ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۸۱ تا ۱٬۲۰۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۱۱۸۱.

A Causal Model of Marital Quality of Life Based on Resilience with the Mediating Role of Sexual Satisfaction in Married Teachers(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۲۰۸
Objective: This study aimed to investigate a causal model of marital quality of life based on psychological resilience with the mediating role of sexual satisfaction in married teachers. Methods and Materials: The research employed a descriptive-correlational design using structural equation modeling (SEM). The sample consisted of 375 married teachers selected through purposive sampling. Data were collected using the Connor-Davidson Resilience Scale (CD-RISC), the Sexual Satisfaction Questionnaire by Hudson et al., and the Revised Dyadic Adjustment Scale (RDAS) by Busby et al. Descriptive statistics and inferential analyses were conducted using SPSS and AMOS software. Assumptions of normality, linearity, and multicollinearity were checked and confirmed prior to model testing. Findings: The results revealed a significant direct effect of resilience on marital quality of life (β = 0.42, p < 0.001), indicating that higher resilience is associated with greater marital quality among married teachers. However, the indirect effect of resilience on marital quality of life through sexual satisfaction was not statistically significant (β = 0.10, p = 0.113), suggesting that sexual satisfaction does not mediate the relationship between resilience and marital well-being in this population. Model fit indices confirmed the adequacy of the proposed model (χ²/df = 2.54, RMSEA = 0.05, CFI = 0.94, NFI = 0.91, GFI = 0.95, AGFI = 0.93). Conclusion: Resilience plays a crucial and independent role in enhancing marital quality of life among married teachers, while sexual satisfaction, despite its overall importance, does not serve as a mediating factor in this relationship. The findings underscore the importance of psychological strengths in marital dynamics and suggest the need for interventions that enhance resilience to promote relational well-being, especially in high-stress professional contexts.
۱۱۸۲.

نظریه طراحی آموزشی شغل-محور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۱
در این مقاله، نظریه طراحی آموزشی شغل-محور تشریح شده است. هدف از ارائه نظریه طراحی آموزشی شغل -محور، ایجاد یک چارچوب نظام مند است که بتواند به گونه ای مؤثر به تحلیل نیازهای واقعی شغلی و اقتضائات بافت های سازمانی پرداخته و اصول و راهبردهای آموزشی را به گونه ای هدفمند در موقعیت های شغلی به کار گیرد. این نظریه بر اساس چارچوب نظری "روش-شرایط-نتایج" و به صورت اکتشافی-استقرایی توسعه یافته است؛ و مفروضه اساسی آن این است که الگوهای طراحی آموزشی شغلی باید مبتنی بر شایستگی های چهارگانه شغلی در چهار حیطه ی اصلی شناختی، روانی-حرکتی، نگرشی-عکس العملی و میان فردی-تعاملی با دو ماهیت روش کاری و مولد باشند که هر یک از این دسته بندی ها نیازمند استراتژی های سازماندهی و توالی بخشی، نظام های پشتیبانی دانش، استراتژی های آموزشی، استراتژی های تمرین و بازخورد، و استراتژی های ارزیابی متناسب هستند. به علاوه، ارزشیابی اثربخشی برنامه های آموزشی نیز باید دربرگیرنده همه ابعاد چهارگانه شایستگی های شغلی باشد. نظریه طراحی آموزشی شغل-محور شامل نٌه مولفه اصلی است که در این مقاله به اختصار توضیح داده شده است. این مولفه ها عبارتند از: ۱) شغل-نیازمحوری، ۲) یادگیرنده-بافت، ۳) ماتریس مهارت-عملکرد (طبقه بندی انواع مهارت ها، طبقه بندی ماهیت مهارت ها، و طبقه بندی سطوح عملکرد می باشد)، ۴) سازماندهی و توالی بخشی مهارتها (روش های کاری و شرح و بسطی)، ۵) نظام پشتیبانی دانش (روش های کاری و طرحواره ای)، ۶) استراتژی های آموزشی (مستقیم و اکتشافی هدایت شده)، ۷) استراتژی های تمرین (تمرین کاربرد-محور و اکتشاف-محور، ۸) استراتژی های ارزیابی (ارزیابی کاربرد-محور و اکتشاف-محور) و ۹) ارزشیابی آموزش (اثربخشی، کارآمدی و انگیزه بخشی) است. این نظریه می تواند به عنوان چارچوبی یکپارچه و کاربردی در طراحی دوره های آموزشی شغل محور، برنامه های کارآموزی، توسعه حرفه ای، و بهسازی عملکرد نیروی انسانی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۱۸۳.

بررسی اثربخشی القای خلق بر کنش های اجرایی و نظریه ذهن دانشجویان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۴۹
هدف : این پژوهش در پی بررسی تاثیر حالت های خلقی مختلف ( هم خلق مثبت که شامل شادی و آرامش و هم خلق منفی که شامل ترس و خشم ) بر دو کنش اجرایی سرد (حافظه فعال و بازداری) و کنش اجرایی گرم ( نظریه ذهن) در دانشجویان دختر بود. روش : این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون – پس آزمون است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دختر دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 1400-1399 تشکیل داد. در این پژوهش از افراد واجد شرایط 75 نفر به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در چهار گروه آزمایشی و یک کنترل گمارده شدند (15 نفر برای هر گروه). برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه پاناس؛ آزمون ذهن خوانی از طریق تصویر چشم و آزمون برو-نرو و n-back و برای بررسی فرضیه های پژوهش نیز از آزمون کوواریانس استفاده شد. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد القای خلق مثبت میزان عواطف منفی را کاهش و میزان عواطف مثبت را به طور معنی داری افزایش می دهد. همچنین القای خلق مثبت تاثیر معناداری بر کنش های اجرایی مانند بهبود ظرفیت حافظه کاری، بازداری و بهبود عملکرد نظریه ذهن در دانشجویان دختر دارد (05/0P˂). نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد که القای خلق مثبت می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در بهبود کنش های اجرایی و نظریه ذهن مورد استفاده قرار گیرد. استفاده از این روش در محیط های آموزشی و روان شناختی می تواند به ارتقای عملکرد شناختی و اجتماعی دانشجویان کمک کند.
۱۱۸۴.

The Structural Model of Democratic Parenting Based on Parental Stress Index and Couples' Communication Patterns with the Mediating Role of Wisdom(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۵۸
Objective: The present study aimed to examine the structural model of the relationship between parental stress and couples' communication patterns with democratic parenting, with the mediating role of wisdom. Methods: The research method was applied in nature, considering the potential use of the data, and the design was descriptive-correlational. The statistical population consisted of parents of elementary school students in Tehran during the 2022-2023 academic year, from which 639 participants were selected through cluster sampling. Data collection tools included the Parental Stress Index by Abidin (1990), the Couples' Communication Patterns Scale by Christensen and Salovey (1984), the Sense of Coherence Scale by Antonovsky (1993), and the Authoritative Parenting Questionnaire by Robinson et al. (2001). The data were analyzed using structural equation modeling (SEM). Findings: The results showed that the stress index, demand/withdrawal, and criticism/defense patterns had a significant negative relationship with authoritative parenting (P < 0.01). Wisdom and constructive interactions demonstrated a positive relationship with authoritative parenting (P < 0.01). Additionally, the results of the modeling indicated that the model had a good fit, and wisdom could mediate the relationship between parental stress, constructive interactions, and demand/withdrawal with authoritative parenting. Conclusion: The findings showed that the variables of parental stress, couples' communication patterns, and wisdom influence parenting.
۱۱۸۵.

پیش بینی سبک های والدگری براساس ذهنیت طرحواره ای با میانجی گری خودمتمایزسازی در مادران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۵
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی سبک های والدگری براساس ذهنیت طرحواره ای با میانجی گری خودمتمایزسازی در مادران انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه ی پژوهش را کلیه ی مادران مراجعه کننده به مراکز بهداشت منطقه ی 1 شهر تهران در سال 1403 تشکیل داد که از بین آنها به صورت دردسترس 303 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در جمع آوری داده ها از پرسشنامه های فرم کوتاه سیاهه ذهنیت طرحواره ای لابستل و همکاران (SMI، 2010)، سبک ها و ابعاد والدگری بامریند (PSDQ، 1971) و فرم کوتاه سیاهه خودمتمایزسازی دریک (DSI-SH، 2011) استفاده شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. هم چنین یافته ها نشان داد که مسیر مستقیم ذهنیت طرحواره ای به خودمتمایزسازی، ذهنیت طرحواره ای به سبک های والدگری و خودمتمایزسازی معنی دار بود. همچنین مسیر غیرمستقیم ذهنیت های سالم به سبک والدگری مقتدرانه و سبک والدگری مستبدانه از طریق خودمتمایزسازی معنادار شده است (05/0> P). سطح معناداری برای مسیر غیر مستقیم کودک آسیب دیده به سبک والدگری مقتدرانه و سبک والدگری مستبدانه از طریق خودمتمایزسازی معنادار شده است. سطح معناداری برای مسیر غیر مستقیم مقابله ای ناسازگار به سبک والدگری مقتدرانه و سبک والدگری مستبدانه از طریق خودمتمایزسازی معنادار شده است (05/0> P). سطح معناداری برای مسیر غیر مستقیم والد ناکارآمد به سبک والدگری مقتدرانه و سبک والدگری مستبدانه از طریق خودمتمایزسازی معنادار شده است (05/0> P). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که ذهنیت طرحواره ای می تواند از طریق خودمتمایزسازی بر سبک های والدگری در مادران اثر بگذارد.
۱۱۸۶.

واکاوی تجارب ارتباطی زوجین پس از ترک اعتیاد همسر (مطالعه کیفی با تأکید بر تجارب افراد بهبودیافته در کنگره 60)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجارب ارتباطی زوجین پس از ترک اعتیاد همسر با تأکید بر تجارب افراد بهبودیافته در کنگره 60 انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون استقرائی نیازمحور بود. جامعه مورد مطالعه پژوهش شامل همه همسران افراد بهبودیافته از وابستگی به مواد در شهر اصفهان بودند که از بین آن ها 17 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای دستیابی به تجارب ارتباطی زوجین پس از ترک وابستگی به مواد همسر، از فرم مصاحبه نیمه ساختارمند و اکتشافی با زنان در باب تحولات تجربه شده در زندگی زناشویی استفاده شد. لازم به ذکر است که نمونه گیری تا زمان اشباع داده ها ادامه یافت. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، ابتدا داده ها ثبت و کدگذاری شدند و سپس بر پایه رویکرد تحلیل مضمون استقرایی براون و کلارک تجزیه وتحلیل شدند. به منظور نظم دادن به داده های حاصل از مصاحبه ها، فرایند تجزیه و تحلیل در بستر نرم افزار MAXQDA انجام شد. یافته ها: پس از منسجم سازی کدهای اولیه، 15 مضمون سازمان دهنده و 5 تم فراگیر شامل ارتباطات عاطفی بازسازی شده، آرامش ارتباطی ناشی از ثبات اقتصادی، تعاملات روزمره متعارف، ارتباطات جنسی آرامش بخش و تعاملات تفریحی لذت بخش به دست آمد. نتیجه گیری: به طور کلی، مطابق با روش درمانی متداول در جمعیت احیای انسانی (کنگره 60)، وقتی فرایند تغییر تدریجی ساختار ذهنی افراد تحت درمان با همسویی همسران آن ها به عنوان همسفر رویکردی چندجانبه را دنبال می کند منجر به ایجاد تحولات و پیامدهای ماندگار در روابط زوجین و انواع تعاملات بین فردی آن ها می شود که واکاوی این روابط نشان از بازتعریف نقش همسر در مسیر رهایی از مواد است.
۱۱۸۷.

Comparison of the Effectiveness of Cognitive-Behavioral Therapy and Metaphor Therapy on Marital Burnout in Women with Marital Conflicts(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۴۴
Objective: The purpose of this study was to compare the effectiveness of cognitive-behavioral therapy (CBT) and metaphor therapy on marital burnout in women with marital conflicts. Methods: The research method was quasi-experimental with a pretest-posttest design, a control group, and a three-month follow-up period. The statistical population included women with marital conflicts who visited counseling centers in Shiraz in 2023. A total of 60 participants were selected voluntarily and randomly assigned to two experimental groups and one control group. The research instrument was the Marital Burnout Questionnaire (Pines, 1996, CBM). The educational interventions, based on the cognitive-behavioral approach (Gehart, 2012) and the metaphor-based approach (Coup, 2013), were conducted in eight 60-minute sessions for the two experimental groups. Data were analyzed using repeated-measures ANOVA. Findings: The results indicated a significant difference in the posttest and follow-up stages between the control group and the CBT group (p < .001) and the metaphor therapy group (p < .001). The effectiveness of CBT and metaphor therapy in improving marital burnout was 59.6% and 29.7% in the posttest, and 69.2% and 34.8% in the follow-up stage, respectively. Additionally, the findings showed a significant difference between the two experimental groups in both the posttest and follow-up stages, with differences of 26.3% and 37.1%, respectively. Conclusion: Based on the findings, it can be concluded that both CBT and metaphor therapy lead to improvements in marital burnout among women. Family therapists can utilize these educational approaches to enhance marital relationships in couples experiencing conflicts.
۱۱۸۸.

اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی- هیجانی بر پذیرش اجتماعی و ادراک شایستگی در نوجوانان مبتلا به اختلال یادگیری خاص

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۸۷
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی- هیجانی بر پذیرش اجتماعی و ادراک شایستگی در نوجوانان مبتلا به اختلال یادگیری خاص بود. این پژوهش با روش نیمه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشآموزان مبتلا به اختلال یادگیری خاص مشغول به تحصیل در دوره دوم ابتدایی استان آذربایجان غربی در نیمسال اول سالتحصیلی 04-1403 بودند. تعداد افراد نمونه برای هر یک از گروههای آزمایش و گروه کنترل 18 نفر و در مجموع 36 نفر بود که بصورت در دسترس انتخاب و بصورت تصادفی ساده جایگزین شدند. جهت گردآوری دادهها در این پژوهش از پرسشنامههای پذیرش اجتماعی مارلو و کراون (1960) و ادراک شایستگی هارتر (1985) استفاده شد. در این پژوهش پروتکل جلسات یادگیری اجتماعی- هیجانی براساس کتاب آموزش مهارت های اجتماعی هیجانی صدری دمیرچی (۱۳۸۹) و توسط صدری دمیرچی و اسماعیلی قاضی ولوئی (1395) در 12 جلسه 1 ساعته اجرا شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که برنامه یادگیری اجتماعی- هیجانی به میزان 0.31 واحد بر پذیرش اجتماعی تاثیر داشت. همچنین، برنامه یادگیری اجتماعی- هیجانی به میزان 0.17 واحد بر ادراک شایستگی تاثیر داشت. یافته ها نشان داد که برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی موجب بهبود پذیرش اجتماعی و ادراک شایستگی در نوجوانان مبتلا به اختلال یادگیری خاص شد. این نتایج بیانگر اثربخشی این مداخله در ارتقای مهارت های اجتماعی و خودادراکی این گروه از دانش آموزان است.
۱۱۸۹.

اثربخشی زوج درمانی شناختی_رفتاری غنی شده بر بی رمقی و کیفیت روابط زناشویی زوجین دارای تعارضات زناشویی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۲
زمینه و هدف: تعارض زناشویی در خانواده مسائل و مشکلاتی را در سطوح فردی، نهادی و اجتماعی به وجود می آورد. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی زوج درمانی شناختی_رفتاری غنی شده بر بی رمقی و کیفیت روابط زناشویی زوجین دارای تعارضات زناشویی انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری زوجینی بودند که در 3 ماهه پایانی سال 1402 به علت تعارض زناشویی به شورای حل اختلاف شهر نیشابور مراجعه نمودند. تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های بی رمقی زناشویی پاینز (1996)، کیفیت روابط زناشویی کوندی و همکاران (2016) و تعارض زناشویی براتی و ثنایی (1385) بودند. گروه آزمایش، به مدت 10 جلسه 60 دقیقه ای تحت زوج درمانی شناختی_رفتاری غنی شده قرار گرفتند اما گروه کنترل تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس و استفاده از نسخه 26 نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته ها حاکی از آن بود که زوج درمانی شناختی_رفتاری غنی شده موجب کاهش بی رمقی و افزایش کیفیت روابط زناشویی زوجین دارای تعارضات زناشویی شده است (001/0>p). نتیجه گیری: در مجموع نتایج مطالعه حاضر نشان داد زوج درمانی شناختی_رفتاری غنی شده، روشی مؤثر و کارآمد در کاهش بی رمقی و افزایش کیفیت روابط زناشویی زوجین دارای تعارضات زناشویی است و می تواند توسط درمانگران در مداخلات خانواده استفاده گردد و در نتیجه به بهبود روابط زناشویی کمک نماید.
۱۱۹۰.

مطالعه پدیدارشناسانه ادراک کارکنان نظامی از مشاوره و تأثیرات آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۳
امروزه مشاوره و بهره مندی از خدمات مرتبط با آن، یکی از نیازهای اساسی انسان در دستیابی به بهزیستی به شمار می رود.پژوهش حاضر با هدف شناسایی ادراک کارکنان سپاه پاسداران اسلامی نسبت به مشاوره و خدمات آن انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی انجام گرفت. مشارکت کنندگان شامل ۱۲ نفر از مردان شاغل در سپاه پاسداران اسلامی استان همدان در سال 1404 بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و پس از پیاده سازی، با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل داده ها به شناسایی هفت مضمون اصلی در ادراک کارکنان سپاه پاسداران اسلامی نسبت به مشاوره و خدمات آن انجامید که عبارت اند از: مشاوره به عنوان منبعی حمایتی و قابل اعتماد در شرایط متعارض و بحرانی، مشاوره به عنوان حرفه ای صلاحیت محور، حرفه ای سودمند و اثربخش، حرفه ای مبتنی بر تخصص و مهارت، حرفه ای مبتنی بر اعتماد، ضرورت توجه به مؤلفه های فرهنگی و بومی در ارائه خدمات مشاوره ای و در نهایت، ادارک منفی نسبت به مشاوره ناشی از عوامل فردی و عملکردی. بر اساس یافته های این پژوهش، مشاوره از یک سو به عنوان حرفه ای تخصصی، ضروری، فرهنگ محور و قابل قبول درک می شود و از سوی دیگر، ممکن است تحت تأثیر عملکرد مشاوران یا عوامل شخصی و اجتماعی با نگرش منفی همراه گردد. در مجموع، می توان نتیجه گرفت که تقویت مهارت های عملی و تخصصی مشاوران، همراه با توجه به ویژگی های شخصیتی آنان، نقشی اساسی در بهبود نگرش مراجعان، به ویژه در محیط های نظامی، و افزایش رضایت آن ها از خدمات مشاوره ای ایفا می کند .
۱۱۹۱.

رابطه بهشیاری و خودکنترلی با آمادگی روان شناختی با میانجی گری سبک های مقابله با استرس در تیم های واکنش سریع هلال احمر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بهشیاری و خودکنترلی با آمادگی روان شناختی با میانجی گری سبک های مقابله با استرس در تیم های واکنش سریع هلال احمر ایران بود. مطالعه حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری افراد مشغول به کار در تیم های واکنش سریع هلال احمر در پاییز سال 1402 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه گیری در دسترس 338 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش مقیاس آمادگی روان شناختی (PPS؛ مک لین و همکاران، 2020)، مقیاس توجه آگاهانه بهوشیارانه (MAAS؛ براون و رایان، 2003)، مقیاس خودکنترلی فرم کوتاه (BSCS؛ تانجی و همکاران، 2004) و سیاهه کوتاه فهرست مقابله با موقعیت های استرس زا (CISS؛ اندلر و پارکر، 1990) بود. تحلیل آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 28 انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که بهشیاری و خودکنترلی بر آمادگی روان شناختی اثر مستقیم و معنادار دارد. در نهایت سبک های مقابله با استرس دارای اثر مستقیم و معنادار بودند و توانستند در رابطه بین بهشیاری و خودکنترلی با آمادگی روان شناختی نقش میانجی معنادار ایفا کنند. همچنین مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (0/06=RMSEA و 0/05>p) و 71 درصد آمادگی روان شناختی تبیین می شود. می توان نتیجه گیری کرد که با توجه به نقش میانجی معنادار سبک های مقابله با استرس، می توان با به کارگیری مداخلات موثر همچون آموزش بهشیاری و خودکنترلی با در نظر گرفتن نقش میانجی سبک های مقابله با استرس، میزان آمادگی روان شناختی در تیم های واکنش سریع هلال احمر را ارتقاء داد.
۱۱۹۲.

Predicting family functioning based on life skills, locus of control, and marital expectations of couples in women working in the Ministry of Labor, Cooperatives, and Social Affairs

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۰۹
The present study aimed to predict family performance based on life skills, locus of control, and marital expectations of couples in working women. The method of the present study was predictive correlation. In the present study, the statistical population consisted of all women working in the Ministry of Labor, Cooperatives, and Social Affairs of Tehran during the period 2021-2022, which, according to the department's report, had 541 employees. The sample size was 225 women working in the Ministry of Labor, Cooperatives, and Social Affairs of Tehran, using the Morgan and Krejcie table proportional to the population. This sample was selected by convenience sampling. The instruments in this study were the Epstein, Baldwin, and Bishop Family Performance Questionnaire (1980), Saatchi Life Skills (2010), Rutter Locus of Control (1966), and Omidvar Marital Expectations (2007). Pearson correlation coefficient, and multiple regression tests were used to analyze the data using SPSS-24 software. The results showed that there was a significant relationship between life skills and family performance (r= 0.365), between locus of control and family performance (r= 0.446), and between couples' marital expectations and family performance (r= 0.254). Also, life skills explained 36% of the variance in family performance, 22% of the variance in locus of control, and 44% of the variance in couples' marital expectations.
۱۱۹۳.

رابطه ساختاری ادراک ویژه تکلیف و یادگیری کلاسی: نقش میانجی سازماندهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۹۰
زمینه و هدف: بر اساس پژوهش های متعدد راهبردهای سازماندهی شناختی با پیشرفت تحصیلی ارتباط دارد و موجب بهبود یادگیری می شود. بنابراین هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش واسطه ای سازمان دهی در رابطه بین ادراک ویژه تکلیف و یادگیری کلاسی دانش آموزان بود. روش: روش این پژوهش توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مشغول به تحصیل در پایه نهم مدارس دوره یکم متوسطه شهر کرمان در سال تحصیلی ۱400-۱399 بودند که به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای 400 دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. تمامی افراد نمونه پرسشنامه های عاطفه مثبت و منفی (واتسن و همکاران، 1988)، خودتنظیمی (بوفارد و همکاران، 1995)، تلاش (دوپی رایت و مارین، 2005)، کنترل تحصیلی (پری و همکاران، 2001)، خودکارآمدی (جروسالم و شوارزر، 1992)، فشار و سختی ادراک شده (بورگ، 1982)، مفهوم خویشتن (بک و همکاران، 1990) و آزمون محقق ساخته ریاضی را تکمیل کردند. داده ها با روش معادلات ساختاری و نرم افزار Spss24 و Amos23 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که ادراک ویژه تکلیف بر سازمان دهی (05/0, p<60/0γ = ) و یادگیری کلاسی(05/0, p<46/0γ = ) اثر ساختاری مستقیم دارد، سازماندهی بر یادگیری کلاسی اثر ساختاری مستقیم دارد(05/0, p<26/0β = )، و سازمان دهی در رابطه بین ادراک ویژه تکلیف و یادگیری کلاسی نقش میانجی ایفا می کند (001/0> p،427/0 = BS). نتیجه گیری: برای دستیابی به یادگیری مؤثر کلاسی نه تنها باید درک ویژه ای از تکلیف ایجاد کرد، که باید به یادگیرنده کمک کرد با سازماندهی عواطف، راهبردها و اراده اقدام به یادگیری کند. مربیان می توانند با طراحی تکالیف واضح و ارائه بازخورد سازنده، ادراک دانش آموزان از تکالیف و سازمان دهی را بهبود دهند. آموزش مهارت های سازمان دهی مانند برنامه ریزی و مدیریت زمان را می توان از طریق ابزارهایی مانند چک لیست ها و عملکرد کلاسی ارتقا داد. ایجاد محیط های یادگیری حمایتی و ارائه بازخورد مستمر، یادگیری کلاسی را با تقویت ادراک و سازمان دهی به طور مداوم بهبود می دهد.
۱۱۹۴.

بررسی نقش اعتیاد به بازی های آنلاین و استفاده مفرط از شبکه های اجتماعی در اختلالات خواب دانشجویان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۹۲
این مرور سیستماتیک باهدف بررسی رابطه بین اعتیاد به بازی های آنلاین، استفاده مفرط از شبکه های اجتماعی و اختلالات خواب در دانشجویان دانشگاه انجام شد. با تحلیل ۴۸ مطالعه منتشرشده بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ (طبق دستورالعمل PRISMA 2020)، یافته ها نشان داد که رفتارهای دیجیتال نامتعادل با افزایش ۲ تا ۳ برابری خطر اختلالات خواب (نظیر بی خوابی، تأخیر در شروع خواب و کاهش کیفیت خواب) مرتبط است. شیوع اعتیاد دیجیتال در دانشجویان ۲۳.۶% برای بازی های آنلاین (بر اساس مقیاس IGD-20) و ۳۱.۲% برای شبکه های اجتماعی (بر اساس BSMAS) بود. مکانیسم های اصلی شامل سرکوب ترشح ملاتونین ناشی از نور آبی (β = -۰.۳۴, p < ۰.۰۱)، برانگیختگی روانی (OR = ۱.۸۹, ۹۵% CI: ۱.۴۵–۲.۳۵) و جابه جایی زمان خواب (β = -۰.۲۷, p < ۰.۰۵) شناسایی شدند. تفاوت های جنسیتی و فرهنگی معنادار بودند: زنان ۱.۵ برابر بیشتر تحت تأثیر شبکه های اجتماعی (با میانجیگری FOMO) و مردان ۲ برابر بیشتر در معرض اختلالات خواب ناشی از بازی های آنلاین قرار داشتند. این مرور بر ضرورت مداخلات چندسطحی (فردی، نهادی و فناورانه) و پژوهش های طولی آینده برای بررسی تأثیرات فناوری های نوظهور (مانند متاورس) تأکید می کند. یافته ها هشداردهنده اند: بی اعتنایی به این مسئله ممکن است به «اپیدمی خاموش» اختلالات خواب در نسل آینده دانشجویان بینجامد.
۱۱۹۵.

مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش مبتنی بر درمان هیجان محور بر تکانشگری نوجوانان دختر با نشانگان افسردگی و سابقه اقدام به خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۴
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش مبتنی بر درمان هیجان محور بر تکانشگری نوجوانان با نشانگان افسردگی و سابقه اقدام به خودکشی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری پژوهش شامل نوجوانان دختر با نشانگان افسردگی و اقدام به خودکشی شهر آبادان در سال 1404 بود. به روش نمونه گیری هدفمند 60 نفر انتخاب و در سه گروه 20 نفری به طور تصادفی گمارده شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مقیاس تکانشگری بارات (BIS-11؛ پاتون و همکاران، 1995) انجام شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین نمرات تکانشگری در دو گروه مداخله نسبت به گروه کنترل از پیش آزمون به پس آزمون (05/0>P) و پیش آزمون تا پیگیری (05/0>P) کاهش معناداری داشته است؛ که نشان دهنده ثبات تغییرات در طول زمان است. اما در مقابل یافته ها نشان داد که در مرحله پیگیری بین میانگین دو گروه مداخله تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P). بنابراین، هر دو مداخله بر کاهش تکانشگری نوجوانان با نشانگان افسردگی و سابقه اقدام به خودکشی موثر بوده است.
۱۱۹۶.

اثربخشی آموزش تنظیم هیجان گروهی بر خودکارآمدی و تاب آوری در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۲۲
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان گروهی بر خودکارآمدی و تاب آوری در دانشجویان انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد در سال تحصیلی 1403 -1402 بود. 30 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس خودکارآمدی (SES؛ جینکس و مورگان، 1999) و مقیاس تاب آوری (RISC؛ کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد. آموزش تنظیم هیجان بر اساس گراس طی 8 جلسه برای گروه مداخله به صورت گروهی اجرا شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته های مقایسه زوجی نشان داد که در گروه مداخله تغییرات پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری در متغیرهای خودکارآمدی و تاب آوری تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P)؛ اما بین پس آزمون و پیگیری در دو متغیر خودکارآمدی و تاب آوری تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P)؛ که نشان دهنده ثبات تغییرات در طول زمان است. در مجموع می توان نتیجه گرفت که آموزش تنظیم هیجان گروهی یک مداخله موثر در افزایش خودکارآمدی و تاب آوری دانشجویان در طول زمان است.
۱۱۹۷.

Analyzing the Components of Enhancing Dyadic Ego Strength (Facilitating the Transition from "I-ness" to "We-ness" in Marital Relationships) for Married Individuals(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۲۲۳
Objective: The aim of the present study was to analyze the components of enhancing dyadic ego strength (facilitating the transition from "I-ness" to "We-ness" in marital relationships) specifically for married individuals. The research setting included all texts related to the concept of "We-ness." Methods: The method for selecting texts was purposive sampling from among the aforementioned texts or related constructs within the time frame of 2010 to 2025, based on inclusion and exclusion criteria. The number of texts was determined according to the principle of data saturation. Data collection involved line-by-line analysis of texts based on questions relevant to the concept of "We-ness." The data obtained from the textual analysis were analyzed using the conventional content analysis method proposed by Hsieh and Shannon (2005). Findings: Content analysis of the texts revealed that dyadic ego consists of four key concepts: (1) essence (with sub-concepts of attention to marital union and dyadic identity); (2) dimensions of dyadic ego (with sub-concepts of cognitive, positive emotional, negative emotional, and behavioral aspects); (3) pathways to achieving dyadic ego (with sub-concepts of generative meaning of the marital bond, family values, and family goals); and (4) obstacles to achieving dyadic ego (with sub-concepts of individualism, lack of self-differentiation, and insecure attachment). Conclusion: Based on these findings, it can be concluded that dyadic ego is a mechanism that transforms the process of "I-ness" into "We-ness," and for its realization, couples must engage in pathways to attain it and overcome its obstacles.
۱۱۹۸.

پیش بینی تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان بر اساس انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۴
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان بر اساس انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر تهران در سال 1402 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس به تعداد 264 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس تحول مثبت نوجوانی (PYDS، گلدوف و همکاران، 2014)، پرسشنامه پذیرش و عمل - نسخه دوم (AAQ-II، باند و همکاران، 2011) و مقیاس شفقت به خود فرم کوتاه (SCS-SF، ریس، 2011) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود با تحول مثبت نوجوانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/۰p‹). همچنین انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود در مجموع 25 درصد از تغییرات تحول مثبت نوجوانی را تبیین کردند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود می توانند تبیین کننده تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های ارتقا تحول مثبت نوجوانی ضروری است.
۱۱۹۹.

تأثیر کمال طلبی و تنیدگی والدین بر تجربه عواطف منفی و رفتارهای تکانشی در دختران 16 تا 18 سال شهر زابل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۸۶
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر کمال طلبی و تنیدگی والدین بر تجربه عواطف منفی و رفتارهای تکانشی در دختران 16 تا 18 سال شهر زابل بود. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی و از نظر هدف کاربردی است.. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دختران دبیرستانی متوسطه دوم 16 تا 18 سال شهر زابل به تعداد 2632 نفر می باشد که بر اساس جدول مورگان تعداد 336 نفر به صورت تصادفی – طبقه ای ای انتخاب شدند. در این پژوهش ابزار گردآوری داده ها شامل چهار پرسشنامه تنیدگی والدین (بری و جونز 1995)، کمالگرایی (هویت و فلت 1991)، عواطف منفی و مثبت ((PANAS، تکانشوری بارات (1995) است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی همچون آزمون رگرسیون و ضریب همبستگی پیرسون با نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج نشان بین کمال گرایی با عواطف مثبت و رفتارهای تکانشی و ابعاد آن یعنی کمال گرایی جامعه مدار و کمال گرایی خودمدار رابطه منفی و معناداری وجود دارد. بین کمال با عواطف منفی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین تنیدگی والدین با عواطف مثبت رابطه منفی و معناداری وجود دارد. بین تنیدگی والدین با عواطف منفی و رفتارهای تکانشی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در مجموع، یافته های پژوهش حاکی از آن است که کمال گرایی و تنیدگی والدین می تواند با افزایش عواطف منفی و رفتارهای تکانشی و کاهش عواطف مثبت در نوجوانان دختر همراه باشد.
۱۲۰۰.

نقش هوش هیجانی و حمایت اجتماعی در پیش بینی بهزیستی روان شناختی زنان باردار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۹
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی بهزیستی روان شناختی زنان باردار براساس هوش هیجانی و حمایت اجتماعی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشت و مامایی شهر ساوه در سال 1402 بودند. به روش نمونه گیری در دسترس، نمونه ای به تعداد 300 نفر انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس بهزیستی روان شناختی (RSPWB، ریف، 1989)، مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS، زیمت و همکاران، 1988) و سیاهه هوش هیجانی (EQ-i، بار-ان، 1980) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین هوش هیجانی و حمایت اجتماعی با بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت معناداری وجود دارد (01/۰p‹). از سویی دیگر هوش هیجانی و حمایت اجتماعی در مجموع قادر به پیش بینی متغیر ملاک بودند و توانستند که 54 درصد از تغییرات بهزیستی روان شناختی در زنان باردار را تبیین کنند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که هوش هیجانی و حمایت اجتماعی تبیین کننده بهزیستی روان شناختی در زنان باردار هستند و بر اهمیت توجه به عوامل روانی-اجتماعی در بهبود سلامت روانی زنان باردار تأکید می کند و لزوم تقویت این عوامل را در برنامه های مراقبتی و حمایتی دوران بارداری نشان می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان