فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۴۲۱ تا ۶٬۴۴۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
فرش بافیِ هندوستان تا قبل از حاکمیت تیموریان، از تشکیلات منسجم برخوردار نبود. حمایت سلاطینِ خوش قریحه تیموریِ هند، برپایی کارگاه های درباری و بافت تولیدات نفیس را در پی داشت. نقوش حیوانی موجود در فرش های هند از تنوع و ترکیب بندی های گوناگون برخوردار است. شناسایی گونه های نقوش حیوانی در قالی های تیموریانِ هند و طبقه بندی آن ها براساس چگونگی کاربست، سوال اصلی این پژوهش است. جستجوی عوامل تاثیرگذار بر توسعه قالیبافی به صورت یک ساختار منسجم در قلمرو هندوستانِ عصرِ تیموری ضرورت مطالعه حاضر است. نتیجه پژوهش اینکه، الگوبرداری از قالی های وارداتی ایران به هند، فرهنگ- هنر و اساطیر کهن هندی، جغرافیای بومی و تمایل به ثبت صحنه های روزمره و درباری از عوامل موثر بر توسعه و بومی گرایی فرش بافیِ هند بوده است. قالی های هندی تیموریان براساس نقوش موجود در متن و حاشیه قابل تقسیم بندی به انواع مختلفی هستند؛ همچنین سلیقه و فرهنگ بومی هنرمندان بر انتخاب گونه های طبیعی و اساطیری حیوانات تصویرشده در فرش ها و طبقه بندی آنها موثر بوده است. گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و مشاهده صورت پذیرفته و روش پژوهش توصیفی-تحلیلی می باشد.
مقیاسها و روشهای اندازه گیری و تقسیم آب در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به علت کافی نبودن بارندگی در ایران بهره گیری از منابع آب،نیازمند به ساخت انواع سازه های آبی از قبیل قنات، کانالهای آبیاری، بند و غیره بوده و چون ساخت این سازه ها نیاز به همکاری جمعی داشته و بالطبع بهره برداری از آب به دست آمده نیز به صورت مشترک بوده است، به ناچار برای انجام این کارهای مشترک نیاز به رسم و راهی داشته اند که شیوه کار و بهره گیری از آن کار مشترک را روشن کند.بدین منظور برای تقسیم عادلانه آب قوانین دقیقی وضع شده و نهادهای گوناگونی به منظور تصحیح و نظارت بر حسن اجرای آنان تشکیل گردد.در نتیجه، پدیده کمبود آب در ایران به عنوان یک مسئله عمومی سبب شده تا مردم ایران برای آب ارزش بسیاری قائل شوند و برای جلوگیری از هدر رفت آن برنامه ریزی دقیقی از جمله اندازه گیری صحیح آب صورت گیرد. به این منظور مقیاسهای گوناگونی در ایران مورد استفاده قرار گرفت. همچنین سیستم هایی نیز تحت عنوان آب پخشان یا مقسّم برای تقسیم عادلانه آب شکل گرفت.
چند نکته ی تازه درباره ی تاریخ گذاری نامه ی تنسر به گُشْنَسْپ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درباره ی تاریخ گذاری نامه ی تنسر دیدگاه های گوناگونی وجود دارد. به عقیده ی پاره ای از پژوهندگان، نامه ی تنسر، دوره ی اردشیر بابکان نوشته شده است و آگاهی های این نامه، به طور کامل، رخدادهای دوره ی آغازین تاریخ ساسانیان را بازتاب می دهند؛ امّا در دوره ی خسرو انوشیروان (۵۳۱-۵۷۹ م) و همچنین در هنگام ترجمه ی نامه ی تنسر به عربی، پاره ای آگاهی ها و گفتارهای تازه به این نامه افزوده اند. دیگران عقیده دارند که نامه ی تنسر دوره ی خسرو انوشیروان و برای مشروعیّت دادن به آیین ها و قوانین و نهادهای تازه ای که خود وی به وجود آورده بود، ساخته و پرداخته شده است تا اندیشه ها و نوآوری ها و تغییراتی که در این نامه دیده می شوند، پدیده ای کهن و از روزگار اردشیر بابکان شناخته شوند. حتی نامه ی تنسر را از ساخته های دوره ی یزدگرد سوم (۶۳۲ ۶۵۱م.) برای بازسازی شاهنشاهی ناتوان و آشفته ی ساسانیان هم شناخته اند. در این پژوهش، با مطالعه ی پاره ای آگاهی ها و اشاره ها در نامه ی تنسر که چندان دیده نشده است، کوشش خواهد شد که چند نکته ی تازه برای تاریخ گذاری نامه ی تنسر به خود دوره ی اردشیر بابکان بررسی و تحلیل شود.
کرامیه و غزنویان؛ فراز و فرود کرامیه
حوزههای تخصصی:
غزنویان در ابتدا توسط کرامیه با اسلام آشنایی پیدا کرده بودند و بعد از کسب قدرت در خراسان، محمود غزنوی بنا به اهداف سیاسی و به دست آوردن مشروعیت از خلافت عباسی، رهبر فرقه ی کرّامیه درآن زمان ابوبکر محمدبن اسحاق محمشاد را به ریاست نیشابور برگزید. اما عملکرد کرامیه در مدت ریاست شان و نیز اقدامات خاندان میکالی رؤسای سابق نیشابور در تضعیف کرامیه و هم چنین بی فایده بودن کرامیه برای محمود بعد از رسیدن به اهدافش، سبب برکناری آن ها از ریاست شهر شد و این مسئله باعث کاهش قدرت کرّامیان شد تا در نهایت، در سال 488ه.ق براثر درگیری مذهبی ای که در نیشابور پدید آمد، آن ها برای همیشه از نیشابور بیرون رانده شدند. این پژوهش با شیوه ی توصیفی تحلیلی و با روش گردآوری کتابخانه ای درصدد است تا روابط کرامیه و غرنویان را تحلیل کند و هم چنین علل برکشیده شدن کرامیه به ریاست شهر نیشابور و هم چنین علل برکناری آنان را بررسی کند.
ساسانیان و اعراب
حوزههای تخصصی:
چندین سال پس از آغاز برنامهٔ کشورگشایی اردشیر یکم (حدود سال 242-224 میلادی)، ساسانیان نبردهای نظامی را در دو منطقهٔ شمال شرق عربستان و عمان به عهده گرفتند. در اواخر دورهٔ ساسانیان، آن ها شهر عدن را در یمن فتح کردند. با این وجود، به طور کلی به نظر می رسد که ساسانیان کنترل سیاسی را توسط موکلان عرب خود در عربستان اعمال می کرده اند.
پیامدهای استعماری اروپاییان در مشرق زمین و ایران
منبع:
تاریخ ایران اسلامی سال چهارم پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲
27 - 48
حوزههای تخصصی:
گسترش سرمایه داری(صنعتی وتجاری) اروپا به عنوان یک پدیده اقتصادی واجتماعی پیامدهای فراوان و گوناگونی در اروپا و جهان به دنبال داشت. دگرگونی های بزرگی در صنعت، کشاورزی، تولید، حمل و نقل، و....ایجاد نمود. به مناسبات فئودالی پایان داد و در نهایت شکل تازه ای از استعمار را رقم زد. استعمار به معنای عمران و آبادانی است و استعمارگران مدعی اند که درکشورهای «عقب افتاده» عمران و آبادانی و برای مردم این کشورها رفاه به ارمغان آورده اند! این ادعا به تعبیری قابل تأمل است، اما یقیناً نیت و هدف اصلی آنها بر سازندگی مستعمرات نبوده است! توضیح اینکه: پس از انقلاب صنعتی، تولید به شکل بی سابقه ای افزایش می یابد بنابراین1-آنها برای فروش تولیدات خود نیامند بازار می شوند2- منابع و معادن اروپا جوابگوی نیازکارخانه های صنعتی نیستند، پس صاحبان این صنایع بیش از پیش رو به مشرق زمین می آورند. اما دستیابی به این کار چندان ساده نبود. ابتدا باید مشرق زمین را از تولید کالا بازدارند، سپس برای فروش کالاهای خود در این کشورها (هند و ایران و...) امکاناتی را فراهم آورند، آنها در این راه هرکاری را جایز می دانستند. حاکمان و درباریان نالایق، بی تدبیر، عشرت طلب و بی سواد این کشورها برای نفع شخصی خود، ننگین ترین قراردادها که کشور را به نابودی می کشاند با اروپائیان منعقد می کردند. اروپائیان برای اجرای این قراردادها، پیش از هر چیز نیاز داشتند تا این جوامع غیرمصرفی را به یک جامعه ی مصرفی تبدیل کنند. بنابراین تسلط همه جانبه اروپاییان در مشرق زمین از اصلی ترین پیامدهای استعمار بود! اما چگونه این واقعه رخ داد؟ پیامدهای آن چه بود؟ چرا برخی معتقدند امروز دیگر دوران استعمار به سرآمده است؟ چه عواملی غیر از استعمار در عقب ماندگی مشرق زمین مؤثر بوده است ؟ تلاش بر این است تا به این پرسش ها پاسخ داده شود.
نقش علماء در ترویج عزاداری عصر صفوی و جلوگیری از بدعتهای آن
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ ایران اسلامی با رسمیت یافتن مذهب تشیع در عصر صفوی، بسیاری از مجتهدان و علما برای انجام امورات حکومت و مأموریتهایی چون صدر، شیخ الاسلام و سایر مقامات قضایی (به عنوان نماینده تام الاختیار شاه در اجرای حقوق عمومی و کیفری و بسیاری از امور) نقش مهمی ایفا نمودند. این علما و فقهای دین نقش بسیار قابل توجهی در حفظ و ترویج مذهب و مسایل مربوط به آن داشته اند که باید مورد بررسی دقیق قرار گیرند. بنابراین در ابتدا این سوالات را طرح می کنیم که آیا علما در ترویج یا تأیید یا حتی مقابله با عزاداری و بدعتهای آن نقشی داشته اند؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ چگونه و با چه سیاستی این نقش را ایفا می نمودند؟ تلاش شده است با نگاهی تاریخی دیدگاه و نگرش روحانیون را به برگزاری این مراسم مذهبی بر اساس آثار به جا مانده از آنها بررسی شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد این علما در ترویج و تأیید سبک های عزاداری و واکنش نسبت به تحریف ها و آسیب های بوجود آمده در برهه هایی از دوران صفویان نقش های متفاوتی ایفاء نموده اند.
حکمرانان مادی در متون نوآشوری ؛ارایه فهرست جدید از شاهان وحکمرانان مادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اطلاعات باستان شناسی و تاریخی در مورد مادها در منابع کلاسیک یونانی محدود می باشد. با توجه به تناقضاتی که در این منابع درباب اسامی و توالی شاهان و حکمرانان مادی وجود دارد- به عنوان مثال هردوت از چهار شاه مادی و کتسیاس از نه شاه مادی یاد می کند که تنهاهر دو مورخ در باب شاه آخر با هم همخوانی دارند- در این نوشتار سعی شده که این اختلافات برمبنای متون نوآشوری مورد بررسی قرار گیرد. برای نیل به این هدف، استفاده از روش پروپوسوگرافی{ ""نام تبارشناسی"" : یعنی روش مطالعه ای که دربردارنده تاریخ سیاسی،اجتماعی، مطالعه نهادهای فرهنگی-اجتماعی و نسب شناسی می باشد}مدنظر قرار گرفته است. براساس آنچه در متون نوآشوری مربوط به سال های 855-600 ق.م آمده، فهرست جدیدی از شاهان و حکمرانان مادی گردآوری شده که در آن از شش حکمران مادی صحبت می شود، که سه شاه اول با نامی در ارتباط و مقایسه با دیوکس هرودت و شاه چهارم در مقایسه با فرورتیش، شاه پنجم اوماکیشتر با کیاخارس و ایشتومگو با آستیاگس مقایسه و یکسان سازی شده اند و موراد مشابه و متناقض بیان گردیده اند.
پیامدهای فرهنگی مهاجرت قبایل عرب به ایران تا پایان دوره اموی
حوزههای تخصصی:
با چیرگی تازیان مسلمان بر ایران، عرب ها با انگیزه های مختلف به این سرزمین وارد شدند و در مناطق و شهرهای آن سکونت یافتند. مسئله این پژوهش پیامدهای فرهنگی است که در نتیجه مهاجرت عرب ها به ایران به وجود آمد. دوره زمانی مورد بحث در این پژوهش، دوره ای حدودا صد ساله یعنی از آغاز فتح ایران در دوره خلفای راشدین تا پایان دوره اموی (132ق.) را در بر می گیرد. روش تحقیق، روشی توصیفی تحلیلی با استفاده از منابع، مآخذ و پژوهش های تاریخی بود. مهاجران عرب، افراد و قبایل مختلف با عقاید، افکار و اغراض گوناگون را شامل می شدند. آنان پس از همنشینی و اختلاط با بومیان منشأ تاثیرات بسیاری شدند و از آنان در جنبه های مختلف تاثیر گرفتند. در این پژوهش برخی از مهم ترین پیامدهای فرهنگی حضور قبایل عرب در ایران؛ همچون گروش ایرانیان به اسلام، فرهنگ پذیری متقابل، تاثیرات زبانی، نامگذاری عربی، تعصبات قومی اعراب و پیامدهای آن، و اختلافات قبیله ای اعراب در ایران شناسایی و مورد بررسی قرار گرفت.
عهد ناشناختة خسرو پرویز به پسرش شیرویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بیش از چهار سده تاریخ ساسانیان، پادشاهان بزرگ و جنگجویی همچون اردشیر بابکان (224-240 م)، شاپور یکُم (240-270 م)، قباد یکُم (484-531 م) و خسرو انوشیروان (531-579 م)، در زندگانی خود و در آیین درباری ویژه ای، یکی از پسران خود و معمولاً بزرگ ترین پسر را به ولیعهدی برمی گزیده اند و با نوشتن وصیّت نامه ای سیاسی (در زبان فارسی، «اندرز» و در عربی، «عهد») برای ولیعهد، او را در چشم بزرگان و نژادگان و کارگزاران شاهنشاهی و مردم، همچون جانشین قانونی خویش می شناساندند. عَهد، دستورها و اندرزهای شاهانه درباره آیین شهریاری به جانشین و یا جانشینان آینده و یا بزرگان و کارگزاران شاهنشاهی بود که پیش از مرگ پادشاهان گفته یا نوشته شده اند و آنها را می توان وصیّت نامه های سیاسی فرمانروایان انگاشت. با این که در ادبیات ساسانی «عهدی» به نام «عهد خسرو پرویز به پسرش شیرویه» ناشناخته است، امّا در این جستار کوشش خواهد شد تا نشان داده شود که خسرو پرویز همانند پاره ای از نیاکان خود، بزرگ ترین پسرش را به ولیعهدی برگزیده و برای او «عهد»/ وصیّت نامه نوشته است و نشانه هایی از وجود چنین عهدی، می توان در لابه لای گزارش های تاریخی به چشم دید
روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران و هند در عصر پارتیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پارتیان (اشکانیان) (۲۲۶ -۲۵۰ ق. م) حکومتی بودند که در شمال شرق ایران، مناطقی وسیع از ایران، عراق امروزی، آذربایجان، ارمنستان گرجستان قفقاز، شرق ترکیه، شرق سوریه، ترکمنستان، افغانستان، تاجیکستان، پاکستان، کویت و سواحل خلیج فارس در عربستان سعودی، بحرین و امارات متحده عربی را تحت قلمرو خویش داشتند. این دوره هم زمان است با حکومت موریای و کوشا نیان و از نظر فرهنگی عصر بسیار بااهمیتی در هند است. در متون باستانی هند از قبیل مانورا اسمریتی، پوراناها، مهابهاراتا، رامایانا و غیره به مردمی بنام پهلوها اشاره شده است. در حدود ۲۰ م گندوفارس یکی از فاتحان پارتی از امپراتوری پارتیان اعلام استقلال نمود و حکومت و پادشاهی هندی –پارتی را در سرزمین های متصرف شده در افغانستان و پاکستان امروزی و شمال هند ایجاد نمود و شهر تاکسیلارا مرکز حکومت خود قرارداد. بنابر روایت منابع تاریخ چینی، اولین مبلغان روحانی بودائی که به چین مهاجرت کردند پارسی بودند. سورن یکی از نجیب زادگان خانواده اشکانیان بود که هم زمان با ضعف امپراتوری پارتیان به متصرفات هند- سکایی در شرق یورش بود. و آن سرزمین را تصرف نمود. تجارت در عصر پارتیان بسیار گسترش پیدا کرد و سکه های اشکانی خیلی فراتر از مرزهای باستانی به دست آمده است. پارتیان کنترل جاده ای تجاری بین شرق و غرب، جاده ابریشم و جاده شاهی را در دست داشتند. این کنترل موجب افزایش قدرت و ثروت اشکانیان شده بود. این موضوع هم ضرورت تحقیق را مشخص می کند و هم این سؤال اصلی تحقیق را شکل می دهد که آیا این قدرت و مدت طولانی حکومت پارتیان در ارتباطات فرهنگی و سیاسی و اقتصادی با هند از هخامنشیان و ساسانیان مؤثرتر نبوده است؟ مقاله حاضر سعی در تبیین روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پارتیان با هند از روش توصیفی – تحلیلی با تکیه بر منابع کتابخانه ای دارد.
بررسی مقایسه ای نقش و جایگاه حفاظت محیط زیست در برنامه های عمرانی پیش از انقلاب 1357
حوزههای تخصصی:
در دوران قبل از انقلاب1357 به منظور پیشرفت اقتصادی و توسعه کشور شش برنامه عمرانی تدوین شد، اما تا انقلاب 1357 فقط پنج برنامه آن به اجرا درآمد. در هریک از این برنامه ها نیز جهت حفظ منابع طبیعی و حفاظت از محیط زیست بخش هایی در نظر گرفته شده بود و اعتباراتی جهت انجام طرح های عمرانی در این زمینه تخصیص یافته بود. لذا در این پژوهش با استفاده از روش تحقیق توصیفی مقایسه ای سعی بر این است تا ضمن بیان نقش و جایگاه حفاظت محیط زیست در برنامه های عمرانی، نشان دهیم توجه به محیط زیست و حفاظت از آن در برنامه های عمرانی قبل از انقلاب روندی تکاملی را پیموده و در هر برنامه نسبت به برنامه های قبلی دقت نظر بیشتری صورت گرفته و نهایتاً در برنامه پنجم برخلاف برنامه های قبلی که هیچ فصل جداگانه ای جهت حفاظت محیط زیست را دارا نبودند، با گنجاندن فصلی مجزا برای این امر، ایران به عنوان یکی از کشورهای پیشرو در زمینه حفاظت محیط زیست در بین کشورهای در حال توسعه به شمار آمد.
سیمای زن در سروده های چهار شاعر منتخب عصر عباسی: عباس بن اَحنف، ابوالعتاهیه، دعبل و متنبّی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
عصر عباسی، محل تلاقی فرهنگ های مختلف و تحول های ژرف فرهنگی و ادبی و هنری است. شعر عربی نیز در این دوره، به ویژه از منظر محتوا، دگرگون شد و شاعران نیز نقش های اجتماعی گوناگون را پذیرفتند. با توجه به جایگاه زنان در تحول های اجتماعی عصر عباسی، این نوشتار می کوشد با روش وصفی تحلیلی شخصیت زن را در سروده های چهار شاعر منتخب عصر اوّل و دوم عباسی، یعنی: عباس بن اَحنف (103 192ق)، ابوالعتاهیه (130 211ق)، دعبل خزاعی (148 246ق) و متنب ّی (303 354ق) که هرکدام دارای سبک خاصی در اشعار خود بوده اند، مورد بررسی قرار دهد.
یافته های این پژوهش، نشانگر آن است که زن در تلقی شاعران این دوره، غالباً یک موجود غیرعقلانی است که از او برای رونق غزل بهره برده اند و در موارد متعددی نیز ویژگی های زنان به ابزاری برای روزی جستن شاعران و مدح و هجو دیگران تبدیل شده است.
بررسی علل و پیامدهای سرکوب کردهای برادوست و فتح قلعه دم دم در دوران حکومت شاه عباس اول صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوران صفویان ایلات و طوایف کرد نقش مهمی در
فعالیتهای سیاسی ایفاء میکردند و میتوان گفت این نقش در
دوران حکمرانی شاه عباس اول اهمیت بیشتری داشت. یکی از
این ایلات، کردهای برادوست بودند که در مناطق شمالغربی
ایران و در نواحی ارومیه و اشنویه سکونت داشتند؛ این در حالی
بود که پیش از شاه عباس اول قلمرو ایلیاتی کردهای برادوست
در سرزمین عثمانی قرار داشت. کردهای برادوست در دوران
حکومت شاه عباس اول به اوج شهرت رسیدند، چرا که در این
زمان حاکم آنها، امیرخان برادوست، از حکام مورد احترام شاه
عباس محسوب میشد. امیرخان برادوست در یکی از نبردهای
صفویان علیه دشمنان آسیب دید و از آن پس به امیر چلاق
برادوست معروف شد. وی قلعهای قدیمی و مشهور را که قلعه
دمدم نام داشت، به عنوان مقر حکومتی خود برگزید و پس از
مدتی علیه حکومت مرکزی عصیان کرد و به جنگ با نیروهای
صفوی پرداخت که درنهایت به دستور شاه عباس و بعد از مدتی
طولانی سرکوب گردید. مقاله حاضر در نظر دارد به بررسی علل
سرکشی کردهای برادوست و چگونگی سرکوب آنها در دوران
شاه عباس اول بپردازد.
تبیین موقعیت ناهمگون هنرمندان و صنعت گران در جامعه عصر تیموریان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بررسی تحولات تاریخی ایران همواره بر نقش و جایگاه اقشاری همچون سیاست مداران، نظامیان و روحانیون تأکید شده است؛ اما در این میان اقشاری چون هنرمندان و صنعت گران نیز وجود داشتند که در طی ادوار مختلف از جمله دوره حاکمیت تیموریان بر ایران (913-771ق) نقش و سهم قابل توجهی را در شکل گیری این تحولات ایفا نمودند. شکوفایی و فراگیر شدن هنر و صنعت در این دوره و کارآمدی هنرمندان و صنعت گران در عرصه های مختلف سبب شد تا این گروه از جایگاه و موقعیت متفاوتی نسبت به دیگر ادوار برخوردار شوند. از یک سو توجه و اشتغال به هنر و صنعت در بین طبقات مختلف از بالاترین سطوح اجتماعی تا افرادی با خاستگاه غلا می مانع از قرار گرفتن هنرمندان و صنعت گران این دوره در یک مرتبه اجتماعی معین گردید. از سوی دیگر تفاوت در ملّیّت، خاستگاه اجتماعی، سطح رفاهی و معیشتی، نگرش های اعتقادی و اخلاقی، قابلیت ها و توانمندی های علمی و فنی آنان و همچنین میزان شهرت ایشان در بین مردم، ناهمگونی و عدم ثبات در موقعیت اجتماعی این قشر را شدت بخشیدند. تحقیق حاضر با هدف بازنمایی زوایای مختلف زندگی فردی و اجتماع ی هنرمن دان و صنعت گران در جامع ه تی موری بررسی موارد مذکور می پردازد. نتایج این بررسی از لحاظ مطالعات تاریخ اجتماعی ایران و شناسایی جایگاه این قشر در نظام اجتماعی این دوره با توجه به کمبود اطلاعات تاریخی در این زمینه حائ ز اهمیت است. در همین راستا روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای سه دسته منابع و اسناد تاریخی، اجتماعی و هنری است.
گذار از نظام آموزشی سنتی به مدرن در قلمرو عثمانی مطالعه موردی: مدرسه صادقیه تونس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین عرصه های رویارویی فرهنگیِ تمدن اسلامی با تمدن جدید غرب، حوزه آموزش و نظام آموزشی بود که در بیشتر سرزمین های اسلامی در قالب شکل گیری و تأسیس مدارس جدید بروز کرد. دارالفنون عثمانی که به مثابه مجتمع آموزشی جامع در 1278/ 1862م تأسیس شد، عملا به الگویی مناسب برای بسیاری از ممالک اسلامی، به ویژه ایالات و ولایات عثمانی در این دوره تبدیل شده بود. سرزمین افریقیه که از اواخر سده شانزدهم میلادی/ دهم هجری تحت الحمایه عثمانی قرار گرفته بود، از جمله اولین ایالاتی بود که به سبب نزدیکی سرزمینی و جغرافیایی در معرض مفاهیم و آموزه های مدرنیته قرار گرفت. از این رو، از اواخر سده هجدهم میلادی/ دوازدهم هجری مسأله اصلاح نظام آموزشی به یکی از مسائل و دغدغه های حاکمان و عناصر اصلاح طلب افریقیه تبدیل شد و در نتیجه مدرسه عالی صادقیه با الگو گرفتن از دارالفنون استانبول تأسیس شد. این مدرسه با برنامه دقیق و سطوح مدون آموزشی، فارغ التحصیلانی را به جامعه افریقیه ارائه کرد که نقش مهمی در تحولات اجتماعی افریقیه در سده نوزدهم و بیستم میلادی ایفا کردند. از این رو، یکی از دغدغه های اصلی استعمار فرانسه پس از سلطه بر تونس از سال 1881م/ 1298ق تضعیف یا به تعطیلی کشاندن این مدرسه بود. رهبران و پیشگامان جنبش استقلال طلبی در تونس، که منجر به استقلال این کشور از فرانسه در 1956م/ 1375ق گردید، از دانش آموختگان مدرسه عالی صادقیه بودند.
ظهور طبقه ائمه در ادوار تاریخی و جایگاه آن در تاریخ نگاری عمومی دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از قرن هفتم هجری، به تدریج در تاریخ های عمومی، فصلی که به طور خاص، به ائمه اثنی عشر : اختصاص داشت شکل گرفت. ائمه : در این آثار، کنار هم و جدا از دیگر خویشاوندان، در مقام اولیای خدا و بهترین بندگان زمان خود معرفی شده اند و مانند انبیا، اوصیا، شاهان و خلفا، طبقه ای در تقسیم تاریخ به شمار می آیند. با توجه به حاکمیت اهل تسنن دست کم به لحاظ کلامی و فقهی در ایران پیش از صفوی، اختصاص فصلی به ائمه امامیه و نه دیگر سادات، ضرورت روند ظهور و تحول این پدیده را به وجود می آورد. با تشکیل دولت صفویه، این ابداع مورد پذیرش مورخان قرار گرفت و به صورت جزئی کلیشه ای در تاریخ های عمومی این عصر درآمد. نوشتار پیش رو می کوشد این پدیده را به عنوان ظهور طبقه جدید ائمه در روایت تاریخ معرفی کند و تحولات این فصل از تاریخ های عمومی صفوی در زمینه روایت کلی آنان از تاریخ را بررسی و تحلیل نماید. با وجود طبقه ائمه : در تاریخ نگاری پیشاصفوی، کار مورخان صفوی، تغییر جایگاه آن در تاریخ بود. آنان صورت بندی پیشین پیامبر خلفای راشدین ائمه را با تغییر کرونولوژیک، به پیامبر ائمه خلفا، و با ارتقای هستی شناختی، به انبیاء ائمه ملوک تبدیل کردند و حتی به صورت انبیاء ائمه درآوردند.
نقش قفقاز در روابط ایران و روسیه در دوره دوم حکومت صفویه (1135-996ق/1723-1588م)
حوزههای تخصصی:
منطقه قفقاز از نظر سیاسی و اقتصادی در قیاس با سایر مناطق، دارای ویژگی های برجسته ای همچون تنوع اقلیمی و جمعیتی، امتیاز استراتژیکی (وجود راه آبی ایجاد شده از تنگه بسفر، دریای مرمره و مدیترانه) و منابع سرشار مالی بود. عوامل مذکور سبب جلب توجه دو کشور ایران و روسیه به منطقه قفقاز گردید و هر دو خواهان توسعه نفوذ سیاسی خود در این منطقه بودند. تبیین نقش قفقاز در روابط ایران و روسیه در دوره دوم حکومت صفویه حایز اهمیت بسیار می باشد. از این رو پژوهش حاضر بر آن است تا با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی به بررسی نقش استراتژیکی قفقاز در روابط ایران و روسیه وعملکرد حکام صفویه در این محدوده جغرافیایی بپردازد. مسأله بنیادی در این پژوهش، اهمیت منطقه قفقاز در روابط سیاسی و نظامی صفوی و روسیه (در فاصله1135 996ق.) می باشد. این نقش از ویژگی ها و شرایط اقتصادی و جغرافیایی منطقه قفقاز نشأت می گیرد، که به عنوان مثال در اختیار داشتن تنگه ها و معابر مهم دریایی و دستیابی به منافع اقتصادی و تجاری و گسترش سرزمین در موضوع قفقاز مهم است.
سهم تبریز در رونق اقتصادی دوران ایلخانان با تکیه بر تجارت جواهرات
حوزههای تخصصی:
شهر تبریز در ایالت عراق عجم از آبادترین و پر جمعیت ترین شهرهای آذربایجان بوده است. اهمیت تجاری و صنعتی شهر تبریز در تمام دوران های تاریخ ایران در خور توجه بوده است که اوج این رونق اقتصادی در زمان استقرار ایلخانان در ایران و برگزیده شدن تبریز به عنوان پایتخت توسط اباقا خان تحقق یافت.
این شهر دارای کارخانه های متعدد جهت پرداختن به صنایع مختلف بوده و اکثر ساکنان آن بازرگان و کارخانه دار بودند. موقعیت ترانزیتی تبریز به قدری بود که بازرگانان از نقاط مختلف مانند بغداد و موصل و هرمز و هندوستان برای خرید و فروش به آنجا رفته و بهترین سنگ های قیمتی و مرواریدهای اعلا در بازارهای آن به فروش می رسید.
اوج شکوه اقتصادی تبریز در تمام زمینه های تجاری از جمله جواهرات به دوران حکمرانی غازان خان بازمی گردد. رونق تجارت جواهرات در بازارهای داخلی به خارجی به حدی بود که بازاری تحت عنوان بازار جوهریان، در کنار سایر حرف، وجود داشت، که در آن انواع جواهرات به وفور به فروش می رسید. در این زمان به دلیل نزدیکی ایلخانان با کشورهای آسیای مرکزی، شهرتبریز به عنوان دروازهٔ بین شرق و غرب بوده و تجارت جواهرات با این کشورها و کشورهای اروپایی به اوج خود رسیده است. در بازارهای غازانی تبریز سنگ های قیمتی و مرواریدهایی که از سیلان و بحرین به دست می آمد، صیغل و سوراخ می شد و سپس برای فروش به کشورهای آسیایی و اروپایی از جمله قسطنطنیه عرضه می گشت. رونق تجاری تبریز به حدی بود که غازان خان دستور داد قیمت طلا و نقره را در تمام قلمرو ایلخانان مطابق قیمت طلا و نقره تبریز قرار دهند.
دریاچهٔ هامون در روایات ملی ایران و جایگاه آن در آخرالزمانی زردشتی
حوزههای تخصصی:
دریاچهٔ هامون در روایات ملی ایران و بخصوص در ارتباط با رروایات مرتبط به آخرالزمان شناسی زردشتی رابطهٔ تنگاتنگی دارد. نام این دریاچه در عصر اوستایی متآخر بطور فزاینده ای به همراه رود هیرمند و منطقهٔ سیستان تکرار می شود. در این تحقیق کوشیده شده است نقش و اهمیت هامون در روایات ملی ایران از جنبه های مختلف مذهبی، سیاسی و آخرالزمان شناسی زردشتی پرداخته شود. وعدهٔ ظهور سه منجی زردشتی در آب کیانسه (صورت پهلوی دریاچهٔ هامون) داده شده است و پیروان دین زردشتی برای این دریاچه احترام خاصی قائل بوده اند، همچنین در متون اوستایی و پهلوی به نذز شاهان و مردمان برای اناهیتا/اناهید اشاراتی شده است. این روایات تا سالیان متمادی در بین مردم سیستان رواج داشته اند، همچنین رسم اوشیدر در بین مردم این منطقه و اطلاق نام هامون به دریاچه می تواند ریشهٔ زردشتی داشته باشد.