دکتر نجیب الکیلانی، نویسنده و شاعر معاصر مصری، فردی متعهد به اصول اسلامی است و تمام هنرش را در راه تبلیغ اندیشه های اسلامی و اخلاقی به کار گرفته است. الکیلانی را، به علت کثرت و تنوع آثار، از پیش تازان ادبیات اسلامی معاصر به شمار آورده اند زیرا بیش از 80 عنوان کتاب در زمینه های رمان، داستان کوتاه، شعر، نقد، و پزشکی نوشته است. در این میان، رمان ها و داستان های کوتاه وی در ترویج مفاهیم اخلاقی در دنیای داستان های عربی نقش مؤثری داشته اند. الکیلانی، در برخی از رمان هایش، یا محور و موضوع اصلی را به مسائل زنان اختصاص می دهد یا توجهش به زن در خلال پرداختن به دیگر شخصیت ها نمود می یابد. سؤال پژوهش این است که «زن در رمان های نجیب الکیلانی چه جایگاهی دارد و چه ویژگی هایی از زن مورد توجه وی بوده است؟» مطالعه رمان های نجیب نشان می دهد که زن مدنظر الکیلانی، ضمن حفظ شئونات اسلامی، در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، دفاع از وطن، و خانواده حضوری پررنگ دارد. نجیب الکیلانی در ارائه تصویری اسلامی از زن مسلمان تا حد زیادی موفق عمل کرده است؛ او به دنبال ارائه توصیفات مبتذل از زن نیست و هرجا از ویژگی های جسمانی زن سخن گفته به قدر کفایت و ضرورت بوده و آن خصوصیات را در هاله ای از عفت و قداست تصویر کرده است.
بر اساس قانون اساسی کشور، داشتن مسکن مناسب، حق هر فرد و خانوار ایرانی است و رسالت اقتصاد کشور، تأمین نیازهای اساسی مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم در جهت تشکیل خانواده برای همگان است. در این راستا، جهت تأمین مسکن اقشار کم درآمد و تنظیم بازار عرضه و تقاضای مسکن، احداث نوعی مسکن ویژه؛ با عنوان مسکن مهر از سال 1386 اجرایی شد که بازخوردهای گسترده ای در عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی به همراه داشته است. این طرح بر بازار عرضه و تقاضای مسکن و پوشش بخشی از نیاز مسکن گروه های کم درآمد شهری نقش موثری ایفاء نموده است؛ لیکن به دلایل مختلف، بهره برداری از پروژه ها با چالش های متعدد مواجه است این امر ضرورت تحقیق در این خصوص را آشکار می سازد. این تحقیق با هدف تحلیل بخش تقاضا و همچنین بررسی ویژگی های خانوارهای ساکن در مسکن مهر در سطح استان فارس و تحلیل بازتاب های اجتماعی ناشی از آن ارائه شده است. برای این منظور، تعداد 384 پرسشنامه در سطح پنج شهرستان منتخب شامل شیراز، فیروزآباد، آباده، نورآباد و استهبان به صورت تصادفی طبقه بندی شده تکمیل گردید و داده های به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های استنباطی قیاسی تحلیل شد. نتایج نشان دهنده آن است که ساکنان مسکن مهر بیشتر از طبقه کارگری، فاقد تحصیلات عالیه و اقشار کمتر برخوردار جامعه بوده و عامل هزینه اسکان، مهمترین دلیل جابجایی برای سکونت در مسکن مهر بوده است. از سوی دیگر، تفاوت معنی دار در برخورداری از شاخص های اجتماعی شامل همبستگی اجتماعی، مشارکت در روند اجرای پروژه و رضایت کلی از محل سکونت در بین ساکنان شهرهای مختلف وجود دارد. نتایج همچنین نشان دهنده تفاوت الگوی مصرف در مناطق مختلف جغرافیایی و اقلیمی استان است. در مجموع نتایج حاصل از این پژوهش می تواند در برنامه ریزی های آتی مسکن اجتماعی در سطح کشور سودمند باشد.
مسأله کم آبی در چند سال گذشته و خشک شدن زاینده رود، مسائل و مشکلات زیست محیطی را برای شهروندان اصفهان بسیار ملموس و واقعی نموده است. مسائل زیست محیطی دیگر نیز مانند آلودگی هوا و تخریب منابع طبیعی اخیرا بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند. مسأله مهم در این زمینه این است که این مشکلات به چه میزان بر رفتارهای زیست محیطی افراد تاثیر می گذارند. تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل تاثیر گذار بر رفتار زیست محیطی شهروندان اصفهان صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل همه افراد 10 سال و بالاتر ساکن در شهر اصفهان است که از بین آنها با استفاده از فرمول کوکران 376 نفر به عنوان نمونه و با شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. روش تحقیق پیمایشی و ابزار اندازه گیری متغیرها پرسشنامه بود. ابزار تحقیق از اعتبار صوری برخوردار بود و آلفای کرونباخ پایایی متغیرها از آستانه 7/0 بالاتر بودند. نتایج تحقیق نشان داد که میانگین رفتار زیست محیطی پاسخگویان در حد متوسط بود و اینکه متغیر رفتار زیست محیطی با متغیرهای دینداری ( R=0/249), نگرش زیست محیطی (R=0/167)، دانش زیست محیطی (R=0/285)، درآمد ( R=-0/18)، و تحصیلات ( R=0/052) رابطه معنادار داشت ولی بین متغیرهای سن , جنسیت، تاهل و رفتار زیست محیطی رابطه ای دیده نشد.
مفهوم شناسی
کارکردهای عزاداری
دوره های عزاداری امام حسین (ع)
پیشینه عزاداری در اسلام
اشکال، شیوه ها و آیین عزاداری در ایران
آسیب شناسی عزاداری
خرافه و خرافه گرایی
آسیب شناسی مداحی
قمه زنی
بایسته های عزاداری در کلام رهبری
سبک صحیح عزاداری و راهکارهای تحقق آن
این نوشتار بر آن است تا ماهیت ساختار خانواده را مبتنی بر رویکردی غایت شناسانه با بهره گیری از آیات قرآن به روش تحلیلی استنتاجی تبیین کند. در این راستا از تفکر سیستمی و در پرتوی آن، نگاه به خانواده استفاده شده است. طبق این دیدگاه برای انتخاب ویژگیهای ساختاری، گام نخست، توجه به اهداف تشکیل دهنده سیستم است؛ زیرا بررسی اهداف، راهنما و آسا ن کننده گزینش ساختار است. بهره مندی از آموزه های اسلامی با تأکید بر دو اصل توحید و معاد، ضمن بهبودی، سبب ارتقا و رشد این تفکر می شود. هم چنین غایات برگرفته شده از آیات قرآن به عنوان اهداف سامانه خانواده اسلامی، خود در چشم اندازی وسیعتر، رو به سوی هدف متعالی آفرینش یعنی قرب الی الله دارد و زمینه ساز برخورداری از حیات طیبه خواهد بود. بر این اساس، مهمترین ویژگیهای بایسته در ساختار اسلامی، که در تعامل با اهداف و غایت نهایی است، عبارت است از: ایمان، تقوا، پاکدامنی و حسن خلق.
هدف پژوهش حاضر بررسی سهم روش های تحقیق و چگونگی گرایش های موضوعی در پژوهش های مددکاری اجتماعی است. برای این منظور با روش تحلیل محتوا تمامی پایان نامه های تحصیلات تکمیلی مددکاری اجتماعی بعد از انقلاب تا سه ماهه اول سال 91 مورد بررسی قرار گرفتند. جامعه پژوهش 232 پایان نامه تحصیلات تکمیلی از دو دانشگاه علامه طباطبائی و علوم بهزیستی و توانبخشی بود که با روش سرشماری وارد پژوهش شدند. داده ها با استفاده از چک لیستی از حیث موضوع، روش تحقیق، جنسیت محقق و سال ثبت پایان نامه جمع آوری شدند و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد سهم بیشتری از پایان نامه ها متعلق به دانشگاه علامه (63.8%) و نسبت زنان در پایان نامه ها تقریباً دو برابر مردان است. بیشترین روش تحقیق بکار گرفته شده در پایان نامه ها پیمایشی (60%) و علی- مقایسه ای (29%) بود و سهم روش های تحقیق آزمایشی و شبه آزمایشی، کیفی و ترکیبی به ترتیب برابر با 6، 4.7 و 0.4 درصد بود. از 12 قلمروی موضوعی، حوزه های زنان (12.9%) ، مددکاری در حوزه شرایط کاری (11.6%) ، نوجوانان (10.3%) و اعتیاد (9.1%) دارای بیشترین سهم و حوزه مسائل نهادی- اختاری (3.9%) کمترین سهم را در قلمروی موضوعی پایان نامه ها داشتند. با وجود رشد کمی پایان نامه ها، بیشتر پایان نامه ها صرفاً در توصیف و تحلیل شرایط و مشکلات به دام افتاده بودند و بررسی های مداخله محور کمی که قاعدتاً با روش های آزمایشی و شبه آزمایشی و اقدام پژوهی حاصل می شوند، انجام شده بود که این امر نشان از تعهد کم رنگ حرفه به مبتنی کردن اقداماتش بر مبنای پژوهش و ارائه مداخلات معتبر دارد. با توجه قرار داشتن اعتیاد و مسائل نوجوانان (فرار دختران) در لیست ده مسأله اجتماعی مهم جامعه و همچنین سهم بیشتر این موضوعات در پایان نامه های مددکاری اجتماعی، می توان حرفه مددکاری اجتماعی را حساس و همگام با تغییرات مسائل اجتماعی دانست.
مددکاری گروهی از جمله روش های مؤثر و کارآمد برای درمان اختلالات و بیماری هایی نظیر اعتیاد به شمار می رود.
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی مددکاری گروهی به شیوه شناختی رفتاری بر توسعه مهارت های مقابله ای و پیشگیری از عود در افراد معتاد می باشد.
تحقیق حاضر از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی است و در جمله تحقیقات تجربی قرار می گیرد. تعداد 30 نفر از معتادانی که در مرکز خود معرفِ بهزیستی شهر تهران دوره سم زدایی را با موفقیت به پایان رسانده بودند، در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت درمان مددکاری گروهی به شیوه شناختی رفتاری قرار گرفتند و گروه گواه درمان خاصی دریافت نکردند. همه شرکت کنندگان در پژوهش، در آغاز پژوهش و دو ماه پس از پایان درمان، پرسشنامه راهبردهای مقابله ای کارور را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها روش های آمار توصیفی، آزمون خی دو و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر به کار برده شدند.
نتایج آزمون خی دو گویای معنادار بودن تفاوت دو گروه از لحاظ میزان عود بود (01/0 P<). آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر بین دو گروه از نظر میزان بهره گیری از راهبردهای مقابله ای مسئله مدار و اثر تعاملی سبک مقابله ای مسئله مدار در مرحله پس از آزمون تفاوت معنادار نشان داد (001/0 P<).
درمان مددکاری گروهی به شیوه شناختی رفتاری در توسعه سبک های مقابله ای و پیشگیری از عود افراد معتاد مؤثر است.
هدف تحقیق حاضر، شناسایی اولویت های رفاهی خانواده هاست. چارچوب نظری پژوهش، نظریة نیازها (مازلو) است و جامعة آماری پژوهش، مجموعة خانواده های منطقة 9 شهر مشهد می باشد که روش پژوهش نمونه گیری چند مرحله ای است. حجم نمونه 120 خانواده و ابزار اندازه گیری، مصاحبه و مشاهده بوده است. یافته ها نشان می دهند که وضعیت اجتماعی- اقتصادی خانوارها با اولویت مادی سطح یک رابطة معکوس و منفی و با اولویت مادی سطح دو و اولویت رفاهی منزلتی رابطة مثبت دارد. همچنین بین نمره وضعیت اقتصادی و قناعت خانواده، و تعداد اولویت های رفاهی مادی خانواده رابطه معکوس وجود دارد.
آیا دیدگاه علّامه طباطبائی دربارة اعتباریات، به طورکلی، و اعتباریات اجتماعی، به طور خاص، با رئالیسم او سازگار است یا نه؟ مدعای این مقاله، سازگاری اعتباریات اجتماعی با رئالیسم علّامه طباطبائی است. این مقاله برای نخستین بار اعتباریات و رئالیسم را با هم پیوند می دهد و به جنبة وجود شناسی اعتباریات توجه می کند. همچنین توضیح می دهد که رئالیسم علّامه طباطبائی رئالیسم تعاملی است و در این باره با توجه به نسبتی که سازمان وجودی انسان با سیر استکمالی دارد، ضابطة «به کار آمدن یا نیامدن در سیر استکمالی انسان» را برای سنجش انطباق یا عدم انطباق با سازمان وجودی انسان مطرح، و به موضوع کارآمدی و ناکارآمدی اعتباریات در رساندن به مقاصد توجه می کند. این مقاله از روش های استقرایی و تحلیلی بهره می گیرد.
رویکرد تفهمی از منظر مفسران شیعه، ظرفیت فراوانی برای نظریه پردازی در عرصة کنش دارد. یکی از ابعاد اساسی آن تیپ بندی کنش است که می تواند زمینة فهم و تفسیر دقیق تر از کنش اجتماعی افراد را فراهم آورد. مسئلة اصلی این پژوهش تیپ بندی کنش از منظر علّامه طباطبائی و ظرفیت های تفسیری آن با تأکید بر تفسیر المیزان است که با روش تحلیلی به آن پرداخته ایم. کنش از دیدگاه علّامه به انواع اختیاری، اکراهی، اضطراری، کنش های ناشی از ملکات، عادات و عواطف تقسیم می شود که امکان فهم و تفسیر عمیق تر کنش، سنجش میزان عقلانیت حاکم بر جامعه، میزان پایداری الگوهای رفتاری، امکان انتقال الگوهای رفتاری، سنجش میزان نشاط و رضایتمندی بر جامعه، مقایسه و ارزشیابی فرهنگ ها و ترسیم الگوهای رفتاری مطلوب را برای جامعه شناس فراهم می آورد.
دین به منزلة واقعیتی انکارناپذیر، از جمله پدیده های اجتماعی است که مورد مطالعة بسیاری از دانشمندان علوم انسانی و اجتماعی قرار گرفته است. شاید دورکیم از میان اندیشمندان اجتماعی، معروف ترین جامعه شناسی باشد که دین را به گونة کارکردگرایانه مطالعه کرده است و تحقیقاتش در این زمینه مورد استناد بسیاری از محققان قرار گرفته و می گیرد. البته نگاه کارکردی دورکیم هرچند ممکن است در مقابل کسانی که دین را در زندگی مدرن ناکارآمد می دانند سودمند و تا حدی پاسخ گو باشد، مطالعة عمیق و واقعیت دین نشان می دهد که رویکرد تقلیل گرانة دورکیم نه تنها نتوانسته حقیقت دین و حتی جنبة کارکردی آن را نشان دهد، بلکه تحقیقات سطحی و روبنایی او موجب شده تا بسیاری از محققان نتوانند گوهر دین را که منشأ بسیاری از پیامدهای اجتماعی است به خوبی بشناسند. نوشتار پیش رو، از میان اندیشمندان اسلامی دیدگاه علّامه طباطبائی را که هم تخصص دینی کافی دارد و هم از کارکردهای دین غافل نبوده است، جهت ارزیابی نگاه کارکردگرایانة دورکیم برگزیده است تا در پرتو تطبیق اندیشه های این دو اندیشمند، نشان دهد که حقیقت دین در چنین حد نازلی نیست که دورکیم از مطالعة بیرونی آن بتواند در اختیار محققان و تشنگان حقیقت قرار دهد.
wاین نوشتار تلاش می کند، دانش جغرافیا را آسیب شناسی کند، تحلیلِ محتوای صد مقاله اخیر مجلات جغرافیایی نشان می دهد که هستی شناسی، شناخت شناسی و روش شناسی جغرافیا به ترتیب دچار سه آسیب شده است: 1. فضای جغرافیایی به فضای عینی فروکاسته شده است و فضای ذهنی و فضای زندگی نادیده گرفته شده اند؛ 2. جغرافیا تنها بر فلسفه تحلیلی تکیه زده، در شناخت فضا تنها به حس تجربه و خِرَد استدلال بسنده کرده است، از فلسفه هرمنوتیک و از زبان که نقش کارایی در شناخت «فضای زندگی» دارد، تهی دست مانده است؛ 3. جغرافیا تنها بر روش تجربی تحلیلی پافشاری کرده و از روش هرمنوتیکی که در آن انسان ها به سانِ سوژه درنظرگرفته می شوند نه ابژه بی بهره مانده است. فضای جغرافیایی را تنها، فضای عینی دانستن، عدم احساس نیاز به «زبان» را به دنبال می آورد که پیامدش، بی بهره ماندن جغرافیا از روش شناسی هرمنوتیکی است .
نسبی گرایان قائلند که هیچ معیار مطلقِ عینیِ جهان شمولی وجود ندارد و بنابراین، همة داوری ها زمینه محورند. از این رو، تمام امور از امور مربوط به زیبایی شناسی گرفته تا معارف بشری و حتی اصول اخلاقی نسبی اند؛ یعنی، در نسبت با زمان، مکان و فرهنگی خاص معنا می یابند. ازاین رو، هر فردی/ سنتی هر کاری انجام دهد، بنا به بسترِ فرهنگی - اجتماعیِ خاصی که در آن قرار دارد، صائب و محِقّ است. پُلفایرابند، فیلسوف نسبی گرای اتریشی آمریکایی، نخست میان دو نوع نسبی گرایی تمییز نمی نهد: نسبی گرایی سیاسی و فلسفی. ما در این مقاله با تمرکز بر نسبی گرایی سیاسی فایرابند نشان می دهیم که نسبی گراییمدِّ نظر او ابداً تساوی گرایی نیست، بلکه ملاحظات انسان گرایانه مرکزِ ثقل نسبی گرایی او است. در پرتو همین ملاحظات است که او پلورالیسم، دموکراتیسم و آنارشیسم نظری را بر دیگر مکاتبِ رقیب ترجیح می دهد.
شکل گیری و چگونگی مشارکت شهروندی در بین شهروندان، تحت تأثیر عوامل و متغیرهای گوناگون فردی و اجتماعی است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی وضعیت مشارکت شهروندی و بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر آن است. روش تحقیق، پیمایشی است و جامعه ی آماری مورد مطالعه، سرپرستان خانوارهای شهر مشهد می باشد. نمونه ای 182 نفری با استفاده از فرمول کوکران به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شد. نتایج حاصله نشان می دهد که میانگین مشارکت شهروندی، در بین پاسخگویان در حد متوسط رو به پایین می باشد. میزان مشارکت شهروندی با متغیرهای فایده مندی مشارکت شهروندی، جامعه پذیری مشارکت شهروندی، اعتماد اجتماعی، احساس تعلق به شهر و پایگاه اجتماعی-اقتصادی رابطه ی مستقیم و معناداری دارد. تحلیل های رگرسیون چندگانه و نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که فایده مندی مشارکت شهروندی، جامعه پذیری مشارکت شهروندی و اعتماد اجتماعی مهمترین و تعیین کننده ترین عوامل تأثیر گذار مستقیم و مثبت بر مشارکت شهروندی محسوب می شوند. در حالی که پایگاه اجتماعی- اقتصادی و احساس تعلق به شهر تأثیر غیر مستقیم بر مشارکت شهروندی دارند. محققان نتیجه گرفتند که تاکید بر فایده مندی مشارکت شهروندی ، جلب اعتماد و آگاه سازی چگونگی مشارکت می تواند باعث موفقیت برنامه مشارکت شهروندی شود. از طرف دیگر، مناطق پایین شهر باید در برنامه ها از اولویت برخوردار باشد. همچنین می توان گفت در این برنامه ها نباید بر احساس تعلق به شهر تاکید ورزید.