نقش آفرینی روایت و داستان در ساختار استدلال و مشروعیت بخشی به آرای قضایی با تکیه بر رهیافت های نوین حقوق و ادبیات
منبع:
طلوع نگارندگان عدالت دوره ۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱
87 - 100
حوزههای تخصصی:
حقوق و ادبیات، دو قلمرویی که در نگاه نخست فاصله ای بسیار از یکدیگر دارند، در سده ی اخیر به یکی از پربارترین حوزه های میان رشته ای علوم انسانی تبدیل شده اند. آنچه این دو را به هم پیوند می زند، «روایت» است. این مقاله به این پرسش بنیادین می پردازد که چگونه قضات در آرای خود، فراتر از کاربرد صرف قواعد حقوقی، از فنون روایت پردازی، شخصیت پردازی، و اقناع ادبی برای ساخت استدلال و مشروعیت بخشی به تصمیمات خود استفاده می کنند. در این راستا، ابتدا مبانی نظری رویکرد «حقوق به مثابه ادبیات» با تأکید بر آرای پیشگامانی همچون جیمز بوید وایت و رابرت کاور بررسی می شود. سپس با تکیه بر مفهوم «روایت شناسی حقوقی» که پیتر بروکس آن را مطرح کرد، به تحلیل ساختار روایی آرای قضایی و کارکردهای اقناعی و مشروعیت بخش آن پرداخته می شود. در بخش پایانی، با بررسی نمونه های عینی از رویه ی قضایی و نیز با بهره گیری از ظرفیت های نهفته در ادبیات کلاسیک فارسی، نشان داده می شود که چگونه بازخوانیِ رواییِ آرای قضایی می تواند به عنوان ابزاری برای نقدِ گفتمانِ مسلطِ حقوقی و آشکارسازیِ سوگیری های پنهان در نظام قضایی عمل کند.