سنگ نگارها از نظر انجام مطالعات تاریخ هنر، باستان شناسی و مطالعات انسان شناسی از اهمیت ویژه ای برخوردارند. با در نظر گرفتن پیشینه غنی فرهنگی و تاریخی همدان و وجود مکان های گوناگونی که این نقوش در آنها ایجاد شده اند، خلاء مطالعاتی در این مورد مشهود بود؛ به طوری که تا کنون تنها دو محل دارای نقوش صخره ای در این استان گزارش و به صورت کلی معرفی شده اند. با در نظر گرفتن این موضوع و نشان دادن ارتباطات فرهنگی درون منطقه ای و برون منطقه ای، معرفی این نقوش واجد اهمیت خاصی است. از سوی دیگر، تحلیل هنری و سبک شناسی این آثار یکی دیگر از جنبه های با اهمیت در این مطالعه است. ضرورت تشکیل بانک اطلاعاتی از این سنگ نگاره ها در سراسر کشور از دیگر اهدافی است که ضرورت انتشار این یافته ها را در نشریات علمی جهت اطلاع دانش پژوهان ضروری می نمود. نقوش مورد بررسی در این مقاله در ازندریان ملایر شناسایی شده اند و در مجموع حدود 700 نقش در چهار محل در کوهستان های قشلاق دالی، بقلی دره سی، آشاقی کلنگه و آشاقی نهنجه مورد بررسی قرار گرفته اند. موضوعات صحنه های بررسی شده، شامل نقوش بز، سگ سانان، نقوش گیاهی، نقوش نمادین و نقوش انسانی است. نقوش انسانی، شامل صحنه های انسان سواره، درحال شکار، تیراندازی و صحنه های جنگ است. نقوش، از نظر کیفی، کمی و شباهت های این آثار، با نقش و نگاره های دیگر مناطق کشور و حتی فراتر از مرزهای کنونی ایران قابل بررسی و تحلیل اند.
شکست نظامی ایران از روسیه و انگلیس و نیز آشنایی گام به گام با استعمار و غربِ پیشرفته در دو قرن اخیر، در تاریخ تفکر و اندیشة ایران شکافی عمیق ایجاد کرد که به رویارویی پیچیدة سنت و مدرنیته انجامید. این تقابل که پس از ده ها سال کشمکش، همچنان ادامه دارد در دورة مشروطه تعین بخش اصلی صحنة سیاست و فرهنگ ایران بود و متفکران بسیاری را با ضرب آهنگ خود به این سو و آن سو کشاند. در این میان، ملک الشعراء بهار و امثال وی که در جریان نخستین برخوردهای سنت و مدرنیته، بیشتر به جانب مدرنیته و غرب ستایی می گرایند، به واسطة وابستگی اش به ادبیات، سنت ایرانی ـ اسلامی را لنگ لنگان با خود حمل می کنند.
بدین ترتیب، آنچه این مقاله در پی بررسی آن خواهد بود، بررسی نظریات بهار دربارة غرب و سنت بومی (تجدد و مدرنیته) با توجه به زمینة فکری و اجتماعی آن روزگار است تا از این رو برخی جریانات فکری مؤثر در تحولات معاصر جامعه ایران روشن تر شود.
توسعه یافتگی همواره یکی از دغدغه های جوامع در حال گذار بوده است. این جوامع در شناختن عوامل عقب ماندگی خویش به دلایل مختلفی متوسل شده اند. زبان و ادبیات عامیانه یکی از مواردی است که تجلی گاه لایه های زیرین شخصیت افراد است و از این دریچه می توان نگرش های افراد را نسبت به موضوع توسعه سنجید. برای بررسی نگرش توسعه ای لرستان از منظر فرهنگی رجوع به ضرب المثل های لری می تواند مبنای دقیقی را فراهم آورد. چارچوب نظری این تحقیق با استفاده از نظرهای متفکران دیدگاه نوسازی ساخته شده است. روش تحقیق در این مقاله، تحلیل محتوای تلخیصی است که در آن ضرب المثل ها به لحاظ مضمونی در مقوله های مختلف توسعه ای گنجانده شده و تعداد فراوانی ضرب المثل ها و هم جهت گیری مثبت و منفی مضمون هر یک از آن ها با توسعه واکاوی شده است. یافته ها نشان می دهد که به لحاظ تکرار، توصیه به عقل گرایی، ارزش های اخلاقی مؤید کار، گرایش به جمع گرایی، محافظه کاری و تقدیرگرایی در میان مثل ها، بیشترین تکرار را داشته اند. همچنین مقوله های ارزش های اخلاقی مؤید کار، عقل گرایی، جمع گرایی، دارای موارد مثبت بیشتری بوده و مقوله های محافظه کاری و سازگاری (عدم نیاز به پیشرفت)، تقدیرگرایی، جایگاه انتسابی، عام گرایی، نگاه به ثروت، نگاه جنسیتی و فردگرایی، دارای موارد منفی بیشتری هستند. در مجموع می توان گفت که غلبه ی مثل هایی با مضمون ناسازگار با توسعه، در میان ضرب المثل های لری بیشتر به چشم می خورد.
رابطه نظریه و مشاهده موضوعی است که مکاتب مختلف علوم اجتماعی، متناسب با مبانی هستیشناختی و معرفت شناختی خود، پاسخ های متفاوتی به آن داده اند. با توجه به نگاه متفاوتی که در مورد منابع و ابزار معرفت از یک سو، و سطوح واقعیت و معرفت از سوی دیگر در فلسفه اسلامی وجود دارد، ماهیت نظریه، و مشاهده و به طور طبیعی، رابطه نظریه و مشاهده نیز از این دیدگاه متفاوت خواهد بود. از دیدگاه فلسفة اسلامی، انواع نظریه از جمله نظریه های تجربی، عقلی، شهودی و نقلی قابل تصور است که هر یک ممکن است دارای ابعاد انتقادی و هنجاری نیز باشند. روشناست هر دسته از نظریه های فوق، از منبع متناسب، برخاسته و با نفس الامر ویژه خود ارزیابی میشود. بنابراین، «مشاهده» به تنهایی منبع مناسبی برای هیچ یک از نظریه های فوق نیست. آزمون نیز فقط قادر به ارزیابی برخی از ابعاد نظریه های تجربی، آن هم به ضمیمه قواعد عقلی، میباشد.
" روابط فرهنگی ایرانیان و ارمنیان از بیست و هشت سده پیش آغاز میگردد و ریشههای عمیق فرهنگی، ایرانیان و ارمنیان را به هم پیوند میدهد.
سرزمین ارمنستان، ادامه فلات ایران زمین است. هر دو قوم از نخستین خاستگاه اقوام آریایی به حرکت در آمدند و در سرزمینهای کنونی ساکن شدند. زبان ارمنی پیوندی ناگسستنی با زبان فارسی دارد. نامهای کهن ارمنی، نامهای اصیل هخامنشی و اشکانی است. ایرانیان و ارمنیان در روزگار هخامنشیان و اشکانیان دین واحدی داشتند.
هر دو قوم جشنهای مشترکی دارند که سابقهای دو هزار و هفتصد ساله دارد، و هم اکنون ارمنیان، این جشنها را در قالب مسیحیت برگزار میکنند، هیچ قوم و ملتی به اندازه ارمنیان به ایرانیان نزدیک نمیباشند و در حقیقت تشکیل یک خانواده را میدهند. در این مقاله گوشههایی از روابط و اشتراکات فرهنگی ایرانیان و ارمنیان بازگو میشود. "
روش تحلیل گزارش وب (وب لاگ) نوعی تحلیل گزارش های خوشه بندی های خدمتگرهای وب است که بیش از 30 سال پیش به منور ارزیابی عملکرد نظام های بازیابی اطلاعات و کشف الگوهایاستفاده از آنها به کار رفته است . نوشته حاضر با رویکردی روش شناختی به «تحلیل گزارش وب» درباره نقاط قوت و ضعف آن بحث می کند . تحلیل گزارش وب مبتنی بر داده های عینی و دقیق است و بدین ترتیب اعتبار نتایج تحقیق را افزایش می دهد .
این نوشتار به ذکر نکاتی چند در ارتباط با چت و نگاهی به نتایج یک نظرسنجی درمورد استفاده جوانان ایرانی از چت پرداخته است همچنین اشاره ای کوتاه به چت به عنوان یک رسانه نموده و لزوم فرهنگ سازی استفاده از آن را یاد آور شده است. سپس،ابعاد مختلف ضرورت آسیب شناسی چت را نام برده و به ذکر یک داستان واقعی ازیکی از کاربران پرداخته و نتایج آن را برشمرده است.
مقاله پیش رو پژوهشی در زمینه شناسایی و بررسی راهبردهای ترجمه طنز در دوبله پویانمایی <em>زوتوپیا</em> است. برای شناسایی طنز از دسته بندی برگر (2010) و برای تشخیص عناصر مطرح در طنز از مدل مارتینز (2005) و برای شناسایی راهبردهای ترجمه طنز از مدل دلاباستیتا (1998) استفاده شده است. پس از تشخیص آیتم های طنزآمیز پویانمایی زوتوپیا در قالب طنز کلامی و طنز دیداری با استفاده از روش تحلیل محتوا، فراوانی هر راهبرد محاسبه و میزان توفیق مترجم در ایجاد حس طنز بر اساس نظریات مارتینز و دلاباستیتا محاسبه گردید و مشخص شد که هم در متن اصلی و هم در ترجمه این پویانمایی به ترتیب از طنز کلامی، طنز عملی و طنز ماهوی استفاده شده است. در میان راهبردهای ترجمه، راهبرد دیداری و زبان شناختی از دسته بندی مارتینز و راهبرد حذف و اضافه از دلاباستیتا بیشترین کاربرد را داشتند. به این دلیل، راهبرد حذف دلاباستیتا با عنصر دیداری مارتینز همپوشانی داشته، هیچ گونه کاستی در انتقال حس طنز ایجاد نکرده است و مترجم با بکار بردن معادله ای خنده دار، در انتقال طنز موفق بوده است.
یکی از چالش های فعلی یگان های نظامی، حفظ و تقویت روحیة نیروی انسانی، برای انجام رسالت و مأموریت های سازمانی خود است، لذا در این میان عوامل و مؤلفه های بسیاری بر روحیه افراد، تأثیرگذار است که از جمله آنها می توان به مواردی؛ نظیر سلامتی، بهداشت، غذای خوب، استراحت مناسب، خواب کافی، آرمان بالا، اعتماد به نفس، ایمان و اعتقاد اشاره نمود. روحیه در فرآیند روابط انسانی اهمیت خاصی دارد که می تواند نمایانگر وضع کلی روابط انسانی در یک سازمان باشد. روحیه مجموعه ای از احساسات، عواطف و طرز فکر آدمی است و در مواردی آن را با رضایت مندی شغلی مترادف، ذکر کرده اند.
از دیدگاه روان شناسان، روحیه عبارت است از عکس العمل عاطفی و ذهنی که شخص در باب محیط و کار خود دارد. نگاهی اجمالی به موارد بالا، این نکته را به ذهن می رساند که آیا آرم و علایم، نشان و درفش نظامی می تواند به عنوان منبعی برای ایجاد اعتماد به نفس بین کارکنان نظامی و در راستای حفظ و تقویت روحیه عمل نماید؟ سؤال اصلی تحقیق بدین گونه بیان می گردد که چه رابطه ای بین آرم، علایم، نشان و درفش نظامی و روحیه نظامیان وجود دارد؟ به سخن دیگر، هدف از پژوهش حاضر، بررسی میزان تأثیرگذاری آرم، علایم، نشان و درفش نظامی بر روحیه نظامیان است.
جامعة این پژوهش، کلیه فرماندهان، کارکنان و دانشجویان دانشگاه افسری امام علی(ع) در سال 1389 می باشند. با توجه به جامعه آماری، نمونه ای به حجم 385 نفر از بین فرماندهان، کارکنان و دانشجویان به روش تصادفی- خوشه ای انتخاب گردید. به منظور جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه محقق ساخته و برای تحلیل داده ها از بسته نرم افزاری SPSS استفاده گردید. یافته ها نشان داد که ابعاد آرم، علایم، نشان و درفش نظامی بر روحیه و اعتماد به نفس نظامیان تأثیر بسزایی دارد؛ به عبارت دیگر چگونگی و کیفیت ساختار ظاهری، میزان ارزش و جایگاه، کارکرد، مفاهیم و فلسفه های وجودی آرم و علایم، نشان، درفش نظامی، با میزان روحیه و اعتماد به نفس رابطة مستقیمی دارد.
چند سالی هست که پروژه پارکهای بانوان در برخی مادرشهرهای ایران جهت رفاه حال بانوان ایرانی به اجرا درآمده است. با توجه به اینکه نیمی از شهروندان را بانوان تشکیل می دهند، در دهه های اخیر در کشورهای توسعه یافته و نیز در حال توسعه از جمله ایران، توجه به نیازهای ویژه بانوان از سوی برنامه ریزان شهری مطرح شده است. پارکها و فضاهای سبز مختص بانوان ، به عنوان یکی از مهمترین مراکز خدمات رفاهی و تفریحی بوده است که علاوه بر جنبه بهداشتی و روانی، در توسعه پایدار شهری و بهبود کیفیت زندگی بانوان از اهمیت بالایی برخوردار است. پژوهش حاضر بر آنست تا میزان موفقیت این فضاهای مختص بانوان را از دیدگاه آنان، مورد سنجش قرار دهد. روش تحقیق کاربردی- تحلیلی و پیمایشی است که با تکمیل 140 پرسشنامه در 3 پارک بانوان شهر تبریز انجام پذیرفته است. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss و Excel استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان دهنده موفقیت بالای پارک بانوان بوده است. نتایج به دست آمده نشان دهنده موفقیت نسبی پارک های بانوان در مقابل وجود ضعف هایی است که در این پژوهش در راستای از میان برداشتن این ضعفها پیشنهاداتی ارائه شده است. همچنین روابط بین خصوصیات شهروندان با میزان رضایت آنان از پارکهای بانوان مرد تجزیه و تحلیل قرار گرفته، یافته ها بیانگر وجود رابطه معنادار بین سن افراد، وضعیت تأهل و شغل آنان با میزان رضایتمندی از پارک بانوان است.