فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۵۰۱ تا ۹٬۵۲۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
در عصر حکومت تیمور، در جامعه اسلامی بحران مشروعیت ظهور کرده بود زیرا، مشروعیت ناشی از خلافت عباسی به علت سقوط آن دچار تزلزل شده بود و مشروعیت ناشی از مغول نیز نتوانسته بود به طور کامل جایگزین آن گردد.این مسئله در حکومت تیمور که به صورت توامان از هر دو منبع مشروعیت بهره می برد انعکاس بیشتری داشت، بنابراین مقاله درصدد پاسخ گویی به این سؤال است که تیمور با چه راهکارهایی با این بحران روبرو شد؟به نظر می رسد تیمور با شناخت دقیق از منابع مشروعیت در هر منطقه کوشید به آن منابع دست یابد.او در ابتدا به منابع مشروعیت مغولی متوسل شد و هر چه حکومت او به طرف غرب گسترش یافت، با توجه به کم اعتباری منابع مغولی به منابع مشروعیت اسلامی روی آورد.در ارزیابی نهایی، بنیان گذار این حکومت با وجود مشغله های فراوان نظامی موفق شد برخی از حداقل های مقبولیت را از نگاه نخبگان و مردم کسب نماید. روش تحقیق در این مقاله تاریخی و مبتنی بر توصیف و تحلیل رخدادهای معطوف به سوال ها و فرضیه ای مقاله است.
رابطه حکومت های محلی گیلان، دیلمان و مازندران با علویان طبرستان (250 ـ 316ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکومت های محلی گیلان، دیلمان و مازندران هم زمان با تشکیل حکومت علویان طبرستان روابطی مبتنی بر حفظ موجودیت خود شکل دادند. در این فرایند رفتارهای متفاوتی از باوندیان، پادوسبانان و جستانیان به ظهور رسید. گاه تقابل وگاه هم گامی و تساهل شیوه رفتاری ایشان و هدف همه آن ها حفظ حاکمیت و ماندگاری بود؛ از این رو با تلاش برای موجودیت سیاسی خود به حفظ قلمرو، حکومت و جمعیت پرداختند. داده های تاریخی نشانگر شیوه های برقراری رابطه و نحوه استفاده از آن برای استمرار قدرت است. در پاسخ به پرسش از علت برقراری ارتباط حکومت های محلی منطقه با علویان طبرستان، در این پژوهش با تبیین مواد تاریخی به حفظ حاکمیت به عنوان علت مهم ارتباط پرداخته شده است که با شیوه های متفاوتی از سوی حکومت های مختلف اعمال شد. یاری جستن توسط جستانیان، دوگانگی رفتاری توسط پادوسبانان و تقابل از سوی باوندیان رفتارهای غالب هر یک در مقابل علویان طبرستان بود.
زندگانی دوازده امام (ع) در کتاب شواهد النبوة جامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شواهد النبوة عبدالرحمن جامی (د. 898 ق) از جمله کتاب های نگارش یافته توسط یکی از دانشمندان اهل سنت است که با ذوقی صوفیانه نگاشته شده است. جامی در این کتاب به زندگانی پیامبر (ص)، دوازده امام (ع) و اصحاب، با رویکرد دلائل نگارانه پرداخته و در باره امامان (ع)، همان گزارش هایی را ارائه کرده که بی کم و کاست در منابع شیعی یافت می شود. رویکرد این کتاب تقریبی است و به گستردگی به نقل معجزات، کرامات و خوارق عادات ائمه پرداخته است. روند یاد کردن از مناقب ائمه که از قرن چهارم در کتاب های نخستین صوفیان، آغاز شده بود، در قرن نهم با تدوین کتاب هایی همچون شواهدالنبوة کامل گشت، به گونه ای که یکسانی و مشابهت اطلاعات در زمینه زندگانی ائمه در دو گروه منابع شیعی و سنی مشاهده می شود. این مقاله با بررسی بخش زندگانی و کرامات دوازده امام (ع) در شواهدالنبوة و مقایسه آن با مطالب مندرج در کشف الغمة علی بن عیسی اربلی (د. 692)، دانشمند شیعی قرن هفتم، در صدد نشان دادن، همخوانی و یکسانی منابع اهل سنت و شیعیان در خصوص گزارش زندگانی ائمه برآمده است.
گستره دریای پارس
حوزههای تخصصی:
بررسی هویت ملی- اسلامی ایرانیان در آفرینش کتیبه های ایلخانی مقبره پیربکران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از محققان علوم مرتبط با آثار تاریخی و باستانی، کتیبه ها را به عنوان سند و مدرک معتبری به شمار می آورند که می-توانند کمک قابل توجهی برای کشف و بررسی اوضاع تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، هنری و به تبع آن ها، شناخت هویت ملی جوامع نمایند و در حل ابهامات گذشته جوامع بشری قابل استناد باشند. کتیبه ها، به تاریخ و فرهنگ جوامع بشری هویت ماندگار و پایدار می بخشند. مقاله حاضر قصد دارد با بررسی و خواندن کتیبه های تزیینی کوفی و ثلث، در بنای آرامگاهی پیربکران، زمینه دستیابی به شناخت جامع تری نسبت به هویت ملی- اسلامی ایرانیان در دوره ایلخانیان فراهم نماید. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و بررسی های میدانی از کتیبه های مقبره پیربکران در 30 کیلومتری جنوب غربی شهر اصفهان است، ضمن معرفی مختصر بنا، پیشینیه ساخت و موقعیت کتیبه های مقبره پیربکران در نقشه معماری آن مشخص شده، سپس در ادامه با استفاده از ابزار تصویر برداری (از سال 1384 تا 1389)، نمونه هایی از آثار کتیبه ای ثبت و قرائت شده اند. یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد «کتیبه-های مقبره پیربکران»، حاوی مفاهیم و مضامین بسیار با ارزش هستند که به عنوان میراث و سند فرهنگی معتبر برای پایداری و تقویت هویت ایرانی – اسلامی می بایست، بیشتر مورد توجه قرار گیرند.
بادهای اهریمنی در شاهنامه فردوسی و نمونه های همانند آن ها در اسطوره ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باد درشاهنامه فردوسی، دارای دونقش وکاربرد مثبت ومنفی وبه گونه ای «ایزدی» و«اهریمنی» است. بادهای اهریمنی دررویدادهای شاهنامه، درتضاد با نورو روشنی و پاکی و درمقابله با نیروهای ایزدی می وزند. گاهی این بادها، ابزار اهریمن قرار گرفته وبا جادوگر ی دشمنان، برایرانیان فرو فرستاده شده اند وگاهی نیز دشمن یا «دیو»در شکل وهیئت باد موجب فریب یا آسیب پهلوانان گشته است. وزش تند وناگهانی این بادها، مانع پیشروی وحرکت سپاه ولشکر است. بادهای اهریمنی با برف وسرمایی کشنده نیز جلوه گر می شوند. مرگ وناخوشی نیزازپی آمدهای شوم این بادهای پلید است .
بادهای اهریمنی درشاهنامه از نظر شکل وکارکرد، با بادهای ویرانگر دراسطوره های ایرانی ودیگر ملت ها، شباهت هایی دارند .
پژوهشی بر ماهیت و کارکرد پیکرک های مونث عصر نوسنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ورود انسان به دوره نو سنگی و تغییر شیوه معیشت از جمع آوری و گرد آوری غذا به تولید غذا از طریق کشاورز ی و دامدار ی، آفرینش آثار هنر ی و نمادین در راستای تغییر شیوه معیشت تغییر می کند. شیوه معیشت کشاورز ی، وابستگی زیاد به زمین ، بارور ی و حاصلخیز ی آن را در پی داشت و انسان عصر نوسنگی به دنبال پیدا کردن راه های مختلف برای استفاده و بهره وری بیشتر و مطمئن تر از زمین و رونق بیشتر کار کشاورز ی بود. اتفاقات طبیعی ای که معیشت او را دستخوش تغییر می کردند، غیرقابل پیش بینی و پیشگیری بودند و همواره وجود داشتند. بنابراین، انسان عصر نوسنگی تلاش می کرد تابه مدد باورها و آداب آیینی از مواهب زندگی برخوردار و از مضرات آن دوری جوید. در واقع، به دلیل وابستگی انسان دوره نو سنگی به محیط و طبیعت اطرافش همواره وی سعی می کرد تا به نوعی بر این عوامل طبیعی مسلط گردد. بنابراین، آفرینش پیکرک هاو سمبل ها جهت نیل به این منظور مورد توجه او قرار گرفت. آفرینش پیکرک های مونث و مبالغه در نمایش اندام های مربوط به بارور ی و زایش حکایت از این دارد که این پیکرک ها، به عنوان سمبل های حاصلخیز ی و باروری جهت تضمین و تامین معیشت کشاورزی و در امان ماندن از مخاطرات آن مورد استفاده قرار می گرفتند.
کارکردهای فرهنگی و سیاسی طراز در دوره ی سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از صنایع اصلی در دوره سلجوقی که همراه با سایر صنایع و فنون به رشد و شکوفایی رسید، صنعت و هنر نساجی است. فعالیت در بخش قابل توجهی از این صنعت وابسته به تولیدات طراز و تشکیلات مرتبط با آن صورت می گرفته است که در زندگی مردم عادی و حکومتی تأثیر بسزایی داشته است. طراز بعنوان ردای تجلیلی یا ردای عزت و افتخار و یکی از نشانه های خلع ید حکام از قدرت محسوب می شده، لذا از ارزش سیاسی بالایی برخوردار بوده است. بر این اساس نقوش مختلفی با مضامینی که اغلب با آرزوی بقا برای خلیفه یا حاکم و یا دعا و آیات قرآن بوده، اکثراً با الیاف طلایی بر روی زمینه ی بافت های تافته وتاپستری نقش می شده است. پژوهش حاضر با ارائه نمونه هایی از طرازهای دوره سلجوقی و بررسی طرازهای فرهنگ های همزمان، به مطالعه ی ویژگی های اصلی آنها، شامل نقوش و مضامین بکار رفته بر روی طراز، نوع تکنیک بافت، الیاف مصرفی و همچنین مراکز بافت طرازهای سلجوقی می پردازد.
موافقت نامه ی گلستان، قرارداد متارکه ی جنگ یا عهدنامه ی قطعى (؟!)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در 29 شوال ه.ق 1228(25اکتبر1813م)در پى ده سال دفاع ایران علیه هجوم قواى روسیه به قفقاز، موافقت نامه اى میان میرزاابوالحسن خان ایلچى و ژنرال روتیشچوف به امضا رسید که از آن زمان تاکنون در آثار محققان و نویسندگان تاریخ معاصر ایران همواره، بى هیچ تردیدى به عنوان عهدنامه اى قطعى میان ایران و روسیه معرفى شده است؛ در صورتی که دست آورد این پژوهش، که با روش تحلیلی و مطابقتی از منابع درجه ی اوّل انجام گرفته، حاکی از آن است که، به رغم باور ریشه دار فوق الذّکر نزد محققان و نویسندگان، موافقت نامه ی گلستان، از منظرمقامات قاجارى آن روزگار، چه فتحعلى شاه و چه عباس میرزا، موافقت نامه اى براى متارکه ی جنگ میان ایران و روسیه بود، نه عهدنامه اى قطعى.
اصول دین و مذهب و نظریه ی ناطق واحد در اندیشه ی شیخیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از مباحثی که مدت هاست به عنوان اصولی بدیهی در مکتب شیخی معرفی می گردند، در اصل مباحثی فراگیر در اندیشه ی تمام شیخی ها نیستند، بلکه تنها متعلق به اندیشه ی یکی از شاخه های مکتب شیخی، یعنی شاخه ی کرمان-اند که، چون به حق پرکارترین شاخه ی شیخی ها بوده اند، اکثر محققان از طریق آثار ایشان با دیدگاه های فکری شیخیه آشنا شده و متعاقباً تمامی آن دیدگاه ها را اصیل تصور نموده اند. در صورتی که حقیقت چنین نیست و تعالیمی چون اصل معرفت به رکن رابع، نظریه ی ناطق واحد، و حتّی اصول دین چهارگانه، تنها اختصاص به دیدگاه شاخه ی کرمان دارد، و چه در آثار و عقاید مشایخ اولیه ی مکتب شیخی (یعنی شیخ احمد احسایی و سید کاظم رشتی) و چه در نزد سایر شاخه های مکتب شیخی، چون شیخیه ی تبریز و شیخیه ی عتبات و احقاقی های اسکویی، محلی از اعراب ندارند.
پرسش های اصلی ای که در این مقاله با روش تحلیلی-توصیفی سعی در یافتن پاسخی مناسب برای آن ها داریم، و ابهام هایی که در صدد رفع شان هستیم، به شرح زیرند:
اول آن که، نظریه ی ناطق واحد در اندیشه ی شیخیه ی کرمان چیست، و آیا این نظریه که به ادعای حاج محمد خان کرمانی (واضع و شارح آن) از دل اصل معرفت به رکن رابع بیرون آمده است، در اندیشه ها وتعالیم مشایخ اولیه ی شیخیه و همچنین در اندیشه ی حاج محمد کریم خان کرمانی (واضع اصل معرفت به رکن رابع)، بوده است یا خیر؟
دیگر آن که، آیا مشایخ اولیه ی شیخیه، اعتقادی به اصول دین و مذهب چهارگانه داشته و بنیان گذار تغییرات در اصول دین و مذهب شیعه ی امامیه بوده اند، یا این که در این مبحث نیز، همچون مبحث اصل معرفت به رکن رابع، پای ذهن خلاق سرسلسله ی مشایخ شیخیه ی کرمان در میان بوده و بار دیگر منویات حاج محمد کریم خان، به اشتباه، دیدگاه تمامی شیخی ها به حساب آمده است؟
سازوکارهای اجتماعی پیامبر در ایجاد تحول فرهنگی در مدینه
حوزههای تخصصی:
شناسایی و توصیف سنگ قبر خواجه علاءالدین علی صانعی باخرزی
حوزههای تخصصی:
باخرز در گذشته از جمله مناطق آباد و پر رونق خراسان (رضوی) بود که در مسیر هرات قرار داشت و خاستگاه نام آورانی چون سیف الدین باخرزی، تاج الدین باخرزی، ابوالمفاخر باخرزی، علی بن الحسن باخرزی، ابوالحسن باخرزی و خواجه علاءالدین علی صانعی باخرزی از صاحب منصبان دستگاه حکومتی سلطان حسین میرزا بایقرا بود. یکی از روستاهای تابعه باخرز در گذشته، رزه بود که اکنون نام آن به مشهد ریزه تغییر یافته است و از توابع شهرستان تایباد به حساب می آید. این روستا زادگاه و مدفن علی صانعی باخرزی است که به استناد منابع تاریخی و نیز سنگ قبر او که توسط نگارنده در این روستا شناسایی شد، اصل و نسبش را به آل برمک می رسانید و اختلاف او با امیر علیشیر نوایی موجبات حبس و سرانجام به دار آویختن او در روز عاشورای سال 891 هـ ق گردید. در این نوشتار بر پایه پژوهشی میدانی، با شناسایی و خواندن کتیبه های سنگ قبر او، تلاش شده است تا برای اولین بار مدفن وی شناسایی و معرفی شود.
سیاق دروازه حسابداری نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی مسائل اقتصاد سنتی در سیستان و بلوچستان دورة قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی مسائل تاریخی و بومی سیستان، یعنی بخشی از جغرافیای تاریخی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی ایران به ویژه در تاریخ دوران معاصر حائز کمال اهمیت است؛ محوریت این مقاله بر نظریه ای استوار است که عامل اقتصادی و به تعبیر دقیق تر، مناسبات تولیدی جامعه را علت اصلی شکل نگرفتن مناسبات جدید اقتصادی و توسعه نیافتگی در ایران می داند. بر اساس نظریة شیوة تولید آسیایی، مناسبات سیاسی و اجتماعی جامعه عامل مهم توسعه یا توسعه نیافتگی است. این مقاله تغییرات ناشی از فشارهای اکولوژیک و تأثیر متقابل تحولات جغرافیایی و آثار آن همچون مهاجرت و ... را در تحولات تاریخ اقتصادی سیستان می پذیرد و عامل جغرافیایی را عنصری مؤثر در توسعه یا عقب ماندگی و مسئله ای خارج از کنترل انسان می داند. اما مسائل اقتصاد سنتی سیستان علاوه بر علل اقلیمی و طبیعی، متأثر از بی توجهی دولت ها و حکمرانان و استفاده نکردن از ظرفیت موجود و کاربردی نبودن علوم موجود هم بوده است. در دورة قاجار، عوامل و مسائل داخلی باعث شده است تا از استعدادهای ذاتی این سرزمین پر اهمیت بهره گرفته نشود. مقالة حاضر، قطع رابطة تولید و علم را، که مسئلة اساسی اقتصاد سنتی ایران و به ویژه سیستان در دورة قاجار است، تحلیل و ارزیابی کرده است.
آشفتگی منابع درباره فرمان های تشکیل مجلس در نهضت مشروطیت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پی مشارکت مردم، روحانیت و روشنفکران در جریان نهضت مشروطیت، سرانجام در فاصله روزهای 14تا 18 جمادی الثانی 1324، مظفرالدین شاه سه فرمان در پاسخ به خواست های معترضان، مبنی بر تغییر در ساختار اداره کشور صادر کرد که محوریت فرمان ها بر تشکیل مجلسی از نمایندگان اقشار مختلف قرار داشت، اما حساسیت در نام گذاری مجلس، که عمده دلیل آن عوامل سیاسی بود، موجب شد فرمان نخست که در آن فقط از تشکیل مجلس سخن رفته بود، به «مجلس شورای اسلامی» و در پی اعتراض ها و رایزنی های بعدی به «مجلس شورای ملی» تغییر نام یابد.از آنجا که فرمان آخر به لحاظ زمان نگارش امضای تاریخ 14 جمادی الثانی را در پای خود دارد، این امر موجب خطای بسیاری از نویسندگان تاریخ مشروطیت شده است و این فرمان را که به واقع در 18 جمادی الثانی صادر شده است، با فرمان نخستین که به روایت ناظم الاسلام و مخبرالسلطنه هدایت که به تاریخ 14 جمادی الاخری(یا الآخره) مربوط است، خلط کرده اند.