ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۶۱ تا ۱٬۲۸۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۱۲۶۱.

The mediating role of sadness caused by separation and perceived stress in the relationship between the quality of parental involvement and release from the previous relationship in divorced women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۵۱
Aim: Parenting after divorce is one of the most important tasks for divorced parents. This research was conducted to investigate the mediating role of grief and sadness caused by separation and perceived stress in the quality of parental participation and release from the previous relationship in divorced women with children in Yasuj city. Method: Research method This correlation study and was based on structural equation modeling. the population of included all the women in divorcees with children who were referred to the counseling centers of Yasouj city, 314 people who in 2023 voluntarily declared their readiness to participate in this research. From among the volunteers, 202 people who were eligible to participate in the research responded to the indicators of release from the previous relationship (DFPR, Fisher and Bierhaus, 2007), perceived stress (PSS, Cohen et all, 1983), Quality of parental Coparental Communication (QCCS, Constance and Aarons, 1981) and sadness caused by separation (SCS, Fisher and Bierhaus, 2007). The data were analyzed using the path analysis of structural equations method. Finding: The results showed that the proposed model is a good fit. The results showed that the two variables of perceived stress and sadness caused by separation had an indirect and significant effect on the relationship between the quality of parental involvement and separation from the previous relationship (p = 0.001) and also found shows a direct effect on the quality of the shared relationship on separation of the previous relationship (p = 0.001). According to the obtained findings,
۱۲۶۲.

نقش میانجی ثبات هیجانی و اجتناب تجربه ای در رابطه بین ذهن آگاهی و شادکامی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۶
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی ثبات هیجانی و اجتناب تجربه ای در رابطه بین ذهن آگاهی و شادکامی در دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آم اری ش امل دانشجویان شهر تهران در سال 1403 بود. حجم نمونه 250 نفر برآورد شد و با توجه به ملاک های ورود به پژوهش به صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ذهن آگاهی فرایبورگ-فرم کوتاه (FMI-SF؛ والاچ و همکاران، 2006)، پرسشنامه شادکامی آکسفورد (OHI؛ آرگیل و همکاران، 1989)، پرسشنامه پذیرش و عمل-2 (AAQ-II؛ بوند و همکاران، 2011)، و پرسشنامه پنج عاملی شخصیت نئو-فرم کوتاه (NEO-FFI؛ کاستا و مک کری، 1992) بود. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته های نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. ذهن آگاهی بر شادکامی و ثبات هیجانی اثر مستقیم مثبت و بر اجتناب تجربه ای اثر منفی و معنادار داشت (05/0>P). ثبات هیجانی بر شادکامی اثر مستقیم مثبت و معنادار داشت (05/0>P). اجتناب تجربه ای بر شادکامی اثر منفی و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که ثبات هیجانی و اجتناب تجربه ای در رابطه بین ذهن آگاهی و شادکامی نقش میانجی دارند (05/0>P). در نتیجه می توان بیان کرد اجتناب تجربه ای و ثبات هیجانی توانایی آن را دارند که در رابطه بین ذهن آگاهی و شادکامی نقش میانجی ایفا کنند.
۱۲۶۳.

ویژگی های روان سنجی مقیاس نگرش کلی به هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۶۱
هدف پژوهش حاضر محاسبه ویژگی های روانسنجی مقیاس نگرش کلی به هوش مصنوعی در نمونه ی ایرانی بود روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پیمایشی بود. برای جمع آوری داده ها تعداد 414 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه نگرش کلی به هوش مصنوعی شپمن و رادوی (2020) و مقیاس آمادگی برای پذیرش فناوری چن و همکاران (2014) استفاده گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها علاوه بر آمار توصیفی، از آزمون همبستگی پیرسون، ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، دو عامل نگرش مثبت و نگرش منفی به هوش مصنوعی را تائید کرد. نتایج تحلیل ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی روایی هم زمان دو خرده مقیاس نگرش کلی نسبت به هوش مصنوعی با چهار خرده مقیاس آمادگی برای پذیرش فناوری همبستگی مثبت و معناداری را نشان داد. پایایی بازآزمایی مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی براساس نتایج دو بار اجرای آزمون محاسبه و با ضرایب همبستگی 69/0 و 74/0مورد تائید قرار گرفت. بنابراین، مقیاس نگرش کلی به هوش مصنوعی برای سنجش این سازه در نمونه ی ایرانی از روایی و پایایی لازم برخوردار است.
۱۲۶۴.

اثربخشی آموزش مدیریت والدین - مدل اورگان بر رفتارهای برون نمود، تنظیم هیجان و تاب آوری کودکان با مشکلات برون نمود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف این مطالعه بررسی اثربخشی آموزش مدیریت والدین - مدل اورگان - بر رفتارهای برون نمود، تنظیم هیجان و تاب آوری کودکان با مشکلات برون نمود بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی، با پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری تمامی کودکان ۷ تا ۱۰ سال دارای مشکل رفتاری برون نمود در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ شهرستان زرین شهر بودند که از این تعداد ۳۳ نفر از مادران دارای کودک با مشکلات برون نمود با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. داده ها با کمک مقیاس مشکلات رفتاری کودک آخنباخ، پرسشنامه تنظیم هیجانی گروس وجان و پرسشنامه تاب آوری کونور _ دیویدسون جمع آوری شد. گروه آزمایش مداخله آموزش مدیریت والدین - مدل اورگان - به مدت ۱۰ جلسه ۱۲۰ دقیقه ای به صورت هفتگی دریافت کردند. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. نتایج نشان داد که مداخله بر متغیرهای رفتارهای برون نمود، تنظیم هیجان و تاب آوری کودکان با مشکلات برون نمود تأثیر معناداری داشته است؛ بنابراین باتوجه به نتایج، اقدام به موقع در راستای آموزش مادران این کودکان، توسط مشاوران مدّ نظر قرار گیرد.
۱۲۶۵.

پیش بینی تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان بر اساس انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۸
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان بر اساس انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر تهران در سال 1402 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس به تعداد 264 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس تحول مثبت نوجوانی (PYDS، گلدوف و همکاران، 2014)، پرسشنامه پذیرش و عمل - نسخه دوم (AAQ-II، باند و همکاران، 2011) و مقیاس شفقت به خود فرم کوتاه (SCS-SF، ریس، 2011) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود با تحول مثبت نوجوانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/۰p‹). همچنین انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود در مجموع 25 درصد از تغییرات تحول مثبت نوجوانی را تبیین کردند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود می توانند تبیین کننده تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های ارتقا تحول مثبت نوجوانی ضروری است.
۱۲۶۶.

پیش بینی استرس شغلی پرستاران بر اساس راهبردهای تنظیم هیجان و راهبردهای مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۹
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی استرس شغلی پرستاران بر اساس راهبردهای تنظیم هیجان و راهبردهای مقابله ای انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل پرستاران شاغل در بیمارستان های شهر مشهد در سال 1402 بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 365 نفر از افراد واجد شرایط به پرسشنامه ها پاسخ دادند. ابزار پژوهش شامل مقیاس استرس شغلی پرستاران (NSS، گری تافت و اندرسون، 1981)، مقیاس تنظیم هیجان (ERQ، گراس و جان، 2003) و مقیاس راهبردهای مقابله ای (WOCQ، لازاروس و فولکمن، 1988) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون به روش گام به گام استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که سبک مقابله ای مسأله مدار (215/0- =r)، سبک مقابله ای هیجان مدار (199/0 =r)، ارزیابی مجدد (250/0- =r) و سرکوبی (161/0 =r) با استرس شغلی پرستاران رابطه معنی داری دارند (05/0>P). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که 18 درصد از واریانس استرس شغلی پرستاران، توسط ابعاد تنظیم هیجان و راهبردهای مقابله ای تبیین می شود. در مجموع با توجه به نقش متغیرهای سبک های مقابله ای و تنظیم هیجان، میتوان گفت که استرس شغلی متأثر از سازه های هیجانی و شناختی می باشد که شناسایی آن ها میتواند در مدیریت و کنترل استرس شغلی مؤثر باشد.
۱۲۶۷.

احساس شکست در افراد دارای اختلال شخصیت مرزی: پیش بینی بر اساس الگوی به تعویق انداختن، عدم برنامه ریزی و حساسیت به طرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۲۰
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی احساس شکست افراد در دارای اختلال شخصیت مرزی بر اساس الگوی به تعویق انداختن، عدم برنامه ریزی و حساسیت به طرد انجام شد. روش پژوهش توصیفی– همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه ی افرادی بود که از طریق فراخوان شرکت در پژوهش، در پاییز و زمستان ۱۴۰۲ به تعداد ۳۵۷ نفر به مرکز روان شناسی پذیرش و تعهد در شهر تهران مراجعه کرده بودند. از جامعه مذکور، به روش نمونه گیری هدفمند، تعداد ۸۲ نفر با تشخیص اختلال شخصیت مرزی (حدود ۲۳ درصد از داوطلبین) طی مصاحبه بالینی بر اساس DSM 5-TR غربالگری شدند. ابزارهای سنجش پژوهش شامل مقیاس احساس شکست (DS)، پرسشنامه اجتناب تجربه ای (MEAQ)، پرسشنامه حساسیت به طرد (RSQ) و مقیاس تکانشگری بارت (BIS-11) بود. داده ها با تحلیل رگرسیون تحلیل شدند. یافته ها نشان داد، الگوی به تعویق انداختن و حساسیت به طرد، پیش بینی کننده های احساس شکست مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی است. با این حال، عدم برنامه ریزی نتوانست احساس شکست افراد دارای اختلال شخصیت مرزی را پیش بینی کند. از این یافته ها می توان استنباط کرد، افراد دارای اختلال شخصیت مرزی در زمان مناسب انجام یک کار، آن را انجام نمی دهند و این موضوع به خودی خود می تواند احساس شکست خورده بودن را در آنها ایجاد کند و این امر ارتباطی با عدم برنامه ریزی کردن آنها ندارد. همچنین حساسیت به طرد واکنش های نامناسب را در تعاملات روزمره آنها ایجاد می کند که روابط بین فردی آنها را تحت الشعاع قرار داده و احساس شکست برای فرد تجربه می شود.
۱۲۶۸.

مدل مفهومی تاب آوری معنوی بر اساس دعای هفتم صحیفه سجادیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۸۸
مقدمه و اهداف: تاب آوری یکی از مهم ترین مفاهیم روان شناسی معاصر است که به توانایی افراد برای رویارویی با مشکلات، حفظ ثبات روانی و بازگشت به شرایط عادی پس از تجربه بحران اشاره دارد (ماستن، ۲۰۱۴). بخش زیادی از پژوهش های موجود در این زمینه در بستر فرهنگی غرب انجام شده، و بیشتر بر منابع فردی یا اجتماعی تمرکز دارد؛ با این حال در جوامع اسلامی، دین و معنویت نقش محوری در تجربه زیسته افراد ایفا می کنند و می توانند به عنوان منبعی مهم برای ارتقای تاب آوری به شمار آیند (پارگامنت و ساندرز ، ۲۰۰۷).  متون دعایی و عبادی اسلام (به ویژه صحیفه سجادیه)، افزون بر ارزش های عبادی و اخلاقی، ظرفیت بالایی برای بازنمایی سازوکارهای روان شناختی سازگاری دارند. دعای هفتم صحیفه سجادیه از امام سجادj که در شرایط سختی و گرفتاری ها خوانده می شود، نمونه ای بارز از متنی است که می تواند چارچوبی مفهومی برای تاب آوری معنوی ارائه دهد. با توجه به خلأ موجود در مطالعات بومی و نیاز به الگوهایی متناسب با فرهنگ دینی جامعه ایرانی، پژوهش حاضر با هدف کشف و صورت بندی مراحل و مؤلفه های تاب آوری معنوی در دعای هفتم صحیفه سجادیه انجام شد؛ در این راستا پژوهش سه هدف اصلی را دنبال کرد: نخست، شناسایی مضامین کلیدی مرتبط با تاب آوری در متن دعا؛ دوم، ارائه مدلی مفهومی از فرایند تاب آوری معنوی براساس محتوای دعای هفتم و سوم، بررسی میزان انسجام و اعتبار مدل استخراج شده از طریق معیار «تراکم ظنون (QCq-K)». انتظار می رود نتایج این پژوهش بتواند به توسعه ادبیات نظری تاب آوری معنوی یاری رساند و همچنین کاربردهای عملی برای حوزه های مشاوره، روان درمانی و مدیریت بحران را فراهم سازد. روش: این پژوهش از نوع کیفی بوده، با روش تحلیل نظام مند متن انجام شد. متن مورد مطالعه دعای هفتم صحیفه سجادیه بود که به دلیل محتوای آن در زمینه گرفتاری ها و سختی ها انتخاب شد. فرایند پژوهش در پنج مرحله اساسی صورت گرفت؛ در مرحله نخست، متن دعا بارها با رویکرد مشاهده نظام مند قرائت شد تا پژوهشگر با زبان و فضای معنوی آن انس بگیرد؛ در مرحله دوم، داده ها استخراج و واحدهای معنایی مرتبط با تجربه بحران، طلب یاری، امید و بازسازی روانی شناسایی شد؛ در مرحله سوم، فرایند کدگذاری باز و تحلیل قیاسی استقرایی اجرا شد و مفاهیم اولیه به مقوله های اصلی و فرعی سازمان یافتند؛ مرحله چهارم به اعتبارسنجی اختصاص یافت، بدین منظور از شاخص «تراکم ظنون (QCq-K)» استفاده شد که میزان همپوشانی و تکرار مضامین در متن را بررسی می کند و بدین شیوه انسجام درونی مدل مفهومی سنجیده می شود و درنهایت در مرحله پنجم، یافته ها بارها بازبینی و با ادبیات موجود مقایسه و با دریافت بازخورد از صاحب نظران، مدل مفهومی نهایی تثبیت شد. ویژگی برجسته این روش، ماهیت اکتشافی آن است؛ یعنی پژوهشگر به جای آزمون فرضیات از پیش تعیین شده، تلاش کرد ساختارهای نهفته در متن دعا را آشکار کند؛ بدین ترتیب رویکرد پژوهش با سنّت پژوهش های کیفی همخوان است و نیز نوآوری روش شناختی در استفاده از معیار «تراکم ظنون» برای اعتبارسنجی یافته ها را نشان می دهد.   نتایج: تحلیل محتوای دعای هفتم صحیفه سجادیه نشان داد که مفهوم تاب آوری معنوی در این متن براساس یک چرخه پنج مرحله ای شکل می گیرد؛ نخستین مرحله، «پذیرش بحران و ضعف انسانی» است که در آن امام سجادj گرفتاری ها، مشکلات و ناتوانی انسان در برابر سختی ها را بیان می کند. این مرحله با اذعان به محدودیت های بشری و نیاز مبرم به یاری الهی آغاز می شود؛ مرحله دوم، «جستجوی منبع معنوی» است که در آن دعا به روشنی توکل و پناه بردن به خداوند را به عنوان تنها راه برون رفت از مشکلات مطرح می کند؛ مرحله سوم، «کنش فعال در مسیر اصلاح» است که شامل طلب مغفرت، تصمیم به بازگشت و توبه و تلاش برای تغییر مثبت در رفتار است؛ در مرحله چهارم، «حفظ ارزش های بنیادین» نمود می یابد؛ یعنی تأکید بر استمرار عبادت، ارتباط با خدا و پایبندی به اصول معنوی و سرانجام در مرحله پنجم، «بازگشت به امید و آرامش» تحقق می یابد که در آن فرد با اعتماد به رحمت الهی به آرامش و اطمینان قلبی دست می یابد. افزون بر این مراحل، شاخص «تراکم ظنون» نشان داد که مضامین مربوط به تاب آوری در فرازهای فراوان دعا با بسامد بالا تکرار می شوند و این موضوع انسجام و قدرت مدل مفهومی را تأیید می کند؛ بر این اساس می توان نتیجه گرفت که دعای هفتم نه تنها به عنوان متنی عبادی، بلکه به عنوان چارچوبی روان شناختی عمل می کند و قابلیت به کارگیری در حوزه های متنوع فردی و اجتماعی دارد. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که دعای هفتم صحیفه سجادیه الگویی نظام مند از تاب آوری معنوی را ارائه می دهد که از پذیرش و اذعان به بحران آغاز می شود و با جستجوی منبع معنوی، اقدام اصلاحی، حفظ ارزش ها و درنهایت بازگشت به امید و آرامش ادامه می یابد. این الگو با برخی مدل های روان شناسی معاصر از جمله نظریه «رشد پس از سانحه» (تدسچی و کالهون، ۲۰۰۴) و الگوهای «مقابله دینی» (پارگامنت، ۲۰۰۷) شباهت دارد؛ با این تفاوت که در دعای هفتم، محوریت رابطه عاشقانه و توکل کامل به خداوند، بعدی متمایز و بومی به مدل می بخشد. کاربردهای عملی این مدل فراوان است. در مشاوره و روان درمانی اسلامی می تواند مبنای طراحی مداخلات بومی قرار گیرد. در توان بخشی بیماران و مددجویان، این مدل راهی برای بازسازی امید و معنا فراهم می کند؛ همچنین در آموزش و تربیت دینی، به ویژه برای نسل جوان می تواند الگویی عینی از نحوه مواجهه با دشواری ها ارائه دهد. در سطح اجتماعی نیز در مدیریت بحران ها و بلایای طبیعی، این الگو توان ارتقای تاب آوری جمعی را دارد. با وجود این، پژوهش محدودیت هایی نیز داشت؛ از جمله تمرکز صرف بر یک متن خاص و استفاده از رویکرد کیفی که تعمیم پذیری یافته ها را محدود می کند. بنابراین پیشنهاد می شود در مطالعات آینده، مدل ارائه شده در زمینه های بالینی و جمعیت های مختلف آزمون گردد و ابزارهای سنجش بومی برای تاب آوری معنوی طراحی شود. در مجموع پژوهش حاضر نشان داد دعای هفتم صحیفه سجادیه نه تنها منبعی معنوی، بلکه الگویی کاربردی برای ارتقای تاب آوری در سطح فردی و اجتماعی به شمار می رود..
۱۲۶۹.

مقایسه سیستم های مغزی رفتاری و ولع مصرف مواد بین افراد تحت درمان نگهدارنده با داروهای متادون و بوپرنورفین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۶
هدف: پژوهش حاضر به مقایسه سیستم های مغزی رفتاری و میزان ولع مصرف مواد بین افراد تحت درمان نگهدارنده با داروهای متادون و بوپرنورفین پرداخت. روش: در این پژوهش علی-مقایسه ای، جامعه آماری شامل همه مددجویان تحت درمان نگهدارنده با داروهای متادون و بوپرنورفین در زندان های استان اردبیل بود که در سال 1403 جهت درمان مصرف مواد به صورت داوطلبانه به واحد متادون درمانی این ادارات مراجعه نموده بودند. دو گروه افراد تحت درمان متادون (40 نفر) و بوپرنورفین (40 نفر) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های شخصیتی گری ویلسون و سنجش وسوسه مصرف مواد استفاده شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شدند. یافته ها: میانگین نمرات بازداری رفتاری در افراد تحت درمان با بوپرنورفین به طور معناداری از گروه تحت متادون درمانی بیشتر بود. به هر حال، گروه تحت درمان با متادون در ابعاد فعال سازی رفتاری و نیز میزان ولع مصرف مواد نمرات بیشتری کسب نمودند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد افراد مراجعه کننده برای درمان مصرف مواد می توانند دارای ویژگی های شخصیتی بیولوژیکی متفاوتی باشند که باید در روند درمان در نظر گرفته شوند. به هر حال، این احتمال وجود دارد که درمان نگهدارنده با داروی بوپرنورفین گزینه ای مناسب برای تاثیر فعالیت سیستم های مغزی-رفتاری و کاهش ولع باشد.
۱۲۷۰.

مدل ساختاری انعطاف پذیری روانشناختی بر اساس صمیمیت خانواده و سازگاری اجتماعی با میانجی گری بهزیستی اجتماعی در زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۹۰
مقدمه:  در بیشتر موارد طلاق همراه با تنش در خانواده ها به وقوع می پیوندد که مشکلات متعدد رفتاری و روانی را برای زنان مطلقه به وجود می آورد. لذا چگونگی مدیریت این مشکلات و نحوه مقابله در برابر آنها، نیازمند شناخت متغیرهای روان شناختی مرتبط است. بنابراین هدف از این پژوهش تدوین مدل ساختاری انعطاف پذیری روانشناختی بر اساس صمیمیت خانواده و سازگاری اجتماعی با میانجی گری بهزیستی اجتماعی در زنان مطلقه بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود که در قالب مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان مطلقه شهر تهران در سال 1402-1403 بود. بنابراین نمونه پژوهش 350 (350n=)  نفر برآورد شد که با در نظر گرفتن احتمال افت و ماهیت پژوهش (ارائه مدل) 20 درصد به این نمونه اضافه شد و نمونه به 420  نفر افزایش یافت. روش نمونه گیری هدفمند بود. بر این اساس تعداد 409 پرسشنامه قابل تحلیل بودند. جهت جمع آوری داده از پرسشنامه های استاندارد انعطاف پذیری شناختی دنیس، وندروال و جیلون (2010)؛ بهزیستی اجتماعی کیز (1998)؛ سازگاری اجتماعی بل (1945) و صمیمیت خانواده تامپسون و واکر (1983) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج ماتریس همبستگی نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین انعطاف پذیری روانشناختی با صمیمیت خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی در سطح (01/0p<) در زنان مطلقه وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد که متغیرهای صمیمیت خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی توان پیش بینی انعطاف پذیری روانشناختی در سطح (01/0p<)  را دارند و در نهایت نتایج نشان داد که  مدل دارای  برازندگی ساختاری می باشد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش همسوی با یافته های پیشین نشان داد، صمیمیت خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی در پیش بینی انعطاف پذیری روانشناختی زنان مطلقه نقش دارند.
۱۲۷۱.

تدوین الگوی علّی تعارض کار-زندگی و غنی سازی کار-خانواده براساس تقاضا و منابع شغلی با نقش میانجی سرمایه های روانشناختی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۶۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی علّی تعارض کار-زندگی و غنی سازی کار-خانواده براساس تقاضا و منابع شغلی با نقش میانجی سرمایه های روانشناختی در بین افراد شاغل در شهر شیراز در سال 1402 انجام شد. روش: این پژوهش دارای طرح همبستگی با کاربست تحلیل مسیر بوده و جهت گردآوری داده برای آزمون الگوی ترسیم شده؛ از مقیاس تعارض کار-خانواده کارلسون و همکاران (WFCS)(2000)؛ غنی سازی کار-خانواده کارلسون و همکاران (2006)؛ تقاضای شغلی دی جونگه (1993)؛ منابع شغلی باباکاس و همکاران (۲۰۰۹) و سرمایه های روانشناختی لوتاز (2007) استفاده گردید. روش تحلیل داد ه ها تحلیل مسیر بوده که پیش از آن با استفاده از برآورد شاخص ماهالانوبیس، داده های پرت شناسایی و از مجموع داده ها حذف گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد الگوی علّی تعارض کار-زندگی و غنی سازی کار-خانواده براساس تقاضا و منابع شغلی با نقش میانجی سرمایه های روانشناختی ار برازش مطلوبی برخوردار بوده است چرا که شاخص های برازش NFI، CFI، IFI، RFI، RMSEA و SRMR در محدوده قابل قبول قرار گرفتند. علاوه بر این یافته ها حاکی از آن بود که تقاضای شغلی بر تعارض کار-زندگی با میانجی گری سرمایه های روانشناختی (β=0.16, P<0.05) و منابع شغلی بر غنی سازی کار-خانواده با میانجی گری سرمایه های روانشناختی (β=0.19, P<0.05) اثر غیرمستقیم معناداری داشته است. وجود رابطه معنادار بین تعارض کار-زندگی و غنی سازی کار-خانواده نیز تایید شد (r=-0.827, P<0.01). نتیجه گیری: براساس این یافته ها، اجرای مداخلاتی برای کاهش تقاضای شغلی، افزایش منابع شغلی، تقویت سرمایه های روانشناختی، ارتقای غنی سازی کار-خانواده و کاهش تعارض کار-زندگی در محیط های واقعی مانند محل کار یا برنامه های کمک به کارکنان می تواند راهگشا باشد.
۱۲۷۲.

Modeling mobile phone addiction based on original family health with the mediation of academic procrastination in high school students(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۶۵
Introduction: Mobile phone addiction with negative psychological consequences is influenced by academic and family problems. The present study aimed to determine the mediating role of academic procrastination in the relationship between original family health and mobile phone addiction in high school female students. Method: The study employed a descriptive-correlational research approach utilizing a structural equation model. The statistical population of this research was all female students in the second year of high school in District 6 of Tehran. Among them, 200 students were recruited by random multi-stage cluster sampling, and they completed the Family of Origin Scale (1985) Academic Procrastination Scale (2000), and Mobile Phone Addiction Scale (2014). The collected data were analyzed using SPSS.21 and Amos.23 software according to the structural equation model. Findings: Results indicated a significant direct negative impact of family health (β = -0.51, p < 0.001) and a direct positive effect of academic procrastination (β = -0.58, p < 0.001) on students' mobile phone addiction. Furthermore, academic procrastination was found to act as a mediator in the association between family health and mobile phone addiction (β = -0.16, p < 0.001). Conclusion: The model demonstrated a strong fit. The mediating role of academic procrastination in the relationship between original family health and mobile phone addiction is a good model for explaining mental injuries and applying it in the field of preventing academic and behavioral problems in students.
۱۲۷۳.

اثربخشی طرحواره درمانی بر کارکردهای اجرایی افراد مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس (MS)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۳
هدف : بیماری مالتیپل اسکلروزیس (MS) شایع ترین بیماری خودایمنی و پیش رونده دستگاه اعصاب مرکزی است که اثرات منفی زیادی بر کارکردهای اجرایی بیماران دارد. هدف این پژوهش بررسی اثر طرحواره درمانی بر کارکردهای اجرایی بیماران مبتلا به ام اس بود.   روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی بوده و در قالب طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری 2 ماهه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش عبارت بود از کلیه افراد مبتلا به بیماری ام اس در تهران که در پاییز سال 1400 شمسی به یکی از مراکز درمانی شهر تهران مراجعه کرده اند. از میان این جامعه 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگذاری شدند. گروه آزمایش به مدت یک ماه و طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت طرحواره درمانی هیجانی قرار گرفت و پیش و پس از مداخله و 2 ماه بعد از مداخله، هر دو گروه توسط مجموعه آزمون های ویننا (آزمون CORSI، آزمون INHIB و آزمون WAFV) مورد سنجش کارکردهای اجرایی قرار گرفتند.   یافته ها: نتایج تحلیل واریانس آمیخته نشان داد طرحواره درمانی به طور معناداری فراخنای حافظه فعال را افزایش داد (F=3.9, P<0.05)، خطای کنترل مهاری را کاهش داد (F=6.51, P<0.005) و توجه پایدار را بهبود بخشید (F=8.21, P<0.001).   نتیجه گیری: این نتایج حاکی از این است که اصلاح طرحواره های ناسازگار باعث بهبود معنادار کارکردهای اجرایی بیماران مبتلا به ام اس می گردد.
۱۲۷۴.

Cultural Silence and Emotional Suppression in Asian-American Families: A Phenomenological Exploration(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۱۴۱
Objective: This study aimed to explore the lived experiences of cultural silence and emotional suppression within Asian-American families. Methods: This qualitative study utilized a phenomenological approach to investigate emotional suppression among 24 Asian-American adults residing in the United States. Participants were selected through purposive sampling to ensure diversity across ethnic subgroups and generational backgrounds. Data were collected through semi-structured, in-depth interviews conducted via secure video conferencing platforms. Interviews lasted between 60 and 90 minutes and continued until theoretical saturation was reached. All interviews were audio-recorded, transcribed verbatim, and analyzed thematically using NVivo software. Thematic analysis was performed through an inductive coding process that emphasized participants’ subjective interpretations and cultural meaning-making around emotional expression. Findings: Four major themes emerged from the data: family communication norms, cultural identity and emotional suppression, impacts on mental and emotional health, and pathways to emotional expression and healing. Participants reported indirect communication, emotional stoicism, and intergenerational silence as common patterns within their families. These dynamics were often reinforced by cultural expectations of respect, shame, and self-control. Emotional suppression was linked to internalized distress, difficulty in emotional identification, and barriers to help-seeking. Despite these challenges, participants also described transformative experiences involving therapy, peer support, and bicultural integration that facilitated emotional literacy and relational healing. Conclusion: Emotional suppression and cultural silence in Asian-American families are shaped by deep-rooted cultural values and intergenerational practices. While these patterns may hinder emotional well-being, participants also demonstrated adaptive strategies and agency in redefining emotional norms. These findings underscore the importance of culturally responsive mental health practices that validate heritage while promoting emotional authenticity.
۱۲۷۵.

مدل یابی نشانه های اختلال بدریخت انگاری بر اساس تصویر بدنی و ترس از ارزیابی منفی با نقش میانجی عزت نفس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۲
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل یابی نشانه های اختلال بدریخت انگاری بر اساس نگرانی از تصویر بدنی و ترس از ارزیابی منفی با نقش میانجی عزت نفس در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش زنان مبتلا به سرطان پستان شهر تهران در پاییز سال ۱۴۰۳ بودند. بر اساس مدل کلاین (۲۰۲۳) و با روش نمونه گیری در دسترس تعداد ۳۰۰ نفر زن مبتلا به سرطان پستان انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل مقیاس اختلال بدریخت انگاری بدن (BDDS) هانلی و همکاران (۲۰۲۰)، سیاهه نگرانی از تصویر بدنی (BICI) لیتلتون و همکاران (۲۰۰۵)، مقیاس ترس از ارزیابی منفی (BFNE) لری (۱۹۸۳) و مقیاس عزت نفس (RSEs) روزنبرگ (۱۹۸۹) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که عزت نفس در رابطه بین نگرانی از تصویر بدنی و ترس از ارزیابی منفی با نشانه های اختلال بدریخت انگاری نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد که توجه به نگرانی از تصویر بدنی، ترس از ارزیابی منفی و عزت نفس توسط روانشناسان می تواند به تبیین نشانه های بدریخت انگاری بدن در مراجعه کنندگان مبتلا به سرطان پستان کمک نماید. بر این اساس یافته های پژوهش حاضر می تواند برای روانشناسان سلامت در مداخله های روان شناختی جهت کاهش نشانه های بدریخت انگاری بدن دارای تلویحات کاربردی باشد.
۱۲۷۶.

تدوین مدل افکار خودکشی با میانجی گری سلامت معنوی بر اساس انعطاف پذیری روانشناختی و نظم جویی هیجانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۱
هدف پژوهش حاضرباهدف تدوین مدل افکار خودکشی با میانجی گری سلامت معنوی براساس انعطاف پذیری روانشناختی و نظم جویی هیجانی انجام شد.روش:روش پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش پژوهش توصیفی همبستگی می باشد.جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار در سال تحصیلی 1403-1404که شامل 3000 نفرهستند میباشد.نمونه براساس جدول مورگان تعداد 332 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.داده ها با استفاده از پرسشنامه افکارخودکشی بک(1991)،انعطاف پذیری روانشناختی بوند و همکاران(2011)،سلامت معنوی پالوتیزان و الیسون (1982)،نظم جویی هیجانی گراس و جان (2003)،جمع آوری و در نرم افزار SPSS (نسخه22) تحلیل شد.یافته ها:نتایج نشلن دادند سلامت معنوی در رابطه افکار خودکشی با انعطاف پذیری روانشناختی و نظم جویی هیجانی نقش میانجی دارد.نتیجه گیری:با توجه به نتایج پژوهش با بالا بردن سلامت معنوی ، انعطاف پذیری روانشناختی و نظم جویی هیجانی می توان افکار خودکشی را کاهش داد.
۱۲۷۷.

اثر میانجی تاب آوری در رابطه راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و اضطراب امتحان در میان دانشجو-معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۵۷
هدف پژوهش حاضر مطالعه اثر میانجی تاب آوری در رابطه راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و اضطراب امتحان در میان دانشجو-معلمان دانشگاه فرهنگیان بود. طرح پژوهش مورد استفاده در این مطالعه توصیفی از نوع مطالعه همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجو-معلمان مقطع کارشناسی دانشگاه فرهنگیان بود که نمونه ای مشتکل از 400 نفر به صورت داوطلب و به شیوه دسترس به پرسشنامه های مورد پژوهش به شیوه آنلاین پاسخ دادند که در نهایت پس از خروج پاسخنامه های ناقص 370 پاسخنامه به عنوان نمونه نهایی مورد بررسی قرار گرفت که شامل 220 نفر دختر (46/59 درصد) و 150 نفر پسر (54/40 درصد) بود. به منظور گردآوری داده ها از سه پرسشنامه اضطراب امتحان ساراسون (ساراسون، 1957)، پرسشنامه تنظیم هیجان شناختی (گارنفسکی و کرایج، 2006)، و مقیاس تاب آوری کانر- دیویدسون (کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد زیرمقیاس های خودسرزنشگری، پذیرش، نشخوار فکری، ارزیابی مجدد مثبت و فاجعه انگاری به طور معناداری اضطراب امتحان را پیش بینی می کنند. به شیوه مشابه تاب آوری روانشناختی به عنوان متغیر پیش بین به طور معناداری اضطراب امتحان را منفی پیش بینی کرد. برای بررسی اثر میانجی متغیر تاب آوری روانشناختی تحلیل مسیر انجام شد. مطابق با نتایج تحلیل رگرسیون اثرمستقیم تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بربرنامه ریزی، کم اهمیت شماری و دیگرسرزنشگری معنادار نشد. این یافته ها اهمیت تمرکز بر نقش میانجی تاب آوری و راهکارهای مدیریت شناختی تنظیم هیجان را برجسته می نماید و می تواند کمکی به روانشناسان درزمینه پرورش تاب آوری روانشناختی برای کاهش اضطراب امتحان در بین دانشجویان باشد.
۱۲۷۸.

اعتباریابی پرسش نامه استقامت معنوی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۰۸
استقامت معنوی یک ساختار نسبتاً جدید در تحقیقات روان شناختی با بینش های امیدوارکننده برای کمک به افراد برای عبور از چالش ها در طول زندگی است که افراد را قادر می سازد تا از طریق ارتباطات مقدس خود با خدا، دیگران و خودشان، مصیبت ها را تحمل کنند و معنای رهایی بخشی از ناملایمات دریابند. هدف اصلی این پژوهش هنجاریابی نسخه ترجمه شده فارسی پرسش نامه استقامت معنوی می باشد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی پیمایشی می باشد. جامعه پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه اصفهان می باشد. نمونه در این مطالعه 380 نفر از دانشجویان دانشگاه اصفهان می باشد که به صورت در دسترس به پرسش نامه استقامت معنوی (ون تونگرن و دیگران، 2019) پاسخ دادند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از میانگین، انحراف معیار، همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی استفاده شد. ضریب پایایی آلفای کرونباخ عامل ها 82/0 به دست آمد. علاوه بر این، تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی نشان داد این پرسش نامه در این نمونه مورد تأیید است؛ همچنین روایی محتوایی پرسش نامه توسط پنج متخصص تأیید شد. این پژوهش نشان داد پرسش نامه استقامت معنوی ابزاری بسنده و کارآمد است. به نظر می رسد استقامت معنوی ساختار مفیدی برای درک فرایند سازگاری و شکوفایی در میان مصیبت ها، رنج ها و آسیب ها باشد.
۱۲۷۹.

پیش بینی اضطراب کودکان ابتدایی بر اساس انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۰۴
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اضطراب کودکان ابتدایی بر اساس انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران دانش آموزان دختر پایه پنجم و ششم مقطع ابتدایی در مدارس شهر آباده در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 219 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس اضطراب کودکان (SCAS، اسپنس، 1997)، سیاهه انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و واندروال، 2010) و سیاهه تمایزیافتگی خود (DSI، اسکورن و فریندلندر، 2009) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران با اضطراب کودکان رابطه منفی و معناداری وجود دارد (01/۰p‹). همچنین انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران در مجموع 39 درصد از تغییرات اضطراب کودکان را تبیین کردند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران می توانند تبیین کننده اضطراب کودکان ابتدایی باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش اضطراب کودکان ابتدایی ضروری است.
۱۲۸۰.

Effectiveness of Emotion-Focused Therapy and Schema Therapy on Attachment Styles and Emotion Regulation in Women Affected by Infidelity(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۲۰۶
Objective: The present study aimed to examine and compare the effectiveness of emotion-focused therapy and schema therapy on attachment styles and emotion regulation in women affected by infidelity. Methods and Materials: This research employed a quasi-experimental design with a pretest–posttest and control group. The statistical population included all women affected by infidelity who referred to counseling centers in Tehran in 2023. From this population, 45 participants were selected using purposive sampling and randomly assigned to three groups: the first experimental group (emotion-focused therapy, 15 participants), the second experimental group (schema therapy, 15 participants), and the control group (15 participants). The experimental groups received the respective interventions across a set number of sessions, while the control group did not receive any intervention. All three groups were assessed at pretest, posttest, and follow-up stages using the Attachment Styles Questionnaire and the Emotion Regulation Questionnaire. Findings: Data analysis using repeated measures analysis of variance and post hoc tests indicated that both therapeutic approaches led to significant improvements in attachment styles and enhanced emotion regulation abilities in women affected by infidelity (p < .05). Moreover, a comparison of results showed that schema therapy demonstrated greater effectiveness than emotion-focused therapy in certain indices. Conclusion: Based on the findings, emotion-focused therapy and schema therapy can be considered effective approaches for promoting secure attachment styles and improving emotion regulation among women affected by infidelity.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان