ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۳۶٬۹۹۰ مورد.
۳۴۱.

The Effectiveness of Imago Therapy on Love Styles and Communication Problems in Married Women(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Imago therapy Love styles Communication Problems married women

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۴۱
Objective: The purpose of this research was the effectiveness of Imago Therapy on love styles and communication problems of married women. Methods: The research design was quasi-experimental with pre-test post-test control group. The statistical population of this study consisted of all women attending counseling centers in Alborz province in 2022. Since the research method was semi-experimental, 76 married women volunteered to participate in the study through availability sampling. After completing the Love Scale questionnaires (Hatfield & Sprecher, 1986) and the Queendom Communication Skills Questionnaire (CSTR), those who obtained the lowest averages on these two questionnaires were selected using simple random sampling (30 individuals, 15 in the experimental group and 15 in the control group). The data analysis in this research was conducted in the inferential statistics section, taking into account the nature of the study and the distance of the scale of the dependent variables. The parametric analysis of covariance test was used in the SPSS-22 software environment. Results: Findings showed that the value of F resulting from the analysis of covariance of multiple variables (Wilks Lambda=0.347.0, 2=653, P=0.001, F (25 and 2) =23.56) is significant. This indicates that the implementation of Imago Therapy has had a significant effect on communication skills and passionate love. Conclusions: Based on this, the hypothetical test concluded that Imago Therapy affects the styles of love and communication issues of married women.
۳۴۲.

بررسی رابطه فرسودگی تحصیلی با اعتیاد به اینترنت از طریق واسطه گری الگوی ارتباط همنوایی در دانش آموزان متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرسودگی تحصیلی اعتیاد به اینترنت الگوی ارتباط همنوایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۶۵
مقدمه: نوجوانی دوره ای پرتلاطم همراه با تغییرات عاطفی و رفتاری است که می تواند منجر به حساسیت بیشتر نسبت به محرک های محیطی و افزایش گرایش به فضای مجازی، اینترنت و در نتیجه، کاهش کارآمدی تحصیلی شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین فرسودگی تحصیلی و اعتیاد به اینترنت با میانجی گری الگوی ارتباط همنوایی در میان دانش آموزان دوره متوسطه دوم انجام شد. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان مریوان در سال تحصیلی 1402-1401 بود که 940 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه فرسودگی تحصیلی (مسلش و جکسون، 1981)، پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (یانگ، 1998) و پرسشنامه الگوی ارتباطی خانواده (فیتزپاتریک و ریچی، 1994) بود. داده های جمع آوری شده به وسیله شاخص های آمار توصیفی و همچنین روش های همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین، فرسودگی تحصیلی رابطه مثبت و معناداری با اعتیاد به اینترنت و رابطه منفی و معناداری با الگوی ارتباط همنوایی داشت (05/0p<). علاوه بر این، الگوی ارتباط همنوایی رابطه منفی و معناداری با اعتیاد به اینترنت نشان داد (05/0p<). همچنین نتایج حاکی از معنادار بودن نقش واسطه ای الگوی ارتباط همنوایی در رابطه بین فرسودگی تحصیلی و اعتیاد به اینترنت بود.  نتیجه گیری: این یافته ها نشان دهنده نقش میانجی گر الگوی ارتباط همنوایی در رابطه بین فرسودگی تحصیلی و اعتیاد به اینترنت است. بر اساس این نتایج، تدوین برنامه هایی برای بهبود الگوهای ارتباطی خانواده و مدیریت استفاده نوجوانان از اینترنت توصیه می شود.
۳۴۳.

بررسی نقش میانجی گرایش به انتقام در رابطه بین مهارگری تلاشگر و رفتارهای ضداجتماعی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مهارگری تلاشگر گرایش به انتقام رفتارهای ضداجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۸
مقدمه: رفتارهای ضداجتماعی به اعمالی اطلاق می شود که مغایر با هنجارها و قوانین اجتماعی هستند و شامل خشونت، پرخاشگری و تخریب اموال می شوند. این رفتارها در نوجوانان می تواند منجر به مشکلات تحصیلی، اجتماعی و قانونی شود و بر روابط بین فردی آن ها با خانواده و همسالان تأثیر منفی بگذارد؛ بنابراین، هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای گرایش به انتقام در رابطه بین مهارگری تلاشگر با رفتارهای ضداجتماعی در نوجوانان شهر شیراز بود. روش: جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر شیراز در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه پژوهش شامل 567 دانش آموز مقطع متوسطه دوم شهر شیراز بود که به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه های مهارگری تلاشگر (الیس و رتبارت، 2001)، گرایش به انتقام (فلورس-کاماچو و همکاران، 2022) و رفتارهای ضداجتماعی (بارت و دونلان، 2009) بود که در میان افراد نمونه توزیع گردید. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از تحلیل مسیر و با کمک نرم افزارهای SPSS-24 و AMOS-24 انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد، الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است. نتایج نشان داد اثر مستقیم مهارگری تلاشگر به گرایش به انتقام (000/0=p، 51/0-=β)، مهارگری تلاشگر به رفتارهای ضداجتماعی (000/0=p، 11/0=β) و گرایش به انتقام به رفتارهای ضداجتماعی (000/0=p، 13/0=β) معنی دار است. دیگر یافته های پژوهش نشان داد گرایش به انتقام در رابطه بین مهارگری تلاشگر و رفتارهای ضداجتماعی (000/0=p ، 40/0-=β) در سطح 01/0 نقش واسطه ای دارد. نتیجه گیری: بنابراین تقویت مهارگری تلاشگر منجر به کاهش گرایش به انتقام و رفتارهای ضداجتماعی می شود.
۳۴۴.

مدل کسب هویت جوانان استان آذربایجان غربی: نقش شیوه های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی گری سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کسب هویت شیوه های تربیتی والدین مزاج فرزندان سبک های دلبستگی جوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۵
مقدمه: بحران هویت در دوره نوجوانی اتفاق می افتد، اما هویت یابی در دوران نوجوانی و جوانی محقق می شود. بنابراین، هدف پژوهش بررسی مدل کسب هویت جوانان بر اساس نقش شیوه های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی گری سبک های دلبستگی بود. روش: این پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی و دولتی استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از میان آنها 400 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه های تجدیدنظرشده سبک هویت (بنیون و آدامز، 1986)، شیوه های تربیتی والدین (زینالی و همکاران، 1390)، مزاج فرزندان (الیس و راثبارت، 2001) و سبک های دلبستگی (ون آدنهوون و همکاران، 2003) گردآوری و با روش مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که شیوه های تربیتی ناکارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ناایمن، شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ایمن و دلبستگی های ایمن و ناایمن بر کسب هویت اثر معنی دار مستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه های تربیتی کارآمد بر دلبستگی ناایمن، شیوه های تربیتی ناکارآمد بر دلبستگی ایمن و شیوه های تربیتی کارآمد و ناکارآمد و مزاج فرزندان بر کسب هویت اثر معنی داری نداشت (05/0P>). همچنین، شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه های تربیتی ناکارآمد با میانجی گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی دار غیرمستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه های تربیتی ناکارآمد با میانجی گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی داری نداشت (05/0P>). نتیجه گیری: بر اساس این نتایج، توجه نقش به شیوه های تربیتی والدین، مزاج فرزندان و سبک های دلبستگی در شکل گیری کسب هویت ضروری است.
۳۴۵.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر خستگی، خودشفقت ورزی و تاب آوری پرستاران خانگی سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پرستاران خانگی تاب آوری خستگی خودشفقت ورزی درمان مبتنی بر شفقت سالمندان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۷
پرستاران خانگی سالمندان مشکلات روان شناختی از جمله خستگی و تاب آوری پایین را تجربه می کنند و برای بهبود این مشکلات به مداخلات روان شناختی نیاز است. بنابراین، هدف این مطالعه بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر خستگی، خودشفقت ورزی و تاب آوری پرستاران خانگی سالمندان بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه پرستاران خانگی سالمندان مراجعه کننده به سازمان بهزیستی شهرستان بابل در نیم سال دوم 1400 بود. حجم نمونه 30 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس براساس معیارهای ورود به مطالعه، انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده ها مقیاس های خستگی اسمتس (MFI؛ 1996)، خودشفقت ورزی نف (SCS؛ 2003) و تاب آوری کانر و دیویدسون (RS، 2003) بود. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر شفقت را دریافت کردند. داده ها با تحلیل کوواریانس یک طرفه تحلیل شدند. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت بر کاهش خستگی و بهبود خودشفقت ورزی و تاب آوری پرستاران خانگی سالمندان تأثیر داشت (0/01>p). بر اساس یافته های پژوهش می توان از درمان مبتنی بر شفقت برای کاهش خستگی و بهبود خودشفقت ورزی و تاب آوری پرستاران خانگی سالمندان سود جست.
۳۴۶.

بررسی رابطه تنظیم هیجان و پردازش هیجانی با ناگویی هیجانی در مردان با سوء مصرف مواد در شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: تنظیم هیجان پردازش هیجانی ناگویی هیجانی سوء مصرف مواد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۳
هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین تنظیم هیجانی، پردازش هیجانی و ناگویی هیجانی در افراد مبتلا به سوء مصرف مواد است. روش این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این مطالعه را کلیه معتادانی که از سال ۱۴۰۲-۱۴۰۳ به کلینیک های ترک اعتیاد اصفهان مراجعه کرده اند تشکیل می دهند. تعداد ۵۰ نفر از مردان دارای سوء مصرف مواد به روش در دسترس از میان افراد در حال سم زدایی در کلینیک در شهر اصفهان، انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجان گراس، پرسشنامه پردازش هیجانی باکر و پرسشنامه الکسی تایمیا تورنتو استفاده شد. داده های پژوهش با نرم افزار SPSS ویرایش ۲۴ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اثر پردازش هیجانی و تنظیم هیجانی بر روی ناگویی هیجانی معنادار ولی معکوس بوده است. هم چنین بین متغیرهای پردازش هیجان کل و ناگویی هیجانی همبستگی معنادار و معکوس وجود دارد و بین تنظیم هیجانی کلی با ناگویی هیجانی همبستگی وجود دارد و نهایتا بین پردازش هیجان کلی و تنظیم هیجان کلی نیز همبستگی وجود دارد.
۳۴۷.

Investigating the Low Motivation of Young Couples for Childbearing in Shiraz Through Developing a Conceptual Model Using a Quantitative Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Childbearing Population Control Fertility Supportive Policies

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۱
Objective: Considering the significance of population and its optimal growth in Iran, the present study examined the low motivation of young couples for childbearing in Shiraz by developing a conceptual model using a quantitative approach. Methods: This research is applied in terms of its goal. The statistical population of this study includes all young couples without children in Shiraz in 2021 (based on the 2016 census, approximately 14% of couples are childless). According to the population size, the number of questions, Cochran's formula, and the G-power sample adequacy index, the approximate sample size consisted of 300 young childless couples, who were selected using the convenience sampling method. Data were collected using a researcher-made questionnaire, and based on factor analysis, the conceptual model of factors was explained and extracted. To test the model, the structural equation modeling approach was employed. The software used in this research was SPSS and AMOS. Findings: The results showed significant differences between the component of economic support and the components of personal growth inhibition, body self-concept, semantic attitude, communicative attitude, and social judgment. According to the model's fit indices, it was observed that the X2/df index was equal to 3.70, which is at an acceptable level. Additionally, the values of the RMSEA index were 0.08, CFI was 0.843, FMIN was 3.21, NFI was 0.798, ECVI was 3.70, and IFI was 0.844, all of which were at an appropriate level. Therefore, the model had a good fit. Conclusion: Based on the research findings, it is recommended that researchers focus on improving attitudes in the areas of body self-concept, social judgment, semantic attitude, and communicative attitudes regarding childbearing.
۳۴۸.

The Effectiveness of Cognitive-Behavioral Therapy (CBT) on Maladaptive Early Schemas and Symptoms of Obsessive-Compulsive Disorder (OCD) in Married Women(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Cognitive-Behavioral Therapy Obsessive-compulsive disorder Maladaptive Schemas

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۷۷
This study aimed to evaluate the effectiveness of Cognitive-Behavioral Therapy (CBT) in reducing obsessive-compulsive symptoms and modifying early maladaptive schemas in married women aged 18 to 25 years diagnosed with obsessive-compulsive disorder (OCD). Methods: This research was conducted as a randomized controlled trial (RCT) with a pre-test, post-test, and five-month follow-up design. A total of 30 married women aged 18 to 25 years residing in Tehran were selected and randomly assigned to either the CBT intervention group (n = 15) or a waitlist control group (n = 15). The intervention group participated in 12 weekly CBT sessions (60-90 minutes each), while the control group received no intervention during the study period. Data were collected using the Young Schema Questionnaire-Short Form (YSQ-SF) to assess maladaptive schemas and the Yale-Brown Obsessive Compulsive Scale (Y-BOCS) to measure OCD symptom severity. Statistical analysis was conducted using repeated-measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests in SPSS-27 to evaluate changes in symptoms and cognitive patterns over time. Findings: The ANOVA results showed a significant time effect (F = 124.68, p < 0.001) on both OCD symptoms and maladaptive schemas, with participants in the CBT group demonstrating substantial reductions in both variables from pre-test to post-test and sustained improvements at follow-up. The Bonferroni post-hoc test confirmed significant differences between pre-test and post-test (p < 0.001) and pre-test and follow-up (p < 0.001) in both OCD symptoms and schemas, indicating that CBT led to both immediate and long-term benefits. Conclusion: The results suggest that CBT is an effective intervention for reducing OCD symptoms and modifying maladaptive schemas in young married women, with treatment effects persisting over time.
۳۴۹.

Prediction and Explanation of the Sense of Happiness and Hope for the Future Based on Parental Attachment Styles(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: happiness Hope for the Future Parental Attachment Styles Secure Attachment Insecure attachment

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۷۹
Objective: The aim of this study was to predict and explain happiness and hope for the future based on parental attachment styles among female university students. Methods and Materials: This research was conducted using a descriptive-analytical and correlational design with a predictive approach. The statistical population included all female students of the Islamic Azad University, Garmsar Branch, during the academic year 2022–2023. A total of 274 students were selected using stratified and purposive sampling methods based on specific inclusion and exclusion criteria. Data were collected using the Oxford Happiness Questionnaire, Snyder’s Hope Scale, and Hazan and Shaver’s Adult Attachment Style Questionnaire. After obtaining informed consent, the data were analyzed through Pearson correlation, multiple regression, and path analysis using SPSS and AMOS software. Statistical significance was set at p < .05. Findings: The results showed that secure attachment style significantly and positively predicted both happiness (β = .38, p < .01; R² = .24) and hope for the future (β = .44, p < .01; R² = .31). Avoidant attachment style was a significant negative predictor of happiness (β = –.29, p < .01) and had a weaker, yet still significant, inverse relationship with hope for the future (β = –.11, p < .01). Ambivalent attachment style negatively and significantly predicted both happiness (β = –.17, p < .01) and hope for the future (β = –.30, p < .01). All regression models met the assumptions of normality, linearity, and independence of residuals. Conclusion: The findings suggest that parental attachment styles, particularly secure attachment, play a meaningful role in promoting positive psychological outcomes such as happiness and hope in emerging adults. Insecure attachment styles, including avoidant and ambivalent, are associated with diminished emotional well-being.
۳۵۰.

The Relationship Between Sexist Parenting Style and Cognitive Emotion Regulation Styles in Men With Perpetration of Domestic Violence Against Women(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Domestic Violence sexist parenting style Cognitive Emotion Regulation Structural Equation Modeling men perpetrators

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۹۹
Objective: This study aimed to investigate the relationship between sexist parenting style, cognitive emotion regulation strategies, and the perpetration of domestic violence against women by married men. Methods and Materials: A correlational design was used involving 300 married men selected through convenience sampling from medical centers in Qazvin. Participants completed the Mohseni Tabrizi Domestic Violence Questionnaire and the Garnefski Cognitive Emotion Regulation Questionnaire. Descriptive statistics, Pearson correlations, and structural equation modeling using LISREL 8.80 were conducted to analyze the data. Model fit was assessed using indices including Chi-square, RMSEA, CFI, and TLI. Findings: Results indicated that sexist parenting style was positively associated with domestic violence perpetration (β = .51, p < .001). Maladaptive cognitive emotion regulation strategies were also significantly associated with increased violent behavior (β = -.39, p < .001). Model fit indices demonstrated a good fit (χ²/df = 1.41, RMSEA = .037, CFI = .97, TLI = .96). Additionally, sexist parenting and emotion regulation interacted positively in predicting violence, suggesting that both factors jointly contribute to abusive behavior. Conclusion: The findings underscore the critical role of sexist parenting and maladaptive cognitive emotion regulation strategies in perpetuating domestic violence against women. These results highlight the need for preventive interventions focusing on gender-sensitive parenting practices and training in adaptive cognitive emotion regulation strategies among men to reduce the prevalence of domestic violence.
۳۵۱.

بررسی رابطه وابستگی به فضای مجازی و افت تحصیلی با نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: وابستگی به فضای مجازی افت تحصیلی خودتنظیمی هیجانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۰۱
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه وابستگی به فضای مجازی و افت تحصیلی با نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در دانش آموزان بود. روش شناسی: در این مطالعه توصیفی- همبستگی، کلیه دانش اموزان دختر پایه سوم متوسطه دوم ناحیه 2 ساری بود که بنا بر استعلام از معاونت آموزشی اداره آموزش و پرورش ناحیه 2 ساری، برابر با 950 نفر بود که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند. برای تعیین حجم نمونه آماری با استفاده از جدول کرجسی و مورگان برابر با 265 نفر به دست آمد. از پرسشنامه وابستگی به فضای مجازی صادق زاده و همکاران (1397)، افت تحصیلی موسوی پناه و همکاران (1394)، خودتنظیمی هیجانی هافمن و کاشدان (2010) برای گردآوری داده ها استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کلموگروف- اسمیرنف، آزمون همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS و Smart PLS استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد اثر مستقیم وابستگی به فضای مجازی بر خودتنظیمی هیجانی با ضریب مسیر (518/0) و (925/3= t)، اثر مستقیم خودتنظیمی هیجانی بر افت تحصیلی با ضریب مسیر (540/0) و (069/2= t) و اثر مستقیم وابستگی به فضای مجازی بر افت تحصیلی با ضریب مسیر (601/0) و (665/5 = t) معنادار و مثبت است و با توجه به این نتایج رابطه بین متغیرهای پژوهش تأیید می شود. مقدار ضریب اثر غیرمستقیم وابستگی به فضای مجازی بر افت تحصیلی برابر 880/0 است که نشان می دهد نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین وابستگی به فضای مجازی بر افت تحصیلی معنی دار است. نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت که مداخلات آموزشی و روان شناختی با هدف تقویت مهارت های خودتنظیمی هیجانی می توانند نقش مهمی در کاهش وابستگی به فضای مجازی و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان ایفا کنند. آموزش مهارت های تنظیم هیجان در برنامه های درسی و مشاوره ای مدارس می تواند یکی از راهبردهای مؤثر در این زمینه باشد. همچنین آگاه سازی والدین و معلمان نسبت به این پیوند می تواند آنان را در حمایت مؤثرتر از دانش آموزان یاری رساند.
۳۵۲.

تدوین و انطباق پروتکل رواندرمانی بین فردی بر اساس مولفه های پدیداری بیماران افسرده ایرانی

کلیدواژه‌ها: روان درمانی بین فردی افسردگی تدوین و انطباق پروتکل مؤلفه های پدیداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۵
مقدمه: افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روانی است که با نشانه های هیجانی، شناختی، انگیزشی و جسمی همراه بوده و روابط بین فردی را بشدت تحت تأثیر قرار می دهد. هدف: هدف پژوهش حاضر، تدوین و انطباق پروتکل روان درمانی بین فردی بر اساس مؤلفه های پدیداری بیماران افسرده ایرانی بود. روش: پژوهش حاضر با طرح آمیخته اکتشافی متوالی انجام شد. جامعه آماری شامل مستندات علمی منتشر شده در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳، بیماران مبتلا به افسردگی و متخصصان سلامت روان شهر تهران در سال ۱۴۰۲ بود. نمونه شامل ۲۵ مقاله، ۱۵ بیمار افسرده مراجعه کننده به کلینیک های روان درمانی و ۸ متخصص سلامت روان در بخش کیفی و ۲ بیمار افسرده در بخش کمی بود که همگی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای ارزیابی از مصاحبه بالینی ساختاریافته، پرسشنامه افسردگی بک ویرایش دوم (۱۹۹۶) و پرسشنامه مشکلات بین فردی بارخام (۱۹۹۶) استفاده شد. در بخش کیفی، مستندات از طریق مرور نظام مند و متن مصاحبه ها از طریق تحلیل مضمون و بخش کمی با استفاده از شاخص های توصیفی و اندازه اثر d کوهن تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد پروتکل انطباق یافته بر اساس مؤلفه های پدیداری بیماران افسرده ایرانی، از روایی محتوایی و تجربی مطلوب برخوردار بود. ارزیابی های اولیه حاکی از کاهش معنادار در شدت علائم افسردگی و بهبود در کیفیت روابط بین فردی شرکت کنندگان بود. نتیجه گیری: یافته ها بیانگر اثربخشی اولیه پروتکل انطباق یافته در بهبود علائم افسردگی و مشکلات بین فردی بیماران افسرده ایرانی می باشد. انجام پژوهش های بیشتر با نمونه های بالینی گسترده تر، به منظور اعتبارسنجی و تعمیم پذیری بیشتر یافته ها، توصیه می شود.
۳۵۳.

بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس بدتنظیمی هیجان مثبت در زنان مبتلا به سرطان سینه

کلیدواژه‌ها: بدتنظیمی هیجان مثبت سرطان سینه روایی سنجی تحلیل عامل تأییدی پایایی مرکب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۵
مقدمه: امروزه نقش مهم تنظیم و بیان هیجانات به ویژه در سازگاری با سرطان سینه به طور گسترده شناخته شده است. هدف: این مطالعه با هدف بررسی خصوصیات روان سنجی نسخه فارسی مقیاس بدتنظیمی هیجان مثبت انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی – کاربردی و از نوع مطالعات روان سنجی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان سینه مراجعه کننده به درمانگاه شهید مطهری شیراز و نمونه شامل 200 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و مقیاس های پژوهش را تکمیل نمودند. جهت بررسی روایی و پایایی از شاخص های بارهای عاملی، میانگین واریانس استخراج شده، معیار بارهای عرضی، معیار فورنل – لارکر وآلفای کرونباخ، استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار اسمارت- PLS 3 و SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. یافته ها: مدل پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بوده و روایی همگرا و واگرای مدل تأیید شد. بار عاملی خرده مقیاس پذیرش، اهداف و تکانه به ترتیب 69/0، 83/0 و 80/0 بود. پایایی مقیاس از سه روش آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و شاخص rho-A به ترتیب برای مقیاس بدتنظیمی هیجان مثبت 88/0، 90/0 و 89/0 محاسبه شد که بالاتر از 70/0 و در حد مطلوبی قرار داشتند. نتیجه گیری: مقیاس 13 عاملی بدتنظیمی هیجان مثبت در زنان مبتلا به سرطان سینه دارای روایی و پایایی قابل قبولی بود. با توجه به نقش هیجانات مثبت در روند بیماری، وجود مقیاس بدتنظیمی هیجان مثبت به سنجش و بررسی نقش بدتنظیمی هیجان مثبت در زنان مبتلا به سرطان سینه کمک شایانی خواهد کرد. پیشنهاد می شود از این ابراز برای غربال گری و درمان روان شناختی بیماران مبتلا به سرطان استفاده شود
۳۵۴.

اثر بخشی پروتکل درمان مبتنی برتحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای(tDCS) بر کاهش شدت درد ، اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید

کلیدواژه‌ها: تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای (tDCS) شدت درد اضطراب و افسردگی آرتریت روماتوئید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
مقدمه: با وجود پیشرفت در مدیریت بیماری های روماتیسمی، بسیاری از بیماران علاوه بر درد، اضطراب و افسردگی همراه با آرتریت روماتوئید را تجربه می کنند. هدف: در این پژوهش فرض بر این بود که تحریک قشری توسط (tDCS) شدت درد در بیماران آرتریت روماتویید را کاهش داده و به دنبال آن اضطراب و افسردگی بهبود می یابد. روش: پژوهش حاضر طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون _ پس آزمون و گروه کنترل بود که 6 ماهه اول 1403 در بخش روماتولوژی بیمارستان خانواده و شریعتی تهران انجام شد. 30 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. از tDCS آنودال جهت تحریک M1 یا( C3-C4) و کاتودال قشر سوپرااوربیتال SO یا (FP1-FP2) استفاده شد. شرکت کنندگان پیش_ پس از مداخله توسط شاخص درد مزمن مک گیل، مقیاس افسردگی بک و مقیاس اضطراب بک مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد tDCS بر شدت درد ، اضطراب و افسردگی موثر بوده است (۰۰۱/۰>p، ۸۳.۳=F) .مقدار این تاثیر (eta2) در متغیرهای شدت درد، اضطراب و افسردگی به ترتیب ۳۴/۰، ۶۶/۰ و ۷۱/۰ می باشد. نتیجه گیری: بر طبق یافته ها، پروتکل درمانی طراحی شده برای درمان آرتریت روماتوئید، به طورمعناداری شدت درد را در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید کاهش داد همچنین اضطراب و افسردگی آنها را بهبود بخشید. این درمان به عنوان درمان مکمل می تواند با سایر استراتژی های توانبخشی ترکیب شود.
۳۵۵.

اثربخشی آموزش یادگیری مغزمحور بر نگرش خواندن و انگیزش خواندن در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی

کلیدواژه‌ها: نگرش مغز آموزش انگیزش خواندن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
مقدمه: خواندن از مهم ترین نیازهای آموزشی دانش آموزان است. از عوامل مؤثر بر خواندن، نگرش خواندن و انگیزش خواندن است. یکی از رویکردهای نوآورانه در تدریس و یادگیری، یادگیری مغزمحور است که با طراحی طبیعی مغز سازگار است. هدف: بررسی تأثیر آموزش یادگیری مغزمحور بر نگرش خواندن و انگیزش خواندن در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی است. روش: پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون، با گروه آزمایش و کنترل و دوره پیگیری 2 ماهه انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1403-1402 شهرستان خمینی شهر بودند که از میان آنها 30 دانش آموز که واجد شرایط ورود به پژوهش بودند، به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند؛ سپس آموزش یادگیری مغزمحور بر روی گروه آزمایش اجرا و در پایان، هر دو گروه دوباره با پرسشنامه نگرش خواندن مک کنا و کی یر (1990) و پرسشنامه انگیزش خواندن ویگفیلد و گاتری (1997) ارزیابی شدند. یافته ها با استفاده از نسخه 27 نرم افزار SPSS و به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: آموزش یادگیری مغزمحور باعث افزایش میانگین نمره نگرش خواندن (83/0=Eta، 001/0>P، 908/138=F) و افزایش میانگین نمره انگیزش خواندن (94/0=Eta، 001/0>P، 87/462=F) در دانش آموزان شده است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های حاصل، به نظر می رسد آموزش یادگیری مغزمحور، در بهبود نگرش خواندن و انگیزش خواندن دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهرستان خمینی شهر، اثربخش بوده و توصیه می شود در مدارس برای ارتقای نگرش خواندن و انگیزش خواندن دانش آموزان، از این روش استفاده شود.
۳۵۶.

نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده با ابراز وجود دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انعطاف پذیری خانواده جو عاطفی خانواده ابراز وجود خودکارآمدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه ی بین انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده با ابراز وجود فرزندان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری در این پژوهش را کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه گیلان تشکیل داد که در سال 1402-1403 مشغول به تحصیل بودند. بنابراین با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 220 نفر از دانشجویان انتخاب شدند و سپس پرسشنامه ها در اختیار آن ها قرار گرفت و تکمیل و جمع آوری گردید. ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه های ابراز وجود (AI، گمبریل و ریچی، 1975)، جو عاطفی خانواده (BEFCQ، هیل برن، 1964)، خودکارآمدی (GSE، شرر و همکاران، 1982) و انعطاف پذیری خانواده شاکری (1382) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده بر خودکارآمدی اثر مثبت و معنادار (05/0>P و 05/0>P) داشتند. انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده بر ابراز وجود اثر مثبت و معنادار (05/0>P) داشتند. همچنین نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده نیز به واسطه خودکارآمدی بر ابراز وجود اثر غیرمستقیم و معناداری (001/0P<) داشتند. نتایج این پژوهش نشان داد خودکارآمدی در رابطه با انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده با ابراز وجود دانشجویان نقش واسطه ای داشت.
۳۵۷.

سلامت اجتماعی و مدگرایی؛ نقش میانجی نیاز به بازخوردهای اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی در کاربران اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سلامت اجتماعی اعتیاد به شبکه های اجتماعی مدگرایی نیاز به بازخوردهای اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
هدف پژوهش بررسی رابطه بین سلامت اجتماعی و مدگرایی با نقش میانجی نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه های اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه های شهر تبریز در سال 1402-1403 بود که از بین آنها 397 دانشجو به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اعتیاد به شبکه های اجتماعی (SMAS) خواجه احمدی و همکاران (1395)، مقیاس نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه های اجتماعی (NfOSFS) دورادونی و همکاران (2023)، مقیاس سلامت اجتماعی (SHS) کیس (2004) و مقیاس مدگرایی (FTS) امیرکواسمی و همکاران (1394) بود. روش تحلیل داده ها، تحلیل مسیر بود. طبق نتایج مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج تحلیل ها نشان داد که سلامت اجتماعی دارای اثر مستقیم منفی و معنادار بر مدگرایی است (01/0>P). افزون بر این، سلامت اجتماعی از طریق دو متغیر میانجی، یعنی نیاز به بازخوردهای اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی، اثر غیرمستقیم و معناداری بر مدگرایی دارد (001/0>P). همچنین، نیاز به بازخوردهای اجتماعی نه تنها پیش بینی کننده ای معنادار برای مدگرایی بود (01/0>P)، بلکه از طریق تأثیر بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی نیز نقش میانجی مؤثری ایفا کرد (001/0>P). در مجموع، یافته ها حاکی از آن است که افراد با سلامت اجتماعی پایین به دلیل نیاز بیشتر به بازخورد اجتماعی، بیشتر در معرض اعتیاد به شبکه های اجتماعی هستند و در نتیجه تحت تأثیر محتوای مد و تبلیغات این فضا قرار گرفته و به مدگرایی سوق پیدا می کنند.
۳۵۸.

نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه دلبستگی ناایمن و اختلال بازی اینترنتی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تنظیم هیجان دلبستگی ناایمن اختلال بازی اینترنتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۸
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه دلبستگی ناایمن و اختلال بازی اینترنتی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان) در سال 1403 بود. در این مطالعه 220 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS؛ گراتز و روئمر، ۲۰۰۴)، پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان (AASQ؛ هازن و شیور، ۱۹۸۷) و پرسشنامه اختلال بازی اینترنتی-20 (IGD؛ پونتز، 2014) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برقرار است. نتایج نشان داد که دلبستگی اجتنابی و اضطرابی و دشواری در تنظیم هیجان بر اختلال بازی اینترنتی به طور مثبت اثر مستقیم دارند (05/0>P)؛ همچنین دلبستگی اجتنابی و اضطرابی بر دشواری در تنظیم هیجان به طور مثبت اثر مستقیم دارند (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که دلبستگی های اجتنابی و اضطرابی با نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان بر اختلال بازی اینترنتی اثر غیرمستقیم داشتند (05/0>P). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که دلبستگی ها ناایمن به طور مستقیم و با نقش میانجی تنظیم هیجان بر اختلال بازی اینترنتی در دانشجویان اثر دارند.
۳۵۹.

مقایسه اثربخشی درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انعطاف پذیری شناختی اختلال بدتنظیمی خلق مخرب درمان عقلانی - هیجانی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری (2 ماهه) بود جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان دختر دارای خلق مخرب مقطع متوسطه اول شهر قدس در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل داد که تعداد 48 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار این پژوهش پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010، CFI) بود. مداخله درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اول و دوم اجرا شد. داده ها با بهره گیری از تحلیل واریانس آمیخته تجزیه وتحلیل شدند. نتایج تحلیل واریانس نشان داد بین گروه ها در پس آزمون و پیگیری انعطاف پذیری شناختی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، و نتایج نشان داد درمان پذیرش و تعهد نسبت به درمان عقلانی هیجانی به طور معناداری بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب اثربخش تر بود و بین دو درمان تفاوت معنادار مشاهده شد (05/0<P). می توان این گونه نتیجه گرفت که بین دو درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تفاوت معنادار وجود دارد.
۳۶۰.

نقش واسطه ای تاب آوری و سرسختی روانشناختی در رابطه بین سبک های دلبستگی و سلامت روان زوجین متعارض شهر بندر عباس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبک های دلبستگی تاب آوری سرسختی روانشناختی سلامت روان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۸
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش واسطه ای تاب آوری و سرسختی روانشناختی در رابطه بین سبک های دلبستگی و سلامت روان زوجین متعارض شهر بندرعباس بود. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه تمامی زوجین متعارض مراجعه کننده به مراکز مشاوره در شهر بندرعباس در سال 1403 بود. در این پژوهش 270 نفر (135زوج) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه دلبستگی (RAAS؛ کولینز و رید، 1990)، پرسشنامه سلامت روانی (MHC-SF ؛ کیز، 2002)، پرسشنامه تاب آوری (CD-RISC؛ کانر و دیویدسون، 2003)، پرسشنامه سرسختی (PHQ؛ کوباسا، 1989) استفاده شد. یافته ها نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود و تاب آوری، سرسختی روانشناختی و سبک های دلبستگی اثر مستقیم بر سلامت روان تاثیر داشتند (05/0<P)؛ نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد همچنین تاب آوری و سرسختی روانشناختی در ارتباط بین سبک های دلبستگی با سلامت روان زوجین متعارض نقش میانجی گری داشت (001/0>p ). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که سبک های دلبستگی، تاب آوری و سرسختی روانشناختی در یک تعامل پیچیده و چندبعدی، می توانند سلامت روان زوجین متعارض را پیش بینی کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان