فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۲۱ تا ۲٬۶۴۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
مکتب کلامی معتزل یکی از مهم ترین مکاتب کلامی و فکری اسلامی است که از قرن دوم تا پنجم هجری در جهان اسلام هواخواهان بسیاری داشت. این مکتب فکری را در اوایل قرن دوم هجری واصل بن عطا (ف:131ق) در بصره بنیان نهاد و به سرعت در سایر سرزمین های اسلامی گسترش یافت. خوزستان نیز به دلیل پیوستگی جغرافیایی به بصره خیلی زود تحت تأثیر این جریان فکری قرار گرفت؛ به طوری که بنا بر تصریح منابع تاریخی و جغرافیایی، رواج این مکتب در خوزستان بیش از هر سرزمین دیگری بوده است. این پژوهش بر آن است تا با نگاهی تحلیلی به بررسی و تبیین دلایل رشد و گسترش این مکتب کلامی در خوزستان و فراز و فرودهای تاریخی آن در این منطقه بپردازد. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که چه عواملی موجب رشد و گسترش اندیشه های اعتزالی در خوزستان شد؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که عواملی چون پیوستگی جغرافیایی و فرهنگی خوزستان به خاستگاه معتزله (بصره)، تنوع و تکثر مذهبی خوزستان و اشتیاق عموم مردم آن اعم از خواص و عوام به مباحث کلامی موجب رشد و گسترش معتزله در خوزستان گردیده بود.
واکاوی معماری سنتی دوره قاجار در قلعه اسفندیاری استان چهارمحال و بختیاری
منبع:
مطالعات ایران شناسی سال ۷ بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۰
7 - 42
حوزههای تخصصی:
عصر قاجار دوره تغییر و تحولات در ساخت عمارت های مسکونی است که در آن یک تنوع و خلاقیت فضایی در فضاهای داخلی عمارت های تاریخی مشاهده می شود. این تنوع و خلاقیت فضایی در هر منطقه متأثر از تعاملات فرهنگی آن است، بنابراین هر منطقه معماری خاص خود را دارد. معماری قلعه اسفندیاری، به عنوان یکی از بناهی شاخص معماری دوره قاجار، هم به لحاظ عملکردی و هم به لحاظ زیبایی شناسی از اهمیت زیادی برخوردار است. علی رغم ارزش این خانه، مطالعه ای چه از لحاظ زیبایی شناسی و چه از لحاظ معماری روی آن صورت نگرفته است. از این رو، پژوهش حاضر سعی دارد مؤلفه ها و ویژگی های معماری به کار رفته در این عمارت را بررسی کند. این پژوهش به لحاظ روش شناسی از نوع توصیفی – تحلیلی بوده و روش گردآوری اطلاعات آن نیز در قالب مطالعات کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که این خانه تاریخی با ساختار پیچیده و نوع معماری خاص خود، بنایی متفاوت در میان بافت سنتی منطقه به شمار می رود و معماری آن بر پایه اصول معماری ایرانی (سنتی) و معماری بومی است. بخش تابستان نشین عمارت در جلو و شامل اتاق های هفت دری و سه دری و زمستان نشین در پشت این بخش ایجاد شده است. شاه نشین در ضلع شمالی و ضلع های شرقی و غربی مربوط به سکونت اعضای دیگر خانواده و ضلع جنوبی ورودی و انبارها است.
رویکرد روزنامه اختر (1292- 1314ق) به دین با تکیه بر ایده اتحاد اسلامی (پان اسلامیسم)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال بیست و دوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۸۸)
289 - 310
حوزههای تخصصی:
در آغاز دوره قاجاریه (1210 1344ق)، مجتهدان ضمن تثبیت نفوذ خود، نقش دین را در تحولات جامعه ملموس تر از پیش کردند. در دوره ناصری (1245 1312ق)، کانون هایی از منوّرالفکران (روشنفکران) ایرانی در خارج از ایران شکل گرفت. آنها سعی داشتند با نشر اطلاعاتی در خصوص تحولات اروپا و عثمانی، زمینه بیداری ایرانیان را فراهم نمایند. روزنامه اختر که توسط برخی از تحول خواهان ایرانی در استانبول تأسیس شد، نمونه ای از این کانون هاست که در چارچوب سیاست اتحاد اسلامی و با هدف پیشگیری از دست اندازی های اروپایی ها و روس ها به سرزمین های اسلامی، می کوشید افکار نو را در پوشش باورهای دینی ارائه دهد. پژوهش حاضر، با بهره گیری از روش وصفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، در پی پاسخ به این سؤال است که روزنامه اختر انگاره اتحاد اسلامی را دارای چه فوایدی می دانست؟ و موانع آن را چگونه ترسیم می کرد؟
والیان ایل شادلو و طوایف ساکن در ولایت آلاداغ، در عصر افشاریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۱ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۴)
76 - 100
حوزههای تخصصی:
هدف : بررسی نقش و جایگاه حکمرانی والیان ایل شادلو و طوایف ساکن در «ولایت آلاداغ»، در تحولات نظامی و سیاسی ایران در عصر افشاریه. روش/رویکرد پژوهش : با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و ازطریق جست وجو در متون تاریخی، ادبی و اسناد نقش مذکور بررسی و تحلیل می شود. یافته ها و نتیجه گیری : «ولایت آلاداغ» در عصر افشاریه مرکز حکمرانی والیان ایل شادلو و محل استقرار ده ها طایفه مختلف بوده است که مقارن با حاکمیت صفویان از کردستان ترکیه به خراسان کوچانده شدند و در این سرزمین ساکن شدند. به نظر می رسد والیان ایل شادلو و طوایف ساکن در «ولایت آلاداغ» در دولت افشاریه حضوری جدی و اثرگذار داشته اند. آن ها که از نیرومندترین حکمرانان و طوایف کرد در خراسان شمرده می شدند کوشش این والیان معادلات سیاسی و نظامی در مخالفت و سپس در موافقت با حکومت نادرشاه و جانشینانش به هم ریخت. ایشان درنهایت به یکی از متحدان اصلی نادر در لشکرکشی هایش تبدیل شدند. ایشان علاوه مرزداری، در نبرد با عثمانی ها، افغان ها و ترکمن ها حضور فعال داشتند و همواره پشتیبان نادرشاه و جانشینانش بودند.
نگاهی به تاریخ شهرسازی ایران در دوره صفوی: نمونه موردی شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال بیستم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۰
33 - 61
حوزههای تخصصی:
شواهد و مدارک نشان می دهد تا پیش از دوره صفوی، ساختار فضایی شهر کرمان بر سه عنصر مسجد جامع مظفری، کهندژ و بازار کوچک استوار بود، اما در دوره صفوی این ساختار دگرگون شد. بررسی متون و آثار موجود نشانگر تحوّلات قابل توجه در دوره صفوی در ساختارهای شهری کرمان است. پرسش های این پژوهش این است که ویژگی های تاریخی معرّف ساختار کالبدی-فضایی و تغییرات فضاهای ارتباطی شهر کرمان در دوره صفوی بر چه مبنایی بوده است؟ آیا شهر کرمان بر اساس الگوی شهرسازی اصفهان در دوره صفوی ساخته شده است؟ فرضیاتی که در ارتباط با این پرسش ها قابل طرح است، ساخت میدان گنجعلی خان در روند گسترش و تحوّلات بعدی شهری کرمان، به ویژه در زمان قاجار تأثیر چشمگیری داشت. با ساخت میدان، محلّه هایی در نزدیک میدان و اصولاً در شمال آن، بازسازی و محلّه های جدیدی هم احداث شد. در همین راستا در زمان شاه عباس دوم نیز در جنوب شهر در فاصله بین کهندژ و مجموعه گنجعلی خان، بازاری ساخته شد. هدف نوشتار حاضر مطالعه تغییر و تحوّلات و ارتباط ساختارهای شهری کرمان در دوره صفویه است. نتایج این تحقیق نشان داد که در دوره صفوی، حاکمان محلّی نقش مهمّی در تغییر ساختارهای شهری داشتند و جهت توسعه شهر از جنوبی-شمالی، به غربی- شرقی تغییر یافت؛ همچنین میدان، نقش ساختار اصلی شهر کرمان را داشته و بیشتر تغییر و تحوّلات پس از دوره صفوی بر پایه این عنصر مهم شهری صورت گرفته است.
کارکردهای چندمعنایی واژه «چنگ» در شعر فارسی با رویکرد نظریه استعاره مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال بیستم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۰
99 - 128
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق پیش رو، مطالعه کارکردهای چندمعنایی واژه «چنگ» در شعر فارسی است. مهم ترین پرسش در مقاله حاضر این است که چه انگاره های تصویری مرتبط با واژه «چنگ» در عبارات تشبیهی و استعاریِ شعر فارسی استفاده شده و شاعران از چه صور خیالی برای «چنگ» بهره گرفته اند. از نتایج مهم تحقیق حاضر این است که چنگِ بی جان، در شعر فارسی عنصری جاندار پنداشته شده و صفات و شخصیت انسانی یافته است. برخی از این مفاهیم در شعر شاعران فارسی نهادینه شده و در سبک های مختلف دوره های تاریخی تداوم یافته اند. مفهوم «کهنسالی» مهم ترین کاربرد ساز چنگ در اصطلاحات تشبیهی و استعاری شعر فارسی است و چنگ به دلیل دربرداشتن مفهوم کهنسالی به عنوان استعاره ای برای فلک و دنیا نیز به کار رفته و همچنین در مقام نصیحت گویی پیران ظاهر شده است. تشبیهات و استعارات دیگری که با خمیدگی ظاهری چنگ مرتبط هستند عبارتند از: خمودگی ناشی از غم و اندوه، خمیدگی به سبب شرمساری و سرافکندگی، خمیدگی از روی خدمت گزاری و سر تسلیم و ارادت خم کردن. انگاره هایی نیز مرتبط با اجزای ساختمان ساز چنگ خلق شده اند، مانند تشبیه زه های چنگ به گیسوی یار، تشبیه چوب دسته ساز به جامه پلاسین و کنایه از درویشی و زهد، تقابل پلاس پوشی چنگ با جنس ابریشمی زه های آن و کنایه از ریاکاری. طبق نظریه استعاری مفهومی، در این تحقیق مبدأ یکی (چنگ) و قلمرو مقصد شامل چندین مفهوم متفاوت تعریف شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر، اشعار شاعران مهم از قرن چهارم هجری تا شاعران دوره معاصر است.
سازماندهی اجتماعی ایران در عصر پهلوی دوم با تکیه بر تصویرپردازی اسطوره ای آیین مهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۳۱)
97 - 114
حوزههای تخصصی:
جامعه ایران در عصر پهلوی دوم در نتیجه کودتای 28 مرداد 1332 دچار سرشکستگی و انفعال در عرصه فعالیت های سیاسی، حزبی و نشاط اجتماعی شد و حاکمیت پهلوی نیز دچار بحران مشروعیت گردید. بنابراین، محمدرضا شاه برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود و چاره جویی برای رفع شکاف های اجتماعی و نجات جامعه از بحران هایی که طی تحولات داخلی و جهانی در فرایند نوسازی گرفتار آن شده بود، درصدد استفاده از الگویی برآمد که بر رویکرد باستان گرایی استوار بود. آنچه این پژوهش را ضروری می سازد، شناخت این الگو و کارکرد آن در عصر پهلوی دوم است. این پژوهش بر آن است تا با روش تحلیل تاریخی که مبتنی بر توصیف و تحلیل داده هاست و با تکیه بر منابع به این پرسش پاسخ دهد که نمادهای آیین مهر چگونه در سازماندهی اجتماعی سیاست پهلوی مؤثر بودند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که محمدرضا شاه با الگوبرداری از برخی از نمادهای آیین مهر از قبیل شکست ناپذیری، نجات بخشی و توزیع عادلانه رفاه و ثروت کوشید سازماندهی اجتماعی نوینی را در ایران ایجاد کند و به حاکمیت خود مشروعیت بخشد. اما این تلاش کاملاً موفقیت آمیز نبود و تنها توانست به صورت مقطعی در ایجاد همدلی اجتماعی و مقابله با بحران ها و کسب مشروعیت مفید واقع شود.
بازیابی زمینه های تحدید قبا و عبا به روحانیت شیعه در عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۰
131-157
حوزههای تخصصی:
بازیابی زمینه های تحدید قبا و عبا به روحانیت شیعه در عصر قاجار هادی یعقوب زاده[1]، آمنه مافی تبار[2] چکیده در بازه طولانیِ فرمانروایی قاجاریان، سردمداران حکومتی با نگاه به غرب در پوشش جامعه تغییراتی ایجاد کردند که عامه مردم را تحت تأثیر قرار داد. در این بین، علمای دینی شیعه با حفظ پوشش تاریخی خود از دیگران متمایز شدند. هدف این مقاله، واکاوی زمینه های انحصار قبا و عبا به عنوان اصلی ترین اجزای تن پوش به این قشر از جامعه است. بدین قرار پرسش این خواهد بود که چرا و چگونه قبا و عبا به عنوان تن پوش روحانیت شیعه در ایران شناخته شد؟ فرضیه آنکه برای بازیابی این چگونگی باید به تحولات رسمی و غیررسمی جامگانی عصر قاجار رجوع کرد. نتیجه بررسی ها به شیوه توصیفی تحلیلی نشان می دهد با تغییر پوشش رسمی دربار و تبعیت قشر متوسط جامعه شهری از ایشان، صورت ظاهری جامه مردم دگرگون شد. در این بین، روحانیون دینی با ممارست در سبقه فرهنگی و حفظ تن پوش قبا و عبا، از دیگران متمایز شدند و وجه نمادین کسوت ایشان در ایران تقویت شد. واژه های کلیدی: قاجار، روحانیت شیعه، علمای شیعه، لباس، قبا، عبا [1] . استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه هنر، (نویسندهه مسئول) yaghoubzadeh@art.ac.ir [2] . استادیار گروه طراحی پارچه و لباس، دانشکده هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر a.mafitabar @art.ac.ir تاریخ دریافت : 27/9/1400- تاریخ تأیید: 17/12/1400
سیاست مذهبی مرابطون در برابر جریان تصوف در مغرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مرابطون از نیمه قرن پنجم با دعاوی مذهبی در مغرب اقصی به قدرت دست یافتند. آنان مذهب مالکی را مبنای عملکرد سیاست های داخلی و خارجی خود برای اداره کشور قرار دادند. مرابطون افزون بر جلوگیری از فعالیت سایر مذاهب، با جریان تصوّف نیز که از پایگاه اجتماعی مهمی در آن سرزمین برخوردار بودند، مقابله کرده و فعالیت آنها را متوقف کردند. پژوهش حاضر در نظر دارد با واکاوی رویکرد و عملکرد مرابطون در رابطه با صوفیان در مغرب، به این پرسش، پاسخ دهد که علل و عوامل سیاست تقابلی آنان با تصوف چه بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که گسترش تصوف در مغرب می توانست اقتدار مرابطون را به خطر بیاندازد، از این رو آنها با سیاست دو گانه به مهار و پیشگیری از گسترش تصوف پرداختند. مرابطون در گام اول با وارد کردن اتهام های مذهبی مانند بدعت گذاری و مخالفت با شرع، بخشی از صوفیان را سرکوب کردند و درگام دوم با نزدیک شدن به صوفیه تلاش کردند تا آنها را مهار کنند.
مدیریت دربار در حکومت صفویان و عثمانیان: بررسی تطبیقی اختیارات و وظایف ایشیک آقاسی باشی دیوان صفوی با مقامات مشابه در دربار عثمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال یازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۱
۱۲۲-۹۹
حوزههای تخصصی:
مدیریت دربار صفویان تا حد زیادی در اختیار یکی از چهار مقام عالی رتبه و قدرتمند صفویان به نام «ایشیک آقاسی باشی دیوان» قرار داشت. این مقام، برای مدیریت امور دربار و انجام وظایفی مانند برگزاری مجالس و محافل درباری، استقبال از مهمانان ویژه و سفیران خارجی، مدیریت حرمسرا و نگهبانی و محافظت از دربار، زیردستان متعددی در اختیار داشت. در این پژوهش، به واکاوی نقش ها و وظایف این مقام عالی رتبه صفوی و زیردستانش پرداخته شده و تلاش شده است تا وظایف او با مقامات مشابه دربار عثمانی مقایسه شود. یافته های این مطالعه تطبیقی نشان می دهد با وجود اینکه نمی توان یک مقام خاصِ دربار عثمانی را با «ایشیک آقاسی باشی دیوان» از حیث اقتدار و وظایف، همتا و همسان خواند، اما مقاماتی مانند «دارالسعاده آغاسی» و «قپوآغاسی» و گروه های دیگر در دربار عثمانیان حضور داشتند که بخشی از اقتدار رئیس دربار صفوی را در خود داشتند و وظایف مشابهی را در دربار حکومت عثمانی ایفا می کردند.
برهمکنش الگوی زیستگاهی و نظام آبی دشت های رسوبی شوشان بزرگ در دورهٔ روستانشینی پسین؛ خلاصه ای از نتیجهٔ یک بررسی زمین باستان شناختی در خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمین باستان شناسی ابزاری توانمند در بازشناسی تعامل چشم انداز طبیعی و فرهنگی یک منطقه است. مهم ترین پرسش در این پژوهش، چگونگی تعامل زیستگاه های دشت شوشان و نظام آبی آن در دوره پیش از شهرنشینی بزرگ مقیاس منطقه است. در این مقاله، خلاصه ای از یک بررسی زمین باستان شناختی اخیر ارائه شده که فرضیه رایج تأثیر فرهنگی میان رودان (بین النهرین) بر شوشان در تغییر الگوی زیستگاهی در هزاره های پنجم تا دوم پیش ازمیلاد، را به چالش می کشد. این بررسی در دو سطح خُرد و کلان، با کمک صدها رخنمود و پنجاه و یک مغزه، نهشته گذاری جریان های آبی کهن منطقه را بازشناسی کرده و با شواهد باستان شناختی از 10 زیستگاه در شوشان بزرگ تکمیل کرده است. این نمونه های رسوب در آزمایشگاه تجزیه و تحلیل شده و برخی نیز به روش تابش گرمایی تاریخ گذاری شده اند. درنهایت، برهمکنش (تعامل) تغییر مکانی الگوی زیستگاهی و جریان های آبی با کمک نرم افزار GIS تحلیل فضایی شده است. نتیجه این تحلیل دست کم سه نکته را تأیید می کند: نخست، حرکت باختری جریان های آبی شوشان هم زمان با دوره روستانشینی پسین؛ دوم، همسویی بی واسطه این تغییر نظام آبی و تغییر مکانی الگوی زیستگاهی در سطح خُرد و کلان؛ سوم، تفاوت چشمگیر چشم انداز طبیعی شوشان و میان رودان در این دوره. بدین ترتیب، تأثیر بی واسطه چشم انداز طبیعی در تغییر الگوی زیستگاهی شوشان و نیز واکنش فرهنگی به این تغییرات به شکل سازگاری با چشم انداز از دیدگاه کنام سازی و درهم تنیدگی بحث می شود. در پایان بر اهمیت روزافزون بررسی های هدفمند زمین باستان شناختی به ویژه در ایران تأکید شده است. نتیجه پژوهش پیشِ رو این گمان را تقویت کرده که نظام آبی این منطقه درطول این دوره بر اثر یک عامل بیرونی از تعادل خارج شده و ارتباط جریان های آبی کهن با یکدیگر در این منطقه را برای مدتی مختل کرده است.
عریضه های نوغان داران گیلان به مجلس شورای ملی در سال های نخست حکومت رضاشاه پهلوی (1309-1306)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۱ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
164 - 198
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله دلایل نارضایتی نوغان داران از دشواری تولید و تجارت ابریشم را گزارش می کند. روش/رویکرد پژوهش: داده ها از عریضه ها و اسناد آرشیوی سال های 1306 تا 1309ش از مجلس شورای ملی و دیگر مراکز اسنادی گردآوری شده است. یافته ها و نتیجه گیری: تغییرات سیاسی ایران پس از مشروطه و نوگرایی پس از آن سبب شد تا درخواست های مردم از دولت مرکزی افزایش یابد. اسناد و شکوائیه های نوغان داران نشان می دهد که توزیع تخم نوغان فاسد، بی عدالتی ملاکان و خوانین محلی گیلان، و افزایش تعرفه مالیات نوغان موجب شد نوغان داران پیوسته در فشار اقتصادی باشند. آن ها مدرن شدن صنعت ابریشم و برداشته شدن فشارهای اقتصادی و اجتماعی را برای برون رفت از دشواری ها خواستار شدند.
مناسبات طریقت مولویه با حکومت عثمانی از دوره مصطفی اول تا پایان دوره عثمانی ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولویه یکی از طریقت های قدرتمند و پراهمیت در قلمرو عثمانی بود که با تکیه بر آداب و اصول تصوف فعالیت می کرد. مولویه از طریق سازگاری با اصول سیاسی و مذهبی امپراتوری عثمانی، پیوند عمیقی با عثمانی ها برقرار نمود و بانفوذ در دستگاه حکومتی عثمانی، گسترش بسیاری یافت و مدت ها در عرصه های مختلف جامعه عثمانی فعالیت نمود. خواست بنیادی مقاله حاضر، واکاوی مناسبات سیاسی، اجتماعی و مذهبی مولویه با حکومت عثمانی از اوایل قرن یازدهم هجری قمری/ هفدهم میلادی تا پایان دوره عثمانی ها می باشد. رویکردها و فعالیت های مولویه در قلمرو عثمانی، مناسبات مولویه با حکمرانان عثمانی و عملکرد مولویان در دوره اصلاحات، مهم ترین مباحث موردبررسی می باشند. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای است. بر اساس یافته های این پژوهش، مولویه همواره با دولت عثمانی روابط پایدار و تنگاتنگی داشته است و مولویان بزرگی نیز بانفوذ در دستگاه حکومتی عثمانی، خدمات ارزنده ای به دولت عثمانی کرده و منجر به حمایت عثمانی ها از مولویه گشته اند، به طوری که حتی مولویه جایگزین بکتاشیه شده است. بدین ترتیب مولویه غیر از مواقع بسیار نادر، در امور سیاسی حکومت عثمانی دخالت ننموده و مورد سختگیری واقع نگردید.
خاندان فقیه حکومت کنندۀ عزفیان در سبته: فراز و فرود قدرت سیاسی و اقتدار علمی دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول سده های هفتم و هشتم قمری، عزفیان از خاندان های مشهور فقیه و عالم در شهر سبته بودند. آنها در مقام حکومت کننده، موفق شدند بیشتر به صورت نیمه مستقل بر این شهر و در برهه هایی بر چند شهر دیگر نیز حاکمیت داشته باشند. آنها به علت جایگاه علمی و مذهبی خود، در کانون توجه و احترام مردم بودند و در تاریخ اجتماعی مغرب و اندلس تأثیرگذار بودند؛ چنانکه ابوالعباس عزفی، جد بزرگ این خاندان، با تألیف کتاب مشهور الدُّرالمُنظّم فی مولدالنبی المُعظّم در برگزاری جشن میلاد حضرت رسول اکرم(ص) در این منطقه، تأثیر بسزایی برجای گذاشت. از این خاندان تنها پنج نفر به حکومت رسیدند و سایر اعضا در مقام عالم و شاعر، در زمانۀ خود مشهور شدند. در این مقاله، نگارنده برآن است براساس پژوهش کتابخانه ای و توصیف و تحلیل مطالب موجود در منابع، ضمن شناسایی اعضای این خاندان، به این پرسش ها پاسخ دهد: چه عواملی در رسیدن این فقیهان به حکومت و نیز حذف نهایی ایشان از قدرت مؤثر بود؟ آنها از چه جایگاه علمی و اجتماعی برخوردار بودند؟ به نظر می رسد جایگاه علمی دینی و نفوذ عزفیان در اوضاع نابسامان سیاسی آن دوره در مغرب و اندلس، علت به حکومت رسیدن آنها شد؛ اما همین نابسامانی قدرت و نیز رقابت های خاندانی، آنها را از صحنۀ قدرت حذف کرد.
جنبش کارگری همدان در دوران نهضت ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ اسلام و ایران سال ۳۱ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۲ (پیاپی ۱۴۲)
173 - 192
حوزههای تخصصی:
در دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت، احزاب و گروه های سیاسی فعالیت زیادی در همدان داشتند. حزب «توده» یکی از احزابی بود که در قالب انجمن ها و شورای متحدۀ کارگران و زحمت کشان فعالیت می کرد. این حزب ضمن مخالفت با نهضت ملی و دولت مصدق، در بیشتر مواقع با «جمعیت طرفداران نهضت ملی همدان» درگیر بود. اتحادیۀ کارگری و شورای متحدۀ کارگران و زحمت کشان این حزب و دیگر تشکیلات حزب، مانند «خانه صلح» با فعالیت خود در اعتصابات کارگری، در بین کارگران کارخانه های همدان نقش مؤثری داشتند. هدف این نوشتار تحلیل فعالیت های حزب توده و شورای مذکور در میان کارگران همدان بوده است. مقاله حاضر با استناد به داده های استخراجی از اسناد آرشیوی و منابع کتابخانه ای به نگارش درآمده است. یافته های پژوهش نشان از فعالیت حزب توده و شورای متحدۀ کارگران و زحمت کشان شعبۀ همدان در مخالفت با نهضت ملی، با جذب کارگران و برگزاری اعتصابات کارگری در کارخانه های همدان دارد. بدین ترتیب، برای اولین بار جنبش کارگری به شکل سازماندهی شده خواسته های صنفی و سیاسی- اقتصادی جدیدی را مطرح کرد و مشکلات سیاسی و امنیتی برای مسئولان همدان به وجود آورد.
نظام مقاطعه و پیامدهای مالی آن در دولت عثمانی ( قرون یازده تا سیزده قمری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۰
215-193
حوزههای تخصصی:
مقاطعه اساس نظام مالی دولت عثمانی در سده های 13-11ه ق. بود که پس از فروکش کردن فتوحات و فروپاشی سیستم تیمار، جایگزین آن شد و تغییراتی در نظام مالی عثمانی بوجود آورد. دولتمردان برای غلبه بر مشکلات مالی مقاطعه کاری را در قلمرو حکومتی گسترش دادند و تغییر و تحولات لازم را در آن ایجاد کردند. از جمله افراد موثر در این سیستم متنفذینی چون بیگربیگی ها ، افراد سپاهی و حتی ثروتمندان غیر مسلمان بودند. نظام مقاطعه به سبب برخی تحولات در شیوه مقاطعه کاری ولایات ، اخذ بی رویه مالیات ها، صدور برات و جمع آوری نامناسب ، عملکرد خود سرانه متصدیان و ستم دست اندرکاران به رعایا ، موجب نارضایتی اجتماعی بخصوص در میان کشاورزان را فراهم آورد که نقش مهمی در افول امپراتوری عثمانی داشت. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با نگاه انتقادی در صدد بررسی تحولات نظام مقاطعه، کارکردهای آن و وظایف مقاطعه داران در برابر حکومت مرکزی عثمانی و دلایل فروپاشی نظام مقاطعه در امپراتوری عثمانی است.
385 KR: شواهد کوچ نشینیِ باستان در عصرآهن از منطقه کوهرنگ بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه چهارمحال و بختیاری در چند دهه گذشته، به عنوان یکی از مهم ترین خاستگاه های معیشت مبتنی بر کوچ نشینی، همواره موردتوجه باستان شناسان بوده است. در این بین، منطقه کوهرنگ به عنوان یکی از اصلی ترین قلمروهای عشایری ایل بزرگ بختیاری جایگاهی ویژه دارد. شمار اندک پژوهش های انجام شده در این منطقه و نبود آگاهی های کافی باعث شده برخی از پژوهشگران از متأخر بودن پیشینه این شیوه معیشتی صحبت به میان آورند. برخلاف این امر، پژوهش های اخیر نشان می دهند که دست کم قدمت شیوه معیشت مبتنی بر کوچ نشینی در منطقه کوهرنگ به هزاره پنجم پیش ازمیلاد برمی گردد. دو فصل کاوش های نجات بخشی انجام شده در منطقه بیرگان، به دلیل ساخت سد و تونل سوم کوهرنگ، امکان مناسبی به دست داده که باعث شده اکنون آگاهی های درخور بیشتری در ارتباط با شیوه معیشتی مردمان این منطقه در اختیار داشته باشیم. آگاهی از ماهیت محوطه و آشنایی با جنبه های گوناگون زندگی کوچ نشینی باستان، به عنوان اهداف اصلی و پی بردن به میزان تعاملات فرهنگی احتمالیِ این منطقه با مناطق پیرامونی ازجمله دشت های پست خوزستان و نواحی زاگرس مرکزی از مهم ترین پرسش های این پژوهش به شمار می آید. با وجود ارتباطات نزدیک منطقه بختیاری با دشت های خوزستان، فرض اصلی در این پژوهش آن است که، براساس شواهد، افزون بر هزاره پنجم پیش ازمیلاد، منطقه کوهرنگ بختیاری در عصرآهن نیز با بخش هایی از زاگرس مرکزی روابط فرهنگی داشته است. رویکرد کاوش محوطه برای ثبت لایه ها و پدیدارهای کاوش شده، استفاده از شیوه لوکوس بندی بوده و روش تحقیق در این نوشتار، متشکل از گردآوری و مطالعه نوشته های مرتبط با پژوهش های پیشین منطقه کوهرنگ و ارائه نتایج به دست آمده از کاوش محوطه موردنظر است. در یک نگاه کلی، مقایسه های تطبیقی انجام شده برروی فرم و نقش سفال های به دست آمده از کاوش این محوطه، شباهت هایی را با برخی از محوطه های مربوط به ادوار مفرغ و آهن زاگرس مرکزی نشان می دهد، موضوعی که آزمایشات کربن14 نیز عصرآهنی بودن محوطه را تأیید نموده است. افزون بر وجود روابط فرهنگی بین دو منطقه کوهرنگ بختیاری و زاگرس مرکزی، تشابهات فرمی و نقشی سفال های این محوطه با محوطه های پیش گفته حاکی از آن است که سنت های سفالی عصرمفرغ تا عصرآهن نیز تداوم داشته است.
بررسی یافته های فرهنگی (کاشی و سفال) محوطه تاریخی کهنه گوراب، شهرستان املش و پیشنهادی برای گاه نگاری محوطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال پنجم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۷
264-241
حوزههای تخصصی:
محوطه های وابسته به سلسله های محلی در شمال ایران، ازجمله مهم ترین منابع برای درک حاکمیت سیاسی و فرهنگی این منطقه به شمار می رود. دیرپایی برخی از سلسله های محلی موجب شکل گیری استقرارهای قابل توجهی در بسترهای متفاوت محیطی، ازجمله مناطق کوهستانی تا جنگلی گردیده است. کهنه گوراب واقع در دهستان املش شمالی یکی از نمونه های قابل ذکر در این زمینه است. این محوطه، ازجمله مناطق آباد در زمان حکومت آل کیا در شرق گیلان بود. به دلیل توجه باستان شناسان به گورستان های دوران تاریخی و عدم توجه به محوطه های وابسته به سلسله های محلی اسلامی، دانش ما در زمینه محوطه های اسلامی گیلان بسیار اندک است. شناخت و تحلیل موقعیت مکانی و ارتباطی کهنه گوراب به عنوان یکی از بسترهای استقراری تحت سیطره سیاسی-فرهنگی خاندان آل کیا در گیلان انجام پژوهش پیشِ رو را ضروری نموده است. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش ها برآمده است که، با توجه به یافته های فرهنگی (کاشی ها و سفال ها) محوطه کهنه گوراب املش از منظر گاه نگاری نسبی و در تناظر با متون تاریخی مرتبط، چه بازه زمانی برای این محوطه را می توان پیشنهاد داد؟ و ارتباط درون و برون منطقه ای محوطه کهنه گوراب با محوطه های پیرامونی چگونه قابل توضیح است؟ مهم ترین هدف پژوهش، تبیین گاه نگارانه و هم چنین بررسی روابط فرهنگی درون و برون منطقه ای براساس داده های فرهنگی تعریف شده است. روش گردآوری اطلاعات به صورت میدانی-اسنادی و روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. نتیجه آن که مهم ترین یافته های فرهنگی محوطه کهنه گوراب، ازجمله قطعات کاشی با لعاب تک رنگ و نقوش گیاهی و هم چنین سفالینه ساده با نقش کنده، گلابه ای، سفالینه لعاب دار با لعاب تک رنگ، نقش کنده زیرلعاب، لعاب پاشیده، اسگرافیتو، نقاشی زیرلعاب مانند فیروزه قلم مشکی، آبی و سفید حاکی از ارتباط فرهنگی با مناطق همجوار خود مانند تپه پنج پیران لاهیجان، شهر اسلامی گسکر، قلعه لیسار تالش (درون منطقه ای) است و هم چنین نشانگر روابط با محوطه های شاخصی چون: آمل، جرجان، نیشابور، ری و ساوه (برون منطقه ای) است. گاه نگاری تطبیقی و مقایسه ای این محوطه نشان داد استقرار دست کم از قرن 3 یا 4 ه .ق.، آغاز شده و تا سده های 8 تا 10 ه .ق.، یعنی هم زمان با حکومت خاندان آل کیا در شرق گیلان تداوم داشته است. با به قدرت رسیدن شاه عباس بزرگ صفوی، کم کم این محوطه اعتبار خود را از دست داد و زلزله های متوالی هم زمان با عصر قاجاریه مزید بر علت گردید و بخش های قابل توجه این محوطه را تخریب نمود.
مدیریت منابع و راهبردهای معیشتِ مبتنی بر باغ داری و کشاورزی در بُرخوارِ عصر قاجار (بر پایه داده های باستان شناسی و متون تاریخی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال پنجم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۷
286-265
حوزههای تخصصی:
دشت بُرخوار در شمال اصفهان با خاک آبرفتی حاصل خیز و بیش از یک صد رشته قنات، در عصر قاجار کشاورزی و باغ داری پررونقی داشت. هم چنین موقعیت آن در شاهراه اصفهان به مرکز حکومت، صدور محصولات را به نواحی دیگر آسان می نمود. بر این اساس، مسأله اصلی این مقاله، چگونگی اثرگذاریِ کشاورزی و باغ داری بر معیشت ساکنان بُرخوار است. پرسش ها این است که مدیریت منابع آب و خاک در دشت برخوار در عصر قاجار چگونه بود و کشاورزی و باغ داری در راهبردهای معیشتیِ ساکنانِ آن چه جایگاهی داشت؟ ویژگی های معماری مرتبط با باغ داری و کشاورزی در دشت برخوار چه بود؟ روش گردآوری داده ها، اسنادی و میدانی و روش پژوهش، تاریخی و توصیفی-تحلیلی است. نتایج نشانگر مالکیت اربابان و مالکان بزرگ بر اغلب اراضی کشاورزی و باغ ها و مالکیت خرده مالکان بر برخی دیگر از زمین ها و باغات است. کمبود منابع آب سطحی، به توسعه روش های استخراج آب زیرسطحی منجر شده و بیش از یک صد رشته قنات در دشت بُرخوار، به پایداری اقتصاد کشاورزی و باغ داری کمک می کرد. مدیریت و نوبت بندی گردش آب قنات ها بر پایه حجم آب دهی، تعداد خانوار، نوع کشت، وضع زمین و قوانین منطقه ای صورت می گرفت. هم چنین بر پایه شواهد باستان شناسیِ دوره قاجار در این دشت ازجمله «باغ ها و خانه باغ های نامنظم با نقشه ارگانیک» و «باغ های منظم اربابی با نقشه از پیش طراحی شده»، کشت وزرع به شیوه های کشت «معیشتی» و «تجاری» بود. در اوایل دوره قاجار، کشت معیشتی و در نیمه دوم عصر قاجار، همانند سایر نقاط ایران، کشت تجاری در بُرخوار رایج بود و درآمد کشاورزی تجاری به تأمین معاش و نیازهای زیستی اختصاص می یافت. تحلیل محتوای کتب قاجاری نیز نشانگر راهبردهای معیشتی فوق در دشت برخوار است. چنان که درکنار کشت معیشتیِ گندم، جو، حبوبات، صیفی جات و برخی میوه ها، کشت تجاری خربزه و پنبه به تقویت توان اقتصادی و تأمین معاش مبتنی بر درآمدهای کشاورزی کمک می کرد..
بهداشت زنان در دوره پهلوی دوم (1357-1320) مطالعه موردی: اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده هدف از این تحقیق، بررسی-بهداشت زنان- است. برای تمرکز بهتر بر موضوع بحث، اصفهان به عنوان یکی از شهرهای مهم کشور برای پژوهش انتخاب گردید. خانواده واحدی بنیادی در همه جوامع بوده و همین مسئله اهمیت نقش زنان را در بهداشت خانواده و کل جامعه نشان میدهد. با شکل گیری حکومت پهلوی، فعالیت هایی درزمینه بهداشت زنان مانند ایجاد بیمارستانهای تخصصی و تربیت کادر متخصص انجام شد. با شکل گیری سپاه بهداشت، بهداشت زنان نیز در زیرمجموعه بهداشت همگانی موردتوجه قرار گرفت و بخش های زنان و مراکز بهداشت مادر و کودک در بیمارستانها ایجاد شد. در دانشگاه ها بخش های تخصصی زنان شکل گرفت و نشستهایی برای بررسی فنی تر بهداشت زنان و معرفی پیشرفت های آن انجام شد؛ بنابراین مسئله اصلی این پژوهش تحولاتی است که در زمینه بهداشت زنان رخ داد و سوال اصلی پژوهش چگونگی توسعه بهداشت زنان، عوامل علاقمندی زنان به بهداشت فردی و نقش ارگان های حامی زنان در این توسعه است. در این مقاله، با تکیه بر اسناد آرشیوی،مجلات،روزنامه ها و مصاحبه و با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی این موضوع پرداخته شده است. نتایج به دست آمده در این پژوهش نشان می دهد که برای تأمین بهداشت جامعه، نیاز به بررسی اساسی مشکلات بهداشتی زنان بوده است؛ زیرا زنان به عنوان یکی از ارکان اصلی خانواده وظیفه تأمین بهداشت و سلامت سایر اعضا را به عهده گرفته اند. درواقع برونداد اصلی این پژوهش آشکار ساخت که آموزش و بهداشت زنان،از راهکارهای پزشکی در امر پیشگیری محسوب می شد.رسیدگی به بهداشت زنان،در امر پیشگیری از بروز بیماری در سایر اعضای خانواده مؤثر است.