بازاریابی عصبی علم جدیدی است که به بررسی رفتار مصرف کننده، نه بر اساس خودآگاه بلکه بر اساس ناخودآگاه فرد می پردازد. این دانش نوپا ابزارها و روش های متنوعی دارد که یکی از آن ها، پتانسیل وابسته به رویداد می باشد که در این تحقیق مورداستفاده قرارگرفته. هدف از تحقیق حاضر، شناسایی مؤلفه های جذابیت کاراکترهای پویانمایی است. بنابراین، پژوهش به سؤالاتی ازاین دست پاسخ خواهد گفت که کاراکتر زن برای کودکان جذاب تر است یا کاراکتر مرد؟ کاراکتر انسان برای کودکان جذاب تر است یا کاراکتر حیوان؟ همچنین، پاسخ کودکان در روش سنتی (پرسش از فرد) و روش بازاریابی عصبی مقایسه شده و فهم جدیدی از چگونگی رفتار کودکان در توجه به شخصیت های موجود در برنامه های کودکان ارائه می شود. تناقض هایی میان آنچه کودکان گفته اند و میان آنچه در ناخودآگاهشان می گذرد در تحقیق مکشوف گردید که در مخاطب شناسی و تصمیم گیری های سیاستی رسانه ها می تواند مؤثر باشد.
هدف اصلی مقاله حاضر پیشنهاد الگو و روشی چند بعدی برای سنجش فساد در آموزش عالی با تأکید بر فساد دانشگاهی است. پس از مرور مختصری بر پیشینه، ابزارها و شاخص های مختلف سنجش فساد، به تشریح الگوی سنجش و روش پیشنهادی برای سنجش فساد دانشگاهی پرداخته شده است. طراحی الگوی سنجش فساد در دانشگاه بر دو اندیشة اساسی مبتنی است: 1) هر سازمان اجتماعی دو قلمرو فعالیت اصلی دارد: قلمرو فعالیت درونی، که در طی آن تعامل نیروهای سازمان با یکدیگر شکل می گیرد، و دوم قلمرو فعالیت بیرونی، که در آن تعامل سازمان با محیط و دیگر سازمان های اجتماعی تحقق می یابد. مهم ترین طریق سنجش کیفیت فعالیت اعضای سازمان مراجعه به کسانی است که نزدیک ترین تجربه ها و ادراک ها را از عملکرد آن سازمان دارند و در طی سال ها ارتباط با سازمان، نگرشی نسبتاً مطابق با واقع دربارة آن پیدا کرده اند. برمبنای این نقاط عزیمت نظری، و 2) مصاحبه های اکتشافی با کنشگران دانشگاهی، روش سنجش پیشنهاد می شود. روش سنجش پیشنهادی، برخلاف بسیاری از روش های سنجش، به صورت هم زمان، دارای ویژگی های سهولت و سرعت کاربرد، مقایسه پذیربودن نتایج، چندبعدی بودن شاخص، گردآوری داده ها و اطلاعات از منابع مختلف و استفاده از ابزارهای چندگانه برای گروه های مختلف پاسخگویان، مبتنی بر معیارهای چندگانة سنجش تجربة فساد، نگرش به فساد و ادراک فساد در میان کنشگران نهاد علم درقالب شش پودمان (ماژول) (دست کم سه گروه اعضای هیئت علمی، دانشجویان، و کارمندان مراکز آموزشی و پژوهشی) است. هر پودمان پوشش دهندة تجربه ها، ادراکات، و نگرش ها دربارة انواع فعالیت نیروهای سازندة سازمان است. این الگو و روش، ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های مختلفی برای سنجش فساد دانشگاهی ارائه می دهد. بدین ترتیب، این امکان را فراهم می کند تا تغییرات میزان فساد در آموزش عالی و نظام دانشگاهی در دوره های زمانی مختلف سنجیده و مقایسه شود. این الگو سنجش اثربخشیِ راهبردهای مبارزه با فساد در نظام دانشگاهی را نیز امکان پذیر می کند. افزون براین، امکان مقایسه و رتبه بندی دانشگاه ها در نمرة فساد را مهیا می کند.
برای نگارش تاریخ هنر معاصر نمی توان به زندگی نامه نگاری هنرمندان و تاریخ نگاری رویدادهای هنر و مطالعه نوع شناسانه و سبک شناسانه آثار هنری اکتفا کرد، بلکه باید پرسید چگونه تاریخِ رویدادها شکل می گیرد و سبک ها پدید می آیند؟ چگونه نظام های قدرت فراز و فرود جریان های هنری را جهت می دهند؟ در مقاله حاضر این پرسش دنبال می شود که تقابل ایدئالیسم صاحبان قدرت و رئالیسم حاشیه نشینان قدرت به عنوان تقابل ساختاری به سبک ها و جریان های هنری ایران شکل داده اند؟ البته منظور از رئالیسم بازنمایی واقع نمایانه و طبیعت نمایانه و تقلیل آن به سبک های محدود در تاریخ هنر نیست، بلکه منظور مواجهه تجربی و عملی با جهان است؛ از همین رو در رویارویی با ایدئالیسم قرار دارد که مواجهه استعلایی و نمادی با جهان است. در این مقاله برای مطالعه فراز و فرود جریان های هنری ایران به مطالعه ظهور و گسترش طبقه متوسط و کشمکش های طبقه متوسط جدید و قدیم و هژمونیک شدن ارزش های این طبقات در تاریخ تحولات اجتماعی پرداخته شد. در نهایت پنج دوره پرفرازونشیب تحت عنوان شکل گیری رئالیسم در دوران مشروطه، افول رئالیسم در برابر ایدئالیسم تاریخ گرا و اصالت گرای پهلوی، حیات کوتاه رئالیسم انقلابی، افول رئالیسم در برابر ایدئالیسم مذهبی پس از انقلاب و بازگشت دوباره رئالیسم انتقادی مورد مطالعه قرار گرفت.
سلامت موضوعی مطرح در همه فرهنگ هاست و تعریف آن در هر جامعه ای تا اندازه ای به حس مشترک مردمان از سلامت و فرهنگ آنها باز می گردد؛ ولی معمولاً هر گاه از آن سخنی به میان آمده بیشتر بعد جسمانی آن مورد توجه بوده، در حالی که رشد و تعالی جامعه در گرو تندرستی آن جامعه از ابعاد جسمانی، روانی و اجتماعی است. پژوهش حاضر که با هدف بررسی ارتباط دینداری و سلامت اجتماعی در بین دانش آموزان دبیرستان های دهاقان است، یک پژوهش میدانی با تکنیک پیمایش است و برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی دانش اموزان دبیرستان های شهر دهاقان است که تعداد 367 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. در این پژوهش بر اساس نظریه های گلاک و استارک و کییز به بررسی ارتباط بین ابعاد مختلف دینداری یعنی دینداری اعتقادی، پیامدی، مناسکی، تجربی و عاطفی با سلامت اجتماعی دانش آموزان پرداخته شده است. یافته های پژوهش حاضر حاکی از ارتباط بین تمامی ابعاد دینداری و سلامت اجتماعی دانش آموزان است. در این میان قویترین متغیر بعد مناسکی (42/0) و ضعیف ترین متغیر بعد پیامدی (18/0) است.
این پژوهش به بررسی رابطه بین هویت اجتماعی و عوامل جامعه شناختی مؤثر بر آن در بین دانشجویان دختردانشگاه پیام نور آبدانان پرداخته است. پس از مرور مطالعات انجام شده، بر اساس نظریه ای مبتنی بر آرای گیدنز چهار فرضیه ارایه شد. این پژوهش با روش پیمایشی از نمونه ای با حجم 251 نفر از جمعیت 719 نفری دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور شهر آبدانان جمع آوری شده است. روش نمونه گیری مطالعه مزبور تصادفی طبقه ای بوده است.یافته های پژوهش نشان می دهد که بین اعتقادات دینی، پایگاه اقتصادی- اجتماعی خانواده، میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی، احساس تعلق به خانواده وهویت اجتماعی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد و همچنین نتایج رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که متغیرهای مستقل پژوهش در مجموع 53 درصدازتغییرات متغیر هویت اجتماعی را تبیین می کنند.
بررسی فرایند نام گذاری مراکز کسب وکار یکی از زمینه های پژوهشی زبان شناسی اجتماعی به شمار می آید و محققان می کوشند با مطالعه جنبه های مختلف آن به درک عمیق تری از کاربرد زبان در جامعه دست یابند. در این مطالعه، محققان کوشیده اند تنوع الگوهای زبانی را در انتخاب نام مراکز اداری و صنفی شهر تبریز بررسی کنند. به این منظور سه منطقه الف (مرفه و برخوردار)، ب (نیمه برخوردار) و ج (نابرخوردار) در سطح شهر شناسایی شد و از هر منطقه، نام 300 واحد به منزلة داده پژوهش گردآوری شد. یافته ها نشان می دهد که از مجموع 900 داده تحقیق، 3/78درصد از داده ها به صورت یک زبانه فارسی است و زبان ترکی با 6درصد کاربرد، حضور کم رنگی در نام گذاری مراکز کسب وکار تبریز دارد. مقایسه یافته ها بر حسب مناطق سه گانه حاکی از آن است که میان استفاده از الگوهای زبانی از یک سو و رفاه اقتصادی و اجتماعی از سوی دیگر، ارتباط وجود دارد. همچنین مشخص شد که در برخی مشاغل، صاحبان رده های صنفی مانند صاحبان بوتیک و رستوران گرایش بیشتری به استفاده از الگوهای متنوع چندزبانه دارند. در پایان، مقایسه ای از نتایج این پژوهش با مطالعات ایرانی و خارجی ارائه شده است.
اعتباریات و نقش آن در زندگی اجتماعی انسان مورد مطالعه رویکردهای گوناگون حوزة علوم انسانی و اجتماعی واقع شده است. رویکرد توحیدی سنت اسلامی و رویکرد تفسیری در علوم اجتماعی نوین غربی، از جمله این رویکردهاست. این پژوهش، با بررسی نظرات ابتکاری و تفصیلی علامه طباطبائی در اعتباریات اجتماعی، به عنوان حکیمی توحیدگرا و رویکرد تفسیرگرایانه پیتر وینچ، به دنبال شناخت کیفیت توجه به اعتباریات در این دو رویکرد و وجوه تشابه و تمایز آن می باشد. مطالعه مبانی روش شناختی این دو اندیشمند، واکاوی رویکرد ایشان به اعتباریات اجتماعی و مقایسه آن با یکدیگر، این نتیجه به دست می آید که با توجه به مبانی و مبادی هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی این دو متفکر، می توان تفاوت های عمیقی از قبیل توجه مبنایی به فطرت و کمال فطری در بحث اعتباریات علامه طباطبائی، در مقابل بازی های زبانی وینچ و نسبی گرایی مورد نظر وی، مطرح کرد.
در این مقاله مهم ترین الگوها و تعیین کننده های مرتبط با تفاوت های قومی مذهبی نگرش های جنسیتی بررسی شده است. برای سنجش نگرش های جنسیتی از گویه های پنج گانه اگموند و همکاران (2010) استفاده شده است. جامعه آماری شامل افراد 15 ساله و بالاتر شهرستان بجنورد در استان خراسان شمالی، مشتمل بر پنج گروه قومی (تات، ترک، ترکمن، کرد و فارس) و دو گروه مذهبی (شیعی و سنی) هستند. مطابق نتایج، اگرچه گروه قومی تات بیش از سایر گروه های قومی، به ویژه ترکمن ها، دارای نگرش جنسیتی غیرسنتی هستند، در بین تمامی گروه های قومی نوعی نگرش غیرسنتی کمابیش غالب است. علاوه بر این، مردان شیعی و سنی مذهب دارای نگرش های جنسیتی کمابیش مشابهی هستند، درحالی که نگرش جنسیتی زنان شیعی و سنی مذهب با همدیگر متفاوت است، برای نمونه، زنان شیعی مذهب بیش از زنان سنی مذهب دارای نگرش مثبت به اشتغال زنان هستند. در مجموع، یافته های تحقیق را می توان در دو نکته اصلی و کلی خلاصه کرد: همگرایی نگرش های جنسیتی غیرسنتی و نقش تعیین کننده متغیر جنسیت در کشف و شناخت دقیق تر تفاوت های قومی مذهبی مرتبط با نگرش های جنسیتی.
در این مقاله با توجه به رویکرد سیاست گذاری فرهنگی، اهم مسائل سیاستی مرتبط با مسجد که در ماهنامه مسجد انعکاس یافته، با روش تحلیل محتوای کیفی استخراج شده و سپس سیاست های اعلامی اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران مرتبط با حوزه مسجد با توجه به مسائل سیاستی مستخرج، مورد بررسی قرار می دهد. نتایج نشان می دهد: عمران مسجد در مقایسه با سایر مسائل مساجد در بازه زمانی مذکور از اهمیت خاصی برخوردار بوده است و بیشتر اسناد مورد بررسی در این دهه ناظر به این مسئله است. همچنین ناظر به سایر مسائل سیاستی مسجد می توان گفت: مسائلی مانند مساجد چندمنظوره یا چندکارکردی، امام جماعت مسجد، جایگاه مسجد و مسجد و مردم نیز پس از عمران مسجد بیشترین و بالاترین بندهای سیاستی را دارا هستند. نتایج تحلیل سیاست های مرتبط با حوزه مسجد در این دهه نشان می دهد: در مورد برخی مسائل مورد بررسی مانند مسجد و وقف، تعطیلی مسجد و اختلاف درونی مسجد سیاست بارز و مهمی تدوین و تصویب نشده و سیاست بارزی و مشهودی در کشور اتخاذ نشده است.
هدف اصلی پژوهش بررسی رابطه بین حمایت اجتماعی و انگیزه تحصیلی با خودکارآمدی تحصیلی است. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه مورد بررسی شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مدارس دبیرستان های شهر تبریز و شهرستان آذرشهر در سال تحصیلی 91-90 است که تعداد کل آن ها 37347 است. حجم نمونه آماری بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970) و به روش خوشه ای تصادفی تعداد 278 نفر انتخاب شد و پرسشنامه خودکارآمدی متیوس جروسلم و رالف شوارزر (1981) و پرسشنامه حمایت اجتماعی واکس، فیلیپس، هالی، تامسپون، یلیامز و استوارت (1986) و پرسشنامه انگیزه تحصیلی قلی پور و بهرامی حصاری (1373) را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آماره های توصیفی و آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون و t-test استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین متغیرهای حمایت اجتماعی و انگیزه تحصیلی با خودکارآمدی به ترتیب 38/0 و 30/0 رابطه معنادار وجود دارد و همچنین بین متغیرهای ملاک با متغیر پیش بین همبستگی معنادار و مثبتی در سطح 05/0≥P مشاهده شد و نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای پیش بین حمایت اجتماعی و انگیزه تحصیلی با مقدار ضریب رگرسیون 20/0 و ضریب رگرسیون استاندارد 45/0 به صورت معنادار می توانند خودکارآمدی تحصیلی را پیش بینی کنند. حمایت اجتماعی با مقدار آماره بتا 30/0 از سهم بیشتری برای پیش بینی خودکارآمدی برخوردار است. نتایج آزمون t مستقل نشان داد که دیدگاه دانش آموزان دختر و پسر فقط در متغیر حمایت اجتماعی (56/2- =t , 01/0p=) تفاوت معناداری با هم دارند. نتایج گویای این بود که حمایت اجتماعی و انگیزه تحصیلی به صورت معنادار، خودکارآمدی تحصیلی را پیش بینی می کنند و دانش آموزان دختر و پسر در متغیر انگیزه تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی تفاوت معنادری ندارند اما از لحاظ حمایت اجتماعی تفاوت معناداری بین دو جنس مشاهده شد.
کتاب شکاف های جامعه ایرانی به قلم محمد رضایی استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس نوشته شده است. نخستین چاپ این کتاب در سال 1394 و در 353 صفحه به همت نشر آگاه منتشر شده است. این کتاب، به قول مؤلف آن، «پرده از تناقضاتی برمی دارد که در سه قلمرو مهم اجتماعی (با تمرکز بر مفهوم قانون)، فرهنگ و سیاست (با تمرکز بر مفهوم دموکراسی و توسعه سیاسی) به شکل گران جانی در کشور وجود دارد». درواقع، نویسنده شکاف های جامعه ایرانی را به ویژه در دهه 1380 و اوایل دهه 1390 خورشیدی و حول محور سه قلمرو مزبور بررسی می کند.
نویسنده با نقد کوتاهی بر مفهوم ""جامعه کلنگی"" برای توضیح درباره جامعه ایران، بر دگردیسی پیوسته به منزله مفهومی مرکزی برای تحلیل جامعه ایران تأکید کرده و مفهوم “ناجامعه” را مطرح می کند. مفهوم ""ناجامعه"" بر سرشت مجموعه مناسباتی در زیست بوم ایرانی تأکید دارد که، برخلاف مفهوم ""جامعه کلنگی""، از ابتدا وجود نظم و جامعه مطلوب را مفروض نمی گیرد. اجتماعات انسانی، به طور پیوسته، با متغیرهای تازه ای روبه رو هستند که مدار حرکت و تحول آنها را دستخوش تغییرات جدی و بنیادی می سازد. ازنظر نویسنده، مشکل اصلی این ناجامعه ها، ازجمله ناجامعه ایران، اتصال به دنیایی دیگر است که شتاب تحولات آنها، بر منطق درونی اشان اثر می گذارد و درنتیجه، قاعده های خودتنظیمی این جوامع را به هم می زند.
افزون براین، ناجامعه به معنای پذیرش سیالیت دائم است. باوجوداین، نمی توان از تناقضاتی که در این ناجامعه وجود دارد غافل ماند. درواقع، منظور از تناقضات، آن دسته از نیروها و مناسباتی است که ازقضا خلاف منطق درونی ناجامعه ها عمل می کند. مهم ترین این ناسازه ها تلاشی است که، بی اعتنا به خصلت همیشه سیال ناجامعه، می کوشد تا منطق همسانی را در آن حاکم کند. این درک یکسان ساز مخل عملکرد ناجامعه هاست. این کتاب نشان می دهد که چگونه این نحوه ادراک از مسائل جامعه امروز و راه حل های برآمده از آن، از درک تفاوت ها و سیالیت ناجامعه ایران دور مانده است. همچنین، اثر حاضر در اساس با شیوه های سیاست گذاری هم دل است. بنابراین، اصرار دارد که پیشنهادهایی برای اداره این سه قلمرو ارائه کند.
دوراهی اجتماعی موقعیتی است که اکثر افراد در زندگی اجتماعی خود با آن مواجه می شوند، به این معنی که می باید بین نفع فردی و کوتاه مدت و منافع جمعی و بلند مدت، یکی را برگزینند. این موقعیت ها علاوه بر زمان تعامل فرد با دیگر اعضای جامعه، در زندگی خانوادگی و در تعاملات اعضای خانواده با یکدیگر نیز موجود می باشند. چگونگی رفتار افراد در این موقعیت ها تحت تأثیر عوامل و انگیزه های خاصی می باشد که با توجه به آن ها افراد بین نفع فردی یا جمعی، به انتخاب می پردازند. در پژوهش حاضر جهت مطالعه جهت گیری های زنان در رابطه با موقعیت های دوراهی، با توجه به تجربه زیسته زنان شاغل در رابطه با امور مالی خانواده، پنج موقعیت دوراهی براساس سناریوسازی نظری طراحی شدند. چارچوب نظری پژوهش، ترکیبی از نظریة اخلاق مراقبت گلیگان، نقش های اجتماعی ایگلی، نظریة انتخاب عقلانی اجتماعی و نظریة بازی می باشد. با استفاده از روش پیمایش و از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، پرسش نامه ای در اختیار ۲۷۵ نفر از زنان شاغل شهرداری تهران، قرار داده شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی اسپیرمن و آزمون رگرسیون لوجستیک چندوجهی استفاده شد. یافته ها نشان دادند متغیرهای مستقل پژوهش که عبارت اند از جامعه پذیری جنسیتی، اخلاق مراقبت، آگاهی از انتظارات نقش و جمع گرایی رابطة معناداری با رفتار افراد مورد مطالعه، در موقعیت دوراهی اجتماعی مدنظر داشته اند.
مقدمه: سرمایه اجتماعی حاصل تعاملات میان انسان ها، سازمان ها و نهادهاست که مبتنی بر اعتماد و همدلی است و بواسطه مشارکت و همکاری اجتماعی تسهیل می شود. این سازه در سطوح مختلف کلان، میانی و خرد مطرح و مورد تحلیل و بحث قرار می گیرد و به همین دلیل کاربرد روزافزونی در علوم اجتماعی و همچنین در رشته های دیگر از قبیل سلامت، مدیریت، اقتصاد و سیاست پیدا کرده است. ولی در غالب پژوهشهای انجام شده، تفکیک اَشکال سرمایه اجتماعی مغفول مانده است. یکی از علل این وضع می تواند نبود ابزاری مناسب باشد که هر دو نوع درون گروهی و برون گروهی سرمایه اجتماعی را بسنجد. هدف این پژوهش، ساخت و رواسازی ابزاری برای سنجش سرمایه اجتماعی است. روش: روش مطالعه حاضر از نوع همبستگی است. مخزن گویه های اولیه با استفاده از پرسشنامه طرح سرمایه اجتماعی با 28 گویه و سرمایه اجتماعی میان گروهی (طیف سام) با 12 گویه تهیه و در بین 415 نفر از شهروندان تهرانی (189 زن و 226 مرد) در سنین 18 تا 70 سال با سطوح تحصیلی زیر دیپلم تا دکتری با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از سه پهنه اقتصادی- اجتماعی پایین، متوسط و بالا اجرا شد. به منظور بررسی تناسب داده ها برای تحلیل عاملی از آزمون کرویت بارتلت و مقیاس کایزر-میر اولکین استفاده شد. نتیجه مقدار مقیاس (KMO=0/791) کفایت نمونه گیری را نشان می دهد. روایی سازه براساس تحلیل عاملی اکتشافی با چرخش واریماکس و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (برای سازگاری درونی) برآورد شد. یافته ها: از مجموع 40 گویه، نهایتا 20 گویه باقی ماند که «پرسشنامه سرمایه اجتماعی» را تشکیل می دهد و این سازه را در دو شکل درون گروهی و برون گروهی می سنجد. ساختار عاملی این ابزار از 3 عامل مرتبط با سرمایه اجتماعی درون گروهی (همدلی و تعلق، اعتماد، همکاری و مشارکت) و 2 عامل مرتبط با سرمایه اجتماعی برون گروهی (داشتن رابطه با افرادی دارای علایق متفاوت، داشتن رابطه با افرادی دارای سبک زندگی متفاوت) تشکیل شده که روی هم 58% از تغییرات سرمایه اجتماعی را تبیین می کنند. ضمن اینکه ابزار از پایایی بالا (825/0=α) برخوردار بود. بحث: مختصات ابزار سرمایه اجتماعی آن را ابزار مناسبی برای مطالعات بعدی به منظور شناخت وضعیت انواع سرمایه اجتماعی در گروههای مختلف و نیز در زمینه سبب شناسی و پیامدهای آنها ساخته است. پیشنهاد می شود که پژوهشگران در پژوهشهای خود ازاین مقیاس در توصیف وضع سرمایه اجتماعی درون گروهی و برون گروهی در جمعیتهای مختلف و شناسایی مداخلات ارتقادهنده انواع سرمایه اجتماعی کمک بگیرند.
مقاله حاضر باهدف امکان سنجی کاربست محتوای کاربرساخته به عنوان گونه محتوایی غالب و در حال رشد فزاینده در فضای مجازی در فرآیندهای بازاریابی محتوایی و احصای الگوی این کاربست است. مسئله اساسی این پژوهش آن است که چگونه و بر اساس چه الگویی می توان محتوای کار برساخته را در فرآیند بازاریابی محتوایی استفاده کرد؟ این مطالعه به نوع خاصی از محتوای کار برساخته یعنی نظرات کاربران در محیط های شبکه های اجتماعی فضای مجازی توجه دارد. روش اجرای این پژوهش مبتنی بر روش نظریه داده بنیاد با رویکرد گلیزری [1]است. نظرات موجود در وبگاه دیجی کالا با استفاده از نمونه هایی که کفایت نظری لازم برای روش نظریه داده بنیاد فراهم کند، احصاء شدند و داده های به دست آمده مبتنی بر مراحل کدگذاری چهار مرحله ای نظریه داده بنیاد تحلیل شدند تا به قضایای نظری مطلوب دست پیدا کنیم. در پایان مبتنی بر فرآیندهای پنج مرحله ای تدوین شده، که عبارتند از: طراحی و برنامه ریزی برای بازاریابی محتوایی؛ تولید و تصدی محتوای مرتبط با طراحی و برنامه ریزی بازاریابی محتوایی؛ دروازه بانی و توزیع محتوای تولیدی و تحت تصدی؛ ارتباط و درگیری با مخاطب/مشتری بازاریابی محتوایی و سنجش راهبرد بازاریابی محتوایی، به تحلیل یافته های حاصل از نظرات کاربرساخته پرداخته شد. بنابراین حجم از داده ها و یافته های ناشی از تحلیل آن ها می توان گفت که نظرات کاربرساخته موجود در فروشگاه آنلاین در چهار گروه قابل شناسایی هستند که عبارتند از: نظرات محصول گرایانه، نظرات راهنما، نظرات تجاری و نظرات روایی که الگوی کاربست آن ها در فرآیندهای ذکرشده در جمع بندی مطرح شده است. [1]. Galsserian Approach
در بین دانشجویان، تنیدگی های دوره تحصیلی، تضادهای قومی و فرهنگی، احساس مفعولی مبنی بر مورد تبعیض سیاسی، عقایدی، نژادی و جنسیتی قرار گرفتن، وجود دارد که می تواند بر جنبه های مختلف زندگی دانشجویان اثر گذاشته و سلامتی این قشر خصوصاً بعد اجتماعی آنان را به خطر بیندازد. در خصوص ارتباط زبان که یک مولفه اساسی فرهنگی بوده، با مفهوم سلامت اجتماعی تحقیقاتی تاکنون انجام نشده است. به عبارتی زبان قومیت های مختلف می تواند زمینه ساز وحدت و یکپارچگی، انسجام و مشارکت را فراهم آورد و یا این که زبان مشترک، می تواند بر سلامت و بعد اجتماعی آن تأثیرگذار باشد یا خیر؟ که پژوهش حاضر با مطالعه دانشجویان دوزبانه (قومیت ها) و یک زبانه (کسانی که فقط به یک زبان تسلط دارند) در پی پاسخ به آن است. در ادامه می خواهیم تبیین کنیم که چه عواملی بر میزان سلامت اجتماعی دو گروه یادشده تأثیرگذار هستند؟ روش پژوهش حاضر پیمایشی و داده ها با استفاده از پرسشنامه گردآوری شده است. جامعه آماری، دانشجویان دانشگاه سراسری سنندج بوده و نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر انتخاب شده اند. نتایج پژوهش نشان داد مابین سلامت اجتماعی کل و ابعاد آن در دو گروه دانشجویان تفاوت معنی داری به نفع دانشجویان دو زبانه وجود دارد و متغیرهای سن، تأهل، رشته تحصیلی، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، باورهای دینی و اعتقادی و مهارت های ارتباطی بر سلامت اجتماعی دو گروه تأثیر گذار است. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد که 29 درصد از تغییرات متغیر وابسته این پژوهش توسط متغیرهای مستقل تببین می شود و متغیر مهارت های ارتباطی با ضریب 66 درصد قوی ترین متغیر پیش بین متغیر وابسته است.
این مقاله به شیوه استقرایی و کیفی و با استفاده از روش مردم نگاری به مطالعه طلاق توافقی در بستر اندیشه و نگرش زنان متقاضی این نوع طلاق، پرداخته است. بر اساس روش نمونه گیری کیفی هدفمند با 30 نفر از زنانی که برای طلاق توافقی به دادگاه خانواده شهرستان کرج مراجعه نموده بودند، مصاحبه عمیق انجام یافت. یافته های به دست آمده شامل شش مقوله عمده به شرح ذیل است: بازاندیشی در نقش مرد به عنوان نان آور خانواده، روابط جنسی نامطلوب، درگیری عاطفی، اختلافات فرهنگی اجتماعی، فشار هنجاری اطرافیان و اختلالات شخصیتی و رفتاری. مقوله هسته محوری این بررسی «جهت گیری زنان نسبت به طلاق توافقی» است که سایر مقولات عمده را در بر می گیرد و خود می تواند در تغییر و جهت دهی معنایی طلاق توافقی نزد زنان مؤثر واقع شود. با توجه به نتایج تحقیق، لفظ توافق در این گونه طلاق ها قابل تأمل است، زیرا تأمل در شرایط منجر به طلاق توافقی و کمی سازی مقولات، حاکی از آن بود که در نزدیک به %32 طلاق های توافقی، واژه توافق برازنده نیست، زیرا زن کاملاً با اجبار و از روی استیصال، اجبار و تهدید تن به آن داده است.
تحقیق حاضر اثر سرمایه اجتماعی را به همراه سایر عوامل سازمانی مرتبط، بر عملکرد کارکنان مخابرات شهر تهران بررسی می کند. چارچوب تحقیق، بر نظریه های لینا و ون بورن (1999)، ناهاپیت و گوشال (1998) و شریف و همکاران (2006) در زمینة سرمایة اجتماعی سازمانی استوار است. در این نظریات، سرمایة اجتماعی شامل سه بعد رابطه ای، ساختاری و شناختی در نظر گرفته می شود. عملکرد سازمانی نیز براساس ترکیبی از نظریة هرسی و گلداسمیت - (شامل مؤلفه های وضوح، توانایی، انگیزش، حمایت، اعتبار و محیط) - سنجیده شده است. این تحقیق از نوع کاربردی است و از روش پیمایش بهره گرفته و ابزار گردآوری اطلاعات آن پرسش نامه بوده است. جامعة آماری این مطالعه مراکز مخابراتی شهر تهران به منزلة نوعی سازمان خدماتی است. داده های استخراج شده از 200 پرسش نامه، مبنای آزمون فرضیه های تحقیق و الگوی مفهومی قرار گرفته است. نتایج مطالعه گویای نقش مؤثر و معنی دار همه ابعاد سرمایة اجتماعی سازمانی در عملکرد کارکنان است ؛ هرچند بعد رابطه ای (همکاری، اعتماد، تعهد و ....)و بعد شناختی (ارزش ها، اهداف و زبان مشترک) بیش از بعد ساختاری (شبکه روابط و ویژگی های آن) بر عملکرد کارکنان تأثیر مثبت و معناداری نشان می دهند. علاوه بر این، به رغم همبستگی سایر عوامل سازمانی با عملکرد سازمانی کارکنان، در تحلیل چند متغیره و در کنار ابعاد سرمایه اجتماعی، اثر ضعیف تری داشته اند یا حتی برخی معنادار نبوده اند.
چندلایگی و چند وجهی بودن فرایند توسعه و نقش برنامه های کلان دولت ها در راستای تحقق آن، یکی از ضرورت های پرداخت به آن به ویژه در جوامع رو به توسعه است. توازن میان ابعاد کیفی و کمی توسعه، می تواند کارآمدی دولت در بخش های مختلف جامعه را تبیین کند و در مقابل، برجستگی یکی از ابعاد، سبب به حاشیه رفتن ابعاد دیگر توسعه و پیدایش تبعیض در جامعه می شود. با توجه به امنیت شاخص های توسعه، تحقیق حاضر با استفاده از شاخص های توسعه اجتماعی و با رویکردی توصیفی - تحلیلی به بررسی وضعیت عرصه های عمومی و رسمی اجتماعی در ایران طی برنامه های اول تا پنجم توسعه و در دوره زمانی 1368 تا 1394 پرداخته است. تببین جامعه شناختی برنامه های اول تا پنجم توسعه نشان داد که دولت و نهادهای رسمی حاکمیتی نقش عمده و انحصاری در سیاست گذاری و اجرای برنامه های توسعه دارند. به رسمیت شناخته نشدن عرصه های عمومی سبب شده است تا برنامه های توسعه در ایران از انعکاس همه واقعیت ها و لایه های چندگانه توسعه در کشور ناتوان باشد. شاخص های شکلی و صورت گرایانه به دلیل نگرش مکانیکی و تحکمی به جامعه در برنامه های توسعه مورد بررسی، موفقیت نسبی داشته اما در انعکاس و مدیریت ابعاد ارگانیکی و تفاهمی ناتوان بوده است. در میان برنامه های توسعه، در برنامه اول و سوم بیش از دیگر برنامه ها بر شاخص های غیرارگانیکی تأکید شده است.