فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
Given the transformative potential of technology-enhanced methods in language education, this study investigated the effect of AI-scaffolded learning-oriented assessment (LOA) on Iranian EFL learners' vocabulary acquisition. A quasi-experimental design was employed, with 40 male intermediate-level learners non-randomly assigned to an experimental group (AI-supported Nearpod platform with adaptive scaffolding) and a control group. The Oxford Placement Test ensured homogeneity, while the Vocabulary Knowledge Scale measured vocabulary gains. The experimental group received AI-driven scaffolding, including real-time adaptive feedback, tiered support, and interactive peer-review tasks aligned with LOA principles. Statistical analysis revealed a significant difference in post-VKS scores (M = 130.05) for the experimental group compared to the control group (M = 99.85), with a large effect size (t = 39.38, p < .001, d = 1.96). These results demonstrate that AI-scaffolding, when integrated with LOA, substantially enhances vocabulary learning by personalizing feedback and promoting active engagement. The study highlights the efficacy of AI tools like Nearpod in EFL contexts while underscoring the importance of pedagogical design, such as balancing automation with teacher guidance, to maximize learning outcomes. These findings advocate for the strategic adoption of AI-scaffolded LOA in language curricula, though challenges like digital literacy and equitable access warrant further exploration.
شخصی سازی محیط یادگیری الکترونیکی بر اساس خودکارآمدی دانشجویان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر شخصی سازی محیط یادگیری الکترونیکی بر اساس خودکارآمدی دانشجویان کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد واحد الکترونیکی می باشد. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی و جامعه آماری شامل دانشجویان دختر و پسر دوره های آموزشی واحد الکترونیکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیکی تهران در سال تحصیلی 1402-1403 می باشد، که تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای سنجش عملکرد سامانه طراحی شده، عملکرد تحصیلی و میزان استفاده از سامانه در دو گروه شاهد و آزمون، پیش و پس از شخصی سازی مقایسه گردیده است. با توجه به اینکه روش اصلی سنجش خودکارآمدی، استفاده از پرسشنامه است لیکن در این پژوهش از روشی ضمنی برای شناسایی خود کارآمدی تحصیلی یادگیرنده استفاده شده است. این تحقیق در قالب سیستم توصیه گر فازی در بطن سامانه آموزشیار هوشمند در یک نیمسال تحصیلی بر روی تعدادی از دانشجویان دوره های آموزش الکترونیکی در دو مرحله اجرا شد؛ بدین ترتیب که در گام اول و بر روی نیمی از درس پارها از توصیه های مبتنی بر سبک یادگیری و در گام بعد و بر روی نیمه دوم درس پارها، از هم افزایی توصیه های مبتنی بر سبک یادگیری و سبک شناختی با هم استفاده شد. نمونه مورد بررسی شامل30 نفر با میانگین سنی56/23 سال بوده است. ارزیابی محیط شخصی شده نشان می دهد که درنظرگرفتن ویژگی های کاربردی در مدل یادگیرنده و ارائه درس پا رها و توصیه های متناسب با این ویژگی ها، به پیشرفت تحصیلی75% از یادگیرندگان منجر شده و رضایت تحصیلی آنان را به دنبال داشته است. در تمامی مراحل ارائه دروس، توانمندی یادگیرندگان بر اساس نظریه پرسش -پاسخ فازی پایش و ارزیابی گردید. استفاده از این روش سبب شخصی تر شدن توصیه های آموزشی و در نتیجه علاقه-مندی افراد به ادامه کار با سامانه پیشنهادی، کاهش میزان ارجاع های غیر ضروری و کاهش زمان یادگیری شده است.
مدل سازی تاثیر آموزش فعالیت بدنی بر مهارت های اجتماعی با نقش میانجی سلامت اجتماعی دانش آموزان ورزشکار
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
120 - 101
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز، توسعه سلامت اجتماعی و مهارت های اجتماعی با تاکید بر کاربرد آموزش فعالیت بدنی در مدارس به عنوان مهمترین مولفه های اجتماعی، نقش اساسی در کیفیت تعاملات، رشد شخصیتی و موفقیت دانش آموزان ایفا می کند. هدف از مطالعه حاضر مدل سازی تاثیر آموزش فعالیت بدنی بر مهارت های اجتماعی با نقش میانجی سلامت اجتماعی دانش آموزان ورزشکار شهر زاهدان بود. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی بود و جامعه آماری تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم در سال تحصیلی 1404-1403 شهر زاهدان بود. با توجه به جدول مورگان و همچنین از روش نمونه گیری تصادفی ساده 256 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه سلامت اجتماعی کییز (2004)، پرسشنامه آموزش فعالیت بدنی محقق ساخته و پرسشنامه مهارت های اجتماعی کوانگ (2023) بود. برای بررسی روایی پرسشنامه ها از روایی صوری و محتوایی استفاده شد. داده ها از طریق روش مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل تحلیل شد.تحلیل-های مدل سازی معادلات ساختاری، برازندگی الگوی پیشنهادی را تایید کرد. نتایج نشان داد که آموزش فعالیت بدنی بر سلامت اجتماعی و مهارت های اجتماعی اثر مثبت و معنی دار و مستقیم دارد، سلامت اجتماعی بر مهارت های اجتماعی اثر مثبت و معنی دار و مستقیم دارد، همچنین اثر غیرمستقیم، مثبت و معنی دار آموزش فعالیت بدنی از طریق سلامت اجتماعی بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان نشان داده شد. بنابراین آموزش ورزش و فعالیت بدنی زمانی که در محیطی سالم و هدفمند انجام شود، می تواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای ارتقای سلامت اجتماعی و مهارت های اجتماعی دانش آموزان عمل کند. به همین دلیل، برنامه ریزان و مسئولین آموزشی باید با اتخاذ سیاست های مناسب، این پتانسیل را به حداکثر برسانند تا نسل آینده ای با مهارت های اجتماعی قوی تر و سلامت اجتماعی بالاتر پرورش یابند.
بررسی تجارب زیسته مادران دانش آموزان دورۀ ابتدایی از آموزش مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
117 - 140
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب زیسته مادران دانش آموزان دوره ابتدایی از آموزش مجازی صورت گرفت. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. گروه هدف پژوهش تمامی مادران دارای دانش آموز دوره دوم ابتدایی در ناحیه یک شهر یزد در سال تحصیلی 1401-1400 بودندکه تعداد 14 نفر از این مادران از طریق روش نمونه گیری «هدفمند» انتخاب شد. اینکه مادران حداقل دو سال تجربه آموزش مجازی در خانه در دوران کرونا را داشته باشند، جزو ملاکهای ورود و خروج بود. پس از رسیدن به اشباع نظری جمع آوری داده ها به اتمام رسید. ابزار پژوهش «مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته» بود و از روش تحلیل داده اسمیت استفاده شد. برای تعیین اعتبار داده ها از بررسی و تطبیق نظر برخی پژوهشگران کیفی و مشارکت کنندگان در پژوهش استفاده شد. با بررسی تجارب زیسته مادران دانش آموزان از آموزش مجازی، از دل این مفاهیم، 9 مضمون اصلی و 25 زیرمضمون فرعی استخراج شد. مضامین مشارکت و نظارت موثر والدین، کارآمدی آموزشی و جنبه موثر اقتصادی، در پاسخ به سوال جنبه مثبت آموزش مجازی؛ مضامین مسائل آموزشی و مسائل فنی، در پاسخ به سوال جنبه منفی آموزش مجازی و مضامین حمایت مردمی، نظارت و ارزشیابی، حل مشکلات زیرساختی و آموزشی و ادغام آموزش مجازی و حضوری، در پاسخ به ارائه راهکار برای بهبود آموزش های حضوری و مجازی حاصل شد . به طور کلی می توان گفت که آموزش مجازی مزایا و معایب خاص خودش را دارد و ادغام آموزش مجازی و حضوری در کنار هم در مدارس می تواند جهت بهبود کیفیت آموزشی موثر واقع شود.
بدفهمی های حوزه احتمال: عاملی مهم در عملکرد دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در موقعیت های احتمالاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر که به روش توصیفی از نوع زمینه یابی انجام شده، بررسی درک و فهم و بدفهمی های دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در مبحث احتمال است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در سه استان تهران، مرکزی و خراسان شمالی بودند که در نیم سال دوم سال تحصیلی 1402-1401 تحصیل می کردند. نمونه مورد مطالعه 122 نفر از افراد جامعه بودند که به عنوان نمونه در در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش، ابتدا بدفهمی های شناسایی شده در حوزه احتمال مطالعه و طبقه بندی شد. سپس، با توجه به هدف پژوهش و بر اساس نظر تعدادی از معلمان با تجربه، 6 بدفهمی رایج تر انتخاب و بر اساس آن ها به طراحی یا اقتباس سؤالات آزمون برای گروه نمونه اقدام شد. بنابراین، ابزار اندازه گیری در این پژوهش، آزمونی محقق ساخته شامل 10 سؤال از مبحث احتمال بود. روایی این آزمون توسط تعدادی از اساتید آموزش ریاضی و معلمان ریاضی مجرب تأیید شد. پایایی این آزمون با روش آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و ضریب 7/0 به دست آمد. یافته های پژوهش نشان داد که هر شش بدفهمی مورد مطالعه در این پژوهش، در بین دانشجومعلمان گروه نمونه وجود داشته است. این موارد به ترتیب میزان شیوع بیشتر به کمتر، در میان دانشجومعلمان، عبارتند از: 1. عدم توانایی نوشتن تمام حالات ممکن و مطلوب، 2. معرف بودن، 3. عدم درک مفهوم جزء به جزء و جزء به کل، 4. رویکرد نتیجه، 5. عدم درک نسبت و تناسب و 6. استفاده از شهود (اثر بصری) در مقایسه احتمال.
اصول برنامه درسی مبتنی بر نظریه پسا انسان گرائی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی اصول برنامه درسی مبتنی بر نظریه پسا انسان گرائی بود. رویکرد پژوهش فلسفی و روش پژوهش استدلال استنتاجی بود. بر اساس این روش محقق از یک نظریه کلی استفاده می کند و سعی می کند با استفاده از بینش به دست آمده از کلیات به جزئیات و سؤالات پاسخ دهد. در این روش شناخت و نتایج محصول و برخاسته از بحث های قیاسی است. نتایج نشان داد پساانسان گرائی، به عنوان دیدگاهی انتقادی، انسان محوری را به چالش می کشد و بر مرزهای فزاینده بین انسان ها و غیرانسان ها تأکید می کند. مهم ترین تمرکز در پسا انسان گرائی، تغییر تأکید از انسان ها به عنوان مرکز جهان و کاهش عاملیت مطلق آنهاست. این دیدگاه، رویکرد سلسه مراتبی را به چالش می کشد. هم چنین ، نتایج نشان داد از منظر پسا انسان گرائی در برنامه درسی اصولی چون اصل عاملیت مشترک در برنامه درسی ، به رسمیت شناختن بازیگران غیر انسانی در برنامه درسی، برنامه درسی به عنوان یک گفتگوی پیچیده، اصل عدم قطعیت در برنامه درسی، اصل یادگیری چند حسی و محیط یادگیری چند وجهی، اصل توجه به زندگی روزمره، اصل برنامه درسی مبتنی بر فناوری دیجیتال و منابع آموزشی هویت آفرین باید از جایگاه ویژه ای برخوردار باشند.
مقایسه افراد مبتلا به مشکلات بینایی، شنوایی، جسمی-حرکتی و افراد فاقد مشکلات جسمانی از نظر پنج عامل بزرگ شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
140 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف و زمینه: هدف پژوهش حاضر مقایسه افراد مبتلا به مشکلات بینایی، شنوایی، جسمی-حرکتی و افراد فاقد مشکلات جسمانی از نظر پنج عامل بزرگ شخصیت در سال 1403 بود. روش پژوهش: این پژوهش به لحاظ هدف از جمله تحقیقات کاربردی است که به لحاظ شیوه کنترل متغیرها یک پژوهش آزمایشی است که به شیوه پس رویدادی (علی مقایسه ای) انجام شد. جامعه آماری کلیه افراد مبتلا به مشکلات بینایی، شنوایی، جسمی-حرکتی و افراد فاقد مشکلات جسمانی به صورت نمونه گیری غیرتصادفی دردسترس روی 32 فرد مبتلا به مشکلات بینایی، 25 فرد مبتلا به مشکلات شنوایی، 32 فرد مبتلا به مشکلات جسمی-حرکتی و 31 فرد گواه سالم انجام گرفت. گروه گواه سالم از نظر سن و جنسیت با سایر گروه ها همتا انتخاب شده بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق از نرم افزار SPSS نسخه 27 استفاده شد. در این پژوهش سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در همه عامل ها به طور کلی گروه ها تفاوت معناداری با هم داشتند. میزان تفاوت های کلی گروهی در عامل ها از بیشترین به کمترین شامل توافق پذیری، تجربه پذیری، وجدان گرایی، روان رنجورخویی و برونگرایی بودند. در مقایسه های زوجی مشخص شد که عموماً گروه مبتلا به مشکلات بینایی بیشترین تفاوت ها را با سایر گروه ها داشت (05/0>p). نتیجه گیری: بنابراین این طور نتیجه گیری می شود که بین افراد مبتلا به مشکلات بینایی، شنوایی، جسمی-حرکتی و افراد فاقد مشکلات جسمانی از نظر پنج عامل بزرگ شخصیت تفاوت وجود دارد.
کیفیت سنجی اجرای طرح ارزیابی گروه آموزشی علوم تربیتی و راه کارهای ارتقای کیفیت آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
297 - 324
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف کیفیت سنجی اجرای طرح ارزیابی درونی گروه آموزشی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان و ارایه راهکارهای جهت ارتقای کیفیت آموزش آن در سال تحصیلی 03- 1402 در دانشگاه فرهنگیان استان کرمانشاه انجام شده است. پژوهش به جهت نوع هدف کاربردی و از لحاظ نوع داده مورد جستجو، از نوع پژوهش های کمی می باشد که با روش پیمایشی از نوع مقطعی انجام ستفاده از نمونه گیری طبقه ای و بر اساس جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان با آلفای (05/.)، 250 دانشجو به عنوازیابی درونی به عوامل اهداف و تشکیلات و راهبردهای یاددهی- یادگیری و پایین امتیاز به عامل امکانات و تجهیزات آموزشی تعلق گرفت. از مجموع شش عامل مورد بررسی، سه عامل تشکیلات ؛ راهبردهای یاددهی- یادگیری و دانشجو معلمان در سطح مطلوب، دو عامل، رشته های تحصیلی و اعضای هیات علمی در وضعیت نسبتاً مطلوب و یک عامل امکانات و تجهیزات در سطح نامطلوب ارزیابی شد.
بررسی نقش ضعف صلاحیت های حرفه ای اساتید دانشگاه فرهنگیان در شکل گیری برنامه های درسی زائد به عنوان یکی از انواع برنامه های درسی نال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
161 - 184
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تجارب دانش آموختگان دانشگاه فرهنگیان پیرامون ضعف در آن دسته از صلاحیت های حرفه ای اساتیدشان است که منجر به شکل گیری برنامه های درسی زائد، به عنوان یکی از انواع برنامه های درسی نال، برای آن ها شده بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای استقرایی انجام شد. جامعه پژوهش شامل نومعلمان دانش آموخته رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان در استان خراسان رضوی(1526 نفر)بودند که 33 نفر از آن ها با روش هدفمند از نوع تغییرات بیشینه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از کدگذاری داده ها به شکل مضامین اصلی و فرعی(ریان و برنارد) استفاده شد. یافته ها بیانگر آن بود که ضعف در سه دسته از صلاحیت های تخصصی(با 11 مضمون فرعی)، صلاحیت های فردی(با 2 مضمون فرعی) و صلاحیت های تجربی(با 6 مضمون فرعی) منجر به شکل گیری برنامه های درسی زائد برای دانشجو معلمان می شود. دیدگاه دانش آموختگان ازنظر میزان اهمیت ضعف در صلاحیت های حرفه ای اساتید بر شکل گیری برنامه های زائد، با هم متفاوت بود؛ به نحوی که اولین دانش آموختگان(1395) بر ضعف در صلاحیت های تجربی و دانش آموختگان (1400) بر ضعف در صلاحیت های تخصصی اساتید تأکید بیشتری داشتند. نتایج نشان داد که ضعف در هریک از صلاحیت های اساتید دانشگاه فرهنگیان، می تواند محملی برای ایجاد برنامه های درسی زائد باشد. همچنین مشارکت کنندگان برحسب زمان دانش آموختگی خود، جایگاه متفاوتی برای نقش ضعف صلاحیت های اساتید در شکل گیری برنامه های درسی زائد قائل بودند.
نقش استفاده از بازهای رایانه ای بر رشد اخلاقی کودکان و نوجوانان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر؛ تعیین نقش استفاده از بازی های رایانه ای بر رشد اخلاقی دانش آموزان است. پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل صورت گرفته است و جامعه آماری آن را کلیه دانش آموزان شاغل به تحصیل دوره دوم ابتدایی ناحیه 4 استان قم در سال تحصیلی 1401-1402 تشکیل می دهند که و از بین آن ها 36 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش (18 نفر شامل 9 پسر و 9 دختر) و کنترل (18 نفر شامل 9 پسر و 9 دختر) قرار گرفتند. گروه نمونه در مرحله پیش آزمون و پس آزمون به پرسش نامه های رشد اخلاقی Manavipour (2021)پاسخ دادند. بازی ماینکرافت نیز به صورت گروهی، آنلاین و در ساعت مشخصی توسط دانش آموزان به مدت 20 روز انجام شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس و ابزار spss استفاده شده است. نتایج نشان داد استفاده از بازی های رایانه ای در رشد اخلاقی دانش آموزان تأثیر داشت (001/0> P استفاده از بازی های رایانه ای در ابعاد رشد اخلاقی (اخلاق اجتماعی، اخلاق پس عرفی، اخلاق عرفی و اخلاق پیش عرفی) دانش آموزان تأثیر داشت (001/0> P باتوجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می شود در مدارس به نقش بازی های رایانه ای در رشد اخلاقی کودکان توجه شود.
الهیات سیاسی تربیت: برنامه ای پژوهشی برای تعلیم و تربیت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر برنامه پژوهشی ای را برای بازفهمی و بازسازی مسئله تعلیم وتربیت در ایران ارائه می کند. بدین منظور، تلاش شد در قالب یک جستار نظرورزانه طرحی از مسئله تعلیم وتربیت ایران و مسیر حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب ناظر به محورها و مضامین اساسی این برنامه پژوهشی عرضه گردد. این برنامه پژوهشی با نام الهیات سیاسی تربیت، دو پیش فرض بنیادین دارد. پیش فرض اول، که ناظر به اصلاح انگاره صاحب نظران و پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت نبست به غرب است، «غرب شناسی الهیات سیاسی تربیت» نام دارد. این پیش فرض مشخصاً به پروژه مطالعات نقد سکولاریزاسیون اشاره دارد و «وجود ریشه های الهیاتی برای مدرنیته» را برملا می سازد و زمینه ای برای تبارشناسی الهیاتی غرب مدرن، به ویژه تعلیم و تربیت سکولار غربی است. پیش فرض اول، کمک می کند تا غرب و تعلیم و تربیت غربی را با روایتی الهیاتی بازشناسی کنیم و این رکن غرب شناسی در برنامه پژوهشی این نوشتار است. پیش فرض دوم، «خودشناسی الهیات سیاسی تربیت» نام دارد که بیانگر ضرورت تلاش برای درک وضع تاریخی و اجتماعی و تعلیم وتربیت در ایران از منظری بیرون از افق تاریخی مدرنیته است. این افق تاریخی، که باید برآمده از حکمت ایرانی – اسلامی باشد و طرح کلی آن در این نوشتار عرضه شده، جهان ایرانی نام دارد. جهان ایرانی، رکن خودشناسی در الهیات سیاسی تربیت به مثابه یک برنامه پژوهشی است. براین اساس، نوشتار حاضر به نوعی ضرورت و امکان بازسازی نظریه و تاریخ تعلیم و تربیت در ایران را مطرح می سازد.
اعتباریابی و ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس بالندگی در معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی ساختار عاملی و مشخصه های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس بالندگی در معلمان انجام شد. در این پژوهش پیمایشی توصیفی، 303 معلم دوره دوم متوسطه (150 دختر و 153 پسر) از مدارس دولتی منطقه 20 شهر تهران با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به مقیاس بالندگی (واینر و همکاران، 2010)، سیاهه هیجان معلم (چن، 2016)، پرسش نامه سرمایه روان شناختی (لوتانز و همکاران، 2007) و مقیاس بهزیستی عاطفی وابسته به شغل (وتکاتویک و همکاران، 2000) پاسخ دادند. نتایج روش آماری تحلیل عاملی تاییدی از ساختار تک عاملی مقیاس بالندگی در معلمان، به طور تجربی حمایت کرد. همچنین، همبستگی بین مقیاس بالندگی با هیجانات مثبت و منفی، زیرمقیاس های عاطفه مثبت و منفی مربوط به بهزیستی شغلی و سرمایه روان شناختی معلمان، از روایی ملاکی مقیاس مزبور حمایت کرد. ضریب همسانی درونی مقیاس بالندگی با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر با 92/0 به دست آمد. در مجموع، نتایج این پژوهش با تکرار ساختار تک عاملی مقیاس بالندگی در معلمان ایرانی، ضمن دفاع از اتقان دیدگاه نظری زیربنایی آن، شواهدی قانع کننده در حمایت از مقبولیتِ مشخصه های فنی روایی و پایایی نسخه فارسی مقیاس مزبور فراهم آورد.
تأثیر آموزش بازنویسی و بازآفرینی بیست حکایت گلستان سعدی بر بهبود یادگیری دانش آموزان بر اساس آزمون پرلز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر آموزش بازنویسی و بازآفرینی بیست حکایت گلستان سعدی بر بهبود نمرات دانش آموزان در آزمون جهانی پرلز انجام شده است. هدف اصلی این تحقیق ارتقای سطح ادبی و اخلاقی دانش آموزان و همچنین بهبود نتایج آزمون پرلز است. این مطالعه به روش ترکیبی نظری و میدانی انجام شده و شامل دو گروه آزمایش و گواه است. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه هایی استفاده شده که سؤال های آنها مطابق با آزمون پرلز و بر اساس چهار مهارت خواندن طراحی شده اند. جامعه آماری شامل ۳۲۷ نفر دانش آموز دختر پایه نهم از سه دبیرستان در شهر تهران به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اکسل انجام شد. نتایج نشان داد که آموزش بازنویسی و بازآفرینی حکایت های گلستان سعدی تأثیر مثبت و معناداری بر توانایی پاسخگویی دانش آموزان به سؤال های آزمون پرلز دارد، بنابراین می توان نتیجه گرفت که این روش آموزشی می تواند در ارتقای مهارت های خواندن دانش آموزان مؤثر باشد.
مطالعه انگیزش در بخش آموزش عالی با روش علم سنجی: دورنمای مطالعات و مصورسازی مرز دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه: انگیزش به معنای برانگیختن علاقه و توجه فراگیران به مطالب و محتوای درسی و کلاسی، مفهومی است که در آموزش عالی یک حوزه پژوهشی در حال توسعه ،با پتانسیل مطالعات عمیق، برای بهبود زمینه های یادگیری ست. علیرغم حجم بالای انتشارات این حوزه، ساختار فکری پژوهشگران و چشم انداز آن ناشناخته است. اهداف و روش : این پژوهش با استفاده از روش علم سنجی و بر اساس استخراج 4884 مقاله بین المللی از پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس به دنبال شناسایی الگوی توزیع زمانی انتشارات، نمایش همکاری ها و مشارکت های پژوهشگران، کانون های پژوهشی، و روندهای نوظهور و جریان ها و جهت گیریهای پژوهشی آتی است. یافته ها : ترسیم تصاویر مفهومی از محتوای پژوهشها و بررسی روند موضوعی و مرز دانش در دوره های زمانی مختلف شامل :دوره ی اول، تا پیش از سال 2000 : حوزه علمی ضعیف ، مهجور، دوره دوم ، قبل از 2010 دوره نوزادی. دوره سوم : تا قبل از سال 2015 ، شروع رشد و دوره چهارم ، تا قبل از سال 2020و دوره آخر، از سال 2020 تا زمان حاضر دوره ی رشد، توسعه و بلوغ این حوزه ی علمی است. نتیجه: مطالعات حاکی از افزایش سریع تعداد مطالعات این حوزه بخصوص با رویکرد بین رشته ای است. همچنین محورهای انگیزش متناسب با تغییر در اهداف و انگیزهای آموزش تغییر و گسترش یافته و نقش محوری آن در بهبود عمکرد و تغییرات روزافزون بوده است.
پیش بینی سازگاری تحصیلی براساس یادگیری خودتنظیمی، خودکارآمدی تحصیلی و توانمندی تحصیلی-روانی دانش آموزان متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف پیش بینی سازگاری تحصیلی براساس یادگیری خودتنظیمی، خودکارآمدی تحصیلی و توانمندی تحصیلی- روانی انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع هم بستگی است. جامعه آماری، دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه در شهر قم در سال تحصیلی 03-1402 و به تعداد 21319 نفر بودند. از جامعه مذکور براساس جدول کرجسی و مورگان نمونه ای 380 دانش آموز به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند تا پرسش نامه های سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک (1984)، یادگیری خودتنظیمی بوفارد و همکاران (1995)، خودکارآمدی تحصیلی زاژاکووا و همکاران (2005) و توانمندی تحصیلی- روانی شفیع آبادی و همکاران (1389) را تکمیل نمایند. تجزیه وتحلیل داده ها از طریق تحلیل رگرسیون خطی چندگانه و به کمک نرم افزار SPSS26 انجام شد. یافته ها نشان داد که یادگیری خودتنظیمی، خودکارآمدی تحصیلی و توانمندی تحصیلی- روانی قابلیت پیش بینی سازگاری تحصیلی را دارند (05/0p<). براساس ضرایب اتا، یادگیری خودتنظیمی 5/21 درصد، خودکارآمدی تحصیلی 9/9 درصد و توانمندی تحصیلی - روانی 5/19 درصد از تغییرات سازگاری تحصیلی را پیش بینی می کنند. نتیجه پژوهش نشان داد، سازگاری تحصیلی از طریق یادگیری خودتنظیمی، خودکارآمدی تحصیلی و توانمندی تحصیلی- روانی قابل پیش بینی است. بنابراین به منظور افزایش سازگاری تحصیلی در دانش آموزان لازم است تا بر یادگیری خودتنظیمی، خودکارآمدی تحصیلی و توانمندی تحصیلی- روانی تمرکز نمود.
پیش بینی خودکارآمدی و خودتنظیمی تحصیلی بر اساس فراحافظه با میانجی گری باورهای ضمنی هوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف پیش بینی خودکارآمدی و خودتنظیمی تحصیلی بر اساس فراحافظه با میانجی گری باورهای ضمنی هوش در دانش آموزان صورت گرفته است. روش پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، دانش آموزان سال دوم متوسطه شهر مریوان به تعداد 1800 نفر بود. تعداد نمونه آماری 316 نفر بود که به روش نمونه گیری خوشه ای و با استفاده از جدول مورگان و فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش عبارت بودند از پرسش نامه های استاندارد خودکارآمدی تحصیل پاتریک (1997)، خودتنظیمی بوفارد (1995)، چندعاملی فراحافظه تریر و ریچ (2000) و همچنین باورهای ضمنی هوش عبدالفتاح و بیتس (2006). نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که فرضیه های پژوهش و معناداری تمامی عوامل موجود در مدل تأیید شد. به عبارت دیگر بین فراحافظه بر اساس خودکارآمدی و خودتنظیمی با میانجی گری باورهای ضمنی هوش، رابطه مثبتی و معناداری وجود دارد. واژه های کلیدی: فراحافظه، باورهای ضمنی هوش، خود کارآمدی تحصیلی، خود تنظیمی تحصیلی
استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده (SRS ) در تحلیل روانسنجی کلاسیک آزمون روی داده های بزرگ با تاکید بر صرفه جویی در زمان پردازش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۰
83 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف: یافتن یک روش جدید برای کاهش زمان پردازش داده ها و محاسبه شاخص آسانی و شاخص تمیز سوالات در آزمون های بزرگ. روش پژوهش: استفاده از روش آماری نمونه گیری تصادفی ساده در محاسبه شاخص آسانی و شاخص تمیز با روش تحلیل کلاسیک آزمون و تولید برنامه کامپیوتری برای اجرای نمونه آزمایشی با داده های بزرگ. یافته ها: نتایج نشان داد که استفاده از این روش باعث کاهش زمان برآورد پارامترها می شود. برای مثال، سوالی که با صرف 7393 دقیقه (بیش از 133 ساعت – 5 شبانه روز) مقدار شاخص P را برابر 0.50 بدست آورده بود، با 10 بار تکرار و صرف زمان متوسط 129.2 دقیقه، مقدار متوسط این شاخص را برابر 0.503 محاسبه کرد. نتیجه گیری: ترکیب روش آماری نمونه گیری تصادفی ساده با روش تحلیل کلاسیک آزمون، باعث کاهش چشمگیر زمان پردازش داده ها شده و لذا استفاده از این روش به سازمان های بزرگ مانند سازمان هایی که آزمون هایی را در سطح ملی برگزار می کنند قویاً توصیه می شود.
مقایسه صلاحیت حرفه ای، تاب آوری و استرس شغلی معلمان مدارس استثنایی و عادی مقطع ابتدایی شهر یاسوج
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
167 - 186
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مقایسه صلاحیت حرفه ای، تاب آوری و استرس شغلی معلمان مدارس استثنایی و عادی مقطع ابتدایی شهر یاسوج بود. به لحاظ ماهیت و اهداف، این پژوهش کاربردی و روش پژوهش، علی- مقایسه ای بوده است. جامعه آماری تمامی معلمان مدارس ابتدایی استثنایی و عادی شهر یاسوج بود. با اسفاده از روش نمونه گیری در دسترس 60 نفر از معلمان عادی و 60 نفر از معلمان استثنایی انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه صلاحیت حرفه ای معلمان بابایی (1393)، پرسشنامه تاب آوری کانرودیویدسون (2003) و پرسشنامه استرس شغلی رسولی (1394) بودند. جه ت تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل واریانس چند متغیری) استفاده شد. نتایج تحلیل ها، نشان داد که بین صلاحیت حرفه ای معلمان استثنایی و عادی تفاوت معناداری وجود دارد. بین تاب آوری معلمان استثنایی و عادی تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین بین استرس شغلی معلمان استثنایی و عادی تفاوت معناداری وجود دارد.
Analytical Hierarchy Process in Identifying and Ranking Factors Affecting L1 Use among Iranian EFL Teachers
حوزههای تخصصی:
Consolidating the students’ L1 permits instructors to supply clear clarifications and moderate potential challenges in comprehension. By recognizing the esteem of L1, instructors can advance more successful dialect instruction. Hence, this ponder investigated the essential variables influencing Iranian instructors’ utilization of L1 in EFL classrooms. The members of the think-about group were chosen through comfort inspection. A pairwise survey was conducted, and 32 tall school English instructors from Gorgan, Golestan, Iran, reacted to the questions. Along these lines, 20 instructors out of 32 were chosen based on their level of instruction and the consistency of their reactions. They were counseled on how the pairwise survey was answered to get more reliable reactions. After analyzing the information utilizing the Master Choice computer program and Explanatory Chain of command Handle (AHP), it was uncovered that instructors, for the most part, favored utilizing L1 to decrease negative full of feeling channels in a classroom environment, such as making less tense environment, additionally improving positive emotional channels like motivating the learners. It was also concluded that the other reasons behind the teacher's L1 utilization were for classroom administration purposes, social targets, and cognitive engagement of the understudies. The discoveries of this thinking suggest that EFL instructors and TEFL approach producers join L1 in teaching-learning and prepare more viably and intentionally.
اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری بر اضطراب اجتماعی و هوش هیجانی دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶)
45 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری بر اضطراب اجتماعی و هوش هیجانی دانش آموزان کم توان ذهنی انجام شد. روش: این پژوهش، یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بود. 26 نفر از دانش آموزان کم توان ذهنی به روش نمونه گیری در دسترس از مدارس شهر اصفهان انتخاب شدند. آنها با روش تصادفی به دو گروه 13 نفری تقسیم و در یکی از گروه های آزمایش و گروه کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش در برنامه بازی درمانی شناختی رفتاری در 10 جلسه و هفته ای یک جلسه شرکت کردند در حالی که گروه کنترل در این جلسات شرکت نکردند. آزمودنی ها با استفاده از مقیاس اضطراب اجتماعی (ماتسون و فرند، 1969) و پرسشنامه هوش هیجانی (برادبری و گریوز، 2004) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری با به کارگیری نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله تاثیر مثبت و معناداری بر اضطراب اجتماعی و هوش هیجانی دانش آموزان کم توان ذهنی در گروه آزمایش داشت (001/0P=). نتیجه گیری: با توجه به این که برنامه بازی درمانی شناختی رفتاری سبب کاهش اضطراب اجتماعی و افزایش هوش هیجانی دانش آموزان کم توان ذهنی شد، بنابراین برنامه ریزی برای آموزش چنین برنامه هایی مانند برنامه بازی درمانی شناختی رفتاری نقش مهمی در کاهش اضطراب اجتماعی و افزایش هوش هیجانی دانش آموزان کم توان ذهنی دارد.