ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
۱۲۲۱.

ارائه الگوی مفهومی مدیریت اسلامی بر اساس سیاست ها و راهبردهای مدیریتی منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۲
هدف از این مطالعه، ارائه الگوی مفهومی مدیریت اسلامی بر اساس سیاست ها و راهبردهای مدیریتی منابع اسلامی است. در این پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی استفاده شده است. برای جمع آوری داده ها از برخی منابع اسلامی به صورت هدفمند، استفاده شده است. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری باز و محوری انجام شد. ابتدا کدگذاری باز انجام گرفت؛ بر اساس کدهای باز، مقوله های مشترک، طبقه بندی و شاخص های فرعی مدیریت اسلامی استخراج شدند؛ سپس با طبقه بندی شاخص های فرعی، شاخص های اصلی شناسایی شدند و در پایان ، بر اساس یافته ها، الگوی مفهومی مدیریت اسلامی ارائه شد. این الگو دارای 13 شاخص اصلی و 32 شاخص فرعی است. نتایج یافته ها نشان داد الگوی مفهومی مدیریت اسلامی در ابعاد معنوی، اخلاقی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی، امنیتی و اطلاعاتی، مدیریتی، قضایی، حقوقی، نظارتی، تعلیمی و تربیتی، سلامت و تندرستی می تواند اصول و راهبردهای مؤثری در اختیار مدیران جامعه اسلامی در سطح خرد و کلان قرار دهد.
۱۲۲۲.

ضرورت بازاندیشی در مفروضات سیاست گذاری در مسیر تحول دیجیتال آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۷
هدف پژوهش: تحول گسترده ای که فناوری های دیجیتال در جهان امروز ایجاد نموده،آموزش عالی را درمعرض یکی از عمیق ترین و پیچیده ترین تحولات تاریخ خود قرارداده است، مفروضات سنتی حاکم بر سیاست گذاری در این حوزه دیگر پاسخ گوی الزامات دیجیتالی شدن آموزش عالی نمی باشد بازنگری در این مفروضات از ایجاد گسست میان سیاست های تدوین شده و واقعیت های دیجیتال شده و مقاومت نهادی در برابرتغییرجلوگیری می کند،فضای دیجیتال باایجاد دگرگونی درسازوکارهای یاددهی/یادگیری، شیوه های ارتباط دانشگاه با جامعه و باز تعریف مفاهیمی چون کلاس درس،معلم، آموزش ودانشگاه،سیاست گذاری برای آموزش عالی رابا ضرورت بازاندیشی و بازطراحی مواجه ساخته است،هدف این پژوهش، بررسی و بازنگری مفروضات حاکم بر سیاستگذاری عمومی در حوزه تحول دیجیتال درآموزش عالی است.روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و از طریق تحلیل نظام مند بیش از 50سند سیاستی و مقاله پژوهشی و گزارش رسمی، همراه باجستجوی هدفمند در پایگاه های علمی بین المللی مانند Scopus، Web of Science و Google Scholar وتمرکزبر تجربه های سیاست گذاری کشورهای پیشرو در زمینه تحول دیجیتال آموزش عالی، انجام شده است.داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند.یافته ها: یافته ها در پنج محور اصلی طبقه بندی شد: (۱) بازنگری در مفروضات، شامل عبور از نگرش ایستا و سلسله مراتبی و توجه به نوآوری، تنوع فرهنگی، چندوجهی بودن و پویایی بین المللی؛ (۲) تحلیل زمینه دیجیتال، با تأکید بر ناپایداری، انعطاف پذیری، سرعت تغییر، چابکی و آینده نگری؛ (۳) مشارکت فعال ذی نفعان از طریق تعامل مستمر، عدالت، شفافیت و پاسخگویی؛ (۴) طراحی انعطاف پذیر مبتنی بر یکپارچگی، همسویی، استانداردسازی و نظارت؛ و (۵) ایجاد چرخه های بازخورد مستمر، شامل یادگیری دائمی، خودتصحیح گری و پایش مستمر آثار سیاست ها.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد بازتعریف و بازنگری در مفروضات سنتی سیاست گذاری آموزش عالی در مسیر تحول دیجیتال، امکان انطباق بهتر با تغییرات سریع فناوری و ارائه راهبردهای متناسب با آن را فراهم می سازد.
۱۲۲۳.

مبانی، شاخص ها و الگوی گذران اوقات فراغت در اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۱
آموزه های اسلامی شاخص ها و معیارهایی فردی و اجتماعی برای سامان دهی اوقات فراغت ارائه کرده اند؛ بااین حال، تحولات فناورانه، دگرگونی های فرهنگی اجتماعی و تغییر سبک زندگی در جوامع مدرن، معنای اوقات فراغت را متحول ساخته و سبب شکاف میان الگوهای سنتی و شیوه های جدید فراغت شده است. این تغییرات، فرایند سیاست گذاری در این حوزه را با چالش هایی جدی مواجه کرده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین مبانی و شاخص ها و الگوی گذران اوقات فراغت از منظر اسلام با رویکرد میان رشته ای میان آموزه های اسلامی و نظریه های جامعه شناسی انجام شده است. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفی هدایت شده است که در آن، چارچوب نظری اولیه با بهره گیری از نظریات جامعه شناسی طراحی و بر اساس آن، مفاهیم و کدهای اولیه استخراج شد. سپس متون اسلامی با استفاده از تحلیل مفهومی، کدگذاری باز و محوری تحلیل شد و مضامین جدید در ساختاری سه سطحی سامان دهی گردید. یافته ها نشان می دهد که شاخص های فراغت اسلامی در سه سطح قابل طبقه بندی است: «حدود ضروری» شامل چارچوب های سلبی و حداقلی شرعی، «شاخص های تعالی» شامل مؤلفه های ایجابی و تربیتی و «الگوی تراز» شامل الگوهای آرمانی ویژه افراد مستعد. تدوین سیاست های فرهنگی در حوزه فراغت مبتنی بر این سطوح، می تواند به مدیریت مؤثر اوقات فراغت و تقویت پایه های فرهنگی، تربیتی و رشد چندبُعدی در جامعه اسلامی منجر شود.
۱۲۲۴.

آینده پژوهی سیاست های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه آموزش های فرهنگی و هنری در افق 8 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۶
برنامه ریزی و سیاست گذاری در سطح نهادهای اجتماعی نیازمند شناسایی روندها، تغییرات و دگرگونی های کلان اجتماعی است. آینده پژوهی ابزاری نوین و موثق برای ارزیابی و شناسایی این گونه تغییرات و دگرگونی ها است. هدف از انجام پژوهش حاضر آینده پژوهی سیاست های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه آموزش های فرهنگی و هنری است. در این پژوهش از دیدگاه های نظری سیاست گذاری فرهنگی به عنوان چارچوب نظری استفاده شده است. بعد از مرور پیشینه پژوهش، با استفاده از تکنیک نمونه گیری قضاوتی و هدفمند، 15 نفر به عنوان خبرگان آگاه به موضوع، انتخاب شدند. برای گرداوری داده ها از یک جلسه کارگاهی و چندین مصاحبه با خبرگان بهره گرفته شد. یافته های حاصل از مصاحبه ها به وسیله سه مرحله تکنیک دلفی مورد ارزیابی، اعتباریابی و یکسان سازی قرار گرفت. از معیار اشباع نظری به عنوان معیاری برای پایان نمونه گیری استفاده شد. با تحلیل تماتیک مصاحبه ها، 31 متغیر به عنوان پیشران های این حوزه احصاء گردید. پیشران های استخراج شده با استفاده از نرم افزار «میک مک» تحلیل ساختاری شدند. در تحلیل ساختاری، پیشران های تأثیرگذار و تأثیرپذیر به صورت مستقیم و غیرمستقیم مورد ارزیابی قرارگرفته و رتبه بندی شدند. در این میان 10 متغیر به عنوان پیشران های کلیدی وارد نرم افزار «سناریو ویزارد» شدند و دو سناریو با احتمال وقوع قوی شناسایی گردید. از این دو سناریو، از دیدگاه خبرگان موضوع سناریوی اول وضعیت مطلوب تری برای سیاست ها و سیاست گذاری های آموزشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ترسیم می کند که نام این سناریو را «هنر نزد ایرانیان است و بس» نهادیم. سناریوی دوم تداوم وضع موجود و سیر قهقرایی را در پی دارد و وضعیت نامطلوبی برای سیاست های آموزش هنر در کشور است که نام آن را «هنر خوار شد جادویی ارجمند» گذاشتیم.
۱۲۲۵.

ارتباط کیفیت زندگی با شاد زیستن و نقش میانجی سرمایه اجتماعی (مورد مطالعه جوانان 15-29 ساله قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۶
زمینه و هدف: شاد زیستن نقش مهمی در زندگی انسان دارد. احساس شادی و رضایت از زندگی، در چارچوب ساختارهای اجتماعی و کیفیت روابط میان فردی معنا می یابد و از شرایط مسلط بر زندگی جمعی تأثیر می پذیرد. بنابر نظر جامعه شناسان و روان شناسان، شاد زیستن انسان معاصر در گرو کیفیت زندگی خوب و وجود سرمایه اجتماعی و احساس تعلق و همدلی افرادی است که در یک جامعه با هم زندگی و در ارتقای آن به یکدیگر کمک می کنند. هدف مقاله حاضر بررسی ارتباط کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی با شادی جوانان شهر قزوین و تحلیل نقش میانجی سرمایه اجتماعی در این رابطه است.   روش و داده ها : این پژوهش با روش پیمایشی، در بین250 نفر از جوانان 15-29 ساله، شهر قزوین و با روش نمونه گیری تصادفی و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 26 و Amos 23 انجام شده است.   یافته ها: بین دو متغیر کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی با متغیر شادی رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. در بررسی متغیرهای زمینه ای، رابطه معنی داری بین سن و تحصیلات با شادی وجود نداشت. تفاوت معنی داری در میانگین شادی بر حسب جنسیت و وضعیت تاهل وجود نداشت. همچنین در بررسی مدل معادله ساختاری، بین دو متغیر کیفیت زندگی و شادی، متغیر میانجی سرمایه اجتماعی اگرچه اثر دارد، ولی اندازه اثر آن کمتر از اثر مستقیم دو متغیر مذکور بوده است.   بحث و نتیجه گیری: کیفیت زندگی یا تامین نیازهای اولیه انسان، به مرور منجر به ارتقای ابعاد غیرمادی و معنوی انسان می شود، این ارتقا در ایجاد روابط و پیوندهای اجتماعی، باعث افزایش تعاملات اجتماعی و کاهش احساس انزوا و تنهایی می شود. در نتیجه، این سرمایه به عنوان یک سپر محافظتی در برابر حس افسردگی و استرس عمل می کند و به ایجاد و شکوفایی سلامت روان و شادی در جامعه کمک خواهد کرد.   پیام اصلی: شاد زیستن جوانان در پیوندی تنگاتنگ با کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی آنان شکل می گیرد و بهبود این مؤلفه ها می تواند زمینه ساز ارتقای سلامت روان و پویایی اجتماعی در جامعه باشد. در این میان، سیاست ها و عملکرد نهادهای عمومی نقشی تعیین کننده در فراهم سازی بسترهای لازم برای ارتقای شادی و توانمندی اجتماعی ایفا می کنند.
۱۲۲۶.

ارتباطات مشارکتی، شاخص های حکمرانی مطلوب و عوامل موثر بر تاب آوری در بحران؛ مطالعه موردی سیل لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۶۰
هدف از این پژوهش بررسی شاخص های حکمرانی مطلوب از نگاه کمیسیون اقتصادی، اجتماعی آسیا و اقیانوس آرام و عوامل موثر بر تاب آوری در زمان بحران است. بستر مطالعاتی این تحقیق، مطالعه موردی سیل لرستان است که در فروردین سال ۱۳۹۸رخ داد. این پژوهش ضمن بررسی نظری ارتباطات مشارکتی و مرور مفهومی مدل های تاب آوری به شاخص های حکمرانی مطلوب و نقش آنها در تاب آوری می پردازد. روش انجام این پژوهش کیفی است. برای تحقق اهداف پژوهش، پنج گروه کانونی براساس جنسیت، سن، محل سکونت، شغل و گروه های آسیب پذیر و متشکل از افراد سیل زده استان لرستان تشکیل شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که میزان تاب آوری جامعه با تصمیمات کارآمد، مسئولیت پذیری و پاسخگویی دقیق و شفاف افزایش پیدا می کند. ارتباطات مشارکتی به عنوان ارتباطاتی پویا و افقی در خدمت حل بحران بود اما کم توجهی به ظرفیت رسانه ها در آگاهی بخشی، ضعف ارتباطات بحران از سوی نهادهای رسمی، بی اعتمادی پیشین مردم به نهادهای دولتی و ضعف مولفه ها و شاخص های حکمرانی پیش از وقوع بحران، تاثیر بدی بر میزان تاب آوری مردم این مناطق داشته است. این موضوع پس از رخداد سیل نیز به دلیل عدم پاسخگویی و نبود شفافیت و دلایل دیگر تشدید شده است.
۱۲۲۷.

مرور فراتحلیلی تعامل کاربران با محیط واقعیت مجازی و ارتباط آن با معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
فناوری واقعیت مجازی به عنوان یک فناوری نوین به کاربران اجازه می دهد محیطی شبیه سازی شده ای که شبیه به یک محیط واقعی است را تجربه کنند. این سیستم ها انواع مختلفی از تعامل با کاربران را شامل می شوند؛ بنابراین می توان با بررسی نمونه های مرتبط، اصول و راهکار های تولید یک محیط مجازی تعاملی را خصوصاً در حوزه معماری شناسایی نمود. اهمیت ایجاد تعامل بین کاربر و محیط شبیه سازی شده در این حوزه در درک بهتر کاربران از محیط و توجه به مسئله موردمطالعه تأثیرگذار است که درنتیجه آن می توان به یافته های دقیق تر و نتایج معتبر تر اشاره کرد. این پژوهش به روش فراتحلیل انجام شده و جمع آوری مطالب از طریق کتابخانه ای صورت گرفته است. روند انجام این پژوهش در ابتدا با مشخص شدن حوزه کلی این پژوهش که «تعامل کاربر در محیط واقعیت مجازی» می باشد، آغاز و با بررسی کلیدواژه های مرتبط، مقالات در راستای این موضوع جمع آوری شدند و سپس پس از گزینش نهایی تعداد 39 مقاله موردبررسی قرار گرفت. درنهایت می توان بیان داشت که فناوری واقعیت مجازی در زمینه های گوناگونی همانند: صنعت ساختمان، پزشکی، آموزش، نگهداری و سایر زمینه ها کاربرد های متنوعی دارد. در مورد ارتباط این فناوری با حوزه معماری به عنوان دغدغه اصلی این پژوهش نیز مشخص شد که این فناوری به واسطه قابلیت های محیط مجازی شبیه سازی شده، باعث افزایش همکاری و تعامل بین اعضای گروه های طراحی، مهندسین و مخاطبین می شود و این ارتباط به واسطه شناخت از 4 مؤلفه: 1- کاربران، 2- دستگاه ها، 3- فعالیت کاربران و 4- روش ارزیابی، به عنوان عوامل مؤثر در ایجاد یک محیط تعاملی مؤثر در فناوری واقعیت مجازی حاصل می شود.
۱۲۲۸.

توسعه و کارایی داستان سرایی فرارسانه ای در فضای رسانه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۱
ما برای ارائه محتوای فرهنگی، ادبی، اجتماعی و اقتصادی در عصر حاضر به مخاطبان و اقناع آنان در راستای اهداف خود، به شکل های نوینی نیاز داریم. داستان سرایی فرارسانه ای یکی از شکل های شاخص، استاندارد و جهانی است که جای آن در فضای علمی، دانشگاهی و تولیدات رسانه ای ایران خالی است. این شکل به دلیل برخورداری از تمام شکل های رسانه ای در بطن خود، به مدیران رسانه این توانایی را می دهد تا بتوانند محتوای موردنظر را بدون محدودشدن در بستر رسانه ای خاص، روایت کنند. این مقاله با هدف بررسی توسعه داستان سرایی فرارسانه ای و کارایی آن در رسانه های ایران نوشته شده است. با بررسی نظری انواع هم گرایی و داستان سرایی فرارسانه ای، به دنبال واکاوی این شکل در تولیدات رسانه ای ایران، توسعه و به کارگیری آن هستیم. نوع تحقیق، اکتشافی توصیفی با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمونی است و گردآوری داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با صاحب نظران حوزه رسانه های نوین انجام گرفته و یافته های آن در هشت مضمون اصلی و هفت مضمون فرعی دسته بندی شده است. انحصارگرایی، ضعف در تولید محتوا باتوجه به ذائقه مخاطب، نامناسب و ناکارآمدبودن زیرساخت ها و محدودیت های قانونی، تعدد نهادهای تنظیم گر، فقدان فرهنگ مشارکتی، نبود قوانین مالکیت فکری و حق نشر و کم توجهی به بخش خصوصی از موانع توسعه و به کارگیری داستان سرایی فرارسانه ای در تولیدات رسانه ای ایران است. پیشنهادهای راهبردی لازم برای سیاست گذاری رسانه ها جهت توسعه شکل فرارسانه ای، بر اساس یافته های تحقیق آورده شده است. 
۱۲۲۹.

هویت جویی نوجوانان ایرانی هوادار گروه های پاپ کره ای به مثابه ارتباطات آیینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۳۳
در حدود یک دهه گذشته، هواداری از گروه های موسیقی پاپ کره ای (کی پاپ) در میان بسیاری از نوجوانان و جوانان ایرانی، گسترش یافته است. پژوهش پیش رو با هدف مطالعه بخشی از آثار هواداری نوجوانان ایرانی از موسیقی پاپ کره ای انجام شده است. سوال تحقیق این است که هواداری از موسیقی پاپ کره ای، در چه قالب هویتی بروز می یابد؟ در رویکرد نظری پژوهش، ضمن اشاره به دلالت های دینی برخی مفاهیم در حوزه هواداری، به دیدگاه های نظریه پردازان هویت و ارتباطات آیینی پرداخته شده است. برای گردآوری داده ها، ضمن مشاهده مشارکتی صفحات هواداری پاپ کره ای نوجوانان ایرانی در شبکه های اجتماعی با 18 هوادار نوجوان مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت پذیرفته است. داده های مصاحبه با استفاده از روش تحلیل مضمون، تحلیل شده و در نهایت، 1 مضمون فراگیر و 6 مضمون سازمان دهنده استخراج شده است. نتایج نشان می دهند که هوادارای از پاپ کره ای موجد آثار عمیقی بر شیوه معنابخشی و فهم جهان پیرامون در اذهان نوجوان ایرانی شده است. باورمندی به ستاره های کره ای علاوه بر اثرگذاری بر شیوه های درک و معنا کردن جهان فردی و اجتماعی، نوجوان ایرانی را به سمت ادغام در اشکال زبانی جهانی هواداری پاپ کره ای و گرایش به آیین ها و هنجارهایی شبه دینی هدایت می کند. آیینهای هوادارای در تقویم زمانی مشخص و با اتحاد هواداران گروه های موسیقی مشخص در اشکال گوناگون مجازی و غیرمجازی انجام می گردد. به نظر می رسد تحسین ویژگی های شخصیتی و هنری ستاره های کره ای و تعلق افراطی به آنها به تدریج موجب بتسازی از شخصیت آنها می-شود.
۱۲۳۰.

ارزیابی مسئولیت پذیری اجتماعی مبتنی بر بعد زیست محیطی و ارتباط آن با پایداری شرکت ها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۸
امروزه نقش واحدهای تجاری در اجتماع، دستخوش تغییرات بسیار زیادی شده است. به گونه ای که انتظار می رود واحدهای تجاری نه تنها به فکر افزایش سود خود بوده بلکه نسبت به اجتماع نیز پاسخگو و برای جامعه ای که در تعامل با آن هستند مفید باشند. امروزه مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت با اضافه شدن مباحثی چون محیط زیست و مباحث حقوق بشر دامنه وسیع تری نسبت به گذشته پیدا کرده است. یکی از مهم ترین موضوعات در مدیریت، مسئولیت پذیری اجتماعی بنگاه ها و شرکت ها است. مسئولیت پذیری اجتماعی بنگاه به معنای الزام به پاسخگویی است. هدف این تحقیق ارزیابی مسئولیت پذیری اجتماعی مبتنی بر بعد زیست محیطی شرکت ها و تحلیل وضعیت موجود این شاخص ها در گزارش های شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای شناسایی وضعیت موجود است. در این تحقیق، بعد زیست محیطی افشاء مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها را با مطالعه استانداردها و رهنمودهای شناخته شده بین المللی و از طریق پرسشنامه، تحلیل عاملی و سایر روش های آماری در یک قالب جامع ارائه داده است. همچنین، سطح افشاء مسئولیت پذیری اجتماعی و وضعیت حال حاضر آن، از طریق تحلیل محتوا گزارشات هیئت مدیره شرکت های ایرانی مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته است. ضمنا بررسی ارتباط بین سطح افشاء مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها مبتنی بر بعد زیست محیطی و پایداری شرکت ها بر اساس معیارهای مبتنی بر داده های حسابداری وداده های بازار با در نظر گرفتن برخی از ویژگی های شرکت ها صورت گرفته است و با استفاده از نرم افزار SPSS و داده های نرم افزار ره آورد نوین در بین سال های 94 الی 98 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان دهنده میزان کم افشاء بعد زیست محیطی مسئولیت پذیری اجتماعی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. به همین دلیل، تدوین استانداردهای مناسب برای گزارشگری و افشاء این شاخص ها در گزارشات سالانه شرکت ها برای پاسخگویی به انتظارات در بازار سرمایه ایران ضروری می باشد. در نهایت فرضیه اصلی تحقیق مورد تایید قرار گرفت که نشان داد میزان افشا بعد زیست محیطی مسئولیت پذیری اجتماعی دارای تاثیر معنی دار بر پایداری شرکت ها می باشد.
۱۲۳۱.

امتزاج هویت مقاومت با مسجدالاقصی: بازخوانی تجربه مرابطات در قدس شریف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
مرابطه سنتی جهادی در تراث اسلامی است که بر پاسداری از مرزها و رصد رفتارهای دشمن دلالت دارد. فلسطینیان در صد سال گذشته به واسطه درگیری پیوسته با غصب پیش رونده سرزمینشان از سوی رژیم صهیونیستی، برای حفظ میراث اسلامی و به ویژه مسجدالاقصی، به سنت مرابطه متمسک شده اند. از اواخر دهه 90 قرن بیستم میلادی این پیوند شکل وثیق تری به خود گرفته و موجودیت معاصر مرابطه به ویژه در بخشی از زنان فلسطینی تحت عنوان «مرابطات الاقصی» تبلور یافته است. مقاله پیش رو با تمرکز بر تجربه زیسته مرابطات که در قالب تصاویر یا مکتوبات در رسانه های اجتماعی رسمی یا غیررسمی بازنشر شده است، ضمن صورت بندی راهبردهای اتخاذشده از سوی آنان برای حفظ ماهیت اسلامی مسجدالاقصی، به این امر می پردازد که چگونه ادراک فلسطینیان از مقاومت به مثابه «مقاومت در برابر تعلیق زندگی روزمره» توسط رژیم با به جریان انداختن زیست روزمره در ساحت مسجدالاقصی ممزوج شده و این نحو از مرابطه چه پیوندی با ادراک انسان فلسطینی از «مسجد» دارد.
۱۲۳۲.

شاخص های ارزیابی واحدهای پژوهشی حوزه فرهنگ: چارچوبی نوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۳
فرهنگ به دلیل گستردگی مؤلفه ها و ظرفیت بالای ثبات و تغییر، به یکی از کانونی ترین مفاهیم در سیاست گذاری عمومی تبدیل شده و نمود بارز آن در «چرخش فرهنگی» قابل مشاهده است که بر تأثیرگذاری فرهنگ بر حوزه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تأکید دارد. با این حال، فقدان چارچوبی استاندارد و جامع برای ارزیابی واحدهای پژوهشی حوزه فرهنگ در جمهوری اسلامی ایران، به عنوان بازوی کلیدی تولید دانش فرهنگی و جریان سازی در عرصه سیاست گذاری، منجر به پراکندگی فعالیت ها، موازی کاری، ناکارآمدی در تخصیص منابع و عدم تحقق کامل ظرفیت این واحدها در پاسخ گویی به نیازهای نظام حکمرانی فرهنگی شده است. این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی نوین برای ارزیابی عملکرد این واحدها، با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساخت یافته با 11 نفر از نخبگان و مدیران پژوهشی کشور را تحلیل کرده است. یافته ها نشان می دهد که شاخص های ارزیابی واحدهای پژوهشی حوزه فرهنگ در چهار دسته اصلی شامل شاخص های فردمحور (مانند شایستگی و تعهد پژوهشگران)، کمّی (مانند تعداد مقالات و گزارش های سیاستی)، فرهنگی (مانند انطباق با مبانی اسلامی-ایرانی و جریان سازی فرهنگی) و عمومی (مانند کارایی مدیریتی و مالی) طبقه بندی می شوند. طراحی این شاخص ها باید با توجه به اساس نامه واحد پژوهشی، زمان تأسیس، پرهیز از کلی گویی و توازن بین معیارهای کمی و کیفی انجام شود. برای ارتقای این واحدها، تقویت ارتباط با نهادهای سیاست گذار و مجری، ایجاد سازمان بالادستی هماهنگ کننده برای کاهش موازی کاری، تأسیس دبیرخانه پژوهشی در نهادهای فرهنگی و پیوند نظام مند با دانشگاه ها پیشنهاد شده است. این پژوهش با احصای مسائل کلیدی مانند ضعف در مسئله شناسی فرهنگی، پراکندگی ساختاری و دوری از نهادهای تصمیم گیر و ارائه راهکارهایی نظیر تخصصی سازی واحدها و چابک سازی نظام پژوهش، گامی در جهت بهینه سازی نظام حکمرانی فرهنگی برمی دارد. یافته ها می توانند به عنوان مبنایی برای سیاست گذاری در نهادهایی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شورای عالی انقلاب فرهنگی مورد استفاده قرار گیرند.
۱۲۳۳.

آینده پژوهی حکمرانی تبلیغ دینی در ایران؛ تحلیل روند پیشران ها و راهبردها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۲
این پژوهش با هدف بررسی آینده تبلیغ دینی در ایران و شناسایی پیشران ها و راهبردهای اثربخش در عصر تحولات دیجیتال انجام شده است. مسئله اساسی پژوهش، چالش هایی نظیر گسترش فناوری های اطلاعاتی، دیجیتال سازی، تغییر سبک زندگی نسل های جدید، کاهش اعتماد به مراجع سنتی و ظهور بازیگران جدید در فضای دیجیتال است که عملکرد تبلیغ دینی را تحت تأثیر قرار داده اند. با بهره گیری از روش تحلیل روند و مطالعه اسنادی، این پژوهش تلاش کرده است روندهای کلان و پیشران های کلیدی، نظیر جهانی شدن، فردگرایی، عدالت رسانه ای و تغییر نقش مبلغان دینی را شناسایی و تحلیل کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تحول در فناوری های ارتباطی، تغییر در سبک های دینداری و بازتعریف معنویت، نه تنها فرصت هایی برای نوآوری در تبلیغ دینی ایجاد کرده اند بلکه چالش هایی همچون افزایش شبهات دینی، تضعیف مرجعیت سنتی و شکاف نسلی میان مبلغان و مخاطبان جدید را برجسته نموده اند. این پژوهش بر ضرورت ایجاد راهبردهای داده محور، استفاده از فناوری های نوین، تولید محتوای تعاملی و پاسخگو، تقویت عدالت رسانه ای، و بازسازی نقش مبلغان دینی تأکید دارد و نقشه راهی برای سیاست گذاران و مدیران دینی فراهم می آورد تا با رویکردی آینده نگر، تحولات اجتماعی و فناورانه را مدیریت کرده و اثربخشی تبلیغ دین را در مواجهه با تغییرات محیطی افزایش دهند. این مطالعه، بازبینی سیاست های تبلیغ دینی و توسعه الگو هایی تطبیقی و نوآورانه را به عنوان مسیر دستیابی به پویایی و تاب آوری نظام تبلیغ دین پیشنهاد می کند.
۱۲۳۴.

ظرفیت ها و چالش های هوش مصنوعی در ارتباطات انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۸۹
با توجه به حضور هردم افزون ابزارهای هوش مصنوعی در جامعه و عجین شدن مدل های بزرگ زبانی به زندگی انسان، در دهه اخیر تحولات اساسی در حوزه های مختلف زندگی انسان رخ داده است. یکی از این حوزه ها ارتباطات انسانی است. هوش مصنوعی در حوزه ارتباطات انسانی ظرفیت ها و چالش های را به همراه داشته است. این مقاله درصدد شناسایی ظرفیت ها و چالش های هوش مصنوعی برای ارتباطات انسانی و استفاده بهینه آن در ارتباطات انسانی است. روش این مقاله مرور تحلیل سیستماتیک از منابع ثانویه و ابزار گرداوری و پردازش داده های آن به شیوه تحلیل سیستماتیک هفت مرحله ای رایت و همکاران (2007) صورت گرفته است. با روش نمونه گیری هدفمند 17 مقاله ای که از سال های 2020 تا 2024 منتشر شده اند، مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد ظرفیت های هوش مصنوعی برای ارتباطات انسانی افزایش سرعت و کارایی در پاسخگویی، دسترسی مداوم، تسهیل مکالمات چندزبانه، افزایش تعاملات جهانی، دسترسی به اطلاعات محلی، تسهیل برقراری ارتباط در سفر، تسهیل همکاری های بین المللی، تجربه یادگیری جهانی، افزایش حس همبستگی جهانی است. همچنین چالش های هوش مصنوعی برای ارتباطات انسانی کاهش مهارت های گفتاری و اجتماعی، کاهش حس اعتماد و همدلی در ارتباطات، کاهش یادگیری زبان و مهارت های زبانی، عدم توانایی در تشخیص ظرافت های زبانی و فرهنگی، از دست رفتن توانایی های احساسی و همدلی در ارتباطات، کاهش تفکر انتقادی و مهارت های حل مسئله، دقت پایین در ترجمه های پیچیده، کاهش انگیزه یادگیری زبان، نقص حریم خصوصی، پدیده حباب اطلاعاتی است. نتایج بیانگر این است دولت ، دانشگاه ها، مراکز علمی و کاربران حرفه ای چهار بازیگر اصلی استفاده بهینه هوش مصنوعی در ارتباطات انسانی هستند.
۱۲۳۵.

تأثیر سبک زندگی معاصر بر پیدایش فضای نوین در مسکن؛ مورد مطالعه، منطقه پنجِ تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۴۶
کارکرد اصلی مسکن پاسخگویی به سبک زندگی انسان است و در دوران حاضر، در طراحی بیشتر مسکن ها به سلیقه و نیازهای ساکنان کمتر توجه می شود. در این پژوهش در راستای بررسی تأثیر سبک زندگی افراد بر وجوه کالبدی مسکن و پاسخ به پرسش «فضاهای نوین بر مبنای سبک زندگی معاصر چیست؟»، پرسشنامه ای براساس طیف لیکرت طراحی شده است. جامعه آماری 298 نفر از ساکنین منطقه 5 تبریز است که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. در مرحله تجزیه وتحلیل داده ها، با استفاده از نرم افزار آماری spss و ترکیبی از آزمون t تک نمونه ای برای میزان تأثیرگذاری هر مؤلفه، آزمون فریدمن برای مقایسه مؤلفه ها و آزمون کولموگروف- اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن توزیع نمرات استفاده شده است. براساس تحلیل های انجام شده، بیشترین ضریب وابستگی بین سبک زندگی معاصر و مسکن به ترتیب شامل بعد زیست محیطی با ضریب 91/3، کالبدی 84/3، اجتماعی- فرهنگی 76/3، فردی 62/3 و اقتصادی 55/3 است. براساس یافته ها، مهم ترین زیرمؤلفه های ابعاد زیست محیطی، کالبدی، اجتماعی- فرهنگی، فردی و اقتصادی به ترتیب مربوط به بهداشت محیطی، الگوی ساخت، امنیت، اهداف و سطح درآمد است. فضاهای نوین پیشنهادی در این پژوهش شامل، تصفیه آب مرکزی، لاندری مرکزی، لاندری واحدها، شوتینگ زباله، کارواش مکانیکی، فیلتر ورودی سرویس بهداشتی، طراحی فضای نگهبانی به دلیل کنترل ورود و خروج، تأمین دید به فضای بازی کودکان، ایجاد ارتباط بصری و فیزیکی بین حیاط های عمومی و نیمه عمومی محوطه، طراحی مسیر سلامت، سالن ورزشی و استخر پیشنهاد شده است.
۱۲۳۶.

فرهنگ دانشگاهی و تغییرات دین داری دانشجویان؛ یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۷۳
پژوهش های تجربی حاکی از تأثیر فرهنگ دانشگاهی بر دین داری دانشجویان است، امّا برای فهم عمیق تر این پدیده، که لازمیه تصمیم گیری های فرهنگی-اجتماعی است، ضروری است که شناختی دقیق از سازوکارها و فرایندهایی که این تأثیرگذاری از طریق آن ها شکل می گیرد، حاصل شود. پژوهش حاضر تلاش می کند که با استفاده از روش «مبنایی»، از طریق مصاحبه «نیمه ساختاریافته» با 16 نفر از دانشجویان که تغییرات عمده ای را در دین داری خود در طول تحصیل در دانشگاه احساس می کردند، سازوکارها و فرایندهای اصلی تأثیرگذاری فرهنگ دانشگاهی در تغییرات دین داری دانشجویان را مورد شناسایی و تحلیل قرار دهد. از تجزیه و تحلیل مصاحبه ها 12 مقوله اصلی همچون «تکثر دیدگاه ها و سبک های زندگی متفاوت»، «فرهنگ آموزشی» و «جاذبه و دافعه دین داران» که هر یک شامل مفاهیم مختلفی هستند، به دست آمد و بر مبنای آن ها گزاره نظری هسته ایِ «فرهنگ دانشگاهی دوسویه» صورت بندی شد. این نتایج در قالب پارادایم کدگذاری اشتراوس-کوربین سامان دهی و بر مبنای آن مدلی برای فرایندها و سازوکارهای منجر به تغییرات دین داری تحت تأثیر فرهنگ دانشگاهی ارائه شد. بر اساس گزاره نظری محوری، تأثیر فرهنگ دانشگاهی بر دین داری دانشجویان نه امری یک سویه، پیوسته و خطی بلکه دوسویه و پویا است یعنی فرهنگ دانشگاهی بسته به شرایط و موقعیت های اجتماعی می تواند به افزایش و کاهش دین داری دانشجویان منجر شود. در این راستا می توان وضعیت دین داری دانشجویان را یک برساخته اجتماعی دانست، بدین معنا که تغییرات صورت گرفته در دین داری دانشجویان بیش از آنکه حاصل استدلال های فلسفی و الهیاتیِ منطقی و عقلانی دانشجویان باشد، حاصل فرایند معاشرت های اجتماعی در انجمن های علمی، خوابگاه های دانشجویی و تشکل های دانشجویی است.
۱۲۳۷.

گونه شناسی «خشونت علیه زنان» در روزنامه های ایران: مطالعه موردی روزنامه آنلاین اعتماد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۵۱
خشونت علیه زنان یکی از آسیب های اجتماعی به شمار می رود و تهدیدهای بسیاری را برای جامعه به دنبال دارد. پدیده خشونت علیه زنان، معضلی است که نه تنها در ایران بلکه در جهان به اشکال مختلف شاهدش هستیم، برای مقابله با آن تلاش های بسیاری شده است. از آنجا که رسانه ها نقش مهمی در آگاه سازی و مقابله با این پدیده دارند و با توجه به در نظر گرفتن ارزش های خبری، این موضوع باید جایگاه مهمی در مطبوعات داشته باشد چرا که حداقل دارای سه ارزش خبری «فراوانی، دربرگیری و برخورد» است؛ در نتیجه این موضوع باید یکی از موضوعات مهم جراید باشد. این مقاله بر گونه شناسی انواع خشونت علیه زنان در روزنامه های ایران با مطالعه موردی، روی روزنامه آنلاین اعتماد متمرکز است. دور از نظر نیست که با توجه به کاهش تیراژ روزنامه های چاپی و پر مخاطب بودن فضای مجازی، اغلب مخاطبان به نسخه آنلاین آن ها مراجعه می کنند. محتوای تمامی صفحات شماره های 6 ماهه نخست سال 1402 بررسی شده تا مشخص شود آیا این روزنامه به انواع و گونه های مختلف خشونت علیه زنان (حاد و غیرحاد) توجه داشته و آیا در پوشش اخبار و تولید محتوایش در این زمینه برای این معضل راه کار و تحلیل ارائه داده یا خیر. طی این پژوهش مشخص شد که روزنامه آنلاین اعتماد در این بازه زمانی 136 شماره منتشر کرده که در بیش از نیمی از آن درباره پدیده خشونت علیه زنان مطلب داشته که در اکثر صفحات روزنامه از جمله حادثه، جامعه، ورزش، هنر و ادبیات و سیاست منتشر شده اند. در این پژوهش به طور جداگانه نشان دادیم که در هر ماه بیشترین و کمترین میزان توجه روزنامه مورد مطالعه به کدام نوع خشونت علیه زنان، معطوف بوده و آیا محتوای آن تحلیلی تولید شده یا صرفا پوشش خبر.
۱۲۳۸.

شاخصه های معلم تراز از دیدگاه امامین انقلاب؛ الگویی برای تربیت معلم متعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۱۱
امروزه آسیبهای فراوان فکری و فرهنگی گریبان فرزندان را گرفته و آنها را دچار انحرافات اخلاقی ساخته است. بخش مهمِ این انحرافات در مدرسه و به خاطر دوستی با افراد نااهل اتفاق میفتد و محیطی که باید برای رشد علمی و تربیتی باشد، زمینه ساز انحرافات فکری و اخلاقی دانش آموزان می شود. از آرمان های انقلاب اسلامی، پیاده سازی نظام تعلیم و تربیت اسلامی است. عملکرد مجریان نظام آموزشی در آموزش وپرورش با اهداف انقلاب اسلامی چندان منطبق نیست و نارضایتی امام خامنه ای در شهریور1399 گواه این مدعا است. اجرای نظام آموزشی و تربیتی در تراز انقلاب اسلامی نیازمند برخورداری از اندیشه های امامین انقلاب است. آرای امامین انقلاب به دلیل غنا و عمق و نیز درگیری مستقیم با مسائل روز حکمرانی اهمیتی دوچندان دارد. هدف نوشتار حاضر ارائه شاخصه های معلم تراز انقلاب اسلامی از دیدگاه امامین انقلاب و کشف الگویی مطلوب برای تربیت معلم تراز در نظام جمهوری اسلامی است. پرسش اصلی این است که از دیدگاه امامین انقلاب، معلم تراز انقلاب چه شاخصه هایی دارد و الگوی تربیت چنین معلمی چیست؟ مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی برپایه سخنان امامین انقلاب مهم ترین ویژگی های تربیت معلم مطلوب را با بررسی فراوانی تکرار هرشاخصه در سخنان آنها ترسیم کرد و در قالب جدولی به تفکیک گزارش داد. از مهم ترین نتایج پژوهش حاضر ترسیم الگویی پنج ضلعی متشکل از تربیت اعتقادی، عقلانی، اخلاقی، عاطفی، سیاسی با محوریت «انسان سازی» برای تربیت معلم است؛ همچنین شانزده شاخصه مهم ذیل این پنج ضلع از فرمایشات امامین به دست آمد که نقشه راه و چشم اندازی برای تربیت معلم تراز انقلاب اسلامی فراروی مدیران و سیاست گذاران آموزشی می گشاید.
۱۲۳۹.

مهارت های رفتاری غیر کلامی و تأثیر آن در ارتباطات اجتماعی از دیدگاه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۱۸
انتقال اطلاعات، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر از طریق غیر زبان و گفتار ارتباط غیرکلامی است. قرآن در تبیین ارتباط غیر کلامی به اهمیت خصایص ظاهری در روابط فردی و اجتماعی نظیر حالات چهره، نوع نگاه، لبخند، گشاده رویی، گریه، خنده، پوشش و نظایر آن اشاره کرده که بخش قابل توجهی از ارتباطات اجتماعی را تشکیل می دهند. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی مهارت های رفتاری غیرکلامی و تأثیر آن در ارتباطات اجتماعی از دیدگاه قرآن پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که حالات چهره بیانگر حالات درونی انسان و از مهم ترین عناصر تعامل میان فردی برای تعامل سالم اجتماعی است. انسان ها می توانند با اتخاذ حالات چهره، متناسب با آن موقعیت، از خود عکس العمل نشان دهند وچهره شاد یا محزون می تواند اطرافیان را خوشحال یا غمگین کند. از مهم ترین کارکردهای مهارت ارتباط چشمی که عامل سلامت ارتباطات اجتماعی ست، کنترل نگاه به ویژه در مورد نگاه به جنس مخالف و نگاه تحقیرآمیز نکردن به دیگران است. مهارت ارتباطی لبخند درانسان ها ایجاد سرور و بهجت نموده، باعث جذب و الفت بین قلوب وسلامت اجتماع می شود. مهارت پوشش و زینت بدن با لباس مناسب، باعث سلامت در ارتباط اجتماعی شده و زمینه پیوستگی و ارتباط با یکدیگر را فراهم می نماید.
۱۲۴۰.

بررسی دیدگاه مردم نسبت به دلایل توسعه نیافتگی شهر سرمست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۳۸
هدف: با توجه به اهمیت شهرهای کوچک در پیشرفت اقتصادی و تمرکززدایی و جلوگیری از روانه شدن مردم به سمت شهرهای بزرگ، و چالش های متعاقب آن، شهر سرمست بعنوان یکی از شهرهای کوچک ایران مورد برسی قرار گرفته تا دلایل عدم توسعه آن از نگاه مردم واکاوی شود. شهر سرمست به عنوان یکی از شهرهای کوچک در استان کرمانشاه در سال 1333 شکل گرفته است و یگانه مسیر ارتباطی بین شهرهای گیلان غرب به اسلام آباد غرب و کرمانشاه بوده و از سال 1379 از دهستان تبدیل به شهر شده است. این شهر مرکز بخش گواور شهرستان گیلان غرب در استان کرمانشاه است. بخش گواور دارای 16333 نفر جمعیت و 64 روستا است. شهر سرمست در سرشماری سال 1395، 2913 نفر جمعیت داشته است. با توجه به موقعیت جغرافیایی، ارتباطی شهر سرمست و همچنین مسیر سرریز جمعیتی 64 روستای بخش گواور، به لحاظ کمی و کیفی توسعه پیدا نکرده است. این شهر یکی از مسیرهای حرکت زوار عتبات عالیات است و دارای محصولات کشاورزی دیم با کیفیت است. حال، سؤال اصلی این پژوهش این است که چه عواملی باعث شده است که این شهر از پیشرفت شهرنشینی و جمعیت شهری متناسب برخوردار نباشد؟ هدف از این مطالعه بررسی عوامل جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تأثیر گذار بر توسعه نیافتگی شهر سرمست از نگاه مردم بوده است.روش: این مطالعه از نظر روش جزو مطالعات کیفی است. جامعه هدف  مردم شهر سرمست بوده اند که تجربه زندگی در شهر سرمست داشته اند. در بخش مصاحبه ها با توجه به روش نمونه گیری نظری با 12 نفر مصاحبه های عمیق انجام شد. میانگین سنی افراد مورد مطالعه، 37 سال بود (27 تا 60 ساله). به دلیل اهمیت تجربه زیسته افراد، سعی شده است در جمع آوری اطلاعات افرادی انتخاب شوند که به لحاظ سنی، تحصیلی و شغلی متفاوت باشند. تحلیل اطلاعات بدست آمده از روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا بوده است. جهت اعتباربخشی به یافته های پژوهش بعد از کدگذاری اولیه، متن مصاحبه و کدها به مصاحبه شونده ها نشان داده شد و بعد از تأیید متن مصاحبه ها، روند کدگذاری و مقوله سازی توسط داوران که اساتید راهنما و مشاور پایان نامه بوده اند مورد بازبینی و تأیید قرار گرفته است.یافته ها: از نظر مردم دلایل عدم توسعه شهر سرمست در حوزه اقتصادی شامل مقوله های زیرساخت اقتصادی ضعیف، ضعف اقتصادی مردم، کشاورزی سنتی و عدم وجود صنایع فرآوری و گرانی زمین تأثیر قابل توجهی روی عدم توسعه شهر سرمست داشتند. در بخش گواور شرکت های اقتصادی در سطح خرد که فرآوری محصولات کشاورزی داشته باشند شکل نگرفته است. شهر سرمست از لحاظ اقتصادی فاقد امکاناتی است که بتواند مردم را به سمت خود بکشاند و تنها دارای یک بازار بومی است و بیشتر مردم برای تأمین نیازها و مایحتاج روزانه خود به دلیل صرفه اقتصادی و پایین بودن قیمت کالاها به شهر اسلام آبادغرب مراجعه می کنند که این کار تمرکز اقتصادی را از شهر سرمست کم می کند. دلایل اجتماعی از نظر مردم شامل مهاجرپذیری کم، ساختار سنی پیر و زنانه و خاص بودگی مذهبی و قومی یوده است. جمعیتی که ابتدا در سرمست ساکن شده اند از ترکیب طایفه ای و مذهبی متنوع منطقه گواور ساکن نشده اند بلکه بیشتر طایفه خاصی آنجا ساکن شده اند و جمعیت مناطق دیگر به خاطر تفاوت مذهبی و قومی به سرمست مهاجرت نمی کنند و همین عامل در کاهش مهاجرپذیری سرمست نقش داشته است. مردم مناطق حیدریه از بخش گواور، اهل حق هستند و ترجیح می دهند که در مناطق خود ساکن شوند و در مناطق شیعه نشین ساکن نباشند، به همین دلیل از روستاهای خود مهاجرت نمی کنند یا اگر مهاجرت نمایند به شهر کرمانشاه مهاجرت می کنند. از نظر مردم دلایل سیاسی عدم توسعه شهر سرمست شامل فقدان مسئولین کارآمد و عدم اجرای قوانین و حمایت های سیاسی هستند. سرمست خیلی دیر تبدیل به شهر شده و هنوز هم تبدیل به شهرستان نشده است و از نظر مردم چنین دلایل سیاسی نقش مهمی در جذب منابع و توسعه شهر دارد. دلایل جغرافیایی و کالبدی عدم توسعه شهر سرمست از نظر مردم شامل کم آبی، محدودیت توسعه شهری، فاصله جغرافیایی، عدم استفاده از پتانسیل طبیعی و تغییر مسیر زوار کربلا بوده است. بی آبی و خشکسالی های پی درپی باعث نابودی سفره های آب زیرزمینی شده است و این معضل دامن گیر شهر شده است. شهر سرمست در فضایی مستقر است که زمین های حاصلخیز کشاورزی دارد و اطراف آن را زمین های کشاورزی احاطه کرده است و تغییر کاربری آن به سختی صورت می گیرد. همچنین در این شهر برای سالیان زیادی، مسیر زوار کربلا بود که می توانست باعث رونق و توسعه اقتصادی شهر باشد اما از زمانی که مسیر زوار از اسلام آباد – سرمست- ایوان –ایلام و مهران به اسلام آباد- سرابله- ایلام و مهران تغییر یافت از رونق شهر به میزان زیادی کاسته شد.نتیجه: از نگاه مردم هر کدام از عوامل جغرافیایی، اقتصادی و زیربنایی، اجتماعی، سیاسی و مدیریتی در عدم توسعه شهر سرمست نقش داشته اند و در مورد عوامل اصلی توسعه نیافتگی شهرهای کوچک با توجه به مبانی نظری و پیشینه های تجربی پژوهش، معمولاً عوامل اقتصادی و سیاسی و مدیریتی نقش مهمتری داشته اند اما برای شهر سرمست علاوه بر موارد فوق به نظر می رسد عامل جغرافیایی و عدم تنوع قومی و مذهبی در شهر سرمست نیز مهم باشد روند شهری شدن مناطق روستایی در ایران نتیجه سیاست های نامناسب توزیع بودجه است که تا زمانی منطقه ای به شهر تبدیل نشود از برخی منابع مالی و اقتصادی، سیاسی و ...  محروم می شود و نتیجه ساختمند شدن چنین واقعیتی در فضای سیاسی مردم و همچنین حاکمیت، مطالبه ساکنان روستاهای بزرگ تبدیل منطقه آنها به شهر است که بعد از چندین دهه نه تنها روح اجتماعی شهر بر آن حاکم نمی شود بلکه از فضای زندگی و شیوه معیشت روستایی نیز فاصله گرفته و به برزخی برای ساکنان تبدیل می شود که سرمست نمونه چنین سیاستی است. پس لازم است در نظام توزیع منابع و مزایایی دولتی که به تبدیل شدن مناطق روستایی به شهر کمک کرده است بازنگری صورت گیرد. مشکل کمبود آب هم برای ساکنان شهر سرمست و هم زمین های کشاورزی جدی است و برای نگهداشت جمعیت موجود لازم است که جزو سامانه سردسیری استان کرمانشاه قلمداد شود. در آن صورت با وضعیت جوی فصل تابستان منطقه گواور، امکان فعال شدن پتانسیل گردشگری وجود داشته و این به توسعه شهر سرمست کمک خواهد کرد.     

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان