ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
۳۴۱.

مطالعه دیالکتیک تجربه زیسته بیگانگی و ادراک پدیداری از نهاد علم؛ مورد کاوش، دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۳۵
مطالعه تجربه زیسته بیگانگی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و زوایای گوناگون آن در پیوند با ادراک پدیداری آن ها از دانشگاه هدف مطالعه را تشکیل می دهد. 19 دانشجو، به وجهی هدفمند و بر پایه معیارهای شمول به عنوان آگاهی دهندگان پژوهش انتخاب شدند. داده یابی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و کاوش در تجربیات با روش کلایزی صورت گرفت. 3 مضمون «استنکاف و انصراف از انتخاب پیشین، دروازه کردارها و گفتارهای بازاندیشانه پسین»، «تحقیر در نظاره فرصت های بر باد و هزینه های بر آب» و «رجحان یافتگی اضطرار مفارقت بر انتخاب متابعت» بازنمایی کننده تجربه زیسته بیگانگی آگاهی دهندگان هستند. پدیدار بیگانگی در پیوندِ همزمان با مناسبات درون دانشگاهی و زمینه های زیست شده برون دانشگاهی در دانشجویان متحقق می شود. در همین راستا، «برهم کنشی زندگی کنکوری و موفقیت تحصیلی کالایی شده»، «حک شدگی برساخته های بازار در مناسبات انتخاب رشته» و «فهم ذات انگار از نخبگی» زمینه های برون دانشگاهی مقدم بر تجربه زیسته بیگانگی دانشجویان را تشکیل می دهند. 4 مضمون «شریف؛ آمیزنده محاسبه پذیری و عقلانیت بازار»، «شریف؛ سکوی پرتاب به خارج از کشور»، «شریف؛ کارگزار جامعه پذیری ابزاربنیاد و درجه اندیش» و «شریف؛ هادم کثرت های هویتی» در حکم وجوه سازنده ادراک پدیداری دانشجویان از نهاد علم هستند. برساخت صورتبندی های انتقادی از انشقاق و چندپارگی های موجود درون وزارتخانه ای و میان وزارتخانه ای در خصوص شاخه های مختلف علوم، همنشین سازی علوم انسانی ازیک سو و علوم پزشکی و فنی مهندسی از سوی دیگر ذیل ملاحظات میان رشتگی و سرانجام، بازاندیشی های معطوف به انگاره وحدت علوم محوری ترین نتایج مطالعه را تشکیل می دهند. استخدام مفاد مذکور در مقام سیاست گذاری و برنامه ریزی نظام آموزش عمومی و عالی کشور به مراتب زمینه ساز فروکاهش و تعدیل تجربه زیسته بیگانگی در نهاد دانشگاه خواهد بود.
۳۴۲.

شناسایی مؤلفه های توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۳
مقدمه: چرخه معیوب فقر و معلولیت یکی از موانع مشارکت اجتماعی تمام عیار و تلفیق اجتماعی افرادی است که دارای معلولیت هستند. برای غلبه بر این چرخه توانمندسازی اقتصادی ضرورتی غیر قابل انکار است. پژوهش حاضر با هدف تبیین مؤلفه های توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت انجام شد. روش: این مطالعه در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول با مرور منابع مواردی که به عنوان عامل مرتبط و یا مؤلفه توانمندسازی اقتصادی نام برده شده بود گردآوری شدند. در مرحله دوم از چهارده نفر از خبرگان مدیریت، توانبخشی، توانمندسازی افراد دارای معلولیت که برای عضویت در تیم دلفی رضایت خود را اعلام کردند، خواسته شد نظر خود را درباره اهمیت هر یک از عوامل مذکور بیان نموده و اگر عوامل دیگری را در توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت موثر می شناسند نام ببرند. با استفاده از شیوه دلفی با تحلیل فازی، طی سه دور دلفی عواملی که در توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت نقش دارند شناسائی شده بر اساس اهمیت رتبه بندی شده در قالب مولفه ها و محورهایی سازماندهی شدند. یافته ها: در مجموع 48 عامل مرتبط برای توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت شناسایی و در 12 مولفه و 3 محور «فرد دارای معلولیت»، « بافتار و محیط توانمندساز» و «پی آمدهای اقتصادی» سازماندهی شدند. در محور فرد دارای معلولیت، مولفه های «سلامت»، «دانش»، «مهارت»، «نگرش» و «استعداد» جای گرفتند، محور بافتار و محیط توانمندساز مولفه های «محیط فیزیکی»، «محیط اجتماعی»، «محیط شغلی» و «منابع در دسترس» را شامل شد و محور پیامدها مولفه های «اشتغال»، «پیامدهای اجتماعی» و «پیامدهای اقتصادی» را در خود جای داد. بحث: توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت فرآیندی است که طی آن سه محور «فرد دارای معلولیت»، «محیط توانمندساز» و «پیامدها ی اقتصادی» به گونه ای ارتقاء می یابد که توانمندی اقتصادی حاصل شده و افراد دارای معلولیت قادر می شوند در چرخه اقتصادی جامعه خود نقش پررنگ تری ایفاء نمایند.
۳۴۳.

ارائه الگوی جامعه شناختی استفاده کاربران از شبکه های اجتماعی مجازی (مورد مطالعه: شهروندان شهر ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۷
این پژوهش به منظور فهم و بررسی انگیزه های کاربران شبکه های اجتماعی مجازی، با رویکرد جامعه شناختی انجام گرفته است. مسئله اصلی پژوهش این بود که چه انگیزه ها و کشش هایی در کاربران این شبکه ها - به طور مشخص اینستاگرام و تلگرام - به عنوان حوزه های جدیدتر تعامل اجتماعی وجود دارد که آنها را به سوی استفاده هرچه بیشتر و روزافزون تر از این شبکه ها، با وجود زیان های احتمالی آنها سوق می دهد. در این تحقیق، منظور از کاربران شبکه های اجتماعی مجازی، نمونه ای از افراد نوجوان، جوان و میانسال شهر ایلام است که با استفاده از رایانه یا موبایل در محیط شبکه های اجتماعی اینستاگرام و تلگرام به تعامل و فعالیت می پردازند. روش تحقیق مبتنی بر روش کیفی و از نوع گرانددتئوری است. نمونه گیری در این پژوهش براساس روش نمونه گیری کیفی (نمونه گیری هدفمند و نمونه گیری نظرات) صورت گرفته است اشباع نظری برای کفایت نمونه گیری در نظر گرفته شد. بدین منظور، با اتکا به تحلیل مصاحبه های عمیق با 25 نفر از افراد نمونه، پدیده مورد مطالعه کشف شد؛ سپس یافته ها به صورت مجموعه ای از مفاهیم و مقوله ها تدوین گردیدند و در قالب مدل پارادایمی ترسیم و تحلیل شدند. با استفاده از پارادایم پژوهش، که متضمن شرایط علی، پدیده، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر، راهبردهای کنش/ کنش متقابل و پیامدهاست، مقوله هسته یا مفهوم مرکزی (روی آوردن به دنیای مجازی) به دست آمد که به مثابه نظریه مبنایی همه مقولات محوری را دربرمی گیرد.
۳۴۴.

فرانظریه پردازی کالایی سازی آموزش عالی در دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۴
اهداف: نهاد آموزش، نقشی حیاتی در شکل دهی به اذهان و مهارت های نیروی انسانی ایفا می کند. در سال های اخیر، رویکرد سرمایه دارانه به آموزش و تجاری سازی دانشگاه ها تغییرات عمده ای در ساختار و عملکرد نظام های آموزشی ایجاد کرده است. این تغییرات که در قالب کالایی سازی دانش نمود یافته اند، دانش را از یک دستاورد انسانی به یک کالای مصرفی تبدیل کرده اند. مقاله حاضر که با هدف ارائه تحلیلی فراگیر از نظریه های مرتبط با کالایی سازی آموزش تدوین شده، به بررسی پدیده کالایی سازی دانش در بستر نظام های اقتصادی و فرهنگی می پردازد و تعامل پیچیده میان اقتصاد لیبرالی و نظام آموزشی را تحلیل می کند. روش مطالعه: این مقاله از رویکردی بازاندیشانه و فرانظری بهره می گیرد. این رویکرد نه تنها امکان ارزیابی انتقادی و تطبیقی نظریه های موجود را فراهم می کند، بلکه چشم اندازی نوین برای فهم بهتر پیامدهای کالایی سازی بر نهاد آموزش و تأثیرات آن بر تحولات ساختاری و فرهنگی ارائه می دهد. برای این منظور محقق با مطالعه و بررسی 4 نظریه و تحلیل یافته های 26 مقاله، به کاوش در جریان کالایی سازی دانش پرداخته است. یافته ها: کالایی سازی دانش، با اشاعه عرضه و تقاضا، تعامل صنعت و آموزش و تعریف دانش در چارچوب منطق بازار، تقویت شده است. پیامدهای آن شامل عدم تعادل در عرضه و تقاضای آموزشی، تضادهای اجتماعی ناشی از مدرک گرایی و تغییر ارزش های فرهنگی است. این شکل از دانش زدایی و بازکالایی دانش می تواند به تغییرات فرهنگی، قانونی و تکنولوژیکی منجر شود و ساختارهای اجتماعی را بازتعریف کند. نتیجه گیری: کالایی سازی دانش، فرآیندی پیچیده و پویا است که پیامدهای مثبت و منفی داشته باشد و تعاملات اجتماعی، نظام آموزشی و بازار کار را تحت تأثیر قرار دهد. مضامین فراگیر و سازمان دهنده مؤلفه های آن، در این مطالعه می تواند به عنوان الگویی مناسب برای سیاست گذاری و تدوین برنامه، چگونگی مواجهه با پیامدهای کالایی سازی و کاربست آن در مراکز دانشگاهی مورد استفاده قرار گیرد.
۳۴۵.

اصول سیاست جنایی فقه امامیه با تکیه بر آموزه های اجتماعی قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۷۸
سیاست جنایی به عنوان دانشی نوپدید و میان رشته ای است که در پی بررسی چرایی و چگونگی شکل گیری سیاست های مربوط به جرم و جنایت، واکنش جامعه و دولت به این مسائل و نحوه تأثیرگذاری عوامل اجتماعی و سیاسی بر جرائم است؛ ازاین رو در مرحله نخست به دانش حقوق و علوم سیاسی تعلق دارد؛ اما به لحاظ محتوایی از حوزه های مختلف اجتماعی به ویژه فرهنگ تأثیرپذیر است. باتوجه به اهمیت این تأثیرپذیری در جامعه اسلامی پژوهش حاضر برخی اصول سیاست جنایی اسلام را با تمرکز بر آموزه های اجتماعی قرآن بررسی نموده است؛ بدین منظور اسناد معتبر دینی، به ویژه آیات قرآن و منابع تفسیری با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، مورد ارزیابی قرارگرفته اند و ازآنجاکه برای دستیابی به رهنمودهای قرآن از منطق علت یابی ارسطویی استفاده شده است، علت غایی و علت صوری مبنای فهم رویکردی قرارداده شده است. براین اساس اصول مذکور در دو بعد مرتبط با اهداف و علل مجازات و اصول حاکم بر اجرای آن ها مورد تحلیل قرارگرفته است. انطباق حداکثری این اصول با آموزه های قرآنی و سنت های اسلامی؛ ضرورت اجرای این اصول برای تأمین عدالت اجتماعی و انصاف در نظام کیفری اسلام و تقدم رویکرد اصلاح و ترمیم جامعه بر مجازات و تنبیه بزهکاران، عمده دست یافت های این پژوهش است که بر اساس آن تغییر مدل سیاست جنایی از رویکرد اقتدارگرایانه موجود به سمت عدالت ترمیمی اجتناب ناپذیر تشخیص داده شده است تا از این طریق تعاملی سازنده میان بزهکار، بزه دیده و جامعه به دست آمده و کیفیت زندگی و روابط اجتماعی بهبود یابد.
۳۴۶.

«خانه عنکبوت»، تبیین حک شدگی بازاریابی شبکه ای در پارادایم جامعه شناسی اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۴۷
بازاریابی شبکه ای، نوعی فروش مستقیم است که از طریق آن، کالاها از طریق تماس مستقیم مشتری و توزیع کنندگان مستقل، به فروش می رسند. سازمان های فروش مستقیم، اغلب به شکل محیط های شبه خانگی به تصویر کشیده می شوند که ویژگی اصلی آن ها، همکاری افقی به همراه پیوندهای عاطفی ا ست. در این سازمان ها، فرایند شبکه سازی از دو بخش عمده تشکیل شده است؛ ابتدا، توزیع کنندگان، انواع گوناگون روابط شخصی را برای ایجاد معاهده های تجاری فعال می کنند؛ دوم، توزیع کنندگان، شکل و جوهر شبکه های اجتماعی/تجاری خود را به منظور تحکیم اعتماد و حل تنش های ذاتی موجود در کنش های اقتصادی مبتنی بر شبکه، تغییر می دهند. این همپوشانی کسب درآمد و دوست یابی در فروش مستقیم، پرسش های جامعه شناختی بنیادینی را ایجاد می کند: «توزیع کنندگان چگونه اعتماد را حفظ و شبکه های خود را تحکیم می کنند؟» «آن ها چگونه روابط شخصی را به سوی کنش های اقتصادی سودآور هدایت می کنند؟» مقاله حاضر که پژوهشی اکتشافی کیفی به روش مرد م نگاری مجازی است، برای پاسخ به این پرسش ها از مفهوم حک شدگی جامعه شناسی اقتصادی بهره گرفته است. در این مقاله، فرایند حک شدگی بازاریابی شبکه ای در چهار سطح شبکه، منفعت، سازمان، و فرهنگ تبیین شده است. مقوله های خفقان اطلاعات و تجاری سازی پیوندها به سطح شبکه، فردگرایی لیبرال و بازاریابی اعتقادی به سطح منفعت، اجتماع شبه خانوادگی و رهبران عقاید به سطح سازمان، و سرانجام، رؤیای کارآفرینی و تحقق عدالت به سطح فرهنگ تعلق دارند.
۳۴۷.

تبیین و طراحی الگوی عوامل موثر بر رفتارهای منافقانه مدیران (مطالعه موردی: مددکاران اجتماعی استان های فارس، بوشهر و کهکیلویه و بویراحمد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۱
هدف این پژوهش، تبیین و طراحی الگوی عوامل موثر بر رفتارهای منافقانه مدیران و ارائه مدل مناسب است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، اکتشافی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، توصیفی- پیمایشی و از نوع آمیخته و مبتنی بر تحلیل مضمون و معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 13 نفر از خبرگان و در در بخش کمی 179 نفر از مددکاران اجتماعی استان های فارس، بوشهر و کهکیلویه و بویر احمد در سال 1397 بود. روش نمونه گیری در بخش کمی نمونه گیری تصادفی متناسب با حجم جامعه بود. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه بوده است. این پژوهش در سه فاز متوالی انجام شده است. در ابتدا با استفاده از تحلیل مضمون، مولفه های موثر بر رفتارهای منافقانه شده، در فاز دوم با استفاده از روش مدلیابی ساختاری تفسیری نسبت به سطح بندی مولفه ها اقدام شد؛ و نهایتا در فاز نهایی تحقیق با استفاده از پیمایش کمی نسبت به اعتبارسنجی مدل (مدل حاصل از فاز دوم) اقدام شد. همچنین قدرت نفوذ و میزان وابستگی عوامل موثر بر رفتارهای منافقانه مدیران نیز مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج بدست آمده، مدل رفتار منافقانه مدیران شامل عوامل فرهنگی، عوامل فردی، عوامل ساختاری، عوامل شغلی، عوامل موقعیتی، عوامل مدیریتی، و عوامل سازمانی تدوین شد که از طریق یک مطالعه میدانی نیز مورد تایید قرار گرفت.با مقایسه آنچه در این پژوهش بدست آمد و آنچه در عمل در سازمان های ایرانی مشاهده می شود، ریشه کنی و حتی کاهش رفتارهای منافقانه در این سازمان ها، دور از ذهن به نظر می رسد.
۳۴۸.

تحلیل گذار فرهنگی: بازنمایی ارزشهای پسامادی و آینده نگر در سینمای دهه نود ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۳
این مقاله به مطالعه بازنمایی تغییرات فرهنگی در سینمای ایران طی دهه ی 1390 می پردازد و با بهره گیری از روش تحلیل روایت، نشانه شناسی و چارچوب مفهومی گذار ارزش های رونالد اینگلهارت به تحلیل این تغییرات در شکل های روایی، بصری و کنش محور آن می پردازد. نمونه گیری به صورت هدفمند از پرفروش ترین و پرمخاطب ترین فیلمهای این سالها انجام شده است. یافته ها نشان می دهد سینمای این دوره تصویری چندلایه از «گذار ناقص ارزش ها» ترسیم می کند؛ وضعیتی که در آن سرمایه اجتماعی فرسوده، ناپایداری اقتصادی و بی اعتمادی نهادی مانع تثبیت ارزش های جدید می شود و کنشگران را در موقعیتی میانی قرار می دهد. کنشگران در روایت ها غالباً در وضعیت اضطراری، واکنشی و فاقد فاعلیت مؤثر تصویر می شوند و گره گشایی ها نه محصول اراده جمعی، بلکه پیامد تصادف، فرسایش یا مداخله بیرونی است. در سطح سینمایی، تحلیل میزانسن، نمادها و ساختار روایی فیلم ها نشان می دهد که قهرمان معاصر ایرانی از تیپ اصلاح گر فعال به کنشگری آسیب دیده، محافظه کار و در جست وجوی حداقلی از امنیت روانی و کرامت فردی تغییر کرده است. مطالعه حاضر نتیجه می گیرد سینمای نوین ایران نه فقط بازتاب دهنده ی بحران ارزش ها، بلکه سندی فرهنگی از مرحله ی میانی و ناتمام گذار ارزشی در جامعه ایرانی است؛ مرحله ای که آینده مندی در سطحی حداقلی و مبتنی بر مدیریت بحران بازنمایی می شود.
۳۴۹.

مطالعه نقش سیاست های حمایتی دولت های نهم تا دوازدهم بر وضعیت شاخص فلاکت اقتصادی (مورد مطالعه: استان گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۵
فقر و فلاکت اقتصادی از معضلات مهم کشورهای درحال توسعه به شمار می روند. این در حالی است که سیاست های دولت های مختلف در رفع این معضل می تواند نقش بسزایی داشته باشد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، سیاست های مربوط به بخش های سلامت، آموزش، مسکن، رفاه و تأمین اجتماعی به عنوان ابعاد مهم و تأثیرگذار سیاست های حمایتی متأثر از جهت گیری ها، رویکردها، ایدئولوژی و جریان فکری حاکم بر سیاست های دولت ها بوده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، مطالعه نقش سیاست های حمایتی دولت های نهم و دهم (محمود احمدی نژاد) و یازدهم و دوازدهم (حسن روحانی) در بخش های مسکن، سلامت، آموزش، رفاه و تأمین اجتماعی در فقر و فلاکت اقتصادی شهروندان است. روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش، کیفی بوده و از رهیافت پدیدارشناسی به عنوان روش عملیاتی پژوهش استفاده شده است. برای گردآوری داده های پژوهش از مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، متخصصان و مطلعان کلیدی در بخش های مسکن، آموزش، سلامت، رفاه و تأمین اجتماعی استان گیلان است. روش نمونه گیری، هدف مند و نظری است و پس از به اشباع رسیدن مصاحبه ها، حجم نمونه 24 نفر شده است. پس از اتمام مصاحبه ها، داده های گردآوری شده با بهره گیری از روش موستاکاس مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش بیانگر آن است که از نظر مشارکت کنندگان، سیاست های اجتماعی- حمایتی دولت های احمدی نژاد و روحانی در بخش های آموزش، مسکن، سلامت، رفاه و تأمین اجتماعی توفیق چندانی نداشته اند و این سیاست ها باعث افزایش فقر و فلاکت اقتصادی شهروندان شده اند. در واقع، سیاست های اجتماعی- حمایتی دولت های احمدی نژاد و روحانی علی رغم تأثیرپذیری از دو جریان سیاسی متفاوت، درگیر تضاد، سردرگمی و آشفتگی بوده و عملاً سیاست های حمایتی در حوزه های آموزش، مسکن، سلامت، رفاه و تأمین اجتماعی مورد غفلت واقع شده است.  
۳۵۰.

مطالعه ای بر فیلم های منتخب توقیفی سینمای ایران در چهار دهه اخیر (1360-1400) از منظر مسائل اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۷
ارتباطات تنگاتنگ سینما و مسائل اجتماعی همواره موردتوجه محققان میان رشته ای و هنرمندان بوده است. هدف از این پژوهش، واکاوی مختصات اجتماعی پنج فیلم منتخب توقیفی چهار دهه اخیر سینمای ایران از منظر مسائل اجتماعی و فرهنگی از دریچه جامعه شناسی هنر است. رویکرد این پژوهش کیفی توأم با تحلیل مضامین سازنده فیلم ها بوده است. «برزخی ها»، «بانو»، «مارمولک»، «سنتوری» و «عصبانی نیستم» پنج فیلم منتخب موردبررسی در این پژوهش به عنوان فیلم های توقیفی و کمتر مطالعه شده در تحقیقات پیشین هستند. این پژوهش با تکیه بر نظریه های بازنمایی و شکل دهی به بررسی نسبت میان مسائل اجتماعی و بازتاب گفتمان های فرهنگی سینمایی آن ها پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد درمجموع، این فیلم ها 22 مقوله کلیدی با مضامین مشابه عمده آسیب های اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و شهر مدرن را دارا هستند. دراین بین دو فیلم برزخی ها و مارمولک مقولات غیر هم جنس با سه فیلم دیگر داشته اند. همچنین، نوع مضامین شناسایی شده دارای تنوع بالاتری بوده و از سوی دیگر شکل بیانی مسائل اجتماعی در گفتمان های مسئله محور صریح تر و عریان تر است و بی ارتباط با دلایل توقیف موقت یا دائمی این فیلم ها نیست. از دریچه جامعه شناختی هنر نیز یافته ها بیانگر آن هستند که سینمای ایران نه صرفاً بازتابی از واقعیت، بلکه سازنده و بازآفرین معنا در بستر قدرت و گفتمان است. این روند نشان می دهد سینمای ایران در هر دوره، ضمن تأثیرپذیری از گفتمان های مسلط، فضایی برای عینیت سازی فرهنگی و بازتعریف معنا فراهم کرده است. براین اساس، تحولات سینمایی را می توان محصول برهم کنش میان قدرت، فرهنگ و جامعه در چارچوب رژیم های بازنمایی و شکل دهی دانست.
۳۵۱.

تبیین نقش حیاط مرکزی در کارکرد تعاملات اجتماعی-تجاری، زیست محیطی و امنیتی کاروانسرای ایرانی با رویکرد فرهنگ محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۷
حیاط مرکزی به منزله یکی از مؤلفه های بنیادین معماری کاروانسرای ایرانی، نقشی تعیین کننده در شکل دهی به تعاملات اجتماعی و تجاری، بهبود کیفیت محیط زیست و ارتقای امنیت این بناهای تاریخی دارد و همواره از بسترهای فرهنگی و ویژگی های بومی تأثیر پذیرفته است. در سال های اخیر، توجه به ارزش های فرهنگ محور در بازخوانی و بازآفرینی کارکردهای فضایی کاروانسراها، جایگاه مهمی در مطالعات بین رشته ای یافته است. پژوهش حاضر باهدف تحلیل کارکردهای چندگانه حیاط مرکزی درراستای ارتقای کیفیت فضایی کاروانسرای ایرانی و باتمرکزبر ابعاد اجتماعی، زیست محیطی و امنیتی، در پرتو رویکرد فرهنگ محور انجام شده است. روش تحقیق به صورت کمی-تحلیلی بوده و داده ها ازطریق مطالعات میدانی و اسنادی گردآوری شده اند. دراین چارچوب، 4کاروانسرای منتخب در بافت های تاریخی موردبررسی و تحلیل قرار گرفتند. یافته های تحقیق نشان می دهد که میان ویژگی های کالبدی و فرهنگی حیاط مرکزی و ارتقاء تعاملات اجتماعی-تجاری، بهبود شرایط زیست محیطی و افزایش امنیت فضایی در کاروانسراهای ایرانی، رابطه ای معنادار وجود دارد. همچنین مشخص شد که هرچه طراحی و مدیریت حیاط مرکزی با شناخت دقیق تری از ابعاد فرهنگ محور همراه باشد، امکان احیای کارکردهای چندگانه و تقویت نقش اجتماعی و اقتصادی این بناها افزایش می یابد. به طورخاص یافته های این پژوهش بر ضرورت هم راستاسازی ملاحظات فرهنگی با اصول طراحی فضایی در فرایند بازآفرینی کاروانسراهای ایرانی تأکید دارد. نتایج نشان می دهد که اتخاذ رویکردهای فرهنگ محور همراه با مشارکت ذی نفعان، می تواند به ارتقای کیفیت عملکردی و احیای حیات حیاط مرکزی این بناهای تاریخی منجر شود.
۳۵۲.

تحلیل تعامل گفتمان رفاه اجتماعی و مسائل فرهنگی در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۸
در جوامع معاصر، فرهنگ و رفاه اجتماعی به عنوان دو عنصر اساسی در تحلیل جوامع پیشرفته شناخته می شوند. در ایران، تغییرات فرهنگی به طور مستقیم بر سیاست های رفاهی تأثیر می گذارند و این دو حوزه ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند. این پژوهش به بررسی تأثیر تغییرات فرهنگی بر سیاست های رفاهی و بالعکس می پردازد. این پژوهش از رویکرد کیفی و تحلیل گفتمان برای بررسی گفتمان رفاه اجتماعی و تأثیرات فرهنگی در ایران استفاده نمود. داده ها از منابع تاریخی و اسنادی جمع آوری شده و با ابزارهای تحلیل محتوا و نرم افزارهای کیفی تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد که در دوران های مختلف، سیاست های رفاهی به نیازهای اقشار آسیب پذیر پاسخ داده و با چالش هایی مانند جهانی سازی و تغییرات فرهنگی مواجه بوده اند. همچنین، سیاست های فرهنگی و اجتماعی برای حفظ هویت فرهنگی و ارتقاء رفاه اجتماعی طراحی شده اند، اما ناتوانی برخی از آن ها در پاسخ به نیازهای جدید همچنان وجود دارد. این مطالعه به بررسی تأثیر جهانی شدن بر رفاه اجتماعی و هویت فرهنگی در ایران، به ویژه در میان جوانانی که به دنبال هویت های جدید هستند، می پردازد. یافته ها نشان می دهند که سیاست های رفاهی باید با تنوع فرهنگی همسو شوند و با ایجاد تعادلی میان ارزش های سنتی و استانداردهای جهانی، نیازهای در حال تغییر جامعه را پاسخ دهند.
۳۵۳.

پیامدهای سیاست دفاعی چین در غرب آسیا بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۱۴
زمینه و هدف: این مقاله به بررسی سیاست دفاعی چین در غرب آسیا و پیامدهای آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران می پردازد. هدف اصلی تحقیق، تبیین سیاست دفاعی چین در منطقه و شناسایی پیامدهای مثبت و منفی آن بر امنیت ملی ایران است. روش تحقیق: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و داده های آن از طریق پرسشنامه و با استفاده از نمونه ای 45 نفره از خبرگان حوزه نظامی، سیاسی و اقتصادی جمع آوری شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که سیاست دفاعی چین در غرب آسیا دارای 30 پیامد مثبت و 18 پیامد منفی قابل تحلیل است که بیشتر آن ها از نظر آماری معنادار هستند. از میان پیامدهای مثبت می توان به ارتقای همکاری های امنیتی، افزایش موازنه قدرت به نفع ایران، کاهش تأثیر تحریم های آمریکا و منتفع شدن ایران از سازمان های منطقه ای مانند پیمان شانگهای اشاره کرد؛ در حالی که پیامدهای منفی شامل افزایش وابستگی اقتصادی، رقابت ژئوپلتیکی و مداخله های چین در مسائل منطقه ای است. نتیجه گیری: نتیجه گیری اصلی این است که وجود چین در غرب آسیا به طور کلی برای ایران امنیت زا است، اما نیازمند مدیریت دقیق برای کاهش ریسک های بالقوه است.
۳۵۴.

نقش هوش مصنوعی در رسانه های نوین در زمینه دین باوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۲۰۶
هدف: این مقاله به بررسی نقش هوش مصنوعی در رسانه های نوین و تأثیر آن بر ترویج دین باوری می پردازد. هدف اصلی تحقیق، تحلیل فرصت ها و چالش های مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی در انتشار محتوای دینی و بررسی تهدیدهای احتمالی مانند سانسور الگوریتمی است.روش شناسی پژوهش: تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع علمی داخلی و بین المللی انجام شده است. داده ها و اطلاعات به روز مرتبط با موضوع جمع آوری و بر اساس رویکردهای تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته اند.یافته ها: نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند نقش مؤثری در تولید و توزیع محتوای مذهبی ایفا کند و از طریق تحلیل رفتار کاربران در رسانه های اجتماعی، محتوای دینی خلاقانه و تعاملی تولید شود. در عین حال، خطراتی مانند سانسور الگوریتمی و تحریف اطلاعات مذهبی وجود دارد که می تواند تهدیدی برای آزادی مذهب و بیان در فضای آنلاین باشد.بحث و نتیجه گیری: استفاده از هوش مصنوعی در رسانه های مدرن می تواند به گسترش دین باوری کمک کند، اما این امر نیازمند نظارت دقیق و چارچوب های اخلاقی است تا از تهدیدات احتمالی جلوگیری شود. در نهایت، هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار نوین، همزمان با ایجاد فرصت های جدید برای تبلیغ دین، چالش هایی نیز به همراه دارد که باید به طور کامل مدیریت شود.
۳۵۵.

تحلیل نظام مند مطالعات بازی در ایران: رویکردها، مفاهیم و دستاوردها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۲۳۷
بازی ویدئویی، در سه دهه گذشته و در سطح جهانی تبدیل به یکی از مهمترین حوزه های صنعت فرهنگی شده است و میلیون ها گیمر در سراسر جهان، به بازی به عنوان یک محصول فرهنگی مهم نگاه می کنند. به عنوان مصرف کنندگان بازی، کودکان، نوجوانان و جوانان در معرض تأثیرات فرهنگی و اجتماعی هستند. از همین رو محققان ایرانی در سه دهه گذشته، تحقیقات متعددی را در حوزه تاثیرات فرهنگی بازی های ویدئویی به انجام رسانده اند. مطالعه مروری منظم تحقیقات منتشرشده در سه دهه گذشته نشان می دهد که طی این سال ها، ده ها مقاله علمی- پژوهشی در ارتباط با ارزیابی اثرات فرهنگی بازی های ویدئویی منتشر شده است. مطالعه نظام مند 48 نمونه منتخب از این مقالات نشان می دهد که محققان ایرانی بیش از هر چیز اثرات فرهنگی بازی های ویدئویی را با توجه به دو حوزه «بازنمایی» و «مصرف» مورد ارزیابی قرار داده اند و از اهمیت حوزه های دیگر نظیر «هویت»، «تولید» و «تنظیم» غافل شده اند. همچنین فقدان یک چارچوب نظری کلان نگرانه در تحلیل اثرات فرهنگی بازی های ویدئویی مشاهده می شود. با توجه به تنوع ناکافی در طراحی و به ویژه جهت گیری های تحلیلی این مطالعات توصیه می شود که محققان ایرانی با پرداختن به تاثیر بازی های ویدئویی بر هویت، سازوکارهای تولید بازی و همچنین تاثیر قوانین بر مصرف فرهنگی بازی های ویدئویی و استفاده از چارچوب های کلان نگرانه همچون چارچوب «مدار فرهنگی» هال و دوگای، به صورت جامع و همه جانبه اثرات فرهنگی بازی های ویدئویی را ارزیابی کنند.
۳۵۶.

تغییر اجتماعی و فرهنگی در عصر شهرت اینترنتی؛ مطالعه کیفی اقتصاد شهرت در بین اینفلوئنسرهای ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۹۷
در دنیای کنونی فرهنگ شهرت و زیرساخت های اجتماعی آن، از طریق بازسازی به وسیله صنعت فرهنگ و رسانه های نوین، چرخه ای از اقتصاد و درآمدزایی جدید را برای افراد شناخته شده و تأثیرگذار به همراه دارد. این مقاله باهدف بررسی تأثیر تغییرات اجتماعی و فرهنگی اقتصاد شهرت در بستر شبکه اجتماعی اینستاگرام، به عنوان پربازدیدترین و تأثیرگذارترین شبکه اجتماعی در ایران با ۳۱میلیون کاربر فعال، انجام شده است و به طورخاص، به تحلیل چگونگی بهره برداری افراد مشهور این فضا از اقتصاد حاصل از شهرت اینفلوئنسرها در عصر شهرت اینترنتی می پردازد. این پژوهش به روش کیفی و بااستفاده از شیوه تحقیق تحلیل مضمون به بررسی و آنالیز، محتوای صفحات ۳۰اینفلوئنسر بنام با نظر کاربران با تعداد دنبال کنندگان بین 100تا600هزارنفر، در ۱۲دسته مختلف فعالیتی براساس روش لمپرت پرداخته و سبک های مختلف بهره برداری آنان از اقتصاد شهرت موردبررسی و تحلیل قرار داده است. نتایج حاکی از آن است که تغییرات اجتماعی و فرهنگی ناشی از شهرت، علاوه بر تأثیر در قشربندی اجتماعی، باعث فاصله گرفتن اینفلوئنسرها از شیوه های مرسوم درآمدزایی اقتصاد شهرت شده و با ایجاد روش های نوین منجربه عاملیت آنان در حوزه کارآفرینی، برندسازی تجاری و شخصی و تقویت حرکت های شبکه ای و گسترش فرهنگ و هنجارهای محلی در مقیاس جهانی شده است. آنچه تغییرات اجتماعی و فرهنگی نظام شهرت را در عصر شهرت اینترنتی برخلاف گذشته مشهودتر می کند اقتصاد محور بودن شخصی آن به جایی تأثیرگذاری و الگوسازی برای مخاطبان است.
۳۵۷.

تحلیل نقش خود انضباطی کارکنان در شکل گیری رفتار نوآورانه باتأکیدبر بسترهای محیطی و تغییرات اجتماعی-فرهنگی سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۵
در دنیای پررقابت امروز، نوآوری نیروی انسانی به عنوان یک مزیت رقابتی کلیدی برای سازمان ها محسوب می شود. بااین حال، شکل گیری رفتار نوآورانه کارکنان صرفاً به توانایی های فردی وابسته نبوده و تحت تأثیر عوامل درون فردی مانند خودانضباطی و نیز بسترهای محیطی و تغییرات اجتماعی-فرهنگی سازمان قرار دارد. این پژوهش باهدف بررسی نقش خودانضباطی در شکل گیری رفتار نوآورانه باتأکیدبر بسترهای محیطی و تغییرات اجتماعی-فرهنگی سازمان انجام شد. تحقیق حاضر ازنظر هدف، کاربردی و گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل کارکنان سازمان های خدماتی شهر تبریز در سال ۱۴۰۴ش، بود که بااستفاده از فرمول کوکران، ۳۸۴نفر به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. داده ها ازطریق 3پرسش نامه استاندارد – خودانضباطی، بسترهای محیطی و رفتار نوآورانه، گردآوری شد. روایی ابزارها به کمک نظر خبرگان و تحلیل عاملی تأییدی، و پایایی آن ها با آلفای کرونباخ (به ترتیب 81/0، 78/0 و 84/0)، تأیید شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS استفاده گردید. نتایج نشان داد خودانضباطی کارکنان اثر مثبت و معناداری بر رفتار نوآورانه دارد و این رابطه در سازمان هایی با بستر محیطی حمایت گر و تغییرات اجتماعی-فرهنگی مطلوب تقویت می شود. براساس این یافته ها، می توان نتیجه گرفت توسعه مهارت های خودانضباطی همراه با بهبود شرایط محیطی و توجه به تحولات اجتماعی و فرهنگی سازمان، نقش مهمی در ارتقای نوآوری کارکنان ایفاء می کند.
۳۵۸.

تله فضایی فقر و پیامدهای برساخت کولبری در مناطق مرزی کردستان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۴۴
با بررسی پیشینه پژوهش ها و مطالعات مرزی، پیداست که تحلیل ها در باب علل و پیامدهای اجتماعی- فرهنگی کولبری محدود می باشد. به همین منظور، پژوهش حاضر با استفاده از مفاهیم فضا، تولید فضا و تله فضایی فقر در پی دستیابی به این مهم با مطالعه جامعه مرزنشینان شهرستان بانه و مریوان در استان کردستان می باشد. روش انجام پژوهش، کیفی بوده که با استفاده از روش نظریه زمینه ای و کاربست نمونه گیری هدف مند و گلوله برفی، 56 نفر از افراد مطلع و درگیر در پدیده کولبری به عنوان نمونه انتخاب گردیده اند. اطلاعات به روش تحلیل زمینه محور و کدگذاری باز و محوری با استفاده از شیوه اشباع نظری و مدل پارادایمی بیان شده اند. یافته های تحلیلی نشان می دهد که تله فضایی فقر، برساخت پدیده کولبری را در مناطق مرزی کردنشین به دنبال داشته است. کنشگران مرزی به واسطه شرایط علّی حاکم از جمله فشار اقتصادی، نبود منبع درآمد جایگزین، جبر محیطی و ضعف درآمد پیله وری و همچنین غالب بودن بسترها و زمینه هایی همچون ضعف بخش کشاورزی، نبود صنعت و اشتغال صنعتی و ضعف اشتغال گردشگری و با شرایط مداخله گر و مکانیسم هایی همچون امنیتی کردن مناطق مرزی و تاریخی بودن تجارت در منطقه، تنها استراتژی را استفاده از توانایی های جسمی خود یافته و به کولبری روی آورده اند. همین استراتژی، پیامدهایی اجتماعی- فرهنگی در قالب 5 مقوله محوری به دنبال داشته است که از جمله تخریب سرمایه های انسانی بومی، رشد مصرف گرایی، تنزل کرامت انسانی و حقوقی افراد، رشد فضاهای فقرپرور و حاشیه نشین، تداوم چرخه فقر و بازتولید کولبری در میان ساکنان مناطق مرزی غرب کشور از جمله استان کردستان را به دنبال داشته است.
۳۵۹.

شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان و برقراری مدل تعاملی ارتباطات در اجرای خط مشی عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۳
هدف پژوهش: ایده مشارکت کارکنان، صنعت بین المللی گسترده ای از مطبوعات، مشاوران و نشریات حرفه ای را ایجاد کرده است که مدیران را تشویق می کند تا راه های جدیدی برای مشارکت دادن کارکنان خود به عنوان راهی برای افزایش عملکرد سازمانی بیابند. با توجه به اهمیت این موضوع، هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان در اجرای خط مشی عمومی بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر ماهیت کیفی، از حیث بُعد مطالعه از توع کتابخانه ای و میدانی، بر اساس هدف پژوهش، بنیادی و از نظر زمان گردآوری داده ها، مقطعی است. همچنین روش تحلیل داده های مصاحبه از نوع داده بنیاد است. جامعه آماری شامل دو قسمت بود که در بخش اول مدیران با تجربه و نیز اساتید و محققین دانشگاهی را شامل شد و قسمت دوم شامل اسناد و مدارک علمی، کتب، گزارشات و مقالات علمی در سطح ملی و بین المللی بود. در پژوهش حاضر، پس از مصاحبه با 15 نفر، اشباع نظری حاصل شد که بر این اساس تعداد 4 کد اصلی و 12 کد محوری که معرف مولفه های مشارکت کارکنان در سازمان بود، شناسایی شد. همچنین تعداد 90 کد باز مشخص شد که پس از ادغام به 54 کد باز کاهش یافت. یافته های پژوهش:  مهمترین یافته های پژوهش پس از مرور دقیق ادبیات و پیشینه داخلی و خارجی و انجام مصاحبه با خبرگان و صاحب نظران حوزه های مرتبط شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان در اجرای خط مشی عمومی است. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش و مقایسه با پژوهش های انجام شده که در پیشینه پژوهش ذکر شده است یافته های پژوهش در چهار بعد (عوامل ساختاری- عوامل اقتصادی- عوامل رفتاری- عوامل محیطی) شناسایی شد. نتیجه گیری: در این پژوهش سعی شد که با نگاهی جامع به شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان در اجرای خط مشی عمومی پرداخته شد به نحوی که برای علاقه مندان و پژوهشگران این حوزه مورد بهره برداری و استفاده قرار گیرد زیرا با توجه به بکارگیری مشارکت کارآمد می توان با استفاده از خطوط کلی و روند استقرار یک سیستم مدیریت مشارکتی متناسب با اجرا را تسهیل کرد.
۳۶۰.

بررسی تجربه زیسته طلاب از آموزه «تضمین شدنِ روزی طالبان علم»(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه و اهداف: پژوهش حاضر به بررسی تجربه زیسته طلاب حوزه علمیه قم از آموزه «تضمین شدن روزی جویندگان دانش» می پردازد. این آموزه با تکیه بر مستندات حدیثی و روایی، بر این باور است که خداوند روزی جویندگان دانش و طلاب را تضمین کرده است. این موضوع در میان طلاب علوم دینی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا به دلیل اشتغال به تحصیل، فرصت کافی برای کسب درآمد و تأمین معیشت خود را ندارند. این آموزه بیان می کند که طلاب باید صرفاً به امور طلبگی مانند درس خواندن، مباحثه، تبلیغ و تدریس بپردازند و نباید به دنبال کار برای تأمین معاش خود باشند.تأمین معیشت دانش پژوهان علوم انسانی، از جمله طلاب علوم دینی، همواره مسئله ای با اهمیت بوده است. طولانی بودن دوره تحصیل، درآمدزا نبودن علوم دینی پس از فارغ التحصیلی، و وجهه دینی طلاب که تا حدودی با فعالیت اقتصادی منافات دارد، از جمله دلایلی است که تأمین جداگانه معیشت آنها را ضروری می کند. راه حل های مختلفی از جمله کمک حاکمیت یا انجام فعالیت های اقتصادی برای حل این مشکل پیشنهاد شده است. باوجوداین، آموزه تضمین روزی طلاب، راه حلی متفاوت را ارائه می دهد که به جای پیگیری اسباب متداول، بر اتکا به وعده الهی تأکید دارد.با توجه به اهمیت این آموزه و کمبود پژوهش های میدانی در این زمینه، هدف اصلی این تحقیق، بررسی تجربه زیسته طلاب حوزه علمیه قم از این آموزه و شناسایی دیدگاه ها، باورها و تجربیات آنهاست. این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤالات است: آیا تضمین معیشت و رزق «مِن حَیثُ لَا یَحتَسِبُ» در زندگی آنها اتفاق افتاده است؟ و در صورت عدم وقوع، چه موانعی بر سر راه آن وجود داشته است؟ روش: این پژوهش از رویکرد میدانی و روش تحلیل مضمون برای جمع آوری و تحلیل اطلاعات استفاده کرده است. برای جمع آوری داده ها، نگارنده از سه فن مختلف مردم شناختی شامل مصاحبه، مشاهده مشارکتی، و بررسی اسناد و مدارک بهره گرفته است.مصاحبه: نگارنده با ۳۰ نفر از طلاب، از جمله طلاب شاغل به تحصیل و روحانیون فارغ التحصیل، مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام داده است. مصاحبه شوندگان از لحاظ سن، مقاطع تحصیلی و میزان اهتمام به درس متنوع بوده اند تا نتایج پژوهش، گویای مختصات تمام طلاب باشد. در این روش، سؤالات باز و بسته در یک چهارچوب مشخص مطرح می شوند. هدف از مصاحبه ها، کشف برداشت های محلی و باورداشت ها از آموزه تضمین معیشت و دستیابی به تجربه زیسته طلاب بوده است.مشاهده مشارکتی: نگارنده به عنوان یک طلبه، خود این مسئله را در زندگی خود تجربه کرده و از نزدیک با نحوه رفتار طلاب با مسئله تأمین معاش آشنا بوده است. این روش امکان کشف جنبه های دقیق و محرمانه زندگی افراد را فراهم می کند.بررسی اسناد: برای شناخت تاریخچه و ابعاد مختلف این آموزه، اسناد نوشتاری و کتابخانه ای بررسی شده است. این بخش شامل بررسی روایات، کتاب های زندگی نامه علما، و نظرات آنها درباره تأمین معاش طلاب بوده است.تحلیل داده ها: پس از جمع آوری اطلاعات، مراحل تحلیل مضمون شامل مطالعه و پیاده سازی مصاحبه ها، کدگذاری اولیه (شناسایی کلمات کلیدی)، کدگذاری ثانویه (خوشه بندی جملات مرتبط) و ترسیم شبکه مضامین (حرکت به سمت مدل مفهومی) طی شده است. این روش به تبدیل داده های متنی پراکنده به داده های غنی و تفصیلی کمک می کند. نتایج: نتایج تحقیق نشان می دهد که طلاب تجربه های یکسانی از آموزه تضمین معیشت ندارند. این تجربیات به سه دسته کلی تقسیم می شوند:۱. معتقد مطلقاین گروه از طلاب عمیقاً به این آموزه باور دارند. آنها باورهای خود را به تجربیات مثبتی مستند می کنند که در زندگی خود داشته اند. برای این گروه، شیوه تأمین نیازهایشان به گونه ای بوده که اغلب به صورت «من حیث لایحتسب» (از جایی که گمان نمی برند) اتفاق افتاده است. این افراد معتقدند: خداوند حداقل های زندگی آنها را تأمین کرده تا ذهنشان از مشغله های مالی خالی باشد.۲. غیرمعتقداین گروه از طلاب یا به طورکلی به این آموزه اعتقاد ندارند یا با آن تجربه منفی داشته اند. آنها این آموزه را غیرعقلانی دانسته و معتقدند که شخص باید برای کسب معاش خود بکوشد؛ زیرا «لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى». این دسته از طلاب، مشکلات مالی فراوانی را تجربه کرده اند که با این آموزه همخوانی ندارد.۳. اعتقاد مشروطاین گروه از طلاب به آموزه تضمین معیشت باور دارند؛ اما آن را به شرایطی مشروط می دانند. آنها برای توجیه مشکلات مالی خود و سایر طلاب درسخوان، ضمانت الهی را به عواملی مانند جدیت در تحصیل، عمل به وظیفه، توکل، توسل به خدا و اولیا، پوشیدن لباس روحانیت، تقوای الهی، اخلاص، و قناعت مشروط کرده اند. این افراد معتقدند: اگر در زندگی مشکل مالی پیش می آید، تقصیر از کم کاری یا نقص در انجام وظایف خود آنهاست. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که آموزه «تضمین روزی طالبان علم» صرفاً یک خبر یا روایت دینی نیست؛ بلکه در زندگی طلاب به یک تجربه زیسته تبدیل شده است. تفاوت در برداشت ها و تجربه ها، به تقسیم بندی طلاب به سه دسته معتقد مطلق، غیرمعتقد و معتقد مشروط منجر شده است.نکته قابل توجه این است که حتی طلاب معتقد به این آموزه نیز، تأمین معیشت را به معنای زندگی مرفه یا نبود مشکلات مالی نمی دانند. آنها معتقدند که خداوند حداقل های زندگی را برایشان فراهم کرده است تا بتوانند با فراغ بال به تحصیل بپردازند. چالش اصلی برای باورمندان، مشاهده مشکلات مالی در میان طلاب درسخوان است. به همین دلیل، برای تبیین این تناقض ظاهری، شرایطی را برای تحقق این وعده الهی در نظر گرفته اند. این شرایط شامل جدیت در تحصیل، توکل، توسل، تقوا و قناعت است. این امر نشان می دهد که در ذهن طلاب، این آموزه به صورت یک باور مشروط درآمده است و موفقیت در آن به تلاش و عمل آنها نیز وابسته است.این پژوهش با استفاده از روش های کیفی، به لایه های پنهان تجربه طلاب دست یافته و نشان می دهد که برداشت آنها از این آموزه، پیچیده تر از یک باور ساده است. در مقابل، طلاب غیرمعتقد، به دلیل عدم تحقق این آموزه در زندگی خود، آن را رد و بر لزوم تلاش برای کسب روزی تأکید می کنند. این دیدگاه ها، همگی بازتابی از برداشت های متفاوت از مستندات روایی و قرآنی است که حتی در میان علما نیز وجود دارد. این پژوهش، زمینه را برای تحقیقات بیشتر در زمینه ارتباط بین باورهای دینی و تجربه زیسته افراد فراهم می آورد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان