ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸۱ تا ۵۰۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
۴۸۱.

بررسی موقعیت سادات در سپهر سیاسی ایران از فروپاشی صفویان تا پایان حکومت نادرشاه (1135-1160ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۸
گروه اجتماعی سادات، به دلیل انتساب به خاندان پیامبر (ص) و همچنین ادعای سیادت صفویان، از احترام فراوان و جایگاه ویژه ای نزد آن ها برخوردار بودند، به گونه ای که این گروه به بازیگران اصلی و تأثیرگذار در عرصه های مختلف عصر صفوی تبدیل شدند. این موقعیت ممتاز با سقوط صفویان، نمی بایست به همین شکل ادامه یابد؛ لذا پژوهش حاضر در صدد است تا موقعیت سادات در سپهر سیاسی ایران را از سقوط صفویه تا پایان دوره نادرشاه به طور دقیق و جامع واکاوی نماید. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مطالعه کتابخانه ای انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که با سقوط سلسله صفویه توسط افغان ها، سادات دچار وضعیت نامطلوبی از جمله قتل، فرار و مهاجرت اجباری شدند. در دوره نادرشاه نیز به دلیل سیاست های مذهبی متفاوت از صفویان، این گروه با تضعیف موقعیت های اداری، با کاهش چشمگیر درآمدهای موقوفات، عزلت نشینی، مهاجرت و حتی حذف مواجه شدند. علیرغم تمام مشکلات و محدودیت های موجود برای سادات در این عصر، اما بنابر درک موقعیت اجتماعی آنها توسط نادر، ساداتی عموما از خاندان هایی به دور از دایره قدرت در عصر صفوی در مناصب مختلف دیوانی و مذهبی و به شکلی کنترل شده، فراخوان شدند.
۴۸۲.

کرمانیان در برابر مغولان؛ تقابل تدبیر و شمشیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۸
بررسی برخی از تحقیقاتِ جدید و حتی بعضی از منابع دست دومِ تاریخی، این نکته را به ذهنِ مخاطب متبادر می سازد که کرمانیان (اعم از حاکمان، دولتمردان و عمومِ مردمِ کرمان) با طوع و رغبت از مغولان چنگیزی اطاعت کرده و بدون هیچ سیاست، تلاش و یا مقاومتی به تسلیمِ کامل آنان درآمده اند. نوشتار حاضر بر آن است که با بهره گیری از روش پژوهش تاریخی با رویکرد تحلیلی، این قولِ ساده انگارانه را به چالش کشد و با ارائه دلایل و شواهدِ متقنِ تاریخی بدین پرسش پاسخ دهد که رویکرد کرمانیان در برابرِ مغولان چنگیزی چگونه بود و این رویکرد چه تبعات و نتایجی برای کرمان داشت؟ یافته های پژوهش نشان داد که اولاً حاکمان و دولتمردانِ کرمان همزمان با تهاجماتِ مغولان، با توجّه به شناختی که از مغولان، کشتار و شدّت عملِ آنها داشتند؛ زیرکانه سعی کردند از رسمِ ایلیِ مغولان تبعیت کرده و از ویرانیِ کرمان جلوگیری کنند. ثانیاً دولتمردانِ کرمان تا حدّ ممکن سعی داشتند از باز شدنِ پایِ مغولان به کرمان جلوگیری کرده و با رسومی همچون فرستادن گروگان به دربارِ مغولان و یا ازدواج های سیاسی و حتی پرداخت مالیات، امنیت سیاسی – اجتماعی کرمان را حفظ کنند تا در پسِ این امنیت بتوانند به رونق اقتصادی نیز دست یابند. اگرچه سرانجام مغولان همزمان با دورانِ ایلخانیِ اولجایتو بر کرمان استیلا یافتند؛ اما کرمانیان نزدیک به یک قرن با همین رویکرد در مقابل مغولان ایستادگی کردند و نه تنها از ویرانیِ سرزمین خود جلوگیری کردند؛ بلکه دورانی همراه با رونق اقتصادی و رشد فرهنگی را پشت سر گذاشتند؛ دورانی که اوج آن همزمان با حکومت تَرکان خاتون قراختایی است. در مجموع می توان کرمانیان را پیروزِ میدانِ رویارویی با مغولان دانست.
۴۸۳.

نقش اجتماعی و فرهنگی زنان ایالت جبال ایران در دوره های آل بویه و سلجوقی بر پایه نظریه بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۵
ایالت جبال به عنوان کانونی راهبردی در ایران دوره میانه، نقش مؤثری در تحولات سیاسی، مذهبی و فکری جهان اسلام ایفا کرد. با این وجود، نقش آفرینی زنان این منطقه علی رغم اهمیت تاریخی آن، کمتر موضوع مطالعات نظام مند بوده است. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای و با کاربست چارچوب نظری پیِر بوردیو، به تحلیل کنشگری و جایگاه زنان در بازتولید قدرت و مقاومت فرهنگی در ایالت جبال در دوره آل بویه و سلجوقی می پردازد. مطالعه حاضر با اتکا بر منابع تاریخی اولیه و مطالعات کتابخانه ای، مفاهیم کلیدی بوردیو شامل میدان، سرمایه، عادت واره و خشونت نمادین را به عنوان ابزار تحلیلی به کار گرفته و به تحلیل نظام مند داده های تاریخی پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که زنان جبال، با وجود محدودیت های ساختاری و اعمال خشونت نمادین، کنشگرانی فعال و راهبردی بوده اند. در میدان علمی-دینی، زنان محدثه و عالمه با تبدیل سرمایه فرهنگی و اجتماعی به سرمایه نمادین در انتقال معارف اسلامی و تربیت شاگردان مؤثر عمل کرده اند. در عرصه عرفانی، زنان صوفی با استفاده از شبکه های خویشاوندی و معنوی، فضاهایی برای حضور عرفانی ایجاد کردند. همچنین، در حوزه سیاسی و اجتماعی، آنان با سرمایه نمادین و اقتصادی خود در دیپلماسی، مدیریت بحران، تثبیت مشروعیت خاندان های حاکم و فعالیت های خیریه نقش آفرینی کردند . این پژوهش نشان می دهد که زنان جبال، با درک قواعد میدان های اجتماعی-فرهنگی و استفاده هوشمندانه از سرمایه های مختلف، و با بهره گیری از جایگاه راهبردی جغرافیایی ایالت جبال که بستری برای تبدیل فرصت های مکانی به سرمایه های گوناگون فراهم می کرد، توانستند در چارچوب همان ساختارهای مردسالارانه موقعیتی اثرگذار برای خود ایجاد کنند . یافته ها اهمیت ترکیب تحلیل جامعه شناختی و تاریخی برای درک دیالکتیک سلطه و مقاومت و نقش زنان در تاریخ اجتماعی ایران و جهان اسلام را برجسته می سازد و الگویی نظری برای مطالعات آینده در حوزه جنسیت، قدرت و فرهنگ ارائه می دهد .    
۴۸۴.

نقش مذهبِ تشیع در تثبیت ساختار قدرتِ صفوی (با تکیه بر گزاره های استبداد شرقی از منظر هگل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۹
قدرت گیری صفویه نقطه عطفی در تاریخ اقتصادی-اجتماعی و سیاسی ایران محسوب می شود. ظهور صفویه پس از سال ها انسداد سیاسی و انقباض اقتصادی، آغاز دوره ای جدید در تاریخ ایران بود. حکومت صفویه با رسمی کردن مذهب تشیع ، همگون سازی فرهنگی را در ایران آغاز نمود و بستر را برای وحدت اجتماعی و یکپارچگی سیاسی-اقتصادی فراهم نمود. این یکپارچگی مسیر را برای تقویت نظام و ایجاد حکومت استبدادی در دوره صفویه فراهم کرد. هگل که نگاهی به تاریخ ایران داشت، ساختارهای اجتماعی-سیاسی آن را استبدادی و در مفهومی کلی و عام، شرقی ترسیم می کرد. هگل نقش مذهب را در ایجاد یکپارچگی اصل اساسی می دانست و از آن به عنوان ابزاری در دست حکومت برای ایجاد استبداد مرکزی، مطیع کردن و مضمحل کردن نیروهای پیرامونی(پیرامونی)، وحدت اجتماعی و یکپارچگی سیاسی-اقتصادی عنوان می کرد. هدف پژوهش حاضر تحلیلِ نقشِ مذهب در ایجاد و تثبیت قدرتِ صفوی از منظر هگل می باشد. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که مذهب چه نقشی در تثبیت ساختار قدرتِ صفوی، ایجاد استبداد متمرکز و یکپارچگی سرزمینی داشت؟ هگل در تحلیل جوامع شرقی، ضمن معرفی خصلت استبدادی حکومت متاثر از اقلیمِ گرم و خشک، به جوامع پیرامونی خودکفا اشاره می کند و تجمیع و ترکیب این دو را ممکن نمی داند مگر با نقش اتصال گر مذهب. مذهب در آراء هگلی، به سان ملاتی عمل می کند که ضمن چسباندن(وحدت عملی) بین مرکز و نیروهای پیرامونی، نقش ابزاری برای تثبیت ساختار قدرت مرکزی را نیز دارد. این پژوهش با روش تاریخی و شیوه توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از فرضیه استبدادشرقی از منظر آراء هگل نگارش شده است.مساله پژوهش حاضر، اعتبارسنجی گزاره های هگلی و شناخت ماهیت استبداد صفوی از گذرگاه این گزاره هاست. .فرضیه ارائه شده با تکیه بر آراء هگل، بیان می کند که مذهب نقشی کارکردی-تاریخی در ایجاد و تثبیتِ ساختار قدرت در ایرانِ عصر صفوی داشته است.
۴۸۵.

سیاست های توسعه مسکن شهری و عدالت فضایی (اتنوگرافی نهادی مسکن مهر سنندج)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۲ تعداد دانلود : ۲۹۳
هدف: شهرسنندج به دلایلی از جمله رشد جمعیت، مهاجرت و افزایش حاشیه شینی یکی از شهرهایی بوده است که مسکن مهر در دو منطقه شهری_دگران و بهاران_ آن به اجرا درآمده است. در این پژوهش با در نظر داشتن رویکردهایی عدالت فضایی سعی در ارائه تحلیلی از وضعیت این مناطق داشتیم. مفروضه اصلی چین است که عدالت فضایی متحقق نشده است و زیست شهری در این مناطق به حاشیه رانده شده است. بررسی وضعیت مسکن در شهر سنندج یکی از مهمترین مسائل این شهر محسوب می شود و این امر چالش هایی را برای مدیران و برنامه ریزان شهری، ساکنان و مالکین ایجاد نموده است. مسکن مهر سنندج با ظرفیت ۷۶۰۰ واحد (در بهاران سطح 43/5 هکتار احداث شده و طول کل خیابان های 20 و 14 متری آن 6410 متر است و تراکم خیابان در این پروژه 147/3 متر) درصدد ایجاد فضایی برای شهروندان بود که بتواند مشکلات و مسائل شهری به ویژه مسکن را حل نماید. این پروژه، وضعیتی را ایجاد کرده است که صرفا نمی توان از لحاظ آماری و کمی بدان نگاه کرد. نگاه به این پروژه از سوی ذی نفعان یکی از مهمترین راه هایی است که بتوان به چگونگی عملکرد مدیران و برنامه ریزان، پیمانکاران و ذی مدخلان نگریست و دستاوردهای این پروژه را مورد ارزیابی قرار داد. این امر، نشان می دهد که ساکنان، چه برداشت ها و مواجهاتی در برابر سیاست ها و راهبردهای اتخاذ شده داشته اند. نظر آنها در مورد دسترسی به امکانات، نوع ساخت، فضا و... تعیین کننده این امر است که عدالت فضایی در شهر سنندج به چه شیوه بر وضعیت زیسته ی ساکنان آن تاثیر دارد. مفروضه بنیادین این پژوهش چنین است که فضای کافی و مناسب از مهمترین نکته هایی بوده است که در طرح مسکن مهر سنندج نادیده گرفته شده است. نحوه ی معماری و ساخت و سازها در این محدوده ها حاکی از فضای نامناسب، عدم توجه به زیرساخت ها، و تمرکز بر روی بیشترین استفاده از زمین بوده است و این امر در مقایسه با نواحی دیگر شهری نابرابر می باشد. با این مفروضه، پژوهش حاضر در صدد برساخت منازعه ی نهادی ساکنان با سیاست ها و راهبردهای اتخاذ شده در مسکن مهر سنندج است.روش :روش پژوهش، روش اتنوگرافی نهادی است. داده های این پژوهش، مستخرج از تجربیاتی که در کشاکش روابط نهادی شکل گرفته و متون نهادی ای به مثابه اِعمالِ سیاست های از بالا بوده اند. از نمونه گیری هدفمند برای گزینش افراد مورد مصاحبه و از نمونه گیری نظری برای تشخیص تعداد افراد، تعیین محل داده های مورد نیاز و یافتن مسیر پژوهش استفاده شده است. برای تفسیر تجربیات مصاحبه شوندگان از تحلیل مضمونی و مدل امیک استفاده شده تا براساس آنها و با دستاویزقرار دادنشان در بستر و موقعیت بومی به خوانشی انتقادی از تجربیات شکل گرفته نائل شد. مصاحبه ها با ۳۰ نفر از شهروندان ساکن مسکن مهر واقع در شهرک بهاران سنندج انجام شده است. همچنین متون نهادی مربوط  به طرح مسکن مهر (طرح ها، آمار و اطلاعات، سایت مربوط به این نهاد های دخیل و...) واکاوی، مورد تحلیل و نقد قرار گرفته است.یافته ها: نتایج نشان می دهد که تنوع  و تناقضات فرهنگی جمعیتی ناشی از مهاجرت بی رویه و ازدحام آپارتمان ها مسائلی را به وجود آورد که این زیست شهری را به مخاطره بیاندازد. طبقات زیاد وشلوغی واحدها، سبب این ازدحام شده و محیطی ناآرام را ایجاد نموده است. در بعد اجتماعی و فرهنگی همچنین می توان به وجود تعارضات گروهی، عدم تعلق مکانی و کاهش اعتماد اجتماعی در این مناطق اشاره نمود. نتایج در قالب مقولات ثانویه تعارضات اجتماعی ساکنان و ازدحام جمعیتی، کمبود امنیت اجتماعی و روانی، عدم مشارکت و اعتماد نهادی و ضعف امکانات و بی توجهی به بافت فضایی نشان از آن دارد که عذالت فضایی نه تنها متحقق نشده است بلکه زیست ناپایداری را برای ساکنان رقم خورده است. تحلیل مصاحبه ها در این بعد، دریچه ای از مسائل را نشان می دهد که با مقوله ثانویه کاهش امنیت اجتماعی و روانی در این مناطق می توان آن ر امورد بحث قرار داد. به دلایل زیادی از جمله وجود افراد مجرد و معتادین و خانواده های شلوغ و... این مناطق ناامن شده و این مورد بیشترین تاثیر را بر روی زیست زنان و کودکان داشته است. اما در ارتباط با نهادهای ذی ربط از جمله شهرداری تحلیل مقولات ناشی از مصاحبه ها نشان می دهد که مشارکت و اعتماد بین ساکنان و نهادها وجود دارد. باری؛ آنچه بیشتر در مورد عدالت فضایی مورد بحث قرار گرفت مربوط به ضعف امکانات و بی توجهی به بافت فضایی ای این مناطق است. دوری از مراکز بهداشتی و درمانی، حمل و نقل عمومی نامتناسب، فقدان کاربری ورزشی، فقدان فضای سبز و کاربری تفریحی و عدم ساماندهی زباله ها مهمترین مقولاتی هستند که نشان می دهند امکانات این مناطق به حدی نیست که بتوان زیست پایداری در این مناطق داشت و بتوان بر وجود عدالت فضایی و به مراتب، عدالت اجتماعی صحه بگذارد.نتیجه: خدمات شهری در معنای عام خود می تواند بسیاری از فعالیت های خدماتی و عمومی مورد نیاز برای اداره امور شهری این مناطق و کاهش بی عدالتی های اجتماعی و اقتصادی را جبران نمایند. لذا توجه نهادی و مشارکت نهادهای ذی ربط در این زمینه مهترین راهکار ارتقای عدالت فضایی و بالا بردن زیست شهری در این مناطق است.
۴۸۶.

حکمرانی جهانی هوش مصنوعی در خدمت منافع بشریت و نقش سازمان ملل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۴۳
هدف: هدف این پژوهش بررسی موضوع هوش مصنوعی و اقدامات سازمان ملل متحد در این عرصه در طی سال های مختلف است. در ادامه این پژوهش سعی دارد لزوم چارچوب گذاری هوش مصنوعی توسط سازمان ملل متحد را بررسی کند.روش پژوهش: در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به تبیین هوش مصنوعی و تاثیر آن بر جنبه های مختلف زندگی انسان پرداخته و با بررسی اسناد و گزارش های متعدد سازمان ملل متحد، اقدامات این سازمان را در تنظیم مقررات و چارچوب گذاری این فناوری بررسی خواهد کرد.یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی با توجه به پیشرفت روزافزونی که در جنبه های مختلف زندگی بشر داشته، لزوم چارچوب گذاری جهانی آن احساس می شود همچنان که برخی از کشورها به تنظیم مقرراتی درخصوص این فناوری پرداخته است. سازمان ملل به دلیل عضویت تمامی کشورها در آن و داشتن نقش دیپلماسی چندجانبه در عرصه جهانی با تنظیم مقررات در زمینه این فناوری، می تواند باعث هدایت و کنترل مثبت آن گردد.نتایج: نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که هوش مصنوعی تا مقیاس گسترده ای قابلیت ایجاد چالش های حقوقی مختلفی را در ابعاد گوناگون زندگی افراد خواهد داشت. علی رغم تلاش های متعدد کشورهای مختلف در زمینه تنظیم گری این فناوری، همچنان نیاز شدید به تصویب قوانینی جامع و شفاف توسط نهادی جهانی و خاص همچون سازمان ملل متحد احساس می شود.
۴۸۷.

ترسیم مؤلفه های زمینه ساز دولت مطلوب در حقوق موضوعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۲
دولت باز مدل جدیدی از دولت های مدرن است، قلب دولت باز از سه ستون تشکیل شده است: شفافیت، مشارکت و همکاری که همگی ارزش عمومی و شهروندی را افزایش می دهند. اما محرک های بیرونی مانند مسئولیت پذیری، مقررات، فناوری، پذیرش یا اعتماد به دولت نیز وجود دارند که بر دولت باز تأثیر می گذارند که دولت های مختلف جهان بر اساس قوانین داخلی حاکم بر کشورشان به ارائه الگوی مطلوب دولت باز به منظور دستیابی به توسعه پرداختند. هدف اصلی این مقاله «ارائه الگوی مطلوب دولت باز با بررسی مواد حقوقی برای نظام جمهوری اسلامی ایران» است.گردآوری اطلاعات انجام گرفته در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی برای پاسخ به این سوال است که؛الگوی مطلوب دولت باز و مؤلفه های آن برای نظام جمهوری اسلامی ایران کدام است؟ به این نتایج دست یافتیم که نمای دولت باز دارای چندین مولفه می باشد که عبارتند از1-اصول مختلف قانون اساسی2-حاکمیت اعلامیه های جهانی3- شفافیت، عنصر اساسی توسعه همه جانبه کشورهای توسعه یافته.4-مصوبه کلیات طرح شفافیت قوای سه گانه 5-مصوبه سیاست های کلی نظام ابلاغی از سوی رهبر.
۴۸۸.

چالش های مشارکت اجتماعی در جریان توسعه گردشگری جامعه محور در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۴۳
"گردشگری جامعه محور" به عنوان یک ابزار مناسب برای ترویج توسعه گردشگری، افزایش رفاه جامعه و همچنین توانمندسازی جوامع محلی دیده می شود. هدف این مدل از گردشگری با مشارکت فعال و توانمندسازی جامعه محلی، به حداقل رساندن اثرات منفی اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی و در عین حال تقویت منافع اقتصادی برای جامعه است. این تأثیرات تلاش ذینفعان توسعه گردشگری در مشارکت دادن جوامع محلی را توجیه می کند. با این حال، علی رغم تلاش برای مشارکت معنادار در طرح های توسعه گردشگری، مشارکت جامعه همچنان یک چالش است. بنابراین این مطالعه با هدف شناسایی چالش های مشارکت اجتماعی جامعه محلی و همچنین ارائه پیشنهادات عملی به منظور برون رفت از این چالش هاست. به منظور انجام این پژوهش در ابتدا با استفاده از مطالعه پیشینه پژوهش، چالش ها شناسایی و مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه این چالش ها با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری، به شکل یک سیستم ساختارمند درآمدند. به منظور برازش سیستم ساختاری شکل گرفته از تکنیک معادلات ساختاری با کاربرد نرم افزار SmartPLS استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر را 29 نفر از فعالین صنعت گردشگری ایران بعنوان خبره و 114 بعنوان نمونه پاسخگوی پرسشنامه شکل می دهند. نتایج پژوهش نشان می دهد که چالش های شناسایی شده در سه دسته عملیاتی، ساختاری و اجتماعی قرار می گیرند و همچنین چالش های دسته ساختاری، منشا سایر چالش ها بوده و در ادامه به منظور رفع چالش ها پیشنهاداتی ارائه شد.
۴۸۹.

پیوندهای خانوادگی و همبستههای اقتصادی اجتماعی آن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۱
در اهمیت خانواده به عنوان یک ساختار سازمانی اساسی و تاثیر آن بر برخی ابعاد زندگی اجتماعی تردیدی نیست. بر این اساس در این مقاله به بررسی پیوندهای خانوادگی و همبسته های اقتصادی اجتماعی آن در ایران پرداخته شده است. داده های آخرین موج ارزش های جهانی در ایران (سال1399) با 1499 نمونه به کار گرفته شده است. یافته ها نشان داده که 3/44 درصد از پاسخگویان پیوندهای خانوادگی را در سطح بالا، 1/32 درصد متوسط و 6/23 درصد پایین گزارش کرده اند. پیوندهای خانوادگی در متاهلین، سنین بالاتر، قوم ترک و بلوچ، افراد با تحصیلات و طبقه پایین تر، قوی تر بوده و با جنسیت و اشتغال رابطه معناداری نداشته است. آزمون های دومتغیره نشان داده که پیوندهای خانوادگی با اخلاق عمومی؛ فرزندآوری؛ سایز خانوار؛ ترتیبات زندگی؛ نگرش های جنسیتی رابطه مستقیم معنادار داشته است. آزمون های چند متغیره نیز نشان داده که با کنترل متغیرهای زمینه ای (جنسیت، سن، تحصیلات، درآمد خانوار) و دینداری، تاثیر معنادار پیوندهای خانوادگی بر نگرش های جنسیتی و اخلاق عمومی همچنان برقرار بوده است. یافته های تحقیق نشان از تاثیر پیوندهای خانوادگی بر دیگر ابعاد زندگی ایرانیان و تفوق متغیرهای زمینه ای بر آن در برخی ابعاد دارد. پیشنهادات سیاستی و پژوهشی ارائه شده است.
۴۹۰.

بررسی رابطه امکان مشارکت در آینده و تمایل به مهاجرت از ایران (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۵۲
مهاجرت نخبگان و دانشجویان یکی از جدی ترین چالش های جامعیه ایرانی است. ضعف های ساختاری بخشی از جوانان تحصیل کرذه را مجبور به جلای وطن کرده تا آیندیه بهتر را در کشورهای دیگر جست وجو کنند؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطیه امکان مشارکت و تمایل به مهاجرت از ایران در دانشجویان دانشگاه گیلان با استفاده از نظرییه محرومیت نسبی و تأکید بر بُعد مشارکت آن انجام پذیرفت. این پژوهش ازلحاظ روش، پژوهشی کمّی است و داده ها با حجم نمونیه 384 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی و به وسیلیه پرسش نامه جمع آوری شده است. طبق یافته های پژوهش تمایل به مهاجرت، متوسط رو به بالا و مشارکت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی متوسط رو به پایین است. بین امکان مشارکت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و تمایل به مهاجرت رابطیه معنادار وجود دارد و با کاهش امکان مشارکت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تمایل به مهاجرت در دانشجویان افزایش می یابد. تمایل به مهاجرت باتوجه به دانشکدیه محل تحصیل دانشجویان تفاوت معنادار دارد. میزان تمایل به مهاجرت در دانشجویان فنی بیشتر و در دانشجویان دانشکدیه کشاورزی کمتر از سایرین است. تمایل به مهاجرت در دانشجویان دختر و پسر، همچنین باتوجه به مقطع تحصیلی دانشجویان تفاوت معناداری ندارد. باتوجه به تحلیل مسیر چندمتغیره، مشارکت اجتماعی بیشترین اثر مستقیم را بر تمایل به مهاجرت دارد. همچنین مشارکت سیاسی دارای اثرات مستقیم و غیرمستقیم و مشارکت اقتصادی نیز دارای اثرات غیرمستقیم بر تمایل به مهاجرت است.
۴۹۱.

تحلیل نقش میانجی مسئولیت پذیری اجتماعی در رابطه دین داری و مدارای اجتماعی شهروندان تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۵
مدارای اجتماعی یکی از اصول بنیادین زیست انسانی و پیش نیاز تحقق دموکراسی و زندگی متمدن است؛ ازاین رو، شناسایی عوامل مستقیم و میانجی گر مؤثر بر آن اهمیت ویژه ای دارد. پژوهش با هدف بررسی ارتباط میان دین داری، مسئولیت پذیری اجتماعی و میزان بروز مدارای اجتماعی در میان شهروندان تبریز انجام شد. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نوع روش، پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان ۱۸ تا ۷۰ ساله تبریز در سال ۱۴۰۳شمسی به تعداد 1070375 نفر بود که براساس فرمول کوکران، حجم نمونه 384 نفر تعیین شد. نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای و متناسب با مناطق شهرداری انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه های استاندارد و محقق ساخته بود. تجزیه وتحلیل داده ها بااستفاده از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و Amos انجام شد. یافته ها نشان داد دین داری تأثیر مثبت و معناداری بر مدارای اجتماعی و مسئولیت پذیری اجتماعی دارد (05/0p < ). همچنین مسئولیت پذیری اجتماعی اثر مثبت و معناداری بر مدارای اجتماعی داشته و نقش میانجی مؤثری در رابطه میان دین داری و سطح مدارا ایفاء می کند. این نتایج بر اهمیت تقویت ارزش های دینی و مسئولیت پذیری اجتماعی در جهت ارتقای مدارا در جامعه دلالت دارد.
۴۹۲.

الزامات مبنایی حکمرانی فرهنگی مبتنی بر دیدگاه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۶۰
پژوهش حاضر با هدف مطالعه الزامات مبنایی حکمرانی فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر دیدگاه آیت الله خامنه ای انجام شده است. این پژوهش در زمره پژوهش های کیفی قرار دارد که با روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه مورد مطالعه به صورت هدفمند و در دسترس از میان متون و محتوای سخنرانی های آیت الله خامنه ای در خصوص فرهنگ و حکمرانی فرهنگی و واژه های مرتبط با آن انتخاب شد. یافته های تحقیق نشان می دهد، نقطه گذاری در الگوی حکمرانی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، "الزام مبنایی مردمی سازی فرهنگ اسلامی" با محوریت دو مؤلفه "هدایت گری اسلامی فرهنگ" و "مشارکت دهی مردمی فرهنگ" است که برای تحقق آن الزامات زمینه سازی عبارتند از: «شاخص های نگرشی و عملکردی احسن»،«مدیریت فرهنگی» با ویژگی های مدیریت روبه جلو، انقلابی - جهادی، مشارکتی و جهت مند فرهنگ؛ «مهندسی فرهنگی» با ویژگی های اصلی توسعه بخشی هدفمند فرهنگ، استحکام بخشی یکپارچه فرهنگ و هویت سازی ملی فرهنگ؛ «گفتمان سازی فرهنگی» از طریق ذهنیت سازی ارزش های فرهنگی، اصلاح گری معیارمند فرهنگ و اعتبار و قدرت بخشی درونی فرهنگ؛ و در نهایت «نهادینه سازی شاخص های حاکمیت الهی» که شامل حکمرانی اسلام محور، مردم محور، فرهنگ محور، امام محور، قانون مدار، عدالت محور، آگاهی محور، مسئولانه، اتحادگرا و عزت مند است. پیامد این نوع از حکمرانی فرهنگی، «تعالی بخشی شخصی و اجتماعی» است که پیشنهاد می شود در سیاست گذاری های فرهنگی کشور، مبانی و الزامات مطرح شده به عنوان چهارچوبی کلان مدنظر قرار گیرد تا مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی هموارتر گردد.
۴۹۳.

دوگانگی عاطفی در قصد مهاجرت جوانان تهرانی: از درهم تنیدگیِ احساسات متناقض تا ترومای تصمیم گیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۸۳
در جهان معاصر، دیگر مهاجرت تنها یک کنش بر پایهٔ نقل مکان جغرافیایی نیست، بلکه فرایندی احساسی، تردیدبرانگیز، هویتی و توأمان با بیم وامید است. هدف پژوهش حاضر، بازنمایی احساسات جوانان متمایل به مهاجرت در شهر تهران بود که با روش شناسی کیفی و روش نظریهٔ زمینه ای انجام شد. به این منظور، با ۲۸ جوان در شهر تهران که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده بودند، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شد. در مرحلهٔ تحلیل داده ها، ۱۰۸ کد باز، ۲۹ مقولهٔ فرعی، ۹ مقولهٔ اصلی و یک مقولهٔ هسته از خلال نظام کدگذاری داده ها استخراج شد: هویتِ معلق، (مناقشهٔ ماندن یا رفتن: ترومای تصمیم گیری صحیح و ترس از پشیمانی)، رؤیاسازی های فانتزی یا ناکجاآبادهای افسانه ای، (رؤیای مدرن: روان پریشی جغرافیایی)، (ریشهٔ آغاز میل به رفتن: از سرخوردگی های کوچک تا میل به ساختن خودِ تحقق نیافته)، کالاوارگی، مصرف گرایی و سوژه سازی موفقیت اقتصادی، (جلوهٔ نمایشی اینستاگرام از زندگی مهاجران: از واقعیت تا نمایش)، استراتژی ها: از پیگیری قوانین مهاجرتی تا ترک شغل و عدم فعالیت های روزمره، پیامدها: از اضطراب و هیجان تا تنش و تردید. همچنین، «مسئلهٔ مهاجرت جوانان: از درهم تنیدگی احساسات متناقض تا میل و تردید برای ناکجاآباد» به عنوان مقولهٔ هستهٔ انتخاب شد و درنهایت مدل پارادایمی مستخرج از داده ها تنظیم شد. یافته ها بر این دلالت دارند که در کُنه تصمیم گیری جوانان به مهاجرت، ترس، تردید، استرس و تشویش خانه کرده است؛ این کشمکش عاطفی-هیجانی، چیزی بیش از یک احساس موقت و مقطعی است. بر اساس یافته های پژوهش می توان این گونه تبیین نمود که مهاجرت، برای برخی از جوانان موردمطالعه در شهر تهران، ملغمه ای از رؤیاها و اضطراب ها و حرکت از ابعاد منِ ناراضی به مقصدی پُرچالش و مبهم است؛ نشانی از یک وضعیت و فرایندی دوگانه در جوانِ عصر جدید که او را در تلهٔ رفتن یا نرفتن، و بودن و شدن گرفتار کرده است.
۴۹۴.

تحلیل انتقادی گفتمان مردانگی هژمونیک در رمان کُردی (مورد مطالعه: حصار و سگ های پدرم از شیرزاد حسن)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۲۵
مردانگی هژمونیک، اصطلاح ابداع شده توسط کانل، نظریه پرداز حوزیه مطالعات جنسیت، اشاره دارد به آن دسته از ایماژها، فانتزی ها و ایدئال های راجع به مردانگی که دایماً به میانجی مکانیسم ها و ساختارهای جامعیه مردسالار بازتولید می شوند. این ایماژها و فانتزی ها غالباً در متون ادبی و هنری به اَشکال پنهان و آشکار بازنمود می یابند. پژوهش حاضر در پی تحلیل انتقادی گفتمان مردانگیِ هژمونیک در رمان کُردی است و حصار و سگ های پدرم، اثر شیرزاد حسن، رمان نویس نامدار کُرد، را به عنوان نمونیه مورد مطالعه انتخاب کرده است. این رمان، مطابق روش تحلیل انتقادیِ گفتمانِ فرکلاف، در سه سطح تحلیل شده است: توصیف متن (آشکارسازی گزاره ها و مواضع ایدئولوژیک متن)، تفسیر (تعامل بین متن و زمینه) و تبیین (تأثیر متقابل ساختارها و گفتمان). نتایج پژوهش نشان می دهد که این اثر، در سطح نخست، با این همان کردن مردانگی با عقل و توانمندی و تسلط، توصیف گر مواضع مردسالارانه جامعه سنتی است؛ سپس، در سطح دوم، این مواضع متنیِ ایدئولوژیک به شکلی پیچیده به ساختار عشیره ای جامعه پیوند می خورند و بین شیویه معیشتی جامعیه شبه فئودالی و معنای مردانگی پیوند برقرار می شود؛ در نهایت، در سطح سوم، آشکار می شود که گفتمان مردانگیِ هژمونیک، خود، به امری ساختمند بدل شده است که هر گونه مقاومت علیه آن درواقع مقاومت علیه کل سنن و آداب و میراث تاریخی اجتماع است.  
۴۹۵.

دلالت های اجتماعی آزمایشگاه سیاستی به مثابیه ضرورتی برای حکمرانی در ایران آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۱۴۵
آزمایشگاه سیاستی از ابزارهای مورد اجماعی است که طراحی سیاست ها در آن انجام و به محک آزمون قرار داده می شود. این پژوهش با هدف ارائیه دلالت های اجتماعی آزمایشگاه سیاستی، ضرورت های اجتماعی عقلانی عمل کردن نظام حکمرانی برای ایران آینده را ارائه می کند. این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و در آن از تکنیک اتواتنوگرافی برای باورپذیرتر کردن گزاره ها استفاده شده است. براساس یافته ها، آزمایشگاه سیاستی تلاقی میدان آکادمی، سیاست و حوزیه عمومی است که نقش کنشگر مرزی را ایفا می کند و با تقویت کنش عقلانی ارتباطی، در پی گشوده تر شدن تصمیم گیری به سوی عرصیه عمومی و ایجاد وفاق و اجماع مبتنی بر استدلال است. این مطالعه نشان می دهد دلالت های اجتماعی آزمایشگاه سیاستی در ایران ناظر بر تقویت ابعاد اجتماعی سیاست ها، مشارکتی کردن نظام حکمرانی، تقویت تفکر آینده پژوهانه و ارزیابی تأثیر اجتماعی سیاست ها و بهنگام کردن پاسخ های سیاستی به مسائل عمومی است. همچنین عرصه ای برای واقع بینی و اقدام به اندازیه ظرفیت نظام حکمرانی تلقی می شود. استنباط مقاله این است که آزمایشگاه سیاست اجتماعی به مثابیه امکانی برای عقلانی عمل کردن نظام حکمرانی و ابزاری برای فهم و حل مسئله تلقی می شود که کارآمدی و قابلیت نظام حکمرانی را ارتقا می دهد. از این رو ضرورت دارد آزمایشگاه های سیاستی به عنوان یک گفتمان عمومی مورد توجه بازیگران حکمرانی قرار گیرد و قرائت اجتماعی در کنار قرائت اقتصادی و سیاسی در این عرصه مبنا باشد.
۴۹۶.

تحلیل گفتمان سیاست های فرهنگی شهرداری تهران در دوره شهرداری غلامحسین کرباسچی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۵۰
سیاست فرهنگی مفهومی مدرن و برآمده از گسترش مفهوم و ایده شهروندی اجتماعی است. دولت، بازار و نهادهای مدنی ازجمله شهرداری ها مهم ترین نهادهای ورودکننده به سیاست فرهنگی هستند. شهرداری نهادی عمومی و غیردولتی است. شهرداری تهران دارای جایگاه مهم و برجسته ای از منظر سیاسی و موقعیتی اثرگذار و نیز بازیگر مهمی در عرصه فرهنگ است که وظیفه آن اجرای سیاست های فرهنگی متمرکز بر زیست شهری است. این پژوهش به روش تحلیل گفتمان انتقادی فوکویی، با مطالعه سیاست فرهنگی دوره شهرداری کرباسچی (1377-1368) به این پرسش پاسخ می دهد که گفتمان سیاست فرهنگی در این دوره از شهرداری تهران چه ویژگی هایی و چه ارتباطی با زمینه اجتماعی جامعه ایرانی دارد؟ با شناخت سه خرده گفتمان سیاست فرهنگی دولتی و فقرزدایی در گفتمان انقلاب اسلامی، دور نمای شهر جهانی، تهاجم فرهنگی و مقابله با سیاست فرهنگی بازاری و سوم، هویت فرهنگی- ملی و سیاست فرهنگی مدنی-ارتباطی؛ مدیریت شهری شهرداری را هم زمان با پایان جنگ می توان متأثر از حاکمیت ایده مدرنیزاسیون، سازندگی و توسعه دانست. ویژگی این سبک از مدیریت بر اساس فرآیند نوسازی و مدیریت، فرآیندی از بالا به پایین یعنی بر پایه اراده مدیران قوی و تکنوکرات و با حمایت ساختار و نیز کمترین توجه به زمینه های اجتماعی و فرهنگی است. این شیوه از مدیریت و فهم از شهر نوعی از سیاست فرهنگی اقتدارگرا و یا بازاری را شکل می دهد که مهم ترین مشخصه آن تابعیت فرهنگ از سیاست و اقتصاد است.
۴۹۷.

خرده فرهنگ بزهکاری در سکونتگاههای غیررسمی (مطالعه موردی: نوجوانان منطقه 18 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۸
مسئله اصلی پژوهش حاضر واکاوی بسترهای شکل گیری خرده فرهنگ بزهکاری در میان نوجوانان در فضاهای همگانی در سکونتگاه های غیررسمی است. میدان مطالعه منطقه 18 شهر تهران است که چهار نمونه از فضاهای همگانی این منطقه، که قلمرو پرسه زنی و کنشگری نوجوانان هستند، به شیوه نمونه گیری هدفمند برای مطالعه انتخاب شده اند. سوژه های موردمطالعه نیز به شیوه نمونه گیری هدفمند، با بیشینه پراکنش، از میان نوجوانانی که در این فضاها حضوری دایمی دارند انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه عمیق فردی و روش تفسیر داده ها تحلیل تماتیک یا مضمونی است. نتایج نشان می دهد که سوژه های موردمطالعه در این فضاها به طور معمول مرتکب سه طیف از جرایم و بزهکاری می شوند: جرایم علیه اشخاص، جرایم علیه اموال و انجام کنش های وندالیستی. نوجوانان ارتکاب این اَعمال را در متن خرده فرهنگ بزهکاری و به-مثابه بخشی از هویت گروهی و کردارهای روزمره به انجام می رسانند. این خرده فرهنگ خود حاصل زمینه ها و بسترهایی همچون «ازجاکندگی خانواده و فقدان حمایت های عاطفی»، «انگ زنی در سکونتگاه های غیررسمی»، «بافت شهری متراکم و جمعیت های نامتجانس»، و «سیطره فرهنگ مصرفی مبتذل بر فضاهای عمومی» است. سوای زمینه های شکل گیری، این خرده فرهنگ اما واجد پیامدهایی مهم در زندگی نوجوانان است که «بازتولید فرودستی»، «سرخوردگی و واپس روی»، «پذیرش جایگاه رانده شدگان»، «انزجار از فرهنگ کلی جامعه» و «احساس زائد بودن» مهم ترین شان هستند. دست آخر این که نوجوانان به واسطه همین خرده فرهنگ با اتخاذ تدابیری چون «نافرمانی مدنی»، «گسست از خانواده و انتخاب زیست مجردانه» و «ابداع سبک های بدیع در بدن آرایی و بدن نمایی» در برابر قواعد اجتماعی موجود مقاومت می کنند.
۴۹۸.

بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر رفتارهای انحرافی در شهروندان شهر اراک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۳
هدف و زمینه: هدف از انجام این مطالعه بررسی میزان رفتارهای انحرافی در شهروندان شهر اراک و تاثیر سرمایه اجتماعی بر آن بوده است. روش: روش این تحقیق به صورت کمی-پیمایشی و ابزار جمع آوری داده به صورت پرسشنامه می باشد. جامعه آماری این پژوهش، شهروندان مناطق پنج گانه شهر اراک بودند که با نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. حجم نمونه با فرمول کوکران حدود 383 نفر محاسبه شد که به 418 نفر ارتقا پیدا کرد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان می دهند که میانگین متغیر رفتارهای انحرافی 1.3 از 6 می باشد که این حکایت از این دارد که میزان متغیر رفتارهای انحرافی در حد کم قرار دارد. نتایج مدل رگرسیونی چندگانه نشان می دهد که قوی ترین پیش بینی کننده های متغیر رفتارهای انحرافی به ترتیب متغیرهای، شبکه روابط پیوندی(بتا=0.30-)، اعتماد اجتماعی (بتا= 0.25-)، مشارکت اجتماعی (بتا=0.14-) و مدت اقامت در شهر اراک (بتا=0.12-) می-باشند. این متغیرهای مستقل توانستند حدود 30 درصد از تغییرات متغیر رفتارهای انحرافی را تبیین کنند. نتیجه گیری: به طور کلی می توان بیان کرد که شبکه روابط پیوندی یا ارتباط با خانواده و آشنایان در شهر اراک یکی از مهمترین عوامل بازدارنده از رفتارهای انحرافی می باشد.
۴۹۹.

واکاوی تطبیقی اخلاق در سیاست از دیدگاه امام علی (ع) و ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۰
همواره یکی از مباحث مهمی که در حوزه ی علم سیاست و اندیشه سیاسی ذهن بسیاری از اندیشمندان و نظریه پردازان این حوزه را به خود معطوف نموده، این است که مبانی و اصول اخلاقی- ارزشی چه جایگاهی در سیاست دارند. دیدگاه اندیشمندان در این زمینه متفاوت و متعدد است. همچنین مهم حوزه ی سیاست عملی است. آن چه که در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد؛ توضیح این سؤال است که نسبت و رابطه ی اخلاق و سیاست از دیدگاه ارسطو و سیره عملی امام(ع) به عنوان معصومی که در رأس حکومت جامعه اسلامی قرار گرفته، چگونه بوده است؟ لذا پژوهش حاضر بر آن است که با استفاده از روش تحلیلی- تطبیقی به تبیین جایگاه اصول و ارزش های اخلاقی در سیاست از منظر امام علی(ع) و ارسطو بپردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که هر دو به درآمیختگی و پیوند جدایی ناپذیر اخلاق و سیاست تأکید دارند. حال آن که ارسطو به عنوان نماینده یونان باستان؛ معیار مطلوب بودن جامعه سیاسی و دست یافتن به سعادت را زندگی بر طبق فضیلت می داند. اما با توجه به جهان بینی توحیدی امام علی(ع)؛ آن حضرت شریعت را عنصر لاینفک سیاست دانسته و بهترین نوع سیاست را سیاست الهی معرفی می کند. این اصول و ارزش ها به قدری برای ایشان اهمیت دارند که بی درنگ در تزاحم میان سیاست و این اصول، اخلاقیات و ارزش های الهی را برمی گزینند. در واقع حکومت وسیله ای است برای دستیابی و حاکمیت ارزش های دینی و مبانی اخلاقی در جامعه بشریت.
۵۰۰.

عوامل کاهش تمایل به ازدواج و فرزندآوری در جوانان از دیدگاه صاحب نظران در استان چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۶
هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر کاهش تمایل به ازدواج و فرزندآوری در میان جوانان استان چهارمحال و بختیاری است؛ مسئله ای که در سال های اخیر به یکی از نگرانی های مهم اجتماعی و جمعیتی کشور تبدیل شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به کارگیری روش دلفی انجام شد. در این فرایند، ده نفر از خبرگان حوزه های مرتبط در سه مرحله متوالی شرکت کردند تا از طریق هم اندیشی و تبادل نظر، به اجماع نظری درباره عوامل مؤثر دست یابند. یافته ها نشان داد که مشکلات اقتصادی، گسترش سبک زندگی غربی، کاهش باورهای دینی، نبود فرصت های شغلی مناسب و رشد شهرنشینی از مهم ترین دلایل کاهش رغبت به ازدواج در میان جوانان است. همچنین افزایش گرایش زنان به تحصیلات عالی و استقلال اقتصادی، چالش های خانوادگی و نگرانی والدین درباره آینده شغلی فرزندان نیز از عوامل بازدارنده فرزندآوری شناخته شد. مجموعه این عوامل، بازتابی از تعامل پیچیده متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری الگوهای نوین ازدواج و باروری در جامعه امروز ایران است. نتایج این مطالعه بر لزوم طراحی مداخلات هدفمند در حوزه های اقتصادی و اجتماعی، تقویت حمایت های خانواده محور و احیای ارزش های فرهنگیِ مشوق ازدواج زودهنگام و فرزندآوری تأکید دارد. پیشنهاد می شود سیاست گذاران با تمرکز بر ایجاد اشتغال پایدار و حمایت مالی از زوج های جوان، روند کنونی را اصلاح کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان