فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۴۶۱ تا ۹٬۴۸۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
آزادسازی قشم
حوزههای تخصصی:
روایتگری سنتی تاریخ در جامعه ایرانی وامکان بهره گیری از آن در آموزش تاریخ
حوزههای تخصصی:
اصل معرفت به «رکن رابع» در اندیشه ی شیخیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم «رکن رابع» از مفاهیم بنیادی مکتب شیخیه است. تصور عام بر این است که واضع این مفهوم، شخص شیخ احمد احسایی، مؤسّس شیخی گری، و سپس مروج آن، جانشین بلافصل او سید کاظم رشتی، بوده اند؛ حال آن که بر پایه ی پژوهش های دقیق و منابع اصلی و اولیه ی مکتب شیخی، که در این مقاله به آن ها اشاره خواهد شد، به نظر می رسد نخستین کسی که از آن مفهوم به عنوان یکی از اصول دین به روشنی سخن گفته و آن را به آموزه ای اساسی در مکتب شیخی تبدیل کرده، حاج محمد کریم خان کرمانی، پیشوای نخستین شیخیه ی کرمان، بوده است.
پرسش های تحقیق پیش رو بدین قرارند: چنین کاری چرا و چگونه انجام شده، و از نظر شناخت چگونگی سیر تحول و تطور شیخی گری و تفرق آن به شیخیه ی کرمان و تبریز و دیگر جاها، چه اهمیت و چگونه تأثیری داشته است؟ همچنین، مفهوم «رکن رابع»که خاص شیخیه ی کرمان بوده، چگونه در تصور عام و نزد بسیاری از پژوهش گران به همه ی فرق شیخیه تعمیم داده شده است؟ این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، درصدد پاسخ به این پرسش هاست؛ پاسخ هایی که برای شناخت هر چه دقیق تر و درست تر شیخی گری، از ضرورت و اهمیتی انکار ناپذیر برخوردارند.
نقد در اندیشه آخوندزاده و ملکم خان
منبع:
پژوهش در تاریخ سال دوم تابستان ۱۳۹۰ شماره ۲ (پیاپی ۳)
113 - 124
حوزههای تخصصی:
«نقد ادبی» یکی از شاخه های علوم ادبی است که اولین بار در عصر حکومت قاجارها به ایرانیان معرفی شد. این معرفی توسط دسته ای روشنفکران صورت گرفت که با اندیشه های جدید غربیان آشنایی داشته و این اندیشه ها را در ایران تبلیغ می کردند. دو تن از شاخص ترین چهره های این حوزه میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا ملکم خان ناظم الدوله هستند و در این نوشتار سعی بر این است که به مقایسه دیدگاه این دو فرد در دو حوزه نقد سیاسی-اجتماعی و نقد ادبی پرداخته شود تا میزان همانندی یا تفاوت های اندیشه های این دو فرد در این حوزه آشکار شود.
بررسی استقرارهای دوره نوسنگی دشت سرفیروزآباد، غرب زاگرس مرکزی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
دشت سرفیروزآباد واقع در شرق ماهیدشت در غرب مرکزی زاگرس دارای قابلیت های فراوانی در مطالعات باستان شناسی است، با این حال به علت عدم انجام پژوهش های باستان شناسی، منطقه ای ناشناخته و تاریک محسوب می گردد. موقعیت جغرافیایی و قابلیت های زیست محیطی اجرای برنامه های منظم باستان شناختی را در سرفیروزآباد ضروری می نمود؛ به همین منظور طی یک فصل فعالیت میدانی در سال ۱۳۸۸ منطقه سرفیروزآباد توسط هیأتی از دانشگاه تهران مورد بررسی پیمایشی فشرده قرار گرفت. این بررسی نتایج پرباری را ارائه کرد و اطلاعات فراوانی به دانش اندک ما از وضعیت منطقه به ویژه در دوره پیش از تاریخ و تاریخی افزود. از میان یافته های بررسی، ۱۷ محوطه دارای بقایایی قابل انتصاب به دوره نوسنگی هستند. مطالعات انجام شده نشان می دهد که در سرفیروزآباد آغاز استقرار به دوره نوسنگی قدیم باز می گردد که از آن دوره ۳ محوطه در بخش های مختلف منطقه شناسایی شده است. از دوره نوسنگی میانی و جدید نیز ۱۵ مکان با بقایای استقرار و سفال های این دوره شناسایی گردید. مطالعه الگوهای زیستگاهی استقرارهای دوره نوسنگی نشان دهنده وابستگی فراوان به منابع طبیعی، به ویژه آب و منابع سنگ چخماق است. با آغاز سفالگری در منطقه تغییرات قابل توجهی در الگوی مکان گزینی استقرار روی داده است. مقاله حاضر به مطالعه این محوطه ها و تفسیر الگوهای استقرار دوره نوسنگی منطقه پرداخته است.
باستان شناسی هزاره پنجم پیش از میلاد فلات مرکزی و چالش های پیش رو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۸ بهار و تابستان ۱۳۹۰ شماره ۱۵
11 - 30
حوزههای تخصصی:
مطالعات باستان شناسی در دهه ۱۳۵۰ شمسی در دشت قزوین، با کاوش در سه محوطه مهم زاغه، قبرستان و سگزآباد وارد مرحله نوینی شد که همگان به نتایج این اقدام شادروان دکتر عزت الله نگهبان به صورت مبسوط اشاره داشته اند. این کاوش ها به رغم نتایج درخشان از دو ضعف عمده برخوردار بودند که یکی از مهمترین نقیصه ها فقدان گاهنگاری درست محوطه های مورد اشاره است. همین امر موجب شد تا برخی از کاوشگران این محوطه ها در تبیین جابجایی استقرارها دچار برداشت های عامیانه از تحولات فرهنگی شوند که من آن را باستان شناسی شبه تاریخی فرهنگی نام می نهم. استفاده از واژه باستان شناسی شبه تاریخی فرهنگی بدین منظور بوده که این رهیافت ها شباهت ظاهری با مکتب تاریخی-فرهنگی دارند؛ اما مشرب باستان شناسی تاریخی فرهنگی خود دارای ساختار و چهارچوب مشخصی است که افرادی همانند دکتر مجیدزاده در طرح بیان و نظریاتشان از همان اندک بضاعت باستان شناسی تاریخی فرهنگی نیز بهره نجسته اند. نکته دوم که ذکر آن خالی از فایده نیست، فقر نظریه پردازی در مکتب تاریخی-فرهنگی است که موجب شد این نوع از باستان شناسی فاقد هرگونه درکی جامع از چگونگی تطور فرهنگی جوامع انسانی فلات مرکزی ایران باشد. به همین دلیل وقتی به یک گونه سفالی همانند سفال آلویی در یک بستر فرهنگی جدیدتر بر خوردند، تصور کردند که قومی تازه وارد به فلات حمله نموده و با به بار آوردن ویرانی ها باعث جابجایی عظیم استقرارها شده است. جنگ و به کارگیری قوه قهریه علیه ساکنان بومی، نه تنها آن ها را از محل های مسکونی شان فراری داده، بلکه آن ها را مجبور کرده ضمن فراموش نمودن سنن و آداب و رسومشان، حتی در استفاده از اسباب روزمره زندگی، سفالی را استفاده کنند که باب میل مهاجمان بوده است. مقاله حاضر از دو منظر نگرش و نگاه سطحی این رویکرد شبه باستان شناختی را مورد نقد و ارزیابی قرار می دهد و سعی دارد تصویر درست و علمی از باستان شناسی هزاره پنجم پ.م شمال فلات مرکزی ارائه دهد.
عدالت خواهی از منظر دو حزب دموکرات و اعتدالیون (بررسی مرام نامه های دو حزب)
حوزههای تخصصی:
طلب مساوات و برابری به عنوان ارزش هایی عدالت خواهانه از نخستین مطالبات انقلاب مشروطیت ایران بود که نظر به مبانی فکری و موقعیت اجتماعی معتقدان آن، در قالب رویکردهایی متفاوت قابل شناسایی است. این مقاله بر آن است تا به تحلیل و تبیین زمینه های فکری و اجتماعی عدالت خواهی در دو حزب دموکرات و اعتدالیون در سالهای آغازین مشروطیت بپردازد و دو رویکرد متفاوت به عدالت خواهی را در مرام نامه های دو حزب شناسایی کرده، چرایی تفاوت این رویکردها را نیز جستجو کند. همچنین این فرضیه را که: درک متفاوت برخی مولفه های عدالت خواهی سبب شده است که حزب دموکرات خواستار تغییرات بنیادین در ساختارهای اصلی جامعه شود و از دیگر سو حزب اعتدالیون بر اصلاح و تعدیل آن ساختارها بسنده کنند؛ به آزمون گذارد.
بررسی تأثیر جنگ های ایران و بیزانس بر تغییر مسیر جاده های تجاری در عهد ساسانی
حوزههای تخصصی:
جنگ های طولانی مدت و فرسایشی بین ایران و بیزانس که در عصر ساسانی اتفاق افتاد ابتدا با انگیزه کشورگشایی و گسترش مرزهای جغرافیایی صورت می گرفت، اما بتدریج به سمت تسلط بر شهرهای کاروانی، جاده های بازرگانی، رودها، بنادر و آبراهه های تجاری با انگیزه تسلط بر این جاده های تجاری سوق داده شد. از طرفی طولانی شدن جنگ ها به نوبه خود منجر به تغییراتی در مسیر جاده های تجاری خشکی و دریایی می شد، این تغییرات، بعضاً یک مسیر تجاری را کامل حذف می کرد و مسیر جدیدی برای تجارت ایجاد می کرد. یکی از این تغییرات، تغییری بود که در اثر جنگ های این دو امپراطوری در جاده و شاهراه باستانی ابریشم اتفاق افتاد و آن را از رونق اقتصادی و تجاری انداخت و در کنار آن جاده های دریایی و مسیرهای خشکی جدیدی را جایگزین نمود و انجام تجارت را در مسیر تازه به جریان انداخت. در هر حال این پژوهش بر آن است با استناد به منابع ایرانی - رومی و سایر شواهد تاریخی و با استفاده از شیوه تحقیقات تاریخی به بررسی جنگ های امپراطوری ایران ساسانی و روم شرقی (بیزانس) در این دوره و تأثیر آن در تغییر مسیر جاده های تجاری از خشکی به دریا و بالعکس و از سرزمینی به سرزمین های دیگر بپردازد.
نفت و تغییرات اقتصادی - اجتماعی شهر باکو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بعد از به کارگیری ماشین بخار و انقلاب صنعتی، تحولی سریع و رو به پیش در اقتصاد جهانی به وقوع پیوست، صنایع دستی جای خود را به صنایع ماشینی داد، تولیدات صنعتی اروپا جای صنایع دستی کشورهای سنتی آسیا و آفریقا را گرفت و اسباب وابستگی کشورهای اخیر را به اقتصاد جهانی با محوریت اروپا فراهم نمود. کشف نفت و توسعه ی صنایع وابسته به آن، که برای نخستین بار از آمریکا آغاز گردید، و در قرار داشتن انحصار روش های بهره برداری از این صنایع در دست اروپا و آمریکا، روند توسعه ی هر چه بیش تر صنعتی آمریکا و اروپا و در نتیجه تسلط آن ها بر کشورهای توسعه نیافته را تسریع نمود. کشف نفت، تغییرات مهمی نیز در روند تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشورهای نفت خیز ایجاد و بافت سنتی این جوامع را دگرگون کرد.
به نظر می رسد پیشرفت و توسعه ی صنعت نفت باکو در سده های 19و20 میلادی، ابعاد مختلف حیات اجتماعی و اقتصادی این شهر را متأثر نموده باشد؛ روند دگرگونی ای که سریع و به شکل یک تغییر بوده است.
در این پژوهش، با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی، و تبیین داده های آماری، نشان داده شده که اکتشاف و شکل گیری صنایع نفتی، تأثیر بارزی بر تغییرات اقتصادی و اجتماعی شهر باکو، نظیر ظهور طبقات جدید، دگرگونی های قومی و جمعیتی، و تحرکات اجتماعی طبقه ی کارگری داشته است. سرعت موجود در پیشرفت صنایع نفتی، روند تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باکو را نیز شتاب بخشید و این تغییرات، باکو را به یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین شهرهای جهان شرق در اوایل سده ی 20 میلادی مبدل ساخت.
مناسبات ملوک بنی قیصر کیش و حکام عیونی بحرین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ملوک بنی قیصر کیش در حدود نیمه ی نخست سده ی پنجم هجری قمری، موفق به تشکیل دولتی محلی در جزیره ی کیش شدند. آن ها در اواخر سده ی پنجم و اوایل سده ی ششم هجری قمری، در پی گسترش نفوذ خود بر سراسر سواحل خلیج فارس برآمدند. از جمله ی اقدامات آن ها، گسترش نفوذ خود در سرزمین بحرین، واقع در ساحل جنوبی خلیج فارس، بود. از سال 469ه .ق، حکام محلی در منطقه ی بحرین بر سر کار آمدند که به دلیل نام مؤسس خود، امیر عبدلله بن علی العیونی، به حکام عیونی مشهور شدند. حکام عیونی حدود دو سده (469-636ه .ق) بر نقاطی چون الاحساء، قطیف و أوال حاکمیت داشتند. ملوک بنی-قیصر کیش در اواخر سده ی پنجم یا اوایل سده ی ششم هجری، حملاتی از کیش به بحرین ترتیب دادند و سرانجام موفق شدند حکام عیونی بحرین را به تابعیت خود در آورند. این نوشته در پی بررسی روابط سیاسی - اقتصادی ملوک بنی قیصر کیش و حکام عیونی بحرین، و تحلیل نتایج ناشی از این روابط است. بنابراین، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر منابع دست اوّل نشان داده شده است که حکام عیونی بحرین به لحاظ سیاسی و اقتصادی تابع ملوک بنی قیصر کیش بوده اند.
الحاکم فاطمی و ذمیان قبطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدیده گروش به اسلام در سرزمین های فتح شده به دست عربان مسلمان از جمله موضوعات مبهم و مناقشه برانگیز در مطالعات تاریخ اسلام است. بخش عمده ای از دگرگونی اجتماعی قبطیان در مصر اسلامی به تغییر دین آنان از مسیحیت به اسلام باز می گردد. تبدیل تدریجی این گروه از اکثریت به اقلیّتی تحتِ حاکمیت مسلمانان فرآیند پیچیده ای بود، زیرا مسلمانان نه با اخراج قبطیان بلکه با تغییر دین آنان در این سرزمین تبدیل به اکثریت شدند. روزگار خلافت الحاکم بامرالله فاطمی، شاهد تغییر آیین شمار بسیاری از مسیحیان قبطی به اسلام بود. گروش قبطیان در این دوره ریشه در فشارها و محدودیت های سیاسی، اجتماعی و مذهبی داشت که از سوی خلیفه بر جامعه قبطی تحمیل شد. با وجود این فرآیند اسلام پذیری اینان کامل نشد، چرا که پس از رفع اجبار از نوکیشان بسیاری از آنان از مسلمانی انصراف دادند و به مسیحیت بازگشتند.
جریان باستان گرایی و تشکیل حکومت پهلوی
منبع:
پژوهش در تاریخ سال دوم زمستان ۱۳۹۰ شماره ۴ (پیاپی ۵)
137 - 156
حوزههای تخصصی:
باستان گرایی یکی از مسائل مهم در تاریخ اندیشه ایرانیان در دو سده اخیر از اهمیت بسزایی برخوردار است که در جنبه های، فرهنگی، ادبی و حتی سیاسی نمود پیدا کرده است. باستان گرایی در پی آن است تا با احیاء و تجدید حیات سنتها و عقاید کهن و باستانی، نظم جدیدی را در تفکر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی باز آفرینی نماید و زیر ساختهای فرهنگی و اجتماعی نوینی را بر پایه سنتهای کهن بنا نهد و با ایجاد تضاد بین دو دوره تاریخی ایران، یعنی ایران قبل از اسلام و ایران دوره اسلامی، اسلام و تعالیم آن را به عنوان عامل عقب ماندگی ایرانیان معرفی می نماید. باستان گرایی به عنوان یک پدیده فکری، فرهنگی و سیاسی از عوامل متعدد داخلی و خارجی سرچشمه می گیرد که مهمترین آنها کشف علت عقب ماندگی ایران توسط برخی روشنفکران و تاثیرات غرب و تحولات تاریخی آن از قبیل رنسانس و نگرش متفکران و نویسندگان غربی و تاثیرات تفکرشرق شناسی و نیز شعارهای مکتب ناسیو نالیسم ،بی تاثیر نبوده است. رضا شاه با تکیه بر این شعارهای باستان گرایانه و ناسیونالیستی توانست این جریان فکری را در خدمت حکومت خویش قرار دهد و در این راستا دست به اقداماتی زد که حاصل آن تشکیل و تثبیت حکومت پهلوی بود.
نقض بی طرفی ایران در جنگ جهانی اول و اشغال بوشهر توسط قوای انگلیس (8 اوت 1915 م / 26 رمضان 1333 ه.ق)
تأملی بر دلایل برخورد پیامبر(ص) با یهود مدینه
حوزههای تخصصی:
هجرت پیامبر به مدینه، ضرورت عقد اتحاد با تمامی قبایل و از جمله یهود را جهت حفظ وحدت و عدم خیانت ضروری می نمود. گرایش بسیاری از مردم مدینه به اسلام که همراه با کاهش عزت پیشین قوم یهود، در نزد مردم مدینه بود سبب بهانه گیری و مخالفت های گسترده آن ها با پیامبر شد. تداوم این مخالفت، ضرورت تغییر قبله را موجب گردید. پیروزی پیامبر(ص) در بدر، با حسادت و آغاز درگیری بنی قینقاع با مسلمانان همراه بود. این برخورد با بخشش پیامبر و خروج آن ها از مدینه پایان یافت. دومین برخورد پیامبر(ص) با قبیله بنی نضیر صورت گرفت. خیانت آشکار بنی نضیر در توطئه قتل پیامبر(ص) اگرچه بسیار سنگین بود اما آنان نیز مورد عفو پیامبر(ص) قرار گرفتند. یهود بنی نضیر آتش افروزان جنگ احزاب بودند. خیانت بنی قریظه در جریان جنگ خندق برای مسلمانان بسیار سخت آمد. آیات 25 و 26 سوره احزاب و اذعان منابع بر کشتن مردان بنی قریظه با داوری سعدبن معاذ، به آخرین تلاش های یهود مدینه در ضربه زدن به مسلمانان پایان داد. تأملی بر رفتار و ملایمت های پیامبر(ص) در برابر توطئه های مستمر یهودیان سرانجام به واکنش و برخورد قاطعانه ای انجامید که بیشتر نیازمند بازنگری رفتار و پیامدهای عملکرد یهود در مدینه است که سرانجام چنین واکنشی را برای خویش رقم زدند. در این مقاله سعی شده است تا نوع رفتار یهود مدینه با پیامبر(ص) مورد توجه قرار گیرد.
نظام اجتماعی قرامطه بحرین
حوزههای تخصصی:
جنبش قرامطه یکی از جنبش های پرشور و دامنه دار ضد فئودالی بوده است که در نیمه دوم قرن سوم هجری در عراق و خوزستان و سوریه به وجود آمد و در ادامه موجبات تشکیل دولت قرامطه بحرین را درعربستان شرقی، لحساء و بحرین فراهم آورد. دولت قرامطه بحرین پایگاهی مهم برای عملیات نظامی و تبلیغی بر علیه دستگاه خلافت عباسی و چالشی عظیم برای آنان بود. قرامطه به لحاظ اجتماعی دارای ویژگی هایی بودند که موجب جذب توده مردم فقیر که از ظلم و ستم عباسیان به ستوه آمده بودند، می شد. مهم ترین ویژگی جنبش قرامطه در برنامه و سازمان اجتماعی آن بود که موجب گرایش طبقات پایین جامعه به ویژه کشاورزان و پیشه وران و نهایتاً ایجاد جامعه ای سازمان یافته بر مبنای اصول اشتراکی گردید.
بحران اقتصادی 1929؛ پیامدها و واکنش ها در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحران اقتصادی 1929 همراه با رکود و ورشکستگی اقتصاد و صنایع جوامع سرمایه داری صنعتی، اقتصاد وابسته ی جوامع توسعه نیافته را که برای جوامع صنعتی مواد اولیه تولید می کردند، گرفتار بحران و مشکلات اقتصادی متعدد و مشابه هم نمود. در پی این مشکلات، جوامع توسعه نیافته واکنش های اقتصادی مشابهی از خود نشان دادند. با توجه به این مسأله، پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از کتاب ها، روزنامه ها، مجلات و اسناد و مدارک آرشیوی با طرح این پرسش که بحران اقتصادی 1929 چه پیامدهائی در ایران داشت و چه واکنش های اقتصادی برانگیخت؟ به بررسی پیامدهای بحران اقتصادی در ایران و واکنش های صورت گرفته به آن بپردازد.
دستاوردهای پژوهش مشخص می کند بحران اقتصادی 1929 در ایران همانند سایر جوامع توسعه نیافته رفتار اقتصادی به نسبت مشابهی در مناسبات بازار جهانی نظام سرمایه داری و تحمل پیامدهای بحران ایفا کرده است. دولت پهلوی در واکنش به بحران، اقداماتی نظیر تلاش برای افزایش کمی و کیفی صادرات، نظارت و مداخله در امور اقتصادی از طریق تاسیس نهادهای اقتصادی و وضع قوانین حقوقی و ایجاد صنایع در کشور و... انجام داده است که در این مقاله مورد واکاوی و تبیین قرار گرفته است.