ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۲۱ تا ۲٬۴۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
۲۴۲۱.

مهارت سیاه چادربافی روستای سیدال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۰
سیاه چادر یکی از ارکان هویتی زندگی عشایری است که عموماً از مواد اولیه بوم آورد تهیه می شود. سیاه چادربافی نیز همچون نیاز به تأمین امنیت و خوراک در یک زندگی عشایری با روحیه تعاون و همیاری افراد ایل پیوند خورده است. مطالعه پیش رو بر هنر سنّتی سیاه چادربافی روستای سِیدال از توابع شهرستان نهبندان در استان خراسان جنوبی متمرکز شده است. هنری که در آن مردان روستا پا به پای زنان بافنده در کار نخ ریسی، چله دوانی، دوخت نوارهای سیاه چادر و برپایی آن مشارکت دارند. هدف این جُستار علاوه بر حفظ میراث فرهنگی ناملموس، معرفی شیوه عملی هنر سنّتی سیاه چادربافی روستای سیدال است. علاوه بر این، مهمترین پرسش این پژوهش آنست که چگونه مهارت سیاه-چادربافی با قدمتی 200 ساله در روستای سیدال بر شیوه معیشت و زیست بوم ساکنانش موثر بوده است؟ روش این پژوهش علاوه بر مستندات کتاب خانه ای، مطالعات میدانی و مصاحبه با افراد هنرمند و خبره منطقه است. نتایج نشان می دهد که ساکنان روستای سیدال با استفاده از موی بز حاصل از دامپروری و نیروی تجربه بافندگان هنرمند اقدام به بافت سیاه چادرهایی بسیار با کیفیت می نمایند که علاوه بر تأمین نیازهای استان به کشورهای همسایه نیز صادر می شود.
۲۴۲۲.

اثربخشی آموزش مدیریت زمان بر درگیری تحصیلی و تفکر خلاق دانش آموزان دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۳۴
هدف: هدف از این مطالعه ارزیابی اثربخشی برنامه آموزش مدیریت زمان بر افزایش درگیری تحصیلی و تفکر خلاق در میان دانش آموزان دبیرستانی بود.   روش: این مطالعه با استفاده از طرح نیمه آزمایشی کنترل شده تصادفی و با دو گروه انجام شد: یک گروه آزمایشی و یک گروه کنترل، هر یک شامل ۳۰ شرکت کننده بودند. داده ها در سه نقطه زمانی جمع آوری شدند: قبل از مداخله، بلافاصله پس از آن، و سه ماه پس از مداخله. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری های تکراری استفاده شد که توسط آزمون تعقیبی بونفرونی برای بررسی تفاوت های خاص بین گروه ها دنبال شد. تجزیه و تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS-27 انجام شد.   یافته ها: نتایج نشان داد مداخله به طور معناداری درگیری تحصیلی و تفکر خلاق را در گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل بهبود بخشید. در پس آزمون، گروه آزمایشی شاهد افزایش معناداری در نمرات درگیری تحصیلی از میانگین ۶۸.۲۰ (انحراف معیار = ۷.۴۵) به ۷۶.۳۴ (انحراف معیار = ۸.۱۵) و در تفکر خلاق از ۷۰.۱۱ (انحراف معیار = ۸.۹۰) به ۷۵.۲۸ (انحراف معیار = ۹.۳۰) بود. در مقابل، گروه کنترل تنها بهبودهای جزئی را نشان داد. نتایج تحلیل واریانس نشان دهنده تأثیرات معنادار گروهی (0.001>p، 13.84=(1،58)F) برای هر دو متغیر بود.   نتیجه گیری: بنابراین، برنامه آموزش مدیریت زمان به طور مؤثری درگیری تحصیلی و تفکر خلاق دانش آموزان دبیرستانی را بهبود بخشید. یافته ها نشان می دهند که آموزش ساختارمند مدیریت زمان می تواند افزودنی ارزشمندی به استراتژی های آموزشی با هدف بهبود نتایج دانش آموزان در حوزه های تحصیلی و خلاق باشد.
۲۴۲۳.

راهبرد رسانه ای هم شناسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۵
جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه دو کشور همسایه با اهداف مشترک مانند مبارزه با یک جانبه گرایی غرب هستند ولیکن این دو کشور در توسعه ارتباطات با موانعی همچون منفی بودن حافظه تاریخی مردم، مواجه هستند. در این میان، با تحولاتی که در ارتباطات از طریق رسانه ایجاد شده، امکان ارتباط مستمر و کنش متقابل انسان های مختلف با فرهنگ های متفاوت در سراسر جهان فراهم شده است. این امر، موجب نزدیکی روزافزون ملت های مختلف، انتقال ارزش ها و تأثیروتأثرهای متقابل فرهنگی میان آن ها شده است. بر این اساس در پژوهش حاضر، بهره گیری از رسانه در ارتباطات میان فرهنگی ایران و روسیه مورد بررسی قرار گرفت. چارچوب مفهومی پژوهش نیز، نظریه هم شناسی فرهنگی (تعارف) به عنوان الگوی قرآنی ارتباطات میان فرهنگی است که به پنج بعد تعریف، تَعرُّف، اعتراف، مکان و زمان هم شناسی فرهنگی، اشاره دارد. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل محتوای جهت دار، تلاش شد تا ابعاد مختلف هم شناسی فرهنگی در ارتباطات میان فرهنگی ایران و روسیه مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. در این راستا، پنج بعد هم شناسی به عنوان مقوله های اصلی، در مصاحبه با خبرگان و فعالان رسانه ای، مورد پرسش و سپس داده های جمع آوری شده، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. در بخش تحلیل محتوای پژوهش، انواع محتوای رسانه، قالب و بستر رسانه ای، مسائل و موانع در پنج بعد هم شناسی فرهنگی مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به نتایج تحلیل، راهبردهای هم شناسی فرهنگی ایران و روسیه ارائه شد. در نهایت، نتایج تحلیل نشان می دهد که برای تحقق موثرتر و کارآمدتر هم شناسی فرهنگی، نیاز به حضور حقیقی خود و دیگری در مکان تعارف (ایران و روسیه) است.
۲۴۲۴.

خوانشی نو از دانشگاه تمدن ساز( رویکرد مبتنی بر داده ها)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۶
امروزه فرهنگ و تمدن مهمترین عامل هویت بخشی به ملت ها و دولت های جهان است. اکثر دولت ها در تلاش هستند تا پیوندهای تمدنی خود را بازسازی کنند. در این میان کشورهای اسلامی نیز در تلاش برای بازسازی تمدن اسلامی و اعتلای مجدد آن هستند و ایران در این پیشرو این حرکت عظیم است. و تاکنون تلاش های بسیاری در این راستا انجام شده است. این پژوهش باهدف طراحی و تبیین الگوی خوانشی نو از دانشگاه تمدن ساز (رویکرد مبتنی بر داده ها) انجام شده است. برای تحقیق از روش کیفی، استراتژی تئوری برخاسته از داده ها (بر اساس کدگذاری باز و محوری) استفاده شده است و جامعه آماری این پژوهش، خبرگان و صاحب نظرانی است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند.با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته تشکل می دهد. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی خوانشی نو از دانشگاه تمدن ساز دارای 25 مؤلفه؛ ضرورت تمدن سازی، توانمندسازی، بهسازی وظایف، ارتقای کارآمدی دانشگاه ها، ظرفیت سازی، تأمین زیرساخت های مادی و انسانی، توسعه منابع انسانی، هویت ملی، چشم انداز مشترک، مرجعیت علمی، تکریم علم و عالم، افتخارات تمدن ایرانی، نظام سازی، نظام ارزشیابی، دیپلماسی علمی، توسعه فناوری، ارتقای کارآمدی پژوهشی، برنامه ریزی صحیح، ارتباط صنعت و دانشگاه، ساختارهای منعطف، مدیریت تعارض، تفکر سیستمی، اشتغال آفرینی، ترویج الگوی فضائل، تشکیل حکومت دانایی محور و 187 گویه تشکیل شده است. طبق نظر خبرگان الگوی پژوهش از اعتبار لازم برخوردار بوده و می توان آن را به عنوان الگویی مناسب برای شناسایی مؤلفه های دانشگاه تمدن ساز در نظام آموزش عالی ایران معرفی نمود.
۲۴۲۵.

The Impact of Educational Excellence Model Components on the Development of Human Resources in Zahedan's Education Organization(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۲۳۰
Purpose: This article aims to investigate the impact of strategic human resources management (SHRM) on organizational excellence across various sectors. Methodology: This study, aimed at practical application, employs a descriptive-survey research design for information gathering, situating it within the quantitative descriptive-analytical category. The statistical population consists of managers, deputy managers, and employees of the Zahedan Education Organization, totaling 1929 individuals. The sample size was determined to be 320 participants based on the Krejcie and Morgan table, considering the total population number. A stratified random sampling method, organized by educational region, was utilized for selecting the sample. For research question exploration and data analysis, both descriptive and inferential statistical methods were applied using the SPSS 23 and Amos software programs. Findings: The SEM analysis demonstrated all paths to be significantly accepted, with p-values ranging from <0.001 to 0.003, indicating strong statistical support for the hypothesized relationships. This evidences a robust model that accurately captures the dynamics and influences within the organization, providing a solid foundation for strategic planning and implementation. Conclusion: Strategic HRM is pivotal in achieving organizational excellence, necessitating a holistic and strategic approach to managing human resources. Organizations that effectively integrate SHRM practices within their strategic planning processes can enhance performance, adaptability, and resilience, achieving a sustainable competitive advantage. Future research should explore the dynamic interactions between SHRM practices and emerging global challenges to further understand HRM's evolving role.
۲۴۲۶.

بررسی تطبیقی تلویزیون و شبکه های اجتماعی مجازی بر نگرش به روابط فرازناشویی (مورد مطالعه زنان متأهل شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۶۲
این پژوهش به بررسی تأثیر مصرف رسانه بر نگرش به روابط فرازناشویی در میان زنان متأهل شهر مشهد می پردازد. در دنیای امروز، رسانه های جمعی نظیر شبکه های ماهواره ای و شبکه های اجتماعی، محتوایی قابل توجه از روابط فرازناشویی را به تصویر می کشند که اغلب به صورت جذاب و با چشم پوشی از پیامدهای منفی آن ارائه می شود. بر اساس نظریه های رسانه و جامعه شناسی از جمله یادگیری اجتماعی، کاشت و شناخت اجتماعی، قرار گرفتن مکرر در معرض چنین محتوایی می تواند به عادی سازی روابط فرازناشویی منجر شود. در این مطالعه، با استفاده از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه محقق ساخته، رابطه میان مصرف رسانه و نگرش به روابط فرازناشویی بررسی شد. جامعه آماری شامل زنان متأهل 20 تا 65 ساله شهر مشهد بود و نمونه ای تصادفی شامل 400 نفر از 20 محله مختلف شهر انتخاب شد. متغیر وابسته این پژوهش از طریق هشت داستانک طراحی شده برای سنجش نگرش به روابط فرازناشویی ارزیابی شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 25.0 و زبان آماری R نسخه 4.3.2 انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد که مصرف رسانه های اجتماعی با نگرش مثبت به روابط فرازناشویی مرتبط است، در حالی که استفاده از تلویزیون، رابطه ای معکوس با این نگرش دارد. این نتایج بر ضرورت تولید محتوای آموزشی و واقع گرا درباره پیامدهای روابط فرازناشویی در رسانه ها تأکید دارد.
۲۴۲۷.

برآورد تقاضای خانوارهای ایرانی از محصولات دخانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۵
مختلفی در تقاضای محصولات دخانی تأثیرگذار است. هدف از این تحقیق، برآورد تابع تقاضای محصولات دخانی در کشور و محاسبه کشش درآمدی آن است. برای این منظور با استفاده از اطلاعات هزینه- درآمد خانوار سال 1402، ابتدا وضعیت هزینه های دخانی بر اساس ویژگی های اقتصادی اجتماعی خانوار بررسی و سپس با استفاده از مدل توبیت، تقاضای دخانیات برآورد شد. نتایج برآورد مدل نشان می دهد که همه متغیرها با اطمینان بیش از 99 درصد به لحاظ آماری معنادار بوده اند. بر اساس برآورد صورت گرفته، کشش درآمدی هزینه های دخانی، معادل 825/0 است؛ بدین معنا که افزایش 1 درصدی درآمد سبب می شود تا خانوار ایرانی به میزان 825/0درصد، هزینه های دخانی خود را افزایش دهد. با توجه به نتایج تحقیق، مقابله با این پدیده خطرناک، همکاری فراگیر نهادهای دولتی و غیر دولتی را طلب می کند. پایش مصرف دخانیات و سیاست های پیشگیرانه، محافظت از مردم در برابر دود دخانیات، کمک به ترک مصرف، هشدار در برابر خطرهای مصرف دخانیات، ممنوعیت تبلیغات و ترویج و حمایت از دخانیات، جلوگیری از قاچاق سیگار و سیاست گذاری مالیاتی از جمله پیشنهادهای این پژوهش است.
۲۴۲۸.

تلفن همراه؛ دروازه ورود به زیست شبکه ای: ارائه یک نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۱۸۴
هدف پژوهش حاضر واکاوی نقش تلفن همراه هوشمند به مثابه امری تکنولوژیک در برساخت زیست شبکه ای کاربران ایرانی بود. روش شناسی حاکم بر این پژوهش کیفی و رویکرد آن، نظریه زمینه ای با رهیافت نظام مند استراوس و کربین است. جامعه هدف، کارشناسان فعال در حوزه رسانه و مراکز علمی و دانشگاهی بودند که با استفاد از نمونه گیری نظری و هدفمند 17 نفر از آنان برای مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته انتخاب شدند و فرایند نمونه گیری تا مرحله اشباع کامل اطلاعات ادامه یافت. داده های به دست آمده پس از تبدیل به متن با استفاده از کد گذاری باز، محوری و گزینشی مورد تحلیل قرار گرفتند که نتایج حاصل از آن در قالب 19 مقوله اصلی و 1 مقوله هسته به همراه خط داستان، مدل پاردایمی و طرح واره خرد نظری ارائه شد. نتایج به دست آمده نشان دهنده آن بود که «زیست شبکه ای ابزارمند» به عنوان پدیده مرکزی به دنبال مجموعه ی شرایط عِلی از جمله دسترسی و تولید محتوای ابزارمند، هژمونی ابزار هوشمند، لزوم زیست هوشمند کاربران، مخاطب افزایی حداکثری ابزارها، عضویت تصاعدی معطوف به ابزار، ابزار محوری اطلاعات/ ارتباطات به همراه مجموعه ای از شرایط زمینه ای و مداخله گر برساخته می شود. این شبکه کنشی برساخته شده، حامل استراتژی هایی چون چند کارکردی شدن رسانه ها، چندسویه گی کنش ارتباطی، کنش سیاسی/ اجتماعی ابزارمند و پایگاه بودگی شبکه های اجتماعی بوده و به دنبال خود پیامد هایی نظیر همگرایی زنان در رسانه، تکثر صدا و محتوا در فضای رسانه، بازاندیشی عقلانی در بازار، زیست هوشمند فرهنگ و جامعه را به دنبال داشته است.
۲۴۲۹.

الزامات سیاست گذاری اجتماعی در حیطه مدیریت افکار عمومی با تأکید بر نقش رسانه ها و شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۸۴
پژوهش حاضر به ضرورت سیاست گذاری اجتماعی در حیطه مدیریت و کنترل افکار عمومی ایرانیان می پردازد. این پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی تلاش می نماید تا با تکیه بر آراء و عقاید 16 نفر از اساتید و خبرگان در حوزه های علوم اجتماعی و علوم ارتباطات در دانشگاه های تهران، تربیت مدرس و خوارزمی و از طریق نرم افزارِ MAXQDA به این مهم پاسخ دهد که چه بستر و زمینه هایی موجب شکل گیری نوعی ذهنیت منفی میان ایرانیان شده است؟ چنانچه این تحقیق در گام نخست به دنبال فهم تأثیرگذاری علّت های شکل دهنده به بدبینی افکار عمومی و ذهنیت مشوّش ایرانیان و در گام دوم با تحلیل روابط معنادار علّت و معلولی در پی ارائه استراتژی هایی در حوزه سیاست گذاری اجتماعی است. یافته های تحقیق دال بر این بوده که از عواملی نظیر ِناامیدی، منفی گرایی، بی اعتمادی و کاهش اقبال به فضای رسانه ای رسمی می توان به عنوان بسترهای شکل دهنده به افکار عمومی ایرانیان نام برد. همین بسترها موجب شده اند که ویژگی های این افکار عمومی به سمت تغییر و تحوّل در روند کنشگری افکار عمومی (تبدیل واکنش به کنش)، نارضایتی و مطالبه گری مردم متأثر از جوّ رسانه ای و فضای مجازی، توجّه افکار عمومی به ارزش ها و هنجارهای جهانی، تمایل به شکل دهی جنبش ها و کنش های اعتراضی جدید و ... سوق پیدا کند. درنهایت با تکیه بر بسترها و ویژگی های افکار عمومی ایرانیان، می توان از سه مقوله اقدام تحت پوشش، اقدام هماهنگ ساز (شکل دهی به روایت های همسو) و اقدام رسانه ای جهت هدایت و مدیریت افکار عمومی بهره گرفت. با توجّه به آنچه گفته شد، می توان نتیجه گرفت که توجّه به رسانه ها و شبکه های اجتماعی بایستی هرچه بیشتر در راستای هدایت و مدیریت افکار عمومی مدنظر قرار گیرد.
۲۴۳۰.

تحلیل مدل های سواد رسانه های اجتماعی به عنوان پارادایم نوین سواد رسانه ای با تمرکز بر واکاوی مدل های SoMeLit و SMILE

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف: با ظهور رسانه های اجتماعی که منجر به کاربرد سازه های وب 2 در رسانه ها شده است، نوع استفاده از این ابزار و محتوای تولیدشده توسط کاربر به دغدغه مهمی برای جوامع تبدیل شده است؛ به گونه ای که استفاده از پتانسیل ها و اجتناب از آسیب ها مستلزم ایجاد و کاربست مفهومی تحت عنوان سواد رسانه های اجتماعی است. هدف این تحقیق واکاوی مفاهیم، ابعاد و مدل های سواد رسانه های اجتماعی است.روش شناسی پژوهش: در این تحقیق ابتدا سواد رسانه ای و سواد رسانه های اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است. سپس کلیه مدل های سواد رسانه های اجتماعی طی دو دهه اخیر شناسایی و واکاوی شده است. برای مفهوم سازی دقیق سواد رسانه های اجتماعی نیز از دو مدل کاربردی و معتبر SoMeLit و SMILE استفاده شده است.یافته ها: یافته ها نشان می دهد طی دو دهه اخیر مدل های سواد رسانه ای اجتماعی شامل مدل یکپارچه چندبعدی فاف و رودیگر، مدل خودمختاری SDT، مدل مبتنی بر مهارت و فرآیند محور فستل، مدل CSML و PSML تام پلین، مدل SoMeLit، مدل SMILE و مدل هابز ایجاد و به منظور توصیف ساختار ایستا و فرآیند پویای سواد رسانه های اجتماعی به کار گرفته شده اند.بحث و نتیجه گیری: مدل های سواد رسانه های اجتماعی با بررسی ساختارهای شناختی و عاطفی از طریق رویکردهای مختلف به دنبال ایجاد مهارت های رمزگشایی، ارزیابی و ایجاد ارتباط در حوزه های بازنمایی و تعامل هستند و نقش خود را در انتخاب و درگیر شدن با محتوای رسانه های اجتماعی تصدیق می کنند.
۲۴۳۱.

مطالعه مساله زیبایی بدن در هویت یابی دختران نوجوان:، مطالعه شهر خرم آباد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۷۰
هدف پژوهش حاضر، واکاوی درک دختران کمتر از پانزده سال شهر خرم آباد از زیبایی در فرآیندهای هویت یابی است. این پژوهش از نوع کیفی است و به شیوه پدیدارشناسی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی دختران نوجوان زیر پانزده سال شهر خرم آباد بود. روش گردآوری داده ها به صورت میدانی بوده و پژوهشگران، پس از انجام مصاحبه نیمه ساخت یافته با ۲۱ نفر از این افراد، به اشباع نظری دست یافتند و این نکته دریافت شد که انجام مصاحبه جدید، حاوی هیچ نوع اطلاعات تازه ای نخواهد بود. شیوه نمونه گیری در این پژوهش به صورت هدفمند و غیراحتمالی بوده است و افرادی به عنوان نمونه مورد مطالعه قرارگرفته اند که ضمن تمایل به انجام مصاحبه، زیبایی بدن خود را به عنوان یکی از مرجع های هویت بخش، مهم عنوان نموده اند. کُدگذاری داده های این پژوهش با استفاده شیوه تحلیل داده های کلایزی[1]<!--[endif]--> انجام شده است. بنا بریافته ها، مضمون های «این همان شدن با سلبریتی»، «تأیید شدن در تعامل»، «کسب سرمایه اجتماعی»، «استفاده از فرصت ها» و «ایده آل گرایی جسمی» درک و تصور دختران کمتر از پانزده سال سن بوده است که در فرآیندهای هویت یابی شان پیگیری می شود. نتیجه کلّی این پژوهش حاکی از این است که، رغبت و توجه به «مسئله زیبایی بدن» دربین دختران کمتر از پانزده سال بسی بیشتر از انتظاراتی است که جامعه از این افراد دارد. به گونه ای که غالب این نوجوانان «زیبایی بدن» را همانند افراد بزرگ سال و جوانان درک می کنند. علاوه بر این رفتار بسیاری از نوجوانان در رابطه با زیبایی در عمل تفاوت معنی داری با رفتار دختران جوان ندارد و موضع گیری آنان نسبت به زیبایی، بخش قابل توجهی از فرآیند هویت یابی و هویت سازی آن ها را دربرگرفته است.
۲۴۳۲.

هویت یابی زنان مهاجرِ نسل دوم افغانستانی تبار: تحلیل روایت جُستار «بی محتوابودن فرم افغانی ام به شدت آزارم می داد»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۲۳
دو مفهوم هویت و وطن به شکلی جدایی ناپذیر با یکدیگر درهم تنیده اند. بدون تردید، در ادبیات مهاجرت، ارتباط بین فردیت و سرزمین انکارناپذیر است. مهاجر دائماً در کشمکش میان سرزمین مادری/سرزمین بیگانه، خودی/دیگری و بودن/شدن قرار دارد و مسبب این سرگردانی، رسوخ وطن بر بازنمایی و بازساخت فردیت است. سرزمین مادری و زادگاه در ذهن فرد مهاجر تداعی کنندیه مفهومی از وطن و هویت هستند که باید در بررسی ادبیات مهاجرت به آن توجه ویژه ای شود؛ ازاین رو، این مطالعه با هدف فهم بازنمایی هویت زنانِ مهاجر نسل دوم افغانستانی با بهره مندی از مفهوم نظری هومی بابا، بیل اشکرافت، رابرت یانگ و ادوارد سعید انجام شده است تا بازنمایی هویت را در ژانر ادبی جُستار شناسایی و متناظر با بافت فرهنگی سرزمین مقصد و مبدأ تفسیر کند. برای نیل به این هدف، جُستار « بی محتوابودن فرم افغانی ام به شدت آزارم می داد » از مجموعه داستان های کوتاه «کورسرخی»، نوشتیه عالیه عطایی نویسندیه معاصر ایرانی-افغانستان تبار به عنوان نمونه انتخاب و با به خدمت گرفتن روش تحلیل روایت از «سیمور چتمن» در بخش های داستان، گفتمان و ایدئولوژی با الهام از تکنیک لیبلیج و همکاران تحلیل شد تا از زبان روایی و مواضع ایدئولوژیک آن در رابطه با بازنمایی هویت پرده برداری کند. یافته ها حاکی از آن هستند که مفهوم هویت به عنوان برساختی متصور در جُستار متناسب با گفتمان فرهنگی و سیاسی و موقعیت حاکم بر فضای جامعیه افغانستان و ایران دستخوش تغییر شده و در همین راستا شخصیت اصلی داستان نیز به نوعی هویت گریزی، هویت سرگردان و سپس بازگشت به هویت انکارشده را تجربه می کند. چنانچه اضطراب و آوارگی و استیصال ناشی از بحران هویت با صدای حاشیه ای و معترض نویسنده به وضع موجود و متن واقعیت های مسلط، بازتاب یافته است.
۲۴۳۳.

پیش بینی واکنش پذیری هیجانی براساس روابط موضوعی با نقش واسطه ای ظرفیت ذهنی سازی در زنان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۶۶
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی واکنش پذیری هیجانی براساس روابط ابژه با نقش واسطه ای ظرفیت ذهنی سازی بود. این مطالعه با روش توصیفی همبستگی از نوع معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل زنان متاهل شهر تهران بود که به این منظور 272 نفر نمونه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده، مقیاس واکنش پذیری هیجانی(ناک و همکاران، 2008)، روابط ابژه و واقعیت سنجی( بل، 1995) و عملکرد بازتابی(فوناگی و همکاران، 2016) بود. داده ها با استفاده از تحلیل مسیر و با کمک نرم افزار 22 spss مورد تحلیل قرار گرفت. شاخص های برازش نشان دهنده ی برازش عالی داده ها با مدل اصلاح شده بود و نتایج پژوهش نشان داد که روابط ابژه هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم از طریق ظرفیت ذهنی سازی می تواند واکنش پذیری هیجانی را پیش بینی کند و مولفه خودمیان بینی در میان سایر مولفه های روابط ابژه سهم بیشتری را در تببین واکنش پذیری هیجانی داشته است. بنابراین براساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که الگوهای روابط اولیه مادر و کودک به همراه توانایی ذهنی سازی در کنارهم می توانند نقش بسیار مهمی در پیش بینی واکنش پذیری هیجانی در دوران بزرگسالی افراد داشته باشند.
۲۴۳۴.

طراحی مدل پایداری اجتماعی در محیط های شهری و بررسی تطبیقی آن در شهرهای تهران و زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۱۷۴
هدف این پژوهش طراحی مدل پایداری اجتماعی در محیط های شهری و بررسی تطبیقی آن در شهرهای تهران و زاهدان است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی-توسعه ای بوده و در زمره تحقیقات آمیخته اکتشافی قرار می گیرد. در مرحله کیفی، از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و تکنیک تحلیل مضمون (تم) استفاده شد. بدین منظور، با 21 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی در زمینه مدیریت شهری که به صورت هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. در مرحله کمی نیز به منظور اعتبارسنجی مدل، از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Amos استفاده گردید. بدین منظور، از 136 نفر از مدیران ارشد شهرداری تهران و زاهدان که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، با ابزار پرسش نامه نظرخواهی شد. براساس یافته های تحلیل مضمون، برای پایداری اجتماعی هفت مؤلفه شامل آموزش، فقر، بیکاری، اینترنت، سلامت، افزایش جمعیت و نابرابری اقتصادی و 78 شاخص شناسایی شد. یافته های بخش کمی نیز نشان داد که متغیرهای شناسایی شده و مدل تحقیق مورد تأیید است. همچنین، بررسی تطبیقی پایداری اجتماعی در شهرهای تهران و زاهدان با تحلیل آماری نشان داد که بیشترین شکاف مربوط به وضعیت آموزش و کمترین شکاف نیز مربوط به فقر و نابرابری اقتصادی است. نتایج تحقیق نشان داد که پایداری اجتماعی در محیط های شهری پدیده ای چندبعدی و پیچیده است و برای تحقق آن مجموعه ای از متغیرها باید مدنظر قرار گیرد. علاوه بر این، براساس یافته های تحقیق وضعیت پایداری اجتماعی در شهرهای تهران و زاهدان به عنوان دو نماینده از شهرهای ایران چندان قابل قبول نیست و از طرفی، فاصله زیاد این دو شهر در شاخص های مختلف وجود دارد.  
۲۴۳۵.

فرایند تأثیر گذاری مبانی دینی در سیاست پژوهی با رویکرد عقلانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۶۵
سیاست پژوهی نوعی پژوهش مسئله محور است که با رعایت اقتضائات مواجهه با مسائل چند رشته ای و در بستری کاملاً هنجاری، می کوشد تا پیشنهادهایی را تحت عنوان «سیاست» به سیاست گذاران در مورد مسائل انضمامی جامعه پیشنهاد دهد. در این نوع پژوهش، سیاست پژوهان با رویکردهای متعددی به شناسایی و حل مسائل می پردازند که «رویکرد عقلانی» یکی از رایج ترین آنها است. در این رویکرد تلاش می شود از معادله هایی همچون معادله هزینه - فایده یا هزینه -اثربخشی برای کشف مسائل و پیشنهاد راه حل ها استفاده شود. اما، مسئله اصلی این است که اگر اندیشکده ها و محققین فعال در عرصه سیاست پژوهی جمهوری اسلامی ایران بخواهند از این رویکرد در تحقیقات خود استفاده کنند و از این رهگذر مواردی را به سیاست گذاران پیشنهاد دهند، باید از رویکرد «عقلانیت دینی » که کاملاً همسو با مبانی فکری جمهوری اسلامی بوده و ریشه در مبانی دینی داشته و صرفاً براساس معادله هزینه- فایده مادی تصمیم نمی گیرد، استفاده کنند. عدم توجه به اقتضائات این رویکرد سبب می شود نوعی سیاست گذاری سکولار رخ دهد. این مقاله تلاش دارد جایگاه مبانی دینی در فرایند و مراحل سیاست پژوهی و نوع تاثیرگذاری آنها در این فرایند را نشان دهد.
۲۴۳۶.

نقش مراسم های آیینی در شکل گیری فضاهای تاریخی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۱۹۳
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مراسم آیینی محرم و صفر در شکل گیری فضاهای تاریخی شهر اردبیل می باشد. روش پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و نحوه گردآوری اطلاعات نیز مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای- اسنادی و برداشت های میدانی است. شهر اردبیل از دیرباز به عنوان مهد تشیع مورد توجه بوده و از دوره صفوی به لحاظ مراسم های آیینی محرم و صفر از مراکز مهم برگزاری چنین مراسمی به شمار می رود. بررسی و تحلیل های انجام گرفته حاکی از آن است که دو مؤلفه "مسیرهای حرکتی" و "نقاط عطف" در مراسم آیینی محرم و صفر بر شکل گیری سازمان فضایی شهر اردبیل تاثیرگذار بوده اند. مسیر حرکت دسته های عزاداری به صورت پایدار در طول سال های مختلف منطبق بر مسیرهایی است که در استخوان بندی و ساخت اصلی بافت تاریخی شهر اردبیل جای دارند و توسعه و گسترش شهر در طول زمان در اطراف آن واقع شده است. همچنین مسیر حرکت دسته های عزاداری در ارتباط با فضاهای مهم و هویت بخش شهر، و نقاط اصلی و کانونی شهر همچون مسجد عالی قاپو (دروازه)، سقاخانه حضرت ابوالفضل (ع) و بازار تاریخی شهر اردبیل پدید آمده اند. نتایج این تحلیل ها در کنار هم نشان دهنده نقش مهم و شاخص مراسم آیینی محرم و صفر در انسجام کالبدی– فضایی بخش تاریخی شهر اردبیل می باشد.
۲۴۳۷.

احساس پس زدگی سیستمی تا تنگناهای هجران؛ واکاوی مهاجرت مردم سیستان و بلوچستان به یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۱۶۵
مهاجرت مردم استان سیستان و بلوچستان به شهر یزد هر ساله در جریان بوده و عللی موجب شده است، تا این مردم اقدام به مهاجرت کنند؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر واکاوی مهاجرت مردم سیستان و بلوچستان به شهر یزد است که با استفاده از روش کیفی و رویکرد تحلیل مضمون در سال 1402 در شهر یزد انجام شد. داده ها با استفاده از نمونه گیری هدفمند و به شیوه مصاحبه نیمه ساختاریافته با 13 نفر از افرادی جمع آوری شد که از استان سیستان و بلوچستان به شهر یزد مهاجرت کرده اند. یافته های تحقیق نشان داد که مهاجرت مردم سیستان و بلوچستان دارای عوامل مختلفی است و فرصت شغلی نامناسب و درآمد ناکافی که معیشت مشقت بار را برای آنان به همراه دارد، عامل اصلی شکل دهنده مهاجرت بوده است؛ اما این عامل تنها عامل شکل دهنده مهاجرت این مردم نبوده است، بلکه باتوجه به هدف پژوهش که واکاوی مهاجرت این مردم است، مضامین دیگری نیز احصا شد. به صورت کلی 6 مضمون اصلی و 16 مضمون فرعی ساخته شده پژوهش حاضر عبارت اند از: بستر نامساعد، معیشت مشقت بار، احساس پس زدگی سیستمی، تنش زدایی، تنگناهای هجران و ترقی یابی. توجه به مسائل اقتصادی مردم سیستان و بلوچستان دارای اهمیت شایانی است، اما یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد که عوامل اجتماعی و فرهنگی نیز در امر مهاجرت این مردم دخیل است که نیازمند توجه سیاست گذاران به این عوامل است تا با صورت گرفتن اقدامات لازم شرایط بهتری برای مردم این استان فراهم شود و کشور با مسائل عدم توازن جمعیتی در مناطق روبه رو نشود و موقعیت استراتژیکی استان های مرزی حفط شود.
۲۴۳۸.

چالش های کار و خانه: مطالعه موردی زنان مدیر بخشِ صنعت در مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۳۰
مقدمه: نقش عمده زنان در طول تاریخ، انجام فعالیت های درون خانه بود اما عصر صنعتی باعث بازاندیشی در نقش های زنان گردید. در دوران معاصر، زنان به طور گسترده وارد عرصه های مختلف اجتماع شده اند. با این حال، شواهد نشان می دهند، نابرابری های گسترده ای در حوزه های آموزش، بهداشت، اقتصاد و سیاست بین زنان و مردان وجود دارد. این نابرابری ها در حوزه اقتصاد چشمگیرتر است. علی رغم رشد نگرش مثبت نسبت به مدیریت زنان و مساعد بودن شرایط جهانی برای تفویض پست های مدیریتی به زنان، هنوز زنان با موانع زیادی مواجه اند. این امر در ایران نیز ملموس است و سهم آنان در پست های مدیریتی به ویژه در بخش صنعت بسیار ناچیز است. با توجه به اینکه کمتر پژوهشی به چالش های زنان مدیر در بخش صنعت پرداخته است، پژوهش حاضر تلاش کرده است، با تمرکز بر زنان مدیر بخش صنعت به واکاوی چالش های پیش روی این دسته از زنان بپردازد.روش: این پژوهش در چارچوب روش شناسی کیفی و با استفاده از روش تحلیل تماتیک انجام شده است. میدان تحقیق شهر مشهد و به طور خاص، سازمان های صنعتی این شهر بود. مشارکت کنندگان در پژوهش، 12 تن از زنان مدیر بخش صنعت بودند که به شیوه هدفمند، به تدریج طی فرایند جمع آوری و تحلیل داده ها انتخاب و با آنها مصاحبه به عمل آمد. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بود. هر مصاحبه بین 75 تا 120 دقیقه به طول انجامید. تمامی مصاحبه ها در محل کارخانه و با تعیین وقت قبلی و هماهنگی های لازم صورت گرفت. پس از مصاحبه و رسیدن به اشباع، مصاحبه ها متوقف شد. در نهایت، اعتمادپذیری داده ها با تکنیکِ ارزیابی توسط مشارکت کنندگان حاصل شد.یافته ها: به طورکلی، تحلیل مصاحبه ها منجر به استخراج شش تِم یا مضمون اصلی گردید. این تم ها عبارتنداز: 1) چالش خانه داری وکارخانه داری، 2) چالش مادری و مدیریت، 3) چالش تیمارداری، 4) چالش همسرداری، 5) فرصت نابرابر مستلزم تلاش مضاعف و 6) چالش ناامنی. هریک از این تم ها، به تفصیل مورد بحث قرار گرفته اند.نتیجه گیری: زنان مدیر در بخش صنعت، در قیاس با همتایان مرد خود، علاوه بر چالش های متعارف، با چالش های خاص و مضاعفی مواجه هستند که غلبه بر آن، مستلزم توانمندی و منابع بیشتری است. زنان مدیر با این که مسئولیت سنگینی در خصوص کارشان دارند اما همچنان خانه داری برای آنان اصل است و همواره به دنبال برنامه ریزی برای ایجاد تعادل بین خانه داری و کار خانه داری هستند تا لطمه به هیچکدام وارد نشود. بدون تردید، زنان نیمی از جامعه و نیمی از توسعه هستند و استفاده از ظرفیت های آنان، مستلزم رفع موانع پیش روی آنهاست.
۲۴۳۹.

نقش ارزش های مذهبی و نگرش های جنسیتی در بروز اخلاق کار مردانه و زنانه در کارگاه های مشمول قانون کار در استان بوشهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۵۶
مقدمه: اخلاق کار به عنوان مجموعه ای از ارزش های اخلاقی مبتنی بر سخت کوشی و پرتلاشی، یکی از موضوعات اساسی جامعه صنعتی نوین است. اخلاق کار از نیازهای اساسی هر کشوری است زیرا نیروی انسانی برخوردار از اخلاق کار پیشرفته، نقش مؤثری در پیشبرد اهداف و توسعه ملی کشورها دارد. اخلاق کار، مهمترین عامل فرهنگی در توسعه اقتصادی محسوب می شود. با ورود گسترده زنان به بازار کار که متصف به اخلاق مبتنی بر جمع گرایی، وظیفه شناسی، و انسجام بخشی، هستند، انتظار می رود سویه جدیدی از اخلاق کار در سازمان ها پدید آمده باشد. اما این موضوع در ایران چندان مطمح نظر نبوده است. هدف این پژوهش بررسی رابطه نگرش جنسیتی و باورهای مذهبی با اخلاق کار زنان و مردان شاغل در کارگاه های مشمول قانون کار استان بوشهر با استناد به نظریه دنیای زنانِ جسی برنارد است.روش: این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری، زنان و مردان شاغل در کارگاه های مشمول قانون کار استان بوشهر در سه بخش صنعت، کشاورزی و خدمات است که تعداد 400 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه های محقق ساخته استفاده شد. اعتبار  آنها از طریق اعتبار صوری و پایایی آنها از طریق همسانی درونی به روش آلفا کرانباخ، مورد سنجش قرار گرفت. روابط بین متغیرها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد، نگرش جنسیتی و باورهای مذهبی رابطه معناداری با اخلاق کار دارند. هرچه، نگرش جنسیتی سنتی تر باشد، اخلاق کار در بعد انسجام بخشی و جمع گرایی قوی تر می شود اما اخلاق کار در بعد وظیفه شناسی کمتر می شود. به علاوه، هرچه باورهای مذهبی قوی تر باشد، اخلاق کار در ابعاد انسجام بخشی و جمع گرایی قوی تر می شود اما وظیفه شناسی کاهش می یابد. همچنین، یافته های پژوهش نشان داد، تفاوت معناداری بین زنان و مردان در اخلاق کار و ابعاد سه گانه انسجام بخشی، جمع گرایی، و وظیفه شناسی وجود ندارد.نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که نگرش های جنسیتی و باورهای مذهبی به طرق متفاوتی بر اخلاق کار تاثیر می گذارند. به علاوه، زنان و مردان به لحاظ اخلاق کاری، تفاوتی ندارند. علیرغم اینکه، زنان همواره، وظیفه شناسی، انسجام بخشی و جمع گرایی را به عنوان اخلاق کار در خانه، از خود بروز داده اند، اما در اخلاق کار بیرون از خانه و در محیط های کاری رسمی بیرون از خانه، تفاوتی با مردان ندارند. این امر نشان دهنده مشابهت زنان با مردان در ورود به بازار کار در جامعه معاصر صنعتی است.
۲۴۴۰.

Teachers' Perspectives on Handling Socio-Political Issues in the Classroom(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۱۶۶
Purpose: This qualitative study explores the perspectives of teachers on integrating socio-political issues into classroom discussions, aiming to understand the challenges and strategies employed by educators in various educational contexts. The objective was to illuminate the factors influencing effective teaching practices concerning socio-political topics, thereby informing educational policies and teacher training programs. Methodology: This study utilized a qualitative research design, with data collected exclusively through semi-structured interviews involving 30 teachers from different educational levels and geographic locations. Participants were selected using purposive sampling to ensure a diversity of experiences and perspectives. Data analysis was performed using NVivo software to facilitate thematic analysis, ensuring theoretical saturation was achieved to validate the consistency and comprehensiveness of the findings. Findings: The analysis revealed three main themes: Teacher Preparedness, Student Engagement, and Institutional Support. Under Teacher Preparedness, subthemes included Training and Professional Development, Personal Comfort with Topics, and Curriculum Integration, indicating the need for improved resources and training. Student Engagement was characterized by varying levels of participation and the impact of classroom dynamics on learning, highlighting the influence of teaching methods and environment. Institutional Support emerged as critical, with subthemes like Administrative Guidance and Resources emphasizing the need for stronger institutional backing and adequate resources to support teachers. Conclusion: The study underscores the complexities of discussing socio-political issues in educational settings and the pivotal role of teachers in facilitating these discussions. Effective socio-political education requires comprehensive teacher training, supportive institutional frameworks, and resources that together foster an environment conducive to open and critical discussions. Addressing these factors is crucial for preparing students to participate thoughtfully in democratic processes.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان