ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
۸۸۱.

نقش شبکه های اجتماعی در شکل گیری اعتراضات و تبدیل آن ها به آشوب و ناامنی (مطالعه موردی: اعتراضات ۱۴۰۱)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۵۴
تسهیل ارتباطات و دسترسی به اطلاعات، اصلی ترین ویژگی ای است که فناوری برای دنیای مدرن به ارمغان آورده است. از این رو، ارتباطات هسته اصلی سیاست و مشارکت در جوامع امروزی به شمار می رود. این پژوهش، با توجه به اهمیت موضوع، به تبیین نقش شبکه های اجتماعی در شکل گیری اعتراضات و تبدیل آن ها به آشوب و ناامنی می پردازد. پژوهش حاضر، پژوهشی کیفی با رویکرد تفسیری است که با بهره گیری از شیوه تحلیل مضمون اتراید-استرلینگ انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش همه افرادی را در برمی گیرد که از شبکه های اجتماعی به طور فعال استفاده کرده و در اعتراضات سال ۱۴۰۱ نیز مشارکت داشته اند.بنابراین، با توجه به پراکندگی و ناشناس بودن جامعه آماری و نبودِ امکانِ شناسایی نمونه ها، برای انتخاب مشارکت کنندگان از شیوه نمونه گیری هدفمندِ گلوله برفی استفاده شد. در این پژوهش، اشباع نظری پس از انجام ۲۳ مصاحبه نیمه ساختاریافته به دست آمد. نتایج نشان داد که شبکه های اجتماعی مجازی با بسترسازی و تأمین زیرساخت لازم برای معترضان مدنی و مخالفان، زمینه را برای بروز اقداماتی مانند سیاه نمایی، برجسته سازی، تحریک احساسات، اتهام زنی، جسارت آفرینی و شایعه سازی فراهم می کنند. همچنین، یکی از مهم ترین شیوه های مخالفان برای ایجاد و تقویت ناآرامی ها و اعتراضات، بهره گیری از ظرفیت اقناع سازی و برجسته سازی رسانه ها برای تحریک عواطف و احساسات کاربران بوده است. البته این موضوع، نتیجه سوءاستفاده از این پلتفرم ها در سایه نبودِ سیاست گذاری های مدیریتی و نظارتی است و نمی توان آن را کارکردی ذاتی و منفی برای شبکه های اجتماعی مجازی دانست.
۸۸۲.

فرصت ها و چالش های فضای مجازی در حفظ هویت دینی و فرهنگی خانواده های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۱ تعداد دانلود : ۲۲۹
فضای مجازی به عنوان یک ابزار دوسویه، هم می تواند عامل تقویت هویت دینی و یا باعث تضعیف آن باشد. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیرات فضای مجازی بر هویت دینی و فرهنگی خانواده های اسلامی است. روش پژوهش اسنادی و از نوع توصیفی - تحلیلی است. داده ها از طریق تحلیل اسنادی و بررسی منابع معتبر علمی جمع آوری شده اند. نتایج نشان می دهند که فضای مجازی از یک سو امکان تقویت هویت دینی، ارتباطات خانوادگی و گسترش آموزه های اسلامی را فراهم می آورد و از سوی دیگر، چالش هایی همچون گسترش محتوای غیراخلاقی، تهدید حریم خصوصی و ترویج ارزش های مغایر با اصول اسلامی را به همراه دارد. این پژوهش بر لزوم مدیریت آگاهانه فضای مجازی، ارتقای سواد رسانه ای و تولید محتوای باکیفیت اسلامی تأکید دارد. یافته ها حاکی از آن است که استفاده صحیح از این فضا می تواند به تقویت بنیان های دینی و فرهنگی خانواده های اسلامی منجر شود و نقش مؤثری در کاهش تهدیدات آن ایفا کند.
۸۸۳.

ماتریس رسانه: معماری نوین جنگ های ترکیبی بر پایه همگرایی رسانه و هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۰۱
همگرایی فزاینده هوش مصنوعی، فناوری های رسانه ای و تاکتیک های جنگ ترکیبی، چشم انداز امنیت بین الملل را با چالش های پیچیده ای مواجه ساخته است. این پژوهش باهدف ارائه یک چارچوب تحلیلی منسجم، مفهوم نوآورانه «ماتریس رسانه» را برای تبیین تأثیرات متقابل این سه حوزه معرفی و ارزیابی می کند. پرسش اصلی تحقیق بر این محور استوار است که هوش مصنوعی چگونه استراتژی های رسانه ای را در جنگ های نوین متحول ساخته و بر شکل دهی ادراک عمومی و فرایندهای تصمیم گیری راهبردی تأثیر می گذارد؟ این مطالعه با اتخاذ رویکرد کیفی و روش فراترکیب بر روی منابع علمی و گزارش های راهبردی معتبر انجام شده است. یافته های کلیدی نشان می دهد که هوش مصنوعی با خودکارسازی تولید و انتشار هدفمند اطلاعات، اجرای عملیات روانی در مقیاس وسیع و تحلیل کلان داده ها برای شناسایی آسیب پذیری های شناختی، جنگ اطلاعاتی را به رکن اصلی تاکتیک های ترکیبی مدرن تبدیل کرده است. این فناوری، رسانه را از یک ابزار اطلاع رسانی صرف به یک «میدان نبرد شناختی» تغییر ماهیت داده و مرز میان جنگ نظامی و اطلاعاتی را به طور فزاینده ای محو می کند. همچنین، چالش های جدی اخلاقی و حقوقی ناشی از این همگرایی شناسایی گردید. در نهایت، این پژوهش نتیجه می گیرد که چارچوب «ماتریس رسانه» ابزاری مفهومی و کارآمد برای درک منازعات معاصر است و بر ضرورت فوری تدوین مقررات بین المللی و ارتقای سواد رسانه ای برای مقابله با تهدیدات ناشی از آن تأکید دارد.
۸۸۴.

مدل الگو پذیری سیاسی نوجوانان ایرانی از گروه های مرجع در شبکه های اجتماعی غیر بومی (با تاکید بر دیدگاه خبرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۳۵۹
نوجوانی به عنوان یک دوره مهم در زندگی انسان، با تحولات فراوان در جوامع مدرن روبه رو است. ازآنجایی که نوجوانان ازجمله گروه های پرفعالی در شبکه های اجتماعی هستند، تأثیرگذاری گروه های مرجع در شبکه های اجتماعی غیربومی بر نگرش ها و رفتارهای سیاسی آنان از اهمیت بالایی برخوردار است. ازاین رو این تحقیق با هدف ارائه مدل الگوپذیری سیاسی نوجوانان ایرانی از گروه های مرجع در شبکه های اجتماعی غیربومی (با تأکید بر دیدگاه خبرگان)، درصدد استخراج مدل با شیوه کیفی است. جامعه آماری اساتید و کارشناسان علوم سیاسی و رسانه های اجتماعی بودند که با رسیدن به اشباع نظری، 12 نفر انتخاب و مصاحبه انجام شد. نتایج بر اهمیت درک عوامل متعددی که بر اجتماعی شدن سیاسی جوانان تأثیر می گذارند، تأکید دارد و نشان می دهد که جوانان فعالانه در این فرایند نقش دارند و نمی توان آن ها را به سادگی دریافت کنندگان دیدگاه های سیاسی در نظر گرفت. مدل کیفی تحقیق حاصل از تحلیل نظرات خبرگان شامل 5 عامل اصلی و 8 عامل فرعی: نقش ویژگی رسانه های اجتماعی (محتوایی)، متغیر فردی (زمینه ای)، خانواده، مدرسه، همسالان، سلبریتی ها (مداخله ای)، اعتماد به رسانه ها (عملکردی) و ساختاری؛ شرایط جامعه است که این عوامل به تنهایی یا توأمان با هم بر شکل گیری الگوپذیری سیاسی جوانان تأثیر می گذارند.
۸۸۵.

گفتمان پزشکی و مناقشات امر جنسی پس از ورود مدرنیته به ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۹۳
امر جنسی در جهان سنت ماهیت ایدئولوژیک داشت و بر مبنای تعارض حوزه های عمومی و خصوصی فهم می گردید .اما با ورود مدرنیته به ایران، امر جنسی به عنوان پدیده فرهنگی و اجتماعی ، محل مناقشات گفتمانی قرار گرفت.حال مساله این است که در فرآیند نفوذ مدرنیته به ایران چه رویکردهایی با بهره گیری از گفتمان پزشکی در راستای مدیریت و کنترل امر جنسی در جامعه به مناقشات نظری پرداختند و استراتژی هر یک از  این رویکردها و گفتمانها در حل مشکلات جنسی در جامعه را چگونه می توان صورت بندی کرد؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که دین و مدرنیته به عنوان دو گفتمان رقیب با بهره گیری از گفتمان پزشکی به مناقشه درباره تنظیم ناهنجاری های جنسی پرداختند . این مناقشات با بیماری های مقاربتی آغاز گشت که در مواجهه با این بیماری دو گفتمان اصلی سربرآورد: گفتمان دینی که در آن تنانگی را  دال بر فساد و فحشاء و مساله ای بیگانه قلمداد می کرد و دیگری گفتمان مدرن بود که  بیماری های مقاربتی را از حوزه اخلاق و نگرش ایدئولوژیک خارج کرده و با استخدام معانی پزشکی آن را نه زیست مجرمانه ، بلکه عرصه بیماری تعبیر می کرد . هر چند پیوستگی و امتزاج دین با عرصه های سیاسی و اجتماعی در عصر قاجار نتوانست سایر رویکردها را از هژمونی گفتمان دینی برهاند اما همچنان عناصر مورد توافق دین مهمترین معانی طرد و برجسته سازی در مدیریت و کنترل بیماری های مقاربتی به شمار می آمدند .  
۸۸۶.

طلاق خاموش، پیش زمینه گسست ازدواج در دنیای صنعتی معاصر: یک تحلیل کیفی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه: طلاق، به عنوان فرآیند قانونی گسست ازدواج، به سرعت در سراسر جهان درحال افزایش است. اگرچه، این پدیده متاثر از گستره ای از عوامل است اما برخی ویژگی های دنیای صنعتی نوین مانند فردگرایی، مشارکت زنان در نیروی کار، گسترش تحصیلات زنان و توسعه فناوری های نوین اینترنت و شبکه های اجتماعی، باعث تشدید آن شده اند. ازدواج ها معمولا به طور ناگهانی از هم نمی پاشند و معمولا درپیِ «طلاق خاموش» پدید می آیند. «طلاق خاموش»، زمینه ساز طلاق است و شناسایی آن می تواند به تسکین مساله اجتماعی طلاق کمک کند. با توجه به رشد سریع طلاق در ایران از یک سو و پیامدهای زیانبار آن بر زوجین، فرزندان، خانواده ها و جامعه از سوی دیگر، پژوهش حاضر به دنبال آن است که «طلاق خاموش» را به عنوان نقطه آغازین فروپاشی ازدواج و خانواده، بررسی کند. روش: این پژوهش در چارچوب روش شناسی کیفی و با استفاده از روش تحلیل تماتیک انجام شده است. مشارکت کنندگان در پژوهش، 18 نفر از زنان و مردان متأهل درگیرِ «طلاق خاموش» در شهر کرمان بودند که به مراکز مشاوره، مراجعه کرده بودند. جهت انتخاب نمونه ها از نمونه گیری هدفمند استفاده و تلاش گردید حداکثر تنوع وجود داشته باشد. برای گردآوری داده ها از تکنیک مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافتند. یافته‌‌ها: نتایج نشان داد ‌71 کد اولیه در قالب‌19 تم فرعی (عدم توانایی و مهارت‌ در عشق ورزیدن، تعاملات عاطفی زوجین، تغییر باورهای زندگی زناشویی، تعارضات و تعاملات غیر سازنده، اعتقادات دینی و مذهبی، اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی، مشکلات جنسی، میل به آزادی و استقلال، خیانت زناشویی، بازسازی زندگی جدید ، ناسازگاری عاطفی و رفتاری، الگوی ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ اﻧﺘﺨﺎب ﻫﻤﺴﺮ، دخالت و بی توجهی به مرزهای زندگی زناشویی، عدم مهارت و رشد یافتگی برای انتخاب همسر، عدم توانایی حل مشکل و تعارض در زندگی، فقدان سرمایه گذاری برای همسر، فقدان سرمایه گذاری برای فرزندان، فقدان سواد رابطه زناشویی، دغدغه‌های مالی و اقتصادی) به‌دست آمد. نتیجه‌ گیری: پدیده طلاق در دنیای صنعتی معاصر با سرعت شگفت انگیزی در حال افزایش است و تداوم آن، پیامدهای زیانباری به دنبال دارد. یک راهکار اساسی در این زمینه، شناسایی «طلاق خاموش» به عنوان بستر و زمینه ساز طلاق است. با استناد به یافته های این پژوهش، به نظر می­رسد گستره ای از عوامل باعث شکل گیری «طلاق خاموش» می شوند و بخش اعظم بسترهای «طلاق خاموش» قابل پیشگیری هستند و با انجام اقدامات و مداخلات مؤثر و کارآمد، می توان به کاهش طلاق، کمک کرد.
۸۸۷.

جایگاه عرب گرایی در مواجهه تفسیری با قرآن کریم در دوره معاصر؛ مورد مطالعه امین الخولی، نصر حامد ابوزید و محمد ارکون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۶
قاله حاضر درصدد بررسی «جایگاه عرب گرایی در مواجهه تفسیری با قرآن کریم در فکر معاصر اسلامی» با تمرکز بر سه اندیشمند عرب در این زمینه است. روش تحقیق به شیوه توصیفی - تحلیلی خواهد بود. رویکرد ادبی به تفسیر قرآن یکی از پرنفوذترین جریان های فکری در فکر معاصر عربی به پیش گامی اندیشمندانی نظیر محمد عبده، طه حسین، امین الخولی، شکری محمد عیاد، بنت الشاطی و شاگردان آنها نظیر محمد احمد خلف الله، مهدی علّام و نصر حامد ابوزید است. مهم ترین ادعای این جریان، آن است که قرآن، عظیم ترین اثر ادبی است که زبان عربی را جاودانه ساخته، ازاین رو نباید نخستین و مهم ترین غرض تفسیر قرآن را فهم، هدایت و رحمت الهی نسبت به بشر تلقی کرد، بلکه قرآن را باید به مثابه یک امر فرهنگی (The Cultural) شناخت. این رویکرد، قرآن کریم را از یک کتاب وحیانی که همواره در تمدن اسلامی به عنوان راهنمای فعّالی در تحقق ظرفیت های الهی انسان شناخته می شد، به ابژه ای برای مطالعه خصلت های فرهنگی تمدنی نظیر تمدن عربی - اسلامی تقلیل داده و چنین می نمایاند که مطالعه این کتاب الهی مسئله ای ایمانی نیست و هر عرب زبان و یا علاقه مند به زبان عربی لازم است به مطالعه ادبی این کتاب بزرگ عربی روی آورد و پس از آن، هر کس برای هر مقصودی که دارد می تواند به قرآن مراجعه و مقصود خود را دنبال کند. مسئله اصلی در مقاله آن است که مکانت خصلت های فرهنگی «عروبه» (عرب گرایی) در مواجهه تفسیری با قرآن کریم را مورد تأمل قرار دهد و با اِعمال ارزیابی انتقادی، پیامدهای چنین رویکردی را بررسی نماید.
۸۸۸.

پولی شدن آموزش و بازتولید بی عدالتی آموزشی: روایت معلمان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۲۴۴
تحقیق حاضر به دنبال واکاوی روایت های معلمان درباره بازتولید بی عدالتی آموزشی در بستر پولی شدن آموزش است. عدالت آموزشی در دسترسی برابر به امکانات و فرصت های یادگیری معنا می یابد؛ امری که در وضعیت کنونی نظام آموزشی ایران به یکی از چالش های اساسی بدل شده است. این پژوهش با تکیه بر نظریه های بوردیو، ایلیچ و کلمن، به بررسی نابرابری آموزشی پرداخته و با بهره گیری از روش تحلیل مضمونِ روایی و انجام مصاحبه عمیق با ۳۰ نفر از معلمان انواع مدارس شهر تبریز، چگونگی بازتولید بی عدالتی آموزشی را در این شهر تحلیل کرده است. یافته ها نشان داد که فرایند پولی شدن آموزش، به طور معناداری به بازتولید نابرابری در مدارس منجر شده است. مضمون اصلی پژوهش بیان می کند آموزش (که باید وسیله تحرک اجتماعی، تغییر مثبت و دسترسی برابر به فرصت ها و امکانات باشد)، بیش ازپیش به سمت پولی شدن سوق یافته است. تمایز اجتماعی و فرهنگی، گرایش به مدارس پولی و غیردولتی، نابرابری در دسترسی به آموزش باکیفیت و فقر خانواده ها و پیامدهای آموزشی آن، چهار مضمون کلیدی مرتبط با پولی شدن آموزش اند. همچنین، نتایج نشان داد که در شرایط پولی شدن آموزش، عواملی همچون سلطه فضای مجازی بر فرایند یاددهی-یادگیری و عدم دسترسی برابر دانش آموزان به آن، کم رنگ شدن نقش تربیتی مدارس و کاهش کارکردهای آموزشی و فقر خانواده های ساکن در مناطق کم برخوردار، بستر بازتولید بی عدالتی آموزشی را فراهم ساخته است. درنهایت، این یافته ها بر ضرورت سیاست گذاری در سطوح مختلف برای کاهش نابرابری های آموزشی تأکید می کنند.
۸۸۹.

رابطۀ شاخص های کلان اقتصادی و جرائم مواد مخدر: تحلیل ثانویۀ آمارهای استان های ایران در دهۀ 1390(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۹
جرائم مواد مخدر به مصرف، توزیع و خریدوفروش داروهای غیرقانونی و غیرمجاز اطلاق می شود که ازنظر دولت و طبق قوانین رسمی، دارای مجازات است. مطابق داده های رسمی کشور، نرخ جرائم مرتبط با مواد مخدر در طی دههٔ اخیر روندی افزایشی داشته و همراه با تغییرات اقتصادی، این پدیده نیز افزایش یافته است. این مسئله در استان های کشور، طی بازهٔ زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸، روندی افزایشی را تجربه نموده است. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر شاخص های کلان اقتصادی (۱۳۹۰–۱۳۹۸) بر افزایش جرائم مرتبط با مواد مخدر است. روش اجرای پژوهش، از نوع اسنادی با تکیه بر تحلیل ثانویهٔ داده های مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال کشور بود. واحد تحلیل، استان های کشور و ابزار تحلیل داده، نرم افزار SPSS بوده است. جامعهٔ آماری پژوهش شامل ۳۱ استان کشور بود که به صورت تمام شماری در بازهٔ زمانی ۱۳۹۰ الی ۱۳۹۸ مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج مدل رگرسیونی حاکی از آن است که متغیرهای اقتصادی شامل نرخ تورم و نرخ بیکاری، تأثیر مستقیم و همچنین نرخ مشارکت اقتصادی، تأثیر معکوس بر روند نرخ جرائم مرتبط با مواد مخدر در استان های ایران داشته است. به طورکلی، شاخص های کلان اقتصادی در بازهٔ زمانی ۱۳۹۰ الی ۱۳۹۸ توانسته اند ۴۶٪ از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند. متناسب با نتایج تحقیق، با افزایش بی سازمانی و بحران اقتصادی و ورود فشارهای روانی-اجتماعی در اثر رکود مالی، کاهش منابع توسعه ای-شغلی، از بین رفتن امید و چشم اندازهای مثبت تأمین نیازهای اقتصادی (کاهش مشارکت اقتصادی در بازار، حجیم شدن نرخ بیکاری و پایداری آن و شدید شدن نرخ تورم بر اقتصاد خانوار)، جرائم مرتبط با مواد مخدر دچار نوسانات و تغییرات شدیدی شده و افزایش می یابد.
۸۹۰.

تحلیل مضامین پیشرفت سیاسی الهی در سوره مائده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۷
قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت می تواند بهترین الگوی پیشرفت همه جانبه برای جامعه انسانی باشد. این پیشرفت نوعی از حرکت رو به جلو می باشد. در پژوهش سوره مائده با روش تحلیل به مضمون که یکی از شیوه های تحلیل محتوی کیفی است و اعتبار داده ها صرفا به استناد قواعد تفسیری متن بر اساس روش تفسیر موضوعی انجام شده و هدف از این اقدام دستیابی به الگوی پیشرفته سیاسی الهی می باشد که در نهایت به 60 مضمون پایه از آیات مورد نظر و 16مورد مضامین سازمان دهنده و 4 مورد به مضامین فراگیر رسیدیم که شامل محوریت کتاب و احکام الهی، محوریت امام و رهبر الهی، نقش و عملکرد انسان ها، تصدیق پیشرفت سیاسی الهی در کتب آسمانی، هدایت و عنایت الهی، برتری الگوی پیشرفت سیاسی اسلام بر دیگر الگوها، لزوم پایبندی به تقوی می باشد و در گام بعدی مضامین مذکور به مضامین فراگیر تبدیل می شوند. نتیجه اینکه در این تحقیق به الگوی پیشرفت سیاسی الهی در جامعه اسلامی در سوره مائده رسیدیم. تحلیل مضمون با رعایت قواعد تفسیری منافاتی باروش اجتهادی علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ندارد. فقط در اینجا دلالتهای مستقیم و غیرمستقیم متن استخراج می شود.
۸۹۱.

الگوی مدیریت جهادی زنان مبتنی بر تلفیق ایمان دینی و خلاقیت اقتضایی (مطالعه موردی: مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۶
مقدمه و اهداف: در جوامع معاصر، مدیریت بحران دیگر صرفاً وابسته به منابع مادی و فناوری های پیشرفته نیست، بلکه مستلزم بهره گیری از سرمایه های اجتماعی، الگوهای بومی و شبکه های اعتماد محلی است. ایران با پیشینه ای طولانی از بحران های طبیعی و اجتماعی، ظرفیت های فرهنگی فراوانی در مدیریت مردمی بحران ها دارد؛ اما بخش مهمی از این ظرفیت ها، به ویژه در میان زنان، تاکنون به صورت نظام مند مستندسازی نشده است. زنان در جامعه ایرانی، افزون بر نقش خانوادگی، در عرصه های اجتماعی و دینی نیز نقش پیونددهنده و سازمان دهنده دارند و می توانند با اتکا بر اعتماد اجتماعی، همبستگی جمعی و حس مسئولیت پذیری، در کاهش آسیب های ناشی از بحران ها نقشی کلیدی ایفا کنند. با وجود این، ادبیات موجود در زمینه مدیریت بحران عمدتاً بر جنبه های فنی، سازمانی و دولتی متمرکز بوده و از ظرفیت های غیررسمی، خودجوش و زنانه غفلت کرده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان، که طی نیم قرن اخیر نمونه ای برجسته از سازمان دهی خودجوش زنان جهادگر بوده است، در پی کشف و تحلیل الگوی مدیریت بحران بومی مبتنی بر تلفیق ایمان دینی و خلاقیت اقتضایی است. اهداف اختصاصی پژوهش شامل شناسایی سازوکارهای شکل گیری و تداوم شبکه های اعتماد زنانه، تحلیل ساختارهای ارتباطی و رهبری غیررسمی، واکاوی راهبردهای بسیج منابع مادی و عاطفی، و تبیین مزایا و محدودیت های این الگو نسبت به مدل های رسمی است. در نهایت، این مطالعه می کوشد مدلی بومی و قابل تعمیم برای مدیریت بحران ارائه دهد که ریشه در تجربه زیسته زنان و نظام معنایی فرهنگ ایرانی دارد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی بر تجربه نگاری فرهنگی انجام شده تا ابعاد پنهان الگوی مدیریت جهادی زنان در بستر فرهنگی و دینی رفسنجان شناسایی شود. تجربه نگاری به عنوان روشی پدیدارشناختی و تفسیرگرایانه، بر فهم عمیق از تجربه زیسته افراد در متن اجتماعی، تاریخی و فرهنگی تأکید دارد. جامعه آماری این پژوهش شامل بانوان جهادگر مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان است که دست کم پنج سال سابقه مشارکت در فعالیت های داوطلبانه و مواجهه مستقیم با بحران ها (نظیر جنگ تحمیلی، زلزله بم و کرونا) داشته اند. داده ها از طریق ۲۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق گردآوری شده که با استفاده از راهنمای مصاحبه استاندارد و پس از تأیید روایی محتوایی توسط پنج متخصص حوزه جامعه شناسی و مدیریت بحران انجام شده است. هر مصاحبه بین ۶۰ تا ۱۲۰ دقیقه طول کشید و نمونه گیری به شیوه هدفمند نظری و سپس با روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. افزون بر مصاحبه ها، مشاهدات میدانی از فعالیت های جاری مجموعه و بررسی اسناد آرشیوی برای اعتبارسنجی داده ها استفاده شد. داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون بازتابی براون و کلارک (۲۰۲1) طی 6 مرحله از کدگذاری اولیه تا تولید مضامین نهایی تحلیل شدند. برای تضمین دقت و پایایی یافته ها، از روش های مثلث سازی داده ها، بازبینی همتایان، بازبندی مشارکتی و تطبیق با معیارهای لینکلن و گوبا (۱۹۸5) استفاده شد. در نهایت، نتایج تحلیل در قالب هفت سازوکار محوری تبیین شد که مبنای الگوی مدیریت جهادی زنان رفسنجان را تشکیل می دهند. نتایج: یافته های پژوهش حاصل از تحلیل مضمون بازتابی داده های کیفی، الگوی جامع مدیریت جهادی زنان رفسنجان را در قالب هفت سازوکار بنیادین آشکار کرد که بیانگر تلفیق ایمان دینی، خلاقیت اقتضایی و خودسازمان دهی زنانه در مواجهه با بحران هاست. نخست، وقف پویا به عنوان موتور محرک نظام، ایمان دینی را از سطح معنوی به سطح عملیاتی ارتقا داده و نذورات، مناسک مذهبی و سرمایه های معنوی را به منابع مالی و انگیزشی پایدار تبدیل می کند. دوم، مسئله شناسی جنسیتی با تمرکز بر نیازهای پنهان زنان در بحران ها، از جمله مراقبت از خانواده، حمایت روانی و حفظ حریم خصوصی، الگویی از مداخله حساس به جنسیت را ارائه می دهد. سوم، تبدیل محدودیت های جنسیتی به تخصص از طریق بازتعریف مهارت های خانگی مانند خیاطی، شیرینی پزی و پته دوزی، ظرفیت های زنانه را به ابزارهای تولیدی و حمایتی مؤثر بدل کرده است. چهارم، خانواده محوری عملیاتی نشان داد که هماهنگ سازی مأموریت های جهادی با مسئولیت های خانوادگی نه تنها موجب مشارکت پایدارتر زنان می شود، بلکه پایداری نهادی شبکه را نیز تضمین می کند. پنجم، اقتصاد مقاومتی جهادی با حذف واسطه ها، ایجاد بازارچه های خوداتکا و گزارش دهی شفاف به خیرین، الگوی اقتصاد اخلاقی و اعتمادبنیاد را پدید آورده است. ششم، انطباق اقتضایی توان شبکه را در تغییر مأموریت ها، چرخش مدیران و بهره گیری از ظرفیت های محلی افزایش داده و ساختاری چابک و بدون بوروکراسی ایجاد کرده است. سرانجام، نیروی انسانی تاب آور با ترکیب تخصص، تعهد و ایمان، انسجام سازمانی را در بحران ها حفظ کرده است. این الگو در مجموع، ایمان را به مثابه کاتالیزور نوآوری عملیاتی و زنان را به عنوان کنشگران محوری تاب آوری اجتماعی معرفی می کند که توانسته اند محدودیت های فرهنگی را به ظرفیت های توسعه بومی تبدیل کنند. بحث و نتیجه گیری: تحلیل یافته های این پژوهش نشان می دهد الگوی مدیریت جهادی زنان رفسنجان نمونه ای برجسته از ترکیب ایمان دینی، خلاقیت اقتضایی و سازمان دهی شبکه ای است که می تواند به عنوان مدلی بومی برای مدیریت بحران در جوامع اسلامی استفاده شود. هسته نظری این مدل بر سه محور اساسی استوار است: نخست، ایمان دینی به عنوان موتور محرک نوآوری های عملیاتی که از طریق تبدیل ارزش های معنوی به ظرفیت های عینی، کارکردی راهبردی در تولید منابع، انگیزش جمعی و تداوم فعالیت ها ایفا می کند. دوم، چابکی سازمانی و انطباق اقتضایی که امکان واکنش سریع، تصمیم گیری محلی و اصلاح ساختار در شرایط بحرانی را فراهم آورده و الگوی بروکراسی صلب را به ساختار خودسازمان ده و منعطف بدل می سازد. سوم، تبدیل محدودیت های جنسیتی به مزیت رقابتی که با بازتعریف نقش های زنانه در حوزه هایی نظیر آموزش مهارت، مراقبت اجتماعی و مدیریت اقتصادی، زمینه ارتقای مشارکت و تاب آوری اجتماعی را فراهم کرده است. در سطح کاربردی، این الگو نشان می دهد که نهادهای مردمی زنانه با اتکا بر شبکه های اعتماد محلی و ایمان دینی، می توانند در غیاب ساختارهای رسمی، نقش مؤثری در امدادرسانی، بازسازی اجتماعی و بازتولید امید ایفا کنند. خانواده محوری عملیاتی، اقتصاد مقاومتی جهادی و تربیت نیروی انسانی تاب آور، سه مؤلفه کلیدی پایداری این مدل هستند که امکان انتقال تجربه آن به سایر مناطق کشور را فراهم می کنند.از منظر سیاست گذاری، نتایج تحقیق بر لزوم حمایت نهادی از شبکه های داوطلب زنانه، تسهیل آموزش های اقتضایی، و ادغام الگوهای دینی در نظام مدیریت بحران ملی تأکید دارد. در سطح نظری، این پژوهش پارادایمی نو را پیشنهاد می دهد که در آن، ایمان به مثابه منبع تولید معنا، خلاقیت به عنوان سازوکار بقا و زن به عنوان عامل پیونددهنده سرمایه اجتماعی عمل می کند. سرانجام، مدل مدیریت جهادی زنان رفسنجان اثبات می کند که تاب آوری واقعی نه محصول منابع بیرونی، بلکه حاصل هم افزایی معنویت، عقلانیت و کنش جمعی در بستر فرهنگ بومی است؛ الگویی که می تواند مبنای بازاندیشی در مدیریت بحران های آینده ایران قرار گیرد. تقدیر و تشکر: این مقاله برگرفته از طرح پژوهشی «الگوی مدیریت جهادی زنان مبتنی بر تلفیق ایمان دینی و خلاقیت اقتضایی» است که با حمایت مالی و علمی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع) انجام شده است. نویسندگان از پشتیبانی پژوهشکده و همکاری صمیمانه بانوان جهادگر مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان در اجرای این پژوهش قدردانی می کنند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافع مالی یا سازمانی در انجام، نگارش و انتشار این پژوهش وجود ندارد و تمامی مراحل تحقیق به طورمستقل و براساس اصول اخلاق پژوهش انجام شده است.
۸۹۲.

تبیین پیشران های کلیدی توسعه گردشگری ورزشی در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۲
هدف: گردشگری ورزشی به عنوان یکی از شاخه های پرطرفدار صنعت گردشگری، امروزه نقش مهمی در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مناطق مختلف ایفا می کند. استان خوزستان با داشتن جاذبه های طبیعی و تاریخی فراوان، پتانسیل بالایی برای توسعه این نوع گردشگری دارد. با این حال، تحقق این پتانسیل نیازمند شناسایی و تبیین پیشران های کلیدی است که می توانند به توسعه گردشگری ورزشی در این استان کمک کنند. در همین راستا پژوهش حاضر با رویکرد آینده پژوهی، به تحلیل نقش کلیدی پارامترهای موثر بر توسعه گردشگری ورزشی در استان خوزستان پرداخته است.روش: پژوهش حاضر با هدف کاربردی و با رویکردی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. برای جمع آوری داده ها، از منابع و اسناد کتابخانه ای و همچنین پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری این مطالعه را 50 نفر از کارشناسان حوزه گردشگری و ورزش در استان خوزستان تشکیل می دهند..یافته های پژوهش: این پژوهش با استفاده از روش های دلفی و ماتریس میک مک، ۲۵ عامل کلیدی و مؤثر بر توسعه گردشگری ورزشی در استان خوزستان را از میان ۴۰ پارامتر اولیه شناسایی کرده است. نتایج نشان می دهد که مهم ترین عوامل دارای تأثیر مستقیم بر این حوزه شامل احداث هتل برای درآمدزایی، بررسی زیرساخت های گردشگری ورزشی و وجود امکانات تفریحی و ورزشی هستند. همچنین، عوامل با تأثیر غیرمستقیم، به ترتیب اهمیت، شامل احداث هتل، بررسی زیرساخت های گردشگری ورزشی و کیفیت محیط زیست می باشند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، توسعه گردشگری ورزشی در استان خوزستان در وضعیت بحرانی قرار دارد، اما این تحقیق می تواند به عنوان راهنما عمل کند.
۸۹۳.

واکاوی نقش تحریم ها بر سیاست گذاری مبارزه با مواد مخدر در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۳
پژوهش حاضر باهدف واکاوی نقش تحریم های بین المللی بر سیاست گذاری مبارزه با مواد مخدر در ایران انجام شد. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ نفر از مدیران، سیاست گذاران و کارشناسان ارشد حوزه مبارزه با مواد مخدر، کاهش آسیب و درمان اعتیاد به بررسی عمیق این پدیده پرداخت. تحلیل داده ها منجر به شناسایی پنج مضمون اصلی شد: محدودیت های مالی و تخصیص منابع، چالش های دسترسی به فناوری، دارو و تجهیزات پیشرفته، انزوای بین المللی و مختل شدن همکاری های منطقه ای و بین المللی، تغییرات راهبردی و اولویت بندی های سیاستی و تأثیرات اجتماعی-سلامتی و تشدید آسیب پذیری گروه های در معرض خطر. درنهایت، مضمون مرکزی تحقیق تحت عنوان «تحریم ها به مثابه تهدید وجودی برای گذار از سیاست گذاری فعال به مدیریت انفعالی و بحران محور در مبارزه با مواد مخدر» استخراج شد. یافته ها نشان می دهد که تحریم ها با ایجاد اختلال در تأمین منابع مالی، محدود کردن دسترسی به فناوری های روزآمد و ایجاد انزوای دیپلماتیک، توانایی نظام حکمرانی ایران را برای مدیریت مؤثر و پیشگیرانه پدیده مواد مخدر به شدت تضعیف کرده است. درنتیجه این فشارها، سیستم سیاست گذاری کشور از حالت برنامه ریزی بلندمدت و فعال، به سمت مدیریت واکنشی، کوتاه مدت و بحران محور سوق یافته است. برای خروج از این چرخه معیوب و بازیابی توان راهبردی، پژوهش حاضر «مدل تاب آوری راهبردی» را در سه محور اصلی پیشنهاد می دهد: «تاب آوری داخلی و خوداتکایی هوشمند» از طریق تقویت پایه های تولید داخلی، «دیپلماسی فعال و حکمرانی هوشمند فراملی» برای ایجاد کانال های همکاری معاف از تحریم و «بازطراحی راهبردی و تخصیص منابع مبتنی بر شواهد» جهت تضمین تأمین مالی هوشمند حوزه های کلیدی. این مدل چارچوبی برای تبدیل تهدید به فرصت و تقویت توان مقاومت در برابر فشارهای خارجی ارائه می کند. 
۸۹۴.

پُخت وپز هویت: تغییرات ذائقه غذایی و بازسازی هویت نزد مهاجران افغانستانی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۲
خوراک به عنوان یکی از عناصر بنیادین زندگی، نقش برجسته ای در شکل گیری هویت فردی و جمعی دارد و در فرایند مهاجرت، این نقش به دلیل تعامل با فرهنگ جدید تحکیم می پذیرد. مهاجران افغانستانی در ایران، به دلیل شباهت ها و تفاوت های فرهنگی، اقتصادی و زبانی، الگوهای غذایی خود را با شرایط کشور میزبان ادغام می دهند. این تطابق شامل استفاده از مواد غذایی محلی، تغییر روش های پخت وپز و حتی پذیرش الگوهای غذایی ایرانی می شود. در این مقاله، نشان داده شده است که تغییرات ذائقه غذایی برای مهاجران هم به عنوان ابزاری برای حفظ هویت فرهنگی اصلی و هم به عنوان راهبردی برای ادغام در جامعه میزبان عمل می کند. این نشان دهنده انعطاف پذیری مهاجران در برابر شرایط محیطی جدید و تلاش برای یافتن تعادل بین حفظ فرهنگ اصلی و پذیرش فرهنگ جدید است. این پژوهش با روش کیفی از نوع مردم نگارانه و با بهره گیری از مشاهده مستقیم، مشاهده حین مشارکت و مصاحبه های ژرف نیمه ساختاریافته با 18 نفر از مهاجران افغانستانی (7 مرد و 11 زن) در سنین و وضعیت های اجتماعی مختلف انجام شده است. تحلیل مضمون به ما کمک کرده است تا داده های گردآوری شده از مهاجران در شهرک قائم قم تحلیل و تفسیر شوند. یافته ها نشان می دهند که مهاجران راهبردهای مختلفی در رابطه با هویت غذایی خود دارند: ادغام، همانندی، جدایی و حاشیه گزینی. این فرایند به تقویت روابط اجتماعی با جامعه میزبان و نزدیکی هویتی کمک کرده است. درنهایت، تغییرات ذائقه غذایی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در بازسازی هویت فرهنگی مهاجران شناخته شده است.
۸۹۵.

لزوم اجرای فرامین رهبری در مقابله با فساد اقتصادی در الگوی حکمرانی اقتصادی شهید رئیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۵
زمینه و هدف: شهید در دوران ریاست خود بر قوه قضائیه، با الهام از فرامین مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و تأکید بر بیانیه گام دوم ، رویکردی قاطع، نظام مند و مبتنی بر عدالت در مقابله با مفاسد اقتصادی اتخاذ کردند. هدف این پژوهش، تبیین ابعاد و مضامین رویکردهای ایشان در حکمرانی اقتصادی با تمرکز بر مبارزه با فساد و اصلاح ساختارهای ناکارآمد است.روش شناسی: این پژوهش به شیوه کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از ۱۶ سخنرانی شهید رئیسی در فاصله سال های ۱۳۹۸ تا ۱۳۹۹ گردآوری شده که در جلسات شورای عالی قوه قضائیه، دیدارهای نخبگانی، همایش های ملی و نشست های رسمی ایراد گردیده اند. مضامین کلیدی بیانات ایشان استخراج و در سه سطح مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر تحلیل شده است.یافته ها: نتایج تحلیل ها نشان می دهد که رویکرد شهید آیت الله رئیسی در دو بُعد کلی قابل تبیین است: نخست، اصلاح ساختارهای اقتصادی و حکومتی با تأکید بر شفاف سازی فرآیندها، تقویت استقلال اقتصادی و مقابله با رانت. دوم، اجرای دقیق بیانیه گام دوم انقلاب از طریق ارتقای شفافیت، پیاده سازی فرمان هشت ماده ای رهبری، برخورد قاطع با مفسدان و ایجاد هماهنگی میان قوا. در مجموع، ۲۳ مضمون پایه، ۱۵ مضمون سازمان دهنده و ۵ مضمون فراگیر شناسایی شد.نتیجه گیری: مقابله کارآمد با مفاسد اقتصادی نیازمند اجرای عملی فرامین رهبری، اصلاح بسترهای فسادزا، گسترش نظارت و شفافیت است. تحقق این امر با عزم جدی مسئولان، هماهنگی نهادها و اجرای عدالت بی مصلحت می تواند اعتماد عمومی را ارتقا داده، عدالت اقتصادی را تقویت و بستر حکمرانی اقتصادی سالم تر را فراهم آورد.
۸۹۶.

درآمدی بر فهم جنبش های اجتماعی از منظر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۲۲
تاریخ جوامع همواره مشحون از جدال قدرت و مقاومت است. مقاومت رخدادی چندچهره است که گاه زیستی مخفیانه دارد و گاه چهره ای عیان؛ گاه خود را به شیوه ای مسالمت آمیز آشکار می سازد و گاه به شیوه ای خشونت آمیز. مقاومت گاه در چهره ی رفتار جمعی، کوتاه مدت و موقتی رخ می نماید و زود به بوته ی فراموشی سپرده می شود و گاه به صورت نهادینه تر و سازمان یافته تر در قالب جنبشی اجتماعی پا به عرصه می گذارد.جنبش ها درمسیرتکوین و اثربخشی از ابزارهای متنوعی بهره می گیرند که عناصر فرهنگی از مهمترین آنهاست. مقاله حاضر با هدف فهم و تفسیر جنبش های اجتماعی با لنز فرهنگی به نقد و بررسی کتاب درآمدی فرهنگی بر جنبش های اجتماعی به قلم جیمز جاسپر نموده است. مقاله حاضر درصدد است با مرور اثر به ماهیت اعتراض ها و جنبش های اجتماعی و معنا بخشی به این رخدادها توسط کنشگران پرداخته و زیربنای اقتصادی و سیاسی اعتراض ها و شیوه های جذب هوادار و تاثیر جنبش ها بر یکدیگر را مطرح کند, سپس به مفاهیم زیربنایی کتاب و سایر مفاهیم مشابه پرداخته و در نهایت به نقاط قوت و ضعف اثر اشاره کند.
۸۹۷.

نقش اینستاگرام در هویت سازی و سبک زندگی: مطالعه موردی دانش آموزان پسر دبیرستانی شهر پرند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۸۹
این پژوهش به واکاوی ژرف کنش های هویت ساز وبازتولید هویت در بستر کنش گری نوجوانان در پلتفرم اینستاگرام پرداخته است. قلمرو این پژوهش زیست جهان دانش آموزان پسر دبیرستانی شهر پرند است. داده های پژوهش با رویکرد کیفی و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با 15 کنشگر نوجوان و تحلیل مضمونی گردآوری و تحلیل شده است. یافته های پژوهش آشکار می سازد که اینستاگرام به مثابه یک کنشگر واسط و میانجی در فرآیندهای هویت سازی، نقشی چندوجهی و دیالکتیکی ایفا می کند. این پلتفرم رسانه ای، بستری برای بازتعریف مداوم هویت، کنش های خودبازنمایی و خودابرازی هویتی نوجوانان محسوب می شود. نوجوانان از این رسانه برای توسعه سرمایه های فرهنگی/اجتماعی، ارتقای مهارت های فردی و بازتولید مستمر هویت اجتماعی استفاده می کنند. فرآیندهای خودابرازی و الگوپذیری در این فضا، امکان نمایش خلاقانه خویشتن و کسب اعتبار اجتماعی را میسر می سازد. با این حال، مطالعه حاضر آسیب های بالقوه مصرف مفرط اینستاگرام را نیز آشکار می سازد. وابستگی به فضای مجازی می تواند منجر به گسست از زیست جهان واقعی، بحران هویتی و انزوای اجتماعی شود. نوجوانان در این فرآیند با خطر از دست دادن مرزهای هویتی و گرفتار شدن در چرخه بازنمایی های کاذب مواجه می شوند. پژوهش حاضر بر ماهیت چندلایه و متناقض اینستاگرام در فرآیندهای هویت سازی تأکید می ورزد. این پلتفرم هم زمان حامل ظرفیت های توانمندسازی و آسیب های بالقوه است که نیازمند مداخلات تربیتی/آموزشی هوشمندانه از سوی نهادهای خانوادگی و آموزشی می باشد. نتایج این پژوهش ضرورت رویکردی میان رشته ای برای درک پیچیدگی های هویت ساز در عصر رسانه های دیجیتال را آشکار می سازد و لزوم بازاندیشی مستمر در راهبردهای تربیتی متناسب با تحولات فناورانه را خاطرنشان می کند
۸۹۸.

واکاوی موانع و چالش های نشر و توسعه بازی های ویدئویی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۲۷
هدف این مقاله مطالعه عوامل بازدارنده نشر و توسعه بازی های رایانه ای در ایران است. بازی های رایانه ای یکی از انواع رسانه ها هستند که نقش مهمی در سرگرمی، آموزش و فرهنگ پذیری شهروندان و به نوجوانان و جوانان دارند. تحولات فناورانه دسترسی عمومی به انواع بازی ها را تسهیل کرده است. با وجود برخی اقدامات، توسعه بازی های رایانه ای بومی در ایران با برخی چالش ها مواجه است. این مقاله در پی مطالعه چالش های توسعه و نشر صنعت بازی های رایانه ای در ایران است که برای دستیابی به یک الگوی نظری، از روش گرندد تئوری در آن استفاده شده است و جمع آوری داده ها با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختار یافته با 10 نفر از ناشران و سرمایه گذاران این حوزه صورت گرفته است. نتایج این مطالعه نشان داد که چهار دسته از عوامل شامل مناسبات نهادی، مناسبات رسانه ای، مناسبات اقتصادی و مناسبات فنی ازجمله موانع شناسایی شده در توسعه و نشر صنعت بازی های رایانه ای در ایران بوده است. همچنین با بررسی شرایط مداخله ای در عدم توسعه و نشر مشخص شد ضعف در تعریف استانداردهای کیفی برای ارزیابی بازی ها، ضعف در تأمین نیروی انسانی، ضعف در ساختار قانونی، انحصارگرایی و ضعف در ایجاد فضای رقابتی و ضعف در انطباق فرهنگی به عنوان پنج مقوله اصلی در این زمینه شناسایی شده اند. درنهایت اینکه چهار دسته از استراتژی ها را می توان در رفع موانع توسعه صنعت بازی های رایانه ای در ایران مؤثر دانست که شامل استراتژی های سیاستی، اجتنابی، حمایتی و رویدادی هستند.
۸۹۹.

مطالعه و ارزیابی روش های پیش بینی انتخابات مبتنی بر کلان داده های شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۳
هدف: انبوهی از داده های خام در حوزه های مختلف در درون شبکه های اجتماعی ایجاد شده است و پژوهشگران در حوزه های مختلف با توجه به مسئله مورد پرسش به تحلیل و ارزیابی این داده ها پرداختند. از سوی دیگر همیشه بشر دنبال دانستن این مهم بوده است که فردا چه اتفاقی می افتدو یا افراد دیگر چه فکر می کنند و چه تصمیمی می گیرندروش: هدف کلیدی این مقاله مطالعه و ارزیابی روش های پیش بینی انتخابات مبتنی بر کلان داده های شبکه های اجتماعی است. از همین رو، این مقاله به مطالعه و ارزیابی روش های پیش بینی انتخابات بر اساس داده های فراوان در شبکه اجتماعی در سطح ایران و جهان حاصل از تجربه بین المللی و نویسنده پرداخته است. بر این اساس، 25 مورد پژوهش پیرامون پیش بینی انتخابات بر اساس کلان داده های شبکه های اجتماعی مورد مطالعه قرار گرفت و دو روش کلیدی استخراج شد. اولین روش، استفاده از حجم داده ها و شمارش محتوا است و روش دیگر، تجزیه و تحلیل احساسات محتواهای منتشر شده (شناسایی دوست داشتن، دوست نداشتن، و یا رویکرد سنجی یا ارزیابی بازخورد به صورت پاسخ های مثبت، منفی یا خنثی طبقه بندی می شود).یافته ها: یافته های از ارزیابی پژوهش های بین المللی با تجربه نویسنده حاکی از آن است هرچند هر دو روش در مواردی پاسخ گو بوده اند اما احتمال پاسخگویی روش تحلیل احساسات و درک محتوای پست ها در فالب رویکرد سنجی موثر تر و دقیق تر به نظر می رسد. همچنین با بررسی این مقالات به نظر می رسد با اینکه روش ها اندکی با هم اختلاف دارند اما این دو روش در این 25 نقاله که در کشور های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است مشترک است.نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت پیش بینی انتخابات و رویدادهای مشابه سیاسی و اجتماعی و حتی در نگاه مثبت نگر تصمیم و احساسات یک جامعه را می توان به کمک کلان داده های شبکه اجتماعی تا حدود پیش بینی کرد اما این به معنی دقت بسیار بالا در تمامی روش ها نیست بلکه می تواند مقدمه پژوهش ها و تجربیاتی باشد که در جهت توسعه بهره گیری از کلان داده های شبکه های اجتماعی مفید واقع شود.
۹۰۰.

رابطه توسعه رسانه های جمعی و نرخ طلاق در ایران در دوره 1376-1401: یک مطالعه سری زمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۴۷
زمینه و هدف: طلاق به عنوان یک آسیب اجتماعی در ایران به سرعت در حال افزایش است. طلاق متأثر از گستره ای از عوامل فردی (سطح خرد) تا اجتماعی (سطح کلان) است. علی رغم اینکه تحقیقات زیادی در مورد طلاق انجام شده است اما به ندرت بر تأثیرات رسانه های جمعی در سطح کلان توجه شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نرخ طلاق برحسب نقش رسانه های جمعی است.روش: این پژوهش از نوع کمّی طولی است که با استفاده از سری های زمانی به بررسی رابطه تغییرات رسانه های جمعی و نرخ طلاق در دوره 1376-1401 می پردازد. داده های مورد نیاز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مرکز آمار ایران، سازمان ثبت احوال، و بانک جهانی جمع آوری شده اند. جهت بررسی رابطه متغیرها، از الگوی خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی (ARDL) در نرم افزار مایکروفیت نسخه 5 استفاده شده است.یافته ها: بر اساس نتایج در دوره بلندمدت، تعداد فیلم های تولیدشده اثر منفی و معناداری بر میزان طلاق دارد و با افزایش فیلم های تولیدشده میزان طلاق کاهش یافته است. نتایج پژوهش نشان می دهد ضریب نفوذ اینترنت و میزان اشتراک تلفن همراه، اثر مثبت و معناداری بر طلاق دارد اما تعداد سینما، رابطه معناداری با طلاق ندارد.نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که ضریب نفوذ اینترنت و اشتراک تلفن همراه باعث افزایش طلاق و تعداد فیلم ها باعث کاهش طلاق می شوند. ضمن اینکه تعداد سینما اثری بر طلاق ندارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان