ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۷۴۱.

اثربخشی بازی وارسازی آموزش ضرب و تقسیم بر اضطراب ریاضی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۵۳
زمینه و هدف: یکی از موانع یادگیری ضرب و تقسیم در دوره ابتدایی، اضطراب ریاضی است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی بازی وارسازی در آموزش ضرب و تقسیم بر اضطراب ریاضی در کودکان انجام شد. روش : روش پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر شاغل به تحصیل در پایه سوم ابتدایی ورامین در سال تحصیلی 1403-1404 بود که تعداد 56 دانش آموز با روش نمونه گیری در دسترس و با رعایت ملاک های ورود و خروج به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند و در دو گروه گواه و آزمایش (هر گروه 28 دانش آموز) جایدهی شدند. مداخله آموزش بر روی دانش آموزان گروه گواه و آزمایش طی 20 جلسه 45 دقیقه ای انجام شد. تدریس ضرب و تقسیم برای گروه آزمایش با استفاده از بازی وارسازی و برای گروه گواه روش سنتی و غیر بازی وار انجام شد. ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه اضطراب چیو و هنری (1990) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک چندمتعغیره یکراهه تحلیل شد. نرم افزار مورد استفاده برای تحلیل داده ها SPSS-23 بود. یافته ها: نتایج نشان داد بازی وارسازی آموزش ریاضی موجب کاهش اضطراب ریاضی (67/10 F=)، اضطراب ارزیابی (13/4F=)، اضطراب یادگیری (18/25 F=)، اضطراب رفتار معلم در تدریس (45/1F=) می شود(01/0>P). با این حال نتایج نشان می دهند که بازی وارسازی تأثیر معناداری در کاهش اضطراب حل مسئله (34/5F=، 001/0 P > ) ندارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، بازی وارسازی آموزش می تواند به ایجاد جوّ کلاسی ایمن و خوشایند و به تبع آن، به کاهش اضطراب دانش آموزان کمک کند.
۷۴۲.

نقش واسطه ای خودباوری های خلاق در تأثیر باورهای معرفت شناختی بر ریسک پذیری فکری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش واسطه ای خودباوری های خلاق در تأثیر باورهای معرفت شناختی بر ریسک پذیری فکری دانش آموزان انجام شد. روش تحقیق توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان مهاباد به تعداد 1850 نفر بود. نمونه ای شامل 352 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و به صورت آنلاین انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد باورهای معرفت شناختی (شومر، 1993)، ریسک پذیری فکری (بگتو، 2009) و مقیاس خودکارآمدی خلاق (کارووفسکی و همکاران، 2013) استفاده گردید. تحلیل داده ها با مدل معادلات ساختاری در نرم افزار ایموس انجام شد. نتایج نشان داد اثر مستقیم باورهای معرفت شناختی «ثبات دانش» و «ساده بودن دانش» بر ریسک پذیری فکری مثبت و معنادار بود. اثر مستقیم باور معرفت شناختی «یادگیری سریع» بر ریسک پذیری فکری منفی و معنادار گزارش شد. همچنین، خودکارآمدی خلاق و هویت شخصی خلاق دارای اثر مستقیم مثبت و معنادار بر ریسک پذیری فکری بودند. اثر غیرمستقیم «ثبات دانش» و «ساده بودن دانش» بر ریسک پذیری فکری ازطریق خودکارآمدی خلاق و هویت شخصی خلاق نیز مثبت و معنادار بود. همچنین، اثر غیرمستقیم «یادگیری سریع» بر ریسک پذیری فکری ازطریق خودکارآمدی خلاق منفی و معنادار بود. اثر غیرمستقیم «یادگیری سریع» و «توانایی ذاتی» بر ریسک پذیری فکری ازطریق هویت شخصی خلاق نیز منفی و معنادار گزارش شد. مطابق با یافته های پژوهش، باورهای معرفت شناختی و خودباوری های خلاق دانش آموزان می توانند نقش مهم و مؤثری در میزان ریسک پذیری فکری آن ها ایفا کنند. بنابراین، توجه به تقویت این باورها می تواند به ارتقای مهارت های تفکر انتقادی و خلاقیت در دانش آموزان کمک شایانی نماید.
۷۴۳.

مقایسه اثربخشی روان درمانی پویشی کوتاه مدت و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر کاهش احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم دارای طرحواره محرومیت هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۶۵
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی روان درمانی پویشی کوتاه مدت و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر کاهش احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم دارای محرومیت هیجانی بود که در راستای دو تحقیق پیشین پژوهشگر بر روی بیماران آسمیک صورت گرفت. روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع طرح گسترش یافته پیش آزمون – پس آزمون چندگروهی بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد مبتلا به آسم دارای طرحواره محرومیت هیجانی است. نمونه شامل 45 نفر از افراد مبتلا به بیماری آسم دارای محرومیت هیجانی است که به صورت هدفمند انتخاب و سپس به صورت تصادفی ساده در 3 گروه روان درمانی پویشی کوتاه مدت، گروه درمان مبتنی بر ذهنی سازی و گروه کنترل گمارده شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه طرحواره محرومیت هیجانی (یانگ، 1991) و احساس تنهایی (راسل و همکاران،1980) استفاده شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس تک متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. روان درمانی پویشی کوتاه مدت و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم تأثیر معناداری داشت (0/77=F=70/315, η 2 ). همچنین تأثیر درمان مبتنی بر ذهنی سازی نسبت به روان درمانی پویشی کوتاه مدت در کاهش احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم بیشتر بود (0/05>p). می توان از روان درمانی پویشی کوتاه مدت و درمان مبتنی بر ذهنی سازی در کاهش احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم دارای طرحواره محرومیت هیجانی بهره برد.
۷۴۴.

گستره پژوهی مفهوم زیبایی شناسی بصری در یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۷۸
ادبیات فراوانی در مورد زیبایی شناسی، اصول طراحی بصری و تئوری طراحی گرافیک وجود دارد. اما در مورد روند یادگیری الکترونیکی و دوره های آنلاین از نظر زیبایی شناسی بسیار اندک بحث شده است. یکی از موانع اصلی دستیابی به دانش مورد نیاز در این زمینه عدم درک تعاریف کاربردی و ایده های مفهومی در این حوزه است. استفاده مناسب از مفاهیم زیبایی شناسی می تواند در پذیرش سیستم یادگیری از نظر قابلیت و سهولت استفاده، فراتر رفتن از ویژگی های ابزاری و توجه به ویژگی های غیرابزاری مانند جنبه های عاطفی، زیبایی شناسی و انگیزشی طراحی یادگیری الکترونیکی با توجه به نیازهای یادگیرندگان اثربخش باشد و از یک سو باعث یادگیری و رضایت مندی آنها و ازسوی دیگر باعث افزایش کارایی سیستم آموزش گردد و در نهایت به یک تجربه یادگیری باارزش منجر شود. هرچند تعریف زیبایی شناسی در یادگیری الکترونیکی پیچیده و تاحدی ذهنی است اما می توان گفت شامل ظاهر قابل قبول، رابط بصری جذاب و محتوای منظم و ترکیبی از هر سه عنصراست که تجربه یادگیرنده را افزایش داده و نتایج یادگیری را تقویت می کند و بر کل سیستم تأثیرگذار است. بنابراین هدف پژوهش حاضر تبیین مفاهیم و فرآیند استفاده از زیبایی و زیبایی شناسی بصری برای بهبود تجربه یادگیری الکترونیکی و گسترش دانش زیبایی شناسی بصری در این حوزه با استفاده از روش گستره پژوهی می باشد.
۷۴۵.

تاثیر برنامه توانمندسازی مبتنی بر خودمراقبتی بر تاب آوری سالمندان مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۹
زمینه و هدف: بیماری مزمن انسدادی ریه از شایع ترین بیماری های دوران سالمندی است که با کاهش عملکرد و افت کیفیت زندگی همراه است. سالمندان مبتلا به این بیماری، به دلیل مواجهه با مشکلات جسمی و روانی، نیازمند تقویت تاب آوری و ارتقای مهارت های خودمراقبتی هستند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر برنامه توانمندسازی مبتنی بر خودمراقبتی بر تاب آوری سالمندان مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه انجام شد. روش: این مطالعه تجربی بر روی ۶۰ سالمند مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه در بیمارستان های وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی تهران انجام گرفت. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار داده شدند. برنامه توانمندسازی مبتنی بر خودمراقبتی برای گروه مداخله اجرا شد و داده ها با استفاده از پرسش نامه ویژگی های دموگرافیک و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (۲۰۰۳)، پیش و پس از مداخله گردآوری و با نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. یافته ها: میانگین نمره تاب آوری در گروه مداخله پس از اجرای برنامه به طور معناداری افزایش یافت (p>0/001)، در حالی که در گروه کنترل تغییر معناداری مشاهده نشد. همچنین، پس از مداخله، تفاوت آماری معناداری در سطح تاب آوری بین دو گروه وجود داشت. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که برنامه توانمندسازی مبتنی بر خودمراقبتی می تواند موجب افزایش تاب آوری سالمندان مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه شود. اجرای این گونه برنامه ها با ارتقای آگاهی، خودکارآمدی و احساس کنترل در بیماران، نقش مؤثری در بهبود سازگاری روانی و کیفیت زندگی آنان ایفا می کند.
۷۴۶.

مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای خودتنظیمی و مهارت های حل مسئله بر ابعاد خلاقیت دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۴
هدف این پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای خودتنظیمی و مهارت های حل مسئله بر ابعاد خلاقیت دانش آموزان دختر بود. پژوهش از نوع کاربردی به روش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و با دوره پیگیری دوماهه انجام شد. جامعه آماری، تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر همدان در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای ۶۰ نفر از دانش آموزان انتخاب و در سه گروه، گمارش تصادفی شدند. گروه اول آموزش راهبردهای خودتنظیمی و گروه دوم مهارت های حل مسئله را آموزش دیدند. گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. برای گردآوری داده ها از آزمون خلاقیت تصویری تورنس (برگه الف) استفاده شد. تحلیل داده ها با آزمون آماری اندازه گیری مکرر و آنوای دوعاملی آمیخته با نرم افزار SPSS24 صورت گرفت. یافته ها نشان داد که پیش آزمون خلاقیت با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0> P) و بین دو مداخله تفاوت معناداری وجود نداشت. اما اندازه اثر آنها متفاوت بود و خلاقیت هریک از گروه های آزمایش در پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل تفاوت معنادار وجود داشت (05/0> P). آموزش مهارت های حل مسئله در مرحله پیگیری افزایش داشته و پایدارتر از آموزش راهبردهای خودتنظیمی است. با آموزش راهبردهای خودتنظیمی و مهارت های حل مسئله، خلاقیت دانش آموزان را ارتقا بخشید.
۷۴۷.

Comparison of the Effectiveness of Cognitive-Behavioral Interventions in Two Approaches: Coaching and Self-Learning on Marital Satisfaction and Intimacy of Couples(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۲۱۴
Objective: This study aimed to compare the effectiveness of cognitive-behavioral interventions using coaching and self-learning methods on marital satisfaction and couple intimacy. Methods and Materials: This semi-experimental study followed a pre-test–post-test design with a control group and two experimental groups (coaching and self-learning). The statistical population consisted of couples who visited family counseling centers in District 8 of Tehran in 2022 and reported low levels of marital satisfaction and intimacy. A purposive sampling method was used to select 45 participants, who were equally divided into three groups of 15. The coaching group received eight 90-minute cognitive-behavioral sessions, while the self-learning group was given a structured 73-page manual to follow independently over two months. The control group received no intervention. Data were collected using the ENRICH Marital Satisfaction Questionnaire and the Thompson and Walker Marital Intimacy Scale. Analysis of covariance (ANCOVA) and multivariate analysis of covariance (MANCOVA) were used to analyze the results. Findings: ANCOVA results indicated that cognitive-behavioral interventions using the coaching method significantly improved marital satisfaction (η² = 0.30, p < .01) and couple intimacy (η² = 0.372, p < .01), compared to the control group. Similarly, the self-learning method showed significant improvement in marital satisfaction (η² = 0.19, p < .01) and intimacy (η² = 0.23, p < .01), although the effect sizes were smaller. Conclusion: Cognitive-behavioral interventions, particularly through coaching, are effective in enhancing marital satisfaction and intimacy. The presence of a coach facilitates deeper understanding, accountability, and behavioral change, making it a more impactful approach compared to self-directed learning.
۷۴۸.

اثر بخشی پروتکل درمان مبتنی برتحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای(tDCS) بر کاهش شدت درد ، اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۹
مقدمه: با وجود پیشرفت در مدیریت بیماری های روماتیسمی، بسیاری از بیماران علاوه بر درد، اضطراب و افسردگی همراه با آرتریت روماتوئید را تجربه می کنند. هدف: در این پژوهش فرض بر این بود که تحریک قشری توسط (tDCS) شدت درد در بیماران آرتریت روماتویید را کاهش داده و به دنبال آن اضطراب و افسردگی بهبود می یابد. روش: پژوهش حاضر طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون _ پس آزمون و گروه کنترل بود که 6 ماهه اول 1403 در بخش روماتولوژی بیمارستان خانواده و شریعتی تهران انجام شد. 30 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. از tDCS آنودال جهت تحریک M1 یا( C3-C4) و کاتودال قشر سوپرااوربیتال SO یا (FP1-FP2) استفاده شد. شرکت کنندگان پیش_ پس از مداخله توسط شاخص درد مزمن مک گیل، مقیاس افسردگی بک و مقیاس اضطراب بک مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد tDCS بر شدت درد ، اضطراب و افسردگی موثر بوده است (۰۰۱/۰>p، ۸۳.۳=F) .مقدار این تاثیر (eta2) در متغیرهای شدت درد، اضطراب و افسردگی به ترتیب ۳۴/۰، ۶۶/۰ و ۷۱/۰ می باشد. نتیجه گیری: بر طبق یافته ها، پروتکل درمانی طراحی شده برای درمان آرتریت روماتوئید، به طورمعناداری شدت درد را در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید کاهش داد همچنین اضطراب و افسردگی آنها را بهبود بخشید. این درمان به عنوان درمان مکمل می تواند با سایر استراتژی های توانبخشی ترکیب شود.
۷۴۹.

تدوین مدل ساختاری گرایش به عهدشکنی زناشویی بر اساس ناگویی هیجانی و ترومای کودکی با توجه به نقش میانجی عملکرد جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۵
زمینه: عهدشکنی زناشویی به عنوان یکی از چالش های عمده در روابط زناشویی، می تواند تحت تأثیر عوامل روانشناختی و تجربیات گذشته قرار گیرد. ناگویی هیجانی، به عنوان ناتوانی در شناسایی و بیان هیجانات، و ترومای کودکی، به عنوان تجربیات آسیب زای دوران کودکی، می توانند به طور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق تأثیر بر عملکرد جنسی، گرایش به عهدشکنی زناشویی را افزایش دهند. با این حال، پژوهش های پیشین کمتر به بررسی رابطه میان این متغیرها و نقش میانجی عملکرد جنسی پرداخته اند. هدف: هدف از انجام این پژوهش تدوین مدل ساختاری برای پیش بینی گرایش به عهدشکنی زناشویی بر اساس ترومای کودکی و ناگویی هیجانی با نقش میانجی عملکرد جنسی زنان بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع مطالعات همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر شهرکرد در سال 1402 بود که از میان آن ها 220 نفر با استفاده از روش در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های نگرش به عهدشکنی زناشویی (مارک واتلی، 2006)، آزار کودکی (برنشتاین و همکاران، 2003)، ناگویی هیجانی (تیلور و همکاران، 1994) و شاخص عملکرد جنسی زنان (روزن و همکاران، 2000) پاسخ دادند. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS نسخه 25 و AMOS نسخه 22 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که الگوی ارائه شده از شاخص های برازش مناسب برای تبیین ارتباط بین متغیرهای پژوهش برخوردار است و مدل ساختاری نقش واسطه ای عملکرد جنسی زنان در پیش بینی گرایش به عهدشکنی زناشویی بر اساس ترومای کودکی و ناگویی هیجانی تأیید شد (05/0 >P). همچنین نقش واسطه عملکرد جنسی زنان در پیش بینی گرایش به عهدشکنی زناشویی بر اساس ترومای کودکی و ناگویی هیجانی تأیید شد (05/0 >P). نتیجه گیری: یافته های این مطالعه می تواند به متخصصان حوزه خانواده و زوج درمانی کمک کند تا با شناسایی عوامل روانشناختی و تجربیات کودکی مؤثر بر عهدشکنی زناشویی، مداخلات هدف مندتری را طراحی کنند. بهبود عملکرد جنسی و افزایش توانایی افراد در مدیریت هیجانات می تواند به کاهش گرایش به عهدشکنی و تقویت پایه های روابط زناشویی منجر شود.
۷۵۰.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و شفقت درمانی بر تعارض زناشویی و تمایزیافتگی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۹۴
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و شفقت درمانی بر تعارض زناشویی و تمایزیافتگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی انجام شد. این مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و دو گروه درمانی بود که در آن ۴۰ زن آسیب دیده به طور تصادفی در دو گروه طرحواره درمانی و شفقت درمانی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های معتبر تعارض زناشویی و تمایزیافتگی خود جمع آوری و با تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که هر دو روش درمانی در کاهش تعارض زناشویی و افزایش تمایزیافتگی مؤثر بوده و تفاوت معناداری بین دو گروه وجود داشت. طرحواره درمانی در بهبود ابعاد خاصی از تعارض زناشویی تأثیر بیشتری داشت، در حالی که شفقت درمانی تأثیر قوی تری بر ابعاد تمایزیافتگی نشان داد. این یافته ها بیانگر نقش مهم مداخلات تخصصی روان درمانی در بازسازی سلامت روانی و ارتقای کیفیت روابط زوجی در زنان آسیب دیده از خیانت است و تأکید می کند که انتخاب رویکرد درمانی باید مبتنی بر نیازها و ویژگی های فردی بیماران باشد. همچنین، نتایج این پژوهش زمینه ای علمی برای استفاده تلفیقی و هدفمند از این دو رویکرد درمانی در مراکز مشاوره و روان درمانی فراهم می آورد.
۷۵۱.

بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر همدلی عاطفی، انطباق پذیری، نارسایی هیجانی و کارکرد زوجی در زوج های جوان ناسازگار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۷۱
اهداف ناسازگاری در زوج های جوان و عدم حل آن، از علل اصلی جدایی عاطفی و طلاق است که طبعات شخصی و اجتماعی زیادی دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر همدلی عاطفی، انطباق پذیری، نارسایی هیجانی و کارکرد زوجی در زوج های جوان ناسازگار بود. مواد و روش ها در این پژوهش کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده، از طرح تحقیق دو گروهی همراه با پیش آزمون و پس آزمون همراه با یک پیگیری 6 ماهه استفاده شد. نمونه پژوهش از میان زوج های جوان ناسازگار شهرستان یزد بود که در سال 1402 به مراکز مشاوره و طلاق این شهر مراجعه کرده بودند. باتوجه به معیارهای ورود براساس روش نمونه گیری تصادفی ساده 52 زوج (104 نفر) انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (ACT) و کنترل قرار گرفتند. شرکت کنندگان پیش از اجرای مداخله و پس از آن به وسیله ابزارهای «پرسش نامه همدلی مهرابیان و اپستین (EES)، پرسش نامه انطباق پذیری و همبستگی اولسون (FACES-III)، پرسش نامه نارسایی هیجانی تورنتو (TAS-20) و پرسش نامه کارکرد زوجی اینریچ (ECS)» مورد سنجش قرار گرفتند. گروه آزمایش پروتکل مشخص درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت 8 جلسه 60 تا 90 دقیقه ای در هر هفته دریافت کردند. گروه کنترل نیز توسط مجری طرح، در هر هفته پیگیری شد اما پروتکل درمانی خاصی برای آن ها اجرا نشد و بعد از مرحله پیگیری، پروتکل درمان برای آن ها نیز اجرا شد. درنهایت داده ها به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 29 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نتایج تحلیل کواریانس نشان داد بین میانگین نمرات گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای همدلی عاطفی، انطباق پذیری، نارسایی هیجانی و کارکرد زوجی در مراحل پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معناداری وجود داشت (01/P<0). به طور مشخص، زوج هایی که در گروه آزمایش و تحت مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) قرار گرفتند، پس از پایان مداخله افزایش معناداری در میزان همدلی عاطفی و بهبود در انطباق پذیری و کارکرد زوجی نشان دادند، درحالی که میزان نارسایی هیجانی آن ها به طور معناداری کاهش یافت. نتیجه گیری براساس نتایج به دست آمده، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) می تواند به عنوان یک رویکرد مؤثر برای افزایش همدلی عاطفی، کاهش نارسایی هیجانی و بهبود انطباق پذیری و کارکرد زوجی در زوج های جوان ناسازگار مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، پیشنهاد می شود مراکز مشاوره و مراکز پیشگیری از طلاق از این رویکرد درمانی برای ارتقای کیفیت روابط زوجین و کاهش تعارضات زناشویی بهره مند شوند.
۷۵۲.

نقش میانجی گر نظم جویی هیجانی در رابطه بین جو عاطفی خانواده و سازگاری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۹۳
زمینه: اعتقاد بر این است که یکی از تأثیرگذارترین عوامل موفقیت نوجوان، سازگاری تحصیلی است و پیامدهای مهمی در توانایی های نوجوانان برای موفقیت در مدرسه و بزرگسالی دارد. ساختار و جو عاطفی خانواده در کنار آموزش مهارت های تنظیم هیجانی به نوجوان می تواند زمینه را برای سازگاری هیجانی، تحصیلی و اجتماعی فراهم کند؛ بنابراین انجام یک مطالعه در جهت عوامل تأثیرگذار بر سازگاری دانش آموزان یک ضرورت اساسی در دوران نوجوانی است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی گرنظم جویی هیجان در رابطه بین جو عاطفی خانواده و سازگاری تحصیلی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی که به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 315 نفر از دانش آموزان دوره دوم شهر خرم آباد بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس جو عاطفی خانواده هیل برن (1964)، مقیاس تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و مقیاس سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک (1984) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS.22 با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و نرم افزار Smart PLS.3 برای مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد تمام ابعاد جو عاطفی خانواده و نظم جویی هیجان با نمره کل سازگاری تحصیلی رابطه مثبت و معنی داری دارند (05/0 >P). نتایج حاصل از مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که جو عاطفی خانواده اثر مستقیم و معنی داری بر سازگاری تحصیلی ندارد؛ بلکه از طریق نقش میانجی گر نظم جویی هیجانی رابطه غیرمستقیم خوبی با سازگاری تحصیلی دارد (05/0 >P). نتیجه گیری: بنابراین با آموزش مهارت های تنظم جویی هیجانی به والدین و دانش آموزان می توان نقش سایر عواملی که منجر به ناسازگاری و عدم انطباق دانش آموزان می شود را به نسبت تعدیل کرد. لذا به مسئولین آموزش و پرورش پیشنهاد می شود تا آموزش روابط والد- فرزند و مهارت های نظم جویی هیجانی را در یک الگوی متقابل والدین و دانش آموزان در دستور کار قرار دهند.
۷۵۳.

نقش انگیزه و انواع مشارکت والدین در پیش بینی انگیزه خودمختار دانش آموزان: رویکردی مبتنی بر نظریه خودتعیین گری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۲۰۹
زمینه: انگیزه خودمختار دانش آموزان یکی از عوامل کلیدی در ارتقای یادگیری عمیق، عملکرد تحصیلی و پایداری تلاش آنان محسوب می شود. با توجه به نظریه خودتعیین گری حمایت والدین از نیازهای روان شناختی پایه دانش آموزان، زمینه ساز افزایش انگیزه درونی و خودمختار آنان است با این حال، نقش دقیق انواع انگیزه والدین و ابعاد مختلف مشارکت آنان در پیش بینی انگیزه خودمختار دانش آموزان نیازمند بررسی های دقیق تر و کاربردی تر است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی نقش انگیزه والدین و انواع مشارکت آنان در پیش بینی انگیزه خودمختار دانش آموزان بر اساس نظریه خودتعیین گری انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر پایه پنجم و ششم در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که در مدارس ابتدایی شهر سمنان مشغول به تحصیل بودند با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای تصادفی تعداد 415 دانش آموز انتخاب شدند و به پرسشنامه های انگیزه والد برای مشارکت (گرولنیک، 2015)، حمایت از خودمختاری در مقابل مشارکت کنترل کننده (لرنر و همکاران، 2022)، انگیزه خودمختار (ریان و کانل، 1989) پاسخ دادند. داده ها با رگرسیون سلسله مراتبی و به وسیله ی نرم افزار 26SPSS تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد مشارکت در فعالیت های شناختی بیشترین تأثیر مثبت را بر انگیزه خودمختار دانش آموزان داشت (001/0 >p، 204/0 β=) و 3/10 درصد واریانس آن را تبیین می کرد. پایه کلاسی نقش منفی و معنادار در انگیزه خود مختار داشت (14/0- =β). جنسیت و انگیزه کنترل شده والدین نقش غیرمعنادار داشتند. گرچه انگیزه خودمختار والدین در مدل های اولیه نقش مثبت و معناداری در پیش بینی انگیزه خودمختار دانش آموزان داشت، اما در مدل نهایی این نقش کاهش یافت (080/0 =p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده، افزایش مشارکت شناختی والدین نقش مهمی در تقویت انگیزه خودمختار تحصیلی دانش آموزان به ویژه در پایه های تحصیلی پایین دارد و می تواند به بهبود کیفیت یادگیری و تداوم تلاش تحصیلی کمک کند. انگیزه والدین اثر محدودی داشت.
۷۵۴.

اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر کمال گرایی، شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن در زنان متقاضی جراحی های زیبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۲۰۰
زمینه: نگرانی از شکل بدن و ترس از ظاهر جسمانی می تواند در اقدام به جراجی زیبایی مؤثر باشد. تاکنون اثربخشی شیوه های مختلفی بر متغیرهایی مانند شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن مورد بررسی قرار گرفته است ولی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت مورد توجه پژوهشگران نبوده است. بنابراین ضروری است تاثیر این مداخله برای بهبود وضعیت روانشناختی در افراد متقاضی جراحی زیبایی بررسی شود. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی برنامه آموزشی متمرکز بر شفقت بر کمال گرایی، شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن در زنان متقاضی جراحی های زیبایی بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان متقاضی جراحی زیبایی مراجعه کننده به کلینیک زیبایی در شهر تهران در 9 ماهه اول سال 1400 بودند که که از بین آن ها کلینیک فاطمه زهراء تهران به عنوان نمونه با شیوه در دسترس انتخاب شد و از میان مراجعه کنندگان به آن مرکز 30 نفر با توجه به معیارهای ورود به پژوهش انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت درمان متمرکز بر شفقت به مدت 8 جلسه 120 دقیقه ای قرار گرفت. تمامی شرکت کنندگان به وسیله پرسشنامه های چند بعدی کمال گرایی (هویت و فلت، 1991)، شرم از تصویر بدن (دوارت و همکاران، 2014) و ترس از بدریختی بدنی (لیتلتون و همکاران، 2005) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از طریق نرم افزار SPSS-24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر کاهش کمال گرایی، شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن بود (05/0 p<). همچنین نتایج مربوط به اثر تعاملی بین زمان و گروه نشان می دهد که این اثر در تمامی متغیرها معنی دار است (05/0 >p). بنابراین بین سطوح مختلف زمان و سطوح مختلف گروه ها تعامل وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت، لزوم تمرکز بر این درمان به عنوان یکی از درمان های کمکی، حمایتی و توانبخشی در کنار درمان دارویی در کاهش پیامدهای ناشی از کمال گرایی، شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری پیشنهاد می شود.
۷۵۵.

رابطه خود خاموشی و سوگیری تفسیری با ایده پردازی خودکشی در زنان متأهل با نشانگان افسردگی: نقش میانجی پریشانی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۸۴
هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش میانجی پریشانی روان شناختی در رابطه بین خود خاموشی و سوگیری تفسیری با ایده پردازی خودکشی در میان زنان متأهل با نشانگان افسردگی بود. روش پژوهش توصیفی همبستگی و از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش متشکل از زنان متأهل ۱۸ تا ۵۰ ساله ی شهرستان میاندوآب با نشانگان افسردگی در سال 1403 بودند. 350 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند و به پرسشنامه افکار خودکشی (BSSI؛ بک و همکاران، 1979)، سیاهه افسردگی (BDI-II؛ بک، 1961)، مقیاس خود خاموشی (STSS؛ جک و دیل، 1992)، پرسشنامه سوگیری تفسیری (AST-D؛ برنا و همکاران، 2011) و پرسشنامه پریشانی روان شناختی (KPDS؛ کسلر، 2002) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مسیر انجام شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. همچنین یافته ها نشان داد خود خاموشی، سوگیری تفسیری و پریشانی روان شناختی اثر مستقیم مثبتی بر ایده پردازی خودکشی داشتند (01/0> p). خود خاموشی و سوگیری تفسیری اثر مستقیم مثبتی بر پریشانی روان شناختی داشتند (01/0> p). هم چنین نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد پریشانی روان شناختی بین خود خاموشی و سوگیری تفسیری با ایده پردازی خودکشی به طور مثبت و معنادار (01/0> p) نقش میانجی داشت. این نتایج نشان می دهد که خود خاموشی و سوگیری تفسیری با توجه به نقش مهم پریشانی روان شناختی می توانند تبیین کننده ی ایده پردازی خودکشی در زنان دارای نشانگان افسردگی باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش خودکشی ضروری است.
۷۵۶.

تدوین مدل علی حس انسجام بر اساس سرمایه های روانشناختی با میانجی گری کمال طلبی و خودشناسی انسجامی در بیماران سرطانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۲۳
مقدمه: با افزایش جهانی عوامل خطر وشیوع روز افزون پراسترس ترین بیماری بشر یعنی سرطان، لزوم توجه به مشکلات روانشناختی و کیفیت زندگی این بیماران بیش از گذشته احساس می شود. بنابراین هدف از این پژوهش تدوین مدل علی حس انسجام بر اساس سرمایه های روانشناختی با میانجی گری کمال طلبی و خودشناسی انسجامی در بیماران سرطانی بود. روش: این پژوهش از لحاظ هدف بنیادی و ازنظرگردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری آن کلیه بیماران سرطانی مراجعه کننده به مراکز درمانی استان مرکزی بود که ۲۰۰ نفر از آنها به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای سنجش پرسشنامه حس انسجام آنتونووسکی (۱۹۹۳)، پرسشنامه کمال گرایی هویت و فلت (۱۹۹۹)، پرسشنامه خودشناسی انسجامی قربانی (۲۰۰۸) و پرسشنامه سرمایه های روانشناختی (لوتانز، 2008) بود. روش تحلیل داده ها مدل یابی معادله های ساختاری با نرم افزارهایSmart-PLS 4 , SPSSv 26   بود. برای سنجش اثر غیر مستقیم نیز از روش بوت استراپ استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش اثرعلی و مستقیم سرمایه های روانشناختی بر خودشناسی انسجامی به صورت مثبت (155/0= β ) و برکمال طلبی به صورت منفی.( 225/0-= β) در سطح P<0.01 ) ) معنادار شد. اثر مستقیم کمال طلبی بر حس انسجام  به صورت منفی (360/0-= β) و اثر خودشناسی انسجامی برحس انسجام نیز به صورت مثبت (428/0 = β) در سطح P < 0.01 ) ) معنادار شدند . اثرغیر مستقیم سرمایه های روانشناختی از طریق خودشناسی انسجامی(066/0) و کمال طلبی بر حس انسجام نیز معنادار بود (08/0). نتیجه گیری: مدل بدست آمده از این پژوهش، توجه پژوهشگران حوزه سلامت را به این نکته که سرمایه های روانشناختی به صورت مستقیم قادر به پیش بینی حس انسجام نیست ولی می توان با کاهش کمال گرایی و یا افزایش خودشناسی انسجامی حس انسجام را در بیماران سرطانی بهبود بخشید، معطوف می دارد.
۷۵۷.

پیش بینی رشد پس آسیبی در نوجوانان دارای تجربه خشونت خانگی براساس انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمد پنداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۸
این پژوهش باهدف پیش بینی رشد پس آ سیبی در نوجوانان دارای تجربه خشونت خانگی براساس انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمدپنداری انجام شد. پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی نوجوانان باتجربه خشونت خانگی دارای پرونده در بهزیستی مشهد در سال 1402 بود، که از بین آن ها و با نمونه گیری در دسترس و براساس فرمول پلنت (8M + 50 ≤ N) تعداد 180 نفر انتخاب شد. برای گردآوری اطلاعات از چک لیست اطلاعات دموگرافیک-فرم پژوهشگر ساخته از پرسشنامه رشد پس آسیبی (تدسچی و کالهون، 1996)، پرسشنامه انعطاف2 پذیری شناختی (دنیس و وندروال، 2010) و پرسشنامه خودکارآمدی عمومی (شرر و مادوکس، 1982) استفاده شد. تحلیل داده ها با آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با نرم افزار آماری SPSS-v26 انجام شد. نتایج نشان داد که بین خودکارآمدپنداری (0/629=r و 0/05>p) و هر یک از ابعاد آن با رشد پس آسیبی در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. این رابطه بین انعطاف پذیری شناختی (0/589=r و 0/05>p) و هر یک از ابعاد آن با رشد پس آسیبی در افراد نمونه، مثبت و معنادار بود. نتایج رگرسیون نیز نشان داد که متغیرهای پیش بین باهم توان تبیین 31 درصد از واریانس رشد پس آسیبی در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی را داشته اند. با توجه به نتایج می توان استنباط کرد که انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمدپنداری بر رشد پس آسیبی تأثیر دارند و با آموزش و مداخلاتی که شامل بهبود خودکارآمدی و انعطاف پذیری شناختی گردند، می توان میزان رشد پس آسیبی را در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی را ارتقا بخشید.
۷۵۸.

مقایسه اثربخشی روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۹
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهر تهران در تابستان سال 1403 بودند. سپس تعداد به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 زن بیمار تشخیص داده شده بر اساس پزشک متخصص انتخاب و در گام دوم این تعداد به صورت تصادفی ساده در دو گروه شامل گروه آزمایشی روان درمانی وجودی (15 زن)، گروه درمانی مبتنی بر شفقت (15 زن) و یک گروه کنترل (15 زن) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای روان درمانی وجودی و گروه آزمایش دوم تحت10 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر شفقت قرار گرفتند. در این مدت گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس تحمل پریشانی (DTS) سیمونز و گاهر (2005) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده ها SPSS نسخه 28 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر تحمل پریشانی داشته است (0/05>P). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت اثربخشی بیشتری نسبت به روان درمانی وجودی بر افزایش تحمل پریشانی دارد (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای افزایش تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده در افزایش تحمل پریشانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درمان مبتنی بر شفقت است.
۷۵۹.

ارزشیابی و واکاوی قابلیت استفاده اپلیکیشن شاد در یادگیری سیار: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۲
پژوهش حاضر با هدف ارزشیابی قابلیت استفاده ی اپلیکیشن شاد در یادگیری سیار از دو منظر مکمل «قابلیت استفاده آموزشی» و «قابلیت استفاده رابط کاربری» انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، «آمیخته با طرح تبیینی متوالی» بود. در بخش کمی، روش توصیفی-پیمایشی و همبستگی به کار رفت که جامعه ی آماری آن شامل کلیه ی 276 معلم مقطع ابتدایی شهرستان خلخال (بخش مرکزی) در سال تحصیلی 1404-1403 بود که به روش سرشماری شرکت کردند. در بخش کیفی، جهت تبیین دقیق تر یافته های کمی، مصاحبه هایی با 8 نفر از خبرگان همین جامعه (انتخاب شده به روش هدفمند) انجام شد. ابزار گردآوری داده ها در بخش کمی، پرسشنامه ی استاندارد (CECAM) ناوارو و همکاران (2024) و در بخش کیفی، مصاحبه ی نیمه ساختاریافته بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای، مدل سازی معادلات ساختاری (برای تایید مدل اندازه گیری و آزمون مدل ساختاری) و تحلیل مضمون انجام شد. یافته ها نشان دهنده ی ماهیت دوگانه ی قابلیت استفاده ی شاد است؛ این اپلیکیشن در خرده مقیاس های «طراحی»، «ناوبری» و «سفارشی سازی» (رابط کاربری) و «تعامل اجتماعی» (آموزشی) عملکردی بالاتر از حد متوسط داشت. در مقابل، در خرده مقیاس های «شخصی سازی»، «فعالیت ها»، «چندرسانه ای»، «محتوا» (آموزشی) و «بازخورد» (رابط کاربری) با ضعف های جدی مواجه بود. یافته های کیفی ضمن تأیید نتایج کمی، تبیین کرد که این ضعف ها ریشه در چالش هایی همچون «انعطاف ناپذیری مسیر یادگیری»، «فقدان بازخورد سیستمی و آنی»، «ماهیت منفعل تکالیف»، «فقر زیبایی شناختی» و «ضعف در طراحی پیام» دارد. نتایج نشان می دهد شاد برای تبدیل شدن به ابزار یادگیری مؤثر، نیازمند بازنگری راهبردی در قابلیت های آموزشی است. با توجه به محدودیت نمونه به یک منطقه، تعمیم نتایج به کل کشور باید با احتیاط صورت گیرد.
۷۶۰.

عوامل مؤثر بر شکل گیری الگوهای نوظهور آرزوهای مسیر شغلی در نوجوانان با افق ۲۰۵۰(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: با توجه به فقدان چارچوب های آینده نگر و چندسطحی برای تبیین آرزوهای مسیر شغلی نوجوانان در شرایط ناپایدار آینده کار، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر و الگوهای نوظهور این آرزوها در افق ۲۰۵۰ انجام شد؛ به گونه ای که تعامل عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناورانه، حقوقی، زیست محیطی و روان شناختی در چارچوب مدل توسعه یافته PESTEL-P تحلیل شود. ▐روش و ابزار: این مطالعه با رویکرد ترکیبی و اکتشافی انجام گرفت و شامل تحلیل نظرات متخصصان و مرور حیطه ای ادبیات علمی بود. در بخش کیفی، ۱۴ متخصص از حوزه های مرتبط به صورت هدفمند انتخاب و با آن ها مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. در بخش مرور حیطه ای، ۱۶ مقاله نمایه شده در پایگاه اسکوپوس (۲۰۰۰-۲۰۲۴)، پس از اعمال ملاک های ورود و خروج تحلیل شدند. داده ها با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند. ▐یافته ها: پنج الگوی نوظهور شناسایی شد: (۱) تغییر معنایی آرزوها از منزلت های پایدار به موفقیت های فوری و نمادین؛ (۲) فشارهای اقتصادی و تضعیف انسجام هویت شغلی؛ (۳) نقش برجسته فناوری، رسانه و هویت های مجازی؛ (۴) کاهش مرجعیت خانواده و نهادهای آموزشی و تقویت الگوگیری رسانه ای؛ و (۵) شکاف میان سیاست گذاری رسمی و واقعیت های نسلی و پیامدهای آن بر انتخاب های شغلی ناپایدار. ▐نتیجه گیری: آرزوهای مسیر شغلی نوجوانان از اهداف سنتی و معنا محور به مسیرهای فناورانه، رسانه ای و کوتاه مدت در حال گذار است و این تحول، ضرورت بازنگری در سیاست های آموزشی، مهارت آموزی و مشاوره مسیر شغلی را برجسته می سازد

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان