فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷
153 - 174
حوزههای تخصصی:
شهید میرزا علی ثق هالاسلام تبریزی و شهید ستارخان سردار ملی جزو رجال باشخصیت و از مفاخر ملی ما هستند که صفات پسندیده و مبارزات قهرمانانه آن بزرگواران، بهترین الگوی وطن پرستی و آزادی خواهی محسوب می شوند. آن دو بزرگوار هر دو شیخی و هر دو مشروطه خواه و آزادیخواه بوده اند و رابطه معنوی مرید و مرادی با هم داشته اند. اینکه ستارخان به علت شیخی بودن ارادت خاصی به ثق هالاسلام داشته و مرید او بوده است جای بحث نیست ولی ستارخان بنابه نوشته اکثر تاریخ نگاران استقلال فکری داشته و کورکورانه تحت تأثیر هیچ کس قرار نمی گرفت. ستارخان علاوه بر ثق هالاسلام، نسبت به انجمن آذربایجان، مرکز غیبی تبریز و برخی از سران آزادی احترام خاصی قائل بود. این مقاله به بررسی ارتباط معنوی دو شهید مشروطیت، ستارخان و ثقه الاسلام می پردازد.
دلائل و زمینه های مصادره اموال در مصر دورهه ممالیک برجی (۷۸۴ تا ۹۲۳ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوران سلطنت ممالیک بُرجی در مصر، مصادره اموال به دستور حاکمیت که پیشتر نیز در جهان اسلام و مصر سوابقی داشت، وارد عرصه ای جدّی در اقتصاد سیاسی مصر گردید، به نحوی که به پدیده ای رایج در سیاست و اقتصاد عصر ممالیک تبدیل گشت. مصادره اموال انگیزه های سیاسی و اقتصادی متفاوتی داشت؛ پژوهش حاضر با تأکید بر منابع عصر ممالیک، کوشیده است تا با شیوه ای کتابخانه ای و روشی توصیفی– تحلیلی بخش مهمی از داده های مرتبط با مصادره در این دوران را مطالعه و تبیین نماید و به این پرسش اصلی پاسخ دهد که دلائل و زمینه های سیاسی و اقتصادی مصادره اموال در مصر دوره ممالیک برجی چه بوده است؟ این مطالعه بخش مهمی از گزارش های متعدد و متنوع مرتبط با مصادره در عصر ممالیک برجی را مورد بررسی قرار داده تا رابطه این پدیده اقتصادی با فضای سیاسی در عصر مملوکی از منظر روابط پیچیده میان سلاطین، امیران و کارگزاران ممالیک در حاکمیتی با ساختاری رقابتی و نه وراثتی تبیین شود و حتی اثرگذاری فرایند کلان حیات اقتصاد جهان آن دوران، به ویژه تجارت آبی اروپاییان میان شرق و غرب از مسیر دریای سرخ – مدیترانه و سواحل مصر، در مقطعی از تاریخ که توان اقتصادی مصر به سبب عوامل مختلف بیرونی و درونی فروکاسته بود، مشخص شود.
قرارداد مشارکت نفتی با ایتالیا در دوره پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دولت ایران پس از انعقاد قرارداد کنسرسیوم، برای تغییر در شرایط واگذاری امتیاز نفت و بهره مندی از ظرفیت های نوین بین المللی، مناقصه ای با شرایط جدید برگزار کرد. در این راستا، شرکت ایتالیایی آجیپ به عنوان برنده برگزیده شد و با انعقاد قراردادی مشارکت ، فعالیت خود را از طریق شرکت مختلط «سیریپ» در ایران آغاز کرد. این همکاری گامی مهم در راستای تنوع بخشی به شرکای نفتی وسهمی بیشتر برای کسب درامد بود. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر اسناد، تعاملات نفتی ایران و ایتالیا را در فاصله ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ش بررسی کرده و به این پرسش می پردازد قرارداد نفتی با ایتالیا چگونه بر بازار و شرکت های نفتی مؤثر بوده است؟ براساس فرضیه، قرارداد با آجیپ و تأسیس سیریپ نشان دهنده تلاشی هدفمند از سوی دولت ایران برای بهره برداری اقتصادی بیشتر و رقابت با شرکت های نفتی غربی و تقویت سیاست مستقل نفتی در چارچوب دیپلماسی اقتصادی با اروپا، به ویژه ایتالیا بود.
تغییرات اقتصادی هرموز در دوره پرتغالی ها (912 ه.ق تا 996ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امرای هرموز در طول قرون 8 و 9 ه.ق از موقعیت ممتاز گذرگاهی جزیره و دادوستد با بنادر مهم تجاری در شرق، استفاده کردند و هرموز به واسطه ایفای این نقش تجاری، از جایگاه برتر اقتصادی در منطقه برخوردار شد. با تسلط پرتغالی ها بر هرموز از قرن 10ه.ق، جایگاه اقتصادی هرموز؛ به عنوان کانون اصلی تجارت در خلیج فارس، دستخوش تغییراتی شد که برای پژوهشگران مبهم و پیچیده است. با ورود پرتغالی ها، اقتصاد هرموز به اقتصاد جهانی متصل شد و همین امر باعث رشد کمّی تجارت هرموز در منطقه گردید. در عین حال تضعیف معیشت تجار سنتی و افول اقتصاد محلی هرموز در مدارک و منابع موجود مشاهده می شود. پژوهش حاضر با هدف عمده مطالعه اقتصاد هرموز از سال 912ه .ق تا 996ه .ق و با استفاده از روش جستجوی کتابخانه ای و بررسی مدارک آرشیوی، سعی دارد روشن کند که به چه دلیل باوجود افزایش درآمد تجاری هرموز در این سال ها، از افول اقتصادی هرموز در طول تسلط پرتغالیان صحبت شده است. بررسی مدارک نشان می دهد که درآمدهای روبه فزونی در این سال ها، درجهت تقویت زیرساخت های اقتصادی و تجاری هرموز هزینه نشده و بیش از همه منافع شخصی فرماندهان و کارگزاران پرتغالی را تأمین کرده است.
تحلیل تاریخی فعالیت های اقتصادی یهودیان کردستان از انقلاب مشروطه تا پایان دوره رضاشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کردستان همواره در طول تاریخ محل همزیستی و تعامل اقوام و ادیان و مذاهب گوناگون بوده است. یهودیان، هرچند بخش کوچکی از جمعیت منطقه را تشکیل می دادند، نقش مهمی در تحولات اجتماعی و اقتصادی آن ایفا کردند. بهبود شرایط اجتماعی و وضعیت حقوقی آنان امکان مشارکت گسترده تر در تجارت، بازرگانی و شبکه های اقتصادی منطقه ای را فراهم ساخت، هرچند فعالیت هایشان همواره تحت تأثیر روابط با حکومت مرکزی، تعامل با دولت های خارجی و روابط با اکثریت مسلمان منطقه قرار داشت. این پژوهش با بهره گیری از منابع آرشیوی و داده های تاریخی و با رویکرد توصیفی–تحلیلی، به بررسی فعالیت های اقتصادی یهودیان کردستان از انقلاب مشروطه تا پایان دوره رضاشاه می پردازد و عوامل موفقیت یا محدودیت های آنان را تحلیل می کند. یافته ها نشان می دهد که یهودیان کردستان توانستند جایگاه مستحکمی در اقتصاد منطقه ایجاد کنند و به عنوان بازرگانان فعال در شبکه های تجاری میان ایران، عثمانی و بین النهرین نقش برجسته ای ایفا نمودند. انتخاب حرفه هایی با حساسیت اجتماعی کمتر، توانایی مدیریت محدودیت های ساختاری و بهره گیری از فرصت های نوظهور، از مهم ترین عوامل موفقیت اقتصادی آنان بوده است.
بررسی تطبیقی درآمد سالانه شاهنشاهی ساسانی پس از اصلاحات خسرو انوشیروان با امپراتوری های روم، هان و خلافت عباسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از شاهنشاهی ساسانی و دیگر حکومت های بزرگی چون امپراتوری روم، امپراتوری هان و خلافت عباسی، داده های مالیاتی قابل اتکایی در دست است که می توان از آنها برای مقایسه توان اقتصادی این دولت ها بهره برد. از آنجایی که پول رایج و شرایط جغرافیایی دولت ها با هم متفاوت بود، پژوهشگران معاصر از تبدیل پول به بهای غله و خصوصاً گندم برای برآورد توان اقتصادی و درآمد دولت ها بهره می برند. با یافتن بهای تقریبی گندم در هرکدام از دولت های مورد بررسی و تبدیل مجموع مالیات دریافتی این دولت ها به واحد جرم گندم می توان توان اقتصادی آنها را با هم مقایسه کرد. مسئله اصلی پژوهش حاضر نیز مطالعه تطبیقی درآمد شاهنشاهی ساسانی با دولت های نامبرده به منظور مقایسه توان اقتصادی آنها است. نتایج به دست آمده نشان خواهد داد که هرچند ساسانیان نسبت به حکومت های پس از خود از تک تک مردم و زمین ها میزان مالیات کمتری دریافت می کردند، اما به طور میانگین آنان بر حسب بهای گندم، حدود 3 تا 6 برابر بزرگترین دولت-های غیرایرانی جهان باستان و میانه درآمد داشتند. روش پژوهش مقاله حاضر مطالعه تطبیقی و شیوه گردآوری داده ها کتابخانه ای است.
جغرافیای تاریخی شهر نراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
269 - 289
حوزههای تخصصی:
شهرهای تاریخی به عنوان بازتابی از تعامل نیروهای طبیعی و انسانی در دوره های گوناگون، همواره بستری برای مطالعه ساختارهای کالبدی و تحولات فضایی به شمار می آیند. با این نگاه، شهر تاریخی نراق با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص در مسیر راه های ارتباطی کاشان به غرب ایران و برخورداری از منابع طبیعی و عناصر کالبدی ، تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته است . موضوع اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل نقش عوامل جغرافیایی طبیعی و انسانی در شکل گیری ساختار فضایی و تحولات کالبدی شهر نراق در بستر تاریخ است که تاکنون به صورت جامع و نظام مند بدان پرداخته نشده است. ضرورت پژوهش از آن روست که شناخت این عوامل، نه تنها در فهم روند توسعه شهر مؤثر بوده، بلکه در تدوین سیاست های حفاظتی و برنامه ریزی معاصر نیز کاربردهای اساسی خواهد داشت. این پژوهش با رویکرد توصیفی -تاریخی و برمبنای روش گردآوری داده های اسنادی و میدانی صورت گرفته است. در مرحله نخست، منابع مکتوب تاریخی شامل: متون جغرافیایی، سفرنامه ها، وقف نامه ها و اسناد محلی تحلیل شده و سپس داده های حاصل از پیمایش میدانی و مشاهده ساختار کالبدی شهر با اطلاعات متون تطبیق یافته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که استقرار نراق در مسیر شاهراه های ارتباطی و بهره مندی از منابع آبی، به همراه شرایط توپوگرافی خاص منطقه، در دوره های تاریخی صفویه و قاجار نقش محوری در رونق اقتصادی و شکل گیری الگوی فضایی خطی شهر ایفا کرده است؛ هم چنین، انقطاع این مسیر ارتباطی و تغییرات اقتصادی در دوره معاصر منجر به اُفت کارکردهای شهری و گسست فضایی میان هسته تاریخی و توسعه های جدید شهری شده است. پژوهش بر لزوم تدوین راهبردهای حفاظتی و بازآفرینی فضایی مبتنی بر احیای ارتباط میان عناصر تاریخی و ساختار معاصر شهر تأکید می کند.
عناصر فکری و باور سیاسی در تاریخنگاری مصلح الدین لاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
11 - 15
حوزههای تخصصی:
مصلح الدین لاری مورخ، فقیه، متکلم، عالم و صاحب کتاب مرآت الادوار و مرقات الاخبار است. این اثر تاریخی در میان آن همه حاشیه نگاری و شروح نویسی وی تا حدی یگانه است. با این حال، او از رهگذر همین حاشیه نگاری برآثار کلامی، فقهی و به تاریخ علاقمند گردید. او مسلمانی متدین، مؤمن و علاقمند به علوم اسلامی و مشاهیر اسلام بود . مهمترین انگیزه و رویکرد او به تاریخنگاری ناشی از این دلبستگی بود. در واقع ، شیوه ی تاریخ نگاری لاری صرفاً بیان رخداد های سیاسی و نظامی نیست بلکه ترکیب و تلفیقی بهم پیوسته از تاریخ، افکار و دانش های مختلف است . حال مسأله این نوشته آن است تا نگرش، بینش و روش تاریخ نگاری لاری با توجه به گرایش های کلامی و باورهای سیاسی او که حاصل مجموع مطالعات اوست به بحث گذارده شود. با توجه به این مسأله، دستاورد تحقیق حاکی از آن است که وی بدون آنکه شاید متوجه گردد دچار تناقض هایی میان دریافت های فقهی -کلامی با باور های سیاسی – تاریخی در تاریخ نگاری شده است .از جمله علی رغم آن شخصیت فقهی – کلامی، به شدت از عنصر غلبه جویی سیاسی و نظامی دفاع کرد و حتی رفتاری های ناهنجار حاکمان را توجیه نموده است. حال با توجه به موارد فوق ، مقاله پیش رو درصدد است تا با روش توصیفی تحلیلی به بررسی عناصر فکری ، باروهای سیاسی و تاریخی مصلح الدین لاری در کتاب مرآت الادوار و مرقات الاخبار بپردازد.
استفاده ابزاری از ایدئولوژی دینی در سیاست خارجی ایلخانان و مملوکان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در دوره میانه، دین در جهان اسلام فراتر از یک نظام اعتقادی فردی عمل می کرد و به ابزاری فعال در خدمت سیاست خارجی دولت ها تبدیل شد. مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی نقش ایدئولوژی دینی در سیاست خارجی ایلخانان (۶۵۳-۷۳۶ق) و ممالیک (648-923ق) و تأثیر آن در شکل گیری رقابت میان آنهاست. در پاسخ به این سؤال که: ایدئولوژی دینی چه نقشی در سیاست خارجی دولت های ایلخانی و مملوکی و در شکل گیری رقابت میان آنها ایفا کرد؟ فرضیه پژوهش آن است که دین برای هر دو حکومت، نه یک مؤلفه اعتقادی صرف، بلکه ابزاری کارکردی برای مشروعیت بخشی سیاسی، تقویت دیپلماسی و ساماندهی روابط خارجی بوده است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با بررسی تطبیقی انجام شده و داده ها بر پایه منابع تاریخی دست اول و مطالعات ثانویه گردآوری و تحلیل گردیده است. اهمیت این تحقیق در آن است که نشان می دهد درک مناسبات ایلخانان و ممالیک، بدون توجه به نقش ابزاری دین، منجر به تحلیلی ناقص از سازوکار رقابت و تعامل میان آنها خواهد شد. یافته ها حاکی از آن است که در هر دو دولت، ایدئولوژی دینی نقشی فعال در جهت دهی تصمیم های دیپلماتیک داشت؛ چنان که اسلام آوری احمد تگودار (حک: 680-683ق)، برای جلب مشروعیت و نزدیکی به ممالیک و نهادینه سازی خلافت عباسی در قاهره به عنوان سرمایه ای نمادین برای مشروعیت بخشی مذهبی، هر دو در خدمت تثبیت قدرت و پیشبرد اهداف سیاست خارجی قرار گرفتند. در مجموع، دین در سیاست خارجی ایلخانان و ممالیک، نه عنصری حاشیه ای، بلکه عاملی ساختاری، هدفمند و ابزاری در شکل دهی به الگوهای رقابت و همکاری بود.
جایگاه کتاب "دراویش طریقت بکتاشی" از کینگزلی بیرج در مطالعات علوی بکتاشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
101 - 112
حوزههای تخصصی:
کتاب " دراویش طریقت بکتاشی" نوشته ی جان کینگزلی بیرج، اثری بنیادین در حوزه ی تاریخ و الهیات طریقت بکتاشیه است که شرحی جامع از منشأ، آموزه ها، آیین ها و تاریخ نهادی این طریقت به ویژه در دوران امپراتوری عثمانی و اوایل قرن بیستم ارائه می دهد. از نقاط قوت این اثر می توان به بهره گیری گسترده از منابع دست اول ، بررسی دقیق زمینه های سیاسی و اجتماعی و نیز رویکرد متعادل نویسنده در تحلیل باورها و آیین های بکتاشی، از جمله بررسی ابعاد اخلاقی، جشن ها و پیوندهای این طریقت با تشیع و تسنن، اشاره کرد. با این حال، محدودیت هایی نیز در اثر مشاهده می شود؛ از جمله دامنه ی زمانی و جغرافیایی محدود، که تحولات پس از اوایل قرن بیستم مانند دگرگونی های طریقت در آلبانی، جوامع مهاجر و واقعیت های سیاسی معاصر را در بر نمی گیرد. از منظر روش شناختی نیز کتاب بازتاب دهنده ی رویکردهای علمی زمان خود است و از دیدگاه های مردم نگارانه، جنسیتی و پسااستعماریِ معاصر بی بهره مانده است. در مجموع، اثر بیرج همچنان منبعی بی بدیل و پایه ای برای مطالعات تاریخی و تطبیقی درباره ی بکتاشیه محسوب می شود، اما برای درک جامع تر از پیچیدگی های بکتاشیه ی معاصر، باید پژوهش های جدیدتر هم مطالعه گردد.
زنان شاخص حزب توده مازندران (1325-1320) مطالعه موردی، راضیه ابراهیم زاده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
85 - 104
حوزههای تخصصی:
تولد حزب توده، فصلی جدید طی تاریخ مبارزات فرودستان در ایران بوده است. این حزب، جذب گروه ها و اقشار مختلف اجتماعی در اقصی نقاط جغرافیای ایران از جمله شمال کشور را مد نظر قرار داده بود. جامعیت حزب توده، به پراکندگی جغرافیایی محدود نمی شد بلکه جذب گروه ها، طبقات و اقشار مختلف، مورد توجه کادر مرکزی این حزب بود. زنان در زمره گروه های حاشیه ای در جامعه ایران بودند که همواره از دور، دستی در سیاست داشتند، تلاش در جهت جذب زنان به حزب توده در نقاط مختلف ایران، از مباحث چالش برانگیز در تحقیقات مرتبط با این حزب و البته تاریخ زنان در ایران بوده و می باشد. شاخه استانی حزب توده در مازندران موفق به جلب هواخواهانی پرشور از میان زنان بومی و مهاجر این استان شد اما موضوع عضویت زنان در این حزب کمی متفاوت است. با وجود کمبود منابع در این موضوع، می توان با خوانش حیات زنان شاخص و فعال در شاخه استانی این حزب، به درکی نسبی از ذهنیت عام در این باره رسید. راضیه ابراهیم زاده از جمله زنان شاخص حزب توده در مازندران بود که حیات و تجربیات وی در مازندران مبنای این پژوهش قرار گرفته است. نگارنده در این نوشتار با اتکا بر روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا بر اسناد، مکتوبات معدود و البته کتب خاطرات و چند مصاحبه کوتاه، سعی در تولید روایتی نو و بازآفرینی گوشه ای فراموش شده از تاریخ زنان شمال ایران داشته باشد.
اوضاع مذهبی در عصر حکمرانی ترکمانان آق قویونلو؛ با تمرکز بر جامعه و دستگاه حکمرانی اوزون حسن و سلطان یعقوب
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
33 - 65
حوزههای تخصصی:
دوره حکمرانی ترکمانان آق قویونلو در ایران و دوران بسط قدرت این اتحادیه و خاندان حاکم بر آن از دیاربکر و سپس آذربایجان تا منتهی الیه کویر کرمان و سایر مناطق، یکی از مقاطع برجسته تاریخی از نظر تلاقی سیاست و دیانت در ساختار حکومتی و اجتماعی به شمار می رود. این پژوهش با اتکا به منابع اصلی و دست اولی چون آثار خواندمیر، طهرانی، خنجی، سفرنامه های ونیزی و دیگر مورخان آن عصر و یا نزدیک بدان، به بررسی جایگاه مذهب در ساختار قدرت آق قویونلوها می پردازد. تحلیل روایات تاریخی موجود نشان می دهد که سلاطین آق قویونلو، به ویژه اوزون حسن و یعقوب بیگ که به نسبت سایر سلاطین این دودمان با اقتدار و ثبات زمانی بیشتری به کار حکومت پرداخته اند، نه تنها در تقویت شریعت و حمایت از علمای اهل سنت کوشا بوده اند، بلکه دیانت را ابزار مشروعیت بخشی به حکومت خود قلمداد کرده اند. از سوی دیگر، تداخل باورهای مذهبی با ساختار اجتماعی و حقوقی جامعه، بروز جلوه هایی از خرافه گرایی، تصوف، و تعصبات مذهبی را نیز به همراه داشته است، که این مسئله نیز به نوبه خود نه تنها در این دوره، بلکه در سایر دوره های این چنینی امری مشهود بوده است و حتی در بخش تصوف و روی آوردن به صوفی گری، این دوره بعدها پایه گذار روی کار آمدن جریان قدرتمند تر نوادگان شیخ صفی الدین اردبیلی در ایران و آذربایجان شد. هدف این مقاله، ارائه تحلیلی جامع از بستر دینی آن عصر و تبیین نسبت میان دین، قدرت، و جامعه در قلمرو آق قویونلو و در طول حکمرانی سلاطین مقتدر آق قویونلو، یعنی اوزون حسن(حسن پادشاه) و فرزند وی سلطان یعقوب می باشد.
روح قدرت؛ مکانیسم جابه جایی قدرت (الگوی جابه جایی قدرت در تاریخ ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
45 - 70
حوزههای تخصصی:
اراده قدرت مهم ترین مفهوم فلسفی برای تبیین اسباب و فرایند جابه جایی قدرت و از محرک های اصلی کسب و حفظ آن است، اما برای دستیابی و حفظ قدرت کافی نیست. بنابراین، این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی- استنتاجی، درصدد پاسخ گویی به این پرسش است که مکانیسم اصلی جابه جایی قدرت چیست و جابه جایی قدرت در تاریخ ایران از چه الگویی پیروی کرده است؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که هرچند اراده قدرت از بایسته های کسب و حفظ قدرت است، اما روح قدرت که بدیلی فربه تر است و اراده قدرت را نیز در برمی گیرد، زمینه را برای دستیابی به قدرت و حفظ و گسترش آن فراهم می کند و هرگاه دچار زوال شود، قدرت حاکم جای خود را به صاحبان جدید روح قدرت می دهد. در نتیجه، هیچ قوم، ملت یا منطقه ای بیش از یک بار، در مقام قدرت برتر ظاهر نشده است و قدرت نه تنها بین اقوام و ملل، بلکه بین اقشار و طبقات نیز جابه جا شده است.
بسترها و کارکردهای وقف در خراسان و ماوراءالنهرِ دوره سامانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقف، به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی در دوره سامانیان، بر ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و اعتقادی خراسان و ماوراءالنهر تأثیرات عمیقی داشته است. گروه های اجتماعی، متأثر از انگیزه های مختلف، با بهره گیری از وقف در عرصه های گوناگون منشأ خدمات متنوعی شدند. موقوفات علاوه بر حمایت از نهادهای علمی و مذهبی، در تقویت بنیان های اقتصادی و اجتماعی نیز نقش آفرین بودند. وقف با تأمین مالی خدمات رفاهی، ایجاد فرصت های شغلی و توزیع ثروت، به بهبود معیشت عمومی و کاهش نابرابری اجتماعی کمک می کرد. همچنین در ساخت و نگه داری رباط ها و کاروان سراها، دفاع از مرزها و امنیت راه ها نقش بسزایی داشته و موجب رونق تجارت شده است. بررسی این ابعاد نشان می دهد وقف نه تنها ابزاری برای توسعه علمی و فرهنگی، بلکه عاملی مؤثر در انسجام اجتماعی نیز بوده است. مسئله این پژوهش، بسترها و کارکردهای وقف در خراسان و ماوراءالنهر است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تکیه بر منابع تاریخی، جغرافیایی، ادبی و زندگی نامه ای، نقش وقف را در توسعه مساجد، مدارس، خانقاه ها، رباط ها، کاروان سراها و زیرساخت های شهری بررسی می کند. فرضیه این پژوهش این است که بسترهای اجتماعی و فرهنگی خراسان و ماوراءالنهر، با نیازهای علمی و اقتصادی جامعه پیوند خورده و شرایطی را فراهم کرده که گروه های اجتماعی از طریق وقف، به ارائه خدمات اجتماعی، علمی، آموزشی و اقتصادی بپردازند. این فرایند بنیان های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیرساخت های شهری را تقویت کرده است.
بازخوانی بینامتنی ساختار فرمی شهرسازی اشکانی با تأکید بر ابعاد شناخت شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
65 - 85
حوزههای تخصصی:
در تاریخ شهرسازی ایران، دوره اشکانی نقطه ای تکوینی و الگویی فضایی مستقل است که میان نظام تشریفاتی–شاهی هخامنشی و ساختار آیینی–تمرکزگرای ساسانی قرار می گیرد. هدف اصلی این پژوهش، شناخت عمیق فرم های شهری ایران در دوره اشکانی از طریق تحلیل ابعاد شناخت با رویکرد بینامتنی و بررسی نمود این ابعاد در فرم شهری است. در راستای شناخت جامع شهرسازی این دوره، در ابتدا به واکاوی گفتمان فضایی دوره های هخامنشی و سلوکی به عنوان پیش متن دوره اشکانی پرداخته شده است. سپس، ابعاد شناخت دوره اشکانی به عنوان متن شهرسازی تحلیل و در نهایت فرم شهرسازی دوره ساسانی به عنوان پسامتن بررسی شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و بر پایه روش تحلیل بینامتنی است و با اتکا بر ابعاد شناخت حاصل از داده های باستان شناسی و پلان های شهری، به بازخوانی چگونگی شکل گیری نظام شهری این دوره می پردازد. یافته ها نشان می دهد که شهرهای اشکانی، برخلاف الگوی کاخ محور پیشین، بر اساس چندکانونی بودن، عملکردگرایی و ترکیب کاربری ها سازمان یافته اند. نقش جاده ابریشم به عنوان شریان اصلی تمدنی، در پیوند فضایی این شهرها با شبکه بین المللی، نقشی کلیدی ایفا کرده است. در مجموع، شهرسازی اشکانی الگویی بومی و پویا و نقطه زایش اندیشه فضایی تلفیقی و زمینه مند محسوب می شود؛ الگویی که نه تقلیدی صرف از پیشینیان است و نه گسستی کامل، بلکه تداومی خلاق در منظومه شهر ایرانی به شمار می آید. دوره اشکانی در تطور شهرسازی ایرانی، نقشی کلیدی در گذار از ساختارهای سلطنت محور و مرکزگرای هخامنشی به الگوهای فضایی بومی، چندمرکزی و عملکردگرا ایفا کرده است. با اتکا به رویکرد بینامتنیت، ساختار فضایی این دوره نه تنها به مثابه حلقه واسط میان پیش متن هخامنشی–سلوکی و پسامتن ساسانی عمل کرده، بلکه بازآفرینی خلاقی از فرم، معنا و کارکرد را در کالبد شهر رقم زده است. نمودهای فرمی چون چیدمان مدور، سازمان ارگانیک و لایه بندی عملکردی، گواهی بر شکل گیری گفتمانی نو در شهرسازی ایران پیش از اسلام هستند.
Investigation of the Military Structure of the Ghaznavid Era(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
After Arab invasions and territorial expansion in Sassanian-era Iran, Iranians resisted Umayyad and Abbasid caliphs due to bias and discrimination. Uprisings against biased Arab rulers reduced their control over the Islamic Caliphate's eastern borders, paving the way for local government formation and independence. The Abbasid caliphate, facing challenges in the west and engaging with the Byzantine Empire, was alarmed by emerging local governments like the Tahirids, Saffarids, and Samanids. To maintain influence, the Abbasid caliphate considered granting conditional independence to these regions. The Ghaznavid rulers, originally prominent commanders in the Abbasid army, grew and trained within its military structure. Supported by the people and their soldiers, they pursued independence, breaking allegiance to Baghdad and establishing their government. Initially part of the Abbasid army, these rulers, including Ghaznavid emirs, moved eastward due to conflicting interests with the Baghdad caliphate. There, they formed semi-independent structures to maintain influence.In the eastern borders, where political systems like the Ghaznavids relied on military power, the army (Sepah) and militarism played a crucial role in historical research. The central question explores how the military system and militarism in local governments, such as the Ghaznavids, contributed to their formation, development, and expansion during the early Islamic centuries. Research reveals the Ghaznavid government's military system and militarism were modeled after predecessors like the Abbasids, Umayyads, and Sassanians. Local governments like the Tahirids and Saffarids significantly influenced this evolution. Over time, Ghaznavid rule underwent fundamental changes in the army and militarism, reaching maturity in response to evolving needs.
Study and Investigation of Fibulae from the Western Region of Iran in the First Half of the First Millennium BC(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Relative chronology in archaeology is determined by various methods, which depend on the nature of the artifacts, that is, the type of data available to the archaeologist. In most cases, the basis of dating is relative and based on comparative studies. Objects are effective in dating always have a special place. One of these ancient data that is still used in contemporary times is the safety pin. This cultural data is considered a standard for relative chronology and, apart from its application to ancient peoples, provides archaeologists with more information. Safety these pins were invented in the early Iron Age (around 1400 BC) of the Mediterranean basin and became common in different regions around 800 BC, and their use by different cultures has continued in various forms to this day. The research was conducted using a descriptive-analytical method and library tools, and its aim is to study the history and types of uses of safety pins in the western half of Iran in the first half of the first millennium. The results obtained showed that safety pins after The invention in the Mediterranean region gradually spread to other regions. In the late 8th century BC and especially during the 7th century BC in Iran, safety pins in the form of various types and subspecies became common for fastening clothing, personal decoration, votive gifts and in some cases as amulets and magic. This data can be used as a chronological index in ancient sites, considering the time of their emergence.
How Islam Entered and Spread in India(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
The land of India has been the cradle of different religions and beliefs since the distant past, the religion of Islam opened its way to the land of India shortly after reaching Iraq and Iran. But due to the special conditions of India, it entered this land in different ways and the process of Islamization lasted for several centuries. The purpose of this article is to study and investigate the reasons for the diversity of species and forms of Islam's entry into India. In accordance with such a goal, the present article tries to answer the question why Islam entered India in various forms such as the Islam of conquerors, the Islam of merchants, Sufi Islam, etc. The findings of the research show that the vastness of the land, the ancient civilization of India, the diverse and numerous religious structure, and a spirit of tolerance towards other religions and ideas were among the factors that facilitated the entry of Islam into this land in various forms. And it established a special type of Islamization for this land, which is rare in other places where Islam entered. The research method in this article is based on the descriptive-analytical method and collecting information in that library method.
بازتاب جنگ های سلطان ملکشاه سلجوقی در قصاید امیر معزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
80 - 95
حوزههای تخصصی:
ملکشاه سلجوقی که یکی از مقتدرترین سلاطین این سلسله حکومتی بوده، در تاریخ بیست ساله حکومت خود نبردهای پیروزمندانه متعددی داشته است. این جنگ ها و فتوحات از مضامینی است که مورد توجه امیرمعزی، ملک الشعرای دربار ملکشاه، قرار گرفته است. در این پژوهش بازتاب جنگ های ملکشاه در قصاید امیر معزی بررسی و با استفاده از شیوه توصیفی تحلیلی به این پرسش ها پاسخ داده خواهد شد: 1. شیوه انعکاس جنگ های ملکشاه در قصاید معزی چگونه است؟ 2. معزی در توصیف جنگ های ملکشاه به چه جزئیاتی پرداخته است؟ دستاورد پژوهش نشان می دهد که جنگ های ملکشاه در قصاید معزی به دو شیوه انعکاس یافته است: الف) قصاید مدحی که در آنها به جنگ ها و رشادت های ملکشاه نیز اشاره شده است؛ ب) قصایدی که به منظور تهنیت پیروزی ملکشاه در جنگ سروده شده است. برخی از جزئیاتی که از جنگ های ملکشاه در قصاید معزی انعکاس یافته عبارتست از: شجاعت و خصم ستیزی ملکشاه، پیروزی های پی درپی ملکشاه و بسط گستره حکومت سلجوقیان به دلیل این پیروزی ها. معزی با پرداختن به این جزئیات کوشیده است شجاعت ملکشاه و سپاهیان او در جنگ با دشمنان و مخالفان، سیاست سلطان سلجوقی در توجه به توان نظامی و استراتژی های او در مواجهه با دشمنان را ترسیم کند.
Obituary: Katja Föllmer (October 17, 1974 – June 11, 2025)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۵, Issue ۹, July ۲۰۲۵
3 - 3
حوزههای تخصصی:
Katja Föllmer was born on October 17, 1974. She was a senior researcher and lecturer at the University of Göttingen. Katja Föllmer studied Iranian Studies, Arabic Studies, and Ethnology at the University of Göttingen between 1993 and 2002, earning a Master of Arts degree. Katja Föllmer received her doctorate in Iranian Studies in 2007 with a thesis on “Satire im Iran von 1900 – 2000: Eine Analyse exemplarischer Texte” (Satire in Iran from 1900 to 2000: An Analysis of Exemplary Texts) (Harrassowitz, Wiesbaden; 2008), and her habilitation in Iranian Studies in 2017 with a thesis on “Das vorislamische Erbe Irans: Zwischen Tradition und Reform und Modernisierung” (The Pre-Islamic Heritage of Iran: Between Tradition and Reform and Modernization) (Kohlhammer, Stuttgart, 2022).Her research interests include concepts and ideas from the pre-Islamic heritage in Iranian societies, issues in Iranian cultural and religious history from antiquity to the present, Persian historiography, identity construction, classical and modern Persian literature, and Sufism and Persian Sufi literature.Manṭiq-uṭ-Ṭayr (The Conference of the Birds or Speech of the Birds) is a Persian poem by Farid ud-Din Attar, translated into German as Die Konferenz der Vögel by Katja Föllmer (2014). She published Satire in Iran Von 1990 Bis 2000: Eine Analyse Emplarischer Texte (Satire in Iran from 1990 to 2000: An Analysis of Empirical Texts) (2008); and also, Das Vorislamische Erbe Irans: Zwischen Islamischer Tradition Und Reform Und Modernisierung (Iran’s Pre-Islamic Heritage: Between Islamic Tradition and Reform and Modernization) (2022).Dr. Katja Föllmer passed away on June 11, 2025, at the age of 50. May her soul rest in peace.