، پرسشنامه شخصیت خودشیفته (40-NPI) راسکین و هال (1981) و پرسشنامه روابط موضوعی و واقعیت آزمایی بِل (BORRTI) بل (1995) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج بیانگر معناداری اثر مستقیم روابط موضوعی بر صفات اولیه خودشیفتگی و نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای و همچنین اثر مستقیم صفات اولیه خودشیفتگی بر نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای بود (01/0>P). همچنین نتایج بیانگر اثر غیرمستقیم روابط موضوعی بر نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای با میانجی گری صفات اولیه خودشیفتگی بود (01/0>P). این نتایج نشان می دهد که صفات اولیه خودشیفتگی با توجه به نقش روابط موضوعی می تواند تبیین کننده نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای دانشجویان باشد.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان فراتشخیصی یکپارچه- نگر بر نگرانی از تصویر بدن نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
181 - 190
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر بر نگرانی از تصویر بدن نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل نوجوانان پسر مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی مراجعه کننده به مراکز مشاوره در منطقه 3 شهر تهران در سال 1402-1401 بود. حجم نمونه شامل 45 نفر (هر گروه 15 نفر) بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه جای گذاری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی (BICI) لیتلتون و همکاران (2005) بود. گروه درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی 8 جلسه 2 ساعته و گروه درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر نیز 12 جلسه یک ساعته مداخله دریافت کردند. نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد که تفاوت میانگین پیش آزمون هر دو مولفه نگرانی از تصویر بدن با پس آزمون و پیگیری معنادار است (05/0>P) ولی بین پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<P). همچنین نتایج نشان داد برای هر دو مولفه تفاوت گروه های آزمایش با گروه گواه معنادار است (05/0>P) ولی بین دو گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0<P). نتایج بیانگر این بود که هر دو مداخله پژوهش حاضر احتمالا درمان کارآمدی برای بهبود نگرانی از تصویر بدن نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است.