مازیار بنیادی ذاکله بری

مازیار بنیادی ذاکله بری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

اعتبارسنجی گزاره های استبداد شرقی از دیدگاه شارل مونتِسکیو (با تکیه بر دوره صفویه )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۸
مونتِسکیو در عصر روشنگری ازجمله مشهورترین اندیشمندانی بود که وجه افتراق جهان شرق با غرب را در تکاپوی رسیدن به آزادی تجزیه وتحلیل کرد. وی با مطالعه آثار هم وطنان خود، ازجمله شاردِن و تاورنیه تا حدودی به اوضاع ایران در دوره صفویه آگاهی یافت. معروف ترین کتاب هایش، روح القوانین و نامه های پارسی، را از گذرگاه تفاوت بین شرق (با محوریت ایران ) و غرب نگاشت. مونتسکیو علت عقب ماندگی و بربریت سرزمین های آسیایی را ریشه در استبدادی طبیعی، برخاسته از اقلیم خشک می داند. او تحول تکراری و بسته «استبداد، هرج ومرج و دوباره استبداد» را در گزاره اقلیم خشک ایران تحلیل کرد و با مقایسه تطبیقی اقلیم گرم و خشک ایران با اقلیم معتدل اروپا، سعی کرد تا استبداد حکومتی و قوانین استبدادی را طبیعت شرق و آزادی اجتماعی-سیاسی و مدنیت را ویژگی های ذاتی غرب معرفی کند. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که گزاره های مونتسکیو تا چه حد با ماهیت حکومت و جامعه صفوی همخوانی دارد؟ در پاسخ می توان نگاشت که منطق درونی حکومت و جامعه صفویه با توجه به وضعیت اقلیمی سرزمین ایران، سال ها انسداد اجتماعی-سیاسی، انقباض اقتصادی و تقابل با بازیگران منطقه ای و بین المللی، با منطق درونی جوامع اروپایی تفاوت داشت و این تفاوت را می توان تحلیل و بررسی کرد و نه ارزش گذاری. هدف این مقاله بررسی و تحلیل گزاره های استبداد شرقی از چشم انداز مونتسکیو و ارزیابی میزان انطباق آن با دوره صفویه با استفاده از منابع عصر صفوی و گزارش های اروپاییان است و این پژوهش با روش تاریخی و به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام شده است.
۲.

نقش مذهبِ تشیع در تثبیت ساختار قدرتِ صفوی (با تکیه بر گزاره های استبداد شرقی از منظر هگل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۱
قدرت گیری صفویه نقطه عطفی در تاریخ اقتصادی-اجتماعی و سیاسی ایران محسوب می شود. ظهور صفویه پس از سال ها انسداد سیاسی و انقباض اقتصادی، آغاز دوره ای جدید در تاریخ ایران بود. حکومت صفویه با رسمی کردن مذهب تشیع ، همگون سازی فرهنگی را در ایران آغاز نمود و بستر را برای وحدت اجتماعی و یکپارچگی سیاسی-اقتصادی فراهم نمود. این یکپارچگی مسیر را برای تقویت نظام و ایجاد حکومت استبدادی در دوره صفویه فراهم کرد. هگل که نگاهی به تاریخ ایران داشت، ساختارهای اجتماعی-سیاسی آن را استبدادی و در مفهومی کلی و عام، شرقی ترسیم می کرد. هگل نقش مذهب را در ایجاد یکپارچگی اصل اساسی می دانست و از آن به عنوان ابزاری در دست حکومت برای ایجاد استبداد مرکزی، مطیع کردن و مضمحل کردن نیروهای پیرامونی(پیرامونی)، وحدت اجتماعی و یکپارچگی سیاسی-اقتصادی عنوان می کرد. هدف پژوهش حاضر تحلیلِ نقشِ مذهب در ایجاد و تثبیت قدرتِ صفوی از منظر هگل می باشد. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که مذهب چه نقشی در تثبیت ساختار قدرتِ صفوی، ایجاد استبداد متمرکز و یکپارچگی سرزمینی داشت؟ هگل در تحلیل جوامع شرقی، ضمن معرفی خصلت استبدادی حکومت متاثر از اقلیمِ گرم و خشک، به جوامع پیرامونی خودکفا اشاره می کند و تجمیع و ترکیب این دو را ممکن نمی داند مگر با نقش اتصال گر مذهب. مذهب در آراء هگلی، به سان ملاتی عمل می کند که ضمن چسباندن(وحدت عملی) بین مرکز و نیروهای پیرامونی، نقش ابزاری برای تثبیت ساختار قدرت مرکزی را نیز دارد. این پژوهش با روش تاریخی و شیوه توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از فرضیه استبدادشرقی از منظر آراء هگل نگارش شده است.مساله پژوهش حاضر، اعتبارسنجی گزاره های هگلی و شناخت ماهیت استبداد صفوی از گذرگاه این گزاره هاست. .فرضیه ارائه شده با تکیه بر آراء هگل، بیان می کند که مذهب نقشی کارکردی-تاریخی در ایجاد و تثبیتِ ساختار قدرت در ایرانِ عصر صفوی داشته است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان